سیاست غذای ارزان

زمانی که الگوی ar(1) پیدا نشود پرداخت های مستقیم به طور معنی دار فشار میآورند روی قابلیت تهیه ی غذا درانبوه,آن فشار های بالقوه روی انواع غذا ها یا گروه های غذایی خاص عنوان نمیکند.اگر پرداخت های مستقیم به مزرعه داران قابلیت تهیه ی بعضی از انواع تولیدات غذایی را افزایش دهد و قابلیت تهیه ی بقیه را کاهش دهد , این موقعیت بوسیله ی یک الگوی انبوه ضرورتاً کشف نشده است.کارشناسان که درمورد برنامه های کالا بحث میکنند به انتشار چاقی در ایالات متحده به وسیله ی در دسترس ساختن مقدار بیشتری غذای کم هزینه کمک میکنند, در نتیجه ی این برنامه ها,غذا های پر چرب در کمترین انواع غذاها ,قابل تهیه تر می شوند.بدین منظور تماماً رابطه بالقوه ی بین پرداخت های مستقیم به مزرعه داران و قابلیت تهیه ی گروه های غذایی خاص ارزیابی می شود,یک الگوی ثانویه برای استفاده ی شاخص های هزینه های خرده فروشی توسط ers برای سبد بازار گروه های غذایی ساخته شده است. یک مزیت این شاخصها این است که سبد بازار مجموعه مقادیر ثابت را در بر میگیرد,تغییرات در ارزش شاخص تنها تغییرات در قیمت های خرده فروشی را منعکس میکند.در هر حال سبد بازار استفاده شده در این شاخص ها ,غذاهای استفاده شده ی دور از خانه و همچنین غذاهای وارداتی,نوشیدنی های غیر الکلی و غذاهای مرکب از جانوران دریایی را شامل نمی شود.

  
یک مجموعه ای از متغیر های وابسته از این شاخص ها برای پنج گروه غذایی ایجاد شده اند:تولیدات غذایی,میوه ی تازه,سبزیجات تازه,میوه و سبزیجات تبدیل شده,و نانوایی و تولیدات غله.سبد بازاری که ERSبرای هر شاخص استفاده می کند,یک دوره ی پایه ای 84-1982دارد,واین اطلاعات از2002-1967در دسترس است.به منظور ادامه بطورسازگار توان سیاست غذای ارزان را مانند بحث های قبلی ارزیابی می کنیم—که همانند هزینه های غذا راجع به درآمد کل است—مجموعه نسبت ها برای استفاده ی هر شاخص و درآمد قابل تصرف ساخته شده است.اول,هر شاخص به یک دوره ی پایه ی2000 برای سازگاری با اطلاعات پولی دیگر استفاده شده در الگو تبدیل شده بود.بعد,یک شاخص با همین دوره ی پایه از اطلاعات درآمد شخصی قابل تصرف انبوه بدست آمده از ERSایجاد شد.سرانجام مجموعه ای از متغیر های وابسته بوسیله ی بدست آوردن نسبت این دو متغیر برای پنج گروه غذایی ایجاد شد.با استفاده از همین متغیرهای مستقل مانند الگوی قبلی,پنج معادله از فرم ذیل ساخته شده اند:
جایی که IR نسبت شاخص خرده فروشی به شاخص مجموع درآمدشخصی قابل تصرف برای گدوه غذایی خاص در دوره ی است. گروه های غذایی 5-1علامت گذاری شده اند, تولیدات گوشت=1؛میوه ی تازه=2,سبزیجات تازه=3,میوه و سبزیجات تبدیل یافته=4,و کالای غله و نانوایی=5.متغیرهای وابسته در (2)E . مانند تعاریف (1)E . برای گروه های غذایی مربوطه 5-1 هستند.
مجموعه ی پنج معادله در فرم (2)E ., ما نند یک واپس روی ظا هراً بی ارتباطSUR)) تخمین زده شده بود.نتایج ا لگوی SURدر جدول2آمده است و بطور کلی با آنهای ا لگوی (1)ARدر جدول2سازگار است.متغیرهای مستقل برای عامل کلی بهره وری , درآمد شخصی قابل تصرف سرانه ,و وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه ,در سطح پنج درصدی درهرپنج معادله با رد عامل کلی بهروری در معادله برای سبزیجات تازه معنی دار هستند .متغیرهای درآمد قابل تصرف سرانه و وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه در سطح یک درصدی در همه معادلات معنی دارهستند زمانی که متغیر برای عامل کلی بهره وری درسطح یک درصدی تنها در معادله ی تولیدات گوشت معنی دار هست .هرکدام از این متغیرها به جز عامل کلی بهره وری علامت مورد انتظارشان در معادله میوه تازه مثبت است .
متغیر برای پرداخت مستقیم ,در چهار تا از پنج معادله معنی دار نیست . معادله برای میوه تازه استثناء است . هرکدام از متغیرهای پرداختهای مستقیم علامت موردانتظاری در همه معادلات گروه های غذایی مربوط به خود دارند . متغیر در معادله برای تولیدات گوشت و تولیدات غله ونانوایی منفی است,همان طور که انتظار می رفت پرداخت های!Unexpected End of Formula مستقیم,با افزایش در عرضه ی غله ی دردسترس برای مصرف دام و برای فرآیند بخشهای غذایی تمام شده ,هزینه ی این غذاها را کاهش دهد. در سه معادله ی میوه ها و سبزیجات متغیر مثبت است,انعکاس افزایش مورد انتظار در هزینه ی این غذاها بواسطه ی تاثیرات پرداخت های مستقیم است.انتظار می رود پرداخت های مستقیم عرضه ی میوه جات و سبزیجات را کاهش دهد چرا که محصولاتی که پرداخت ها را دریافت میکنند در کمترین تعداد .............به تولید میوه جات و سبزیجات اختصاص یافته است.

