مقاله کشاورزی و گیاهپزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

کانال تلگرام




چکیده :

بقای بشر مستلزم بقای گیاهان در طبیعت است . بشر همواره در پی ایجاد شرایط مناسب برای ادامه حیات خود بوده است . و بنابراین مدیریت بقایا را که شامل روشهایی است که پس از خاتمة دورة رویشی گیاه و برداشت محصول بر روی بقایای باقی مانده محصول اعمال میشود را مورد بحث قرار می دهیم . مدیریت بقایا طرز رفتار با پس مانده های محصول برداشت شده است که توسط روشهایی روی بقایا اعمال میشودکه این روشها عبارتند از:جمع آوری ، شخم زدن و دیسک زدن و دفن کردن بقایا ، باقی گذاردن بقایا و سوزاندن .

سوزاندن یکی از معمولترین روشهای مدیریت بقایاست که ممکن است بصورت توده گیاهی در یک محیط بسته و یا در فضای آزاد صورت گیرد . سوزاندن با استفاده از مواد نفتی و آتش زدن آنها و نیز با بهره گیری از انواع شعله افکنهای دستی و موتوری صورت می گیرد . سوزاندن بقایا سبب آزاد شدن مواد معدنی نظیر کلسیم ، منیزیم ، فسفر و پتاسیم از بقایا ، کمک به استقرار بهتر بذر در بستر کاشت و ایجاد یک پوشش گیاهی یکنواخت و پرپشت ، افزایش رطوبت خاک ، بهبود بازدهی مصرف آب و کاهش دمای خاک ، کاهش تبخیر و روان آب و در نهایت افزایش عملکرد گیاهان میشود . از پیامدهای سوزاندن میتوان به کاهش ماده آلی و دگرگونی شرایط فیزیکی و میکروبیولوژیک خاک در بلند مدت، افزایش خطر آبشوئی و فرسایش، تلفات نیتروژن ، کربن ، گوگرد و غیره از طریق تصعید،پراکندگی سموم شیمیایی در هوا، آسیب به لایه ازن و متعاقب آن زیان گیاهان و انسان، به وجود آمدن بارانهای اسیدی، بروز سرطان در انسان، افزایش انتقال و انتشار بیماری های واگیردار و بروز تنگی نفس (آسم) و سایر بیماری های تنفسی اشاره نمود. همچنین سوزاندن باعث میشود که مواد آلی خاک سریعاً تبدیل به خاکستر شده و در نهایت عناصر غذایی نظیر K,Mg,Ca,P,N از آن استخراج شود . خاکستر به جا مانده به راحتی در معرض فرسایش آبی و بادی قرار گرفته و ممکن است از دسترس گیاه خارج شود . در ضمن کلش سوزی قبل از آبیاری و شخم نسبت به بدون کلش سوزی و بدون شخم موجب افزایش بیشتر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در طول فصل رشد میشود . سوزاندن بر روی بیماری های گیاهی از جمله پوسیدگی ساقة برنج (Magnaporthe Salvinii) ، سبز شدگی مرکبات (Greening) ، پوسیدگی طوقه گندم (Fusarium graminearum) ، سفیدک داخلی سیب زمینی (Phytophthhora infestans) ، پوسیدگی اسکلروتینایی در یونجه (Sclerotinia sclerotiorum) ، بلایت ساقه مارچوبه (Phomopsis spp) ، پوسیدگی ساقة گندم (Fusarium graminearum) ، نماتد گره ریشه (Meloidogyne) ، ارگوت (Claviceps purpurea)و نقره ای شدن برگ (Leptopterna dolabrata)و سایر بیماریهای برگی در چمن ، سیاهک هندی گندم (Tilletia indica) ، لکه چشمی گندم (Cephalasporium gramineum) و... تاثیر دارد . و همچنین سوزاندن بر روی آفاتی از جمله سرخرطومی برگ یونجه ، لارو زنبور ساقه خوار غلات و ... هم موثر است .

سوزاندن دراز بین بردن علفهای هرز دارای ساقه خشبی و نیمه خشبی که با روشهای شیمیایی کنترل نمی شوند ، کنترل علفهای هرز در مناطقی نظیر جاده های شنی و کنار ریل های راه آهن ، که استفاده از سایر روشها امکان پذیر نیست ،کنترل انتخابی علف های هرز بین ردیف های درختان در باغات ، جنگل های کاج و بین ردیف های کاشت برخی گیاهان زراعی نظیر پنبه ، ذرت و ذرت خوشه ای ، که ساقه نسبتاً بلند و ضخیم داشته و تعداد برگ در قسمت های تحتانی ساقه کم تر است، کنترل علفهای هرز کنار مسیرهای آبیاری ، کنترل علفهای هرز زمین های تحت آیش و ... موثر میباشد .



با توجه به مضرات حاصل از سوزاندن بقایای گیاهی بخصوص کاه و کلش که در کشور ما نیز به ویژه در شمال کشور به منظور آماده سازی زمین برای کشت دوم انجام میپذیرد به نظر میرسد احیاء فن آوری و مدیریت بقایای گیاهی بعنوان یکی از راهکارهای مهم در جهت حفظ پایداری اکولوژیک مزارع ضروری باشد . از جمله فن آوری های موفق میتوان به سیستم های خاک ورزی حفاظتی اشاره نمود . در این خاکورزیها که شامل روشهای بدون خاکورزی (No-tillage) و خاکورزی حداقل (Minimum tillage) نیز میگردد بقایای گیاهی در سطح خاک باقی مانده یا مقادیری از آن در خاک دفن می گردد و با این عمل بسیاری از مضرات سوزاندن بقایای گیاهی به خصوص کاه و کلش تخفیف مییابد .

مقدمه

بقایای گیاهی کاربردهای فراوانی دارد که از آن جمله میتوان به ایجاد پناهگاه برای موجودات ریز خاکزی، موانعی در مقابل قطرات باران، تأمین غذای دام، مصارف سوختنی و اصلاح خاک اشاره نمود. آتش زدن یک عمل سریع و حاد برای تغییر محیط است. این عمل در اکوسیستم های طبیعی و اکوسیستم های تحت مدیریت انسان می‌تواند از قدرت تخریبی و آلوده کنندگی بسیار زیادی برخوردار باشد و یا ابزار مدیریت به حساب آید. مدیریت بقایا شامل روشهایی است که پس از خاتمة دورة رویشی گیاه و برداشت محصول بر روی بقایای محصول اعمال میشود و جهت نیل به اهداف و مقاصد خاص و متنوعی صورت می‌گیرد. این روشها عبارتند از جمع آوری، شخم زدن، دیسک زدن، دفن کردن، سوزاندن و همچنین دست نخورده گذاشتن بقایا. سوزاندن بقایا یکی از معمولترین روشهایی است که بدین منظور مورد استفاده قرار می‌گیرد و بصورت آتش زدن یک توده گیاهی در محیط بسته و یا در فضای آزاد صورت گیرد. سوزاندن با استفاده از مواد نفتی و آتش زدن آنها و نیز با بهره گیری از انواع شعله افکنهای دستی و موتوری صورت می‌گیرد.

موارد کاربرد سوزاندن مواد گیاهی

الف – از بین بردن بقایای مزاحم و تخلیه زمین برای کشت بعدی

ب – کنترل آفات بندپا در گیاهان

در این زمینه این روش برای کنترل آفت سرخرطومی یونجه موثر گزارش شده است. عملیات سوزاندن با تمهیدات و روشهای مطلوب در آینده می‌تواند بطور قاطع و اقتصادی، چین اول یونجه را از خسارت آفت مذکور نجات بخشد و روی محصول چین های دوم به بعد یونجه نیز اثر مثبت به جای گذارد. زنبور ساقه خوار غلات پس از برداشت محصول بصورت لارو در داخل طوقه باقی می‌ماند لذا سوزاندن بقایای این مزارع پس از برداشت محصول همواره یکی از روشهای مورد بحث برای مبارزه با این آفت بوده است.

ج - کنترل بیماری های گیاهی

این روش به چند طریق از جمله سوزاندن بقایا، سوزاندن علف های هرز پناهگاه عوامل بیماریزا و میزبانان ثانویه و نیز از طریق از بین بردن بخش آلوده گیاهان مبتلا و یا کل گیاه و یا مواد گیاهی به دلایل قرنطینه‌ای می‌باشد. در این زمینه کنترل بیماری هایی از جمله پوسیدگی ساقه برنج، پوسیدگی طوقه گندم، سفیدک داخلی سیب زمینی، نماتد گره ریشه توتون، سیاهک هندی گندم و بیماری لکه چشمی گندم با استفاده از روشهای سوزاندن بقایا قابل دسترسی است. در مورد نماتدهای انگل گیاهی که اغلب در خاک بسر می‌برند، عنوان شده که هر چند آتش نماتدهای سطح الارض خاک را از بین می‌برد ولی گرما به لایه های پایین تر خاک به مقدار کافی نمی‌رسد تا انگل های ریشه را تحت تاثیر قرار دهد.

د – کنترل علف های هرز شامل:

1 - از بین بردن علفهای هرز دارای ساقه خشبی و نیمه خشبی که با روشهای شیمیایی قابل کنترل‌‌نمی‌باشد.
2 - کنترل علفهای هرز در مناطقی نظیر جاده های شنی و کنار ریل های راه آهن که استفاده از سایر روشها امکان پذیر نیست.

3 - کنترل انتخابی علف های هرز بین ردیف های درختان در باغات و بین ردیف های کاشت برخی گیاهان زراعی نظیر پنبه ، ذرت و ذرت خوشه ای ، که ساقه نسبتاً بلند و ضخیم داشته و تعداد برگ در قسمتهای تحتانی ساقه کمتر است.

4 - کنترل علفهای هرز کنار مسیرهای آبیاری

5 - کنترل علفهای هرز زمین های تحت آیش

6 - از بین بردن بقایای علف های هرز و بذور موجود در لایه های سطحی خاک
اثرات سوزاندن بقایای گیاهی بر خصوصیات خاک های زراعی

در بسیاری از مناطق غله خیز جهان بقایای غلات را پس از برداشت می سوزانند این عمل تاثیراتی را بر روی ویژگیهای فیزیکی ، شیمیایی ، بیوشیمیایی و میکروبی خاک بر جای میگذارد .

در مورد ویژگی های فیزیکی خاک باید به این موضوع اشاره نمود که سوزاندن بقایای گیاهی باعث افزایش حساسیت به فرسایش و کاهش رطوبت خاک به هنگام کشت محصول جدید میگردد و برخی از آزمایشات هم نشان داده اند که با سوزاندن کاه و کلش ، وزن ظاهری و هدایت الکتریکی خاک افزایش و پایداری خاکدانه ها کاهش می یابد . در مورد ویژگی های شیمایی خاک هم باید به این امر اشاره نمود که سوزاندن بقایای گیاهی موجب افزایش PH خاک و کاهش ماده آلی خاک میشود . در مورد ویژگی های میکروبی و بیوشیمیایی خاک هم میتوان گفت که آتش زدن بقایای گیاهی در سطح خاک ، میکروارگانیسم های خاک را کاهش می دهد .

مزایای سوزاندن مواد گیاهی

اینکار سبب تبدیل سریع مواد آلی خاک به خاکستر و آزاد شدن مواد معدنی نظیر کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم از بقایا، کمک به استقرار بهتر بذر در بستر کاشت و ایجاد یک پوشش گیاهی یکنواخت و پرپشت، افزایش رطوبت خاک، بهبود بازدهی مصرف آب و کاهش دمای خاک، کاهش تبخیر و روان آب و در نهایت افزایش عملکرد گیاهان می‌شود. در ضمن کلش سوزی قبل از آبیاری و شخم نسبت به بدون کلش سوزی و بدون شخم موجب افزایش هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در طول فصل رشد می‌شود.

معایب سوزاندن مواد گیاهی

از جمله پیامدهای نامطلوب سوزاندن می‌توان به کاهش ماده آلی و دگرگونی شرایط فیزیکی و میکروبیولوژیک خاک در بلند مدت، افزایش خطر آبشوئی و فرسایش، هدررفت نیتروژن، کربن، گوگرد و غیره از طریق تصعید، پراکندگی سموم شیمیایی در هوا، آسیب به لایه ازن و متعاقب آن آسیب به گیاهان و انسان، بوجود آمدن بارانهای اسیدی، بروز سرطان در انسان، افزایش انتقال و انتشار بیماری های واگیردار و بروز تنگی نفس و سایر بیماری های تنفسی اشاره نمود.

نتیجه گیری

با توجه به مضرات ناشی از سوزاندن بقایای گیاهی بخصوص کاه و کلش که در کشور ما نیز به ویژه در شمال کشور بمنظور آماده سازی زمین برای کشت دوم انجام می‌پذیرد، بنظر می‌رسد، احیاء فن‌آوری و مدیریت بقایای گیاهی بعنوان یکی از راهکارهای مهم در جهت حفظ پایداری اکولوژیک مزارع ضروری باشد. ازجمله فن‌آوری های موفق می‌توان به سیستم‌های خاکورزی حفاظتی اشاره نمود. در این خاکورزیها که شامل روش های بدون خاکورزی و خاکورزی حداقل می‌باشد، بقایای گیاهی در سطح خاک باقی مانده یا مقادیری از آن در خاک دفن می‌گردد. با این عمل بسیاری از مضرات سوزاندن بقایای گیاهی ‌تخفیف‌ می‌یابد. همچنین در مورد قوانین سوزاندن هم میتوان اشاره نمودکه در کشورهای اروپایی بعلت خطراتی که از سوزاندن متوجه انسان و محیط زیست میشود دولت تمهیداتی را بوجود آورده است که برای انجام عمل سوزاندن باید کشاورز از دولت مجوز دریافت نماید ولی در کشورهای آسیایی چون ایران دولت هیچگونه تمهیداتی را در نظر نگرفته است و کشاورز میتواتد بدون مجوز از سوزاندن استفاده نماید .

منابع

1 . امتیازی ، گ . 1381 . میکروبیولوژی خاک . انتشارات مانی . ص 1 .

2. جعفرپور، ب . ع ، مهدیخانی . 1375 . نماتد شناسی گیاهی . انتشارات فردوسی مشهد . ص 314 .

3 . دکتر محمد حسن راشد محصل، دکتر حمید رحیمیان، مهندس حمید بنایان. 1374. علفهای هرز و کنترل آن . انتشارات دانشگاه مشهد . ص 78 و 79 .

4 . سید محمد رضا موسوی محمدی . 1380 . مدیریت تلفیقی علفهای هرز . نشر میلاد . ص 96 و 97 .

5 . بحرانی ، ج ، 1377مدیریت بقایای گیاهی در سیستم های کشت آبی . پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران . انتشارات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج . ص 30-

کشاورزی دقیق چیست ؟
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ

کشاورزی دقیق چیست ؟


مدیریت مزرعه به نوعی بر مبنای متوسط , یا یکنواخت انجام می شود که تمام سطح مزرعه کاربرد یکنواخت نهاده های زراعی را دریافت نماید.بهر حال , تغییرپذیری در نوع خاک , عمق خاک , ناهمواری یا شیب , یا علف های هرز می توانند موجب تغییراتی در عملکرد ها شوند. به طور نمونه دامنه عملکرد دانه می تواند از صفر تا بیش از 10 تن در هکتار در داخل یک مزرعه باشد. مفهوم کشاورزی دقیق به طور ساده مدیریت این تغییرپذیری با تطبیق دادن نهاده ها , مانند کود شیمیایی یا بذر , با پتاسیل محل می باشد.در این روش , عملکرد گیاه زراعی به حداکثر می رسد و در ضمن مصرف بیش از اندازه نهاده های زراعی به حداقل کاهش می یابد.به این فرایند مدیریت "کشاورزی محل
خاص " گفته می شود.

مزیتهای کشاورزی دقیق

کاهش مصرف کودهای شیمیایی به علت وجود نقشه‌های بیشینه و کمینه مواد مغذی خاک و کمک به کاهش آلودگی‌های زیست محیطی ناشی از مصرف بیش از حد مواد شیمیایی و همچنین افزایش عملکرد در صورت عمل کردن به موقع و به میزان لازم در موارد مدیریتی است.


کشاورزی دقیق چگونه عمل می کند ؟


کشاورزی دقیق دارای تعدادی ابزار پیشرفته می باشد که به پایش تغییر پذیری و مدیریت نهاده ها کمک می کند.این ابزار ها شامل :


1- سیستم موقعیت یابی جهانی (
GPS) اشاره به شیوه ای دارد که قادر به شناسایی نقاط در داخل مزرعه می نماید.
2- سنسور ها و وقا یع نگار های داده ها (
Sensors and dataloggers)
اطلاعات مربوط به گیاه زراعی , خا ک و اقلیم را می توان با استفاده از این فن اوری ها به فراوانی زیاد مورد دیده بانی قرار داد.
3- سیستم اطلاعات جفرافیایی (
GIS)
نقشه های این ویژگی ها را می توان فراهم نمود و با استفاده از مرورگر های ساده یا مدل های پیچیده مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
4- عمل تشخیص دهنده
به محض شناسایی عوامل محدود کننده عملکرد, اقدامی می توان برای غلبه یا به حداقل رساندن این محدود یت ها انجام داد.
GPS
موتور کشاورزی دقیق
کشاورزی محل
خاص با استفاده از سیستم موقعیت یابی جهانی (GPS) امکان پذیر می گردد. (GPS
) محل کاربر (طول , عرض جغرافیایی , ارتفاع ) را از طریق دریافت سیگنال پخش شده توسط 24 ناوبری ماهواره ای با دقت های کم و زیاد محاسبه می کند.
سنسورها ( حسگر ها ) و وقایع نگار های داده ها
داده های جمع اوری شده بر مبنای محل
خاص اطلاعاتی را برای تصمیمات مدیریت کوتاه مدت و بلندمدت فراهم می سازد. مجموعه داده ها میتواند سنسور های درون خطی , سنسور های از راه دور یا سنسور های برون خطی را به کار گیرند.
سنسور های دورن خطی
On-line sensors , هنگام ارتباط با GPS و وقایع نگار داده ها , در ضمن حرکت در محدود مزرعه مورد نظر اطلاعات محل
خاص را دریافت می کنند. متداول ترین کاربرد سنسور درون خطی جریان سنجی دانه است , که قادر به تهیه نقشه عملکرد در طی عملیات برداشت می نماید.
سایر سنسور های مفید شامل سنسور های القای الکترومغناطیسی که قادر به اندازه گیری بافت خاک و نواری های شوری می باشند ,سیستم های کشف علف هرز با استفاده از حرکت دائم دوربین مادون قرمز یا نوری هستند .
سنسور های از راه دور : داده های محل
خاص را از محل دور دریافت می کنند. تصویربرداری ماهواره ای یا عکس های هوایی می توانند انواع عوامل موثر بر عملکرد مانند نوع خاک , ناهمواری , آلودگی ها به علف های هرز, جوانه زنی بذر , و سلامت گیاه زراعی را شناسایی نمایند.
سنسور های برون خطی
Off-line sensors

این سنسور ها قادر به اندازه گیری عوامل موثر بر عملکرد در زمان های غیر از هنگام کار در محل می نمایند.به عنوا ن مثال , از ارزیابی های حاصلخیزی خاک , شمارش حشرات , اندازگیری های شیره گیاهی , یا شناسایی تهاجم های علف هرز می توان تصویری ساخت که ممکن است بر عملکرد های اواخر فصل تاثیر می گذارند.
سیستم اطلاعات جغرافیایی
GIS : نقشه برداری و تجزیه و تحلیل داده ها
به محض جمع آوری داده ها ,مجموعه ای از نرم افزار کامپیوتری داده های وقایع نگاری شده را به عملکرد , توپوگرافی, خاک , عناصر غذایی یا نقشه علف هرز تبدیل می کنند.بهر حال , این نقشه ها فقط تغییر پذیری را توصیف می کنند , علت تغییر پذیری را توضیح نمی دهند , نقشه هایی برای درستی عرصه با بررسی در طی فصل رویش با شناسایی صحیح علل احتمالی تغییرات عملکرد لازم می باشد.
تعدادی از مجموعه ای از نرم افزاری های کامپیوتری می توانند به این تجزیه و تحلیل کمک نمایند.
عمل نهایی : اجرا
به محض شناسایی عوامل محدود کننده عملکرد , در مورد اینکه آیا این تغییر پذیری ارزش سرو کار داشتن دارد یا نه باید تصمیم گیری نمود , ایا عامل یا عوامل این تغییر پذیر ی را می توان مدیریت نمود , و آیا هزینه های مدیریت محل
خاص بیش از سود مورد انتظار می باشد.
هزینه ها و فواید
در استرالیا , اطلاعات در مورد هزینه ها و فواید کشاورزی دقیق کمیاب می باشد. گزارش های کشاورزان عمده مناطق شمالی , بهر حال پیشنهاد می کنند که صرفه جویی های قابل ملاحظه را می توان با کاربرد سیستم های هدایت دستگاه بدست آورد. نقشه برداری عملکرد می تواند صرفه جویی های اساسی به دو طریق فراهم نمایند.


1- با به حداقل رساندن نهاده ها و اثر نامطلوب بر زیست محیطی , از طریق کاربرد موثر تر .
2- به حداکثر رساندن عملکرد ها , با غلبه بر محدودیت های محل
خاص نسبت به عملکرد
تولید نقشه های عملکرد به تنهایی بدون پایش ضروری گیاه زراعی , خا ک و علف های هرز ارزش کمی دارند. داده های جمع آوری شده باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و اقدامات اصلاحی برای نیل به سوددهی از طریق سرمایه گذاری اجرا گردد.فواید بالقوه شناسایی شده توسط کاربران این فن آوری عبارت است از :
1- افزایش عملکرد
2- کاهش هزینه ها
3- بهبور محیط زیست

 

علی رغم اینکه در نگاه اول کاربرد کشاورزی دقیق مدیریت پیچیده ای را می طلبد و از طرٿی توجیه اقتصادی چنین سیستمی با تردیدهایی مواجه است اما بنظر می رسد با توجه به چالشهای عمده ای که جهان امروز در زمینه آب، غذا، آلودگی محیط زیست و منابع انرژی با آنها مواجه است، نسلهای آینده ناگزیر به روی آوردن به چنین شیوه هایی خواهند بود. هر چند که در حال حاضر نیز این نوع سیستم مدیریت مزرعه در کشورهای پیشرٿته بویژه آمریکا در حال تبدیل به سیستم رایج کشاورزی می باشد. سهولت دسترسی به ابزارها و تکنولوژی پیشرٿته در این کشورها و همچنین سطح وسیع اغلب مزارع از دیگر عوامل روی آوردن این کشورها به این نوع سیستم کشاورزی می باشد. از طرٿ دیگر حساسیتهایی که در کشورهای توسعه یاٿته نسبت به خطرات زیست محیطی و بیولوژیکی محصولات کشاورزی حاصل از دستکاری های ژنتیکی ایجاد شده است کشاورزان این کشورها را به استٿاده از سیستم های به زراعی جهت اٿزایش عملکرد در واحد سطح راغب تر می کند.

البته بدیهی است چنین سیستم مدیریتی با توجه به تکنولوژی و ابزار پیشرٿته ای که می طلبد بیشتر در مزارع وسیع قابل اجرا و دارای توجیه اقتصادی خواهد بود. و بنظر می رسد بر خلاٿ کشورهای پیشرٿته که توجه ویژه ای به این نوع سیستم کشاورزی نشان داده اند، کشورهای در حال توسعه و توسعه نیاٿته همچنان استٿاده از ارقام اصلاح شده و در برخی موارد محصولات بیوتکنولوژی را بر استٿاده از چنین شیوه هایی ترجیح دهند. هر چند عصر آینده ملزومات دیگری را می طلبد

 

یک شرکت اسکاتلندی نوع جدیدی سیب زمینی را به صورت کاملا طبیعی کشت داده است که درونش به رنگ بنفش تیره است.

شرکت اسکاتلندی "آلبرت بارتلت" این نوع جدید سیب زمینی را تولید کرده است. این سیب زمینی حتی زمانی که کاملا پخته شده و به صورت پوره در می آید رنگ بنفش خود را حفظ می کند.

در ابتدا محققان دانشگاه کلورادو در آمریکا این سیب زمینی درون بنفش را توسعه دادند و این شرکت اسکاتلندی تصمیم به تولید انبوه آن گرفت.

امسال تنها 400 تن از این سیب زمینی تولید شده است اما این شرکت قصد دارد سال آینده تولید این محصول را افزایش دهد.

گیلیان کینوچ رئیس بخش توسعه شرکت آلبرت بارتلت در این خصوص توضیح داد: "این سیب زمینی واقعا یک فوق قهرمان است، به طوریکه یک منبع غذایی بسیار کامل و قوی بوده و به خوشمزگی بیشتر گونه های سیب زمینی است. این سیب زمینی در آشپزخانه کارایی بسیار زیادی دارند به طوری که می توان با استفاده از آن غذاهای خوش طعم و زیبایی را از پوره، سیب زمینی سرخ کرده تا چیپس و سیب زمینی برشته تهیه کرد که نه تنها طعم بسیار خوبی دارند بلکه ظاهر بسیار زیبایی هم دارند."

براساس گزارش دیلی میل، علت رنگ بنفش این سیب زمینی سطح بالای ماده "آنتوسیانین" است. آنتوسیانینها در توت سیاه، شاتوت، زغال اخته و بادمجان وجود دارند. گیاهان بنفش رنگی که محتوی این ماده هستند به میزان بسیار زیادی آنتی اکسیدانهای نیرومند دارند.

این سیب زمینی بنفش با قیمت 50/1 پوند برای 25/1 کیلوگرم وارد سوپرمارکتهای اسکاتلند شده است.


سیب زمینی بفنش در حالت معمولی



پوره سیب زمینی بنفش



سیب زمینی سرخ شده بنفش

زراعت پنبه
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ

تاریخچه و اهمیت اقتصادی پنبه

سابقه کشت پنبه ( Cotton ) در مکزیک و آمریکای جنوبی به حدود 3500 سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در حال حاضر قسمت اعظم ( 90 درصد ) سطح زیر کشت پنبه در جهان به پنبه آپلند تعلق دارد.

بذر ارقام این گونه توسط انگلیسی‌ها و در جریان جنگ داخلی آمریکا در مستعمرات انگلیس توزیع شد و کشت آن ترویج گردید تا الیاف پرکیفیت مورد نیاز صنایع بافندگی انگلیس تأمین گردد. تولید پنبه به عنوان یک گیاه لیفی پس از اختراع دستگاه جین ( جدا کننده الیاف از وش ) توسط ویتینی در سال 1793 گسترش زیادی یافت. از جنگ جهانی دوم، تغییرات زیادی از نظر تولید و تجارت پنبه صورت گرفت و در بسیاری از کشورها از قبیل، کشورهای آمریکای لاتین که قبلاً در آنجا تولید این محصول به مقدار ناچیزی بوده، افزایش زیادی در تولید حاصل شده است و این کشورها از مهمترین تولیدکنندگان مواد فیبری بازار جهانی شده‌اند. برخی از کشورهای دیگر از قبیل هندوستان، پاکستان و ترکیه نیز که قبلاً به مقدار مورد نیاز خود پنبه تولید می‌کردند، هم اکنون جزء صادرکنندگان مهم این محصول به حساب می‌آیند. در طول دهه 60 – 1950، میزان تولید پنبه در آمریکای لاتین و خاور نزدیک بسیار زیاد بوده و قسمت اعظم آن در مناطق خشک و نیمه خشک این کشورها تولید شده است. تقریباً نصف مقدار تولیدی، در اثر افزایش سطح زیر کشت و نصف دیگر در اثر افزایش عملکرد بوده است. در کشور شوروی سابق نیز سطح وسیعی از دریای خزر تا مرز چین زیر کشت پنبه برده شده و ازبکستان به تنهایی 67 درصد کل تولید پنبه در شوروی را به خود اختصاص داده است. این کشورها پس از آمریکا و چین مقام سوم را از این نظر دارد.

 

همه چیز در مورد کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

 

تاثیر نیتروژن بررشد و جوانه زنی بذور
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - علف های هرز

عنوان مقاله  :   Nitrogen effects on seed germination and seedling growth.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ٨٢

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :   Economic implications of off-stream water developments to improve riparian grazing.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ۶ صفحه

دانلود مقاله شماره ۵۶

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  Research observation: Effects of rangeland ecological condition on scaled quail sightings.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ۶ صفحه

دانلود مقاله شماره 5٢

مقاله کشاورزی مقاله ترجمه شده پروژه  ترجمه ارزان دانلود مقاله

ارزیبی خاکهای مراتع در امریکا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  Evaluation of USLE and RUSLE estimated soil loss on rangeland.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ۴۵

وخاک در و Runoff
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  Runoff and soil loss in undisturbed and roller-seeded shrublands of semiarid Argentina.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ۴۴

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  : Distribution of Russian knapweed in Colorado: climate and environmental factors.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ۴٢

مشاهدات یک تحقیق ک میزان اثرات گوآت
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی و....

عنوان مقاله  : Stocking rate effects on goats: A research observation.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات :٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ٣٨

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی حاصلخیزی و....

