بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون


طراحی وب سایت




همه چیز درباره چمن کاری
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ

اصولا محوطه چمن کاری علاوه بر زیبایی و بر قراری لطافت محیط، از نظر بهداشت مورد توجه است،بخصوص در مناطق معتدل و خشک که در اثر وزش باد گرد و غبار به هوا برخاسته و فضا را آلوده می سازد.لذا محوطه های چمن کاری از این امر جلوگیری نموده و محیط اطرافش را مصون از آلودگی می نماید.

 


روشی که در این مجموعه بکار رفته هر فرد ناآشنا به فن چمن کاری می تواند با مطالعه مفاد این کتاب راسا باغبان خود بوده و به کشت چمن اقدام کند.

چمن و هر نبات دیگر در طبیعت به طور وحشی بوده که بشر با پی بردن به اهمیت آن به تدریح روی آنها مطالعه و آزمایش کرده و ارقامی مناسب برای هر منطقه انتخاب نموده که از نظر کیفی و کمی مورد توجه قرار گرفته است.

در هر کشور و کشور ما نیز چمن های خودرو به انواع مختلف یافت می شوند در ایران با مطالعات انجام شده روی این نبات چند رقم خاص انتخاب گردیده که نسبت به تکثیر بذر آن همه ساله اقداماتی صورت می گیرد.یکی از انواع این چمن های ایرانی که مرسوم و متداول است چمنی استا به نام ری گراس (rey grass) که برای نقاط گرم و معتدل مناسب است و در مناطق مرطوب مانند شمال ایران نتیجه مطلوب عاید نمی گردد.پس بهتر است نسبت به واریته انتخابی توجه خاص مبذول گردد تا زحماتی که برای کشت آن انجام می شود به هدر نرود.علاقمندان  محترم باید بتوانند که بستر نبات (خاکی که درآن بذر یا نهال کاشته می شوند)باید به دقت زیاد تهیه شود ،زیرا یکی از ارکان اصلی و مهم باغداری ،زراعت ،گل کاری و چمن کاری همانا خاک مناسب است که در هر نبات بوجه خاصی نوع خاک باید متغیر باشد.

اگر چنانچه خاک موجود مطابق با سلیقه نبات نباشد باید آنرا مطابق نیاز گیاه مربوطه آماده ساخت ،در غیر اینصورت زحمات کاشت ، داشت و برداشت برای کشت گیاهان بدون در نظر گرفتن بستر مناسب بیهوده است. لذا باید ترکیبات فیزیکی و شیمیایی هر خاک برای هر نبات مد نظر قرار گیرد.

همانطور که در ابتدا ذکر رشد نوع چمن باید با دقت انتخاب گردد، مثلا در نقاطی که سایه آفتاب، گرم، معتدل و یا مرطوب ایت باید واریته ای مخصوص هر یک از آن مناطق در نظر گرفته شود تا چمن دلخواه بدست آید، بنابراین آنچه را که برای یک چمن ایده آل ضرورت دارد به ترتیب با روشی ساده شرح داده می شود.

به طور کلی چمن ها در هر خاکی اعم از شنی یا رسی به خوبی سبز می کنند ولی رشد و نمو آن در اراضی شنی مطلوب نبوده و به علت قابل نفوذ بودن آن در اراضی مواد غذایی به سرعت  از دسترس گیاه خارج شده و در نتیجه رنگ چمنها به زودی گرایش پیدا می کنند.لذا باید به این قبیل اراضی مقداری خاک رس بیفزائیم و اگر بر عکس زمینی رسی باشد باید مقداری ماسه نرم به آن اضافه نمائیم.

خاک چمن کاری باید تا عمق 20 سانتی متری اصلاح گردد و چون ریشه چمن افشان است، اصلاح عمق بیشتر ضرورتی ندارد.

هر قدر در تهیه زمین چمن کاری دقت شود آتیه چمن بهتر است ، در این صورت چمنی که برای مدت 5 الی 6 سال در زمین پا برجاست جا دارد که خاک آن اصلاح گردد.پس باید قبل از اقدام به کشت چمن با نوک بیل نمونه های خاک یک زمین را برداشته و به دقت بررسی نموده و از وضع ظاهری خاک اطلاعات کافی بدست آورد.

پس از بررسی فوق باید زمین بیل خورده و خاک آن برگردان شده و با خاک رس یا ماسه همانطور که اشاره شد اصلاح شود.ممکن است زمین خودبخود از حیث این ترکیبات کامل بوده و لزومی به اصلاح آن نباشد. در هر حال اراضی که رس آن نسبت به شن موجود در خاک بیشتر باشد مناسب ترین خاک برای چمن کاری است.

این خاک تهیه شده را با کود سرندشده حیوانی به نحوی که بعدا میزان و نوع آن شرح داده می شود مخلوط می نمایند. باید در نظر داشت قبلا کود را غربال نموده و پس از پخش نمودن آن به طور یکنواخت در سطح زمین به عمق 15 سانتی متر با خاک مخلوط نموده و سپس با شن کش یا وسائل دیگر زمین را مسطح سازیم تا محوطه چمن کاری زیباتر جلوه کند.

زمینهایی که دارای شیب زیادی می باشند باید حتی المقدور سعی نمائیم از شیب نمد آن بکاهیم، زیرا شیب تند باعث می شود آب کاملا در زمین نفوذ نکند و بخصوص در تابستان باعث به هدر رفتن آب شده و بدین ترتیب گیاه با عدم دسترسی به رطوبت کافی رنگ آن زرد یا پژمرده می گردد. درصورتی که بخواهیم شیب مصنوعی به زمین بدهیم باید این شیب را با ترمیم پهن اسبی پوسیده یا خاک اره و انجام آبیاری به صورت پودر و خیلی آرام قابل نفوذ سازیم.

زمین چمن کاری بعد از تسطیح شدن باید به دقت کوبیده شود ،زیرا در اثر این عمل اولا درآن آثار فرو رفتگی ایجاد نشده و در ثانی ریشه های چمن در زمین سفت بهتر جایگزین شده و از رشد بهتری برخوردار است، ثالثا پس از سبز شدن می توانیم در زمین چمن کاری شده قدم بزنیم و عملیات بعدی را انجام داده بدون اینکه آسیبی به زمین وارد شود.

کوبیدن و سفت نمودن زمین چمن قبل از بذر کاری به وسیله غلطکهای مختلفی از قبیل غلطکهای آهنی ،سنگی و یا سیمانی صورت می گیرد.

غلطک های سنگی یا آهنی را می توان از فروشندگان خریداری نمود و این در صورتی است که چمن ما در سطح وسیعی انجام پذیرد ولی اگر در سطح کم در باغچه های کوچک بخواهیم اقدام به چمن کاری کنیم برای اینکه هزینه بیشتری را متحمل نشویم می توانیم شخصا آن را تهیه کنیم ، بدین معنی که یک لوله سیمانی به قطر حداقل 20 سانتی متر را که طول آن در حدود 60 تا 70 سانتی متر باشد در نظر گرفته و یک میله آهنی به عنوان محور در داخل آن تعبیه نموده به طوریکه از هر طرف 10 سانتی متر بیرون از لوله قرار گرفته باشد برای اینکه محور این غلطک ثابت بوده و از طرفی علطک سنگین باشد قبلا گچ را با آب مخلوط نموده به محض اینکه در حال سفت شدن باشد به تدریج داخل لوله را پر می کنیم و انقدر این عمل را تکرار می کنیم تا داخل لوله مملو از گچ شود. ناگفته نماند که شخص دیگری باید قبل از پر کردن گچ ، میله آهنی را کاملا در مرکز لوله نگهداری از لوله قرار گرفته باشد و آن وقت است که نسبت به پر کردن گچ اقدام می نمائیم .شکل زیر تا اندازه ی غلطک فوق الذکر را نشان میدهد.

 

 


غلطکی که بدین ترتیب درست شد یا با استفاده از غلطکهای دیگر آنقدر در روی زمینی که قبلا تهیه شده در جهت عکس هم حرکت می دهیم تا زمین چمن کاملا سفت گردد.

چه بسا دیده شده است افرادی بدون اینکه زمینی را  بوسیله غلطک سفت نمایند، اقدام به چمن کاری می کنند که نتیجه کار آنها رضایت بخش نخواهد بود.

زمینی که بدین سان تهیه می گردد آماده برای بذر پاشی است که این امر به نوبه خود در خور اهمیت است. مبحث بذر رل مهمی را در امر کشاورزی ایفا می کند که بایستی نسبت به تهبه و کاشت آن اطلاعات کافی کسب شود. ابتئا باید ببینیم چمن کاری در پارکهای عمومی ، زمینهای ورزشی ، تزئینات داخل شهر ها و منازل صورت می گیرد.

در مؤسسات تولید بذر بعضی از بذور واریته های مختلف چمن را بنا به ضرورت امر با یکدیگر مخلوط نموده و توصیه می نمایند.معمولا بذر چمن برای نقاط ورزشی مخلوطی از بذور واریته های مقاوم بوده که در دسترس فروشندگان قرار دارد.

امروزه در کشورهای ما بذری که برای نقاط ورزشی توصیه می شود بذری است مخلوط بنام اسپورت (sport) که قابلیت پا خوری آن بسیار خوب است.باید توجه داشت اینگونه اراضی را پس از سبز شدن برای مدتی حدود 5 تا 6 ماه نباید مورد استفاده قرار داد.لذا پس از چندین چین که ریشه آن کاملا جایگزین و قوی شد این زمین چمن کاری شده قابل استفاده خواهد بود.

برای مصارف نقاط غیر ورزشی که فوقا اشاره شد از بذور دیگری می توان استفاده کرد در نقاطی که سایه آفتاب است مانند زیر درختان باید از بذور هلندی که به اشعه آفتاب کمتر نیاز دارند استفاده شود.

همانطور که گفته شد در ایران نوعی بذر داریم به نام ری گراس (rey grass)  که بذر مقاومی

است و به طور کلی غیر غیر از نواحی مرطوب برای نقاط مختلف ایران تا اندازه ای مناسب است.بذور دیگری در ردسترس فروشندگان قرار داد که مناسب آب و هوای ایران می باشند.

برخی از چمنها خزنده هستند مانند چمن افریقایی که به وسیله ریشه نیز به سرعت ازدیاد می شوند. ریشه های این چمن را پس از اینکه زمین غلطک خورد به فواصلی به شعاع های 20 تا 40 سانتی متر کاشته و بلافاصله آن را آبیاری می نمایند.این ریشه ها پس از مدتی تمام سطح زمین را پوشانده و یکنواخت می سازند.تهیه زمین و مراقبت های بعدی کاملا با چمنی که به وسیله بذر کاشته می شود مشابه است .این چمن عمر طولانی دارد و معمولا برای اراضی ورزشی هم مناسب می باشد.عیب این چمن این است که در هنگام سرما مجددا برگهای آن سبز می شوند.در مناطق گرم که سرمای زمستان محسوس نیست برگهای آن کاملا در چهار فصل سبز و خرم است . این واریته بذر هم دارد و می توان بذرآن را کاشت .به علت ریز بودن بذر مقدار آن را برای کاشت باید کمتر منظور نمود مثلا بین 10 تا 12 گرم در هر متر مربع . واریته مزبور برای سبز شدن به وسیله بذر به حرارت زیاد نیاز دارد در غیر اینصورت در حرارت کم سبز نخواهد شد.از موقع کاشت بذر تا هنگام سبزشدن بر خلاف واریته های دیگر که ظرف یک هفته الی 10 روز سبز می شوند سبز شدن آن مدت مدیدی حدود یکماه یا بیشتر طول می کشد.

توجه داشته باشند بذر چمن را در دو هنگام نمی توان کاشت. زمانی که هوا خیلی گرم است که

پس از سبز شدن بلافاصله خشک می شود ،دوم آنکه اگر هوا سرد باشد بذرها سبز نمی شوند.

چمن افریقایی و سایر چمنهای ریشه ای برای مناطق کمی شور مانند بلوچستان و کرمان و غیره مناسب است.

باید دقت نمود بذری که خریداری میشود به دلایل زیر از محلهای مورد اطمینان صورت گیرد .

ممکن است بذر دارای تخم علفهای هرزه بوده که بعدا د رمحوطه های چمن کاری سبز شده و تولید اشکال نماید.چه بسا امکان دارد بذور علفهای هرزه ای که دارای ریشه های دائمی است داخل بذر چمن بوده و محوطه چمن را آلوده و بد منظر سازد.بعضی از انواع آنها به سرعت محوطه چمن را می پوشانند به نحوی که باید کاشت چمن تجدید گردد، یا به اصطلاح کشاورزی واکاری شود.

یک بذر چمن خوب باید کاملا رسیده بوده و نارس نباشد.نارس بدینم معنی است که زودتر از

موعد مقرر آن را از کرتهای بذر گیری برداشت نموده و در نتیجه قوه سبز شدن آن کم خواهد شد. در این صورت بذر چمن از نظر ظاهری باید زرد رنگ ،توپر و حتی بدون بو باشد.

در داخل بذر اگر حدود 3 یا 4 درصد شن یا خاک باشد ایرادی نیست ،زیرا این مخلوط هیچگونه ضرری برای چمن کاری ندارد و بر عکس همانطور که فوقا گفته شد تخم علفهای هرزه است که

اشکالات فراوان تولید می کند.

از مدتی که بذر کاشته می شود تا موقعی که سبز می شود این فاصله زمانی برای هر واریته یا محل کاشت فوق می کند و بدین ترتیب از 7 ت 45 روز طول می کشد.

بذر چمن ایرانی اگر در نقطه ای کاشته شود که حداقل حرارت 20 درجه بالای صفر باشد بین 6 تا 10 روز سبز می شود . بعضی از بذور خارجی طول مدت سبز شدن آن حتی تا 45 روز طول می کشد ،لذا باید پس از کاشت چمن کمی حوصله نمود تا بذرها سبز شوند، مگر اینکه بذرها به کلی فاسد بوده و سبز نشوند که احتمال این امر خیلی ضعیف است.

بذر اگر مدتی طولانی در محلهای نا مناسب و مرطوب نگهداری شود در این صورت قوه نامیه یا قابلیت جوانه زدن خود را از دست می دهد. این خاصیت در بذور مختلف متفاوت است.بعضی از آنها قوای نامیه خود را از دست می دهند و برخی دیگر مقاومتشان بیشتر است.مجددا یادآور می شود که انتخاب بذر حائز کمال اهمیت بوده بدین معنی که بذر باید توپر ،سنگین ،خالص

،بدون بو ،ضد عفونی شده و قابلیت جوانه زدن آن مناسب باشد.

حال ببینیم چه مقدار بذر در هر متر مربع باید در زمین پاشیده شود.میزان بذر در انواع مختلف از 7 گرم تا 35 گرم در هر متر مربع تعیین گردیده و این امر با اشاراتی که شده به نوع چمن و یا ریزی و درشتی آن بستگی دارد که برابر توصیه کارشناسان باید میزان مصرف آن در نظر گرفته شود. هر چه بذر ریزتر باشد مصرف آن در هر متر مربع کمتر خواهد بود، و برعکس اگر درشت تر باشد میزان آن بیشتر است، مثلا بذر چمن ایرانی یا) (rey grass را برای هر متر مربع 30 تا 35 گرم در نظر می گیرند.

بعضی از باغبانان تصور می کنند هر قدر بذر بیشتر بپاشند چمن پر پشت تر و بهتری خواهند داشت که این تصور صحیح نیست زیرا بذور اضافه کاشته شده پس از سبز شدن بلافاصله از بین می رود و نتیجه این می شود که با دست خود بذر را به هدر داده باشیم.

بذر را باید بوسیله دست بطور یکنواخت در زمین پاشید ، بدین ترتیب مقدار بذری که برای یک متر مربع در نظر گرفته شده طوری در زمین پخش نمایند که در این یک متر مربع یکنواخت باشد، لذا میزان و نحوه پاشیدن بذر برای قسمتهای دیگر زمین الگو خواهد شد.بدیهی است چنانچه این یکنواختی رعایت نشود بذرها به طور نا مرتب سبز می شوندمثلا در یک قسمت پر پشت بوده و در قسمت دیگر کم پشت یا تنک است. بنابراین چمن سبز شده مطلوب و مورد

پسند نخواهد بود.

چنانچه در اثر بی توجهی چمنهای سبز شده در نقاطی پر پشت و در نقاط دیگر کم پشت باشند باید لکه های کم پشت را با نوک بیل شیار زده و مجددا بذر کاری را با همان شیوه اشاره شده تجدید نمائیم.پس از اینکه بذر روی زمین یکنواخت پاشیده شد روی آن را با پهن اسبی پوسیده

و کمی مخلوط با خاک می پوشانیم.چنانچه پهن اسبی پوسیده و کمی مخلوط با خاک میپوشانند.

چنانچه پهن اسبی در دسترس نبود می توانند از خاک اره استفاده کرده و روی بذر را بپوشانند، این پوشش نباید خیلی ضخیم باشد زیرا بذر را در هنگام سبز شدن خفه می کند و جوانه نخواهد زد.قطر پوشش حداکثر 8 تا 10 میلیمتر باید باشد.پوششی که بدین ترتیب صورت می گیرد ، اولا در هنگام آبیاری بذر جابجا نمی شود، ثانیا بذر از دید پرندگان و مورچه ها در امان است ثالثا رطوبت های خاک را حفظ می نماید. ریشه هایی را که قبلا اشاره کردیم به همین ترتیب خاک آن را به خاطر حفظ رطوبت با پهن پوسیده می پوشانند.

پوسیدگی پهن به این منظور است که دانه های گندم، جو و علفهای هرزه قبلا در داخل پهن پوسیده شده و دیگر در داخل محوطه چمن سبز نمی شوند و از طرف دیگر پهن تازه به علت عدم تجزیه و تخمیر شدن برای نبات مناسب نیست. پس از پوشش بلافاصله عمل آبیاری را به دقت انجام می دهیم به نحوی که خاک چمن شسته نشود.

خلاصه مطلب در اوایل کاشت ،آب ، باید به صورت پودر با فشار کم داده شود.تکرار عمل آبیاری بستگی به وضع رطوبت زمین دارد ماحصل اینکه زمین باید همیشه مرطوب باشد.

آب مورد نیاز چمن سبز شده در هنگام هوای گرم بیشتر است و بر عکس موقعی که هوا رو به سردی می رود نیاز چمن به آب کمتر می شود .وقتی که هوا کاملا سرد شد باید آبیاری را تا

اوایل بهار قطع کرد.

موقع کشت چمن همانطور که قبلا توصیه شد به نوبه خود در خور اهمیت است .حرارت باید مناسب باشد تا بذر در داخل خاک جوانه زده و سبز شود، در غیر این صورت بذر سبز نخواهد شد و چنانچه سردی هوا به طول انجامد بذرها می پوسند.

در مناطق معتدل در موقع بهار از اواخر فروردین ماه که حرارت مناسب است بذر را میکارند ، زیرادر این هنگام خطر سرما مرتفع شده است .بدیهی است ممکن است استثناعا هوا متغیر بوده و بتوان در اواخر اسفند یا اوایل فروردین ماه مبادرت به کاشت بذر نمود.در این مناطق تا اواخر خرداد ماه امکان کاشت بذر وجود دارد و از این تاریخ تا اوایل پائیز نباید چمن کاشت و مجددا از اواخر شهریور تا اوایل آبانماه می توان اقدام به کاشت نمود.د رنقاط گرمسیر باید چمنها را از اواسط پائیز تا اواسط بهار کاشت.

دوامم چمن همانطور که اشاره شد بستگی به واریته یا رقم آن و نیز به مراقبت های ضروری از

قبیل آبیاری مرتب ، کودپاشی به موقع، وجین علفهای هرزه و چیدن به موقع چمه ها دارد . در اوایل یا اواسط بهار چمن به خوشه می رود یعنی به تخم می نشیند و باید قبل از به خوشه رفتن آن را بریده و از رشد آن جلوگیری کرد تا خوشه نبندد، زیرا مواد مغذی که باید برای مصرف چمن به کار رود صرف خوشه بستن شده و نتیجتا چمن ضعیف می گردد.

