اللوپاتی گندم

 

Guenzi و همکاران نشان دادند که مواد سمی عصاره آبی کاه و کلش 9 واریته گندم در اثر بازدارندگی بروی جوانه زنی و رشد گیاهچه گندم متفاوت بودند (3).

گندم خشک شده با علف کش گلیفوزیت و پاراکوات، زیتوده علف های هرز را 88- 76 درصد کاهش می دهد. مالچ گندم مسئول کاهش جمعیت نیلوفر (Ipomea lacunose) و علف های هرز دیگر در سیستم بدون شخم گندم است. وجود فرولیک اسید و ترکیبات دیگری را مسئول کاهش رشد علف های هرز در سیستم بدون شخم، می دانند.

سمیت بقایای گندم در مراحل معینی از رشد بیشتر است و با گذشت زمان، کاهش می یابد. بطور کلی، هر چه زمان تجزیه بقایای گیاه زراعی طولانی تر باشند، از انباشتگی مواد سمی در خاک کاسته می شود. کاه و کلش گندم، جمعیت علف های هرز پهن برگ را 16.8 درصد کاهش می دهد، اما اثری بر علف های هرز باریک برگ ندارد. البته کاه و کلش گندم، زیتوده هر دو نوع علف هرز را کاهش می دهد. افت زیتوده تا 120 روز پس از بذر افشانی افزایش اما پس از آن، کاهش می یابد. توانائی دگر آسیبی بقایای گندم تحت تاثیر سن، مقدار آب، کربن، نیتروژن و pH خاک تعیین می گردد.

عصاره های آبی بقایای گندم با غلظت 2 و 4 درصد از جوانه زنی بذر، رشد ریشه، نوشاخه و گیاه کامل، می کاهد. اثر بازدارندگی بر علف های هرزی نظیر تاج خروس، آشکارتر از سوروف بود. سمیت بقایای گندم بر سوروف تا 6 هفته پایدار است و پس از آن از بین می رود(1).

اثرات زیان آور آللوپاتی گندم

1. خودمسمومی گندم:

خودمسمومی گندم، رشد کند گیاهچه های استقرار یافته و به دنبال آن کاهش عملکرد دانه ای گندم معمولا هنگامی رخ می دهد که قبلا کاه و کلش گندم در زمین رها شده باشد. Alam در سال 1990 گزارش کرد که جوانه زنی و رشد گندم تحت تیمار عصاره آبی کاه وکلش همان گونه گندم بطور معنی داری کاهش می یابد. تحقیقات نشان می دهد که تنوع خود مسمومی گندم بسته به واریته آنهاست. بطور مثال رقم Gaboاثر بازدارندگی قویتری نسبت به رقم Insignia نشان می دهد. مواد استخراج شده از کاه و کلش رقم Gabo و رقم Insigniaدارای اثرات بازداندگی بر رشد ریشه و گیاهچه گندم به میزان 27 و 4 درصد و همچنین بازدارندگی بر رشد ساقه به میزان 43 و 12 درصد می باشند. مواد آللوپاتیک حاصل از گیاه زنده گندم و کاه کلش گندم می تواند در زمانی که گندم بطور متوالی کشت شود، تجمع پیدا کند.

وارد کردن گندم در یک سیستم کشت، چه بصورت تک کشتی و چه بصورت تناوب با دیگر غلات، در مقایسه با دیگر سیستمهای کشت باعث افزایش اثرات خودمسموی می شود، که این خود دلالت بر تجمع فیتوتوکسین ها دارد(7).

2. آللوپاتی گندم و رشد دیگر گیاهان زراعی:

Hozumi و همکارانش در سال 1974 اظهار داشتند که عصاره آبی بقایای گندم از رشد برنج، جو و چاودار جلوگیری می کند. بقایای گندم همچنین اثر آللوپاتیک بروی رشد سویا دارد.narwal و همکارانش در سال 1997 گزارش دادند که عصاره های آبی کاه و کلش گندم به طور زیان آوری روی جوانه زنی و رشد گیاهچه چندین گیاه علوفه ای همچون ذرت، سورگوم،Pennisetum glaucum L.، Cyamopsis tetragonolobaو Vigra unguiculata اثر می گذارد.

اثرات منفی آللوپاتی بقایای گندم بروی رشد دیگر گیاهان زراعی همراه با رقم گندم تغییر می کند. در آزمایشات گلخانه ای، 20 واریته گندم اثرات آللوپاتیک متفاوتی را بروی رشد رقم Dare سویا نشان دادند البته در این آزمایش ارقام سویا در خاکی حاوی 2 درصد از بقایایای کاه و کلش گندم رشد یافته بودند.

حساسیت ها به آللوپاتی بقایای گندم در گیاهان زراعی متفاوت است. Putnam و همکاران در سال 1983 گزارش دادند رشد بادمجان، ذرت، خیار، کاهو، نخود،Snapbean به بقایای گندم واکنش های متفاوتی می دهند.Dias در سال 1991 دریافت که گندم، یولاف و Trifolium subterraneum در واکنش به تجزیه شدن کاه و کلش گندم متفاوت هستند.