عنوان مقاله   Development and use of state-and-transition models for rangelands.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات :١٢ صفحه

دانلود مقاله شماره ٣۴

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی

عنوان مقاله  Vegetation of chained and non-chained seedlings after wildfire in Utah.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات :١٠صفحه

دانلود مقاله شماره  3٢

نوع مقاله : انگلیسی

مرتبط با مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی

عنوان مقاله  Diets of plains vizcacha, greater rhea and cattle in Argentina.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ٢٨

آموزش هایی برای کنترل علف هرز
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی درجه

مرتبط با مرتعداری  - کشاورزی پایدار

عنوان مقاله Lessons in developing successful invasive weed control programs

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ١٠ صفحه

دانلود مقاله شماره ٢٧

چکیده

 

با انتخاب گیاهان مناسب و روش های مدیریت صحیح می توان مناطق وسیعی از زمین های کم آب را کشت وکار کرذ. گیاهانی که زر برابر خشکی مقاوم هستنا و از آب نیز به نحو خوبی استغاذه می کنند نقش اساسی زر پیشرفت کشاورزی با وواناب بازی می کنند. مسلما خشکسالی مهم ترین مسئله ای است که بر روی رشد گیاهان زر مناطق خشک تاثیر می گذارذ. مقدار بارانی که زر این مناطق می بارز کم و متناوب می باشد و ضمنا قابل پیش بینی هم نیست. زر این مناطق هر گیاهی باید با خشکی سازگار شوذ و برای بقا به خشکی عاذت کند. زر این مقاله برنامه اصلاح گیاهان برای توسعه واریته هایی که با مناطق خشک سازگار است بیان شده است. زر مناطق خشک اغلب تامین آب عامل اصلی تولید محصول نیست، بلکه گاهی اوقات این محیط گیاه است که باعث کاهش کارایی زر استغاذه از آب می شوذ و تاریخ کدشت گیاه بر روی کارایی استغاذه از آب تاثیر می گذارذ و نیز جهت مدیریت کاراترء تعداذ گیاهان زر واحد سطح مدنظر قرار گیرذ. زر این مقاله سعی بر این بوذه تا مدیریت صحیح برای استغاذه از گیاهان مناسب و سازگار بیان شوذ و خصوصیات مناسب گیاهان برای سازگاری زر این اکو سیستم ها بیان و تشریح شوذ

مقدمه

 

   

از مهمترین مشکلات مناطق خشک و نیمه خشک، خشکی و کمبوذ آب می باشد که بر روی رشد و نمو گیاهان اثر می گذارذ. زر کشور ما بجز سوا حل ذریای خزر و قسمتهای کوچکی از شمال غربی کشور بقیه مناطق تماما جز مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شونا. این زر حالی است که مناطق خشک کشور نسبت به مناطق نیمه خشک آن از وسعت بیشتری برخورذار است. تنش خشکی زمانی زر گیاه حاذث می شوذ که میزان آب ذریافتی گیاه کمتر از تلفات آن باشد. این امر ممکن است به علت اتلاف بیش از حد آب یا کاهش جذب و یا وجوز هر ذو مورذ باشد()). خشکی بر جنبه های مختلف رشد گیاه تاثیر گذاشته و موجب کاهش و به تاخیر انداختن جوانه زنی، کاهش رشد اند امهای موایی و کاهش تولید مازه خشک می گرذذ. کاهش پتانسیل اسمزی و پتانسیل کل آب، همراه با از بین رفتن آماس، بسته شدن روزنه ها و کاهش رشد از علائم مخصوص تنش آب است. زر صورتی که شدت تنش آب زیاذ باشد، موجب کاهش شدید فتوسنتز و مختل شدن فرایند های فیزیولوژیکی، توقف رشد و سرانجام مرگ گیاه می گرذذ. تنش شوری نیز از موانع اصلی زر تولید گیاهان زراعی زر بسیاری از نقاط زنیا بویژه مناطق خشک و نیمه خشک است. ، زر این مناطق ، تبخیر و تعرق بیشتر از فزولات جوی است . به بیان ذیگر از ذیدگاه هیدرولوژیکی زر این محیطها بیلان آب عنفی است چرا که به واسطه ذرجه حرارت بالا و خشکی هوا تبخیر و تعرق از سطح خاک و گیاه از بارندگی فزونی می گیرذ. به ذلیل کمی بارندگی ، پوشش گیاهی زر این مناطق فقیر و پراکنده است و حیات گیاهان بستکی فزذیکی به وجوز منابع کوچک و بزرگ آب ذارذ بارندگیها زر این مناطق بسیار نامنظم و بعضآ با شدت زیاذ می بارز که عمدتآ به ذلیل نبوذ پوشش گیاهی کافی و اقدامات مدیریتی آبخیر، باعث وقمه میلابهای مخربی می گرذذ. ارقام و گونه های مختلنی از گیاهاژ شور پسند ( انواع بوته ای تا درخچه ها و درختاژ ) در نقاط خشک ایراز رشد و نمو دارنا که دارای کاربر دهای بالقوه فراوانی نیز در مصار~ مختلف هستنا. . با اعمال مدیریت صحیح می توار محصول و در نتیجه کارایی استفاده از آب را بالا برد. فعا لیتهای زراعی باید به سیستم ریشه گیاه کمک بکننأ تا ریشه بتوانا رطوبت کم را از خاکهای خشک جذب کند. فعالیتها یی که باعث افزایش حجم خاکی که ریشه گیاهاژ در آژ قرار گرفته است می شود باعث بهتر شدژ محصول و در نتیجه افزایش کارایی استفاده از آب خواهأ شد.

 

----

متن کامل این مقاله را دانلود کنید

دانلود مقاله شماره ٢۵

---

تلفات نان و راهکارهای کاهش آن
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ

چکیده

بخش مهمی از ضایعات نان در مراحل حمل و نقل، نگهداری و در موقع مصرف سر سفره و میز و یا رستورانها به دلایل مختلف تلف می‌شود. از بیانات مسئولین، دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ای چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد از نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف تلف شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه این آمار را می‌توان به برخی از شهرها نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد در نقاطی خاص از کشور وجود دارد ولی نسبت دادن آن به کل کشور نمی تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیق وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه کرد ولی آنچه می‌توان با اطمینان مطرح کرد آنکه مقدار دورریز نان در نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها، خانواده‌های با درآمدهای متفاوت و در نقاط مختلف با فرهنگها و غذاهای مصرفی متفاوت یکی نیست. به عبارت دیگر معدل مقدار تلفات نان در کل کشور نمی‌تواند 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که اگر دورریز نان کشور از 20 درصد هم بیشتر نباشد تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (به علت کپک زدگی نان، دورریز و مصرف آن توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط قارچها در نان و از طریق محصولاتی چون شیر به انسان).

نکته مهم دیگر اینکه عدم کیفیت مطلوب نان نه تنها از نظر دورریز و خصوصیات ارگانولپتیکی اهمیت ویژه‌ دارد بلکه اثرات سوء تغذیه‌ای آن بر انسانها حائز اهمیت بیشتری است. تولیـــد ناصحیح نـــان

می‌تواند موجب کم‌خونی و کمبود برخی از عناصر ضروری و مهم در سیستم متابولیکی بدن گردد و موجب زیانهای مخفی و ناپیدایی شود که اثرات اجتماعی - اقتصادی آن از دید‌ها مخفی است.

نکته قابل توجه دیگر که شاید کمتر به آن توجه شده است معنی و مفهوم ضایعات نان است. چون برخی جداکردن سبوس از گندم و تولید نان را بخشی از ضایعات می‌دانند و عده‌ای سبوس‌گیری را برای بالا‌بردن کیفیت نانوایی و ارگانولپتیک نان ضروری می‌شمارند و برای هر دو مورد، دلیلهای علمی مشخص وجود دارد. برخی مصرف بخشی از نان تولیدی برای دام را جزو ضایعات حساب نمی‌کنند، چون در چرخه تولید قرار می‌گیرد و لذا باید تعریف مشخصی از ضایعات نان نیز ارائه گردد.

از عوامل مؤثر بر دورریز نان عبارتند از: کیفیت نان تولیدی، ارزانی قیمت نان، عدم یکنواختی در کیفیت آرد و استاندارد نبودن آرد تحویلی به نانوایان، عدم مهارت کارگران نانوایی، عدم استفاده از تکنولوژی صحیح برای تولید خمیر و پخت نان، عدم نظارت و کنترل جدی بر تولید نان، عدم پخت یکنواخت قسمتهای مختلف نان، استفاده از تنورهای نامناسب و غیر استاندارد، افزایش تقاضا در ساعاتی از روز به علت بیات شدن سریع نان، عدم اطلاع مصرف کنندگان از نحوه صحیح نگهداری نان، عدم رعایت شرایط لازم برای جلوگیری از دورریز در رستورانها، سلف سرویسها و منازل در موقع توزیع و مصرف نان سر سفره و میز.

برای کاهش تلفات نان راهکارهای مشخصی قابل ارائه است که بخشی از آن باید به صورت دستورالعملهای اجرایی تهیه شده و به مورد اجراء گذاشته شود و البته نیاز به پژوهش بیشتر برای افزایش کیفیت و کاهش تلفات در این محصول سنتی هست و محققین کشور باید به مشکلات نان سنتی که در کشورهای دیگر کمتر کار شده بیشتر بپردازند. در این مقاله ضمن اشاره به دلایل دور ریز نان، راهکارهای کاهش آن نیز ارائه می‌گردد.

کلمات کلیدی: نان، دورریز، اتلاف، کیفیت، بیاتی

 

مقدمه

ضایعات گندم، آرد و نان یکی از مشکلات کشور است که ظاهراً همه از آن اطلاع دارند و برای کاهش آن تلاش می‌کنند ولی واقعیت آن است که اطلاع دقیق از آنها در دست نیست و حتی مسئولین ذیربط عمق و اهمیت واقعی مشکل را در نیافته‌اند. اگر درک دقیق و عمیق از این مشکل وجود داشت برنامه‌ریزی بهتری برای استفاده از علوم و تکنولوژی در مراحل تولید گندم و آرد و تهیه نان و توزیع آن صورت می گرفت.

کیفیت تولید نان بعنوان اصلی‌ترین غذای جامعه و قوت اصلی و روزانه اقشار مختلف مردم دارای اهمیت خاصی است. کیفیت ارگانولپتیکی و تغذیه‌ای نان نقش اساسی بر سلامت مردم و اقتصاد ملی دارد. کیفیت نان سنتی و ملی ما نشان‌دهندة میزان توجه مسئولین جامعه به امور مختلف تغذیه‌ای و اقتصادی کشور است. تفاوت بین کیفیت نان حجیم، نان فانتزی و نان‌های سنتی و ایرانی نشان‌دهنده عدم برنامه‌ریزی و تلاش و تحقیق کافی جامعه نسبت به اموری است که امکان اخذ اطلاعات فنی آن از کشورهای پیشرفته نیست و متخصصین و مدیران جامعه خود باید آستین همت بالا بزنند و برای بهبود آن تلاش کنند. اهمیت این موضوع در سالهای اخیر در سمینارها، سخنرانیها، گفتارها و بیانها مورد توجه قرار گرفته ولی تلاش کافی برای برنامه‌ریزی و به عمل رساندن نتایج آن نشده است.

ساختار جمع‌آوری گندم، تولید و توزیع آرد و تهیه نان بر اساس ضرورت رشد کمی به تدریج بطرف مکانیزه شدن و ماشینی شدن پیش رفته اما روند این تغییرات بر اساس مطالعه و تحقیق نبوده است. این ضعف مخصوصاً در مواردی که امکان الگو گرفتن دقیق از کشورهای دیگر نبوده (تولید‌ نانهای سنتی و ایرانی) بصورت بسیار روشن به چشم می‌خورد.

از بیانات مسئولین و دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ها چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف دورریز شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه می توان این آمار را به برخی از شهرستانها و نقاطی از کشور نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد نیز در بعضی از نقاط کشور وجود دارد، ولی نسبت دادن این آمار به کل کشور نمی‌تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیقی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه نمود ولی آنچه می‌توان برآورد کرد آن است که معدل مقدار دورریز نان برای نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها و خانواده‌های مختلف حدود 20 درصد است و نمی‌تواند مقدار آن در کل کشور 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که حتی اگر دورریز نان کشور ما 20 درصد باشد، تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (بعلت کپک‌زدگی نان دورریز و مصرف آنها توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط کپکها در نان از طریق محصولاتی چون شیر به انسان).

 ادامه مقاله و دانلود متن کامل در ادامه مطلب

 

 

مقاله کامل را دانلود نمایید

  

 دریافت مقاله شماره   ٢٢

 

خلاصه

   

یخ‌زدگی یکی از مهم‌ترین عوامل اقلیمی است که محصول بادام را در استان اصفهان تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، استفاده از روشی سریع برای ارزیابی ارقام مقاوم در برابر آسیب‌های یخ‌زدگی از اهمیت زیادی برخوردار است. اندازه‌گیری میزان نشت الکترولیت‌ها از بافت‌های آسیب دیده ناشی از یخ‌زدگی در بادام روش مناسبی برای این منظور است. در این پژوهش اثر یخ‌زدگی بر میزان نشت الکترولیتی 10 رقم زراعی بادام (Amygdalus communis cultivars) و یک گونه بادام وحشی (A. scoparia) در استان اصفهان بررسی شد. گل‌های کامل و بالغ تمام نمونه‌ها به‌طور تصادفی انتخاب شدند و هر یک با 3 تکرار در شرایط یخ‌زدگی طبیعی (در طبیعت) و تیمار یخ‌زدگی مصنوعی (در آزمایشگاه) بررسی شدند. میزان نشت الکترولیت‌های آنها، اندازه‌گیری شد و میانگین داده‌های به دست آمده از طریق آنالیز واریانس و آزمون توکی (Tukey's test) مقایسه شدند. در هر تیمار، درصد افزایش میزان نشت الکترولیتی نمونه‌های در معرض یخ‌زدگی نسبت به شاهد به‌عنوان معیاری برای مقایسه در نظر گرفته شد. مقدار کل متابولیت‌های محلول (Total Dissolved Solids =TDS) گل‌های نمونه‌های در معرض یخ‌زدگی طبیعی نیز با دقت 001/0 اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که این مقدار در ارقام زراعی مورد بررسی به‌طور میانگین در حدود 5/33± 8/390 میلی‌گرم در لیتر (حداکثر آن در رقم صفری با 3/29± 439 میلی‌گرم در لیتر و حداقل آن در رقم کبابی با 3/35± 355 میلی‌گرم در لیتر است. مقدار آن در بادام وحشی (با میانگین 8/55± 362 میلی‌گرم در لیتر) اندکی از ارقام زراعی کمتر بود. آزمون رگرسیون خطی نشان داد که بین مقدار کل متابولیت‌های محلول (TDS)، و میزان نشت الکترولیتی نمونه‌های در معرض یخ‌زدگی هم‌بستگی وجود ندارد. هم‌چنین نتایج نشان داد که ارقام تاجری (با 4/7 % افزایش میزان نشت الکترولیتی نسبت به شاهد)، آذر (با 2/19 % افزایش) و ربیع (با 22 % افزایش) در شرایط یخ‌زدگی طبیعی به‌ترتیب مقاومت بیشتری از سایر ارقام دارند. در تیمار یخ‌زدگی مصنوعی نیز ارقام ربیع (با 7/60 % افزایش)، تاجری (با 6/67 % افزایش) و حاج میرزایی (با 71 % افزایش) به‌ترتیب نسبت به ارقام دیگر مقاوم‌ترند. این نتایج با مشاهدات تجربی در منطقه مورد مطالعه منطبق می‌باشد. مقاومت به یخ‌زدگی در بادام وحشی (A. scoparia) در هر دو تیمار طبیعی و مصنوعی (به‌ترتیب با 7/48 % و 73 % افزایش) در حد متوسط است

اندو سولفان (تیودان- فن)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ

گروه شیمیایی :ارگانوکلره
ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی : ماده تکنیکال زرد یا قهوه ای رنگ میباشد . این ترکیب در آب غیر محلول است ولی در حلال های الی حل می شود .

ماندگاری در محیط زیست :ماندگاری در محیط زیست: اندوسولفان در خاک نسبتا پایدار است و نیمه عمر آن 50روز می باشد . این ماده به وسیله باکتریها و قارچها تجزیه می شود .اگر اندوسولفان جذب سطحی ذرات خاک شود به کندی درخاک جابه جا خواهد شد .

سمیت:LD50=80-110mg/kg برای زنبورهای عسل نسبتا سمی است و برای حشرات مفیدی از قبیل زنبورهای پارازیت , کفش دوزک و برخی از کنه ها تقریبا سمیت ندارد . این حشره کش برای انسان نسبتا خطرناک است.

موراد مصرف : اندوسولفان یک حشره کش و یک کنه کش است که برای گستره وسیعی از حشرات و کنه ها از جمله کرم غوزه پنبه , کرم برگ خوار پنبه , پسیل گلابی , لیسه سیب , شته و نیز افات سویا سمی است . از ان می توان به عنوان یک محافظ چوب هم استفاده کرد .اندوسولفان برای طیف وسیعی از محصولات زراعی از قبیل چای , قهوه, میوه جات و سبزیجات و همچنین برنج ,غلات , ذرت,سور گوم به کاربرده می شود .

پادزهر: فنو باربیتال

میتراز (میتاک )
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ

گروه شیمیایی :دی أمیدین

ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی : این سم خاصیت خورندگی ندارد و نسبت به گرما مقاوم است . به نظر میرسد که اشعه ماورا بنفش , تاثیر اندکی بر پایداری ان داشته باشد در صورتی که امیتراز به مدت طولانی درشرایط مرطوب نگهداری شود به أرامی تجزیه خواهد شد .

ماندگاری در محیط زیست :امیتراز در خاک داری تهویه مناسب به سرعت تجزیه می شود . نیمه عمر ان یعنی مدت زمانی که طول می کشد تا ماده تجزیه شود و غلظت ان به نصف غلظت اولیه برسد کمتر از یک روز است. تجزیه در خاکهای اسیدی سریعتراز خاکهای قلیایی و یا خنثی صورت می گیرد .

سمیت: LD50= 600-800 mg/kg امیتراز برای زنبور عسل تقریبا بی ضرر است .

موراد مصرف : امیتراز یک حشره کش و کنه کش است که برای کنترل کنه قرمز تار عنکبوتی , مینوز برگ و سپرداران به کارمیرود . این سم در پنبه علیه کرم غوزه پنبه , مگس سفید و کرمهای برگ خوار و در حیوانات برای کنترل ساس ,کنه ,شپش و دیگر افات حیوانی به کار برده می شود.

پادزهر: امیتراز پادزهر اختصاصی ندارد

   

دانلود مقاله شماره 18

   

مدیرت علف های هرز برای کشت های ارگانیک

  

weed managment for organic crop

 

مقدمه

در این جلسه راجع به بسترهای کشت و تکثیر گیاهان زینتی بحث می‌شود. مسائلی در رابطه با محیط‌های کشتی پرورش گیاهان زینتی برای دست یافتن به محصولی با کیفیت بالاتر، سرعت رشدی بیشتر و ریشه‌زایی سریعتر.

تکثیر گیاهان چه با روش مستقیم چه با روش غیر مستقیم در محیط‌هایی با مواد غذایی کافی، بهتر انجام می‌شود.

 

 

انواع محیط‌های کشت برای ریشه‌زایی

- ماسه؛

- پرلایت؛

- ورمیکولایت؛

- مخلوط ماسه و پرلایت.

 

 

ماسه

- محیط کشت معروف؛

- فاقد هر گونه عناصر؛

- ارزش آن به واسطه وجود تخلخل کافی، وجود اکسیژن و حفظ رطوبت.

 

 

اولین محیط کشت ماسه است که برای ریشه‌دار کردن گیاهان ارزشی خاص دارد، زیرا قلمه‌های جدا شده از پایه‌های مادری ذخیره غذایی به اندازه کافی دارند. اندازه ذرات ماسه و تخلخل بین این ذرات بسته به نوع قلمه‌ها متفاوت است پس بهتر است که برای قلمه‌های مختلف اندازه معینی از محیط کشت را استفاده کنیم.

 

 

پرلایت

- منشا آتشفشانی؛

- سفید رنگ؛

- فاقد هرگونه ذخیره غذایی؛

- ارزش آن به واسطه ذخیره آب تا 4 برابر وزن خود.

 

 

دومین محیط کشت که برای تکثیر قلمه‌ها استفاده می‌کنیم پرلایت است. و به دلیل خصوصیات ذکر شده، در ریشه‌دار شدن قلمه‌ها یا گیاهانی که در غیر محیط خاک پرورش می‌یابند بسیار مفید و مناسب است. اندازه ذرات پرلایت بین 4- 2/1 میلی‌متر است و بسته به نوع مصرف و نوع قلمه برای تکثیر از پرلایت‌های نرم و نسبتاً درشت استفاده می‌کنیم. معمولاً مخلوطی از پرلایت‌های خیلی نرم و نسبتاً درشت به نسبت مساوی ترکیب می‌کنیم و بعنوان یک بستر ریشه‌زایی از آن استفاده می‌شود.

 

 

ورمیکولایت

- ماده معدنی از نوع میکا؛

- حاوی سیلیکات منیزیم، آلومینیم و آهن است.

 

 

در حقیقت یک رس حرارت دیده است که می‌تواند مقدار زیادی آب را جذب کند. ورمیکولایت بدلیل قیمت نسبتاً بالایی که دارد مصرف چندانی ندارد. بعلاوه بعلت جذب آب حجمش زیاد می‌شود و نباید تحت فشار قرار گیرد، زیرا تخلخلش را از دست می‌دهد. فقط در موارد خاص برای سازگاری دادن یک گیاه حاصل از کشت بافت در محیط جدید از این ماده استفاده می‌شود. بنابر این برای تکثیر معمول و متداول گیاهان عمدتاً ماده مورد مصرف پرلایت یا ماسه است.

 

 

مخلوط ماسه و پرلایت

- به نسبت مساوی مخلوط می‌شوند؛

- در سطح کاربردی مصرف زیادی دارد.

 

 

چهارمین محیط کشت، مخلوط ماسه و پرلایت است. به نسبت مساوی یک حجمی از پرلایت و ماسه نرم (همان چیزی که در اصطلاح باغبانی ماسه بادی می‌گویند) را با هم مخلوط می‌کنند و قلمه‌ها را در آن قرار می‌دهند. بعد از ریشه‌دار شدن قلمه‌ها و اطمینان از حجم ریشه، قلمه‌ها به محل مناسب دیگر انتقال می‌یابند.

 

محیط‌های کشت قلمه‌ها فاقد هر گونه ذخیره غذایی بوده و بدلیل آنکه فوق‌العاده سبک هستند تخلخل زیادی دارند و نمی‌توانند مواد غذایی را به مدت زیادی در خود نگه دارند. بعد از ریشه‌دار شدن گیاهان چون نیاز به عناصر معدنی در گیاه خیلی بالا می‌رود، در یک خاک مناسب که ذخیره کافی این مواد را دارند کشت می‌شوند.

 

 

محیط‌های پرورشی گیاهان – کشت خاکی

- متداولترین محیط کشت شناخته شده خاک یا Soilاست. تعریف خاک و انتظاری که از خاک برای نگهداری طولانی یک گیاه می‌رود، بسته به نوع گیاه و نیاز خاص غذایی آن گیاه متفاوت است. گیاهان علفی و آپارتمانی نیاز به یک بافت بسیار سبک دارند، بافتی که تخلخل کافی دارد و آب را به اندازه مناسب در خود نگهداری می‌کند و ریشه‌ها در آن بخوبی تنفس می‌کنند.

 

- ترکیبی با نسبت مساوی از خاک برگ، ماسه بادی و خاک زارعی و دارای یک بافت خوب و مناسب برای پرورش گیاهان آپارتمانی اصطلاحاً خاک سبک نامیده می‌شود.

 

- خاک سنگین در باغبانی کاربرد خیلی زیادی ندارد، فقط گیاهانی که ساختمان ریشه‌ای بسیار قطور و قوی دارند مثل گل کاغذی و هم‌چنین شاه‌پسند درختی و درختچه ختمی چینی در خاک‌های سنگین بهتر رشد و نمو می‌کنند.

 

- غیر از خاک ترکیبات مصنوعی دیگر مثل پیت هم استفاده می‌شود. Peatخاکی است که از بقایای در حال تخمیر اندام‌های مختلف گیاهی بوجود آمده است. پیت‌های طبیعی حاصل تخمیر خزه‌ها هستند. دو خزه معروف بنام‌های Sphagnum  و Hyponum در اروپای شمالی به وفور یافت می‌شوند و معادنی که از این خزه‌ها در اروپای شمالی بدست آمده تحت عنوان تورب یا پیت خالص به بازار عرضه می‌شوند. پیتPH  بسیار پایینی دارد و برای گیاهان اسید پسند و آن‌هایی که نیاز به PH پایین دارند بسیار مناسب و ایده‌آل است.

 

 

هیدروپونیک – کشت بدون خاک گیاهان

- پرلایت؛

- ورمیکولایت؛

- پشم سنگ؛

- پوکه معدنی.

 

 

البته این مواد فاقد هر گونه ذخیره غذایی هستند و مواد غذایی بطور مصنوعی به این سیستم‌ها باید اضافه شوند. پرلایتی که مواد غذایی لازم به آن اضافه شده باشد بحث محیط کشت هیدروپونیک Hydroponic را به میان می‌آورد. معادن خاک پیت در چند ناحیه (عمدتاً در شمال ایران) شناسایی شده‌اند ولی این معادن دقیقاً حاصل تخمیر دو خزه معروف هاپونوم Hyponum و اسفاگنوم Sphagnum  نیستند. پیت یا تورب ایران رنگ روشن‌تری دارد در حالیکه پیت اروپا دارای رنگ قهوه‌ای بسیار تیره است. PH پیت در معادن ایران خیلی زیاد و گاهی بیش از 7 می‌باشد (یعنی از حد خنثی کمی بالاتر است) ولی PH پیت‌های اروپایی حدود 5/4 است. هم‌چنین معادن کشف شده در ایران قابل توسعه در سطح وسیع نمی‌باشند.

 

 

رشد و نمو

مهم‌ترین عامل بعد از بستر رشد، عوامل موثر در رشد و نمو گیاه می‌باشند. ابتدا تفاوت بین رشد و نمو را یادآور می‌شویم (البته این تفاوت در فرهنگ نامه انگلیسی بیشتر نمایان است).

 

رشد یا Growthبزرگ شدن سلول‌ها و افزایش تعداد سلول‌ها را گویند. به عبارت دیگر منظور از رشد افزایش تعداد و حجم سلول‌هاست.

 

نمو یا Developmentبه مفهوم اختصاصی شدن و تمایز سلول‌هاست. ممکن است سلولی رشد زیادی داشته باشد ولی نمو نکرده باشد. هر وقت گیاه از مرحله‌ای وارد مرحله‌ی دیگر شود نمو یافته است. مثلاً گیاه گلخانه‌ای را در نظر بگیرید که چند سالی رشد رویشی داشته ولی تا زمانی که وارد فاز گل‌دهی نشده باشد نمو نداشته است. به معنای دیگر نمو پدیده‌ی تخصصی شدن سلول‌هاست.

 

 

عوامل موثر بر رشد و نمو

داخلی:

الف) عوامل ژنتیکی،

ب) هورمون‌های نباتی.

 

خارجی:

الف) حرارت،

ب) رطوبت،

ج) نور،

د) گازها.

 

 

ابتدا به تعریف عوامل داخلی می‌پردازیم. خصوصیاتی را که عوامل خارجی بر آن بی‌تاثیرند را عوامل ژنتیکی می‌گویند. وقتی خصوصیات، صفر ذاتی هستند طوری که عوامل خارجی بر آن‌ها بی‌تاثیرند، برای مثال اگر گیاهی گل‌های صورتی دارد عوامل خارجی نمی‌توانند رنگ گل‌های آن را تغییر بدهند.

 

کنترل اعمال فیزیولوژی گیاهان در مبحث  هورمون‌ها گنجانده شده است، که در جلسه بعد به آن خواهیم پرداخت

اهمیت اسانسها ی گیاهی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ

مقدمه

تولید و پرورش‌ گیاهان‌ اسانس‌دار در مناطق‌ گرمسیری‌ و نیمه‌ گرمسیری‌ از سابقه‌ بسیار طولانی‌ برخوردار است‌ بطوری‌که‌ داد و ستدمواد خام‌ این‌ گیاهان‌ بیشتر در تمدن‌های‌ باستانی‌ مصر، یونان‌ و ایران‌ بروز یافته‌ است?. البته‌ شواهد بدست‌ آمده‌ از کشف‌ دستگاه‌ تقطیردر >دره‌ ایندوس?< پاکستان‌ نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ حرفه‌ از قدمتی‌ چندین‌ هزار ساله‌ برخوردار است?. مصریان‌ و ایرانیان‌ باستان‌ اولین‌مردمانی‌ بودند که‌ به‌ تولید اسانس‌ و عطرهای‌ طبیعی‌ از گیاهان‌ پرداختند. به‌طوری‌که‌ تولید عطر گل‌ رز را که‌ در بین‌ مسلمانان‌ از ارج‌ وقرب‌ بسیاری‌ برخوردار است‌ به‌ دانشمند ایرانی?، بوعلی‌ سینا نسبت‌ می‌دهند. در باب‌ تجارت‌ اسانس‌های‌ گیاهی‌ در مقادیر زیاد، ابتدایونانیان‌ با جذب‌ تکنولوژی‌ استخراج‌ و فرآوری‌ اسانس‌ توانستند از اعراب‌ پیشی‌ بگیرند. اما در قرن‌ 17 میلادی تحول‌ بزرگی‌ در کشورفرانسه‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ اروپا و جهان‌ را در این‌ زمینه‌ تحت‌ تاثیر حرکت‌ خود قرار داد. این‌ کشور با جمع‌آوری‌ کارگاه‌های‌ کوچک‌ و جذب‌افراد متخصص‌ و کارآمد در زمینه‌ فرآوری‌ و استخراج‌ ترکیبات‌ معطر و همچنین‌ به‌ خدمت‌ گرفتن‌ افرادی‌ که‌ از نظر حس‌ بویایی‌ بسیارمشهور بودند، صنعت‌ بزرگی‌ را در شهر گراس‌ (Grass)پایه‌گذاری‌ کرد و به‌ سرعت‌ خود را سردمدار صنعت‌ اسانس‌ در جهان‌ معرفی‌نمود. این‌ یکه‌تازی‌ تا قبل‌ از شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ و ظهور رقبای‌ دیگر ادامه‌ داشت?. اما مشکلی‌ که‌ فرانسه‌ و سایر کشورهای‌ اروپایی‌ باآن‌ مواجه‌ بودند، تامین‌ مواد خام‌ گیاهی‌ بود که‌ به‌ علت‌ شرایط جوی‌ فرانسه‌ مجبور بودند واردکننده‌ محض‌ این‌ مواد از منطقه‌ بالکان?،خاورمیانه?، شمال‌ آفریقا و اروپای‌ شرقی‌ باشند. به‌ همین‌ خاطر با شروع‌ فعالیت‌ سایر کشورها نظیر صنعت‌ اسانس‌ نعناع‌ در آمریکا،تولید اسانس‌ مرکبات‌ در برزیل?، صنعت‌ اسانس‌ شمعدانی‌ در الجزایر، فرآوری‌ اسانس‌ گل‌ رز در بلغارستان‌ و غیره?، قدرت‌ فرانسه‌ و شهرگراس‌ کاهش‌ یافت‌ و تنها در تولید گیاهانی‌ نظیر اسطو خودوس‌ و ترخون‌ که‌ با شرایط آب‌ و هوایی‌ آن‌ مطابقت‌ داشت‌ محدود گردید این‌رقابت‌ هم‌ اکنون‌ نیز در بین‌ کشورهای‌ تولیدکننده‌ بسیار شدید است‌ اما کشورهای‌ آسیایی‌ و ایران‌ پیشرفت‌ قابل‌ توجهی‌ در این‌ زمینه‌نداشته‌اند و هنوز به‌طور عمده‌ به‌ تجارت‌ گیاهان‌ خشک‌ زراعی‌ یا خودرو می‌پردازند.