تخم علفهای هرزه از طریق کود حیوانی ، باد، آب و بذر وارد زمین شده و زحمت چمن کار را زیاد نموده و چه بسا منجر به واکاری آن می گردد .علف های هرزه دو نوعند ، یک نوع آنهایی که با یک بار وجین کردن از وجود آنها خلاص می شویم. نوع دوم آنهایی می باشند که چمن را نابود می سازند مانند مرق ها و آبیار اسلام.

طریقه مبارزه بدینم ترتیب است که به محض مشاهده علفها قبل از تقویت و تکثیر ،آنها را ریشه کن  نموده تا در عمق زمین نفوذ نکنند.

دستور کلی اینست که هر علف هرزه در هر زمین کشاورزی یا باغ باید از به گل نشستن وجین شود، زیرا اگر به گل نشست و بذر تولید نمود بذرها روی زمین ریخته و سبز شده در نتیجه به علت وفور علف ها از وجین کردن آنها عاجز می شویم .

مبارزه شیمیایی برای علف های هرزه هنوز در مراحلی نیست که بتوان آن را توصیه نمود لذا به مبارزه مکانیکی که همانا وجین باشد اکتفا می کنیم.

علفهای هرزه برای رشد خود احتیاج مبرمی به نور آفتاب دارند، لذا از سایه عاجز می باشند و نتیجتا می توان در تابستان با پهن نمودن نوارهای پلاستیکی سیاه رنگ روی علفهای هرزه به تدریج آنها را از بین برد.مدتی که نوار باید روی علفها باشد بین 35 تا 45 روز است.

پس از مراقبت های فوق نوبت چیدن چمن است که این کار باید به تدریج و به موقع صورت

گیرد تا چمنها یکدست و قوی شده و منظره زیبایی داشته باشند.

همانطور که در بالا اشاره شد اگر چیدن چمن به خصوص در موقعی که هوا گرم است به تعویق افتد ممکن است به گل بنشیند که مضار آن گفته شد. چیدن چمن ممکن است به وسیله قیچی یا ماشین چمن بر صورت گیرد .همیشه سعی نمایند موقعی چمن را بچینند که برگهای آن و زمین خشک باشند تا اینکار آسانتر و بهتر انجام گیرد . قیچی یا دستگاههای چمن بر باید پس از هر نوبت کار کاملا تمیز و روغنکاری شوند، تا دوام آنها بیشتر شده و در عین حال تیغه های آنها کند نشوند، نکته دیگر اینکه قبل از اقدام به برش باید محوطه مورد عمل از سنگ ، خار و خاشاک پاک گردیده تا در هنگام عملیات ، برش سهل تر بوده و در عین حال تیغه ها آسیب نبینند .

اولین برش اگر با قیچی صورت گیرد آتیه چمن بهتر استزیرا ماشین بار اول آنها را ریشه کن نموده و به گیاه و زمین صدمه وارد می سازد.

هنگامی که برش تمام شد باید بلافاصله چمنهای چیده شده را جاروب و از زمین خارج نمایند،

در غیر این صورت برگها در زمین خشک و زرد رنگ شده و محوطه را بد منظره می سازند.این برگها می توانند غذای مناسبی برای دامها به خصوص گوسفندان باشند یا آنها را می توان داخل گودالی ریخته از آنها خاک برگ تهیه نمود.

چنانچه بعضی از قسمتهای محوطه چمن تنک و یا اصولا سبز نگردید می توان این قطعات را

واکاری کرد که قبلا توضیح داده شد.

راه دیگر لکه گیری این است که اگر در نقطه ای چمن سبز اضافی داشته باشیم می توان آن را به وسیله بیل با ریشه قالبی از زمین برداشته و در نقاط تنک شده پهن نمود و بلافاصله آن را آبیاری کرد.این عمل در بعضی از کشورها به طور مکانیزه و در سطح وسیع صورت می گیرد ، حتی بعضی از خریداران بدون اینکه بذر چمن بکارند با مراجعه به این قبیل فروشندگان که در سطح وسیع چمن سبز و آماده دارند آن را خریداری و در زمین خود پهن می نمایند.برای چنین روشی در سطح وسیع حتما باید از واریته به خصوصی که ریشه های آنها قابلیت جابجا شدن را داشته باشند مانند چمن افریقائی انتخاب نمود. مبحث کود در امر زراعت،باغبانی و گل کاری نیز مانند مباحث دیگر در خور توجه است.

کود حیوانی که برای چمن انتخاب می شود ،گوسفندی یا گاوی است، که البته کود گوسفندی قویتر بوده و برای چمن مناسب است.

نکته قابل توجه این است که کودهای حیوانی حداقل باید یک تا دو سال در محلی مانده و پوسیده شده و عمل تجزیه و تخمیر در آن صورت گرفته باشد.پوسیدگی کود که اکثر مردم به آن توجهی ندارند به دلایل زیر باید صورت گیرد .اولا تخم سبز نمی شوند تا اسباب زحمت برای چمن کار فراهم آورد، ثانیا در کود پوسیده شده عمل تجزیه و تخمیر انجام گرفته و مواد مغذی قابل جذب گیاه را مهیا می نماید، در غیر این صورت کود تخمیر نشده قابل جذب گیاه نبوده و مثمر ثمر نخواهد بود.

میزان کودهای حیوانی که باید قبل از کاشت به زمین داده شوند حدود 200 تا 250 کیلو گرم در یکصد متر مربع است و می توانیم مقدار کود شیمیایی کامل هم قبل از کاشت به زمین اضافه نمائیم.بدیهی است کودی که مخلوط از زباله ، بقایای گیاهان، استخوان و غیره تشکیل شده چنانچه کاملا پوسیده شده باشند می توانند مورد استفاده قرار گیرند.این کود محتوی مواد آلی و معدنی نسبتا کافی می باشد و مناسب گیاهان است.

کلش و بقایای نباتات را همیشه درانتهای باغچه در چاله ای ریخته و به ارتفاع 15 سانتی متری که رسید باید قدری سیانامیدکالسیک را که در مؤسسات کشاورزی می فروشند تهیه و روی آن بریزند و مجددا روی آن را کلش و بقایای نباتات را به همان ارتفاع ریخته و دوباره سیانامیدروی آن پخش نمایند و این عمل را تا ارتفاع 1 یا 5/1 متری ادامه می دهند و باید روی آنرا هر چند روز یکبار آبپاشی نموده و توده را پس از مدتی به هم بزنند تا پس از 8 الی 12 ماه کودی که از این توده بدست می آید و برای اصلاح خواص فیزیکی خاک مؤثر است آن را مصرف نمود.

توجه داشته باشند کودهای حیوانی را که از دامدار می خرند باید عاری از خاک ، کاه و مواد دیگر بوده و همانطور که ذکر شد کاملا پوسیده شده باشند .کودهای حیوانی برخلاف کود های

شیمیایی زمین را پوک نگه داشته در این صورت بستر مناسبی برای نبات ایجاد می نمایند.

کودهای حیوانی یا آلی دارای هوموس بوده و خود نیز تولید کننده این ماده می باشند .هوموس یا ماده سیاه رنگ بیشتر املاح معدنی کودهای شیمیایی را به خود جذب کرده و برای نبات قابل مصرف می سازد.لذا کود حیوانی حتما باید به زمین داده شود و تنها مصرف کود شیمیایی به صلاح نبات نیست مگر در زراعتهای بزرگ که مصرف کودهای حیوانی مقدور نباشد.

پخش و مخلوط نمودن کودهای حیوانی در خور اهمیت است زیرا این کود با خواص فوق باید به طور یکنواخت در زمین پخش گردد و الی چمن فوق یکنواخت و یکدست رشد و نمو ننموده و از زیبایی و مرغوبیت آن کاسته می شود.

قبلا اشاره شد که باید قبل از کاشت بذر و غلطک زدن به میزان 200 تا 250 کیلوگرم در هر 100 متر مربع کود حیوانی به زمین داد و می توان هر ساله برای تقویت چمن د راوایل بهار مقدار کمی کود پوسیده حیوانی در سطح چمن کاشته شده پخش نمود. این امر نیز کمبود مواد آلی زمین را جبران می سازد و چنانچه مقدار خیلی کمی خاک رس سرند کرده با این کود مخلوط نمایند نتیجه بهتری عاید می گردد.ضمنا ضخامت این کود نباید در سطح زمین از حدود 8 میلیمتر تجاوز نماید .همراه این کودپاشی باید کودهای شیمیایی نیز به زمین داده شود که مکمل کودهای حیوانی است.کود شیمیایی کامل دارای ترکیبات فسفر ،ازت ،پتاس بوده که به مصرف نبات می رسد. همانطور که گفته شد کودهای شیمیایی فقط مواد غذایی در دسترس نبات می گذارند و در ساختمان فیزیکی خاک از قبیل پوک کردن خاک و غیره تأثیری ندارند.عناصر فوق و مواد معدنی دیگر به طور کم و بیش در اراضی بکر و طبیعی و کوهستانی موجود است منتها میزان و نوع آن در هر زمین فوق می کند.

بعضی از اراضی به خصوص هوموسی ازت آن زیاد است بعضی دارای پتاس و برخی دیگر نیز فسفر دارند در این صورت باید این اراضی را به وسیله دادن کود شیمیایی کاملا تقویت نمود.استفاده از کودهای شیمیایی سهل تر از کودهای حیوانی است لذا در سالهای بعد که چمن پابرجاست از کود شیمیایی در هر سال سه تا چهار نوبت استفاده می کنیم.کود کامل که حاوی فسفر،پتاس و ازت است باید به میزان 2 کیلو د رهر 100 متر مربع داده شود . در اوایل اسفند یا فروردین ماه و دفعات بعد در حین یکسال می توانیم از کود اوره استفاده نمائیم.

علاقه مندان توجه داشته باشند که میزان بیش از حد کود شیمیایی گیاه را سوزانده و خشک می

نماید. باز هم لازم به تذکر است که کودهای مختلف کارخانه ها با فرمولهای مختلف ساخته شده که میزان مصرف آن به نسبت ازت ،پتاس و فسفر موجود فرق می کند که باید طبق توصیه کارشناسان کشاورزی عمل شود.کود شیمیایی که در هر سال چند نوبت به گیاه داده می شود کود سرک نامند.

به طور کلی وقتی چمنها بزردی گرائیدند و بوته ها ضعیف به نظر رسیدند این وضع نشان می دهد که چمن احتیاج به غذا داشته و باید کود شیمیایی مصرف نمود.

یادآور می شود که دادن کود شیمیایی در اواخر پائیز یا سر تا سر زمستان بی مورد است و جز اینکه کود به هدر رود نتیجه ای عاید نخواهد شد .هنگامی که بوته ها مشغول فعالیت هستند در چنین موقعی مصرف کود مثمر ثمر است، لذا در نقاط گرمسیر که بوته های چمن در هر چهار فصل فعال هستند دادن کود شیمیایی در چهار فصل توصیه می گردد.

همانطور که فوقا شرح داده شد نیاز چمن به کود ازته بیشتر از فسفر و پتاس است و دو عنصر پتاس و فسفر در درجه دوم اهمیت قرار دارند.

اراضی ایران که اکثرا از نظر فسفر فقیر می باشند، دادن کود فسفره ضروری است و پتاس نیز به مقدار کم در چمن کاری لازم است.

باید دانست کودهای ازته مانند اوره و نیترات دامونیوم و غیره سبزی و خرمی خاصی به چمن می

دهند بنابراین کودهای پتاسه و فسفره را در ترکیباتی به میزان کمتر باید تهیه نمود.

به طور مثال کودهای 6 8 20 که ازت 20 درصد، فسفر 8 درصد و پتاس آن 6 درصد است برای چمن کاری بسیار مناسب است.

از سه نوع کود مانند سوپرفسفات تریپل به مقدار 2 کیلو یا سولفات دو پتاس 1 کیلو و یا اوره به میزان نیم کیلو در 100 متر مربع باید مصرف شود و همچنین می توان از کود مخلوط شده 4-6-15 به نام نیتروفوسکای زرد استفاده نمود و در هر 100 متر مربع 2 کیلو ضروری است .

کود شیمیایی نیترات دامونیوم را در هر 100 متر مربع به مقدار یک کیلو به طور سرک در هر 40 روز می توان مصرف کرد. این کود به سرعت چمن را سر سبز و خرم می سازد. مجددا لازم به یاد آوری است مقدار کود شیمیایی را می بایستی دقیقا به زمین داد و باید زمین را متر نموده و با احتساب به نسبتی که گفته شد میزان کود را تعیین کرد.

کود شیمیایی باید به طور یکنواخت در سطح زمین پخش گردد.این عمل حائز اهمیت است زیرا در قسمتی که کود زیاد داده شده دچار سوختگی گردیده و به آن قسمت که کود کمتری پخش نموده اند بوته ها ضعیف تر می شوند .سوختگی ناشی از کود شیمیایی را می توان بر طرف نمود.بدین معنی که بلافاصله پس از مشاهده آن باید روزی دو سه بار چمن را سیراب نموده و بدین ترتیب چهار الی پنج روز آبیاری را تکرار نمایند. این عمل باعث می شود ذرات کود در آب

حل شده و از دسترس گیاه خارج و به عمق زمین فرو روند.

چنانچه سوختگی بسیار شدید بود باید لکه های سوخته شده را واکاری کرد یعنی مجددا بذر را به میزانی که قبلا گفته شد پاشیده و روی آن مقداری پهن پوسیده یا خاک اره ریخته و آبیاری

نمایندتا مجددا سبز شود .

چمن مانند سایر گیاهان امکان دارد دچار آفت شود .که باید به محض بروز بیماری با آن مبارزه کرد.

انواع بیماری های ویروسی و قارچی در چمن چندان نیست و چه بسا امراض ویروسی بندرت دیده شده است.

یک یا دو بیماری قارچی دیده شده است. یک نوع آن چند سالی است شیوع پیدا کرده که به نام سوختگی معروف است.

این قارچ ریشه چمن را مورد حمله قرار داده و گیاه پس از اندک مدتی رنگ قهوه ای سوخته پیدا کرده خشک شده و از بین می رود.علامت ظاهری آن این است که نقاطی از چمن به رنگ قهوه ای سوخته در آمده است.

این بیماری به وسائل مختلف شیوع می یابد.اصولا ممکن است خود بذر آلوده به این قارچ باشد

که شکی نیست ریشه بوته چمن نیز آلوده خواهد گشت.ممکن است خاک آلوده باشد و رطوبت هم نیز در شیوع این بیماری مؤثر است.

طرق مبارزه با این قارچ این است که اگر چمن کاران علاقمند به یک چمن ایده ال هستند قبلا

باید بذر را با داروهای قارچ کش ضد عفونی نمایند و همچنین باید خاک را با این قارچ کش ضد عفونی کرد.یکی از قارچ کشهای مناسب zineb و دیگری به نام tiram می باشد 20 گرم از هر یک ازاین داروها برای یک متر مربع زمین در نظر گرفته می شود.این داروها را با خاکستر یا کمی خاک مخلوط نموده و روی زمین پاشیده سپس با وسائل کشاورزی آن را با خاک مخلوط می کنند.

ضد عفونی بذر بدین قرار است که آن را با این قارچ کش به نسبت 4 گرم با یک کیلو بذر مخلوط و سپس بذر را در زمین می پاشند.

چمن کاشته شده که مبتلا به این بیماری می باشد اگر در سطح وسیع آلوده باشد بهتر است تمامی آن را زیر و رو  نموده و عمل بذرکاری را مجددا با در نظر گرفتن نکاتی که فوقا برای پیشگیری شرح داده شده انجام دهند.

چنانچه لکه ها به صورت پراکنده و در سطح کمی مشاهده گردند لکه ها را با بیل زیر و رو نموده و عمل بذر کاری را با ضد عفونی نمودن بذر اجرا خواهند نمود.نکته دیگر اینکه می توان قطعات آلوده را اگر بسیار شدید نباشند با محلول tiram  یا zineb به نسبت 300 گرم در 100 لیتر آب مخلوط و با آب پاش کاملا آبیاری نمود به نحوی که خاک خیس گردد و این عمل را می توان هر 25 روز یکبار تکرار نموده تا آلودگی بر طرف شود.

بیماری زنگ زدگی چندان مهم نیست و در اثر چیدن به موقع چمن و درو نمودن چمنهای بریده شده از محوطه این زنگ زدگی بر طر ف می گردد.

آفت خطرناکی که برای چمن و سایر گیاهان بسیار مضر است آب دزدک می باشد که اکثر مردم آن را می شناسند. این آفت در داخل زمین کانالهایی ایجاد نموده که باعث بریدگی ریشه شده و در نتیجه چمن خشک می گردد.ممکن است قطعه چمن بزرگی را در ظرف مدت بسیار کوتاهی نابود سازد.

آفت مزبور در سطح کشور به گل کاریها ، باغها و مزارع سبزی و صیفی صدمات فراوان وارد می سازد.

این آفت ساقه و ریشه گیاهان را مورد حمله قرار داده و به طور کلی اکثر سبزیجات از حمله آن در امان نیستند .به ریشه در ختان به خصوص درختان جوان مثمر یا غیر مثمر آسیب زیادی می رساند.هرگاه در روی خاک شیارهایی مشاهده شد بدانید که در پایین آن تونلهای حفر شده وسیله آب دزدک انجام گرفته است.

در ایران سه نوع آن دیده شده که طریقه مبارزه باآنها مشابه می باشد.

هرگاه زمینی را شیار نموده و تخمهای سفید رنگ بیضی در داخل خاک مشاهده نمودید بدانید تخم آب دزدک است که ماده آن در داخل زمین تخم گذاری نموده است.

آفت ذکر شده علاوه بر تغذیه از گیاهان از لار و حشرات و کرمهای دیگر داخل زمین نیز تغذیه می نماید.این حشره از بدو شروع پس از پنج مرتبه تغییر شکل بالغ گردیده پس ار یکسال یعنی در هنگام بهار جفتگیری میکند.

طرق مبارزه با آن بدو صورت شیمیایی و غیر شیمیایی صورت می گیرد.

طرق غیر شیمیایی یا مکانیکی به ترتیب زیر است:

در نقاطی که زمستان سردی دارند از طریق دادن یخ آب به زمین آنها را منهدم می سازند بدین طریق که اطراف کرت را کمی خاک ریخته و هنگام غروب آب را در داخل کرت جاری و آن را پر می نمایند. این آب بعدا در کرت یخ بسته و مقداری از آفت را نابود می سازد.

طرق دیگر مبارزه غیر شیمیایی این است که اواسط بهار شب هنگام چراغی در باغچه قرار داده و تعدادی از آنها که به سطح زمین آمده و گرد نور چراغ در حرکت می باشند آنها را با وسیله ای نسبتا مطلوب از آن گرفته خواهد شد.مبارزات فوق باید به همراه مبارزه شیمیایی انجام پذیرد.

بهترین طریق مبارزه شیمیایی تهیه طعمه مسموم است که سم را با آب و سبوس کاملا مخلوط ومقداری باید آن را مالش دهند تا سبوسی کاملا به سم آغشته گردد.طعمه آماده شده را هنگام عصر در اراضی آلوده که یک روز جلوتر آبیاری شده در هر 10 متر مربع به میزان 60 تا 70 گرم پخش می نمایند.

نسبت ترکیب شده طعمه به طریق زیر است:

5/1 کیلو سوین 85درصد .

یکصد کیلو سبوس گندم.