واریته های گیاهان زراعی مختلف همچنین به آللوپاتی بقایای گندم به طور متفاوتی واکنش نشان می دهند. Hicks و همکاران در سال 1989، 11 واریته پنبه را برای ارزیابی توانایی مقاومت به اثرات بازدارندگی کاه و کلش گندم در آزمون زیست سنجی آزمایشگاهی و مطالعات گلخانه ای غربال کردند.واریته مقاوم paymaster404 و واریته حساس Acala A246 برای آزمایشات مزرعه ای انتخاب شدند. جوانه زنی پنبه به طور میانگین 9 درصد برای Paymaster404 و 21 درصد برای Acala A246 کاهش یافت. همچنین در آزمایشات مزرعه ای و گلخانه ای واریته های سویا به طور معنی داری در مقاومت به اثرات آللوپاتیک بقایای گندم متفاوت بودند. واریته های Davis و ‍‍‍Centennial بیشترین مقاومت و Correst کمترین مقاومت را داشت.(7)

مدیریت اثرات زیان آور بقایای گندم

اثرات زیان آور بقایای گندم توسط چند فاکتور زنده و غیر زنده تعیین می شود که شامل ژنوتیپ، کاه و کلش، مقدار و مدت زمان تجزیه شدن، نوع خاک، نحوه کشت و کار، خاک و شرایط اقلیمی می باشد. تحقیقات نشان می دهد که این اثرات مضر بر محصولات کشاورزی را می توان با روشهای مدیریت موثر بر بقایای گندم کاهش داد. تناوب دقیق و صحیح گیاهان زراعی باعث افزایش اثرات مفید آللوپاتی همراه با کاهش میزان تجمع مواد آللوشیمیایی، می شود.

تناوب با گونه های زراعی متحمل یا واریته های متحمل در گونه های زراعی، اثرات آللوپاتیک کاه و کلش گندم را به حداقل می رساند. انتخاب واریته های گندم که خاصیت آللوپاتی ندارند یا واریته هایی که متحمل به آللوپاتی هستند بعنوان گیاه زراعی بعدی یک روش تناوب مناسب است. اگر یک واریته خاص گندم دارای خاصیت آللوپاتیک طبیعی است، می توان یک واریته گندم متحمل به آللوپاتی را در تناوب انتخاب نمود.

اگر انتخاب واریته های متحمل گندم امکانپذیر نبود و مجبور بودیم کاه کلش را در زمین باقی بگذاریم، ابتدا یک واریته گندم، با کمترین مقدار فعالیت آللوپاتیک را کشت می کنیم تا مشکلات فیتوتوکسیک برای گیاه بعدی کاهش یابد.

ارتباط متقابل بین مقدار کاه و کلش با خاصیت آللوپاتیکی به خوبی به اثبات رسیده است. با عواملی مثل کاهش مقدار کاه و کلش باقیمانده، کشت زودتر، و کشت واریته های متحمل به آللوپاتی می توان بر اثرات منفی کاه و کلش گندم غلبه کرد. میزان تجزیه اولیه بقایا می تواند در واکنش گیاه بعدی اثر بگذارد. آللوکمیکال هایی که از بقایا شسته شده، و وارد خاک می شوند می تواند تحت تاثیر جذب سطحی خاک، آبشویی، تغییرات میکروبی یا پروسه های تجزیه قرار گرفته و در نتیجه خاصیت آللوپاتیک طبیعی خود را از دست بدهند. بررسی ها نشان می دهد که بعد از مدتی که بقایا تجزیه شدند، خاصیت آللوپاتیک از بین می رود.

تیمار کردن بذور گیاهان زراعی قبل از کاشت با آللوکمیکال ها می تواند به منظور افزایش مقاومت بذور به آللوپاتی گندم صورت گیرد.Cowsik و Jayachaandra گزارش کردند که می توان با خیساندن 4 ساعته بذور گندم در اسید کافئیک (1ppm)، اسید فرولیک (5ppm) و اسید وانیلیک (1ppm) در آنها ایجاد مقاومت کرد(7).

آللوپاتی گندم، توانایی برای مدیریت علف های هرز، آفات و بیماریها می باشد. هم آللوپاتی بقایای گندم و هم آللوپاتی گیاهچه گندم می تواند برای مدیریت علف های هرز به کار رود. واریته های گندم در توانایی آللوپاتی بر ضد علف های هرز متفاوت هستند، و انتخاب واریته هایی با توانایی آللوپاتی می تواند بعنوان یک استراتژی مفید در مدیریت تلفیقی علف هرز استفاده شود. خودمسمومی گندم بروی سیستم های تولید کشاورزی اثرات منفی دارد مخصوصا زمانیکه کاه وکلش گندم بروی سطح خاک، برای اهداف کشاورزی حفاظت شده ، رها شده است. در آینده آللوپاتی گندم نیازمند بررسی هایی در جهت افزایش توانایی آللوپاتی برای کنتزل علف هرز، آفات و بیماری و به حداقل رساندن اثرات منفی روی گندم و دیگر گیاهان زراعی، است.

/ 1 نظر / 37 بازدید
حسینی

با سلام مطالب بسیار جامع و مفید است که البته جای پیشرفت دارد. واما پیشنهادی که در مورد مقاله های لاتین داده اید مبنی بر عدم انتقال مقاله ها به سایت ها و وبلاگهای دیگر به علت پرداخت وجه : اگر در طول تاریخ اینگونه قید وشرط برای مطالب علمی بود هنوز در عصر حجر می زیستیم