اهمیت‌ و جایگاه‌ اسانس‌های‌ طبیعی‌
اسانس‌ها (Essential oil) ترکیبات‌ شیمیایی‌ معطری‌ هستند که‌ در گیاهان‌ مختلفی‌ که‌ تا امروز در حدود 700 نوع‌ از آنها شناسایی‌شده‌ است?، وجود دارند. در ساختمان‌ اسانس‌ها ترکیبات‌ بسیار متنوعی‌ از قبیل‌ الکل‌های‌ ترپنوئیدی?، هیدروکربن‌ها، فنل‌ها، آلدئیدها،استرها و کتون‌ها بطور طبیعی‌ وجود دارند. اغلب‌ یک‌ یا چند جزو از این‌ ترکیبات?، عطر و بوی‌ اسانس‌ را تحت‌ تاثیر خود قرار می‌دهند.
هر نوع‌ از اسانس‌ها در گیاهان‌ معطر و در قسمت‌های‌ مختلفی‌ از آنها نظیر ریشه‌ (زنجبیل?)، چوب‌ (سوزنی‌ برگان?)، پوست‌ (دارچین?)،برگ?(رزماری?)، گل‌ (یاسمن?)، میوه?(مرکبات?)، بذر(رازیانه?) و غیره‌ ساخته‌ شده‌ و در فضای‌ مابین‌ سلولی‌ اپیدرم‌ و مزوفیل‌ در ساختارهای‌متعدد ترشحی‌ ذخیره‌ می‌شوند و دارای‌ نقطه‌ جوش‌ پایینی‌ بوده‌ و به‌ روش‌های‌ مختلفی‌ قابل‌ استخراج‌ می‌باشند.
هرچند مکانیسم‌ دقیق‌ سنتز اسانس‌ها درون‌ گیاهان‌ نامشخص‌ است‌ اما وجود آن‌ برای‌ مقاومت‌ گیاهان‌ در مقابل‌ شرایط نامساعدمحیطی?، جذب‌ حشرات‌ گرده‌ افشان‌ و کمک‌ به‌ توسعه‌ و پراکنش‌ این‌ گیاهان‌ مسلم‌ و مشخص‌ است?. در بهره‌برداری‌ از گیاهان‌ اسانس‌دار،شواهد موجود طی‌ 50 سال‌ گذشته‌ نشان‌ می‌دهد که‌ تقاضا برای‌ اسانس‌ و فرآورده‌های‌ حاصل‌ آن‌ سیر فزونی‌ به‌ خود گرفته‌ است?. این‌تحول‌ در مصرف?، تحت‌ تاثیر عوامل‌ متعددی‌ از جمله‌ موارد زیر بوده‌ است


1.

این‌ گیاهان‌ و اسانس‌ آنها طیف‌ گسترده‌ای‌ از کاربری‌ها را تحت‌ پوشش‌ قرار می‌دهند. ترکیبات‌ تشکیل‌ دهنده‌ آنها می‌تواند خواص‌دارویی‌ داشته‌ و در فرمولاسیون‌ داروها وارد شود. از رایحه‌ و بوی‌ آنها در صنایع‌ عطرسازی?، خوشبو کننده‌ها و همچنین‌ نوعی‌ روش‌درمانی‌ (رایحه‌ درمانی?) استفاده‌ می‌شود. خاصیت‌ طعم‌دهندگی‌ اسانس‌ها در طیف‌ وسیعی‌ از موادغذایی?، خمیر دندان?، دهانشویه‌ها،نوشیدنی‌ها و حتی‌ دخانیات‌ به‌ مصرف‌ می‌رسد. بخارات‌ اشباع‌ آن‌ دارای‌ توان‌ دفع‌ آفات‌ و حشرات‌ موذی‌ بوده‌ و در برخی‌ از سموم‌صنعتی‌ به‌ کار می‌رود.
2.
ثروتمند شدن‌ جوامع‌ جهانی‌ باعث‌ تغییر فرهنگ‌ مصرف‌ در آنها شده‌ است‌ به‌طوری‌که‌ تنوع‌ بیشتری‌ را در رژیم‌ غذایی‌ خود طلب‌می‌کنند و مردم‌ برای‌ مصرف‌ فرآورده‌های‌ خوشمزه‌ با طعم‌های‌ طبیعی‌ اشتیاق‌ بیشتری‌ از خود نشان‌ می‌دهند.
3.
افزایش‌ توجه‌ به‌ مسایل‌ زیست‌ محیطی‌ و بهداشت‌ موادغذایی‌ در کاهش‌ میزان‌ مصرف‌ مواد شیمیایی‌ مصنوعی‌ باعث‌ گرایش‌ به‌سمت‌ موادغذایی‌ و افزودنی‌های‌ طبیعی‌ شده‌ است?. اسانس‌ها به‌ موازات‌ مزه‌دار کردن‌ فرآورده‌ها در نقش‌ یک‌ آنتی‌اکسیدان‌ علیه‌ترکیبات‌ مضر فعالیت‌ می‌کنند و نقش‌ مهمی‌ در سلامتی‌ افراد ایفا می‌کنند.
 
ساختار صنعت‌ اسانس‌
سازمان‌هایی‌ که‌ امروزه‌ در کشورهای‌ تولیدکننده‌ در زمینه‌ فعالیت‌های‌ اقتصادی‌ اسانس‌ها و فرآورده‌های‌ حاصل‌ از آنها تلاش‌می‌نمایند از یک‌ ساختار کلی‌ و مدون‌ پیروی‌ می‌کنند که‌ صنعت‌ اسانس‌ را تشکیل‌ می‌دهد و شامل‌ موارد زیر است‌
1.
در اولین‌ مرحله‌ بخش‌ کشاورزی‌ به‌ عنوان‌ تامین‌ کننده‌ مواد خام‌ گیاهی‌ نقطه‌ شروع‌ این‌ صنعت‌ را برعهده‌ دارد. این‌ بخش‌ از نظرجغرافیایی‌ پراکندگی‌ وسیعی‌ دارد و کشورهای‌ مختلف‌ با سرمایه‌گذاری‌ گسترده‌ در این‌ زمینه‌ و تهیه‌ منابع‌ گیاهی‌ سعی‌ نموده‌اند در این‌بخش‌ تاثیرگذار باشند. حتی‌ بسیاری‌ از کشورهای‌ پیشرفته‌ تلاش‌ خود را معطوف‌ به‌ پرورش‌ گیاهانی‌ نموده‌اند که‌ در درجه‌ اهمیت‌بیشتری‌ قرار داشته‌ و سود بالاتری‌ را در پی‌داشته‌ باشند. اما با وجود این‌ تلاش‌ها هنوز برای‌ سودآوری‌ تولید این‌ محصولات‌ تضمینی‌وجود ندارند. تنوع‌ اقلیمی‌ مراکز تولید موجب‌ بروز ناهمگونی‌ چشمگیری‌ در سیستم‌های‌ تولید و بهره‌وری‌ شده‌ است‌ که‌ از مهمترین‌آنها می‌توان‌ به‌ موارد زیر اشاره‌ کرد:

ـ بهره‌برداری‌ از گیاهان‌ خودرو و بومی‌ موجود
ـ سرمایه‌گذاری‌ کوچک‌ با استفاده‌ از نیروی‌ کار خانواده‌
ـ سرمایه‌گذاری‌ کلان‌ با تکیه‌ بر نیروی‌ کار ارزان‌
2.
دومین‌ مرحله‌ مربوط به‌ استخراج‌ و فرآوری‌ اسانس‌ از گیاهان‌ است?. این‌ استخراج‌ بلافاصله‌ می‌تواند پس‌ از برداشت‌ یا بعد از خشک‌کردن‌ گیاه‌ صورت‌ گیرد. دستگاه‌های‌ استخراج‌ می‌تواند تحت‌ کنترل‌ کشاورزان?، بازرگانان‌ یا بخشی‌ از یک‌ فرآیند صنعتی‌ باشد. در حالت‌اول‌ آماده‌سازی‌ برعهده‌ کشاورزان‌ خواهد بود و چنین‌ ترتیبی‌ در کشورهای‌ پیشرفته‌ امری‌ عادی‌ به‌ شمار می‌آید. چرا که‌ تهیه‌ وسایل‌مورد نیاز تقطیر و فرآوری‌ بر عهده‌ شخص‌ سرمایه‌گذار است?. البته‌ دستگاه‌های‌ عصاره‌گیری‌ می‌تواند تحت‌ کنترل‌ شرکت‌های‌ خریدارمواد گیاهی‌ باشد و این‌ حالت‌ بیشتر در کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ که‌ کشاورزان‌ قدرت‌ سرمایه‌گذاری‌ ندارند، قابل‌ مشاهده‌ است?.کارخانه‌های‌ عطر و چاشنی‌سازی‌ در این‌ مرحله‌ از تغییر و تبدیل‌ مواد خام‌ گیاهی‌ نقش‌ اساسی‌ ایفا می‌کنند و با توافق‌ کشاورزان‌ تولیدکننده?، مراکز خود را نزدیک‌ مزرعه‌ متمرکز می‌کنند.
3.
در این‌ مرحله‌ تاجرینی‌ فعالیت‌ می‌کنند که‌ در زمینه‌ تولید مواد معطر مصنوعی‌ نیز مهارت‌ دارند. وظایف‌ این‌ گروه‌ شامل‌ خریداری‌اسانس‌ از تمام‌ نقاط جهان‌ یا فقط از یک‌ منطقه‌ جغرافیایی?، تعیین‌ کیفیت‌ اسانس?، فرآوری‌ ماده‌ خام‌ در جهت‌ نیاز بازار و در نهایت‌فروش‌ این‌ فرآورده‌ به‌ مصرف‌ کننده‌ است?. در بخش‌ تجارت?، شرکت‌هایی‌ وجود دارند که‌ تعدادی‌ در کشور تولیدکننده‌ حضور داشته‌ ووظایف‌ آنها فروش‌ و صادرات‌ محصولات‌ همان‌ منطقه‌ بر پایه‌ توجه‌ به‌ نیاز خریداران‌ و قدرت‌ کشاورزان‌ استوار است?. شرکت‌هایی‌ نیز درکشورهای‌ واردکننده‌ فعالیت‌ دارند و برخی‌ از آنها روی‌ صادرات‌ مجدد محصولات‌ تبحر دارند.
4.
جابه‌جایی‌ و توزیع‌ فرآورده‌های‌ حاصل‌ از اسانس‌ها مشابه‌ سایر محصولات‌ است‌
5.
در آخرین‌ مرحله‌ از یک‌ چارچوب‌ کلی‌ صنعت‌ اسانس?، مصرف‌کننده‌ قرار دارد و محصولات‌ تولید شده‌ را در دو حالت‌ مصرف‌ می‌کند.یک‌ نوع‌ محصولاتی‌ که‌ وجود اسانس‌ درون‌ آنها چندان‌ محسوس‌ و مشخص‌ نمی‌باشد و در انتخاب‌ محصول‌ آنچنان‌ کششی‌ ایجادنمی‌کند، نظیر آنچه‌ که‌ در مورد پودرهای‌ شوینده‌ وجود دارد. نوع‌ دوم‌ محصولاتی‌ هستند که‌ وجود اسانس‌ در آنها شناخته‌ شده‌تر بوده‌و در انتخاب‌ محصول‌ تاثیرگذار است?. در این‌ مورد می‌توان‌ به‌ فرآورده‌های‌ آرایشی‌ افزودنی‌های‌ غذایی‌ اشاره‌ کرد.
  
تولید جهانی‌ اسانس‌
امروزه‌ تولید جهانی‌ اسانس‌ بالغ‌ بر 50 هزار تن‌ در سال‌ است‌ که‌ از مجموعه‌ گیاهان‌ اسانس‌دار به‌ دست‌ می‌آید. این‌ مجموعه‌ گیاهان‌شامل‌ انواع‌ درختان‌ و درختچه‌ها و سایر گونه‌های‌ علفی‌ است?. از کل‌ تولید جهانی‌ اسانس‌ در حدود 65 درصد آن‌ از گونه‌های‌ درختی‌نظیر برخی‌ سوزنی‌برگان?، مرکبات?، رزها، اکالیپتوس‌ و غیره‌ بدست‌ می‌آید و 35 درصد باقیمانده‌ از گیاهان‌ علفی‌ تولید می‌شود که‌بسیاری‌ از آنها امروزه‌ به‌ صورت‌ اهلی‌ شده‌ کشت‌ می‌شوند. در این‌ میان‌ حدود 1000 تن‌ از تولید نیز متعلق‌ به‌ گیاهان‌ خودرو جمع‌آوری‌شده‌ از مناطق‌ طبیعی‌ است?.
گیاهان‌ حاوی‌ ...............

  

بقیه در دامه مطلب

    

آموزش پرورش خیار گلخانه ای(درختی)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ

اسکلت بخشی از گلخانه است که پوشش پلاستیکی یا شیشه ای را نگه میدارد. اسکلت گلخانه باید محکم و سبک بود و در عین حال ارزان و با دوام باشد و تا حد امکان سایه کمتری داشته باشد. در حال حاضر اسکلت گلاخنه را بیشتر با آهن گالوانیزه و یا آلومینیم می سازند و در بعضی موارد از چوب هم استفاده میشود که هم ارزانتر است و هم ساخت آن آسانتر است، ولی این اسکلتها زود می پوسند و در ضمن برای استحکام بیشتر باید از قطعات چوبی ضخیمتری استفاده کرد که این امر سبب کاهش نفوذ نور آفتاب بداخل گلخانه می گردد.

در حال حاضر دو نوع گلخانه رواج دارد:

 1- گلخانه دو طرفه   2- گلخانه کوآنست

در گلخانه های دو طرفه دیوارهای جانبی عمودی هستند و سقف آنها حالت مثلثی دارد. در گلخانه کوآنست از کمانهای لوله ای یا چوبی (بیشتر لوله های فولادی) استفاده می شود در این روش کمانها را که دارای قوسی حدود 180° هستند بموازات هم و بفواصل مشخص (1.5-3.5 m) در زمین فرو می کنند و کمانها بوسیله تیرهای افقی که در امتداد طولی گلخانه قرار دارند بهم اتصال می یابند و مستحکم می شوند. فاصله تیرهای افقی که بطور موازی در روی کمانها قرار گرفته و اولین کمان را به آخرین کمان وصل می کنند، 100-150 cm است. به این ترتیب یک فضای درونی بزرگ و واحد بوجود می آید. برای پوشاندن گلخانه کوآنست معمولاً از پلاستیک استفاده می کنند. بدین منظور در فواصل بین لوله های افقی و بفاصله 25-30cm سیمهای گالوانیزه به موازات لوله های افقی نصب می کنند که برای پوشش پلاستیکی سطح مناسبی بوجود می آورند و پس از پوشاندن گلخانه با پلاستیک تعدادی از همین سیمها روی پوشش پلاستیکی نصب می شوند تا پوشش گلخانه مستحکم تر شود.

در هنگام ساخت گلخانه باید نکات زیر را در نظر گرفت:

1. اگر سطح گلخانه خیلی وسیع باشد کنترل درجه حرارت و تهویه آن مشکل می باشد. لذا بهتر است سطح کشت در واحدهای کوچک و جداگانه 300-500 m2 تفسیم شود.

2.   ارتفاع داربستی که بوته های خیار به آن بسته می شود حدودm 2 است. بنابراین ارتفاع دیواره های جانبی گلخانه باید حداقل 2 m باشد

3.   شیب سقف باید به اندازه ای باشد که استحکام کافی داشته باشد و آب باران و برف را روی خود نگه ندارد. از طرفی اگر ارتفاع خیلی باشد فضای اضافه گلخانه بیشتر شده و هزینه گرم کردن آن افزایش می یابد. لذا شیب را باید حدود 25-30% گرفت. البته در گلخانه کوآنست بدلیل انحنای سقف این مشکل تا حدود زیادی رفع می شود.

4.  در بعضی مواقع لازم است که هوای گلخانه را خارج کنیم و چون هوای گرم سبک است و معمولاً زیر سقف می ایستد بهتر است در سقف گلخانه دریچه هایی تعبیه شود که در مواقع لازم این دریچه ها باز شده و هوای گرم خارج شود. در گلخانه های کوآنست باز و بسته کردن این دریچه ها مشکل است. لذا در دیواره های جانبی گلخانه و به فاصله 1-1.5 m از سطح زمین دریچه هایی را جاسازی می کنند و در مواقع لزوم آنها را باز می کنند. در ضمن در دو انتهای گلخانه و در نزدیکی سقف دو پنکه (فن) قرار می دهند که هوای گرم زیر سقف را خارج کنند.

5.   برای اینکه در هنگام ورود به گلخانه با باز کردن در ورودی هوای گلخانه بطور ناگهانی عوض نشود بعد از در ورودی یک اتاقک کوچک تعبیه می شود که ابتدا وارد این اتاقک می شویم و سپس به در اصلی گلخانه می رسیم و با باز کردن آن وارد فضای گلخانه می شویم.

6.   در محاسبات گلخانه ها معمولاً وزن برف را در نظر نمی گیرند. چون برف در اثر گرمای گلخانه آب می شود. ولی در مناطقی که خطر ریزش برف سنگین وجود دارد باید پس از بارش گلخانه را گرم کنیم این برف سریعاً آب شود. در غیر اینصورت و بخصوص در گلخانه های دوطرفه خطر خوابیدن سقف وجود دارد.

۷. معمولاً گلخانه های دو طرفه که دارای دیواره های جانبی عمودی هستند در برابر باد به شکل مانع عمل می کنند و لذا بادهای شدید به آن خسارت میزنند. ولی گلخانه های کوآنست به دلیل قوسی شکل بودن جریان باد را ملایم می کنند. به علاوه گلخانه های کوآنست به دلیل انحنایی که دارند برف و باران را روی خود نگه نمی دارند و آب را به راحتی جاری می کنند. لذا در بیشتر نقاط جهان استفاده از گلخانه های کوآنست عمومیت بیشتری یافته است. 

خاک مناسب برای خیار درختی:

خاک مورد استفاده در گلخانه های کشت خیار بایستی دارای بافت سبک (Sandy loam) بوده و از نفوذپذیری خوبی برخوردار باشد. این نوع خاک هر چه از نظر داشتن هوموس تقویت گردد کاشت خیار در آن دارای عملکرد بهتری خواهد بود. تقویت خاکهای سبک را می توان با کودهای حیوانی تامین نمود.

اگر خاک قابل استفاده کمی سنگین باشد می توان با اضافه کردن مقداری شن شسته عاری از آهک و گچ به همراه کمپوست بطوریکه از نظر مصرف میزان مورد نیاز جنبه اقتصادی جنبه اقتصادی داشته باشد آنرا اصلاح نمود. همچنین در صورت نفوذپذیری کم آب یا زه دار بودن خاک می توان از لوله های مشبک  پلی اتیلن و نصب در زیر پشته های خاک نیز استفاده نمود. این روش میتواند زهکشی لازم را برای خاک تامین نماید. خاکهای نسبتاً سنگین و یا خاکهایی که  دارای نمک زیاد باشند اصلاً مناسب نمی باشند زیرا تهویه، آبشویی و ضدعفونی اینگونه خاکها بسیار مشکل می باشد و مطمئناً به رشد ریشه نیز صدمه می زند.تجربه خیارکاری در خاکهای سبک بیابانی (سرخه) که املاح آهکی و گچی در حداقل باشد و درصد شن آن بیش از 50% باشد نشان داده است که اینگونه خاکها بهترین بسترها بوده و در آن محصول خوبی تولید شده است. در انتخاب بسترهای خاکی چنانچه بستر زیرین (بیش از عمق 25 cm) آنها سخت و غیرقابل نفوذ باشد بایشتی با استفاده از زیرشکنهای مناسب این لایه شکسته شود و یا از کاشت خیار صرفنظر نمود.

PH مناسب بستر خاکی6.5-7.5  و EC کمتر از 3000µmos/cm (3 دسی زیمنز بر متر) می باشد. قابلیت جذب عناصر به وسیله PH بستر محیط ریشه تعیین و مشخص می شود. در PH پائین نسبت عناصر قابل جذب و محلول آهن، منگنز و آلومنیوم بیشتر بوده و در نتیجه همه آنها باعث تثبیت و غیر قابل استفاده شدن فسفر می شود.همچنین میزان کلسیم، منیزیم، گوگرد و ملیبدن قابل استفاده نیز در PH پائین کاهش می یابد. از طرفی مقدار فسفر، آهن، منگنز، روی، مس و بر در PH بالا محدود می شود.

سایر بسترها:

بسترهای خاکی همراه با مواد دیگر: اینگونه بسترها توده هایی از کاه و کلش و پیت، کمپوست و از این قبیل می باشند که روی پشته ها قرار می گیرند و یا با خاک پشته ها مخلوط می گردند. در این بسترها ریشه ها به خوبی توسعه       پیدا می کنند و گرمای محیط ریشه و Co2 لازم نیز به میزان کافی تولید میگردد. ازجمله این بسترها کاه پوسیده روی پشته ها است.

در اینگونه بسترها هر ردیف آن بوسیله بسته های کاه پرس شده پوشیده میشود. بدین طریق که پهنای بسته ها روی زمین و عرض آنها در امتداد یکدیگر قرار گرفته باشند. در هر 1000 m2 حدود 10 Ton کاه و به تعداد 560 بسته کاه 18 Kg مصرف می گردد. برای آماده سازی اینگونه بسترها برای هر بسته حدود 30 Lit آب مورد نیاز است. کودهای شیمیایی مورد نیاز برای هر کیلو کاه مجموعه ای از کودهای زیر است که بطور یکنواخت روی توده کاهها پخش میشوند.

7gr نیترات آمونیوم 26% 7gr آهک

7gr سوپر فسفات تریبل

7gr نیترات پتاسیم

4.5gr سولفات منیزیم

آنگاه در چند نوبت و به میزان 2-3 Lit برای هر بسته روی آنها به آهستگی آبیاری شود. در این زمان دمای گلخانه نبایستی از 15° c پائینتر رود. با این وصف بعد از مدتی دمای توده کاه به 38° c می رسد. در این روش استفاده از کاه گندم برای واریته های خیار طولانی رشد و کاه جو بای خیارهای با طول رشد کوتاه استفاده می شود. بسترهای آبکشت: بسترهایی که صرفاً از محلول مواد غذایی کامل استفاده میشود و نیازی به خاک نمیباشد و فقط از نگهدارندهای واسطه ای مثل بسته های حاوی پشم سنگ و یا پیت خالص و یا ماسه و شن شسته که روی بتن تعبیه شده اند می توان استفاده نمود. در این سیستم ها هزینه های ضدعفونی قابل توجه نمی باشد ولی تأمین انواع مواد غذایی مورد نیاز بطور مداوم نیاز به اصلاح و کنترل دارد، ضمن اینکه نگهداری بوته در این گونه بسترهای سست باعث افزایش هزینه ها می گردد. در این روش ریشه ها به خوبی توسعه پیدا نمی کنند و گرمای لازم و Co2 مورد نیاز در محیط ریشه نیز بوجود نمی آید.

 

مشخصات بوتانیکی خیار:

خیار گیاهی است از گیاهان گلدار، از رده دولپه ای ها، از گیاهان یکساله جالیزی، از خانواده کدوئیان(Cucurbithacae) و از جنس Cucurbita با نام علمی(Cucumis sativus). ریشه ان نسبتاً سطحی است و برای کاشت آن باید خاک سطح الارض کاملاً آماده و غنی از مواد غذایی باشد. ریشه آن یکساله و گاهی هم دائمی است. ساقه آن علفی و به رنگ سبز روشن، آبدار و دارای پوست نازک و کرکهای ریزی است که از ساقه منشعب می شوند. طول بوته خیار با توجه به هرسی که انجام می شود مکن است به بیش از 6 m برسد که نگهداری بوته ها در گلخانه بوسیله پیچاندن آن به دور نخهای ضخیم و همچنین پیچیده شدن پیچکها به دور نخها که نگهداری بوته ها را محکم می نماید امکانپذیر است. در واریته های معمولی برگها نسبتاً کوچک در واریته های بکرزا یا پارتنوکارپیک برگها بزرگتر، پنجه ای شکل و به رنگ سبز روشن بوده و بریدگی های کم عمق، برگ را به پنج قسمت یا Lobe که غالباً به شکل مثلث هستند، تقسیم می کند. دمبرگ آن بلند، آبدار، قطور، و رگبرگها مشخص و روشنتر از خود برگ هستند. میوه خیار از لحاظ گیاهشناسی شفت بشمار میرود یعنی میوه ای است گوشتی که برون بر آن نازک، میانبر آن گوشتی و خوراکی و درون بر آن غشائی و سخت است.رشد رویشی ریشه این گیاه در مقایسه با اندامهای هوایی آن بسیار ضعیفتر میباشد ولی در محل یقه و حتی قسمتهایی از ساقه که با خاک تماس حاصل مینمایند ریشه های نابجا تولید می کند، همچنین ریشه ها بیشتر در قسمتهای قابل تهویه سطح خاک رشد کرده و انتشار می یابند که در این رابطه ضرورت تهیه یک بستر تقریباً سبک از نظر بافت خاک و قابل تهویه معلوم می گردد.

محل پیدایش میوه روی ساقه دو حالت دارد:

1.خیارهایی که روی ساقه اصلی و در زاویه برگها تولید می شوند.

خیارهایی که روی ساقه فرعی تولید می شوند که دراینصورت ساقه های جانبی به هرس منظم احتیاج دارند.

مشخصات بذر خیار گلخانه ای[1]:

برای پرورش خیار در گلخانه صرفاً باید از بذور پارتنوکارپیک استفاده کرد و از کاشت بذور معمولی در گلخانه اجتناب کرد. لازم به ذکر می باشد که پارتنوکارپیکی عبارت است از تشکیل و رشد میوه بدون تلقیح تخمکها. این پدیده به نحوی گسترده در سبزیجات خانواده کدوئیان بخصوص خیار بروز میکند. در واریته های معمولی گلهای نر و ماده جدا از هم بوده و گلهای نر زودتر از گلهای ماده ظاهر می گردند. ولی در عوض واریته های پارتنوکارپیک گل نر وجود نداشته و گلهای ماده بدون عمل گرده افشانی و لقاح تولید میوه میکند.در این نوع خیار نیازی به گرده افشانی نیست و میوه بصورت پارتنوکارپیک تشکیل می شود، لذا چنانچه حشراتی از بیرون گلخانه گرده گل بوته دیگر خیارهای هوایی را به روی گل ماده بوته خیار داخل گلخانه بنشانند خیار تولیدی از کیفیت ظاهری پائین تر برخوردار خواهد بود.

در بعضی از واریته های خیار داربستی طول میوه ممکن تا 50 cm برسد که با توجه به ذائقه و بازارپسندی مصرف کنندگان ایرانی هم اکنون واریته هایی کشت می گردد که طول میوه آنها حداکثر به 30 cm برسد. میوه این نوع خیار دارای پوستی خوراکی، بدون تخم و بدون ایجاد نفخ میباشد. بذر خیار گلخانه ای معمولاً با روشهای علمی و بسیار پرهزینه ژنتیکی تولید می شود و به همین دلیل قیمت آن بسیار گران بوده و بصورت عددی بفروش می رسد. این بذرها در هوای آزاد بخوبی نمی تواند بخوبی گلخانه میوه تولید کند زیرا در اثر تلقیح با گرده سایر ارقام، تولیدی یکنواخت نداشته و میوه آن از شکل اصلی خود خارج شده و بدفرم و بدشکل می شود.خیار پارتنوکارپیک دارای ارقام متعددی است که بسیاری از آنها فاقد شکل و رنگ و اندازه مورد پسند بازار ایران است. بنابراین از بین واریته های  متعددی که به بازار عرضه می شوند باید انواعی را که برای کاشت در ایران مناسبند انتخاب نمود. واریته هایی از قبیل دومینوس جی.آر.اس[2]، دومینوس جی.آر.اچ[3]، هیلارس [4]9811، سینا، بیلانکو، خیار دولاب و خیار اصفهان در ایران نتایج چشمگیر و مرغوبیت بی سابقه ای نشان داده اند. چند واریته از خیارهای بلند اروپایی مانند سندرا[5] نیز در ایران آزمایش شده که طول آنها به 35-40 cm میرسد. اگرچه بذر پارتنوکارپیک بسیار گران بوده و هزینه کاشت و نگهداری نسبتاً بالایی دارد ولی با توجه به عملکرد بالا و قیمت گران خیار گلخانه ای، نه تنها این هزینه ها جبران می شوند بلکه سود سرشاری هم نصیب تولید کنندگان می گردد.

برای انتخاب بذر خیار درختی بهتر است از بذرهایی استفاده گردد که بیش از 6 ماه از تولید آنها گذشته باشد زیرا بذر خیار دوره خواب کوتاهی دارد که در آن ایام ممکن است جوانه نزند، ضمن اینکه گذشت بیش از دو سال نیز از نظر قوه نامیه مناسب نمی باشد. تلخی موجود در میوه های خیار در اثر ماده ای بنام کوکوربیتاسین که در ته آنها وجود دارد و در ریشه ساخته می شود اما در خیارهای هیبرید گلخانه ای دیده نشده و یا خیلی به ندرت اتفاق افتاده است. 