مقدار لازم برای خمیر نمودن مواد فوق

مقاله کامل را دانلود کنید

------

 

نوع مقاله : فارسی کامل- پروژه

مرتبط با : پروژه - زراعت دیمکاری - زراعت صنعتی

عنوان مقاله  :    چمن

مرجع مقاله : تالیف و گردآوری سیدمهدی  شمس

سال انتشار: آذر 89

تعداد صفحات :25 صفحه ( دانلود بصورت ورد ٢٠٠٧ )

دانلود مقاله شماره 114

گیاه دارویی مرزه Satureja hortensis
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ

مرزه

مرزه

Satureja hortensis

Summer savoury

Lamiaceae


معرفی و گیاهشناسی
گیاهی است از خانواده نعناعیان که در ایران 12 گونه علفی یکساله و چند ساله دارد که 8 گونه ی آن مختص ایران است. Satureja hortensis که به مرزه تابستانه معروف است، گیاهی است یکساله با شاخه های نازک به رنگ سبز مایل به کبود و مخلوط با قرمز و  دارای برگ های متقابل، ساقه ی چهارگوش، گلهای نامنظم و دوجنسی به رنگ صورتی تا آبی- سفید، میوه کپسول دارای دانه های قهوه ای تیره و وزن هزار دانه اش 4/0 تا 6/0 گرم است.

سر شاخه های گلدار


نیازهای اکولوژیکی
این گیاه بومی اروپای جنوبی است و محیط های گرم و خشک با نور زیاد، خاک لومی با  ۷ =PH را می پسندد.


کاشت، داشت، برداشت
این گیاه در اواخر فروردین ماه پس از گذشتن سرمای بهاره کشت می شود. 6 تا 8 کیلوگرم بذر در هکتار به فاصله 40 تا 45 cm کشت می شود. گیاه در زمان گلدهی برداشت می شود.


فرآوری
اسانس مرزه از تقطیر با بخار آب از برگ ها و سرشاخه های برگدار حاصل می شود. این اسانس مایعی بی رنگ و یا مایل به زرد است و دارای 30 درصد کارواکرول و  25 درصد سیمن است.


خواص و کاربرد
اسانس گیاه مرزه دارای طبیعت گرم، اثر مقوی معده، تسهیل کننده عمل هضم، ضد نفخ و مدر است. برای معالجه اسهال بسیار مناسب است و ضدعفونی کننده قویی می باشد. این گیاه را به عنوان چاشنی و ادویه به همراه گوشت به کار می برند. دارویی به نام تیمیان Thymian که از مرزه ، آویشن، رازیانه و اکالیپتوس ساخته شده است در داروخانه های کشور موجود است و دارای اثر ضد سرفه و خلط آور می باشد.

ادامه دارد ...

تصاویر این گیاه

گیاه دارویی گل انگشتانه Digitalis purpurea
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ

گل انگشتانه ارغوانی

گل انگشتانه (گل انگشتانه ارغوانی)

Digitalis purpurea

Foxglove - Purple Foxglove

گل انگشتانه کرک دار


گل انگشتانه کرکدار

Digitalis lanata

Grecian Foxglove

Scrophulariaceae

 

معرفی و گیاهشناسی

گل انگشتانه ارغوانی گیاهی است دوساله (به ندرت سه ساله) با ارتفاع 1 تا 5/1 متر. در سال اول دارای برگ های طوقه ای با طول 30 تا 40 سانتی متر است که در سال دوم از میان این برگ های طوقه ای یک ساقه ی گل دهنده خارج می گردد. گل ها به رنگ های قرمز، ارغوانی، و به ندرت سفید هستند که داخل کاسه ی گل ها لکه های قهوه ای رنگی مشاهده می گردد. این گیاه بومی ایران نیست ولی برای مصارف دارویی و بصورت زینتی کشت می گردد.

لکه های قهوه ای درون کاسه ی گل


Digitalis lanata که به گل انگشتانه کرک دار معروف است، دارای کرک های فراوان در قسمت فوقانی ساقه و در کاسه ی گل ها می باشد. گل ها در این گونه به رنگ سفید هستند که لکه های قهوه ای رنگی در درون آنها مشاهده می گردد. دارای ترکیبات متفاوتی نسبت به گل انگشتانه ارغوانی است. تنها گونه ی D.nervosa  بومی ایران است و در مناطق وسیعی از شمال و غرب کشورمان می روید.

برگ


نیاز های اکولوژیکی و پراکنش

گل انگشتانه بومی غرب اروپا است و در جنگل ها، بیشه زارها و مناطق مرطوب می روید. گیاهی رطوبت پسند با نیاز آبی بالا است که نور کافی سبب افزایش مواد موثره در برگ هایش می گردد.

گل انگشتانه در طبیعت

 

کاشت، داشت و برداشت

تکثیر گل انگشتانه توسط بذر صورت می گیرد. رشد اولیه گیاه در سال اول بسیار کند و بطئی است، بنابراین مبارزه با علف های هرز در این زمان ضروری می باشد.
برگ های گل انگشتانه مورد برداشت قرار می گیرند که میزان برداشت برگ ها در سال اول کمتر می باشد تا گیاه در سال بعد قادر به ادامه زندگی باشد.

 

فرآوری

برگ های D.purpurea  دارای گلیکوزید هایی مانند دیجیتالین، دیجیتوکسین، دیجیتونین، جیتوکسین، دیجی نین و ... هستند.
برگ های D.lanata  دارای گلیکوزید هایی مانند دیگوکسین، دیگوکسی ژنین، لاناتوزید هایA ،B ، C، D و ... است.

 

خواص درمانی و کاربرد

برگ های گل انگشتانه در کارخانه های داروسازی برای تولید داروهای تقویت کننده و تنظیم کننده ی ضربان قلب و درمان نارسایی های قلبی کاربرد گسترده ای دارند. دارویی با نام دیجیتال (دیجیتالین) در داروخانه های کشور موجود است که از این گیاه حاصل شده است. همچنین برگ ها سبب افزایش فشار خون می شوند و دارای خاصیت مدری هستند. مصرف برگ های گل انگشتانه بدون نظارت پزشک ممنوع می باشد.

 


 
تصاویر این گیاه

 

تکثیر غیر جنسی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ

مقدمه :

در جلسه گذشته روش‌های تکثیر جنسی را بیان کردیم. در این جلسه راجع به تکثیر غیر جنسی یا روشی که اصطلاحاً Vegetative Propagation نامیده می‌شود توضیحاتی را ارائه می‌دهیم.

 

 

اساس روش تکثیر غیر جنسی

هر یک از سلول‌های هر کدام از گیاهان توانایی ساخت یک گیاه کامل همانند پایه مادری خود را دارند. و کلاً هر روشی که بوسیله آن هر یک از اندام‌های گیاهی به یک گیاه کامل تبدیل شود، یکی از زیر رده‌های این روش است.

 

 

انواع روش‌های تکثیر غیر جنسی

1) کشت بافت؛

2) تقسیم بوته؛

3) استفاده از اندام‌های زیرزمینی؛

4) استفاده از ساقه و برگ بعنوان قلمه؛

5) استفاده از جوانه‌ها بعنوان پیوند؛

6) استفاده از ساقه‌های رونده؛

7) خوابانیدن.

 

 

کشت بافت

کشت بافت کار نسبتاً  تخصصی بوده و نیاز به دستگاه‌های مخصوص دارد که در اینجا مورد بحث نیست.

 

 

تقسیم بوته Succres

استفاده از تقسیم بوته برای تکثیر گیاهان زینتی کاربرد زیادی دارد و تعداد زیادی از گیاهان به این روش تکثیر می‌شوند. استفاده از این روش بدلیل اینکه گیاه کامل و ریشه‌دار از پایه مادری جدا می‌شود و عیناً شبیه پایه مادری شروع به رشد و نمو می کند، یک روش نسبتاً آسان و بدون هیچ گونه خطر از نظر سازگاری با محیط است و هیچ تغییر ژنتیکی در آن اتفاق نمی‌افتد. نمونه این نوع تکثیر را می‌توان در دیفن باخیا،  سانسویریا و آنتوریوم مشاهده کرد.

 

 

استفاده از اندام‌های زیرزمینی

انواع پیازها و ریزوم‌ها از این طریق تکثیر می‌شوند. در جلسه آینده به بحث در این مورد می‌پردازیم.

 

 

خوابانیدن Layering

تکثیر بوسیله خوابانیدن یاLayering  یک روش نسبتاً ساده و کم هزینه است. فقط باید دقت داشت که همه گیاهان با این روش قابل تکثیر نیستند. برخی از درختان و درختچه‌ها و تعدادی از پیچ‌های زینتی با این روش تکثیر می‌شوند.

 

روش کار بدین صورت است که بخش‌هایی از ساقه که در حال رشد است را درون خاک حفر می‌کنیم و مقداری خاک بر روی آن می‌ریزیم. بخش‌هایی که در زیر خاک هستند ریشه‌دار می‌شوند و بعد از ریشه‌دار شدن آن‌ها را از پایین‌ترین محلی که برای خاک ریختن انتخاب کرده‌ایم قطع می‌کنیم و بعنوان یک گیاه جدید به محل مورد نظر انتقال می‌دهیم. این روش تکثیر در گیاهانی نظیر پیچ لونی سرا (یاس امین‌الدوله)، یاس زرد و پیچ اناری و تعداد دیگر از گیاهان قابل استفاده است.

 

 

استفاده از ساقه و برگ به عنوان قلمه

روش‌های قلمه برداشتن بر حسب اینکه از کدام قسمت ساقه صورت گیرد اسامی مختلفی دارند.

 

 

انواع قلمه ساقه

- قلمه چوبی Wood Cutting

- قلمه نیمه چوبی؛

- قلمه سبز؛

- قلمه علفی؛

- قلمه برگ.

 

 

قلمه یا Cuttingاستفاده ا ز بخش‌های ساقه و گاهی برگی بعضی از گیاهان زینتی می‌باشد که قابلیت ریشه‌زایی سریع دارند. اگر آخرین قسمت ساقه یا بخش رشد یافته سال قبل در قلمه استفاده شود، قلمه چوبی یا اصطلاحاً Wood Cutting   می‌گویند. بیشتر درختان میوه، درختچه‌های زینتی، گیاهان برگ ریز و گیاهان خزان دار به کمک این روش تکثیر می‌شوند. در این روش طول قلمه 10 تا 25 سانتی‌متر است و بسته به نوع قلمه و تعداد، 3 تا 7 گره در قلمه باقی می‌ماند. این چنین قلمه‌هایی فاقد برگ هستند، چون زمان قلمه گیری این گونه گیاهان به دوره خواب گیاهان نزدیک می‌شود (حدوداً  از اواسط آبان به بعد) .

 

قلمه‌هایی که بافت محکمی دارند، کمی خشبی شده ولی انعطاف لازم را دارند و حاصل رشد سال جاری هستند را قلمه‌های نیمه چوبی یا نیمه خشبی گویند. درختچه‌های زینتی و سوزنی برگان و تعدادی از گیاهان گلخانه‌ای نظیر آکالیفا Acalypha و گل کاغذی به این وسیله تکثیر می‌شوند. طول قلمه‌ها حدود 10 تا 15 سانتی‌متر بوده و 3 تا 4 گره روی ساقه بجای می‌ماند. قلمه‌ها بدون برگ یا با داشتن یک یا دو برگ کشت می‌شوند.

 

قلمه‌های سبز، حاصل رشد جاری گیاه و حامل مریستم انتهایی هستند و به سرعت ریشه‌دار می‌شوند. چنین قلمه‌هایی طولی در حدود 5 تا 10 سانتی‌متر دارند و حداقل دارای دو گره هستند و معمولاً برگ دارند و با یک یا دو برگ در محیط ریشه زایی کشت می‌شوند. این قلمه‌ها تقریبا در تمام گیاهان زینتی مانند سوزنی برگ‌ها از قبیل کاج مطبق و آلوکالیاها قابل استفاده می‌باشند.

نوع دیگر قلمه‌های ساقه، قلمه‌های علفی یا Herbaceous Cutting  است که در گیاهان زینتی نظیر انواع فوتوس‌ها، دیفن باخیا و برگ انجیری کاربرد دارند.

 

نوع دیگر قلمه، قلمه برگ است. برگ‌های بعضی از گیاهان قابلیت ریشه دار شدن دارند. عمده برگ‌های ریشه زا برگ‌های کامل هستند. یعنی باید یک برگ کامل همراه با دم برگش در بسترهای تکثیر کشت شود در حالیکه بعضی از برگ‌ها را بوسیله تکه کردن یا قطعه کردن، می‌توان تکثیر کرد مانند برگ‌های بگونیای ریزوم‌دار و سانسویریا.

گیاه دارویی نعناع فلفلی Mentha piperita
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ

نعناع فلفلی

نعناع فلفلی

Mentha piperita

Peppermint

Lamiaceae

 

معرفی و گیاهشناسی
گیاهی است علفی و چند ساله، دارای ساقه های خزنده (استولون) و ساقه های زیر زمینی (ریزوم)، ساقه اش چهارگوش به رنگ قرمز مایل به بنفش که برگ های بیضوی شکلی به صورت متقابل روی آن قرار می گیرند. گل های آن به رنگ بنفش هستند و میوه اش کپسولی به رنگ قرمز است که دارای بذوری بدون قوه ی رویشی می باشد.

مشخصات کامل گیاهشناسی

نیاز های اکولوژیکی و پراکنش
این گیاه بومی کشورمان نیست ولی بطور وسیع در اکثر استان ها کشت می شود. نعناع فلفلی را در اکثر مکان ها می توان کاشت ولی در شرایط روز بلند و رطوبت بالا و دمای 18 تا 20 درجه دارای بهترین عملکرد کمی و کیفی است.

برگ ها و گل ها

کاشت، داشت و برداشت
نعناع فلفلی گیاهی چندساله است و به همین دلیل آماده سازی اولیه خاک دارای اهمیت فوق العاده ای می باشد.

تکثیر رویشی از طریق ریشه رست (استولون): استولون نوعی ساقه است و دارای گره هایی است که از محل آنها ریشه تولید می شود. 

تکثیر رویشی از طریق پاجوش: در اواخر بهار (خرداد ماه) پاجوش های دارای 8 تا 10 سانتی متر ارتفاع را از بوته های 2 تا 3 ساله جدا می کنیم و در زمین موردنظر کشت می کنیم.
سرشاخه های گلدار و برگ ها مورد برداشت قرار می گیرند. روش و زمان برداشت به نوع مصرف اندام های جمع آوری شده بستگی دارد.

مزرعه ی نعناع

فرآوری
برگ ها و سرشاخه های گلدار دارای 1 تا 2 درصد اسانس، تانن، فلاونوئید، کولین و یک ماده تلخ هستند. اسانس نعناع فلفلی دارای بیش از 20 نوع ترکیب شیمیایی است که مهمترین آنها عبارتند از: منتول (40 تا 60 درصد)، منتوفوران، منتون، پیپریتون، پولگون، سینئول و ... .


دمکرده

خواص درمانی و کاربرد
نعناع فلفلی دارای خواصی مانند ضد اسپاسم، پیشگیری کننده از استفراغ، ضد نفخ و خنک کننده است. منتول موجود در اسانس اش یک ماده ی آنتی باکتریال قوی می باشد  و از اسانس نعناع فلفلی برای معطر کردن داروها و خمیر دندان ها و ... استفاده می شود.

 

 تصاویر این گیاه

 

اسطوخودوس فرانسوی

اسطوخودوس فرانسوی (اسطوخودوس حقیقی)

 

Lavandula angustifolia

Syn: L.vera , L.officinalis , L.spica

True Lavender

Lamiaceae


معرفی و گیاهشناسی
گیاهی است خشبی و چند ساله با ارتفاع 40 تا 60 سانتیمتر، دارای سیستم ریشه ی طویل که می تواند از عمق 3 تا 4 متری آب جذب کند. برگ هایش نیزه ای شکل و به رنگ سبز تیره است که دارای کرک های فراوانی هستند و به همین دلیل به رنگ خاکستری تا نقره ای دیده می شوند. گل ها به رنگ آبی متمایل به بنفش می باشند که به صورت گل آذین خوشه بر روی ساقه ی گل دهنده ظاهر می شوند. میوه اش از نوع فندقه می باشد که به رنگ قهوه ای تیره دیده می شود. وزن هزار دانه اش 85/0 تا 1/1 گرم است.


مشخصات کامل گیاهشناسی

برگ ها

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش
اسطوخودوس فرانسوی بومی ایران نیست ولی بطور تقریبا گسترده ای برای استفاده های دارویی و زینتی در کشورمان کشت می شود. این گیاه بومی مناطق خشک و نیمه خشک جنوب اروپا است.

مزرعه اسطوخودوس

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر این گیاه به دو صورت انجام می شود: الف) تکثیر به وسیله ی بذر به روش غیر مستقیم (کشت در خزانه و سپس انتقال نشاءها به زمین اصلی).
ب) تکثیر به روش غیرجنسی (قلمه) که قلمه ها را از ساقه های سبز و جوان گیاهان یک ساله و یا از ساقه های خشبی گیاهان 4 تا 5 ساله تهیه می کنیم.

در مرحله داشت مبارزه با علف های هرز، افزودن کود، برگرداندن خاک بین ردیف ها و هرس بوته ها در سال اول و دوم برای افزایش کمیت و کیفیت محصول ضروری می باشد.

برداشت مکانیزه


برداشت شامل جمع آوری ساقه های گل دهنده ی دارای گل می شود که توسط داس یا ماشین های برداشت انجام می گیرد.

فرآوری
اسانس اسطوخودوس فرانسوی از تقطیر سرشاخه های گل دار با بخار آب حاصل می گردد. اگر این عمل در محل برداشت محصول صورت بگیرد، بازده ی بیشتری خواهد داشت. برگ ها و گل های این گیاه دارای 5/0 تا 5/1 اسانس، کومارین، فلاونوئید، استرول و تانن هستند.

خواص درمانی و کاربرد
اسانس این گیاه دارای خواصی چون آنتی باکتریال قوی، آرام بخش و موثر در درمان رماتیسم است. اسانس این گیاه بطور بسیار گسترده در فرآورده های آرایشی و بهداشتی کاربرد دارد.

 

تصاویر این گیاه

 

گیاه دارویی گالگا Galega officinalis
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ

گالگا (علف شیر آور)

Galega officinalis

Goat's Rue - Geitenkruid

Fabaceae - Papilioaceae

گالگا 


معرفی و گیاهشناسی
گیاهی است علفی و چندساله از تیره ی بقولات که ارتفاع آن به 100 سانتی متر می رسد. برگ هایش به فرم مرکب شانه ای فرد هستند که به صورت متناوب بر روی ساقه قرار می گیرند. گل ها به صورت گل آذین خوشه به رنگ بنفش مایل به ارغوانی در انتهای ساقه ها قرار می گیرند.

مشخصات کامل گیاهشناسی

بذور

پراکنش و نیازهای اکولوژیکی
منشا اصلی گالگا مشخص نیست ولی در مرکز، جنوب و غرب اروپا گسترش فراوانی دارد. در کشورمان این گیاه بطور تقریبا وسیع در استان گلستان و ... کشت می گردد. گالگا به خاک هایی دارای بافت متوسط و عمیق و دارای رطوبت مناسب نیازمند است.

کاشت، داشت و برداشت
در اوایل فروردین ماه تسطیح خاک و ایجاد شیار هایی با فاصله ی 25 تا 30 سانتی متر صورت می گیرد که بذور را با فاصله ی 25 سانتی متر بر روی این پشته ها کشت می کنیم. میزان بذر مورد نیاز برای یک هکتار زمین 30 تا 35 کیلوگرم است. بذور از دمای 5 درجه شروع به جوانه زنی می کنند.
برداشت در مرحله ی گل دهی کامل صورت می گیرد و پیکر رویشی این گیاه از ارتفاع 40 سانتی متری با داس یا ماشین برداشت قطع می گردد. در سال اول یک بار می توانیم برداشت را انجام دهیم ولی از سال دوم به بعد 2 تا 3 بار میتوانیم برداشت داشته باشیم. خشک کردن پیکره ی رویشی در سایه و یا در خشک کن های الکتریکی در دمای کمتر از 50 درجه صورت می گیرد.

 


فرآوری
پیکر رویشی (برگ ها و سرشاخه های گلدار) دارای اهمیت دارویی هستند و معمولا به صورت خشک شده در طب سنتی کاربرد دارند و دارای ترکیباتی مانند تانن، فلاونوئید، ساپونین و مواد موثری چون گوانیدین، گالگین و هیدروکسی گالگین می باشند.