  
ضریب برای پرداخت های مستقیم در معادله برای نسبت شاخص هزینه ی میوه ی تازه مثبت و معنی دار است , تعیین پرداخت های مستقیم به مزرعه داران قابلیت تهیه ی میوه ی تازه را کاهش میدهد . در هرحال ضریب روی متغیر پرداخت های مستقیم در معادله برای سبزیجات تازه و میوه و سبزیجات تبدیل یافته معنی دار نیست.تشابه هایی به این گروه های غذایی داده شده است,میوه ی تازه انتظار می رود که نتایج مشابهی دلشته باشد.بعلاوه علامت ضریب برای عامل کلی بهره وری در معادله ی میوه ی تازه مثبت است,که مورد انتظار نیست,و تنها معادله در این الگو است که ضریب برای عامل کلی بهره وری منفی نیست.ازاین رو آیا نتایج برای میوه تازه در حقیقت از آن چهار گروه غذایی دیگرکه تماماًواضح نیست متفاوت است.بطور مهمتر فرض باطل یک آزمایش مجزای.........سرتاسر سیستم معادلات نمی تواند طرد شود—بدین معنی که ضریب متغیر پرداخت های مستقیم در هر یک از معادلات نمیتواند بطور آماری متمایز از صفر باشد.
در فهم نتایج دو الگوی ارائه شده در این بخش ,یک دلیل اضافی پرداخت های مستقیم نباید انتظار رود که بطور معنی دار روی هزینه های غذای مصرف کننده ها تاثیر بگذارد در ارتباط با اندازه ی کمک های مالی مزرعه مقایسه شده به دلار us که مصرف کننده ها هر ساله برای غذا می پردازند. شکل 2 پرداخت های مستقیم به مزرعه داران و هزینه های غذا از سال 1960 در2000 دلار را ترسیم میکند .ازسال1960,این سطح 1/1 درصد میانگین زده شده و از 8/2 درصدتجاوز نکرده است.درسال2003 پرداخت های مستقیم تقریباً7/1 درصد هزینه های غذای مصرف کننده بود,که تقریباً 950 میلیارد دلار در دلار غیر واقعی جمع زده شده بود.

  
در حقیقت در الگو ها ی که ما بکار می گیریم مدرک جالب توجهی از سیاست غذای ارزان از سال 1960پیدا نشد که با گسترش تاریخی برنامه های مزرعه u.sسازگار است.اولین برنامه هایی که درطول کسادی بزرگ راه انداخته شده بود تا کمک به مزرعه داران را فراهم کند آنهایی که درآمد نابود نیازمند ترکشان کرد.شمار مزرعه داران در آن زمان و حتی
در1960 زمانی که...............برای رژیم سیاست مزرعهu.s مدرن بنا شده بود از امروز بیشتر بود.برنامه هایی که برای افزایش درآمد مزرعه داران طراحی شده بود, هزینه های تولیدات غذای خرده را برای مصرف کننده گان کاهش نداد . وجود کنترل های عرضه از همه جهت برخی از تاریخ سیاست مزرعه u.s را مفهوم سیاست غذای ارزان می شمارد,آنچنانکه این مکانیزم ها کوشش کردند اختلاف بین قیمت بازار برای کالاهای مزرعه و حمایت های قیمتی فدرال را کاهش دهند.این فعالیت های سیاسی که تغییر شکل ایجاد شده توسط برنامه های کالا را کاهش می دهد , با هدف کاهش قیمت غذای خرده سازگار نیست.