[1]- Seed Specification

[2]_ Dominus J.R.S

[3] _ Dominus J.R.H

[4] _ Hillares 9811

[5] _ Sandra

 

دانیتو بذری تک گل و رویال بذری چند گل است که قابل کاشت در اکثر فصول سال است.

 نسیم فقط برای کاشت در تابستان و مناطق گرم کشور مثل یزد قابل استفاده است این بذر بذری پر گل و کم برگ است.

مراحل مختلف کشت خیار درختی:

تهیه زمین:

تهیه زمین به نجو مطلوب برای کشت بذر اهمیت دارد. زمین خیار باید با شخم عمیق برگردانده شود و همانطوریکه در مبحث کوددهی قبل از کاشت توضیح داده شد با کودهای لازم تقویت شود.

بوته های خیار را می توان یک ردیفه و یا دو ردیفه کاشت ولی کشت دو ردیفه متداول تر است. فواصل بین ردیفها و بوته ها به عوامل زیادی از قبیل عرض گلخانه، محل تیرکها و ستونها و... بستگی دارد. ولی در نهایت باید فواصل را طوری تنظیم کرد که تراکم در واحد سطح از حد معینی تجاوز نکند در غیراینصورت بروز انواع بیماریها و کمبودها در اثر انبوه بودن شاخ و برگ اجتناب ناپذیر است. چراکه با افزایش شاخ و برگ، دریافت نور برای تمام بوته ها یکسان نخواهد بود. معمولاً فواصل را طوری تعیین می کنند که تراکم متوسط بوته ها 2.5-3 بوته در متر مربع باشد. البته خیارهای بلند اروپایی حدود 1.5-2 بوته در متر مربع هم کافی است.

فواصل کاشت:                                        

فواصل کاشت در سیستم آبیاری جوی و پشته: عرض جوی 40-50cm و عرض پشته حدود 100cm است. بوته ها در دو طرف جوی و 5cm دورتر از لبه جوی کشت می شوند.

با توجه به فواصل گفته شده، فاصله ردیفها در دو طرف جوی 50-60cm و در دو طرف پشته 90cm خواهد بود. فاصله بوته ها در روی هر ردیف 40cm میباشد.

باید دقت کرد که فاصله ردیفها در دو طرف پشته ها از 90 cm کمتر نشود. زیرا در غیر اینصورت نور کافی به بوته ها نمی رسد و رفت و آمد مشکل میشود.  

فواصل کاشت در سیستم آبیاری قطره ای: در آبیاری قطره ای جوی وجود ندارد و بجای آن یک لوله پلاستیکی که در فواصل معینی دارای سوراخ می باشد برای آبیاری استفاده می شود. ردیفهای خیار در دو طرف لوله آبیاری قطره ای بفاصله 50-60 cm کاشته میشوند و از این دو ردیف تا دو ردیف بعدی90cm فاصله منظور می شود. در آبیاری قطره ای بجای جوی از یک نوار برجسته خاک که سطح آن حدود 6-10 cm از سطح پشته بالاتر است ایجد می شود و لوله آبیاری در وسط این نوار خاک قرار می گیرد. عرض نوار خاک برجسته حدود 70 cm است و بوته ها از هر طرف 10 cm داخل نوار گذاشته میشوند.

البته فواصل گفته شده همیشه ثابت نیستند و در نقاط مختلف بنابر نظر کارشناسان و تولید کنندگان ممکن است تغییراتی داشته باشند. اکثراً تصور میشود که هر چه تعداد بوته خیار در واحد سطح بیشتر باشد میزان محصول نیز به همان نسبت افزایش می یابد. البته این رابطه تا حد معینی درست است ولی همانطوریکه قبلاً هم گفته شد چنانچه تعداد بوته ها از حد مطلوب بیشتر شود انبوهی شاخ و برگ مانع رسیدن نور شده و موجب کاهش کیفیت میوه و توسعه بیماریها می گردد و در ضمن در مقدار برداشت نیز تأثیر می گذارد.

در کشت پائیزه که به علت در پیش بودن سرما رشد بوته نسبتاً محدود است توصیه می شود که تراکم بوته را 10% بیشتر می گیرند و در کشت بهاره که هوا رو به گرمی می رود و بوته ها رشد بهتری دارند تراکم مناسب 10% کمتر از حد متوسط می باشد.

پوشش خاک:

در آبیاری قطره ای روی خاک را با یک لایه پلاستیک (پلی اتیلن) می پوشانند و دو طرف نوار پلاستیک را حدود 10 cm زیر خاک می کنند. سپس در محل کاشت بذر روی پلاستیک یک بریدگی مثلثی شکل ایجاد کرده بذر را زیر بریدگی می کارند. بوته خیار بعد از سبز شدن از محل بریدگی پلاستیک خارج می شود و بقیه قسمتهای خاک زیر پوشش پلاستیک محفوظ می ماند. پوشش پلاستیک شفاف معمولی باعث حفظ رطوبت و حرارت خاک می شود. در شرایط عادی درجه حرارت خاک زیر پوشش بطور متوسط 4-5° c از خاک بدون پوشش بیشتر است. در نتیجه ریشه ها بهتر رشد کرده و نمو خیار تسریع می کنند.درصورتیکه از نوار پلاستیک مشکی یا قهوه ای رنگ برای پوشش    پشته ها استفاده شود از رشد علفهای هرز نیز جلوگیری شده و هزینه وجین بطور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.

این مطلب ناقص است  مطلب کامل  را دانلود نمایید در ١٢ صفحه در ادامه مطلب

    

چکیده

 

افزایش جمعیت , و نیاز روزافزون ب ه تولید بیشتر مواد غذایی , لزوم توسعه اقتصادی و اجتماعی و بالاخره تغییرات اساسی در الگوی زندگی بشر از یکسو و محدودیت منابع آب در دسترس از سوی دیگر, امروزه ارزش آب را به عنوان ماده اصلی جهان بر کلیه جوامع روشن ساخته است . کمبود آب در ایران همانند بسیاری از نق اط جهان , عامل اصلی محدود کننده توسعه فعالیت های اقتصادی و کشاورزی است . حدود ٧۵ درصد از کل ذخایر آب سرزمین های خشک به مصرف کشاورزی می رسد؛ اما این بخش به دلیل رقابت مصرف غیر مفید در حال کاهش است . برای بهبود این ذخایر , نیازمند افزایش بازده مصرف آب و تولید کش اورزی همچنین مدیریت مناسب برای استفاده از نزولات آسمانی و مصرف درست دیگر منابع آبی (چشمه ها , قنات ها و چاه های عمیق ) هستیم. در گیاهان در حقیقت این مقدار کاهش آب تابعی از میزان حساسیت گیاهان در مراحل رشد مشخص , نسبت به کم آبی است . در این ارتباط , مطالعه رف تار گیاهان نسبت به کم آبی و کم آبیاری و برآورد و تاثیر آن در مراحل مختلف رشد از اهمیت ویژه ای برخوردار است . بنابراین با استفاده از شیوه کم آبیاری می توان در مصرف آب صرفه جویی کرد و سطح بیشتری را به زیر کشت برد (در حالی که عدم محدودیت زمین) و کارآیی مصرف آب را بالا برد . از کم آبیاری به عنوان یک تکنیک فنی و اقتصادی آبیاری می توان استفاده کرد . این کار می توان از راه « آب مصرفی و عملکرد » برای سامان بخشیدن به روابط حل های تخصیص آب کمتر با تحمیل تنش بر گیاه برنامه ریزی با توجه به متوسط رطوبت سالانه هوا , انتخاب محص ول مناسب و تاریخ کاشت و تعیین دوره رشد و دوره بحرانی نسبت به کمبود آب استفاده کرد, با شناخت کامل از گیاه محصول , زمان وقوع استفاده از تکنیک کم آبیاری می توان هزینه های تولید و توزیع آب را کاهش داد .

  

مقدمه

   

 افزایش جمعیت و نیاز روز افزون به تولید بیشتر مواد غذایی , لزوم توسعه اقتصادی و اجتماعی و بالاخره تغییرات اساسی در الگوی زندگی بشر , محدودیت منابع آب در دسترس و وجود خبشکسالی های پیاپی, امروزه ارزش آب را به عن وان ماده اصلی جهان بر کلیه جوامع روشن ساخته است . بطوری که . [ عامل بحران از نفت (در سال ١٩٧٠ ) به آب شیرین معطوف شده است [ ١ به هر حال با توجه به محدودیت منابع آب برای جلوگیری از بروز تنش های سیاسی , اجتماعی و اقتصادی حاصل از کمبود آب و مواد غذایی تنها یک راه وجود دارد و آن بهره برداری بهینه از منابع آب و خاک و افزایش تولید محصولات کشاورزی است . [ ٢] برای تحقق آن نیز باید بازده مصرف آب یا بازده تولید را افزایش داد. از جمله عوامل مهم در بالا بردن بازده تولید در واحد سطح , استفاده صحیح از آب است که این امر منوط به محاسبه دقیق نیاز آبی گیاه بوده است و نقش تعیین کننده و اصلی را ایفا می کند. جهت افزایش بازده مصرف , چندین روش پیشنهاد شده است :

 ١- کاشت گیاهان با بازده بالای مصرف آب (مثل ذرت)

٢- اعمال تنش بر گیاه در مواقع مناسب

 ٣- اعمال مدیریت کم آبیاری و کم آبی براساس شناخت آثار تنش

 گیاهان مختلف نسبت به بهره وری از آب و بازده آب (تولید ارزش اقتصادی نسبت به آب مصرفی ) متفاوت بوده اند . براین اساس, شناخت گیاهان با بازده مصرف آب بالا و دوره های رشدی کوتاه برای جلوگیری از اتلاف آب بسیار مهم است

   

تنش آبی

    

 تنش نتیجه روند غیرعادی فراین دهای فیزیولوژیک است که از تاثیرات یک یا ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی حاصل می شود . تنش دارای توان آسیب رسانی به گیاه از طریق رشد , مرگ گیاه و یا مرگ بخشی از گیاه است که به صورت نتیجه یک متابولیسم غیرعادی است . تنش های محیطی شامل تنش های بیولوژیک( ١) و تنش های فیزیکوشیمیایی( ٢) است. به هر حال بخشی از این تنش ها که در کنترل است و می توانیم از آن برای افزایش بازده مصرف آب . [ استفاده کنیم, تنش های فیزیکو شیمیایی خصوصًا کمبود آب (خشکی) است [ ١۵ میزان خسارت وارده به گیاه در اثر خشکی , نسبت به طول مدت خشکی , زمان و نوع تنش , فراوانی و نوع تنش, نوع گیاه و خصوصیات زراعی خاک متفاوت است . تنش آب , زمانی در گیاه حادث می شود که میزان آب دریافتی گیاه کمتر از تلفات آن باشد . این امر ممکن است به علت اتلاف بیش از حد آب یا کاهش جذب و یا وجود هر دو مورد باشد [ ۶]. کاهش پتانسیل اسمزی و پتانسیل کل آب , همراه با از بین رفتن آماس , بسته شدن روزنه ها و کاهش رشد از علایم مخصوص تنش آب است . در صورتی که شدت تنش آب زیاد باشد , موجب کاهش شدید فتوسنتز و مختل شدن فرایندهای فیزیولوژیک , توقف رشد و سرانجام خشک شدن و مرگ گیاه می شود. عمومًا گیاهان نسب ت به تنش آب به اشکال مختلف عکس العمل نشان می دهند که این پاسخ ها شامل تغییرات در تمام جنبه های رشدی گیاه از جمله آناتومی , مورفولوژی, فیزیولوژی و اعمال بیوشیمایی .[ گیاه می شود[ ٣ تنش رطوبت بر کلیه جنبه های رشد و نمو گیاه , به میزان مساوی اثر نمی گذارد . بعضی از فرایندها , نسبت به افزایش تنش رطوبتی خیلی حساس هستند . در حالی که سایر فرایندها کمتر تحت تاثیر تنش آب قرار می گیرد . عملکرد نهایی گیاه ماحصل نتایج آثار تنش بر رشد , فتوسنتز, تنفس, فرایندهای متابولیک , زایشی و غیره هستند که شناخت این مراحل می تواند در کمتر کردن آثار منفی تنش رطوبتی کمک کند.

     

بقیه و دانلود در ادامه مطلب

 

لیست سموم رایج در ایران و مقدار مصرف آنها

قدار مصرف سموم زیر کلی می باشد بنابراین دوز مصرفی صحیح را با توجه به برچسب و نظر کارشناس استفاده نمایید

 

نام عمومی قارچ کش

 

نام تجاری قارچ کش

 

فرمولاسیون

 

مقدار مصرف

 

موارد توصیه

 

ادیفنفوس

 

هینوزان

 

EC 50%

 

 

1لیتر

 

بلاست برنج

 

 

 

 

 

 

 

اکسی کلرورمس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوپراویت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

WP 35%

 

 

 

 

 

 

5-2درهزار

 

 

 

 

 

 

 

 

1-2 Kg درهکتار

 

 

ü            آتشک سیب و گلابی

ü            لب شتری هلو

ü            بلایت گردو

ü            بیماری دارخور

ü            غربالی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی هسته دارها

ü            لکه آجری بادام

ü            آنتراکنوز گردو

ü            سفیدک دروغی سیب زمینی و گوجه فرنگی

ü            سفیدک پودری گوجه فرنگی

ü            ناتراسیا مرکبات(سرخشکیدگی)

ü            گموز پسته

ü            پوسیدگی گل آذین خرما

ü            سفیدک داخلی جالیز وسبزی

 

ایپرودیون+کاربندازیم

 

رورال- تی اس

 

WP 52.5%

یک در هزار

1 کیلو گرم در هکتار

دو در هزار

ü            لکه قهوه ای نواری جــــــو

ü            شیت بلایت

ü            زردی نخود

 

ایمازالیل

 

فونگافلور

 

LS 5%

 

یک در هزار

 

لکه قهوه ای نواری جــــــــــو

 

 

 

 

بنومیل

 

 

 

 

 

بنلیت

 

 

 

 

 

WP 50%

 

 

 

نیم تا یک در هزار

 

 

 

 

 

1 Kg

1-1.5 Kg

ü            لکه قهوه ای برنج

ü            پوسیدگی ژیبرلای طوقه برنج

ü            لکه سیاه سیب

ü            سفیدک پودری سیب و هلو

ü            شانکر سیتوسپورایی

ü            پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه

ü            پوسیدگی سفید ریشه

ü            زردی نخود

ü            خشکیدگی سرشاخه توت

ü            سفیدک سطحی چغندر قند

ü            لکه برگی سکوسپورایی چغندر

 

بیترتانول

 

بایکور

 

WP 25%

 

.75 در هزار

 

لکه سیاه سیب

 

پروپیکنازول

 

تیلت

 

EC 25%

 

0.5 - 1

لیتر در هکتار

ü            سیاهک هندی

ü            زنگهای غلات

ü            فوزاریم ریشه و خوشه غلات

ü            سپتوریوز گندم

ü            شیت بلایت برنج

ü            سیاهک آشکار نیشکر

 

پنکونازول

 

توپاز

 

EW 20%

 

0.125 درهزار

 

سفیدک حقیقی مــــــو

 

تبوکونازول

 

فولیکور

 

EW 25%

 

یک لیتر در هکتار

 

سیاهک هندی و زنگهای غلات

 

تبوکونازول

 

راکسیل

 

DS 2%

 

یک و نیم در هزار

 

سیاهک آشکار گندم و جـــــــو

 

تبوکونازول

 

راکسیل

 

FS 6%

 

نیم در هزار

 

سیاهک پنهان گنــــــــدم

 

تریادیمنول

 

بایتان

 

DS 7.5%

 

دو در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

تری تیکونازول

 

رئال

 

FS 20%

 

 

0.2 درهزار

 

سیاهک پنهان گنــدم

 

تری دیمورف

 

کالکسین

 

EC 75%

 

0.75 لیتر

 

سفیدک حقیقی چغندر قند

 

تری سیکلازول

 

بیم

 

WP 75%

 

نیم کیلوگرم

 

بلاست برنــــج

 

تیابندازول

 

تکتو

 

WP 60%

 

 

2 در هزار

ü            مرگ گیاهچه سیب زمینی

ü            سیاهک پاکوتاه گندم

ü            مرگ گیاهچه حبوبات

ü            برق زدگی نخود

 

تیابندازول+فلوتریافول

 

وینسیت پی

 

DS 5%

 

2 در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

تیوفانات متیل

 

توپسین ام

 

WP 70%

 

نیم در هزار

ü            شانکر سیتوسپورایی

ü            پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه

ü            پوسیدگی سفید ریشه

 

تیوفانات متیل تیرام

 

همای کت

 

WP 80%

 

3 در هزار

 

پوسیدگی طوقه و ریشه برنج (ژیبرلا)

 

دودین

 

ملپرکس

 

WP 65%

 

1در هزار

 

لکه سیاه سیــب

 

دیفنوکونازول

 

دیویدند

 

DS 3%

 

1-2 در هزار

 

ü            سیاهک پنهان گندم

ü            سیاهک پاکوتاه گندم

 

دیفنوکونازول

 

دیویدند

 

FS 3%

 

1 در هزار

 

سیاهک پنهان گندم

 

دینوکاپ

 

کاراتانLC

 

EC 35%

 

یک در هزار

ü            سفیدک حقیقی هلو

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک سطحی رز

 

 

 

 

دینوکاپ

 

 

 

 

کاراتانFN-57

 

 

 

 

Wp18.25%

 

 

 

 

یک الی دو در هزار

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک حقیقی هلو

ü            سفیدک حقیقی مـــو

ü            سفیدک حقیقی جالیز

ü            سفیدک سطحی یونجه

ü            سفیدک پــــودری توتون

ü            سفیدک پودری انبـــه

ü            سفیدک سطحی چغندر

ü            کنه حنایـی گوجه فرنگی

 

 

دینیکونازول

 

سومی ایت

 

WP 2%

 

دو در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

دینیکونازول

 

سومی ایت

 

FS 2%

 

یک در هزار

 

سیاهک پنهان گندم

 

 

زینب

 

 

 

دیتانZ-78

 

 

 

WP 80%

 

 

 

2 - 3 در هزار

ü            آنتراکنوز گردو

ü            لکه شکلاتی باقلا

ü            سفیدک داخلی مــو

ü            سفیدک دروغی چغندر

ü            سفیدک دروغی توتون

ü            کنه نقره ای مرکبات

 

سایپروکونازول

 

آلتو

 

SL 10%

 

0.5 - 1 لیتر در هکتار

ü            سیاهک هندی

ü            زنگهای غلات

ü            سپتوریوز گندم

ü            سرکوسپورای برگ چغندر

 

سایپروکونازول+کاربندازیم

 

آلتوکمبی

 

SC 46%

 

0.6 لیتر

 

ü            پوسیدگی فوزاریمی ریشه گندم

ü            فوزاریم خوشه گندم

 

سولفور

 

گل گوگرد

 

پودر میکرونیزه

 

60 - 90 Kg

ü            سفیدک پودری مــــو

ü            انواع کنه های تارتن

 

 

سولفور

 

 

 

الوزان- کوزان

 

 

 

Wp 80-90%

 

 

 

 

1.5 -3در هزار

ü            سفیدک حقیقی مـــــو

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک پودری  جـــالیز

ü            سفیدک سطحی یونجه

ü            سفیدک سطحی رز

ü            کنه اریوفید پستـــه

ü            کنه های تارتن سبزی و جالیز

 

سولفور

 

الوزان- کوزان

 

DF 80%

 

3 در هزار

 

سفیدک حقیقی مـــــــو

 

 

 

 

سولفات مس+آب آهک

 

 

 

 

 

ترکیب بردو

 

 

 

 

 

---------

 

 

 

 

 

 

با نظر کارشناس

0.5 _10 درصد

 

ü            آتشک درختان میوه دانه دار

ü            فتیله نارنجی درختان میوه

ü            پیچیدگی برگ هلو

ü            بیماری غربالی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی مرکبات

ü            لکه آجری بادام

ü            پوسیدگی فیتوفتورایی درختان

ü            آنتراکنوز گردو

ü            گوموز مرکبات

ü            انگومک پسته

 

فلوتریافول

 

ایمپکت

 

SC 12.5%

 

یک لیتر در هکتار

 

سیاهک هندی و زنگهای غلات

 

فلودیوکسونیل

 

سلست

 

FS 2.5%

 

دو در هزار

 

پوسیدگی طوقه و ریشه برنج (ژیبرلا)

 

 

کاپتان

 

 

 

اورتوساید- کاپتان

 

 

 

WP 50%

 

 

 

3 در هزار

ü            لکه سیاه سیب

ü            لب شتری هلو

ü            غربالی درختان میوه

ü            مومیایی درختان میوه

ü            بوته میری نخود

ü            لکه قهوه ای باقلا

ü            لکه برگی آلترناریایی پسته

ü            سفیدک داخلی چغندر قند

 

کاربندازیم

 

باویستین- دروزال

 

Wp 50-60%

 

دو در هزار

ü            لکه برگی سرکوسپورائی چغندر قند

ü            سیاهک آشکار جــو و گندم

 

کاربوکسین

 

ویتاواکس

 

Wp 75%

 

2 - 2.5 در هزار

ü      سیاهک آشکار جــو و گندم

ü      مرگ گیاهچه حبوبات

ü      مرگ گیاهچه و بذر پنبه

 

 

 

 

      

کاربوکسین تیرام

 

 

 

 

 

 

 

ویتاواکس- تیرام

 

 

 

 

 

 

WP 75%

 

 

 

 

 

 

 

1-3 در هزار

ü      پوسیدگی طوقه و ریشه برنج

ü      مرگ گیاهچه چغندر قنـــــــد

ü      سیاهک دروغـــــــــی برنج

ü      بیماریهای بذر و گیاهچه پنبه

ü      انواع سیاهکهای ذرت

ü      لکه قهـــــــوه ای برگ ذرت

ü      سیاهک پنهان و آشکار گندم

ü      سیاهک آشکار و پنهان جــو

ü      لکه قهوه ای نواری جــــــــو

ü      پوسیدگی فوزاریمی ریشه گندم

ü      لکه قهــــــــوه ای برنج

 

کاربوکسین تیرام

 

ویتاواکسFF

 

FL 40 %

 

2.5 در هزار

ü            سیاهک پنهان و آشکار گندم

ü            سیاهک آشکار جــــــــــو

 

کلروتالونیل

 

داکونیل

 

WP 75%

 

1.5 Kg  در هکتار

 

آلترناریای گوجه فرنگی

 

 

مانب

 

 

 

دیتان M-22

 

 

 

WP 80%

 

 

 

1- 3 در هزار

 

ü            سفیدک دروغی مـــــــــو

ü            لکه شکلاتی باقلا

ü            سفیدک سبزی و جالیز

ü            لکه قهوه ای برگ یونجه

ü            سفیدک داخلی چغندر قند

ü            سفیدک دروغی توتون

 

 

 

 

مانکوزب

 

 

 

 

 

دیتان M-45

 

 

 

 

 

WP 80%

 

 

 

 

 

 

 

معمولاً محلول

 1 -2 در هزار

ü            آلترناریای گوجه و سیب زمینی

ü            سفیدک دروغی سیب زمینی و گوجه فرنگی

ü            سفیدک داخلی یونجه

ü            سیاهک سخت جــــو

ü            مومیای میوه

ü            لکه آجری بادام

ü            برق زدگی نخود

ü            سفیدک داخلی و بوته میری جالیز

ü            کنـــه زنگ مـــرکــبـات

 

متالاکسیل

 

ریدومیل

 

G 5 %

 

20 -25 Kg

ü                    سفیدک داخلی سبزی و جالیز

ü            بوته میری سبزی و جالیز

 

 

نوآریمول

 

تریمیدال

 

EC 9 %

ü        0.75 در هزار

ü        0.2 در هزار

ü                    سفیدک حقیقی سیب

ü                    سفیدک پودری مـــــو

 

هگزاکونازول

 

انویل

 

SC 5 %

 

0.25 در هزار

 

سفیدک حقیقی مــــو

 

 

تذکر: قابل توجه استفاده کنندگان از این صفحه می باشد برای استفاده صحیح از سموم قارچ کش فوق می توان به برچسب سموم برای دریافت سایر اطلاعات مراجعه شود.

 

 

اثرات سو علف کش ها
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ

در طی پنجاه سال گذشته، آفتکشها جزء ضروری دنیای کشاورزی بوده اند. گرچه تقاضا برای تولید و توزیع آفتکش که باعث افزایش بهبود کیفیت و کارایی کشاورزی می شود محرز است. ولی احتمال بکارگیری نابجا و غیر معقول، بسیار زیاد می باشد. یکی از مهمترین نکات سازمان بهداشت جهانی، مسئله آفتکشها می باشد. افزایش جمعیت و بدنبال آن افزایش مصرف مواد غذایی، بویژه محصولات کشاورزی، کشاورزان را بر آن داشته است که میزان محصولات خود را افزایش دهند. افزایش کشت محصولات متعاقباٌ افزایش سموم آفتکش را به همراه داشته است. به دلیل بی توجهی کشاورزان در مصرف سموم، ریزشهای جوی و چندین عامل دیگر سموم کشاورزی وارد آب رودخانه ها و دریاها می شوند. در این خصوص افزایش آگاهی متخصصین و به طور کلی عموم مردم از خطرات ناشی از تماس کوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزایی، بیماریهای سیستم عصبی ، تنفسی و زادآوری و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگی محیط زیست به صورت یک مسئله جهانی درآمده است. برای مثال آب یکی از اجزاء تشکیل دهنده مهم در چرخه زندگی محسوب می شود. اهمیت کیفیت، نگهداری و توسعه آن به طور پیوسته در حال افزایش می باشد و سموم دفع آفات نباتی یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.

 

با توجه به اینکه هرساله زراعت‌های بهاره ودرسال های اخیر جالیز وصیفی جات (خربزه ،هندوانه،گوجه فرنگی و خیار ......) در منطقه مغان بویژه حوزه پارس‌آباد در سطح وسیعی بطور شخصی یا غیرشخصی کشت میگردد و همگان به هرنحو ممکن سعی دارند در این کوتاه مدت سودکلانی از فعالیت برمحصولشان مخصوصاً در اراضی اجاره‌ای داشته باشند، دراستفاده بیشتر از هرنهاده‌ای بویژه کود‌های شیمیایی و علی الخصوص انواع سموم شیمیائی دریغ نمی ورزند وبه جرأت می‌توان گفت،شاید کمترزارعی آن هم به جهت عدم توان مالی از سموم استفاده نکند بلکه به وفور وبا شدت تمام مغان در بهار و تابستان بصورت زمینی و هوایی جالیز ، صیفی جات، باغات و زمین های زراعی‌اش سم باران میشود.

 

بدون اطلاع ازعواقب کار چه ازلحاظ آلودگی محیط زیست وتأثیرآن برانسانی که تمام تلاشش این است سالم بماند، شدیداً در مصرف سموم شیمیائی از همدیگر پیشی می‌گیرند. شاید بهتر است به خصوصیات شیمیائی سموم واثرات خطرناک آن از گفته بزرگان شروع بکنیم.

 

دکتر فرانسیس ری از دانشگاه فلوریدا اظهار میدارد که ما باافزودن موادشیمیائی به غذاهای خودمان امکان بروز سرطان را افزایش می دهیم.

 

دکتر هاریوگریوز نظر براین دارد که بین سموم سیمیائی و سرطان خون ، سرطان های دستگاه گوارشی یا دیگر اختلالات خونی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

 

تا دیروز زندگی بشر مملو از ترس از بلایایی جهان گستر چون وبا، حصبه ، تیفوس و طاعون بود ، اکنون خوشبختانه این بیماریهای مهلک که روزی همه جاگیر بودند با پیشرفت دانش پزشکی و رعایت اصول بهداشتی دیگر موجب نگرانی نیستند،امروزمانگران صدمات متفاوتی هستیم که در محیط زیست ما در کمین نشسته‌اند صدماتی که محصول پیدایش و تکوین شیوه زندگی جدید خود بشر هستند، نمونه‌اش پیدایش همین آفت کش‌های قوی است.درست است که هدف از کاربرد سموم شیمیائی نابودی حشره آفت یا کنترل بیماری گیاهی است ولی می‌توان گفت که این همه سموم خطرناک که در حال حاضر مصرف می شوند تنها آفت کش نیستند بلکه زندگی کش و زیست کش هستند.

 

این همه خطر کردن پس به خاطرچیست ؟

 

درست است که مصرف موادشیمیائی آفت کش را مجاز شمرده‌ایم ولی بدون آنکه پیشاپیش تحقیقی دقیق از تأثیر آن بر جامعه اکولوژیک و زیستی بشر داشته باشیم و آموزش ها ، هشدارهای زیستی ،خطرات و مضرات جانبی مصرف سموم را گوشزد نموده و آگاهی داده باشیم ، بی مهابا نسبت به توصیه مصرف وفروش سموم تأکید داریم و قوانین و مقررات کنترلی در مصرف سموم و مجازبودن آن چندان محکم و استوار نیستند.ایمنی وبهداشت در کارخانه و حتی زمان سمپاشی به نحومطلوب و سختگیرانه اعمال می‌شود ولی در زمان سمپاشی و بعدازسمپاشی هیچ کنترل و آزمایشی در خصوص مضرات سموم برای جوامع اکولوژیکی و زیست محیطی انجام نمی گیرد و شاید تنها به کم خطر بودن سموم خود را راضی می کنیم چون چیزی بطور آنی مشاهده نمی گردد.

 

آموزش زارعین منطقه از ماندگاری سموم در خاک ، محصولات صیفی و جالیز،فاصله سمپاشی تا برداشت محصول (دوره کارنس ) ودرصد خطر سموم ضروری است ،همه سعی بر این دارند از بهترین و قویترین حشره‌کش ها و قارچ کش‌ها در کنترل آفات و بیماریهای محصولاتشان استفاده نمایند تا سرمایه ریالی افزایش یابد ، ولی ازآنچه که سموم شیمیائی بطور نهفته با جان و روان بشر میکند چندان خبر ندارند و تنها علائم حاد مسمومیت را مسموم شدن و حالت تهوع می دانند و دیگر هیچ........ .