 

خواص درمانی و کاربرد
پیکر رویشی این گیاه سبب افزایش تولید شیر و کاهش قند خون می گردد. این گیاه از قدیم به علف شیر آور معروف بوده و کاربرد فراوانی در طب سنتی دارد.
احتیاطات مصرف: هیچ موردی اشاره نشده است.

پایان!!

 

تصاویر این گیاه

گیاه دارویی آنیسون Pimpinella anisum
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ
 آنیسون

آنیسون ( اَنیسون، بادیان رومی)

 

Pimpinella anisum

Anise

Apiaceae (Umbelliferae)

 آنیسون

 

معرفی و گیاهشناسی
آنیسون یکی از قدیمی ترین گیاهان دارویی شناخته شده توسط انسان است که در اکثر منابع از آن یاد شده است. آنیسون گیاهی است علفی و یکساله از خانواده ی چتریان ، با ارتفاع 30 تا 70 سانتی متر که گل های سفید رنگ آن به صورت گل آذین چتر مرکب دیده می شوند.

مشخصات کامل گیاهشناسی

بذور

نیازهای اکولوژیکی و پراکنش
آنیسون بومی نواحی مدیترانه است و در کشورمان در نواحی شمال غربی و جنوب غربی به صورت خودرو یافت می شود. آنیسون به هوای گرم و نور آفتاب کافی نیازمند است.

 

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر این گیاه توسط بذر صورت می گیرد و بدین منظور معمولا جوی و پشته هایی با فاصله ی 30 سانتی متر در مزرعه ایجاد می نمایند و بذور را با فاصله ی 3 سانتی متر و در عمق 2 سانتی متری کشت می کنند.
نحوه ی براشت به این صورت است که پیکر رویشی گیاه را از نزدیکی گل آذین ها قطع می کنند و پس از مدت زمان کوتاهی که آنها خشک شدند با خرمن کوب و ... بذور را از شاخه ها جدا می کنند. میزان عملکرد محصول بین 400 تا 1000 کیلوگرم در هکتار می باشد که با توجه به رعایت مسائل زراعی و شرایط اقلیمی و ... متفاوت می باشد.

فرآوری
بذور این گیاه دارای ترکیباتی چون اسانس، صمغ، ترکیبات قندی و روغن می باشد. اسانس آنیسون  دارای اهمیت فوق العاده ای در صنایع دارویی می باشد .

 

خواص درمانی و کاربرد
مهمترین خواص درمانی میوه ها (بذور) آنیسون عبارتند از: افزایش دهنده ی شیر مادران، کمک کننده به هضم غذا، ضدنفخ، ضد انگل، درمان سرماخوردگی، رفع بوی بد دهان و ... . اسانس این گیاه در ترکیب تعدادی از داروهای موجود در داروخانه ها وجود دارد.

 
احتیاطات مصرف: مصرف این گیاه در دوران بارداری منع شده است و اسانس این گیاه نباید مورد مصرف کودکان قرار گیرد.
نحوه ی مصرف: 5/0 تا یک گرم بذر به صورت دمکرده تهیه می شود که سه مرتبه در طول روز مصرف می گردد.

 

تصاویر این گیاه

 

آنتوریوم Anthurium
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ

● نام علمی:Anthurium Andreanum
● نام انگلیسی: Tailflower

    
آنتوریوم دارای انبوهی از ریشه های آبدار، گوشتی و سست می باشد که به نظر می رسد گیاه از داخل گلدان به خارج هل می دهد و گیاه را می توان با دقت و مراقبت توسط جداکردن توده ریشه ها در جایی که گیاهان کوچک مجزا در کنار گیاه مادری مشاهده می شوند تکثیر نمود.
البته بسیار مهم این است که اول خاک را خیس نمائید و هرگز ریشه ها را با زور جدا نکنید، سعی کنید گیاهانی را جدا نمایید که رشد فعال داشته و برگهای جدید تئلید می کنند.
بهترین زمان برای تکثیر از اواسط بهار تا اواسط تابستان که گیاهچه های جدید آزادانه رشد می کنند، می باشد.
پس از جدا کردن ریشه ها، ابتدا ریشه های کهنه، صدمه دیده و بیمار را جدا کنید و سپس آنها را درگلدانی متوسط حاوی کمپوست گلدانی یا خاک سبک همراه با ماسه بکارید. زمانی که گیاهچه ها را در گلدان می کارید، مراقب باشید که به زیر خاک فرونرفته و بالاتر از سطح خاک قرار گیرند.
گیاهچه ها در دمای ۲۴ درجه سانتی گراد در رطوبت بالا نگاه دارید. برای بالا بردن رطوبت می توانید آنها را با کیسه پلاستیکی بپوشانید و یا بصورت منظم و مرتب مه پاشی کنید.
آنتوریوم را می توانید از طریق کاشت بذر در خاک و دمای مشابه نیز کاشت. تکثیر A.sherzerianum کمی آسانتراست. زیرا این نوع آنتوریوم بافت برگی محکم و چرمی دارد و آب را با سرعت کمتری از دست می دهد. در صورتی که انواع دیگر آن نظیر A.crystallinum به میزان بالاتری از رطوبت نیاز دارد و تکثیر آن کمی مشکل است.
گیاه آنتوریوم حداقل ۲۶ گونه زینتی دارد و بخش اسپات رنگی آن اصطلاحاً بنام گل شناخته شده است و دوام بسیار طولانی بصورت شاخه بریده دارد. برای نگهداری آنتوریوم از گلخانه‌هایی با تهویه مناسب استفاده می‌شود که رکود هوا یا کمبود اکسیژن نداشته باشد. برای نگهداری آنتوریوم خاک سبک با PH اسیدی و غنی از مواد غذایی مناسب است. در سال‌های اخیر با گسترش کشت و کار آنتوریوم و در حقیقت ارزشی که این گیاه در بازار جهانی گل و گیاه دارد برای آن کمتر از بستر خاک استفاده می‌شود، و صرفاً در محیط فاقد خاک و در محیط هیدروپونیک به کمک مواد غذایی خاص پرورش می‌یابد.
آنتوریوم ،Anthurium جنسی از خانواده آراسه ها Aracees است که اقسامی از آن بواسطه برگهای پهن و فلزی رنگ با رگهای سفید و نیز گلهایش جالب توجه بوده و در گرمخانه ها می کارند . این گیاهان بوسیله پا جوش تقسیم می‌شوند و رشد ساقه‌ای ندارند بلندی این گیاه به ۳۰ الی ۸۰ سانتیمتر می رسد .
دو رقم از این گل که تاکنون شناخته شده است عبارتند از :

   
۱ ) آنتوریوم شزریانوم A.Schezerianum: که یکی از زیباترین گلها با برگهای پهن جالب است .

۲) آنتوریوم آندرآنوم A.Andreanum: با شاخه های عمودی و رنگهای عالی و برگهای بسیار پهن و شاخه های گل زیبا .

    
شاخه های گل آن بسیار مورد توجه است و مدتها در آب دوام می آورد .
این نوع گل بخصوص برای پرورش در گلخانه مناسب است .
زیرا در این مکان است که مقدار رطوبت ، درجه حرارت و آبیاری به راحتی قابل کنترل می باشد.
نوع آنتوریوم شزریانوم A.Schezerianum برای پرورش در آپارتمان ، یک گل بسیار مناسب است .
این گیاه در شرایط مناسب مرتبا گل داده و برگهای بسیار زیبای آن به رنگهای قرمز درخشان یک ماه و حتی بیشتر دوام می آورد .


● مواظبت های زراعی :


▪ نور : نور ملایم در درجه اول .
▪ حرارت : محیط گرم .
▪ رطوبت : خاک را باید مرطوب نگاه داشت .
▪ جابجا کردن : در زمان جابجا کردن گیاه ( تعویض گلدان ) خاک گلدان باید از مخلوط زیر تهیه شود :
۱ ) خزه ، در حال پوسیدن یا تورب ( پیت) دو قسمت .
۲ ) ورمیکولیت ( از سنگهای معدنی است که بعدا به رُس تبدیل می شود ) یک قسمت .
۳ ) پرلیت ( این هم از سنگهای معدنی است که به رُس تبدیل می شود منتها ذرات آن درشت تر است ) یک قسمت . سپس آن را بطور یکنواخت مخلوط کرده و در گلدان مصرف کنید .
▪ کود : هر ماه یکبار باید از کودهای قابل حل در آب برای آنتوریوم شزریانوم A.Schezerianumاستفاده کرد و برای نوع آنتوریوم آندرآنوم A.Andreanum ماهی دو بار .
▪ تکثیر : ازدیاد این گیاه از طریق قلمه زدن ساقه انجام می شود

مراحل تولید قند
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ

مراحل تولید قند
مقدمه
قند یک محصول استراتژیک می باشد. که از نیشکر و چغندرقند تهیه می شود. نیشکر در منطقه خوزستان کشت می شود و مزیت ان نسبت به چغندرقند در این است که میزان برداشت ان در هکتار بیشتر است. و چون کشت چغندرقند به علت مشکلات کم ابی کم است از اهمیت بیشتری برخودار می شود و تفاوت کارخانه نیشکر و چغندرقند در مرحله اول یعنی شستشو، خرد کردن است. و تفاوت زیادی نسبت به هم ندارند.
 اولین مرحله کارخانه قند، اندازه گیری درصد قند، چغندر می باشد. که عمل بعداز ذخیره سازی انجام می شود. مرحله اول خط تولید شستشو و تمیز کردن چغندرها می باشد، مرحله دوم خلال ریز کردن چغندر و سپس عمل استخراج صورت می گیرد. که بعداز اینکه وارد دستگاه دیفوژن یا دستگاه استخراج کننده می شوند. اصول کار استخراج بدین صورت است که با خاصیت اسمز خلال را در اب ریخته و دو محصول عمده که شربت و تفاله است تولید می نمایند. که به ان شربت خام می گویند. به علت انکه علاوه بر قند در اب، ذرات پکتین، پروتئین، رنگدانه و……. وارد می شود. این شربت خام را برای تهیه شکر نمی توان استفاده کرد. و ابتدا بعداز استخراج باید تصفیه شود. البته به طور 0100/0 تخلیص نمی شود. ولی درصد خلوص بالایی دارد. که بعداز عمل تصفیه، باید شربت وارد دستگاه تغلیظ شونده، غلیظ شده و بعد وارد دستگاه کریستاله کننده شده و عمل کریستالیزاسیون بر روی ان انجام شود. که این محصول، دانه های شکر در ان رویت می شود و بعد وراد دستگاه سانتریفوژ شده و شکر انرا جدا می نمایند. اگر عمل تصفیه بر روی شربت به طور کامل صورت نگیرد کریستاله نمی شود.
اصلاحات صنایع قند:
 عیار چغندرقند: درصد قند چغندرقند خریداری شده را گویند. عیار چغندرقند را توسط دستگاهی به نام پولاری متر تعیین می کنند. که براساس نورپلاریزه کار می کند. که قندها توسط نورپلاریزه به چپ و یا به راست منحرف شده، که این انحراف به دلیل وجود کربن نا متقارن است. از روی زاویه انحراف شده، درصد قند را تعیین می نماید.
ریژسیون: درصد قند خلال را گویند.
 بریکس: درصد مواد جامد محلول را گویند. که ممکن است حاوی قند باشد و یا نباشد و وسیله اندازه گیری بریکس رفرواکتومتر است.
 مجموع مواد غیر قندی + مجمع مواد قندی = B در محلول
 pol ( درصد مواد قندی): توسط پلاری متر اندازه گیری می شود. و به درصد قند پل گویند. که فقط درصد مواد قندی اندازه گیری می شود.
 کوسیان (Q) : درجه تمیزی یا درصد خلوص که به نسبت پل از بریکس است. که به صورت درصد بیان می شود. در صورتی که پل با بریکس برابر باشد. کوسیان 0100/0 است. ولی معمولا مقدار Q کمتر از0100/0 است. چون مقدار پل کمتراز بریکس است.
 مواد غیر قندی: هر ماده ای به جز ساکارز را ماده غیر قندی گویند. زیرا فقط ساکارز است که قابلیت استخراج را دارد و می تواند به صورت کریستال دراید و مواد قندی دیگر مزاحم هستند.
ملاس: آخرین شربت یا پس ابی که از فرایند کارخانه قند خارج می شود که دارای 050/0 قند است که این قابل استخراج نمی باشد. ولی به روش کریستالیزاسیون از ملاس نیز می توان قند گرفت.
مارک چغندرقند: عبارتست از مواد غیر محلول موجود در داخل چغندر را مارک گویند. و یا به عبارتی مواد غیر محلول که در مقدار مشخصی اب جوش، در زمان معینی غیر محلول باشند.( سلولز، پکتین، لیگنین). مارک معمولا بین 4 تا 5 درصد چغندرقند را تشکیل می دهد.
 ساکارز: قندی 2 قندی است که متشکل از گلوکز، فروکتوز که قابلیت حل شدن در آب را دارد. و قابلیت کریستال شدن را نیز دارد. ساکارز خالص حاوی جریان الکتریسته نمی باشد. ولی اگر همراه ساکارز سدیم و پتاسیم باشد باعث جریان الکتریسته می شود و به سدیم و پتاسیم خاکستر گویند که جزء مواد ملاس دار است. یعنی میزان ملاس را زیاد می کند و جلوی کریستال شدن را می گیرد.
رافینوز: تشکیل شده از کلوکز، فروکتوز، گالاکتوز است و مقدار آن به مقدار جزئی در چغندرقند می باشد. در حدود (3/0 و 5/0 0/0 ).
تشکیل ساکارات از ساکاروز:
 ساکارز با فلزات قلیایی خاکی از قبیل: باریم، استرانسیم، کلسیم می تواند تشکیل پیوند دهد و در اثر این پیوند ساکارات تشکیل می شود و اگر با کلسیم پیوند ایجاد نماید، ساکارات کلسیم تولید می نماید و به همین ترتیب ساکارات دوباره می تواند به ساکارز تبدیل شده و پیوند شکسته شود. از این خاصیت در روش قند گیری از ملاس استفاده می شود. بدین ترتیب که کلسیم را به ملاس می زنند و کلسیم با ساکارز پیوند ایجاد می نماید و ساکارات تشکیل شده و به سه شکل تشکیل می شود:
1- مونو کلسیم ساکارات
 2- دی کلسیم ساکارات
 3- تری کلسیم ساکارات که به صورت نا محلول است. ( رسوب).
 مونو، دی به صورت محلول هستند که در اثر حرارت به صورت نا محلول در می ایند و از این خاصیت برای قند گیری از ملاس استفاده می شود. از مونو، دی که به صورت نا محلول درآمده اند، ساکارز را استخراج می نمایند. در قند گیری از ملاس فقط از کلسیم استفاده شده چون باریم و استرانسیم سمی و گران هستند.
تکنولوژی قند:
 منظور تولید قند از چغندرقند است. پس از ورود چغندر به کارخانه به دلیل متفاوت بودن عیار چغندرها وزن چغندرها تعیین شده و در مرحله بعد عیار سنجی از کامیون ها صورت می گیرد وعیار انها تعیین می شود. چغندرها ریز قند بیشتری دارند. یکی از دستگاه های نمونه برداری Ripro است که معمولا بین 50- 25 kg را نمونه برداری می کند. که بهتر است نمونه برداری از سه قسمت کامیون( پشت، جلو، عقب) انجام شود. اشکال این دستگاه Ripro زخمی کردن چغندرهاست چون چغندر برش خورده خاصیت سیلو کردن کمتری دارد( چون سریع تر خراب می شوند). به همین دلیل امروزه، نمونه برداری توسط بیل های مکانیکی انجام می شود و به چغندرها آسیب کمتری می رساند.
مراحل عیار سنجی:
نحوه سنجش کیفیت خلال:
 تعریف خلال مرغوب: خلال مرغوب اولا هر چه طول خلال بیشتر باشد خلال مرغوب تراست و دوما هرچه درصد نرمی خلال کمتر باشد، خلال مرغوب تر است.
 نرمه خلال: خلال هایی که کوچکتر یا مساوی 1cm باشند نرمه گویند. و هرچه نرمه بیشتر باشد کیفیت خلال کمتر است.
سه آزمایش برای تعیین طول خلال:
1- تعیین طول loogr خلال: طول loogr خلال را بدین صورت که loogr از خلال را وزن کرده و به صورت طولی کنار هم می چینیم بدون هیچ گونه فاصله، بعداز آن را متر کرده اگر بین 8- 12m بود، خلال خوبی است و اگر کمتر از 8m بود، مرغوب نمی باشد.
 2- عدد سوئدی: loogr خلال را وزن کرده، خلال های بزرگتر مساوی 5cm را دوباره وزن کرده و خلال های کوچکتر مساوی 4cm را نیز وزن نموده و این دو عدد را برهم نموده که بدان عدد سوئدی گویند.
( عدد سوئدی هرچه بیشتر باشد، کیفیت خلال بیشتر است)
 3- تعیین درصد نرمه: دوباره در loogr وزن خلال های کوچکتر از 1cm را اندازه گرفته اگر %5 کمتر بود به خلال مرغوب تر نزدیک می شویم و هرچه از %5 وزن نرمه ها بیشتر بوده، کیفیت خلال ها کمتر شده.
 دیفوزیون:
 عملی است که در آن استخراج صورت می گیرد. اساس کار دیفوزیون اسمز است. اسمز خاصیتی است که در موارد تراوا، نیمه تروا استفاده دارد. این خاصیت در حالت اینکه مواد از غلظت بیشتر به غلظت کمتر نفوذ کنند. شرایط لازم برای عمل اسمز درجه حرارت است. اگر آب و یا محیط سرد باشد، استخراج کمتر صورت می گیرد و اگر درجه حرارت بالا رود، اسمز بهتر انجام می گیرد. چون در سلول هایی که شیره قند وجود دارد، خلال های آنها دارای سلول های پروتیین است و این پروتیین تراوا نیست که عمل اسمز را انجام دهد. لذا با افزایش دما، این سلول ها دیواره شان به حالت تراوا و نیمه تراوا تبدیل شده است. (70-75) درجه سانتیگراد.
 دیفوزیون به صورت مداوم و غیر مداوم است که در کشور ما اغلب از نوع مداوم است.
دیفوزیون مداوم: در ظرفی، خلال از یک سو، و از سوی دیگر آب اضافه می شود و از یک سمت شربت و از سمت دیگر تفاله گرفته می شود و جریان خلال و آب عکس هم می باشد.
انواع دیفوزیون:
1- دیفوزیون افقی
 2- دیفوزیون عمودی( جدیدترین نوع)
 3- دیفوزیون Desmet (افقی)
 4- دیفوزیون B.M.A (عمودی)
 1- دیفوزیون افقی D.P.S که دارای دو هیلیس است و این هیلیس ها با موتور می چرخند و خلال را به دیفوزیون منتقل نموده و این دیفوزیون به صورت افقی است با شیب 0.8 و حرارت مورد نیاز (70- 75) درجه سانتیگراد. ( دیفوزیون دانمارکی).
 2- دیفوزیون R.T : که این دیفوزیون به صورت افقی است. در این دیفوزیون خود استوانه می چرخد. ولی داخل این استوانه شیارهایی وجود دارد که ایجاد اصطکاک زیاد می نماید. ( در قند آبکوه وجود دارد.)
 3- دیفوزیون Desmet : این دیفوزیون از یک نوار نقاله مشیک شکل تشکیل شده که بلژیکی است و خلال را روی آن ریخته، خلال توسط نوار نقاله حرکت می نماید و آب به صورت دوش بر روی خلال ها پاشیده می شود. و مقداری از قند خلال توسط آب از توری عبور می نماید و وارد مخزن زیر توری می شود و این کار دوباره انجام می شود و مخزن آخری که آب جمع شد، شربت خام است. و از نوع افقی است.
 عوامل موثر بر دیفوزیون:
1- سیلو، اگر عمل نگهداری بر روی چغندر درست انجام نگیرد و سبب یک سری عملیات آتریماتیک شده و موجب پوسیده شدن چغندر شده و شربت بدست آمده دارای خلوص پایین است و بر روی دیفوزیون اثرات منفی می گذارد.
 2- آب کانال: چغندر از سیلو با آب حمل می شود و اگر آب آلوده باشد، خلال آلوده شده و دیفوزیون را آلوده می سازد. وقتی آلودگی به داخل دیفوزیون منتقل شود و این مقدار زیاد باشد، دیفوزیون حمل مناسبی برای رشد میکروارگانسیم ها ست و قند چغندرقند، مصرف شده و تبدیل به اسید شده و ضایعات قندی ایجاد می نماید.
 3- علف گیر- سنگ گیر: اگر علف گیر نتواند علف ها را از چغندر به خوبی جدا نماید همراه چغندر علف وارد خلال شده و وارد دیفوزیون شده و در طی عملیات اسمز که خلال شرکت دارد ناخالصی ها و علف هاهم اسمز را انجام داده و ناخالصی ها به درون شربت راه پیدا می کنند.
 4- حوض شستشو: اگر عمل شستشو و عفونی کردن چغندر به خوبی انجام نشود بار میکروبی بالا خواهد رفت.
 5- آسیاب خلال: اگر آسیاب خلال به خوبی صورت نگیرد و خلال ها در اندازه های دلخواه نباشند دیفوزیون و شربت گیری به خوبی صورت نخواهد گرفت.
 6- حرارت: تمام عملیات دیفوزیون باید در حرارت(75-73) درجه سانتیگراد باشد و اگر حرارت کمتر از این مقدار باشد عمل اسمز به خوبی انجام نخواهد شد و دیگر آن که امکان آلودگی دیفوزیون هست.
 کشش دیفوزیون:
 مقدار شربت خام خروجی نسبت به چغندر مصرفی بهترین زمان داخل دیفوزیون 80 دقیقه است آزمایشات کلی که در دیفوزیون انجام می گیرد:
 1- طول loogr خلال 2- عدد سوئدی 3- درصد نرمه 4- تعیین دیژسیون
 5- تعیین آب تازه ورودی به دیفوزیون 6- pH آب تازه (5.8- 5.5) 7- pH آب تفاله 8- pH شربت خام ( 2/6- 6)
9- بریکس شربت خام (17-12) ۱۰- نیپراسیون شربت خام 11- کوشیان یا درصد خلوص ۱۲- خاکستر شربت خام
۱۳- انورت شربت خام ۱۴- درصد تفاله پرس شده ۱۵- ماده خشک تفاله پرس شده ۱۶- ماده خشک خلال
 ۱۷- تعیین مارک و خاکستر خلال
 خصوصیات شربت خام خروجی از دیفوزیون:
1- رنگ خاکستری مایع به سیاه که به علت انجام واکنش های آنزیمی است که در مرحله تصفیه از بین می رود.
 2- بریکس شربت خام که در حدود 17- 12 است.
 3- در صد خلوص کوشیان 87- 87 است.
4- PH شربت خام باید 2/6-6 باشد چون درصد خلوص این شربت کم است به صورت کریستال در نیامده و بنابراین شربت را تصفیه نماییم.
روش های تصفیه:
بهترین روش تصفیه روش شیمیایی است و در این روش یکی از مواد شیرآهک است که این شیرآهک مواد غیر قندی داخل شربت را رسوب داده و بدین ترتیب درصد خلوص شربت بالا می رود. و بعداز جذب شیرآهک، شربت باید از شیرآهک جدا شود و برای جدا کردن از CO2 استفاده کرده و شیرآهک به صورت Caco3 از شربت خارج می شود.
 بعداز آن که عمل تصفیه انجام شد. سولفیتاسیون انجام شده:
اضافه کردن سولفید یا گاز SO2 است که نتایج زیر را حاصل نماید.
 1- تنظیم PH : چون SO2 حالت اسیدی دارد حالت قلیایی شربت را خنثی می کند.
 2- SO2 حالت رنگ بری دارد و باعث کاهش رنگ شربت شده.
 3- از تشکیل رنگ در مرحله اوپراسیون جلوگیری می نماید.
 اوپراسیون:
هدف از انجام این مرحله تغلیظ شربت است و به معنای حرارت دادن ماده غذایی جهت تغلیظ که از حالت قهوه ای شدن یا ( مایلار: واکنش بین آسید آمینه و ازت) جلوگیری می نماید و بریکس را که 17-B 60 می رساند.
 مرحله پخت: ( کریستالیزا سیون)
نگاهی اجمالی و کلی به مراحل فرایند تولید قند و شکر از چغندر قند
قبل از ورود به مباحث اصلی- این نیاز وجود دارد که شناخت کلی از مراحل تولید قند و شکر وجود داشته باشد . همان طور که در نمودار ۱-۱ مشاهده می شود خلاصه ای از این مراحل را بدون ذکر جزپیلات می توان به صورت زیر بیان کرد قابل ذکر است که خطوط تولید درکارخانه هایقند کم و بیش با هم تفاوتهایی دارند اما سعی بر ان است که متداولترینروشها و خطوط تولید در کارخانه های ایران مبنای توضیحات باشد
۱- کاشت داشت و برداشت چغندر
چغندر قندهای رسیده و سالم - اماده برداشت هستند و معمولا بعد از حمل به کارخانه سر و دم انها قطع شده و بهتر است که تا حد امکان عاری از مواد خارجی باشد
۲- تحویل دادن چغندر قند به کارخانه
چغندر ها معمولا با کامیون به کارخانه حمل شده و پس از توزین کامیون همراه با محموله ان در قسمت توزین کامیون همراه با محموله ان در قسمت توزین - کامیون به قسمت عیار سنجی رفته و با دستگاه مخصوص از چغندر ها نمونه برداری می شود تا در صد قند ( عیار ) نمونه های اندازه گیری شود . پرداخت قیمت چغندر بر اساس وزن خالص چغندر و در صد قند ان و همچنین با توجه به در صد افتوزنی مربوط به خاک و گل و یایر نا خالصیهای همراه چغندر - انجام می شود
۳- تخلیه چغندر و نگهداری ان در سیلو :
پس از تخلیه محتویات کامیون توسط دستگاه تخلیه در سیلو - چغندر ها باید تا زمان مصرف در سیلو نگهپاری شوند . باید از نگهداری طولانی مدت چغندر قند در سیلو اجتناب کرد- زیرا چغندر در سیلو با پدیده افت وزن و ضایعات قندی در اثر از تنفس و فساد میکروبی مواجه است .