  
این گرایش روبه پایین در تولید درآمد قابل تصرفی که مصرف کننده برای غذا می پردازد از سال 1996 ادامه پیدا کرده است, زمانی که تجزیه ی برنامه های مزرعه شروع شد. این حادثه تنها توجیه وجود سیاست غذای ارزان را مشکل تر ساخت, همچنانکه که ناتسون, پن, و فلینچباف(1998)ذکر کردند.در هر حال نگهداری برنامه های وام بازاریابی ,به تولید کنندگان اجازه میدهد برای دریافت یک قیمت موثر نه بیشتر از نرخ وام برای یک محصول خاص که میتواند برای تمام تولید در سال جاری فراهم شود شرکت کنند.
tweeten(1995)ذکر کرد چگونه نیمی از تولید کشاورزی از برنامه های کالا ی مزرعه ,کمک دریافت نمیکنند(دام,علوفه,میوه جات,سبزیجات),هنوز فراوان و موثرباقی اند مانند محصولات برنامه.او بیان کرد,"مصرف کنندگان بابت کمبود گوجه فرنگی,سیب زمینی,تخم مرغ,کبابی ها و کالای دیگر که تحت کنترل دولت نیست,نگران نیستند."نتایج ما با این مشاجره سازگار است.

 
دلالت ها و نتایج
نتایج این مطالعه شاید قابل اجراترین برای مذاکرات پارلمانی پیرامون آینده ی سیاست کالای فدرال است.همان طور که در مقدمه ذکر شد,اصطلاح سیاست غذای ارزان ادامه می یابد تا توسط مدافعان وجود برنامه های مزرعه,شامل مزرعه داران,گروه های علاقه مند,و اعضای مجلس منطقه مزرعه بکار گرفته شود.در هر حال یافته های ما نشان می دهد مصرف کنندگان و مالیات پردازها باید از این اعلامیه های رسمی احتیاط احتیاط کنند. بعلاوه یافته های آماری ما نشان می دهد کنار زدن مقدار هزینه های مصرف کننده برای غذا در ارتباط است با پرداخت های مستقیم به مزرعه داران که نشان میدهد چگونه مقدار کم این پرداخت ها باید مورد انتظار باشد که روی قابلیت تهیه ی غذا تاثیر میگذارد.
نتایج ما ممکن است همچنین اغلب استدلال های ضد و نقیض حول و حوش مسئله ی چاقی ملت را روشن کند . مانند بحث قبلی, تعدادی از وکلا مخالف دلالت برنامه های کالای مزرعه اند چنانکه برای این مخمصه کمترین طرفداری را دارند بدلیل اینکه با ایجاد هزینه ی پایین ,تولیدات غذای پر چرب به آسانی برای مصرف کنندگان در دسترس است. .بسیاری از این کارشناسان معتقدند حذف این برنامه ها بسیاری از مسئله های چاقی را کاهش می دهد. در هر حال یافته های ما نشان می دهد که پرداخت ها به مزرعه داران تاثیرات معنی داری روی قابلیت تهیه ی تولیدات غذای خرده ندارد, بطور خاص معیاری توسط تعدادی وکلای سلامتی عمومی پیشنهاد نشده است. علاوه بر این ,این نتیجه سراسر گرو ه های غذایی سازگار است,همچنانکه نتایج ما پیشنهاد می کند آمیختن کالاها ی دریافتی بطور معنی دار قابلیت تهیه ی تولیدات غذای خرده را از این کالا ها یا آن در کمتر از یکی از این کالاها بعنوان یک تولید عمده استفاده می شود –تولیدات اغلب . یافته های ما همچنین پرداخت هایی برای این کالاها نتیجه نمی دهد در هزینه های غذای بیشتر معنی دار برای محصولاتی که این حمایت را دریافت نمی کند,به همین صورت میوه جات و سبزیجات . نتایج همچنین با کار اخیر روی ارتباط بین تغییر تکنولوژیکی و آهنگ ترقی چاقی سازگار است,هر دو روی کناره ی عرضه و کناره ی تقاضا اند به خاطر کاهش در استخدام شدید نیروی کار بیشتر (لاکداوالا و فیلیپسون,2002؛فیلیپسون و پسنر,1999).از این رو توانایی جابه جایی برنامه های از بحث مسئله ی چاقی u.sبرای همه ی حزب ها سودمند به نظر میرسد.
در ادامه ی مذاکرات پارلمانی عمومی پیرامون طراحی سیاست مزرعه,طرفداران برنامه های کالا بیشمار توجیه مشخص کردند(دیدن tweeten)بطور مشابه ,چندین منبع توسط کارشناسان نقد شده اند مانند اعانه دهنده ها به محیط زیست که بطور معنی دار برنامه های کالا درمیان آنهابه جمعیت چاق هدایت میکند, فقدان مدرک در این مطالعه نقش مهمی را برای پرداخت های مستقیم پیدا کرد که نمایان می سازد بسیاری از بحث ها جا گذاشته شده است.پرداخت های مستقیم نشان می دهند که تولیدات غذای خرده ی بازار فاکتور ناچیزی در قابل تهیه تر کردن غذا باشد.بلکه, افزایش در درآمد مصرف کننده و پیشرفت ها در تکنولوژی که بهره وری در کشاورزی را بهبود می بخشد نشان داده شده اند که اهمیت بیشتری در تاثیراتشان روی قابلیت تهیه ی تولیدات غذا خرده دارند. مذاکره پیرامون سرمایه گذاری های عمومی جهت بهبود بخشدن همچون تکنولوژی ها و زیربناها بنظر می رسند که مناسب تر باشند.