 

محصولات کشاورزی وبخصوص صیفی جات و میوه‌جات، بدون اطلاع از تأثیر نهایی سمپاشی ها مکرراً سم باران می شوند در یک دوره بهره برداری از جالیز یا صیفی جات یا مزارع ذرت تا 15 بار سمپاشی صورت می گیرد وبرای حصول اطمینان از مؤثربودن سمپاشی و گریز از هزینه اضافی دز مصرفی سم را گاه تا چندین برابر حد مجاز مصرف بالا می برند و بین زمان آخرین نوبت سمپاشی و برداشت محصول فاصله زمانی مجاز را رعایت نمی کنند ، بعنوان مثال ؛ در مورد محصولاتی مثل خیار که رشد سریع و محصول پیوسته دارد گاهاً بلافاصله پس از سمپاشی( بویژه سموم قارچکش) محصول را جمع آوری و بدون آزاد گذاردن در هوای آزاد درون کیسه‌های پلاستیکی کرده و روانه بازار و مورد مصرف عموم قرار می دهند که مصرف کننده نیز همیشه به دنبال محصول تازه است آن را مورد تغذیه قرار میدهد که زمانی کمتر از 12 ساعت را شامل میشود،ودر این مورد برای سنجش وجود باقی مانده سم نیازی به استفاده از دستگاه‌های حساس و پیچیده نیست  حس چشایی مصرف کننده خود به طعم سم در محصول گواهی می‌دهد.

 

تجمع مواد سمی در غذا ، آب ، زمین و هوا یکی از بحث‌های روز  وخطرناک سموم برای سلامتی محیط زیست و بشر است ، براساس گزارشات آماری از سراسر جهان تعداد مسمومیت با عوامل آفت کش بیشتر ازپانصد هزارمورد در سال و همراه با بیش ازبیست هزار مورد مرگ می‌رسد. با توجه به اینکه اثرات خطرناک زیستی سموم در درازمدت بطور تجمعی در بدن انباشته می‌شود و صدمات وارده بر فرد ممکن است متناسب با جمع مقدار سم دریافت شده در طول عمر باشد به همین دلیل است که خطر نادیده گرفته می‌شود.

 

به قول دکتر رنه بوس : انسانها طبیعتاً بیشتر متوجه بیماریهایی هستند که علائم آشکار دارند در حالی که بعضی از بدترین دشمنان ما آهسته و بی خبر به سویمان می خزند.

 

فاکتور مهم در مسمومیت مزمن آفت کش ها دارابودن تجمع طولانی مدت در بدن است و این تجمع مواد سمی در بدن در تمامی افراد به واسطه تماس مستقیم وحتی بطور غیرمستقیم از طریق غذا ، تنفس یا جذب پوستی به چشم می‌خورد.

 

امروزه هیچ کس به کارآیی آفت‌کش‌ها در حفاظت از محصولات زراعی شکی ندارد ،موضوع قابل بحث این است که اهمیتی که به افزایش عملکرد وسود تولید داده می شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحیط زیست اعمال گردد جلوی بسیاری از خطرات اجباری ،ارادی و غیرارادی گرفته می‌شود.استفاده گسترده ، روزافزون ونابجا از آفت‌کش های سمی بابروز بیماری‌های خطرناکی چون سرطان خون ،سرطانهای دستگاه گوارش و سایر اختلالات فیزیولوژیکی در بدن انسان در ارتباط می باشد وبه عناوین مختلف به ثبوت رسیده است و موضوع از حرف و حدیث گذشته و ضرورت توجه عام و خاص را به اهمیت حیاتی وزیستی مسمومیت های ناشی از سموم را دوچندان کرده است،همه آفت‌کشها بدون استثناء وبا نسبت های متفاوت روی تعدای از ارگانیسم ها ، اندام‌ها و فرآیندهای حیاتی انسان اثرات سمی و مضر دارند که با رعایت اصول بهداشتی شاید بتوان حداقل از کم خطرترین آنها به نحوی مصون و ایمن ماند.

 

واقعیت این است که تقریباً 90 درصد کلیه قارچ‌کشهای مورد مصرف در کشاورزی در مدلهای حیوانی سرطانزا می‌باشند هنوز این مسئله بزرگ توجه عمومی را بخود جلب نکرده است ،یک بررسی روی یازده نوع از قارچ‌کشها نشان داده است که هرچند این موادتنها10 درصد از موادشیمیائی مورد استفاده به عنوان آفت کش را در سال تشکیل می دهند ولی در کل عامل 60 درصد از سرطانهای شایع دستگاه گوارش هستند ،دربعضی از محصولات کشاورزی  سمومی مثل کاپتان ،مانکوزب، بنومیل ، کالکسین ، تیلت ،آلتو و..... هرچندمسمومیتی که قابل دیدن باشند را دارا نیستند ولی درکل در درازمدت سرطانزا هستند وخطرات زیست محیطی زیادی دارند.

 

برای ایجاد مسمومیت در بدن لارم است میزا ن سم در بدن حداقل به یک غلظت خاصی برسد تا علائم مسمومست در بدن ظاهرشود اما برای مواد مسموم کننده ژنتیکی و مختل کننده هورمونها یک آستانه واقعی که هیچگونه خطری پائین تر از آن نباشد وجود ندارد.

 

دانشمندان بر اساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک دز خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی میتواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول بدخیم بشود.

 

اندازه گیری وسنجش ریسک سرطان در انسان ناشی از سموم شیمیائی بدلیل طولانی بودن دوره تکمیل فرآیند سرطانی شدن و ناشناخته بودن دوره کمون و ظهور تومور به صورت بالینی و همچنین تفاوت استعدادهای ژنتیکی افراد گوناگون با یکدیگر معمولاً دشوار است عملاً این طولانی بودن و عدم ظهور زودهنگام بیماری یک امنیت کاذب ونسبی به حضور بیشتر در محیط سمی و منطقه سمی کشاورزی و مزرعه می دهد ، واقعاً ذخیره سموم در بدن حتی به مقدار کم ،تجمع تدریجی آن ودر نتیجه اختلالات وارده  بر جگردیگر غیر قابل انکار است که مشکلات ونارساییهای خونی را سبب گردیده و امکان بروز سرطان های شایع را تسهیل می سازد.

 

شاید بهتر است بطور اجمال به علائم مسمومیت های مزمن و حاد تأثیرگرفته از تمامی گروه‌های سموم شیمیایی مورد مصرف در کشاورزی را خاطر نشان گردم تا به سرانجام این طوفان مصرف سم واستفاده نامعقول آن اندکی بیشتر اندیشه کنیم وهمه چیز را به قضای الهی نسبت ندهیم.

 

با عنایت به این مورد که میزان وقوع مسمومیت ناشی از درمعرض قرارگرفتن با سموم شیمیائی در کشورهای درحال توسعه 13 برابر از مورد کشورهای کالاً صنعتی می باشد که خود 85 درصد از تولید جهانی آفت‌کش ها را مصرف می کنند. دلیل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهی دادن به جمعیت وافراد مشغول در حوزه فعالیت های کشاورزی و سموم شیمیائی.

 

مسمومیت ها بیشتر از راه تنفس، تغذیه محصولات گیاهی با باقیمانده مجاز سم بالا واستنشاق بخارات سم  می باشد وبه حالت آلودگی نیز بیشتر منشاء پوستی دارد البته این مسمومیت‌ها ارادی و به اختیار انسان نمی باشد به نحوی است که خواسته یا نا خواسته در معرض سموم شیمیایی بوده و می باشد در اینجا برای تفهیم بهتر به علائم کلی مسمومیت ها اشاره می گردد.

 

علائم عمومی وخصوصی مسمومیت های حاد و مزمن  ناشی از درمعرض قرارگرفتن باآفت کشهای مورد مصرف در کشاورزی ؛

 

افزایش ترشحات وبزاق دهان،انقباض برونشها،اختلالات گوارشی ،اسهال،لرزش، رعشه،ضعف عضلانی ، بی قراری ،عدم تعادل ، تیرگی دید ، فقدان حافظه ،افزایش ادرار ،ضعف عمومی ،تشنج ،صدادادن گوش ،تب ، اختلال در تکلم ، بی خوابی ،سستی ،هیجان ،افسردگی ،پریشانی ،سقط جنین ،احساس سوزش پوست ،خشکیدگی دهان ولب ،تهوع ،استفراغ ، خارش ،گرفتگی عضلات ،درد در ناحیه شکم ،اختلالات ژنتیکی و جنسی وده ها عنوان علائم دیگر ودر سطح پیشرفته با انجام آزمایش های ویژه خونی مثلاً افزایش یا کاهش آنزیم های کبدی و مواد آلکالاین .....

بقیه در ادامه مطلب

اللوپاتی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد (7).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).

در آزمایش سه ساله ای که ریزوی و همکاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

2. آللوپاتی بقایای گندم برای توقف رشد علف هرز:

گندم به صورت موفقیت آمیزی همچون یک گیاه پوششی برای کنترل علف هرز در سیستم های مختلف کشت مورد استفاده قرار می گیرد. گیاهان پوششی مثل گندم، چاودار، سورگوم یا جو تا ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر رشد می کنند و سپس با یک علف کش تماسی خشک می شوند.Putnam و همکارانش در سال 1983 گزارش دادند که باقی گذاشتن بقایای گیاهان زراعی در سطح خاک باعث کنترل بیش از 95 درصد علف های هرز در مدت 30 تا 60 روز پس از خشک شدن گیاهان پوششی می شود. در بین 9 گیاه زراعی پوششی چچم پر گل (Italian ryegrass)، چچم پایدار (perennialryegrass)،علف بره قرمز (Festuca rubra L. spp.) Commutata،علف بره نی مانند (Festuca arundinacea Schreb)، شبدر سفید، چچم، گندم، جو و یولاف، گندم با کنترل شیمیایی ساده، موجب جلوگیری از رشد علف های هرز می شود، و اثرات بازدارندگی بسیار کمی بر روی جوانه های ایجاد شده خیار، سویا، لوبیا، نخود و ذرت دارد(7).

آزمایشات نشان می دهد که عصاره آبی بقایای گندم بروی تعدادی از علف های هرز اثر آللوپاتیک دارد و باعث کاهش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود. در شرایط آزمایشگاهی، عصاره استخراج شده از کاه و کلش گندم اثرات آللوپاتیک را بروی طیف وسیعی از گونه های علف هرز نشان داد.

Steinsiek و همکارانش در سالهای 1980 و 1982 گزارش کردند که گونه های علف هرز پاسخهای متفاوتی به عصاره آبی از خود نشان می دهند، درIpomoea hederacea L. و گاو پنبه بیشترین بازدارندگی و سوروف، Ipomoea lacunose L. و Cassia obtusifolia L. کمترین اثر بازدارندگی دیده شده است. این نتایج نشان می دهد که آللوکمیکال های موجود در کاه و کلش گندم، در خاک تحت اثر شستشو و باعث بروز اثرات انتخابی روی رشد علف های هرز مشخص در مجاورت خود شود(7).

آللوپاتی بقایای گندم در بین واریته ها متفاوت است. در استرالیا، 38 توده گندم برای ارزیابی توانایی آللوپاتی بقایا بروی چچم یکساله توسط عصاره استخراج شده از کلش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که جوانه زنی و رشد ریشه چچم یکساله بطور معنی داری توسط عصاره آبی استخراج شده از بقایای گندم کاهش می یابد و بین توده های گندم اثر بازدارندگی بطور معنی داری متفاوت است.میزان بازدارندگی رشد ریشه در حدود 19.2درصد تا 98.7 درصد و برای جوانه زنی بذرها از 4.2 درصد تا 73.2 درصد متغییر می باشد. برای آزمایش توده های مختلف گندم برضد گونه های مقاوم چچم یکساله به علف کشهای (گروه A) بازدارنده های استیل COA کربوکسیلاز، (گروه B) بازدارنده های استولاکتات سنتتاز، (گروه C) بازدارنده های فتوسیستم 2 و (گروهD ) بازدارندهای تشکیل توبولین (tubulin)، بکار رفتند. نتایج نشان داد که عصاره آبی گندم بطور معنی داری باعث بازدارندگی جوانه زنی و رشد ریشه این گونه های زیستی مقاوم، می شود، میزان بازدارندگی جوانه زنی از 3.3 درصد تا 100 درصد بود که میزان آن بسته به توده ها متغیر بود. در مقایسه با شاهد میزان تغییر رشد ریشه در اثر مواد آللوپاتیک روی چچم از 12 دزصد تحریک کنندگی تا 100 درصد بازدارندگی متغیر بود. این نتایج نشان میدهد که آللوپاتی گندم می تواند توانایی کنترل گونه های مختلف مقاوم به علف کش ها را داشته باشد (8).

Murray و Thilsted دریافتند که بازدارندگی تاج خروس در کرتهای پوشیده با کاه و کلش گندم بطور تقریبی با نتایج حاصل از کرتهای بدون مالچ با مصرف علف کش مشابه است. Banks و robinsonهمچنین گزارش دادند که مالچ کاه و کلش گندم باعث توقف رشد علف های هرز Amaranthus spinosus L. و Ipomoea purpurea L. می شود، و وجود گندم در زمینهای بدون پوشش بیش از مصرف علف کش ها موثر است. Shilling و همکارانش نشان دادند که مالچ گندم دارای اثرات بازدارنده آللوپاتیک بر برخی علف های هرز پهن برگ می باشد. آللوکمیکال های موجود در بقایای گندم در سیستم های بدون شخم بعنوان مالچ باقیمانده می تواند علف های هرز را در گیاه زراعی بعدی کنترل کند. همچنین استفاده از کاه و کلش گندم برای توقف علف هرز در جنگل زراعی ها هم گسترش یافته است. Jobidon نشان داد که عصاره آبی کاه و کلش گندم از رشد علف هرز معمول جنگل به نام Rubus idaeus L. تا 44 درصد جلو گیری می کند. این اثرات آللو پاتیک مجددا در مزرعه تائید شد (7).

Guenzi و همکاران دریافتند که بقایای گندم بعد از گذشت 8 هفته در شرایط مزرعه دیگر حاوی ترکیبات سمی محلول در آب نیستند. بنابراین مواد سمی می توانند، مخصوصا در خاکهای با زهکش ضعیف توسط باران از بقایای کاه و کلش گندم به درون خاک، آبشویی شوند.

Banks و Robinson همچنین نشان دادند که مالچ کاه و کلش از رشد تاج خروس و Ipomoea purpurea L. جلوگیری می کند و گندم ناخواسته نسبت به علف کشهای استفاده شده در مناطق بدون مالچ باعث بروز اثرات موثرتری می شود.

بقیه در ادامه مطلب

مفهوم کشاورزی پایدار
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ

 

مفهوم کشاورزی پایدار پاسخ نسبتا جدیدی است به کاهش در کیفیت منبع طبیعی پایه که وابسته به کشاورزی مدرن می باشد . امروزه ، تواید محصولات کشاورزی از یک موضوع کاملا فنی ( تخصصی) به مجموعه ای با خصوصیات اجتماعی ، فرهنگی ، بعد های سیاسی و اقتصادی مشخص تکامل یافته است . مفهوم پایداری اگرچه بحث انگیز است و با تعریف های متضاد با یکدیگر توصیف شده است . و معنی تفسیر های آن سودمند می باشد زیرا آن یک مجموعه ای از وابستگی هایی راجع به کشاورزی است . چنان که از نتیجه تکامل مشترک بین سیستم های اجتماعی – اقتصادی و سیستم های طبیعی مطرح شده است .

برای درک وسیع تری در این زمینه به مطالعه مابین کشاورزی ، محیط زیست و نظام های اجتماعی نیاز می باشد . نتایج پیشرفت کشاورزی از مجموعه واکنش متقابل تعدادی از عوامل بوده است . و آن به واسطه درک عمیق تر از اکولوژی سیستم های کشاورزی است که درهایی را به سوی اختیارات بیشتر مدیریت با اهداف درست کشاورزی پایدار باز خواهد کرد .

چندین راه حل ممکن برای حل مشکلات زیست محیطی وجود دارد . که بوسیله سرمایه و سیستم های کشاورزی فشرده ( مکانیزه) پیشنهاد شده است . هدف اصلی کاهش یا حذف نهاده های شیمیایی به واسطه تغییرات در مدیریت تغذیه کافی گیاه و حفاظت گیاه بوسیله منابع غذایی آلی و مدیریت آفات و … می باشد. همچنین صدها پروژه تحقیقی زیست محیطی با اهداف پیشرفت تکنولوژی انجام شده است . فشار زیاد تکنولوژیکی هنوز به کاهش عوامل بازدارنده و یا پوشش علایم خطرناک اکوسیستم زراعی تاکید دارد .

فلسفه رایج آن است که آفات ، کمبود های مواد مغذی یا عوامل دیگر علت قابلیت تولید پایین می باشند . به طوری که عقیده مخالف این است که آفات یا مواد مغذی ، اگر تنها عامل محدود کننده بشوند ، شرایط در اکوسیستم زراعی در تعادل نمی باشند . برای همین هنوز دید باریک شایع وجود دارد که تاثیر علت های ویژه تولید و غلبه یافتن عامل محدود کننده وجود دارد . که از طریق تکنولوژی های جدید و ادامه دادن برای هدف اصلی محیا می شود .

این عقیده ،کشاورزان را از درک کردن این مطلب که عوامل بازدارنده فقط نشانه های از بیماری های ذاتی برای بهم زدن تعادل اکوسیستم زراعی ، و پیشرفت تدریجی اکولوژی کشاورزی ، بدین معنی که ناچیز پنداشتن ریشه و اساس علت های محدودیت های کشاورزی را نشان می دهند را باز می دارد . از طرف دیگر ، علم اکولوژی کشاورزی به معنی کاربرد مفاهیم اکولوژیکی و اصولی برای طراحی و مدیریت اکوسیستم های زراعی پایدار ، آماده کردن قالب ( چهارچوب ) برای ارزیابی کردن پیچیدگی های اکوسیستم های زراعی تعریف شده است .

هدف اکولوژی کشاورزی فراتر پا نهادن از کاربرد شیوه های متناوب و توسعه و گسترش اکوسیستم های کشاورزی ، با حداقل وابستگی به کشاورزی شیمیایی و نهاده های انرژی ، اهمیت دادن به مجموعه سیستم های کشاورزی در کنش متقابل اکواوژیکی و همکاری های ما بین اجزای سازنده بیولوژیکی و مکانیزم ها را در اختیار سیستم ها قرار دادن برای ضمانت حاصل خیزی خاک هایشان و قابلیت تولید و حفاظت گیاه می باشد .

 

اصول اکولوژی کشاورزی :

در جستجو برای برقرار کردن مجدد بیشتر اساس و بنیاد اکولوژیکی در تولید کشاورزی ، دانشمندان و توسعه دهندگان موضوع کلیدی را در گسترش کافی و پشتیبانی کشاورزی را نادیده گرفته اند . درک عمیق از ماهیت اکوسیستم های زراعی و اصول ، وظیفه هر کدام از آن ها می باشد .

با فرض مسلم این محدودیت ، اکولوژی کشاورزی پدیدار شده است . به طوری که برای آن کسی که مطالعه ، طراحی و اکوسیستم زراعی را مدیریت می کند باید وظیفه اش تهیه اصول اکولوژیکی باشد .

اکولوژی زراعی به سویی فراتر از دید یک بعدی اکوسیستم های زراعی می رود . در عوض تمرکز در روی یک جزء ویژه از اکوسیستم زراعی و اهمیت دادن به اکولوژی زراعی و عدم وابستگی همه اجزای سازنده اکوسیستم زراعی و پویایی مراحل مختلف اکولوژیکی می باشد .

اکوسیستم های زراعی جوامعی از گیاهان و حیوانات هستند که با اثر متقابل آنها با محیط فیزیکی و شیمیایشان که توسط انسان اهلی شده اند تا برای تولید غذا ، فیبر ، سوخت و محصولات دیگر برای مصرف انسان از آنها استفاده شود .

اکولوژی زراعی مطالعه کامل و همه جانبه اکوسیستم های زراعی شامل همه محیط و عناصر انسانی است. که تمرکز آن بر روی شکل ( ریخت ) ، حرکت پویا و عمل یا فعالیت ، رابطه متقابلشان و جریان هایی که در آن ها مورد بحث هستند ، می باشد . از یک ناحیه برای تولید کشاورزی استفاده شده است . و مزرعه مانند یک مجموعه سیستم مشاهده شده است. که در آن مراحل مختلف اکولوژیکی تحت شرایط طبیعی ایجاد شده است . همچنین چرخه مواد مغذی ، کنش متقابل شکار – شکارچی ، رقابت ، همزیستی و تغییرات پی در پی در آن اتفاق می افتد .

ملزمی که در تحقیقات اکولوژی کشاورزی است ، نظری است که بوسیله درک کردن این روابط اکولوژیکی و مراحل مختلف آن ، اکوسیستم های زراعی می توانند با مهارت برای بهبود بهتر تولید و ایجاد تداوم بیشتر ، با کمترین محیط منفی یا فشار گروهی و کمترین نهاده های خارجی ایجاد شوند . طراحی این چنین سیستم هایی بر اساس پیروی از کاربرد اصول اکولوژیکی ، مستقر شده است . (جدول 1)

1 – افزایش چرخه بیوماس و بهینه ساختن قابلیت استفاده از مواد مغذی و بالانس کردن جریان ماده مغذی

2 – تامین شرایط مناسب خاک برای رشد گیاه مخصوصا با مدیریت ماده آلی و افزایش فعالیت حیاتی خاک

3 – حداقل رساندن تلفات ناشی از جریان های تشعشع خورشیدی

4 – تنوع گونه و ژنتیک اکوسیستم زراعی در زمان و مکان

5 – افزایش سود مندی اثرات متقابل بیولوژیکی و همکاری میان اجزای تشکیل دهنده و تنوع زیستی کشاورزی ، بدین گونه که نتیجه در ترقی مراحل مختلف اکولوژیکی کلیدی باشد .

این اصول می توانند بوسیله راه هی مختلف تکنیکی استراتژی ، کاربردی باشند . هر یک از این ها ، تاثیرات مختلفی بر روی قابلیت تولید و پایداری و استقامت در داخل سیستم مزرعه خواهد داشت . با اتکا به فرمت های محلی ، محدودیت های منبع و طراحی اکولوژی کشاورزی ، جمع آوری اجزای سازنده است . به طوری که کارایی بیولوژیکی بهبود یافته است . تنوع زیستی ، قابلیت تولید اکوسیستم زراعی و ظرفیت پایداری آن حفظ شده است . هدف طراحی پوشش اکوسیستم زراعی در داخل لند اسکپ واحد است که هر یک مقلد ساختار و وظایف اکوسیستم های طبیعی است .

تنوع زیستی اکوسیستم های کشاورزی :

از لحاظ مدیریتی هدف اکولوژی زراعی تهیه محیط های بالانس شده ، عملکرد های ثابت ، حاصلخیزی بیولوژیکی و تنظیم طبیعی آفات به واسطه ایجاد اکوسیستم های زراعی متنوع شده و مصرف حداقل نهاده تکنولوژیکی می باشد . محققان اکولوژی زراعی در حال حاضر کشت مخلوط و دیگر روش های تنوع یافتن و تقلید طبیعی مراحل مختلف اکولوژیکی و مجموعه اکوسیستم های زراعی قابل پایدار نادرس را در مدل های اکولوژیکی را که آن ها دنبال می کنند ، می شناسند .

مدیریت اکولوژی زراعی ، مدیریت را باید به سوی باز سازی مطلوب مواد مغذی و مواد آلی برگشت پذیر ، جریان مسدود شده انرژی ، حفاظت آب و خاک و تعادل جمعیت دشمنان طبیعی آفات و ... هدایت کند . بهره وری های استراتزی مکمل ها و همکاری ها که در نتیجه آمیزش های مختلف گیاهان ، درختان ، و حیوانات در فواصل زمانی ایجاد شده است . در حقیقت وضعیت مطلوب اکوسیستم های زراعی به سطح اثرات متقابل بین جانوران گوناگون و اجزاء غیر زنده وابسته می باشد . با یک تنوع زیستی عملی ، می توان هم افزایی را شروع کرد . که با ارائه خدمات اکولوژیکی مثل فعال سازی بیولوژی خاک ، بازیافت مواد غذایی ، افزایش تولید بندپایان سودمند و ..... به پروسه های اکوسیستم کشاورزی کمک می کند .

امروزه ، روش ها و تکنولوژیهای متعدد و متنوعی در دست ما قرار دارند که از لحاظ کارایی و ارزش استراتژیکی متفاوتند . روش های کلیدی ، آنهایی هستند که خاصیت بازدارنده دارند و با اجرای 111 اکوسیستم کشاورزی از طریق یک سرس مکانیزم ها اجرا می شوند . استراتژی های مربوط به احیاء تنوع کشاورزی از لحاظ زمان و مکان عبارتند از : تناوب محصول ، گیاهان پوششی ، کشت مخلوط ، ترکیب محصول و دام در کنار هم و غیره. که مشخصات اکولوژیکی زیر را نشان می دهند :

1- تناوب محصول : تنوع موقتی که در سیستم های کاشت ایجاد می شوند ، مواد غذایی مورد نیاز محصول را فراهم می آورد . چرخه زندگی آفتها ، حشرات و بیماری های مربوط به محصول و چرخه زندگی علف های هرز را می شکند .

2- کشت های چند تایی : سیستم های کشت مرکب که در آن دو یا سه محصول در فضای کافی کشت می شوند . تا یکدیگر را تکمیل نموده و میزان محصول و بازدهی را افزایش می دهند.

3 – سیستم های کشاورزی – جنگل داری : سیستم کشاورزی است که در آن درختان به همراه محصولات کشاورزی دیگر یا حیوانات ، پرورش داده می شوند . تا روابط مکمل بین اجزایی که کاربرد چندگانه اکوسیستم را افزایش می دهند ، بهبود یافته و بیشتر گردد.

4 – محصولات پوششی : کاشت گونه های مرکب یا خالص حبوبات یا سایر گونه های گیاهی یکساله زیر درختان میوه به منظور افزایش حاصلخیزی خاک ، افزایش کنترل بیولوژیکی آفت ها و تغییر آب و هوای باغچه یا باغ ، در این گروه از استراتژی ها قرار می گیرد .

5 – پرورش حیوانات در اکوسیستم های کشاورزی : بازدهی محیط را افزایش داده و چرخه کشاورزی را بهبود می بخشد .

تمامی فرم های متعدد اکوسیستم های کشاورزی که ذکر شدند ، از لحاظ ویژهگیهای زیر مشترک هستند :

1 – پوشش گیاهی را با حفظ آب و خاک ، حفظ می کنند . این هدف با استفاده از روش های نامحدود زمانی ، استفاده از کود های حاصل از برگ های درختان و استفاده از محصولات پوششی و سایر روش های مناسب ، حاصل می گردد .

2 – منبع جاری از مواد ارگانیک را از طریق افزودن آن فراهم می کنند. ( مواد ارگانیک اضافی از قبیل کود حیوانی ، کومپوست یا کود مرکب حیوانی و گیاهی وافزایش فعالیت بیوتیک خاک )

3 – مکانیزم های چرخه مواد غذایی را از طریق استفاده از سیستم های پرورش دام مبتنی از استفاده از حبوبات ، ارتقاء می بخشند .

 

تحقیق در مورد سیستم های متنوع کاشت ، اهمیت تنوع در محیط کشاورزی رت کم جلوه می دهد . تنوع به چند دلیل در اکوسیستم های کشاورزی حائز اهمیت است :

1 – با افزایش تنوع ، فرصت های همزیستی و تعامل سودمند میان گونه هایی که می توانند بقای اکوسیستم کشاورزی را افزایش دهند نیز افزایش می یابد .

2 – تنوع بیشتر ، اغلب باعث کارایی منابع موجود در اکوسیستم کشاورزی و استفده بهینه از آنها می گردد .

3 – سطح سیستم با ایمنی محل سکونت گونه ها ، تطبیق بهتری یافته ، نیاز های گونه های مختلف محصول را بر طرف ساخته ، مکان ها را متنوع کرده و محل زندگی گونه ها مشترک شده و منابع از هم جدا شده اند

4 – اکوسیستم هایی که در آنها گونه های گیاهی در هم می آمیزند ، در برابر گیاهخواران مقاومت مشترک و بهتری دارند . چون در سیستمهای متفاوت و متنوع ، فراوانی و تنوع دشمنان طبیعی حشرات آفتی که جمعیت گونه های گیاهخوار را کنترل می کنند نیز بیشتر است .

5 – مجموعه گیاهان متنوع ، انواع گونه های دیگری را بین سیستم کاشت که ارگانیزم های غیر محصولی آن را اشغال می کنند ، خلق می نمایند . مثل حیوانات شکارچی مفید ، انگلها ، پرندگان و حشراتی که گرده افشانی می کنند ، جانوران خاک زی و حیوانات وحشی که کل سیستم به آن ها نیاز دارد.

6 – تنوع در زمین های کشاورزی به حفظ تنوع زیست محیطی اکوسیستم های طبیعی اطراف کمک می کند .

7 – تنوع خاک ، منافع اکولوژیکی گوناگونی همچون بازیافت مواد مغذی ، سم زدایی مواد شیمیایی مضر و تنظیم رشد گیاه دارد .

8 – تنوع ، کشاورزان را کمتر با ریسک مواجه می سازد . مخصوصا در مناطق حاشیه ای که شرایط محیطی غیر قابل پیش بینی دارند . در این شرایط اگر یک محصول خوب نباشد ، محصول دیگر حتما آنرا جبران می کند .

اکولوژی کشاورزی و طراحی اکوسیستم های کشاورزی پایدار :

بیشتر افراد کشاورز در ارتقاء هدف کشاورزی در خلق فرمی از کشاورزی که باروری را در طولانی مدت حفظ می کند ، شرکت داشتند . این هدف از طریق موارد زیر حاصل می شود :

بقیه در ادامه مطلب

چگونه سیب زمینی رشد میکند How to Grow Potatoes
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ

چگونه سیب زمینی رشد میکند

How to Grow Potatoes

Growing Potatoes

Potatoes may be planted as soon as the ground can be worked in the early spring, but you must use good judgment. Potato plants will not begin to grow until the soil temperature has reached 45 degrees F. The soil should be evenly moist, but not wet or soggy. If the soil is water logged when you dig, not only will you risk "caking" the soil, your seed potatoes will probably rot before they even get started. Potatoes can tolerate a light frost, but you should provide some frost-protection for the plants when they are young. This can be a loose covering of straw, or a temporary plastic tent. (Be sure to remove or ventilate the plastic on sunny days!) If you plan to store potatoes through the winter, you can plant a second crop as late as June 15.