بقیه در ادامه مطلب

وانیل vanille
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ

به فرانسویLa vanille و به انگلیسی vanillaگفته می شود،به عربی نیز ان را «وانیلا»گویند.میوه گیاهی است به نام وانیل.این گیاه که به فرانسوی Vanilierو به انگلیسیVanilla گفته می شود گیاهی است از خانواده ثعلب هاOrchidaceae،دارای گونه های متعددی است که معروف ترین آن برای تولید وانیل،به نام علمیVanilla planifolia Andr. نامیده می شود که سابقا ان را Vanilla fragransمی گفتند.


● مشخصات
درخت وانیل گیاهی است پایا خزنده یا بالا رونده ،دارای ساقه سبز دراز، برگهای متناوب، پهن، نرم، ضخیم، بیضی شکل و نوک تیز سبز و تعداد زیادی ریشه های هوایی که از کنار هر برگی بیرون می اید که با کمک آنهابه تنه درختان مجاور می چسبد و بالا می رود.


این گیاه بومی مناطق مرطوب و حاره و در جنگلهای مرطوب جنوب شرقی مکزیک و آمریکای مرکزی و هند غربی و آمریکای جنوبی می روید و ساقه های پیچیده ان تا ارتفاع حتی ۱۰۰ متر نیز ممکن است برسند و تا بالاترین ارتفاع درختان بزرگ جنگلی نیز بالا می رود. ماده معطر وانیل از میوه این گیاه گرفته می شود.میوه آن به شکل غلاف لوبیا است و قبل از اینکه کاملا برسد آن را می چینند و خشک می کنند در موقع چیدن ،میوه ها عطری ندارند ولی پس از اینکه چیده شد در دوران خشک کردن و عمل آوردن ان ،عطر مطبوع وانیل در آن ایجاد می شود.گلهای آن به شکل خوشه و تعداد ۲۰-۱۵ گل در هر گروه و تلقیح گلها به طور طبیعی انجام نمی گیردو گلها را یکی یکی باید کمک کرد که تلقیح شوند،زیرا استیگماتهای گلها از یک تیغه ای پوشیده شده که تلقیح فقط به کمک حشراتی انجام می گیرد که به قدر کافی برای تلقیح گلها وجود ندارند به این علت است که برای داشتن ثمر کافی باید تلقیح مصنوعی نمود.به همین دلیل معمولا با هرس کردن وانیل ترتیبی می دهند که ارتفاع گیاه ۳-۲ متر بیشتر نشده است و گلها در دسترس انسان باشد.بهترین وانیل از غلافهایی به دست می آید که طول آنها ۲۵-۱۵ سانتی متر و قطر آنها ۱۲-۱۰ میلی متر است.در موقع برداشت محصول سبز رنگ است ولی بعدا تیره رنگ می شود.پس از برداشت معمولا غلافها را برای مدت ۳-۲ دقیقه در آب جوش ۶۵-۶۰ درجه فرو می برند ،بعد آنها را در داخل جعبه ای دو جداره که مابین دو جدار پشم گذارده شده می گذارند و مدت ۲۴ ساعت داخل این جعبه سربسته نگهداری می شود و این یک گرم خانه طبیعی است که دراین مدت ۲۴ ساعت نوعی تخمیر در آن انجام می گیرد.پس از آن غلاف ها را بیرون آورده در محلی که به ارتفاع یک متر از سطح زمین باشد در مقابل نور خورشید آویزان می کنند که ضمن تهویه کامل با حرارت آفتاب خشک شود.این دوران خشک شدن تا یک هفته طول می کشد و در این مدت رنگ غلافها از سبزی به قهوه ای و قهواه ای تیره و سیاه تبدیل می شود و همین که کاملا نرم شد و شروع به پژمرده شدن نمود ،آنها را برای خشک شدن داخل گرم خانه می کنند که مدت ۳-۲ ماه می ماند وپس از اینکه رسوبت ان به ۴۰-۳۰ درصد می رسد آنها را از گرم خانه بیرون می آورند.

 

 

برگ و ساختار برگ leaf & leaf structure
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ

In botany, a leaf is an above-ground plant organ specialized for photosynthesis. For this purpose, a leaf is typically flat (laminar) and thin, to expose the cells containing chloroplast to light over a broad area, and to allow light to penetrate fully into the tissues. Leaves are also the sites in most plants where transpiration and guttation take place. Leaves can store food and water, and are modified in some plants for other purposes. The comparable structures of ferns are correctly referred to as fronds. Furthermore, leaves are prominent in the human diet as leaf vegetables.

                                                                

 

دانلود متن کامل مقاله شماره  5 

دانلود متن ترجمه مقاله ش ۵

                                                                 

 

A structurally complete leaf of an angiosperm consists of a petiole (leaf stem), a lamina (leaf blade), and stipules (small processes located to either side of the base of the petiole). The petiole attaches to the stem at a point called the "leaf axil". Not every species produces leaves with all of the aforementioned structural components. In some species, paired stipules are not obvious or are absent altogether. A petiole may be absent, or the blade may not be laminar (flattened). The tremendous variety shown in leaf structure (anatomy) from species to species is presented in detail below under Leaf morphology. After a period of time (i.e. seasonally, during the autumn), deciduous trees shed their leaves. These leaves then decompose into the soil.

A leaf is considered a plant organ and typically consists of the following tissues:

An epidermis that covers the upper and lower surfaces

An interior chlorenchyma called the mesophyll

An arrangement of veins (the vascular tissue).

 

   اپیدرم  Epidermis

 

SEM image of Nicotiana alata leaf's epidermis, showing trichomes (hair-like appendages) and stomata (eye-shaped slits, visible at full resolution).

 

The epidermis is the outer multi-layered group of cells covering the leaf. It forms the boundary separating the plant's inner cells from the external world. The epidermis serves several functions: protection against water loss, regulation of gas exchange, secretion of metabolic compounds, and (in some species) absorption of water. Most leaves show dorsoventral anatomy: the upper (adaxial) and lower (abaxial) surfaces have somewhat different construction and may serve different functions.

The epidermis is usually transparent (epidermal cells lack chloroplasts) and coated on the outer side with a waxy cuticle that prevents water loss. The cuticle is in some cases thinner on the lower epidermis than on the upper epidermis, and is thicker on leaves from dry climates as compared with those from wet climates.

The epidermis tissue includes several differentiated cell types: epidermal cells, guard cells, subsidiary cells, and epidermal hairs (trichomes). The epidermal cells are the most numerous, largest, and least specialized. These are typically more elongated in the leaves of monocots than in those of dicots.

The epidermis is covered with pores called stomata, part of a stoma complex consisting of a pore surrounded on each side by chloroplast-containing guard cells, and two to four subsidiary cells that lack chloroplasts. The stoma complex regulates the exchange of gases and water vapor between the outside air and the interior of the leaf. Typically, the stomata are more numerous over the abaxial (lower) epidermis than the adaxial (upper) epidermis.

   مزوفیل  Mesophyll

Most of the interior of the leaf between the upper and lower layers of epidermis is a parenchyma (ground tissue) or chlorenchyma tissue called the mesophyll (Greek for "middle leaf"). This assimilation tissue is the primary location of photosynthesis in the plant. The products of photosynthesis are called "assimilates".

 

 

Fallen leaves at autumn.

In ferns and most flowering plants the mesophyll is divided into two layers:

An upper palisade layer of tightly packed, vertically elongated cells, one to two cells thick, directly beneath the adaxial epidermis. Its cells contain many more chloroplasts than the spongy layer. These long cylindrical cells are regularly arranged in one to five rows. Cylindrical cells, with the chloroplasts close to the walls of the cell, can take optimal advantage of light. The slight separation of the cells provides maximum absorption of carbon dioxide. This separation must be minimal to afford capillary action for water distribution. In order to adapt to their different environment (such as sun or shade), plants had to adapt this structure to obtain optimal result. Sun leaves have a multi-layered palisade layer, while shade leaves or older leaves closer to the soil, are single-layered.

Beneath the palisade layer is the spongy layer. The cells of the spongy layer are more rounded and not so tightly packed. There are large intercellular air spaces. These cells contain fewer chloroplasts than those of the palisade layer.

The pores or stomata of the epidermis open into substomatal chambers, connecting to air spaces between the spongy layer cells.

These two different layers of the mesophyll are absent in many aquatic and marsh plants. Even an epidermis and a mesophyll may be lacking. Instead for their gaseous exchanges they use a homogeneous aerenchyma (thin-walled cells separated by large gas-filled spaces). Their stomata are situated at the upper surface.

Leaves are normally green in color, which comes from chlorophyll found in plastids in the chlorenchyma cells. Plants that lack chlorophyll cannot photosynthesize.

 Leaves in temperate, boreal, and seasonally dry zones may be seasonally deciduous (falling off or dying for the inclement season). This mechanism to shed leaves is called abscission. After the leaf is shed, a leaf scar develops on the twig. In cold autumns they sometimes change color, and turn yellow, bright orange or red as various accessory pigments (carotenoids and xanthophylls) are revealed when the tree responds to cold and reduced sunlight by curtailing chlorophyll production. Red anthocyanin pigments are now thought to be produced in the leaf as it dies, possibly to mask the yellow hue left when the chlorophyll is lost - yellow leaves appear to attract herbivores such as aphids.[1]

  رگبرگ  ها  Veins

The veins are the vascular tissue of the leaf and are located in the spongy layer of the mesophyll. They are typical examples of pattern formation through ramification. The pattern of the veins is called venation.

The veins are made up of:

xylem, tubes that brings water and minerals from the roots into the leaf.

phloem, tubes that usually moves sap, with dissolved sucrose, produced by photosynthesis in the leaf, out of the leaf.

The xylem typically lies over the phloem. Both are embedded in a dense parenchyma tissue, called "pith", with usually some structural collenchyma tissue present.

  ساختار برگ  Leaf morphology

 

 

Underside view of a leaf

External leaf characteristics (such as shape, margin, hairs, etc.) are important for identifying plant species, and botanists have developed a rich terminology for describing leaf characteristics. These structures are a part of what makes leaves determinant; they grow and achieve a specific pattern and shape, then stop. Other plant parts like stems or roots are non-determinant, and will usually continue to grow as long as they have the resources to do so.

Classification of leaves can occur through many different designative schema, and the type of leaf is usually characteristic of a species, although some species produce more than one type of leaf. The longest type of leaf is a leaf from palm trees, measuring at nine feet long. The terminology associated with the description of leaf morphology is presented, in illustrated form, at Wikibooks.

 انواع تیپ های برگ Basic leaf types

 

 

Leaves of the White Spruce (Picea glauca) are needle-shaped and their arrangement is spiral

Ferns have fronds.

Conifer leaves are typically needle-, awl-, or scale-shaped

Angiosperm (flowering plant) leaves: the standard form includes stipules, a petiole, and a lamina.

Lycophytes have microphyll leaves.

Sheath leaves (type found in most grasses).

Other specialized leaves (such as those of Nepenthes)

 آرایش برگ ها روی ساقه  Arrangement on the stem

Different terms are usually used to describe leaf placement (phyllotaxis):

 

 

The leaves on this plant are arranged in pairs opposite one another, with successive pairs at right angles to each other ("decussate") along the red stem. Note developing buds in the axils of these leaves.

Alternate — leaf attachments are singular at nodes, and leaves alternate direction, to a greater or lesser degree, along the stem.

Opposite — leaf attachments are paired at each node; decussate if, as typical, each successive pair is rotated 90° progressing along the stem; or distichous if not rotated, but two-ranked (in the same geometric flat-plane).

Whorled — three or more leaves attach at each point or node on the stem. As with opposite leaves, successive whorls may or may not be decussate, rotated by half the angle between the leaves in the whorl (i.e., successive whorls of three rotated 60°, whorls of four rotated 45°, etc). Opposite leaves may appear whorled near the tip of the stem.

Rosulate — leaves form a rosette

As a stem grows, leaves tend to appear arranged around the stem in a way that optimizes yield of light. In essence, leaves form a helix pattern centred around the stem, either clockwise or counterclockwise, with (depending upon the species) the same angle of divergence. There is a regularity in these angles and they follow the numbers in a Fibonacci sequence: 1/2, 2/3, 3/5, 5/8, 8/13, 13/21, 21/34, 34/55, 55/89. This series tends to a limit of 360° x 34/89 = 137.52 or 137° 30', an angle known mathematically as the golden angle. In the series, the numerator indicates the number of complete turns or "gyres" until a leaf arrives at the initial position. The denominator indicates the number of leaves in the arrangement. This can be demonstrated by the following:

alternate leaves have an angle of 180° (or 1/2)

120° (or 1/3) : three leaves in one circle

144° (or 2/5) : five leaves in two gyres

135° (or 3/8) : eight leaves in three gyres.

Divisions of the lamina (blade)

Two basic forms of leaves can be described considering the way the blade is divided. A simple leaf has an undivided blade. However, the leaf shape may be formed of lobes, but the gaps between lobes do not reach to the main vein. A compound leaf has a fully subdivided blade, each leaflet of the blade separated along a main or secondary vein. Because each leaflet can appear to be a simple leaf, it is important to recognize where the petiole occurs to identify a compound leaf. Compound leaves are a characteristic of some families of higher plants, such as the Fabaceae. The middle vein of a compound leaf or a frond, when it is present, is called a rachis.

Palmately compound leaves have the leaflets radiating from the end of the petiole, like fingers off the palm of a hand, e.g. Cannabis (hemp) and Aesculus (buckeyes).

Pinnately compound leaves have the leaflets arranged along the main or mid-vein.

odd pinnate: with a terminal leaflet, e.g. Fraxinus (ash).

even pinnate: lacking a terminal leaflet, e.g. Swietenia (mahogany).