 
نکته های آخر
1"پرداخت های مستقیم" در این مقاله برای اشاره به همه ی پرداخت هایی که مستقیماً توسط مزرعه داران دریافت میشد استفاده شده اند برای آن اطلاعاتی که usda برای بسیاری دهه هاجمع آوری کرده است. این به سیستم ثابتی اشاره نمی کند,پرداخت های به مزرعه داران بطور مجزا بنا شده توسط لایحه ی مزرعه 2002 بعنوان پرداخت های مستقیم یا مستقیم ثابت.تنها بخش کوچکی از این پرداخت ها در اطلاعات 2002 شامل می شود.
2 این اطلاعات تاریخی درباره ی پرداخت های مستقیم, از ersبدست آمده است,هیچ پرداختی بعد از سال 1995 نتوانست پیدا شودکه به بعنوان کالای خاص شناخته شود. .صرف نظر از این ,بعد از 1995 ما تنها قادر بودیم پرداخت های حمایتی را از اطلاعات برگردانیم و نه, برای مثال ,پرداخت های کمبود وام و سود وام بازاریابی برای کتان .
3تغییرات الگوی ar(1)نیز تخمین زده شد. متغیر پرداخت های مستقیم اصلاح شده بود به یکی کردن میانگین جابجایی سه ساله,اجازه برای یک مشی متناوب به اندازه ی مورد انتظار پرداخت های مستقیم.در هر حال ,نتایج تخمین زده شده مدل با این متغیر خیلی شبیه به آنها در جدول1 است.درحقیقت,پرداخت های مستقیم با تضمن میانگین جابجایی سه ساله کم اهمیت شدند.الگو همچنین با استفاه ازتخمین های حمایتی تولید کننده ,تخمین زده شد.(pse ),یک اندازه ی مرزی تاثیرات برنامه ی دولت ,در عوض پرداخت های مستقیم.در هر حال ,از2002-1986 تنها این اطلاعات در دسترس است ,یک نمونه ی خیلی محدود,نهpses نه پرداخت های مستقیم پیدا نشدند که بطور آماری روی این دوره ی زمانی معنی دار باشد.
4گروه های غذایی دیگر برای ersیک شاخص را نگه می دارد امادر این مطالعه استفاده نشده که در بر می گیرد ماکیان,تخم مرغ,محصولات لبنیاتی,و چربی ها و روغن ها.

 

/ 0 نظر / 28 بازدید