Use only certified seed potatoes

Potatoes are susceptible to several serious diseases. Even though the potatoes you saved from the previous year, or the potatoes you see in the supermarket may appear healthy, they should not be used for your seed. Certified seed potatoes are disease free, and have been selected to give you the best results with the highest yields. Certified seed potatoes are available at most quality nurseries and garden centers. There are several different varieties of potatoes to choose from, each with it's own characteristics and qualities. The most popular types are listed here.

Planting potatoes


A week or two before your planned potato planting date, set your seed potatoes somewhere where they will be exposed to some warmth (between 60 and 70 degrees F.) and lots of light. This will induce them to begin sprouting.
A day or two before planting, use a sharp, clean knife to slice the larger seed potatoes into "seeds". Each seed should be approximately 1 1/2-2inches square, and must contain at least 1 or 2 "eyes" or buds. Smaller potatoes may be planted whole. In the next day or so, your seed will form a thick callous over the cuts, which will help to prevent it from rotting once planted.

Potatoes in the Home Garden

Traditionally potatoes are grown in rows. The potato seeds are planted every 15 in., with the rows spaced 2 1/2 to 3 ft. apart.
If space is limited or if you would only like to grow a small crop of potatoes, you may prefer to plant one or two potato mounds. Each 3-4 foot diameter mound can support 6 to 8 potato plants.
With either method, the first step is to cultivate and turn the soil one last time before planting, removing any weeds, rocks or debris. This will loosen the soil and allow the plants to become established more quickly. Your potato plants will benefit from the addition of compost, well composted manure, and other organic matter to the soil. HOWEVER, too much organic material can increase the chances of potato scab. (Potato scab is a bacterial infection which doesn't affect the usability of your potatoes, but it makes them look pretty ugly!) To lessen the likelihood of this, mix the organic matter into the soil below the potato seed, where it will feed the roots, but not contact the newly forming potatoes.

Planting in rows

Dig a shallow trench about 4 inches wide and 6-8 inches deep. The spacing at which you place the seed pieces will determine the harvested potato size. For most household uses, you will want to plant your potato seeds 15 inches apart in this trench. If you'd like a quick crop of "baby" potatoes for soups and stews, you can plant the seeds 4 inches apart, and begin harvesting them as soon as they reach the desired size.
Place the potato seeds into the trench (cut side down) and then cover them with 3-4 inches of soil. (Do not fill the trench in completely!) Depending on the soil temperature, the sprouts will begin to emerge in about 2 weeks. At this time add another 3-4 inches of soil.
Your crop of potatoes will form between the seed piece and the surface of the soil. For this reason, when the stems are about 8 inches high, you once again add enough soil to bring the level half way up the stem of the plant. Another hilling will be needed 2-3 weeks later, at which time you again add soil half way up the stem of the plant. After these initial hillings, it is only necessary to add an inch or two of soil to the hill each week or so, to ensure there is enough soil above the forming potatoes that they don't push out of the hill and get exposed to light. (If the new potatoes are exposed to sunlight while they are developing, they will turn green. This green portion may be toxic!)
This hilling process is necessary to create sufficient space for the potatoes to develop large tubers, and an abundant crop. Don't get carried away with hilling though... If you cover up too much of the foliage, you may end up reducing your final crop yield.

Mound planting

The basic procedure for planting potatoes in mounds is the same as for planting in rows. The difference here is that you can grow your crop in a more confined area, or take advantage of an otherwise unused area of the garden.
Cultivate and loosen the soil where your potato mound will be. Designate the approximate perimeter of your planting circle (3-4 feet diameter). Space 6-8 potato seeds evenly around your circle, and cover with the initial 4 inches of soil. Continue the same procedures as you would for planting in rows

 

بقیه در ادامه مطلب

کشاورزی به‌عنوان مهمترین روش تأمین غذای انسان، ساختمان و عمل اکوسیستم‌های طبیعی را به شدت تغییر داده است. بهره‌برداری انسان از منابع طبیعی همواره به‌صورت یک‌جانبه و بی‌رویه بوده و بهره‌برداری از این منابع بدون رعایت جنبه‌های حفاظتی آن و تنها براساس تأمین منافع کوتاه‌مدت انجام می‌گیرد. رشد فزاینده جمعیت و بحران کمبود غذا، سبب بهره‌برداری بیش از اندازه از منابع طبیعی و در نتیجه برهم خوردن توازن بیولوژیکی بودهاست. مصرف بی‌رویه مواد شیمیائی نیز در کشاورزی، سبب بروز مشکلات زیست‌محیطی گوناگونی شده است. کشاورزی پایدار (Sustainable Agriculture) به مدیریت صحیح منابع کشاورزی اطلاق می‌گردد که در جهت رفع نیازهای درحال تغییر بشر به کار برده شود و در عین حال منابع طبیعی و نیز کیفیت محیط زیست را حفظ کرده و حتی بهبود بخشد. کشاورزی پایدار سودمند و مستمر، متکی بر حفظ منابع طبیعی است. این شیوه کشاورزی، اقتصادی‌ترین و در عین حال سودمندترین نحوه استفاده از انرژی و تبدیل آن به محصولات کشاورزی، بدون تخریب حاصل‌خیزی خاک و کیفیت محیط زیست می‌باشد.


این روش کشاورزی، دیدگاهی ورای اقتصاد تولید صرف را دارد. به‌طوری که در آن همبستگی بین اقتصاد تولید، ثبات اکولوژیک و حفظ محیط زیست به‌صورتی جامع در نظر گرفته می‌شود. در کشاورزی پایدار، افزایش جریان انرژی در اکوسیستم کشاورزی و نجات کشاورز مبتدی از زراعت برای خود مصرفی و نیز صرفه‌جوئی در مصرف انرژی در راستای حفاظت از کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست دنبال می‌شود. کشاورزی پایدار نوعی بینش جامع می‌باشد که در آن جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و حتی فلسفی با یکدیگر تلفیق یافته‌اند و ابعاد فرهنگی آن کمتر از جنبه‌های فنی و تکنیکی نمی‌باشد. در این روش، به‌منظور کاهش مصرف سموم، علف‌کش‌ها و کودهای شیمیائی از تناوب زراعتی، عملیات مبارزه بیولوژیکی و استفاده از شیوه‌های به‌زراعی و به‌نژادی و نیز جایگزینی کود سبز و انواع کودهای حیوانی به‌جای کودهای شیمیائی استفاده می‌شود. در نتیجه میزان خسارت و اثرات سوء مواد شیمیائی به سلامت انسان، منابع طبیعی، محیط زیست و جوامع روستائی و شهری به حداقل کاهش می‌یابد. در ابتدای قرن بیستم مفاهیم کلی‌گرائی در مقابل فردگرائی شکل گرفت.
ظهور افکار کلی‌گرائی که در آن به سیستم‌های طبیعی به‌عنوان یک الگو می‌نگرد و بر نقش کشاورز در توسعه سیستم‌ها متکی است، منجر به توسعه مفاهیمی شد که امروزه به کشاورزی جایگزین (Replaceable Agriculture) نامیده می‌شود. طی دهه اول ۱۹۰۰، کشاورزی جایگزین به موازات کشاورزی صنعتی شکل گرفت. اولین شرکت سازمان یافته کشاورزی، جنبش کشاورزی بیودینامیک (Bodynamic Agriculture) بود که از سخنرانی‌های ”رودلف استینر“ بنیان‌گذار علم شناسائی طبیعت انسانی در سال ۱۹۲۴ شروع شد. اصول کشاورزی بیودینامیک روش‌های مناسب زراعت و باغبانی را شامل می‌شود و تنوع کشت، چرخه مجدد مواد، اجتناب از مصرف مواد شیمیائی، عدم تمرکز تولید و توزیع و غیره را در بر می‌گیرد.


از دهه ۱۹۲۰ کشاورزان بیودینامیک این اصول را توسعه دادند و برخی از روش‌های مناسب سنتی را مجدداً معرفی کردند. از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ نظریه کشاورزی با استفاده از هوموس (Humus) به‌عنوان بخشی از فلسفه بیودینامیک مطرح گردید و به‌تدریج توسعه یافت. اصول تهیه کمپوست (Compost) و استفاده از آن تدوین شده و از آن زمان به بعد تحقیقات زیادی در مورد کاربرد زباله‌های شهری و روش‌های مناسب تهیه آن انجام گرفته است. نورث برن (۱۹۴۰) نخستین کسی بود که واژه کشاورزی ارگانیک (Organic Agriculture) را به کار برد.


فالکنر (۱۹۴۰) تراژدی بیولوژیکی و انسان ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد. لوئیس بروم فیلد (۱۹۵۰) نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بوده است.
کمبود انرژی در ابتدای دهه ۱۹۷۰، نوعی آگاهی به‌وجود آورد و برای نخستین بار احساس شد که منابع طبیعی محدود هستند. از سال ۱۹۷۰ به بعد به‌دلیل برخی عوامل پیچیده اکولوژیکی و اقتصادی، بسیاری از متخصصین به این نتیجه رسیدند که مفهوم حداکثر عملکرد با استفاده از حداکثر نهادها نمی‌تواند پایداری طولانی داشته باشد و اعتقاد بر این یافتند که سیستم‌های کشاورزی بایستی تغییر کند.


با مقایسه دو روش کشاورزی عمقی (Intensive Agriculture) که تماماً مکانیزه بوده و با تخریب محیط زیست همراه است و فاقد ثبات اقتصادی در دراز‌مدت است، با کشاورزی پایدار که بر ثبات عملکرد در طولانی‌مدت با حداقل تأثیر بر محیط تأکید می‌کند، به این نتیجه می‌رسیم که نبایستی منافع آنی را فدای آرمان‌های آتی کرد. از نظر مدیریت، اکوسیستم‌های زراعتی پایدار که براساس اصول اکولوژیکی و متکی بر مصرف کم نهاده‌ها هستند، پیچیده‌تر از سیستم‌هائی‌اند که با نهاده زیاد اداره می‌شوند و بدین ترتیب نیاز به اصول منطقی و مدیریت صحیح‌تری دارند. در ارتباط با این پدیده، در سال ۱۹۸۸ قوانینی به تصویب رسید که هدف و کانون توجه آن، کشاورزی پایدار با مصرف نهاده کم یا LISA) Low input sustainable agriculture) بود. اهداف اعلام شده (LISA) حفظ کشاورزی خانوادگی، حفظ منابع طبیعی و بهبود کیفیت محیط زیست می‌باشد. علت این‌که مصرف نهادهای کمتر باعث پایداری در کشاورزی می‌شود. بنابراین اکوسیستم در کشاورزی سنتی که از انرژی مصرفی یا نهاده‌های کشاورزی کمتری برخوردار است، دارای ثبات بیشتری می‌باشد. از انواع سیستم‌های کشاورزی پایدار که سبب افزایش بازدهی انرژی در اکوسیستم‌های کشاورزی می‌شوند، می‌توان چندکشتی (Multiple Cropping)، مخلوط‌کاری (Interctopping)، شخم حفاظتی یا شخم حداقل (Minimum Tillage)، ایجاد جنگل ـ زراعتی (Agroforestry) و تلفیق دام با گیاه (Agroanimal) را نام برد.


▪ چندکشتی زراعت مخلوط
به مفهوم کاشت بیش از یک گیاه یک قطعه زمین و در یک سال و نیز کشت درهم دو یا چند گیاه به‌طور مخلوط و یا به تناوب می‌باشد. در این روش بهره‌برداری از زمین زراعتی به علت استفاده از نهاده‌های کمتر و افزایش نسبت برابری زمین (Land Equivalent Ratio) بیشتر می‌شود.


▪ شخم حفاظتی
نوعی سیستم کشت گیاهان زراعتی است که در آن حداقل ۳۰% بقایای گیاهان زراعتی در سطح خاک باقی گذاشته می‌شود. سیستم‌های شخم حفاظتی، هزینه مزرعه را کاهش می‌دهد، رواناب و فرسایش خاک را به حداقل می‌رساند، مواد آلی خاک را ضمن حفظ، افزایش می‌دهد و باعث افزایش جذب و نگهداری رطوبت خاک می‌شود. کارائی چرخه عناصر غذائی را در مورد جذب گیاهان افزایش می‌دهد. هم‌چنین مصرف انرژی در شخم حداقل کم شده و صرفه‌جوئی در میزان مصرف سوخت تا میزان ۴۰% می‌رسد.


▪ جنگل ـ زراعتی
به مفهوم کشت توأم درخت و محصولات زراعتی است. این روش، سازگاری زیادی با اکثر نواحی دنیا دارد و در مناطقی که به‌صورت طبیعی جنگل می‌باشد، کاملاً تطابق دارد. جنگل ـ زراعتی با تولید گیاهان یک‌ساله علفی و انوع چندساله سازگاری نشان می‌دهد. هم‌چنین با دامداری قابل تلفیق است. در این سیستم فرسایش خاک حداقل، تهویه اکوسیستم زراعی کاملاً مطلوب و بازدهی استفاده از نور، آب و مواد غذائی خاک حداکثر است.

بقیه در ادامه مطلب

خاک دیاتومه (Diatomaceous earth)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ

خاک دیاتومه (Diatomaceous earth) از بقایای فسیلی جلبک‏های تک سلولی تحت عنوان دیاتوم بوجود آمده ‏است.

خاک‏های دیاتومه با توجه به مواد تشکیل دهنده به رنگ‏های مختلف از سفید تا خاکستری یا زرد و قرمز دیده می‏شوند و در اشکال متفاوت گرد، پهن و مسطح وجود دارند. فرم پهن خاک‏های دیاتومه سطح فعال بیشتری داشته لذا توانایی حشره‏کشی بالایی دارند (Korunic, 1997 ).

خاک‏های دیاتومه از دیاتوم‏هایی با منابع متفاوت بوجود آمده‏اند. مقدار کریستال سیلیکای موجود در خاک دیاتومه نقش موثری در قدرت حشره‏کشی آن‏هاایفا می‏کند (Fields and Korunic, 2000). به طور کلی خاک‏های دیاتومه‏ای که از دیاتوم‏های آب‏های دریاها[1] بوجود آمده‏اند 2 تا 7 درصد کریستال سیلیکا دارند و خاک‏های دیاتومه‏ای که از دیاتوم‏های آب‏های شیرین (برکه، دریاچه، مرداب)[2] ایجاد شده‏اند محتوی کمتر از 1 درصد کریستال سیلیکا می‏باشند. فرمولاسیون‏های دریایی خاک‏دیاتومه به دلیل داشتن مقدار کریستال سیلیکا زیاد قدرت حشره‏کشی بالاتری داشته و حدود 1/0 درصد وزنی از آن‏ها برای کنترل آفات انباری کافی است (Golob, 1997).

علاوه بر این اندازه ذرات خاک‏های دیاتومه نیز در توانایی حشره‏کشی آن‏ها موثر است. میانگین اندازه ذرات تشکیل دهنده خاک‏های دیاتومه در صورتی که برابر و کوچکتر از 15 میکرومتر باشد مناسب است . مقدار اکسید سیلیسیم (SiO2) موجود در خاک دیاتومه نیز در عملکرد آن موثر است. فرمولاسیون‏هایی که مقدار اکسید سیلیسیم آنها بیشتر از 80 درصد باشد توانایی حشره کشی بالاتری دارند ((Korunic, 1997; Korunic and Ormesher, 1998.

 

 

طرز عمل  خاک دیاتومه

ذرات خاک‏ دیاتومه حاوی حفرات ریزی هستند که توانایی جذب مولکول‏های موم اپی‏کوتیکول حشره را دارند. لذا هنگام تماس با کوتیکول حشرات لایه مومی کوتیکول را جذب کرده، به مقدار کمی باعث ایجاد خراش بر روی سطح کوتیکول می‏گردد و سبب از دست رفتن آب بدن و مرگ حشره می‏شود Ebeling, 1971)).

 

نحوه کاربرد خاک دیاتومه

خاک‏های دیاتومه  به دو صورت مورد استفاده قرار می‏گیرند:

•1-             تیمار کردن انبار با خاک دیاتومه قبل از ذخیره‏سازی مواد غذایی

خاک‏های دیاتومه به صورت گرد و یا اسپری‏ وتابل جهت تیمار انبارهای خالی و وسایل نقلیه‏ای  که برای حمل و نقل مواد غذایی به انبارها مورد استفاده قرار می‏گیرد، بعد از انجام اقدامات بهداشتی برای جلوگیری از ورود آفات به انبارها و ایجاد آلودگی‏های ثانویه بکار گرفته می‏شوند (Korunic et al., 1997).

روش گردپاشی متداول‏تر بوده و با توجه به تحقیقات انجام گرفته استفاده از گرد موثرتر از روش اسپری‏پاشی وتابل در کنترل آفات انباری می‏باشد. به این دلیل در حالت اسپری‏پاشی برای بالا بردن عملکرد خاک دیاتومه مقدار بیشتری از آن بکار گرفته می‏شود (Fields and Korunic, 2000). به طوری که در مورد فرمولاسیون Dryacide® خاک دیاتومه فرم گرد در حالت استاندارد به مقدار 2 گرم بر متر مربع مورد استفاده قرار می‏گیرد و فرم وتابل آن به مقدار 6 گرم بر متر مربع کاربرد دارد (Anonymous, 2002).

 

بقیه در ادامه مطلب

تولیدات کتان ارگانیک Organic Cotton Production
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ

متن کامل مقاله برای دانلود در ادامه مطلب

 خلاصه                                           Abstract

Cotton sold as "organic" must be grown according to the federal guidelines for organic crop production. Soil fertility practices that meet organic certification standards typically include crop rotation, cover cropping, animal manure additions, and use of naturally occurring rock powders. Weed management is accomplished by a combination of cultivation, flame weeding, and other cultural practices. A wide variety of insects attack cotton. Management options include trap cropping, strip cropping, and managing border vegetation to encourage high populations of native beneficials. Certain biopesticides using bacteria, viruses, and fungal insect pathogens are available as insect control tools. We discuss specific insect management strategies for cutworm, cotton bollworm, tobacco budworm, pink bollworm, armyworm, loopers, thrips, fleahoppers, lygus bugs, aphids, whitefly, spider mite, and boll weevil. Seedling disease, soil disease, and foliar disease management is also discussed. Pre-harvest defoliation methods that meet organic certification are mostly limited to citric acid, flamers and frost. The publication concludes with sections on marketing organic cotton and the economics and profitability of organic cotton production

 تولیدات       Introduction

Organic cotton has provided significant price premiums for growers willing to meet the many challenges inherent in its production without the aid of conventional pesticides and commercial fertilizers. Growing organic cotton is demanding, but with commitment, experience, and determination, it can be done. This publication covers the major steps in organic production of cotton. It covers soil fertility, weed control options, and alternative pest controls for the many insect problems that plague cotton. Finally, marketing of organic cotton is discussed as well.

Organic cotton acreage declined 18% from 2000 to 2001 in the seven states where most of it is grown. (Marquardt, 2002) Most of this decline came from one large organic cotton farmer in New Mexico who lost it all to drought and withdrew from organic cotton farming altogether. A total of 11,459 acres of either certified organic or transitional organic cotton was produced in 2001. Texas produced the most organic cotton – 8,338 acres – with Arizona and California being the next two highest producing states.

World production of organic cotton amounts to 6,000 tons of fiber annually, or about 0.03% of global cotton production. Turkey produces the most at 29%, with the U.S. being second at 27% and India third at 17%. (Ton, 2002) Demand for organic cotton is highest in Europe (about 3,500 tons or 58% of the total) and the U.S. (about 2000 tons or 33%) (Ton, 2002). Demand in the U.S. increased at an annual rate of 22% between 1996 and 2000. (Organic Trade Association, 2001; cited by Ton, 2002)

نگاهی بر تولیدات ارگانیکOverview of Organic Production

Growing cotton organically entails using cultural practices, natural fertilizers, and biological controls rather than synthetic fertilizers and pesticides. A systems approach to organic production involves the integration of many practices (cover crops, strip cropping, grazing, crop rotation, etc.) into a larger system. Through good soil and biodiversity management, farms can become increasingly self-sufficient in fertility, while pest problems are diminished, and some pests are even controlled outright. A diverse rotation, using legumes and other cover crops, is at the heart of good humus and biodiversity management in an organic cropping system. Cotton, for example, would be but one of several crops an organic farmer would grow. For more complete coverage of general organic crop production, we recommend the ATTRA publication Organic Crop Production Overview.

Throughout this publication, we use examples from conventional farming that illustrate principles relevant to organic cotton production.

In order to market a crop as "organic," a grower must be certified through a third party. This process involves several on-farm inspections and paying a certification fee. More on this subject can be found in the ATTRA publication Organic Farm Certification and The National Organic Program. Applicants for certification are encouraged to become familiar with provisions of the Final Rule posted on the USDA's National Organic Program Web site.

Organic production begins with organically grown seed. If certified organic seed cannot be located, untreated seed may be used as long as it is not derived from genetically modified plants. Most certifiers will accept proof that growers have tried unsuccessfully to buy organic material from at least three different suppliers as evidence of unavailability. Federal organic regulations also address composting and the use of raw manures. These may have implications for cotton production when used as fertilizer.

متن کامل مقاله برای دانلود در ادامه مطلب 

ورمی کمپوست
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ

ورمی کمپوست چیست ؟

 

 

Worm   یک کلمه لاتین به معنی کرم است و ورمی کمپوست به کودی اطلاق می شودکه از مدفوع گونه ای خاص از کرمهای خاکی بدست می آید.

در طبیعت بیش از 2500 گونه مختلف از کرمهای خاکی زندگی می کنند، اقسام این کرمها از نوع مستقر در سطح زمین تا کرمهای مستقر در سوراخهای عمیق متفاوت است. بیولوژی ، الگوهای رفتاری ، عادات تغذیه ای و احتیاجات زیست محیطی این گونه ها بسیار متنوع می باشد.

 برای تهیه ورمی کمپوست از گونه ای خاص از کرمهای قرمز رنگ مناطق گرم و مرطوب بنام   Eisenia Foetida که به کرم ببری یا کرم کمپوستر نیز معروف میباشند استفاده می شود. فرآیند تولید ورمی کمپوست عبارت است از عبور آرام و پیوسته مواد آلی از درون دستگاه گوارش کرم و تغییر حالت این مواد به مدفوع کرم؛ فضولات کرمها شامل مواد مغذی برای گیاهان بوده و دارای حالتی است که به موقع برای تغذیه گیاه آزاد می شود، ورمی کمپوست ماده ای است که بخوبی تغییر فرم یافته و ساختار، تخلخل، تهویه، زهکشی و ظرفیت نگهداری رطوبت در آن در حد عالی بوده و از لحاظ کیفی سرشار از مواد هومیک و عناصر قابل جذب برای گیاهان است .

 

 

ورمی کمپوست دارای عناصری از قبیل :

 

کربن ، نیتروژن ، فسفر ، پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، آهن ، روی ، منگز وسایر عناصر میکرو و ماکرو میباشد. خواص یاد شده فوق ورمی کمپوست را تبدیل به کودی ایده ال برای رشد و بالندگی عمومی گیاهان کرده و با توجه به اینکه در فرآیند تولید این کود از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی شود، محصولات کشاورزی تولید شده کاملاً طبیعی خواهند بود ؛ این ویژگیهای منحصر بفرد توجه علاقمندان محیط زیست را نیز در سراسر جهان به خود جلب کرده و آینده روبه رشدی برای استفاده وسیع از ورمی کمپوست در کشاورزی ارگانیک را رقم خواهد زد.  

 

 

ضرورت استفاده از کودهای بیولوژیک

 

        تامین عناصر غذایی به صورت کاملاً مناسب با تغذیه طبیعی

        کمک به تنوع زیستی

        تشدید فعالیتهای حیاتی گیاه

        بهبود کیفیت ، حفظ بهداشت و محیط زیست

        حفظ و حمایت از سرمایه های ملی

 

 

 

روش مصرف

 

 

ورمی کمپوست یک کود آلی می باشد که از لحاظ کیفی سرشار از مواد هومیک و بیومیک ، انواع ویتامین ها و هورمونهای محرک رشد ، آنزیم های مختلف و عناصر غذایی قابل جذب برای گیاه با اسیدیته تنظیم شده است .

 

خواهشمند است برای استفاده از این محصول ارزشمند طبق جدول زیر عمل بفرمایید

 

 

 

میزان مصرف نوع گیاه ردیف

1- 3 کیلوگرم برای هر درخت درختان میوه بسته به سن 

100 گرم برای هر نهال جنگلداری و نهال کاری 

500 گرم برای هرمتر مربع درختچه های زینتی و چمن 

400 گرم برای هرمتر مربع گیاهان زینتی (انواع گل) 

80 گرم برای هرگلدان گلدانهای متوسط 

150 گرم برای هر گلدان گلدانهای بزرگ 

 

 

 اگر از ورمی کمپوست برای پرورش گل های تزئینی و گلدانهای خانگی استفاده می کنید در نظر داشته باشید که گیاهان نیز مانند هر موجود زنده دیگر برای رسیدن به رشد و بالندگی مطلوب به عوامل دیگری نظیر دما ، نور و دفعات آبیاری متناسب با نوع گیاه نیازمند هستند که در صورت فراهم کردن این شرایط می توانید از پرورش گل های خود لذت برده و محیط زندگی خود را سبزتر کنید .

 

 با توجه به نیاز گیاهان خود می توانید دفعات کود دهی را بین 2 تا 6 ماه تکرار کنید .

 

  

 

مزایای ورمی کمپوست

 

 بدون بو

 

 کم وزن

 

 قابلیت نگهداری آب با حجم بالا

 

 اصلاح کننده خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیک خاک

 

 تامین کننده کلیه عناصر مورد نیاز برای رشد گیاهان

 

 

 

عناصرتشکیل دهنده ورمی کمپوست

 

 کربن

 

 نیتروژن

 

 فسفر

 

 پتاسیم

 

 کلسیم

 

 روی

 

 آهن

 

 عناصر میکرو و ماکرو

به منظور بررسی تأثیر نوع تیمار، بسته بندی و دمای انبار بر کنترل ضایعات پس از برداشت گوجه فرنگی رقم سانسید، در مرحله سفید،صورتی و قرمز، این پژوهش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با ۴ تکرار به اجرا در آمد. بدین منظور میوه ها در سه مرحله برداشت و پس از تیمار به صورت غوطه وری در دو زمان ۵ و ۱۰ دقیقه، در پوشش پلاستیک ویا ظرف یکبار مصرف بسته بندی وطی مدت ۳ هفته در دمای ۱۰و ۲۰ درجه سانتی گراد قرار گرفته و میزان پوسیدگی مورد بررسی قرارگرفت. براساس نتایج بدست آمده، برای گوجه فرنگی های برداشت شده در مرحله قرمز، تیمار الکل ۲۰ درصد با
پوشش پلاستیک و دمای ۱۰ درجه سانتی گراد، برای گوجه فرنگی های برداشت مرحله صورتی تیمارهای الکل ۳۰ درصد وبی کربنات سدیم ۳ درصد با پوشش پلاستیک ودمای۱۰ درجه سانتی گراد و برای گوجه فرنگی های برداشت مرحله سفید، تیمار بی کربنات سدیم ۳ درصد با پوشش پلاستیک و ظرف یکبار مصرف باروکش فیلم و دمای ۲۰ درجه سانتی گراد مناسب تشخیص داده شد.

 

مقدمه
بسیاری از محصولات باغی، زراعی در زمان برداشت به دلیل افزایش عرضه وثابت بودن تقاضا افت قیمت پیدا کرده و بخش عمده ای از تولید ات به همین دلیل از بین خواهد رفت. لذا نگهداری آنها در انبار و عرضه تدریجی آنها به بازار ضروری به نظر می رسد.اما از آن جایی که میوه ها و سبزی ها ی برداشت شده دارای بافتهای زنده هستند، توسط میکروارگانیسمها خسارت زیادی می بینند(۵)
میوه ها و سبزی های بالغ به دلیل داشتن رطوبت زیاد و مواد غذایی، محیط مناسبی برای رشد انواع میکروارگانیسم ها می باشند(۲). قارچهایی که پس از برداشت سبب ایجاد پوسیدگی می شوند، معمولا از طریق زخم هایی که در زمان برداشت و حمل ونقل روی میوه ایجاد می گردد، باعث آلودگی میوه ها می شوند(۳و۴و۶).خسارت ناشی از بیماریها در طی حمل ونقل و جابه جایی میوه ها، از هنگام برداشت تا رساندن آنها به بازار مصرف به ویژه در مناطق گرم و مرطوب سریع است وحجم بزرگی از ضایعات را تشکیل می دهد(۱)
زیان های ناشی از عوامل بیماری زا را می توان با انتخاب یک روش صحیح که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بر فعالیت عوامل بیماری زا موثر است و مقاومت میوه را در برابر حمله آنها افزایش می دهد به حداقل رساند(۲).از این رو بنابر موارد مذکور هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر نوع تیمار، بسته بندی و دمای انبار بر کنترل ضایعات پس از برداشت رقم سانسید گوجه فرنگی بوده است.