Bipinnately compound leaves are twice divided: the leaflets are arranged along a secondary vein that is one of several branching off the rachis. Each leaflet is called a "pinnule". The pinnules on one secondary vein are called "pinna"; e.g. Albizia (silk tree).

trifoliate: a pinnate leaf with just three leaflets, e.g. Trifolium (clover), Laburnum (laburnum).

pinnatifid: pinnately dissected to the midrib, but with the leaflets not entirely separate, e.g. Polypodium, some Sorbus (whitebeams).

 انواع دمبرگ ها Characteristics of the petiole

 

 

The overgrown petioles of Rhubarb (Rheum rhabarbarum) are edible.

Petiolated leaves have a petiole. Sessile leaves do not: the blade attaches directly to the stem. In clasping or decurrent leaves, the blade partially or wholly surrounds the stem, often giving the impression that the shoot grows through the leaf. When this is actually the case, the leaves are called "perfoliate", such as in Claytonia perfoliata. In peltate leaves, the petiole attaches to the blade inside from the blade margin.

this even further, moving from side to side much like a leaf does in the wind

 

.uplod.ir/download.php?file=987182

http://www.uplod.ir/download.php?file=117890

بقیه در ادامه مطلب.

بنجامین ( BENJAMINA )
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ


گیاهی بسیار زیباست از خانواده انجیر ( موراسه ) که برگ های کوچک با رنگ سفید و سبز به صورت ابلق در آن دیده می شود. معمولاً بنجامین را به دلیل حساسیت بالا و مقاومت کم در برابر عوامل محیطی روی فیکوس بنجامین (عکس زیر) پیوند می زنند تا مقاومتر شود که در صورت مشاهده برگ های سبز یکنواخت بهتر است قطع شوند تا گیاه ابلق بهتر رشد کند.

 

نیازها

نور : به نور بیشتری نسبت به سایر گیاهان آپارتمانی نیازمند است اما تابش مستقیم آفتاب را تحمل نمی کند (معمولاً بهترین نور حالتی است که گلدان در زیر سایه بان جنوبی طوری قرار گیرد که آفتاب به گلدان گیاه برسد اما به برگ های گیاه آفتاب نتابد و برگ ها در سایه ( نور کامل ) باشند.

 

نکته : چون بنجامین نسبت به تغییر عوامل محیطی بسیار حساس است و با کمترین تغییری برگ های آن ریزش می کند از چرخاندن و جا به جایی گلدان بپرهیزید.

هنگامی که گیاه تازه خریداری شده را به خانه می آورید برخی از برگ های آن زرد یا قهوه ای می شوند؛ انتظار نداشته باشید برگ های زرد یا قهوه ای یا ریخته ، مجدداً رشد کنند؛ در عوض بهتر است مراقبت کنید که محیط گیاه کاملاً مناسب باشد. برگ هایی که از این پس می رویند می توانند رشد و نمو خوبی داشته باشند.

 

دما : حداقل درجه حرارت در زمستان 15 و در تابستان حداکثر 24 درجه. در زمستان حتماً باید در اتاق نگهداری شود (نسبت به سرما حساس است) .

 

آبیاری : در بین دو آبیاری اجازه دهید تا سطح خاک خشک شود ( باید به اندازه یک انگشت در زیر خاک را بازدید نمود، اگر خشک بود باید آبیاری بعدی صورت گیرد ). معمولاً در خانه ها به دلیل عدم رعایت این مسئله و آبیاری بیش از اندازه گیاه از بین می رود. بهتر است از آبی که چند ساعت در محیط بوده و هم دمای محیط است برای آبیاری استفاده شود، هرگز با آب سرد آبیاری نکنید .

 

خاک : بهترین خاک کمپوست ( خاکبرگ ) یا کود حیوانی یا خاک لوم است [مخلوطی از شن ، رس و مواد آلی ( برگ پوسیده ) ] .

 

تکثیر: تکثیر این گیاه در آپارتمان مشکل است؛ برای تکثیر از قلمه هایی که حداقل یک برگ همراه دارد استفاده شود.

 

نکته مهم : برای اشخاصی که در نگهداری گیاهان آپارتمانی تازه کار هستند نگهداری بنجامین توصیه نمی شود زیرا گیاه خیلی حساسی است. فیکوس بنجامینا (انجیر گریان) که بومی هندوستان است، چنانچه در شرایط مساعد محیطی قرار بگیرد گیاهی است که به سرعت محیط را از آن خود می کند و به سایر گیاهان اجازه رشد نمی دهد. در واقع بزرگترین درختی که در جهان وجود دارد نوعی فیکوس است که در هند واقع شده و مساحتی حدود 2 میلیون متر مربع را در بر گرفته است! (عکس تزیینی است)

 

عکس هفته۰۰۷
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ

 

فتوسنتز، تنفس و تعرق
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ

 

رشد و نمو گیاهان

سه عامل عمده در رشد و نمو گیاهان عبارتند از : فتوسنتز، تنفس و تعرق

فتوسنتز :
یکی از اختلافات عمده بین گیاهان و حیوانات در کره زمین، توانایی گیاهان برای ساخت داخلی غذای خودشان می باشد. یک گیاه برای تولید غذای مورد نیاز خود به انرژی حاصل از تابش آفتاب، دی اکسید کربن موجود در هوا و آب موجود در خاک نیازمند است. اگر هر یک از این اجزاء دچار کمبود شود، فتوسنتز یا همان تولید غذا متوقف خواهد شد. در واقع اگر هر یک از این عوامل برای مدت زیادی قطع شود، گیاه از بین خواهد رفت.
هر گونه بافت گیاه سبز، توانایی انجام فرآیند فتوسنتز را داراست. کلروپلاست ه در سلولهای گیاه سبز، حاوی رنگدانه های سبزی هستند که کلروفیل نامیده می شوند و انرژی نور را به تله می اندازند. با این وجود برگها (با توجه به ساختار بخصوصشان) عمده ترین قسمت برای تولید غذا می باشند. بافتهای داخلی حاوی سلولهایی با مقادیر فراوان کلروپلاست می باشند؛ که در یک نظم و ترتیب خاص، به راحتی به آب و هوا اجازه جابجایی می دهند. لایه های اپیدرمی محافظ بالایی و پایینی برگها، حاوی تعداد زیادی دهانه می باشند که؛ از دو سلول نگهبان بخصوص در هر سمت تشکیل شده اند. سلولهای نگهبان، جابجایی (ورود دی اکسیدکربن و خروج اکسیژن و بخار آب از برگها) گازهای درگیر در فتوسنتز را کنترل می کنند. اپیدرمی های پایینی برگها به طور طبیعی، حاوی بیشترین تعداد دهانه می باشند.

تنفس :
کربوهیدرات های ساخته شده در طول فرآیند فتوسنتز، تنها وقتی برای گیاه با ارزش هستند؛ که به انرژی تبدیل شده باشند. این انرژی در فرآیند ساخت بافتهای جدید مورد استفاده قرار می گیرد. فرآیند شیمیایی که طی آن قند و نشاستة تولید شده در فرآیند فتوسنتز، به انرژی تبدیل می شود؛ تنفس نامیده می شود. این فرآیند مشابه سوزاندن چوب یا زغال سنگ برای تولید حرارت یا انرژی می باشد.
اگر اکسیژن محدود شود یا در دسترس گیاه قرار نگیرد، تنفس یا متابولیسم ناهوازی رخ خواهد داد. تولیدات حاصل از این واکنش، اتیل الکل یا اسید لاتیک و دی اکسید کربن می باشد. این فرآیند به عنوان فرآیند تخمیر یا اثر پاستور شناخته می شود*. این فرآیند در صنایع لبنیات کاربرد فراوان دارد. هم اکنون باید واضح باشد که تنفس عکس فرآیند فتوسنتز می باشد. بر خلاف فتوسنتز، فرآیند تنفس در طول شب نیز به خوبی روز صورت می گیرد. تنفس در کلیة اشکال زندگی و در همة سلولها صورت می گیرد. آزاد شدن دی اکسید کربن اندوخته شده و گرفتن اکسیژن همواره در سطح سلول اتفاق می افتد. در ادامه مقایسه ای بین فتوسنتز و تنفس آمده است.

فتوسنتز:
تولید غذا می نماید
انرژی را ذخیره می کند
در سلول هایی که حاوی کلروپلاست هستند رخ می دهد
اکسیژن آزاد می کند
آب مصرف می نماید
دی اکسید کربن مصرف می نماید
در روشنایی صورت می پذیرد

تنفس :
غذا رابرای تولید انرژی گیاه به مصرف می رساند
انرژی آزاد می کند
در همة سلولها صورت می گیرد
اکسیژن را مورد استفاده قرار می دهد
آب تولید می نماید
دی اکسید کربن تولید می نماید
در تاریکی هم به خوبی صورت می پذیرد

تعرق:
تعرق فرآیندی است که در طی آن گیاه آب از دست می دهد. عمدتاً این کار از طریق دهانة برگها صورت می گیرد. تعرق فرآیندی ضروری است که حدود 90% از آب وارد شده به گیاه از طریق ریشه ها را مورد استفاده قرار می دهد.10% باقیماندة آب در واکنشهای شیمیایی و در بافتهای مختلف گیاه به مصرف می رسد. فرآیند تعرق برای حمل مواد معدنی ازخاک به گیاه، خنک نمودن گیاه در فرآیند تبخیر و نیز برای جابجایی قند و مواد شیمیایی گیاه کاملاً ضروری است. مقدار آب ازدست رفتة گیاه به چندین فاکتور محیطی از جمله دما، رطوبت، وزش باد یا جابجایی هوا وابسته است. با افزایش دما و یا جابجایی هوا، رطوبت نسبی کاهش یافته و این باعث می شود که سلولهای نگهبان در برگها، دریچه های استومتا را باز کنند؛ به این ترتیب نرخ تعرق افزایش می یابد.

دی اکسید کربن در گلخانه
سالهای زیادی است که به منافع غنی سازی دی اکسید کربن در گلخانه ها، برای افزایش رشد و تولید گیاهان پی برده شده است. دی اکسید کربن یکی از ضروری ترین اجزاء فتوسنتز می باشد. همانطور که در بخش قبل اشاره شد، فتوسنتز یک فرآیند شیمیایی است که انرژی نور خورشید را برای تبدیل دی اکسید کربن و آب به مواد قندی در گیاهان سبز مورد استفاده قرار می دهد؛ سپس این مواد قندی در خلال تنفس گیاه برای رشد آن مورد استفاده قرار می گیرند. اختلاف بین نرخ فتوسنتز و تنفس، مبنایی برای میزان انباشتگی ماده خشک در گیاهان می باشد. در تولید گلخانه ای، هدف همة پرورش دهندگان، افزایش ماده خشک و بهینه سازی اقتصادی محصولات می باشد. دی اکسید کربن با توجه به بهبود رشد گیاهان، باروری محصولات راافزایش می دهد. بعضی از مواردی که باروری محصولات به وسیلة غنی سازی دی اکسید کربن افزایش داده می شود عبارتند از :
گلدهی قبل از موعد
بازده میوه دهی بالاتر
کاهش جوانه های ناقص در گلها
بهبود استحکام ساقة گیاه و اندازة گل

بنابراین پرورش دهندگان گل و گیاه باید دی اکسید کربن را به عنوان یک مادة مغذی در نظر بگیرند.
برای اکثر محصولات گلخانه ای، میزان خالص فتوسنتز به واسطة بالا بردن میزان دی اکسید کربن از ppm 340 تا ppm1000 افزایش می یابد. آزمایش های صورت گرفته بر روی بیشتر گیاهان نشان داده است که با افزایش میزان دی اکسید کربن تا ppm1000 فتوسنتز به اندازة 50% افزایش خواهد یافت. البته برای بعضی از گیاهان اضافه کردن دی اکسید کربن تا ppm 1000 در نورکم، از لحاظ اقتصادی، توصیه نمی شود. برای بعضی دیگر از گیاهان مانند گل لاله ، هیچ پاسخی نسبت به اضافه کردن دی اکسید کربن مشاهده نشده است. دی اکسیدکربن در خلال باز شدن دهانه ای، توسط فرآیند پخش به گیاه وارد می شود. استومتاها سلولهای اختصاصی هستند که به طور عمده در قسمت زیرین برگها و در لایة بیرونی قرار گرفته اند. باز و بسته شدن این سلولها اجازه می دهد که معاوضة گازها صورت گیرد. تغلیظ 2CO دراطراف برگها، بالا گیری دی اکسید کربن در گیاهان را قویاً تحت تأثیر قرار می دهد. تغلیظ بیشتر 2CO، منجر به بالا گیری بیشتر 2CO در گیاهان می شود. سطح نور، دمای برگها و دمای هوای محیط، رطوبت نسبی، تنش آبی، غنی سازی دی اکسید کربن و میزان اکسیژن موجود در هوا و برگها از جمله فاکتورهای محیطی هستند که باز و بسته شدن استومتا را کنترل می نمایند.
غلظت دی اکسید کربن موجود در هوای محیط چیزی در حدود ppm340 (از لحاظ حجمی) می باشد. همة گیاهان در این شرایط به خوبی رشد می نمایند؛ اما بواسطة بالا رفتن غلظت 2CO تا1000 ppm، نرخ فتوسنتز نیز افزایش خواهد یافت؛ که در نهایت منجر به افزایش مواد قندی و کربو هیدراتهای قابل دسترس برای رشد گیاهان می شود. هر گونه گیاه سبز در حال رشد در یک گلخانه کاملاً بسته (که اصلاً تهویه نمی شود و یا اینکه تهویة کمی دارد) غلظت دی اکسید کربن را در طول روز به کمتر از ppm200 کاهش می دهد. کاهش در نرخ فتوسنتز، هنگامی که غلظت 2CO از ppm 340 به ppm 200 می رسد، برابر است با افزایش آن هنگامی که غلظت 2CO از ppm 340 به ppm 1300 می رسد. با یک حساب سرانگشتی در می یابیم که افت سطح دی اکسید کربن به پایینتر از سطح محیط تأثیرات بسیار بیشتری نسبت به افزایش آن به بالاتر از سطح محیط خواهد داشت.
در گلخانه های جدید و به بخصوص در سازه های دو جداره که نفوذ هوای بیرون کاهش یافته است؛ غلظت دی اکسید کربن در زمانهای بخصوصی از سال به راحتی می تواند به پایینتر از ppm 340 افت نماید. این موضوع تأثیرات منفی قابل توجهی برروی رشد گیاهان خواهد داشت. تهویة مناسب در طول روز می تواند میزان دی اکسید کربن را تا نزدیکی سطح محیطی آن بالا ببرد؛ اما میزان آن هرگز به سطح محیطی ppm340 باز نخواهد گشت. تأمین دی اکسید کربن تنها روش غلبه بر این اختلاف سطح و افزایش غلظت 2CO به بالاتر از ppm 340 است؛ که برای اکثر محصولات گلخانه ای پر منفعت می باشد. میزان غنی سازی دی اکسید کربن به نوع محصول، شدت نور، دما، تهویه، مرحلة رشد گیاه و ملاحظات اقتصادی بستگی دارد. نقطة اشباع دی اکسید کربن در غلظتی حدود 1000 تا ppm 1300 حاصل می شود. غلظت کمتری (800 تا ppm1000) برای محصولاتی مانند گوجه فرنگی، خیار، فلفل و کاهو توصیه می شود. افزایش غلظت دی اکسید کربن دورة رشد گیاه را کوتاه می نماید (5 تا10 درصد)، کیفیت و بازده محصول را بهبود می بخشد و همچنین اندازه و ضخامت برگها را افزایش می دهد.
منابع دی اکسید کربن: دی اکسید کربن را می توان از سوزاندن سوختهای پایة کربن مانند گاز طبیعی، پروپان، نفت سفید و یا اینکه مستقیماً از تانکهای مخصوص نگهداری دی اکسید کربن خالص تهیه نمود. البته هر یک از منابع فوق الذکر دارای مزایا و معایب بالقوه ای می باشند. وقتی که گاز طبیعی، پروپان یا نفت سفید سوزانده می شود، تنها دی اکسید کربن تولید نمی شود؛ بلکه همراه با آن حرارت نیز تولید می شود، که به طور طبیعی موجب گرم شدن سیستم می شود. باید توجه داشت که احتراق ناقص یا سرایت مواد سوختی به داخل گلخانه، می تواند منجر به از بین رفتن گیاهان شود. اکثر منابع گاز طبیعی و پروپان دارای مقدار کمی (به اندازة کافی پایین) آلودگی می باشند. باید توجه داشت، در سوختی که برای تأمین دی اکسید کربن مورد استفاده قرار می گیرد، مقدار سولفور بیشتر از 0.02% (از لحاظ وزنی) نباشد. احتراق سوختها همچنین منجر به تولید رطوبت می شود. برای گاز طبیعی به ازای هر متر مکعب گاز سوخته شده، kg 1.4 بخار آّب تولید می شود. در مورد پروپان، مقدار رطوبت تولید شده به ازاء هر کیلوگرم دی اکسید کربن، کمی پایین تر از گاز طبیعی است.
گاز طبیعی، پروپان و سوختهای مایع در ژنراتورهای مخصوص دی اکسیدکربن سوزانده می شوند. اندازة دستگاهها (Btu تولید شده) و اندازة جریان هوای افقی در گلخانه، تعداد و موقعیت این دستگاهها را تعیین می نماید. مهمترین مشخصة این مشعلها این است که؛ سوخت باید به طور کامل سوزانده شود. بعضی از کارخانجات مشعلهایی ساخته اند که می تواند هم گازطبیعی و هم پروپان را مورد استفاده قرار دهد. به علاوه این واحدهای تولید 2CO دارای خروجی قابل تنظیم هستند. اشکال بالقوه این سیستم این است که حرارت و بخار آب تولید شده ممکن است موجب تأثیر موضعی بر دما و شیوع بیماریها در گلخانه شود.
به عنوان یک پیشنهاد، می توان قسمتی از گاز دودکش بویلر گاز طبیعی، مربوط به سیستم حرارتی آب داغ، را به عنوان وسیله ای جهت تأمین دی اکسید کربن به داخل گلخانه هدایت نمود. البته این سیستم باید به چگالنده گاز دودکش، که برای تأمین این هدف طراحی شده است، مجهز باشد.
نکتة قابل توجه این است که همة بویلرها (بخصوص بویلرهای قدیمی) برای این کار طراحی نشده اند. بویلرهای گاز طبیعی باید احتراق تمیزی داشته باشند؛ اکسیدهای نیتروژن (NOx) و اتیلن تولید نکنند و یا حداقل، مقدار آنها در محصولات احتراق کم باشد.
در این سیستم، لوله های گاز در جایی که بویلر به لولة دودکش متصل شده است، بیرون کشیده می شوند. واحد های چگالنده برای کاهش دما و رطوبت گاز ورودی به گلخانه طراحی می شوند. یک سیستم کنترل مانیتوری، پیوسته محافظت ایمنی لولة گاز را برای کنترل سطح مونو اکسید کربن انجام می دهد. سطح مجاز مونو اکسیدکربن (CO) در لولة گاز چیزی بین 6 تا ppm 10 است. یک هواکش ظرفیت پایین که دارای مکش کلی کمی است، حجم ثابتی از گاز را مکش می نماید. یک هواکش دیگر برای اختلاط گازهای دودکش با هوای گلخانه مورداستفاده قرار می گیرد؛ و در پایان این مخلوط به داخل گلخانه هدایت می شود. این سیستم شرایطی را فراهم می نماید که دی اکسید کربن از پایین به میان محصولات هدایت شده و قبل از خروج از منافذ و دریچه ها، در میان گیاهان به سمت بالا حرکت نماید. سیستم تحویل باید به گونه ای طراحی شده باشد که توزیع یکسانی را در سراسر گلخانه در بر داشته باشد.
می توان یک سیستم حرارتی آب داغ را برای افزایش بازده و نیز تأمین دی اکسید کربن در طول روز (هنگامی که نیازی به حرارت وجود ندارد) به یک تانکر عایق جهت ذخیرة آب داغ مجهز نمود. حرارت تولید شده در طول روز به وسیلة تانکر آب داغ ذخیره شده و در هنگام شب بر حسب نیاز مورد استفاده قرار می گیرد.
تأمین دی اکسید کربن با استفاده از گاز دودکش در تابستان، حرارت ذخیرة بسیار بیشتری از آنچه که به هنگام شب مورد نیاز است، حاصل می نماید. در طول ماههایی از تابستان، از آنجا که دمای محیط بیرون به هنگام شب اغلب بالاتر از 22 درجة سانتیگراد می باشد، حرارت ذخیره شده مورد نیاز نیست؛ در این موقعیت باید کاربرد دی اکسید کربن را محدود نمود.
دی اکسید کربن مایع (حتی با وجود اینکه معمولاً گرانتر است) مورد پسند بسیاری از پرورش دهندگان گل و گیاه قرار گرفته است. مزایای عمدة استفاده از دی اکسید کربن مایع عبارتند از :
خلوص فراورده
عدم تولید حرارت و رطوبت
عدم نگرانی از زیان رساندن به محصولات
کنترل بهتر غلظت دی اکسید کربن در گلخانه
انعطاف در وارد کردن دی اکسید کربن به گلخانه در هر زمان