مواد وروشها
به منظور بررسی تأثیر نوع تیمار، بسته بندی ودمای انبار بر کنترل ضایعات پس از برداشت گوجه فرنگی رقم سانسید، این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با ۴ تکرار به اجرا در آمد. بدین منظور میوه های گوجه فرنگی در سه مرحله سفید، صورتی و قرمز برداشت و پس از غوطه وری در تیمارهای آب معمولی، الکل۲۰ و ۳۰درصد، گلوکز ۳ و ۵ درصد،غوطه وری۵ و ۱۰ دقیقه، کربنات سدیم و بی کربنات سدیم۱/۵ و ۳درصد به مدت سه هفته در دمای ۱۰ و ۲۰ درجه سانتی گراد نگه داری شدند. در پایان آزمایش، میزان پوسیدگی کل میوه مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزاررایانه ای MSTAT_Cتجزیه وتحلیل آماری و میانگین ها توسط آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح یک درصد با هم مقایسه شدند.
نتایج
الف-مقایسه اثرات دما و پوشش در رابطه با تیمار بر کنترل ضایعات پس از برداشت گوجه فرنگی سفید
براساس نتایج،در رابطه با اثر متقابل دما و تیمار، کمترین میزان پوسیدگی در تیمار بی کربنات سدیم ۳ درصد (۳۴/۵درصد)ودر دمای ۲۰ درجه سانتی گراد و بیشترین میزان پوسیدگی در تیمار گلوکز ۵ درصد(۸۷/۵ درصد) و در دمای ۲۰ درجه سانتی گراد مشاهده شده است. ودر رابطه با اثر متقابل پوشش و تیمار، کمترین میزان پوسیدگی در تیمار بی کربنات سدیم ۳ درصد(۵۳/۱۳ درصد) و در پوشش ظرف یکبار مصرف و بیشترین میزان در تیمار گلوکز ۵ درصد با غوطه وری ۵ دقیقه(۸۷/۵ درصد)مشاهده شده است(جدول ۱).
ب-مقایسه اثرات دما و پوشش در رابطه با تیمار بر کنترل ضایعات پس از برداشت گوجه فرنگی صورتی
نتایج بدست آمده حاکی از تأثیر، رابطه متقابل دما و تیمار بر کنترل پوسیدگی می باشد و بر این اساس کمترین میزان پوسیدگی در تیمار بی کربنات سدیم ۳درصد( ۵۶/۳۸ درصد) و در دمای ۱۰ سانتی گراد و بیشترین میزان پوسیدگی در تیمار گلوکز ۳درصد با غوطه وری ۵ دقیقه(۸۴/۳۸ درصد) و در دمای ۲۰درجه سانتی گراد مشاهده شد. در رابطه با تأثیر پوشش وتیمار بر کنترل پوسیدگی، کمترین میزان پوسیدگی در تیمار الکل ۳۰درصد(۵۳/۲۵ درصد) و در پوشش پلاستیک و بیشترین میزان پوسیدگی در تیمار گلوکز ۳ درصد غوطه وری ۵دقیقه(۸۷/۵درصد)و در پوشش ظرف یکبار مصرف مشاهده شد(جدول ۲).
ج-مقایسه اثرات دما و پوشش در رابطه با تیمار بر کنترل ضایعات پس از برداشت گوجه فرنگی قرمز
بر اساس نتایج، در رابطه با اثرات متقابل دما و تیمار، کمترین میزان پوسیدگی در تیمار الکل ۲۰ درصد(۶۰/۱۳درصد)و در دمای ۱۰ درجه سانتی گراد و بیشترین میزان پوسیدگی در تیمارهای، آب معمولی، الکل۲۰ درصد و بی کربنات سدیم ۱/۵ درصد (۸۴/۳۸درصد)در دمای ۲۰ درجه سانتی گرادمشاهده شد و در رابطه با اثر متقابل پوشش و تیمار، کمترین میزان پوسیدگی در تیمار شاهد (۵۶/۲۵ درصد)و در پوشش ظرف یکبار مصرف و بیشترین میزان، در تیمار شاهد و بی کربنات سدیم۱/۵درصد(۸۴/۳۸درصد)ودر پوشش پلاستیک مشاهده شد(جدول ۳).

بقیه در ادامه مطلب

کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ

با افزایش جمعیت در دنیا، نیاز به افزایش تولید میوه و سبزى نیز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان این نسبت را متوازن نمود و تولیدات باغبانى را با افزایش جمعیت، افزایش داد؟ تکنیک هاى سنتى به نژادى گیاهان، پیشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسیل بالا به وجود آورده اند ولى این تکنیک ها قادر نیستند میزان تولید میوه ها و سبزى ها را نسبت به افزایش تقاضا براى این محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا یک نیاز فورى به استفاده از بیوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرایى احساس مى شود. ابزارهاى بیوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جدید گیاهى، مهیا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهایى با کارایى بالاتر، مورد استفاده و نیاز هستند. اکثر میوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه یافته، به صورت ژنتیکى دستکارى شده اند. بیوتکنولوژى مدرن، طیف وسیعى از موجودات زنده یا مواد حاصل از میکروارگانیسم ها را در ساختن یا تغییر یک فرآورده جهت اصلاح گیاهان یا حیوانات و یا اصلاح میکروارگانیسم هایى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بیوتکنولوژى یک جنبه جدیدى از بیولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جدیدى را بر حل مشکلات متفرقه تولید غذا در دنیا مهیا مى سازد. عمده ترین کاربردهاى بیوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتیک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- تولید و توسعه میکروب هاى مفید • کشت بافت یکى از کاربردهاى وسیع بیوتکنولوژى در زمینه کشت بافت، به ویژه ریز ازدیادى است. این تکنیک یکى از مهمترین تکنیک هاى مورد استفاده براى ازدیاد غیرجنسى سریع گیاهان در درون شیشه (In vitro) به حساب مى آید. تکنیک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى تولید انبوهى از گیاهان عارى از بیمارى بسیار مقرون به صرفه است. همچنین انتقال منابع با ارزش گیاهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گیاهان به اقصى نقاط دنیا با کشت بافت میسر و تسهیل شده است. این در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگویى و تامین مواد گیاهى مورد نیاز جهت تقاضاهاى موجود نیست. تولید گیاهان عارى از ویروس با تکنیک کشت مریستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ریشه گیاهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذیر شده است. تکنیک نجات جنین (رویان) یکى دیگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گیاهى را ساخته است تا از سقط جنین هاى گیاهى در اثر عوامل مختلف پیشگیرى نمایند. کشت جنین هاى نجات یافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکیل تخم را حل نماید. این تکنیک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسیار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقیت آمیزى از طریق کشت لپه ها، محور زیرلپه اى (هیپوکوتیل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ریشه، بساک و... باززایى مى شوند. تولید گیاهان هاپلوئید (n _ کروموزومى) از طریق کشت گرده یا بساک یکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گیاهان است. این تکنیک بسیار سریع بوده و از نظر اقتصادى غیرمقرون به صرفه است. هموزیگوتى کامل نتایج به گزینش فنوتیپ ها براساس خصوصیات کمى و کیفى توارث یافته کمک مى کند و باعث تسهیل در به نژادى، ایزولاسیون موفق، کشت و ترکیب پروتوپلاست هاى گیاهى مى شود و در انتقال نر عقیمى سیتوپلاسمى جهت دستیابى به گیاهان هیبریدقوى، از طریق ترکیب میتوکندریایى بسیار مفید و موثر است و کارایى زیادى در انتقال ژنتیکى در گیاهان دارد. حفاظت درون شیشه اى ژرم پلاسم ها در محیط هاى کشت آماده و روش هاى جایگزین جهت غلبه بر مشکلات مدیریتى منابع ژنتیکى در محصولاتى که به طور غیرجنسى تکثیر مى شوند و گیاهانى که هتروزیگوتى بالایى دارند و ذخیره بذر مناسبى ندارند، از اهمیت زیادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شیشه اى، راحت و بسیار موثر است. این تکنیک ها به طور موفقیت آمیزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شیشه اى همچنین تبادل مواد گیاهى عارى از آفت و بیمارى را تضمین نموده و به قرنطینه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گیاهى به طور ممتد در حال تحقیق بر روى تغییرات ژنتیکى جدیدى هستند که کارآیى بالایى در اصلاح ارقام جدید دارند. برخى از گیاهان باززایى شدند. از طریق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتیپى غیرمعمول و جدیدى را نسبت به فنوتیپ گیاه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنین تنوعى را، تغییرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبیت باشد و در نسل بعدى دیده شود. همچنین، تغییرات ممکن است اپى ژنتیکى باشند و در تولید مثل جنسى (ازدیاد جنسى) دیده نشوند. تغییرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گیاهى بسیار مفید هستند. • مهندسى ژنتیک در گیاهان مهندسى ژنتیک در سه مرحله اصلى زیر دخالت دارد: ۱- شناسایى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سیستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذیرنده. ۳- بیان اطلاعات ژنتیکى جدید در سلول هاى پذیرنده. با استفاده از تکنیک هاى مهندسى ژنتیک، ژن هاى مفید زیادى به داخل گیاهان وارد شده و باعث توسعه گیاهان تغییر یافته ژنتیکى (گیاهان تراریخته) گردیده است. در این گیاهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق یافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گیاهان تراریخته وسعتى در حدود ۶/۵۲ میلیون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستیابى به خصوصیات مفید زیر به داخل محصولات گیاهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ها این امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گیاه اصلى، جهت از بین بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گیاهان مقاوم به علف کش ها در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، سیب زمینى، سویا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گلیفوسات (Glyphosate) یکى از قوى ترین علف کش هایى است که براى طیف وسیعى از گیاهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گلیفوسات با بلوکه کردن یک آنزیم ۵-انول پروویل شیکیمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بیوسنتز اسیدهاى آمینه حلقوى نظیر تیروزین، فنیل آلانین و تریپتوفان نقش دارد، منجر به از بین رفتن علف هاى هرز مى شود. اسیدهاى آمینه مواد سازنده پروتئین ها هستند. گیاهان تراریخته مقاوم به گلیفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادیر زیادى آنزیم مورد نظر را تولید کرده و در برابر اثرات گلیفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که این علف کش یک علف کش عمومى است و تمام گیاهان را از بین مى برد. تعدادى از آنزیم هاى سم زدا در گیاهان و میکروب ها شناسایى شده اند از جمله آنزیم گلوتاتیون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گیاهان دیگر، اثرات سمى علف کش بروموکسینیل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنین آنزیم فسفینوتریسین استیل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفینوتریسین) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتومیست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سیب زمینى، چغندر قند، سویا، کتان و ذرت، گیاهان تراریخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گیاهان تراریخته، زحمت و هزینه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزایش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بیمارى زا): ویروس ها مهم ترین و خطرناک ترین عوامل بیمارى زاى گیاهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهایى با استفاده از پوشش پروتئینى ویروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ویروسى به کار گرفته شده است. ویروس ها موجودات ذره بینى متشکل از اسیدهاى نوکلئوئیک (RNA DNA) هستند که در یک پوشش پروتئینى محصور بوده و قادر به تکثیر زیاد در داخل سلول میزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئینى ویروس به عنوان یک عامل قابل تغییر جهت تولید گیاهان مقاوم به ویروس یکى از دستاوردهاى مهم بیوتکنولوژى گیاهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئینى از ویروس موزائیک توتون (TMV) به عنوان یک ویروس با RNA رشته اى مثبت به گیاه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ویروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئین nucelocapsid در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمینى، فلفل و گل هاى زینتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ویروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گیاهان تراریخته را به ویروس موزائیک خیار (CMV) مقاوم کرده است. گیاهان تراریخته مقاومى نیز در برابر ویروس موزائیک یونجه، ویروس x سیب زمینى، ویروس تانگروى برنج، ویروس جغ جغى توتون و ویروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپایا) به وجود آمده اند. در دهه اخیر، ژن هاى مقاومى در شناسایى پاتوژن هاى بیمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنین برخى از مسیرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسایى قرار گرفته اند. برخى ترکیبات ضدقارچ در گیاهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسایى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با تولید گیاهان تراریخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظیر پروتئین ها و سموم توسعه یافته است. ژن کیتیناز (Chitinase) گرفته شده از لوبیا، مقاومت زیادى به بیمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنین این ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گیاه توتون، مقاومت به بیمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بیمارى لکه قهوه اى مى شود را ایجاد کرده است. ژن استیل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بیمارى باکتریایى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ایجاد مقاومت در برابر تنش هایى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگین و هورمون هایى گیاهى هستند. مطالعاتى نیز در مورد متابولیت هاى نظیر پروتئین ها و بتائین ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزیم گلیسرول، فسفات، آسیل، ترانسفراز ایجاد شده است که این ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گیاهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانیتول، سوربیتول و سیون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گیاهانى که داراى پلى ال هاى بیشترى هستند، مقاومت بیشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانیتول ها است، این امکان وجود دارد که سطح مانیتول را در گیاهان مقاوم به خشکى بالا برد. کیفیت میوه: میوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهمیت ویژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراریخته با فعالیت کم آنزیم پکتین میتل استواز و مقادیر بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کیفیت فرآورى را افزایش مى دهد. گوجه فرنگى هاى دیررس با استفاده از RNA آنتى سنس تولید شده اند که در آنها از سنتز آنزیم هاى دخیل در تولید اتیلن ممانعت مى شود مثل آنزیم EgAccl سنتتاز. همچنین با استفاده از ژن دآمیناز که مقدار اسید ۱- آمینو سیکلوپروپان ۲-کربوکسیلیک (ACC) (پیش ماده سنتز اتیلن) را در میوه کاهش مى دهد، امکان تولید گوجه فرنگى هاى دیررس وجود دارد. این گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بیشترى برخوردار هستند و همچنین مى توانند مدت طولانى بر روى گیاه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسیدها در میوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. این گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپایى و آمریکایى در سطوح تجارى گسترده اى در حال تولید هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم تولید نمود، همچنین با ژن باکتریایى ADP گلوکز پیروفسفوریلاز مى توان محتواى نشاسته سیب زمینى ها را به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسین (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گیاهانى نظیر کتان، توتون، گوجه فرنگى، سویا، سیب زمینى و... مقاومت به حشرات مضر در این گیاهان ایجاد شده است. این ژن ها، پروتئین هاى کریستاله ضد حشرات را تولید مى کنند که بر روى دامنه وسیعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. این کریستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قلیایى در داخل پروتوکسین هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کیلووالتون تشکیل مى شوند. این پروتئین هاى کریستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رویشى سلول ها تولید مى شوند و اثرات زیادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقیمى و تجدید بارورى: این تکنیک در تولید بذر هیبرید بسیار مفید مى باشد. گیاهان تراریخته با ژن هاى نر عقیم و تجدید کننده بارورى در شلغم ایجاد شده اند. این تکنیک تولید بذر هیبرید، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهیل مى نماید و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماریانى (Mariani) و همکاران در بلژیک با موفقیت یک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص دیگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ریبونوکئاز را در باکترى باسیلوس (ژن بارناز) توالى یابى کرده و در تولید گیاهان تراریخته شلغم به کار گرفتند. با این عمل و با بیان ژن انتقال یافته از تولید گرده نرمال جلوگیرى شده و منجر به نر عقیمى مى شود. • شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسید نولکئیک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بیمارى هاى گیاهى را قبل از بروز علائم شناسایى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسیدنوکلئیک پاتوژن هستند که ارگانیسم هاى با مارکرهاى ویژه را تولید مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنیک هاى استاندارد DNA نوترکیب مى توان آنها را تولید کرد. پادزهرهاى تک کلونى McAb) تکنیک هاى ایمونوشیمیایى، براى شناسایى سریع و دقیق پاتوژن هاى گیاهى بسیار مفید هستند. همچنین از این تکنیک در شناسایى بیمارى هاى گیاهى استفاده مى شود. تکنیک هیبریداسیون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى تولید هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بیوشیمى اینها به عنوان مواد ایمنولوژیکى تعریف مى شوند که توسط یک لاین سلولى ساده و علیه اپى توپ هاى پادتن ایمن ساز ساخته مى شوند. پتانسیل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گیاهى ضرورى هستند چون منجر به تولید پادزهرهاى هموژن با فعالیت مشخص به مقادیر زیاد گردید که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با این حال تکنولوژى هیبریداسیون یک عمل آزمایشگاهى و پرهزینه است در مقایسه با روش هاى ایمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقیاس وسیع استفاده مى شوند. • مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزینش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرایان گیاهى آسان ساخته است. این امکان به وجود آمده است که گیاهان را براساس صفات مختلف یا مقاومت به بیمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنیم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثیر شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثیر شده) و مارکرهاى ایزوآنزیم در به نژادى گیاهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژیکى و ایزوآنزیم ها مفید بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثیر شرایط محیطى قرار نمى گیرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گیاهان زراعى نظیر ذرت، گوجه فرنگى، سیب زمینى، برنج، کاهو، گندم و گونه هایى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زیادى دارند که مى توان به شناسایى ارقام، شناسایى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آنالیز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسایى مورد استفاده قرار مى گیرد چون در مقایسه با APD قدرت ترمیم و بازسازى دارد. ریزماهواره ها یا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نیز استفاده گسترده اى در ژنوتیت سازى، نقشه ژنى و آنالیزه ژنى دارند. • تولید مایه زن هاى میکروبى استفاده بى رویه و بدون احتیاط از کودها و سموم شیمیایى براى تولید محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محیطى و از بین بردن حاصلخیزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقایاى سموم شده است. لذا یک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زیستى مطمئن در مدیریت تلفیقى تغذیه و سیستم هاى مدیریت آفات وجود دارد. کودهاى زیستى، میکروارگانیسم هایى هستند که نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده و یا فسفر تثبیت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذایى را بیشتر در اختیار گیاه قرار مى دهند. استفاده از میکروارگانیسم ها به عنوان کود، مزایاى زیادى دارد از جمله کم هزینه بودن آنها، غیرسمى بودن براى گیاهان، آلوده نکردن آب هاى زیرزمینى و اسیدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گیاه. ریزوبیوم ها، میکروارگانیسم هایى هستند که بر روى ریشه گیاهان بقولات (حبوبات) گره هایى را ایجاد مى کنند و توسط آنها نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده که این نیتروژن سپس به آمونیوم و بعد به اسیدهاى آمینه در سلول گیاهى تبدیل مى شود. مایه زنى خاک با این باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نیتروژنه اضافى به خاک کمک مى نماید. باکترى هاى حل کننده فسفر نیز گروه دیگرى از میکروارگانیسم ها هستند که فسفر غیرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختیار گیاه قرار مى دهند. میکوریزا به همزیستى بین قارچ هاى غیر بیمارى زا و ریشه گیاهان گفته مى شود. میکوریزا عناصر غذایى را از لایه هاى عمیق تر خاک در اختیار گیاهان قرار مى دهد و با مایه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گیاهان مى توان کمک کرد. اکثر میوه ها نظیر خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به این رابطه هستند، با مایه زنى این قارچ ها، فسفات و عناصر غذایى بیشترى در اختیار این میوه ها قرار مى گیرد. این اجتماع میکوریزاها، همچنین به مقاومت گیاهان در برابر حمله بیمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصیات خاک را نیز بهبود مى بخشد. تغییر ژنتیکى میکروب ها: با استفاده از تکنیک نوترکیبى DNA این امکان فراهم شده است که به طور ژنتیکى، مى توان نژادهاى مختلف این باکترى ها را دستکارى نمود و میکروب هایى سازگار با شرایط محیطى مختلف و نژادهایى با خصوصیات و ظرفیت رقابت و گره زایى بهتر تولید نمود. آفت کش هاى زیستى، ارگانیسم هاى بیولوژیکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شیمیایى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند. این آفت کش ها جایگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پیدا نموده اند. آفت کش هاى زیستى مزایاى زیادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانیسم هاى غیرهدف نظیر زنبورها و پروانه ها مضر نیستند. این آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجیره غذایى توزیع نشده و از خود بقایایى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى میکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هایى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گیرند. خصوصیت حشره کشى این باکترى ها به علت تولید کریستال هاى پروتئینى در دوره تخم ریزى است. این پروتئین ها سموم معده هستند که خاصیت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنین قادر به از بین بردن نماتودهاى گیاهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بیوتکنولوژى گیاهى، یک نشانه مهم براى اندازه گیرى بقاى این تکنولوژى جدید مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزینه تر مانند استفاده از کودهاى زیستى و آفت کش هاى زیستى استفاده نمایند برعکس کشاورزان مایه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزینه بهره مى برند.

بررسی کاهش ضایعات بذر مصرفی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ

دسته مقاله : زراعت

گروه : زراعت غلات-مبانی کشاورزی پایدار

 

 

 

 

چکیـده

 

گندم به عنوان مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی کشور بطور متوسط 5/6 میلیون هکتار از اراضی کشور را بخود اختصاص داده و بالغ بر 5/10 میلیون تن تولید دارد. عملکرد پائین گندم در ایران در مقایسه با جهان عمدتاً بواسطه سطوح پائین نهاده ها (بویژه آب) و ضعف مدیریت زراعی است. تکیه بر افزایش عملکرد بعنوان کلیدی ترین راه حل افزایش تولید گندم، توسعه تحقیقات در       زمینه های کاهش ضایعات و ساماندهی بذر را بعنوان راهکاری مناسب طلب می نماید. بررسی منابع مختلف نشان می دهد که میزان بذر کافی و اقتصادی بطور معنی داری کمتـر از میـزان بـذری اسـت که در حال حاضـر اکثر گندمکاران کشور مصرف مـی نمایند. علت عمده این مصرف اضافی عدم اطمینانی است که زارعین از استقرار گیاه (تراکم بوته) در مزرعه دارند.

 

به منظور بررسی تراکم بوته بر عملکرد دانه و اجزاء عملکرد ارقام مختلف گندم دو آزمایش در سال های 1380 و 1381 در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران (کرج) بصورت طرح کرتهای خرد شده در قالب فاکتـوریـل با چهـار تکرار به اجـرا درآمد. فاکتورها شامل 4 رقم تجارتی گندم (مهدوی، قدس، مرودشت و M75-7)، تراکم بوته در پنج سطح (200،250، 300، 350 و 400 بوته در متر مربع) و دو تیمار ضد عفونی و عدم ضد عفونی بذر پیش از کاشت بودند. نتایج تجزیه مرکب دو ساله نشان داد که با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته) برخی مؤلفه های عملکرد گندم مثل تعداد پنجه و سنبله در متر مربع افزایش یافت، اما در مقادیر بالاتر بذر مصرفی این روند افزایش کمتری داشت. به طوری که با دو برابر کردن میزان بذر مصرفی، از 200 به 400 دانه در متر مربع، تعداد پنجه و سنبله در واحد سطح به ترتیب 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند و در مقابل، عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش نشان داد. در بین ارقام مورد بررسی، رقم M75-7 با افزایش بذر مصرفی در واحد سطح عملکرد دانه بیشتری تولید نمود درحالیکه، ارقام مرودشت، مهدوی و قدس بیشترین عملکرد دانه را به ترتیب در تراکم های 200، 250 و 300 عدد بذر در متر مربع داشتند. تیمار ضدعفونی بذر در مقابل عدم ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه بیشتری تولید نمود، اما تفاوت آنها معنی دار نبود.

 

بـررسـی ارتبـاط اجزاء عملکرد نشـان داد که صفـات مـاده خشک (** 84/0=r)، شـاخص بـرداشـت (** 62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) همبستگی مثبت و معنی دار با عملکرد دانه داشتند. صفات دیگر نظیر، تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی و معنی داری با عملکرد دانه نشان دادند به نحوی که با افزایش میزان بذر مصرفی افزایش عملکرد دانه از طریق کاهش این صفات میسر نگردید. بطور کلی، اثرات متقابل میزان بذر×رقم و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای مورد بررسی نشان داد که عامل نوع بذر (رقم) یا اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. اما، چنانچه کاهش ضایعات بذر مصرفی (کاهش هزینه های تولید گندم) مورد نظر باشد تراکم 200 بذر درمتر مربع با تولید حداکثر عملکرد دانه کفایت خواهد نمود، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب امکان پذیر خواهد شد.

 

واژه های کلیدی: کاهش ضایعات، بذر گندم، تراکم بوته، عملکرد و اجزاء عملکرد.

 

 

مقدمه

 

عمده ترین بخش مصرف گندم در ایران مربوط به تولید نان است (90% عرضه گندم را شامل می شود)، و بخشی نیز به مصرف بذری و مصرف دامی می رسد. مصرف بذر مورد نیاز کشت سالانه در کشور بالغ بر000/000/1 تن برآورد گردیده که در شرایط معمول کشت گندم از 60 کیلوگرم در زراعت دیم لغایت200 کیلوگرم در هکتار در زراعتهای پاییزه آبی متغیر است. در زراعتهای پاییزه گندم آبی نسبت بذر مصرفی به تولید یک به بیست است. میزان بذر کمتر و یا بیشتر از معمول در برخی مواقع و به دلایل متعددی به شرح زیر توسط کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جمله: واریته های بذر درشت (اندازه بذر) واریته هائی با پتانسیل (توانائی) پنجه زنی کم، کشت بهاره، کشت دیر (در پائیز یا بهار)، روش دستپاش، اراضی سنگین، درصد جوانه زنی پائین و غیره.       خسارت های وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخی عوامل بیماری زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزایش ضایعات بذر گندم می شود. متوسط رطوبت موجود در خاک نیز از عوامل اصلی تعیین کننده میزان بذر مصرفی است. به طوری که در مناطق کم باران میزان متوسط بذر کمتر و در مناطق نیمه مرطوب و مرطوب بذر بیشتری مصرف می شود.

 

بنابر این، جلوگیری از ضایعات گندم با توجه به مشکلات و محدودیت های موجود از نقطه نظر افزایش عملکرد در واحد سطح، افزایش سطح زیر کشت، تامین نهاده های مورد نیاز، محدودیت واردات به لحاظ تنگناهای حمل و نقل و بندری اهمیت زیادی پیدا کرده است و تأثیر آن بر درآمد زارعین و نهایتاًٌ میزان عرضه محصول قابل توجه می باشد (وزارت کشاورزی، 1362). لذا، طرح حاضر برای دستیابی به امکان کاهش میزان بذر مصرفی در هکتار به عنوان راهکاری برای کاهش ضایعات بذر جهت کشت گندم پائیزه آبی می باشد،

 

کاهش میزان بذر مصرفی بطور قطع در هزینه های نهاده ها کاهش معنی داری بر جای         می گذارد، اما بایستی دقت شود که استقرار بوته ها در شرایط های مختلف اقلیمی در نظر گرفته شود. بعبارت دیگر، بهترین بررسی آن است که آزمایش یا مطالعه منطقه ای (site by site) بوده و براساس نوع خاک، ساختمان بستر بذر، رطوبت موجود در خاک، آب و هوای زمان کاشت، در نظر داشتن خسارت مربوط به آفات و غیره باشد. همچنین برای استقرار مناسب بوته ها در مزرعه بهتر است بجای مقدار بذر، براساس تعداد بذر در واحد سطح عمل شود زیرا که اندازه بذور برای        واریته های مختلف تفاوت دارند. میزان بذر در متر مربع به طور شاخص بایستی 25 تا 50 درصد بیشتر از تعداد بوته لازم در واحد سطح باشد تا هر نقصانی را جبران نماید. بر اساس مطالعات سازمان تحقیقاتی HGCA (2000) میزان بذر در کشت های مطلوب می تواند تا حدود 70%، بدون هیچگونه کاهشی درعملکرد ارقام مختلف، کمتر شود. کاهش میزان بذر ممکن است خطر فضای خالی در مزرعه را افزایش دهد اما، در مقادیر بالای مصرف بذر خطر خوابیدگی ساقه، احتمال وقوع بیماریهای گیاهی و افزایش هزینه نهاده بذر وجود دارد. در تراکم بوته مناسب میزان بذر مصرفی آن قدر پائین خواهد بود که احتمال وقوع ریسک های یاد شده بطور اساسی کاهش می یابد.

 

میزان بذر مصرفی و توزیع بوته ها در یک مزرعه تاثیرات مشخصی را بر اجزاء عملکرد گندم خواهد داشت. افزایش میزان بذر مصرفی می تواند تعداد سنبله در واحد سطح را زیادتر کند اما، دو جزء دیگر عملکرد یعنی، تعداد بذر در سنبله و وزن دانه کاهش می یابند. خاصیت جبران کنندگی نسبی در بین اجزاء عملکرد گندم می تواند نقصان عملکرد را وقتی که یک جزء کاهش می یابد، به حداقل برساند اما چنین جبرانی ممکن است کامل نباشد (4). پیتر و همکاران (1373) گزارش نمودند که بین ژنوتیپ ها از نظر توانائی کلی جبران و توانائی هر یک از اجزاء عملکرد تفاوت وجود دارد. بعضی ژنوتیپها قادرند که تولید ناکافی اجزاء عملکرد را جبران کنند ولی برخی این توانائی را ندارند. همچنین با کوتاه شدن فصل رویش، توانائی جبران کم می شود. بنابراین، در مطالعات مربوط به مقادیر بذر و تعداد بوته، همه اجزاء عملکرد دانه بجای فرد فرد اجزاء می بایست مورد توجه قرار داشته باشند. تعداد سنبله در واحد سطح به تعداد پنجه های اصلی و تعداد پنجه های بارور در بوته بستگی دارد (7). وقتی تراکم بوته (مقادیر بذر) افزایش می یابد حداکثر تعداد پنجه در واحد سطح در یک شرایط ویژه به سرعت تشکیل می شود. ولی ، درصد پنجه هائی که باقی مانده و تولید سنبله  می کنند پائین خواهد بود البته، در تراکم پایین بوته نیز 100 درصد پنجه ها زنده باقی             نمی مانند ‌(8).

 

قبادی و همکاران (1379) در بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم نان به این نتیجه رسیدند که اثرات رقم و تراکم بوته بر تعداد سنبله در متر مربع، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه در سطح یک درصد معنی دار بودند، ولی اثر متقابل فقط برای تعداد سنبله در متر مربع و وزن هزار دانه معنی دار شد. در هر چهار رقم، با افزایش تراکم بوته، تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که افزایش نشان داد و اجزاء دیگر از قبیل تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه کاهش یافتند.