دی اکسید کربن خالص در مخازنی که توسط تریلر حمل می شود، به گلخانه منتقل می گردد. تانکرهای نگهداری مخصوص (که معمولاً از فروشنده اجاره می شود)، برای هر واحد گلخانه مورد نیاز است. دی اکسید کربن متراکم به صورت مایع می باشد و باید توسط یک واحد تبخیرکن، تبخیر شود.
سیستم توزیع دی اکسید کربن مایع در محیط گلخانه، از لحاظ طراحی و نصب ساده تر می باشد. اکثر استفاده کنندگان از این سیستم، لوله های پلی وینیل کلراید (pvc) انعطاف پذیر18 میلیمتری را مورد استفاده قرار می دهند. این لوله ها باید در فواصل مناسب سوراخ شده باشند. برای یک بهره برداری کوچک ممکن است دی اکسید کربن توسط کپسول فراهم گردد.
هنگامی که فرد گلخانه دار برای پرورش گیاهان از کود حیوانی یا دیگر مواد ارگانیک استفاده می کند، غلظت دی اکسید کربن در گلخانه بواسطة فرآیند تفکیک افزایش خواهد یافت. مقدار تولید شده به پایداری کود حیوانی و فعالیت میکروارگانیسم ه، که مواد ارگانیک را به دی اکسید کربن تبدیل می کنند، وابسته است. البته تولید 2CO از کود حیوانی تنها برای حدود یک ماه قابل توجه می باشد. در بعضی از موارد رشد ارگانیک پوشش میانی گیاه مانند الیاف نارگیل، غلظت دی اکسید کربن را در طول شب به حدود ppm 1200 افزایش خواهد داد. این موضوع معمولاً مشکلی ایجاد نمی کند؛ چراکه غلظت دی اکسید کربن در روشنایی روز به طور کاملاً سریع افت می نماید.
تراز های تکمیلی برای دی اکسید کربن :
امروزه اکثر پرورش دهندگان شرایط محیطی گلخانه را به وسیلة حسگرهای متصل به یک کامپیوتر مرکزی، برای یکپارچه سازی فاکتورهای محیطی مختلف، کنترل می نمایند. یک کنترل کنندة دی اکسید کربن، که معمولاً یک آنالیزگر گازی مادون قرمز ( IRGA ) می باشد، برای نمایش و کنترل حداقل و حداکثر غلظت دی اکسید کربن در گلخانه مورد استفاده قرار می گیرد. واحد IRGA را می توان به تنهایی یا مثل اکثر موارد در اتصال با یک کامپیوتر کنترل کنندة محیط بکار برد. در مورد اخیر، کامپیوتر کنترل کنندة محیط برای کنترل میزان دی اکسید کربن در اجماع با سطح نور، مرحلة تجدید هوا، و سرعت جریان هوا مورد استفاده قرار می گیرد؛ البته واحد IRGA به یک کالیبراسیون روزمره برای اطمینان از دقت اندازه گیری نیازمند است.
نرخ تأمین دی اکسیدکربن وابسته به پاسخ محصولات و ملاحظات اقتصادی می باشد. در حالت کلی تأمین دی اکسیدکربن به اندازة ppm 1000 در طول روز، هنگامی که دریچه ها بسته است، توصیه می شود. هنگامی که دریچه ها به اندازة 10% باز می شوند، می توان تأمین دی اکسیدکربن را قطع یا به مقدار 400 تا ppm 600 کاهش داد. برای به دست آوردن بازده اقتصادی بالاتر می توان غلظت دی اکسیدکربن را با توجه به میزان نور تنظیم نمود. موارد زیر تدابیر توصیه شده برای پروش دهندگان سبزیجات می باشد :
در روزهای آفتابی در حالیکه دریچه هابسته هستند، میزان دی اکسیدکربن را به اندازة 1000 ppm تأمین نمایید.
در روزهای ابری، هنگامی که میزان نور پایینتر از 2watt/m 40 می باشد، تأمین دی اکسیدکربن را تنها به اندازة ppm 400 در نظر بگیرید.
با این وجود اکثر پرورش دهندگان گل بدون توجه به میزان نور، غلظت دی اکسیدکربن را به طور ثابت در ppm 1000 در نظر می گیرند. کامپیوتر کنترل کنندة محیط را می توان با توجه به میزان نور، برای تنظیم غلظت دی اکسیدکربن برنامه ریزی کرد؛ اما هنگامی که دریچه ها بیش از 10% باز می شوند و یا با فرارسیدن مرحلة دوم از عملیات فن های خروجی، میزان دی اکسیدکربن را باید در مقدار ppm 400 ثابت نمود.
از آنجا که به هنگام شب هیچ فتوسنتزی رخ نمی دهد، طبیعتاً احتیاجی به تأمین دی اکسید کربن نمی باشد. در واقع تغلیظ دی اکسید کربن در نتیجة تنفس گیاه صورت خواهد گرفت. بنابراین مشاهدة غلظت دی اکسیدکربن در حدود 500 تا ppm 600 در اوایل صبح نباید غیر عادی به نظر برسد.
دی اکسیدکربن در یک گلخانه به وسیلة مبادلة طبیعی هوا و فتوسنتز کاهش می یابد.
مبادلة طبیعی هوا :
دزرها و منافذ در گلخانه اجازه می دهند هوای بیرون، که تنها دارای ppm 340 دی اکسید کربن می باشد، به داخل گلخانه نفوذ کند. یک مقدار میانگین برای نفوذ هوا در یک گلخانه می تواند به اندازة تعویض هوای کامل در یک ساعت باشد. برای جبران این رقیق سازی و تثبیت میزان دی اکسید کربن در ppm 1300 ، باید 2m100/2 kg CO0.37 در هر ساعت به محیط گلخانه اضافه شود.
باید توجه داشت که برای ارتفاع و عرض بیشتر گلخانه، باید مقدار مزبور را تصحیح نمود. یک گلخانه که دارای پهنای بیشتری نسبت به گلخانة دیگر با همان ارتفاع باشد، حجم هوای نفوذی بیشتری خواهد داشت. برای گلخانه هایی که دارای پوشش دو جداره (دو جدارة پلی اتیلن یا اکریلیک) هستند، مقدار نفوذ هوا به اندازة 4/1 تا 3/1 حجم هوای گلخانه در یک ساعت را می توان انتظار داشت. برای گلخانه هایی که دارای تهویة اجباری هستند، اگر فن ها در حال کار باشند، غلظت دی اکسید کربن در مقدار کمتری تثبیت خواهد شد.
فتوسنتز :
گیاهان در طول فرآیند فتوسنتز دی اکسید کربن را مورد استفاده قرار می دهند. نرخ مصرف باتوجه به نوع محصولات، شدت نور، دما، مرحلة رشد گیاه و میزان مواد مغذی متفاوت خواهد بود. یک مقدار میانگین مصرف به اندازة 2m100/hr/kg 0.24-0.12 محاسبه شده است. نرخ بالاتری از مصرف در صورتی که روز کاملاً آفتابی باشد وگیاهان کاملاً سبز باشند صورت خواهد گرفت.
وقتی که این دو عامل با هم جمع شوند، با توجه به محاسبات صورت گرفته، می باید برای تثبیت غلظت دی اکسید کربن در ppm 1300 (در یک گلخانه استاندارد) حدود 2m100/hr/kg 0.60-0.50 به محیط آن اضافه نمود. برای یک گلخانه با پوشش دوجدارة پلی اتیلن این مقدار برابر با 2m100/hr/kg 0.35-0.25 خواهد بود. در یک گلخانة شیشه ای تأمین دی اکسید کربن عمدتاً برای جبران رقیق سازی مربوط به نفوذ طبیعی هوا صورت می گیرد؛ در حالیکه برای گلخانه ای با پوشش دوجدارة پلی اتیلن مقدار دی اکسید کربن مورد نیاز برای جبران نفوذ هوا و فتوسنتز به یک اندازه خواهد بود.
ظرفیت مشعل مورد نیاز :
جهت محاسبة ظرفیت مشعلها فقط گاز طبیعی و پروپان در نظر گرفته شده است. این موضوع از آنجا نشأت می گیرد که این سوختها عمومی ترین سوختهای مورد استفاده در صنعت می باشند. پرورش دهندگانی که دارای آنالیزگر گاز دی اکسید کربن یا کامپیوتر کنترل کنندة محیط نمی باشند، می بایست اندازة مشعلها را به صورت کاملاً دقیق تعیین کنند. این دقت مخصوصاً در مورد گلخانه های ساده با پوشش معمولی کاملاً ضروری است. در جدول1-2 ظرفیت مشعل های مورد نیاز برای تثبیت ppm 1300 دی اکسید کربن در گلخانه درج شده است. این مقادیر بر اساس نرخهای جبران، که قبلاً اشاره شد، لیست شده اند. با توجه به مقادیر توصیه شده در این جدول، می توان محاسبه کرد که وقتی از گاز طبیعی به عنوان سوخت استفاده می شود، رطوبت نسبی به اندازة 3 تا 6 درصد افزایش خواهد یافت. البته این افزایش از حرارت تولید شده توسط مشعلهای 2CO متأثر نخواهد شد؛ به خصوص هنگامی که درجه حرارت به اندازة یک درجه سانتیگراد افزایش یابد، هیچ تأثیری بر روی رطوبت نسبی نخواهد داشت.
در چه زمان هایی تأمین دی اکسید کربن صورت می گیرد؟
از آنجا که به طور طبیعی فرآیند فتوسنتز در روشنایی روز صورت می گیرد، تأمین دی اکسید کربن در هنگام شب لازم نیست. با این وجود، در روزهای ابری برای جبران نرخ کمتری از فتوستز، تأمین دی اکسید کربن برای گلخانه توصیه می شود. البته در این صورت به دلیل کاهش نرخ فتوسنتز، تغلیظ دی اکسید کربن به مقدار بیشتری صورت خواهد گرفت. تأمین دی اکسید کربن را باید یک ساعت قبل از طلوع آفتاب آغاز و یک ساعت قبل از غروب متوقف نمود. تأمین دی اکسید کربن هنگامی که از روشنایی high pressure sedium (HPS) در شب استفاده می شود، به صورت کاملاً جدی توصیه می شود.
اگرچه سطح بهینة دی اکسید کربن با افزایش شدت نور افزایش می یابد، اما این کار با توجه به سرعت باد و برای تثبیت غلظت ppm 1000 وقتی که دریچه ها بیش از 10 تا 15 درصد باز می باشند (یا اینکه فن های خروجی در حال کار هستند)، اغلب کار بیهوده ای می باشد. مطلب مهم این است که پرورش دهندگان، دی اکسید کربن را در سراسر گلخانه به صورت یکنواخت توزیع نمایند. گردش هوای اضافی در گلخانه می تواند نرخ توزیع دی اکسید کربن را به وسیلة کاهش لایة مرزی در اطراف سطح برگها افزایش دهد.
جدول ظرفیت مشعل مورد نیاز برای تثبیت ppm 1300 دی اکسید کربن در گلخانه

پروپان گاز طبیعی
  2m1000/kw hr/2m1000/3m 2m1000/kw hr/2m1000 L/
گلخانة شیشه ای 36-30 3.4-2.8 24-20 3.4-2.8
گلخانة پلاستیکی 18-15 1.7-1.4 12-10 1.7-1.4

توزیع دی اکسید کربن در گلخانه :
وجود یک سیستم توزیع مناسب دارای اهمیت زیادی است. توزیع دی اکسید کربن عمدتاً به حرکت هوا در میان گلخانه وابسته است. این موضوع ناشی از آن است که دی اکسید کربن در خلال فرآیند پخش نمی تواند مسافت زیادی را طی نماید. به عنوان مثال هنگامی که برای یک محوطة بزرگ و یا برای چند گلخانة متصل به هم، تنها یک منبع دی اکسید کربن مورداستفاده قرار می گیرد، سیستم توزیع مناسبی باید نصب شود. این سیستم باید به گونه ای طراحی شود که توزیع یکسانی را در سطح گلخانه، بخصوص زمانی که از دی اکسید کربن مایع یا دی اکسید کربن مربوط به گاز دودکش استفاده می شود، فراهم نماید. فن های جریان افقی یا سیستم های فن- جت، توزیع یکنواختی را به وسیلة حرکت حجم زیادی از هوادر گلخانه (هنگامی که دریچه های بالایی بسته شده و فن های خروجی در حال کار نمی باشند) فراهم می نمایند. امروزه پرورش دهندگانی که از دی اکسید کربن مایع یا دی اکسید کربن مربوط به گاز دودکش استفاده می کنند، از سیستم توزیعی با شیر مرکزی همراه با لوله های منحصر به فرد، که دارای سوراخ هایی با فاصله مساوی هستند، استفاده می کنند. این لوله ها در قسمت پایین محصولات (سایه بان) قرار گرفته اند. البته جریان هوا در گلخانه نیز کسب دی اکسید کربن توسط محصولات را افزایش می دهد. در واقع با این کار لایة مرزی اطراف برگها کاهش یافته و مولکولهای دی اکسید کربن به سطح برگها نزدیکتر می شوند.
خسارت ناشی از تأمین دی اکسید کربن بر روی گیاهان :
هرگز نباید اجازه داد که غلظت دی اکسید کربن در گلخانه از حد مجاز بالاتر رود. غلظت دی اکسید کربن به اندازة ppm 5000 می تواند موجب سرگیجة انسان شود. میزان بالاتر دی اکسید کربن از آنچه که توصیه شده میتواند موجب از بین رفتن برگهای پیر خیار و گوجه فرنگی گردد. برگهای بنفشة آفریقاییبسیار سخت و شکننده شده و رنگ خاکستری متمایل به سبزی به خود می گیرند. در این حالت اغلب گلبرگها حالت بدشکلی داشته و به طور کامل باز نمی شوند. علائم مشابهی در گلهای فریزی که برای آنها مشعل های دی اکسید کربن به عنوان منبع تأمین حرارت گلخانه مورد استفاده قرار گرفته اند و به این وسیله مقادیر مفرطی از دی اکسید کربن تولید و به گلخانه وارد شده است مشاهده گردیده است. باید توجه داشت که به جز در مواقع ضروری نباید از مشعل های دی اکسید کربن به عنوان سیستم حرارتی استفاده نمود.
از آنجایی که دی اکسید سولفور (ppm 0.2 در هوای اتمسفر) می تواند موجب فساد شدید گیاهان شود، محتویات سولفور در سوخت مورد استفاده نباید بیش از 0.02 درصد باشد. سوختهایی مانند No.2 oil و bunker C (# 6 Oil) برای تأمین دی اکسید کربن مناسب نمی باشند.
اتیلن در غلظت ppm 0.05 و پروپیلن در سطوح بالاتر می توانند موجب پیری زودرس گیاهان خیار و گوجه فرنگی گردند. اتیلن اغلب در اثر احتراق ناقص تولید می شود. در حالیکه تولید پروپیلن معمولاً مربوط به استفاده از پروپان می باشد. خطوط نشت دار تأمین پروپان در گذشته خسارت های مالی جدی به پرورش دهندگان وارد ساخته است. مونو اکسیدکربن (CO) که معمولاً به خودی خود مسأله ای ایجاد نمی کند، اغلب به عنوان شاخص احتراق ناقص مورد استفاده قرار می گیرد. تجاوز میزان مونو اکسید کربن از ppm 50 در گاز دودکش نشان دهندة وجود اتیلن به مقداری است که می تواند موجب خسارت شود.
مشعل هایی که دمای شعلة بالایی دارند، می توانند موجب تشکیل اکسیدهای نیتروژن (NOx و 2NO) شوند. مقادیر بیش از اندازة اکسیدهای نیتروژن می تواند باعث کاهش رشد و حتی از بین رفتن گیاهان شود. باید بویلرهای مجهز به مشعلهایی که NOx کمی تولید می کنند برای تأمین دی اکسید کربن از گاز دودکش مورد استفاده قرار گیرند.
وجود مقدار کمی از مخلوط 2SO و NOx، خسارت بیشتری از وجود مقادیر بالا از هر کدام از آنها بر گیاهان وارد می کند. استفادة بیش از حد و طولانی مدت از دی اکسید کربن (به خصوص در مورد گوجه فرنگی) می تواند منجر به عدم پاسخ گیاه نسبت به تأمین دی اکسید کربن شود. انقطاع در استفاده از دی اکسید کربن برای چند روز می تواند موجب بهبود پاسخ گیاهان شود.
توجه :
یک کیلوگرم دی اکسید کربن برابر 570 لیتر است.
یک متر مکعب گاز طبیعی می تواند 1000 لیتر (kg 1.8) دی اکسید کربن و 1.4 لیتر آب تولید نماید.
یک متر مکعب گاز طبیعی برابر 0.75 لیتر نفت سفید و برابر یک لیتر پروپان جهت تولید مقادیر یکسان دی اکسید کربن می باشد.
دی اکسید کربن تکمیلی :
دی اکسید کربن تکمیلی مربوط به تغلیظ آن در فضای گلخانه برای فراهم کردن مادة خام بیشتر جهت فرایند فتوستنز است. نور، آب و دی اکسید کربن به وسیلة گیاهان طی فرآیند فتوسنتز، جهت تولید کربوهیدراتها برای رشد و متابولیسم گیاه، مورد استفاده قرار می گیرند. میزان رشد گیاه به تعادل بین ساخت ترکیبات بالا انرژی(کربوهیدراتها) از دی اکسید کربن و آب در فرآیند فتوسنتز و بکارگیری این ترکیبات توسط فرآیند تنفس گیاه وابسته است.
می دانیم که مواد خام مورد نیاز جهت فتوسنتز، آب و دی اکسید کربن می باشد. مطالعات بیشماری روی محدودة زیادی از محصولات نشان داده که، میزان دی اکسید کربن موجود در اتمسفر نرخ فتوسنتز را محدود می نماید. آب احتمالاً یک فاکتور محدود کنندة مستقیم در مورد فتوسنتز نمی باشد. وقتی گیاهان به نقطه پژمردگی می رسند، در بافتهای خود مقادیر کافی آب برای فتوسنتز دارند. با این وجود پژمردگی باعث می شود که دریچه های دهانی (استومتا) گیاه بسته شوند؛ در نتیجه دی اکسید کربن موجود در بافتها به سرعت مصرف شده و دی اکسید کربن جدیدی نمی تواند به برگها وارد شود. بنابراین تأثیر غیرمستقیم کمبود آّب بر روی نرخ فتوسنتز احتمالاً به وسیلة محدود کردن تأمین دی اکسید کربن صورت می گیرد.
دی اکسید کربن موجود در اتمسفر غلظتی حدود ppm 340 دارد. البته این یک مقدار میانگین است. مقدار غلظت واقعی دی اکسید کربن در یک موقعیت مشخص می تواند متفاوت با این مقدار باشد. تغییرات آب و هوایی موجب 4 تا 8 درصد تغییر در غلظت دی اکسید کربن به صورت روزانه یا فصلی می گردد. این تغییرات ناشی از افزایش یا کاهش تابش خورشید، درجه حرارت، رطوبت نسبی و عبور جریانهای پرفشار می باشد. غلظت دی اکسید کربن در جو همچنین توسط فعالیت های انسانی، مانند سوزاندن سوخت های فسیلی، متأثر می گردد. غلظت دی اکسید کربن معمولاً در نزدیکی شهرها، کارخانجات و فعالیت های احتراقی بسیار بیشتر است.
در یک گلخانه که پر از گیاه است، غلظت دی اکسید کربن، تا زمانیکه درطول روز تهویه صورت گیرد، از غلظت دی اکسید کربن محیط پیروی می کند. غلظت دی اکسید کربن در طول دورة تاریکی بالا می رود؛ چرا که گیاهان هیچ دی اکسید کربنی برای فتوسنتز مصرف نمی کنند و به علاوه دی اکسید کربن به واسطة تنفس گیاهان و دیگر ارگانیسم ها تولید می شود. در طول دورة روشنایی که تهویه صورت نگیرد، غلظت دی اکسید کربن به پایین تر از غلظت آن در محیط افت می نماید.
تجدید هوا، اگر مقدور باشد، می تواند راه مؤثری برای تثبیت غلظت دی اکسیدکربن در گلخانه باشد. با این وجود هنگامی که در یک گلخانه شدت نور بالا باشد و سرمای بیرون مانع از تهویة مناسب شود، غلظت دی اکسید کربن افت خواهد کرد. در یک گلخانه کاملاً بسته، غلظت دی اکسید کربن تا حدود 150 تا ppm 200 افت می نماید. این مقدار غلظت در نزدیکی نقطة جبران دی اکسید کربن قرار دارد. در این نقطه، دی اکسید کربن تولید شده توسط تنفس گیاه با مقدار مصرف شدة آن در فرآیند فتوسنتز برابر خواهد بود. هنگامی که نقطة جبران دی اکسید کربن(هرچند به مدت کوتاهی) فرا برسد، رشد گیاهان به مقدار زیادی کاهش می یابد.
مطالعات زیادی نشان داده است که اگر دی اکسید کربن با غلظتی بالاتر از غلظت آن در محیط در اختیار گیاه قرار گیرد، موجب بهبود رشد گیاه می شود. خصوصاً 3 تا 4 برابر غلظت بیشتر دی اکسیدکربن، رشد گیاه را به اندازة 10 تا 25 درصد افزایش می دهد. دی اکسید کربن تکمیلی موجب افزایش سطح برگها، وزن خشک گیاه، شاخه های جانبی و در بسیاری از موارد موجب کاهش زمان گلدهی می شود. تأمین دی اکسید کربن در طول روز به اندازة 800 تا ppm 1000، برای افزایش رشد بسیاری از محصولات مانند بنفشة فرنگی، گل شمعدانی، گل حن، بگونی، گل اطلسی، گل داودی، گل مینای چینی، و گلهای رز مورد استفاده قرار گرفته است.
در یک گلخانه ممکن است در زمانهای بخصوصی غلظت دی اکسید کربن به پایین تر از سطح محیط کاهش یافته و رشد گیاهان محدود گردد. در یک گلخانه کاملاً درزبندی شده در طول زمستان و درحالیکه دریچه ها کاملاً بسته اند، میزان دی اکسید کربن به طور کامل افت می نماید. در روزهای آفتابی سرد که تعویض هوای اندکی صورت می گیرد، عمل فتوسنتز گیاهان می تواند سطح دی اکسید کربن داخل را به مقدار زیادی کاهش دهد؛ و به این ترتیب نرخ فتوسنتز محدود می گردد.
از آنجا که دی اکسید کربن به صورت گاز می باشد، همانند بسیاری از گازها از لحاظ کنترل دارای دشواریهایی می باشد. به محض اینکه محیط گلخانه گرم شود به تجدید هوا نیازمند است، لذا دی اکسید کربن تکمیلی از طریق دریچه ها به خارج رانده می شود. بنابراین اضافه کردن دی اکسیدکربن به محیط گلخانه به شرایط آب و هوایی سرد و ایام بخصوصی از سال محدود می گردد.
دی اکسید کربن – طول عمر گیاه :
تأثیر دی اکسید کربن تکمیلی به زمانبندی، استمرار و غلظت آن وابسته است. بکارگیری دی اکسید کربن تکمیلی در مورد نهالهای تخمی منجر به کاهش زمان نشاکاری، افزایش انباشتگی مادة خشک و سطح برگها، بیشتر از زمانی که تحت شرایط محیط بیرون قرار می گیرند، می شود. در مورد گیاه بگونیا با آزمایش کردن سطوح مختلف دی اکسید کربن و نور مصنوعی در گلخانه نتایج جالبی به دست آمده است. در صورتیکه بگونیا در معرض ppm 970 دی اکسید کربن، نور ملایم و دمای بالا (80 درجه فارنهایت) قرار گیرد، برداشت نشا چهار هفته طول خواهد کشید. این نتایج نشان دهندة 47% کاهش در زمان لازم برای برداشت نشا در مقایسه با موردی است که بدون اضافه کردن دی اکسید کربن صورت گرفته است. آزمایش مشابهی نیز در مورد گل شمعدانی و بنفشة فرنگی نشان داده، در صورتیکه دی اکسید کربن به میزان ppm 1000 در دسترس گیاه قرار گیرد، زمان لازم جهت برداشت نشا به میزان دو هفته کاهش خواهد یافت. واکنش گیاهان جوان نسبت به تأمین دی اکسید کربن بسیار بیشتر است. بنابراین زمان سنجی در تأمین دی اکسید کربن دارای اهمیت زیادی می باشد.
دی اکسید کربن- دما :
دمای مناسب می تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان پاسخ گیاه نسبت به تأمین دی اکسید کربن داشته باشد. در مورد گل داودی افزایش دمای روزانه و تأمین دی اکسیدکربن (باهم)، موجب افزایش طول ساقه و وزن تر گیاه می شود. این افزایش بیشتر از حالتی است که هر یک از این عوامل به تنهایی در اختیار گیاه قرار گیرد.
جدول تأثیر دی اکسید کربن و دمای روزانه و شبانه بر وزن تر و طول ساقه در گل داودی

Day-Night Temp °F
CO2 (ppm)

60-70
محیط
60-70
1000 ppm
60-80
محیط
60-80
1000 ppm
 
وزن تر        
‘Souvenir’ 100 132 129 148
‘Pink Champagne’ 100 122 118 133
طول ساقه        
‘Souvenir’ 100 117 121 128
‘Pink Champagne’ 100 114 118 126

دمای بالا در شب دارای تأثیر بسیار اندکی بر روی میزان پاسخ گیاه نسبت به تأمین دی اکسید کربن می باشد. مطالعات زیادی نشان داده اند که دمای بهینة روزانه برای رشد گیاهان، با افزایش غلظت دی اکسید کربن، افزایش می یابد. یک حساب تخمینی نشان می دهد، در صورتیکه دی اکسیدکربن تکمیلی در دسترس گیاه قرار گیرد، دمای روزانه را باید به اندازة 5 تا 10 درجة فارنهایت افزایش داد. یک نتیجة منطقی حاصل از بالا بردن دمای روزانه این است که می توان تجدید هوا را قطع کرده و دورة غنی سازی را تمدید نمود.

دی اکسید کربن - نور
در رابطه با تأثیر نور روی فتوسنتز باید گفت که هر گیاهی دارای یک مقدار ماکزیمم شدت نور (منحصر به فرد) می باشد که میزان بالاتر از آن نرخ فتوسنتز را افزایش نمی دهد. این مقدار را نقطة اشباع نور می نامند. تا زمانی که شدت نور از مقادیر پایین تا نقطة اشباع نور افزایش یابد، فتوسنتز نیز افزایش خواهد یافت. البته اگر دی اکسید کربن تکمیلی به محیط پرورش گیاه اضافه گردد، نقطة اشباع نور در شدت نور بالاتری به دست آمده و نرخ بیشتری از فتوسنتز حاصل می گردد.
جدول تأثیر نور تکمیلی و دی اکسید کربن بر رشد محصول گوجه فرنگی

  Height (cm) % Increase Dry Weight (g) % Increase
Control + Ambient CO2 1/28 8/3
Light + Ambient CO2 3/51 6/82 8/16 1/342
Control + 1500 ppm CO2 2/37 4/32 5 6/31
Light + 1500 ppm CO2 7/55 2/98 2/17 6/352

در حقیقت غنی سازی محیط گلخانه به وسیلة اضافه کردن دی اکسید کربن، رشد گیاهان را در همة موارد به جز در پایین ترین سطوح نور افزایش می دهد. این مطلب دلالت برآن دارد که حتی در شرایط نوری ضعیف، که می تواند رشد گیاه را محدود نماید، اضافه کردن دی اکسید کربن می تواند فتوسنتز و رشد گیاه را بهبود بخشد. اضافه کردن نور و تأمین دی اکسید کربن (با هم) برای بهبود رشد گیاه بسیار مناسب است. اضافه کردن نور تکمیلی تأثیر بیشتری نسبت به تأمین دی اکسید کربن بر رشد گیاه دارد. اما پیشرفت کامل زمانی حاصل می شود که این دو عامل را با هم به کار گرفت.
دی اکسید کربن – مواد مغذی :
با تأمین دی اکسید کربن در شرایط آفتابی و نیز با استفاده از افزایش مواد مغذی در دسترس گیاه می توان رشد گیاهان را تسریع بخشید. غلظت پایین مواد غذایی در محیط کشت موجب کاهش نرخ فتوسنتز و رشد گیاه می شود. در شرایطی که غنی سازی دی اکسید کربن انجام می شود و به خصوص هنگامی که توأماً نور تکمیلی هم مورد استفاده قرار می گیرد، کمبود مواد غذایی سریعاً رخ خواهد داد.
باور عمومی بر این است که تحت شرایط غنی سازی دی اکسید کربن، میزان کوددهی را باید افزایش داد. آزمایشات مختلف نشان داده که در این حالت بعضی از مواد غذایی سریعاً در محیط کشت دچار کمبود می شوند. در حالیکه تغییرات مواد غذایی دیگر بسیار اندک است. بهترین توصیه این است که پرورش دهندگان از نمایشگرهای نشان دهندة میزان مواد غذایی در خاک و بافتهای گیاه استفاده کنند و سپس برنامه های کوددهی خود را بر اساس نتایج حاصله تنظیم نمایند.

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ

مقدمه

کلروپلاست معمولا از میتوکندری بزرگتر است و شباهت زیادی به میتوکندری دارد و جایگاه فرآیند فتوسنتز می‌باشد. کلروپلاستها جز گروهی از اندامکها هستند که این اندامکها پلاستید نام دارند. پلاستیدها در کلیه سلولهای گیاهی یافت می‌شوند و شامل اتیوپلاست ، کلروپلاست ، کروموپلاست ، آمیلوپلاست و الایوپلاست هستند.

وجه مشترک تمام پلاستیدها این است که تمام آنها از اندامک کوچک اولیه‌ای به نام پروپلاستید ایجاد می‌شوند. پروپلاستید که پیش ساز کلیه پلاستیدها است. بسته به
بافت گیاه و پیامهای محیطی به انواع گوناگون پلاستها تمایز پیدا می‌کند. کلروپلاست تنها پلاستیدی است که کلروفیل دارد و عمل فتوسنتز را انجام می‌دهد.

تصویر



 


تاریخچه

کلروپلاستها به دلیل رنگ داشتن رنگ سبز از اولین اندامکهایی هستند که در یاخته‌های گیاهی نظر پژوهشگران را به خود جلب کرده‌اند. ووشر در سال 1803 رده بندی جلبکهای رشته‌ای آب شیرین را بر بنای شکل ذرات سبز موجود در آنها قرار داد و آنها را به کونفروهای مارپیچی ، ستاره‌ای و لوله‌ای تقسیم کرد. در جلبکها کلروپلاستها ساختمان ساده‌تری دارند و اغلب آنهارا کروماتوفور می‌نامند. در گیاهان پیشرفته و عده‌ای از جلبکهای سرخ و قهوه‌ای کلروپلاستها کروی ، بیضوی و یا اغلب عدسی شکل هستند.

اندازه کلروپلاست

کلروپلاستها اندازه بسیار متفاوتی دارند. طول آنها از حدود 2 تا بیش از 30 میکرون می‌رسد. در گیاهان پیشرفته طول کلروپلاستها 3 تا 10 میکرومتر ، عرض آنها 1 تا 3 و ضخامتشان 1 تا 2 میکرومتر است. اندازه کلروپلاست به ویژگیهای وراثتی ، سن یاخته و دیگر ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته وابسته است. یاخته‌های پلی پلوئید کلروپلاستهای درشت‌تری از یاخته‌های دیپلوئید دارند.

رنگ کلروپلاست

کلروپلاستها به دلیل داشتن کلروفیل اغلب سبز رنگ هستند اما در برخی شرایط فیزیولوژیکی یا بر حسب نوع یاخته و میزان نسبی رنگیزه‌های غیر کلروفیلی ممکن است به رنگهای دیگری دیده شوند. در جلبکهای قهوه‌ای و قرمز ، رنگ سبز کلروفیل بوسیله سایر رنگیزه‌ها پوشیده شده است.

تصویر



 


تعداد و محل کلروپلاست

تعداد کلروپلاست بر حسب نوع یاخته ، گونه گیاهی و سن یاخته تغییر می‌کند. تعداد کلروپلاستها در هر میلیمتر مربع برگ کرچک به حدود 400 هزار می‌رسد و یک درخت ممکن است تا 1012 عدد کلروپلاست داشته باشد. کلروپلاستها در یاخته‌های جلبکها و گیاهان مختلف در بخشهای مختلف یاخته قرار می‌گیرند. بطور معمول در بخشهای کناری یاخته که امکان دریافت نور بیشتر است فراوانی بیشتری دارند.


در ساختمان کلروپلاستها سه بخش اصلی شامل پوشش پلاستی ، ماده زمینه‌ای یا استروما و ساختمانهای غشایی درونی قابل تشخیص است.


پوشش پلاستی

غشای خارجی

غشای خارجی کلروپلاست ضخامت متوسط حدود 60 آنگستروم دارد و از نوع غشاهای زیستی واحد است. این غشا صاف است، ریبوزوم ندارد و سد بین سیتوزول و درون پلاست است.

اطاق خارجی

اطاق خارجی یا فضای بین دو غشا وسعت متوسط حدود 100 تا 200 آنگستروم دارد و از مایعی دارای آب ، ترکیبات مختلف آلی ، مقدار کمی نمکهای کانی و یونهای حاصل از آنها پر شده است.

غشای داخلی

این غشا ویژگیهای عمومی شبیه غشای خارجی دارد. ضخامت متوسط آن حدود 60 آنگستروم است. گرچه غشای داخلی می‌تواند چین خوردگیهایی را به درون پلاست داشته باشد. اما نظریه کنونی بر این است که سیستمهای غشایی درونی کلروپلاست اساسا مستقل از غشای داخلی است.

اطاق داخلی

ماده زمینه‌ای یا استروما اطاق داخلی کلروپلاست را پر کرده است. در استروما اجزای قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی مانند سیستم غشاهای درونی ، مولکولهای DNA مشابه با پروکاریوتها ، ریبوزومهای از نوع 70s به حالت منفرد یا پلی‌زوم. در استروما اغلب ذرات نشاسته نیز وجود دارد. استروما دارای آنزیمهای مختلف از جمله آنزیمهای واکنشهای مرحله تاریکی فتوسنتز و آنزیمهای لازم برای بیوسنتز پروتئینهاست.

تصویر



 


سیستم غشایی درون کلروپلاست

در استرومای کلروپلاستها ساختمانهای غشایی زیادی وجود دارند که مقدار آنها و نوع آرایششان به حسب نوع گیاه و ویژگیهای فیزیولوژیکی یاخته‌ها متفاوت است. این ساختمانها تیلاکوئید نام دارند. این غشاها با سازمان یافتگی بسیار ویژه خود جایگاه انجام واکنشهای مرحله نوری فتوسنتز هستند.در روی این غشاها رنگیزه‌های نوری یافت می‌شود.

کلروپلاست جایگاه فتوسنتز

فتوسنتز فرایندی است که در گیاهان سبز برای تولید مواد غذایی بکار می‌رود که با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انجام می‌شود. فتوسنتز شامل دو سری واکنش وابسته به نور و غیر وابسته به نور است. واکنشهای غیر وابسته به نور یا واکنشهای تاریکی در استرومای کلروپلاست صورت می‌گیرد و طی آن انرژی شیمیایی لازم برای انجام واکنشهای مرحله نوری تامین می‌شود. این مرحله در بیشتر گیاهان در شب انجام می‌شود. در واکنشهای مرحله نوری با استفاده از دی‌اکسید کربن و نور خورشید انواع مختلف کربوهیدراتها ساخته می‌شود.

ژنوم کلروپلاست

کلروپلاست مانند میتوکندری DNA دارد و در آن همانند سازی ، رونویسی و پروتئین سازی مستقل از هسته صورت می‌گیرد. این فرایندها در بستره کلروپلاست انجام می‌گیرد. به نظر می‌رسد DNA کلروپلاستها مانند DNA میتوکندریها به غشای داخلی کلروپلاست چسبیده‌اند. اندازه ژنوم کلروپلاست در تمام گیاهان مشابه است. DNA کلروپلاستها ملکولهایی حلقوی هستند. ژنوم کلروپلاست 120 ژن دارد و محصولات شناخته شده آنها شامل RNA‌های ریبوزومی ، tRNAها ، برخی زیر واحدهای RNA پلی‌مراز ، برخی از پروتئینهای ریبوزومی و تعدادی از آنزیمهایی است که در فتوسنتز نقش دارند.

کلروپلاست‌زایی

کلروپلاست از تمایز پلاست اولیه و اتیوپلاست بوجود می‌آید. کلروپلاست مثل میتوکندری طی چرخه سلول بزرگ می‌شود و تقسیم دوتایی پیدا می‌کند. صفاتی که توسط DNA کلروپلاست تعیین می‌شوند، مانند وجود رنگدانه‌های عمل کننده در فتوسنتز در 3/2 گیاهای عالی از وراثت سیتوپلاسمی تبعیت می‌کنند و توارث اکثرا دو والدی می‌باشد. به عنوان مثال از آمیزش گیاه نر و ماده‌ای که یکی کلروپلاست سالم و دیگری کلروپلاست معیوب دارد، گیاهانی حاصل می‌شوند که برگهای آنها دارای لکه‌های سبز و سفید هستند، لکه‌های سبز مربوط به کلروپلاست سالم است، در حالی که لکه‌های سفید مربوط به کلروپلاست معیوب هستند.

تصویر



 


القای پلاست اولیه توسط نور و مراحل تمایز آن به کلروپلاست بالغ

  1. پلاست اولیه در سلولی که به تاریکی عادت دارد فقط غشای خارجی و داخلی دارد.

  2. در اثر مجاورت با نور ، کلروفیل ، فسفو لیپیدها ، بستره کلروپلاست و پروتئینهای تیلاکوئیدی ساخته می‌شوند و وزیکولهای کوچک از غشای داخلی جوانه می‌زنند.

  3. با بزرگ شدن پلاستها ، بعضی از وزیکولهای گرد ادغام می‌شوند و وزیکولهای پهن تیلاکوئیدی را تشکیل می‌دهند.

  4. در مراحل آخر تمایز کلروپلاست ، بعضی از وزیکولهای تیلاکوئیدی روی هم انباشته می‌شوند و گرانا (جمع گرانوم) را بوجود می‌آورند.

تکامل پلاستها از موجودات ابتدایی

از موجودات ابتدایی یا باکتریهای فتوسنتز کننده تکامل ساختارهای پلاستی در سه جهت انجام گرفته است.

  • گسترش سطح نسبت به حجم که بخصوص برای کسب انرژی نورانی مناسب است.

  • گزینش انواع مختلفی از رنگیزه‌های پذیرنده نور ، تشکیل گیرنده‌های نوری بسیار مختلف را امکان پذیر می‌سازد.

  • تخصصی شدن اعمالی که منجر به تغییر ترکیب و ساختمان پلاست شده و موجب تولید انواع مختلف پلاستهای عمل کننده شده است که می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند.
-- -