 

لازم به ذکر است در طرح هائی که بر روی تراکم بوته در واحد سطح انجام گرفته نتیجه بدست آمده به طور قطع مطلوب ترین تراکم بوته نبوده است. چون ممکن است تراکمی خارج از تراکم به کار برده شده وجود داشته باشد که در آن تراکم عملکرد دانه حداکثر شود. لذا، هالیدی (1960) و سالازار و همکاران (1994) برای به دست آوردن تراکم مطلوب بوته استفاده از معادلات درجه دوم (رگرسیونی) را مورد تاکید قرار داده اند، و بدین صورت مشخص شده است که عملکرد دانه با تراکم بوته در واحد سطح رابطه سهمی دارد و بالاتر از حد مطلوبی از تراکم بوته، عملکرد دانه کاهش خواهد یافت. بعبارت دیگر، با افزایش تراکم بوته، فرایند خود تنظیمی  وارد عمل شده و وابستگی عملکرد به تراکم روند مجانبی خواهد داشت.

 

بطور خلاصه، دستیابی به حداکثر عملکرد یا بوسیله افزایش تراکم گیاهی و یا با افزایش عملکرد تک بوته امکان پذیر است. ولی چون اثرات فرایندهای تشکیل دهنده عملکرد در رابطه با رقم، عملیات کاشت و شرایط اقلیمی روند ثابتی ندارد، درنتیجه تراکم کاشت می بایست براساس هر مورد تعیین شود و به دنبال مشخص شدن تحقیقاتی این چنین است که می توان مقدار بذر مصرفی در واحد سطح را توصیه نمود.

 

 

مواد و روش ها

 

    این بررسی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، با طول 50 درجه و 57 دقیقه شرقی و عرض جغرافیائی 35 درجه و 48 دقیقه شمالی و ارتفاع 1313 متر از سطح دریا، در سالهای 1381 و 1382 اجرا شد. طرح آزمایشی مورد استفاده فاکتوریل در قالب کرتهای خرد شده در چهار تکرار بود. در کرتهای اصلی ارقام گندم (مهدوی، مرودشت، قدس و M75-7) در چهار سطح و در کرتهای فرعی تراکم بوته در پنج سطح (200، 250، 300، 350 و 400 بذر درمتر مربع) به همراه دو تیمار ضد عفونی (با قارچکش ویتاواکس تیرام به میزان 3-2 در هزار) و عدم ضد عفونی بذر بصورت فاکتوریل قرار داده شدند. میزان بذر مصرفی براساس وزن هزار دانه ارقام مورد بررسی محاسبه و منظور گردید.

 

    هر کرت آزمایشی مشتمل بر چهار خط به طول 6 متر و با فاصله خطوط 20 سانتی متر کشت گردید. علمیات تهیه زمین و مصرف کود پایه و سرک به نسبت 50- 50-250 کیلوگرم در هکتار (سولفات پتاسیم – سوپر فسفات- اوره) در کلیه کرت ها یکنواخت انجام گرفت. تاریخ کاشت در طی دو سال 23 آبان ماه بود و مزرعه با توجه به شرایط آب و هوائی یک یا دو نوبت در فصل پایِیز و در طول فصل بهار تا موقع برداشت آبیاری شد. علفهای هرز با استفاده از علفکش توفوردی کنترل شدند.

 

    یادداشت برداری صفات در طول دوره رویش گیاه از ردیفهای وسط بکمک کوادرات 25×25 سانتی متر برای تعداد پنجه، تعداد سنبله بارور با خارج ساختن بوته ها از خاک انجام گرفت. محاسبات کل ماده خشک، عملکرد دانه براساس بوته های برداشت شده از 3 متر مربع پس از حذف بوته های حاشیه و دوطرف انجام گرفت. ارتفاع بوته و اجزاء عملکرد از میانگین داده های مربوط به 10 بوته محاسبه گردید. تجزیه واریانس و تحلیل آماری داده ها بکمک نرم افزارهای رایانه ای Mstatc و Excel انجام گرفت و میانگین داده ها به روش مقایسه چند دامنه ای دانکن بدست آمد.

 

نتایج و بحث

 

    نتایج تجزیه مرکب انجام شده بر روی میانگین داده ها طی دوسال نشان داد که گندم قدس با وجود دارا بودن تعداد پنجه و سنبله درمتر مربع (شکل های 4 و 5)، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله نسبتاً زیادتر در مقایسه با سایر ارقام، از عملکرد دانه (شکل 6)، کل ماده خشک، وزن هزار دانه و شاخص برداشت کمتری برخوردار بود. این صفات بجز تعداد پنجه و وزن هزار دانه تفاوت    معنی داری نداشتند. رقم M75-7 بیشتری عملکرد دانه (6976 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت را تولید نمود (شکل 6). با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته در واحد سطح) تعداد پنجه و سنبله در متر مربع روند افزایشی نشان داد (شکل های 1 و 2)، لیکن در مقادیر بالاتر بطور مثال با دو برابر نمودن میزان بذر مصرفی از 200 به 400 دانه در متر مربع تعداد پنجه و سنبله در متر مربع به ترتیب فقط 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند، در مقابل عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش یافت (شکل3). اثر متقابل رقم× تراکم بوته معنی دار نبود. تیمار ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه و اجزاء عملکرد بیشتری را نسبت به تیمار عدم ضد عفونی تولید نمود (P>0.5).

 

    رابطه تراکم بوته با افزایش تعداد پنجه درمتر مربع (شکل 1) و تعداد سنبله در مترمربع (شکل 2) مثبت و معنی دار بود، به طوری که درتراکم 400 بوته در متر مربع بیشترین مقادیر این صفات بدست آمد اما تفاوت معنی داری با تراکم 200 بوته در متر مربع برای صفات مشاهده نگردید. بین عملکرد دانه و تعداد پنجه در متر مربع همبستگی معنی دار ولی منفی وجود داشت. (** 22/0-=r). به عبارت دیگر تولید پنجه زیادتر در واحد سطح منجر به تولید سنبله های غیر بارور بیشتر و درنتیجه کاهش عملکرد دانه در تراکم زیادتر گردید. برخی محققین (1 و 4 ) عقیده دارند که گندم به دلیل داشتن خاصیت پنجه زنی، دارای انعطاف پذیری بالائی از نظر تراکم  می باشد، و در ارقامی که         پنجه های بیشتری هستند ممکن است تعداد سنبله بارور در متر مربع افزایش یابد ولی تعداد دانه در سنبله و وزن دانه کمتر خواهد شـد. در بررسی حاضر، تعداد پنجه (شکل 1) و سنبله (شکل 2) در متر مربع تنها اجزائی بودند که با افزایش میزان بذر مصرفی در واحد سطح افزایش نشان دادند. قبادی و همکاران (1379) نیز گزارش نمودند که تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که در ارقام مختلف گندم تحت تأثیر افزایش تراکم قرار داشت.

 

    بـررسی ارتباط سایر اجزاء عملکرد نشان داد که صفات ماده خشک(**84/0=r)، شاخـص بـرداشـت (**62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) بیشترین ارتباط را با عملکرد دانه داشتند. خباز صابری و همکاران (1372) بیشترین ارتباط عملکرد دانه را با وزن هزار دانه          (**72/0=r) گزارش نموده است. در حالیکه، صفاتی نظیر تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی با عملکرد دانه داشته اند، به نحوی که افزایش بذر مصرفی از طریق کاهش این صفات افزایش عملکرد دانه را میسر نگردید.

 

    بطور کلی، دراین بررسی با وجود اثرات متقابل رقم× میزان بذر مصرفی و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای متفاوت می توان اظهار داشت که عامل نوع بذر (رقم) با اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. چنانچه کاهش میزان ضایعات بذر گندم (کاهش هزینه های تولید) در نظر گرفته شود تراکم 200 بذر در متر مربع به لحاظ تولید عملکرد دانه و شاخص برداشت بالاتر توصیه می گردد، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب نقش با اهمیتی درافزایش عملکرد خواهد داشت.

 

 

منابع

 

1- پیتر، ج.، و. سرنی و ل. روسکا. 1373. فیزیولوژی عملکرد گیاهان زراعی. ترجمه کوچکی، ع. و م. بنایان اول. انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد. 380 ص.

 

2- قبادی، م.، ع. کاشانی و ر. مامقانی. 1379. بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم در منطقه اهواز. مجله علوم زراعی ایران. جلد دوم (1): 57-48.

 

3- وزارت کشاورزی، 1362. گزارش کمیته برنامه ریزی غلات، 14ص.

 

4-      Darwinkel, A., B. A. Ten- Hag, and Kuizenga. 1977. Effect of sowing date and seed rate on crop development and grain production of winter wheat. Neth. J. Agric. Sci.     25: 83-94.

 

5-      HGCA. 2000. http:// www. hgca. Com/Research/.

 

6-      Holliday, R. 1960. Plant  population and crop yield. Field crop Abst. 13: 159-167.

 

7-      Power, J. F., and J. Alessi. 1978. Tiller development on yield of standard and semidwarf spring wheat varieties as affected by nitrogen fertilizer. J. Agric. Sci. 90:97-108.

 

8-      Puckeridge, D. W., and C. M. Donald. 1967. Competition among wheat plants sown at a wide range of densities. Aust. J. Agric. Res. 18: 193-211.

 

9-      Salazar, G. M., R. O. Moreno, and G. R. Salazar. 1994. Response of wheat with a low plant population density to nitrogen fertilization. Terra (Mixico), 12 (2): 259-263.

 

 

 

 

 

 

 

 

پیچک صحرایی (کدمطلب۱۰۰۵)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ

 

گیاهی چندساله که ریشه بارشدعمودی درخاک نفوذمیکندتعدادزیادی ساقه خزنده زیرزمینی داردکه روی آنهاتکمه هابه وفوریافت میشودتقریبادرتمام خاک هارشدمیکنند

 

برگ:متناوب قلبی شکل بدون کرک قاعده نوک برگ تیزونیزه ای شکل میباشد

 

ساقه ها:دارای روزمینی یابالارونده به شکل پیچنده باریک باشاخه های فراوان وارتفاع متوسط120cmاست

 

گل:قیفی شکل به صورت منفرددرامتدادمحوراصلی وبه رنگ صورتی روشن یاسفید

 

دوره رویش :درتمام سال

 

دوره گلدهی:اوایل تابستان تااوایل پاییزاست تعدادبذردرهرگیاه به طورمتوسط500

 

مناطق انتشاردرجهان: همه جا

 

مناطق انتشاردرایران:اراک-اردبیل-خراسان-تهران-رودبار

 

پیچک صحرایی

 

کشت فلفل رنگی در گلخانه
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ

 

 فلفل رنگی با دارا بودن ۱۲ برابر ویتامین c نسبت به پرتقال یکی از پر مصرف ترین سبزیجات در اروپا و آمریکا می باشد که با رنگ ها و طعم گوناگون به صورت خام و یا پخته مصرف می گردد.چنانچه بتوان فلفل های رنگی را با کیفیت بالا تولید نمود با توجه به مصرف زیاد آن در فصل زمستان می توان مطمئن بود که بازار خوبی در داخل و خارج از کشور برای این محصول مهیا و آماده است.
شروع کشت : کشت فلفل در خزانه شروع می شود معمولا در اروپا از نیمه اکتبر تا نیمه نوامبر کشت در خزانه آغاز می شود.یعنی از مهر تا آبان ماه و پس از
۶۰ روز نشاء را به گلخانه اصلی منتقل می کنند و برای یک سال از آن محصول برداشت می نمایند.این زمان کشت می تواند برای مناطق شمال ایران در نظر گرفته شود و در مناطق جنوب از اوائل تیرماه می توان کشت در خزانه را آغاز کرد البته باید در مناطق جنوبی کشور که هوا گرمتر است محیط مناسب را برای خزانه مهیا نمود.چنانچه میزان نوردهی و دمای خزانه مطلوب و درست باشد نشاء پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمین اصلی است ، مشروط به آن که دمای محیط خزانه در شب و روز بین ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتی گراد باشد و برای جوانه زدن بذر رطوبتی در حد ۸۰ درصد ایجاد گردد.با این شرایط می توان امیدوار بود که بذرها بین ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در این مرحله میزان نور برای باروری بهینه جوانه ها بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است.وقتی جوانه ها سر از خاک بیرون آورند دمای محیط را باید بین ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتی گراد و رطوبت محل را بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظیم کرد در صورتی که دمای بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتی گراد باشد یک دوره دو هفته ای را به انتظار می نشینیم. در محل خزانه تراکم بوته باید به گونه ای باشد که بر روی یکدیگر سایه نینداخته و از طرفی با رشد نشا همواره جای بیشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم دمای محیط را بر روی ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظیم کرده و دمای محیط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانیم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغییر یابد با توجه به وضعیت اقلیمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گیاه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع یافته و ۴ برگ حقیقی بر روی ساقه نمایان می شود.در این حالت نشاء فلفل آماده انتقال به زمین است.فراموش نکنیم که قبل از انتقال نشاء گلخانه از هر حیث مهیا باشد تا به راحتی بتوان شرایط رشد گیاه را مهیا نمود. در اینجا باید تاکید کرد که نباید در انتقال نشاء به زمین اصلی زمان را از دست داد و تاخیر نمود.زیرا این بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ایجاد می کند.از طرفی شرایط محیطی گلخانه باید از نظر نور و دما مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای خزانه عاری از هر گونه علف های هرز و آفات و بیماریها باشد تا گیاه جوان بتواند مراحل اولیه رشد خود را در شرایط مساعدی انجام دهد زیرا گیاهی که در وضعیت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که این گیاه زنده بماند هرگز نمی تواند یک گیاه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد. حال می توان با آرامش خاطر نشاء را با تراکم ۲ بوته در متر مربع کشت نمود در این شرایط یعنی پس از انتقال نشاء به گلخانه دمای بستر بین ۱۸ تا ۲۰ درجه و دمای فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بین ۵۵ تا ۶۰ درصد باید باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بوته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتی بوته فلفل به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید کلیه برگ ها و شاخه های فرعی و گل های آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتی متری هرس می کنیم وفقط اجازه می دهیم ۲ تا ۳ شاخه فرعی رشد نماید. شایان ذکر است اولین گلی که بر روی شاخه های فرعی رویش کرده است باید حذف شود زیرا با تبدیل و ریشه بوته را فراهم ساخته ایم و از طرف دیگر موقعیت را برای تبدیل گل سوم به میوه مهیا وآماده می کنیم. بدیهی است که بر روی ۲ یا ۳ این گل به میوه با توجه به اینکه در بین دو شاخه فرعی شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اینکه به صورت بد شکل در می آید آسیب جدی به خود بوته نیز وارد می نماید. به عبارت دیگر به علت رشد میوه و فشاری که به واسطه این باروری به دو یا سه شاخه اولیه وارد می شود اولین گل شاخه های فرعی باید حذف شود. در صورتی که بوته فلفل به اندازه کافی رشد کرده باشد اجازه می دهیم گل دوم به میوه تبدیل شود و اگر تمایلی به این کار نداشته باشیم فرصت مناسبی برای رشد بیشتر شاخ و برگ شاخه مذکور تعدادی شاخه های فرعی رویش می کند که به علت هجم برگ ها می توانیم جوانه انتهایی این شاخه های فرعی را بعد از برگ اول حذف کنیم و یا در صورتی که شاخه فرعی مزاحم شاخه های دیگر شد آن را به طور کلی حذف می کنیم. توجه داشته باشید که حذف شاخه های فرعی و هرس جوانه انتهایی شاخه های فرعی باید به گونه ای باشد که در نهایت میوه های فلفل در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدین وسیله از آفتاب سوختگی در امان بماند خاطر نشان می شود کشاورزان ماهر با توجه به فصل کاشت موقعیت بوته و تراکم بوته اجازه می دهند بین ۵ تا ۷ گل به میوه تبدیل شود و انتخاب به دو شاخه فرعی یا به عبارتی سه شاخه فرعی تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه کشاورز و استعداد بوته می باشد. بنابراین با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعی بر روی هر بوته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبدیل به میوه می شود که با توجه به شکل میوه و مرغوبیت آن در صورت نیاز گل های اضافی را حذف می کنیم تا میوه های مرغوب تری برداشت کنیم این روش تا پایان دوره کشت ادامه خواهد داشت. گل خانه داران عزیز باید بدانند که در طول رشد گیاه نباید از وجود کنه غافل شویم و با مشاهده اولین مورد اقدامات لازم را برای ریشه کن کردن این آفت مخرب به عمل آورد در این رابطه ممکن است برخی از کشاورزان عوارض کنه را با ویروس اشتباه بگیرند که در این مورد باید دقت بیشتری به عمل آورد.مورد دیگری که باز در این مرحله گیاه را تهدید می کند کرم برگ خوار است که خوشبختانه نمی تواند پنهان بماند و به خوبی قابل رویت است.موارد دیگر وجود شته سیاه بر روی برگ فلفل - وجود شته سبز بر روی برگ فلفل - خساراتی که شته بر روی بوته و میوه فلفل به جای می گذارد - خسارت کرم بر روی میوه فلفل و وجود کرم بر روی میوه فلفل و بد شکلی میوه و ...
بستن بوته فلفل: بوته فلفل بر خلاف بوته خیار و گوجه فرنگی به پایین کشیده نمی شود بلکه بر اساس ارتفاع مفید گلخانه می توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهای هریک از شاخه های فرعی نخ بسته و
آنها را مانند شاخه های اصلی به دور نخ ها پیچید زیرا در پایان دوره گیاه در صورت سلامتی به اندازه ارتفاع مفید گلخانه رشد می کند. در کشت فلفل های رنگی مانند هر کشت دیگری نارسایی در رشد گیاه بوجود می آید که خوبست آنها را بشناسیم تا بهتر بتوانیم مشکلات را برطرف کنیم.بد شکلی میوه زمانی صورت می گیرد که بعد از رویش گل٫ دما برای مدت طولانی مناسب گیاه نبوده و در حد ۱۴ در جه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نیز این مشکل برای گیاه بوجود می آید البته این عارضه علت دیگری هم دارد و آن وجود حشرات موزی بر روی گیاه است. این حشرات معمولا شیره گیاه را مکیده و باعث بد شکلی میوه آن می شوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و یا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و یا اینکه آبیاری در طول روز دیر شروع شود میوه بوته فلفل ضخیم و در نهایت دو قسمت می شود.زمانی که میوه در اندازه مناسب است ولی تغییر رنگ نمی دهد میانگین دما در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نیم درجه میانگین را افزایش داد.

جدا شدن میوه از بوته قبل از رسیدن کامل
: این عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بیافتد و علت آن مربوط می شود به برگ های اولیه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را تولید کنند با افزایش بر می توان این نقص را برطرف کرد.
تغییر رنگ میوه در حالی اندازه میوه کوچک است: علت این مشکل یا بخاطر تعداد بیش از حد میوه بر روی شاخه ها است و یا اینکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع این نارسایی بهتر است میانگین دمای گلخانه را
۱ تا ۲ درجه افزایش داده و گیاه را وادار به رشد و رویش بیشتری بنماییم. به طور معمول فاصله بین گره ها باید حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرایط گرم گلخانه نیز می تواند باعث ریز شدن میوه ها گردد.در صورتی که انتهای میوه فاسد و یا پوسیده شود کمبود کلسیم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که میزان نیاز فلفل به کلسیم زیاد بوده و کمبود آن مشکلات زیادی را برای تولید محصول فراوان و مرغوب ایجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵/۲۲ درصد کلسیم می باشد و با نام کال ماکس عرضه می گردد استفاده نمود با اضافه کردن این ماده به رژیم غذایی گیاه می توان این عارضه را بر طرف کرد.آفتاب سوختگی هم یکی از عوارضی است که به اثر تابش بیش از حد آفتاب بر روی میوه بر می گردد. برای اینکه فلفل دچار این مشکلات نشود شما می توانید با پوشش برگ ها بر روی میوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی میوه جلوگیری کنید و بالاخره آسیب های این چنینی که بوسیله گنجشک ها بوجود می آید. فلفل های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هایی می شود که لازم است گلخانه داران عزیز در این مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واریته بیانگا که به رنگ فسفری مشهور است در ابتدا به همین رنگ است و سپس به رنگ قرمز در می آید و واریته زرو ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چیده نشوند به رنگ قرمز تبدیل می شود.در حقیقت به خاطر زودرسی این دو واریته و تقاضای بیشتر فلفل های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از این دو واریته استفاده کرد شایان ذکر است که واریته های دیگر فلفل های رنگی در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ قرمز و شکلاتی تبدیل می گردد.

 

 

 

 

<>
آزمایشها نشان می دهد که هر یک از عناصر مورد نیاز گیاه کار بخصوصی در رشد گیاه انجام می دهد. بنابراین شناخت نقش عناصر و علائم کمبود و زیادی آنها برای کنترل تغییرات محلول الزامی است .

عناصر اصلی و مهم

نیتروژن:
نیتروژن یکی از اجزای موجود در پروتئین است که به صورت غذا در گیاه ذخیره می شود. نیتروژن معمولا در بخشهای دیگری از سلول مثل کلروفیل و همچنین در ساختار آمینو اسیدها نیز وجود دارد.
علائم کمبود: روشن تر شدن قسمتهای سبز گیاه - تغییر رنگ برگهای پیر به رنگ سبز روشن و علائم شدیدتر رنگ برگ به زردی می گراید و سرانجام موجب مرگ برگ می شود.
علائم زیادی: افزایش نیتروژن باعث تولید گیاه پر آب و ضخیم و در نتیجه تغییر رنگ شاخ و برگ به رنگ سبز تیره می شود. همچنین گیاه نسبت به بیماریها و آفات حساسیت زیادی پیدا می کند.افزایش نیتروژن در محصولات میوه ای باعث آسیب شکوفه و گل می شود و کیفیت محصول را کاهش می دهد.
بهترین میزان برای یونهای نیترات 75% و برای آمونیوم25% می باشد. در سیستم های چرخه ای 5% آمونیوم از کل نیتروژن کافی است ولی در سیستم های غیر چرخه ای یک درصد بیشتری احتیاج است.
افزایش غلضت نیترات باعث کاهش تعداد تارهای کشنده ریشه نیز می شود. اگر منبع اصلی تامین نیتروژن آمونیوم با شد می تواند گیاه را مسموم کند. آثار این مسمومیت در ساقه و برگها توسعه پیدا می کند و برگها به صورت پیاله ظاهر می شوند و همچنین بافت های آوندی خراب می شوند. آمونیوم مانع از عملکرد کلسیم، که برای نگهداری دیواره سلولی لازم است می شود در نتیجه گیاه پژمرده می شود. اگر شاخه های مبتلا شده را از وسط ستون ریشه ای ببریم یک محیط سیاه و فاسد از بافت پیوندی را مشاهده می کنیم.
غلظت نیتروژن در اکثر فرمولهای محلول غذایی بین 100 تا 200 mg/l است و نسبت نیترات به آمونیوم در حدود 3 یا 4 به 1 است .
منابع نیتروژن عبارتند از : منو یا دی هیدروژن فسفات آمونیوم به عنوان معمولی ترین منبع تهیه آمونیوم می باشد. ولی در کل از نیترات کلسیم ، نیترات پتاسیم و اسید نیتریک برای تهیه نیترات و از نیترات آمونیوم برای تهیه آمونیوم استفاده می شود .

فسفر:
میزان فسفر در گیاهان از 2/0 تا 5/0 درصد در ماده خشک تغییر می کند.
علائم کمبود: اولین علامت کمبود در رشد دیده می شود و سپس برگهای پیرتر به رنگ زرشکی سیر(ارغوانی) تبدیل می شوند.
علائم زیادی: اگر از 1% در ماده خشک بیشتر باشد باعث مسمومیت فسفر می شود. مسمومیت فسفر بر روی سایر عناصر مانند آهن، منگنز و روی تاثیر می گذارد.
غلظت فسفر در محلول غذایی: در اکثر فرمولهای غذایی غلظت فسفر بین 30 تا 50 mg/l می باشد. شکل فسفر در محلول غذایی به صورت منو یا دی هیدروژن فسفات است.

پتاسیم:
میزان پتاسیم در گیاه 25/1 تا 3 درصد در ماده خشک تغییر می کند.
علائم کمبود: کاهش رشد و کلورز حاشیه ای. علائم کمبود پتاسیم مانند سوختگی برگ است به صورتی که در کنار برگها بیشتر است. در اکثر فرمولهای محلول غذایی غلظت پتاسیم در حدود 200 mg/l و به صورت کاتیون است.
منابع تهیه پتاسیم: نیترات پتاسیم - سولفات پتاسیم یا کلرید پتاسیم

کلسیم:
میزان کلسیم در گیاهان در حدود 5/0 تا2% در ماده خشک است.
علائم کمبود: کمبود کلسیم به صورتی است که برگها به رنگ قهوه ای و یا سیاه ظاهر می شوند و حاشیه برگها نیز در هم فرو می روند. یکی دیگر از تاثیرهای کمبود کلسیم مرگ و پوسیدگی شکوفه و گل است.
علائم زیادی: باعث کمبود کاتیونهای مهم مثل پتاسیم و منیزیم می شود. غلظت کلسیم در اکثر محلول های غذایی در حدود 200 mg/l می باشد.
مهمترین منابع تهیه کلسیم در محلول غذایی نیترات کلسیم می باشد. در صورتی که حلالیت در آب کم باشد می توان از سولفات کلسیم به عنوان یک منبع تکمیلی استفاده کرد.

منیزیم:
میزان منیزیم در گیاه باید حدود 5/0 تا 2/0 درصد باشد. منیزیم در ساختار کلروفیل موجود است.
علائم کمبود: کلروز داخلی برگهای پیر. غلظت منیزیم حدود 50 mg/l و به شکل +mg2 در محلول غذایی است. منبع تهیه منیزیم سولفات منیزیم است.

گوگرد:
حجم گوگرد در گیاهان در حدود 15/0 تا 5/0 درصد در ماده خشک است.
علائم کمبود گوگرد شبیه نیتروژن است به صورتی که تمام گیاه به رنگ سیز روشن تغییر می کند. غلظت گوگرد در بیشتر محلول های غذایی 50 mg/l به صورت -so42 است. نمک های سولفات پتاسیم، منیزیم و آمونیوم از مهمترین منابع تهیه گوگرد است.

عناصر کم مصرف

بر:
غلظت مناسب بر در حدود 50 تا 10 mg/l در ماده خشک است.
علائم کمبود: کاهش رشد و آسیب قسمتهای فوقانی گیاه و ریشه
علائم زیادی : بی رنگی و لکه دار شدن حاشیه برگها و همچنین مرگ حاشیه برگها
غلظت بر در انواع محلولهای غذایی در حدود 3/0 mg/l می باشد. اسید بوریک یکی از منابع تهیه بر است.

کلر:
غلظت کلر در برگها حدود 15/0 درصد است. میزان بیش از 1/0 برای اکثر میوه جات زیاد خواهد بود.
علائم کمبود: ازدیاد نمک در محیط - علائم مسمومیت سوختگی برگها یا حاشیه آنها و همچنین زردی بی موقع برگها است.
برخی از منابع تامین کلر عبارتند از : کلرید پتاسیم یا کلرید کلسیم - اگر غلظت کلر در محلول زیاد باشد مانع از جذب یونهای دیگر مانند نیترات می شود.

مس:
میزان مطلوب مس در حدود 10 تا 2 mg/l در (ppm) ماده خشک است. مس در فتوسنتز و همچنین در ترکیب پروتئین کلروپلاست نقش دارد. مس بعنوان یک آنزیم فعال کننده شناخته می شود.
علائم کمبود: توقف رشد گیاهان و کلروز برگهای پیر از علائم کمبود مس است . همچنین در رشد محصولات میوه ای  تاثیر می گذارد و محصولات آنها از حالت طبیعی کوچکتر هستند.
غلظت مطلوب در محلول غذایی 001/0 تا 01/0  mg/l می باشد. میزان بیشتر از 4 mg/l در محلول غذایی باعثشیوع بیماری های قارچی می شود.
منبع تهیه مس سولفات مس می باشد.

آهن:
میزان مناسب آهن در اکثر محصولات حدود 50 تا 100 mg/l در (ppm) ماده خشک است.
علائم کمبود: کم شدن رنگ سبز گیاه بدلیل کاهش کلروفیل. تفاوت علائم کمبود آهن با منیزیم در این است که کمبود آهن ابتدا در برگهای جوان ظاهر می شود ولی منیزیم در برگهای پیر زودتر مشاهده می شود.
منابع تهیه:FeEDTA به عنوان معمولی ترین منبع و آهن های دیگر به صورت مرکب هستند. مثل سولفات آهن، فسفات آهن که شکل های غیر آلی آهن هستند و سیترات آهن و تارتارات آهن که دو شکل آلی آهن هستند.

منگنز:
میزان مطلوب منگنز در میوه جات حدود 100 تا 20 mg/l در (ppm) ماده خشک است.
علائم کمبود: در برگهای جوان به شکل یک کلروز داخلی و میانی نمایان می شود.
علائم زیادی: به صورت نقاط قهوه ای در بعضی از برگهای پیر و یا لکه های سیاه رنگ روی شاخه و میوه ظاهر می شود.این علائم در کمبود آهن نیز مشاهده می شوند که برای اطمینان یک تجزیه گیاهی لازم است.
غلظت منگنز در حدود 5/0 تا 1 mg/l در (ppm) در گیاه وجود دارد و برای تهیه آن از سولفات منگنز استفاده می شود.

مولیبدن:
 مولیبدن در حدود 5/0 تا 1 mg/l در (ppm) در گیاه وجود دارد.
مولیبدن یک ترکیب مهم در دو آنزیم است. آنزیم تثبیت نیتروژن و احیاء یون نیترات.
علائم کمبود: این علائم شبیه کمبود نیتروژن است و رشد و نمو گل کم می شود.افتادگی گل کلم یکی از نمونه های کمبود مولیبدن است.
در بیشتر فرمولهای محلول غذایی غلظت آن حدود 5/0 mg/l در (ppm) و به شکل آنیون -MoO42 در محلول موجود است.
منبع تهیه: مولیبدات آمونیوم

روی:
غلظت آن50 تا 5 mg/l در (ppm) در ماده خشک موجود است.
علائم کمبود: شبیه یک کلروز داخلی در برگهای تازه یافت می شود و باعث شکستگی و پارگی بعضی از برگها می شود. زیادی روی باعث کمبود آهن می شود.
غلظت در محلول غذایی: در بیشتر فرمولهای غذایی میزان آن 05/0 mg/l در (ppm) و به صورت کاتیون دو ظرفیتی است.
منبع تهیه : سولفات روی

مخلوط کردن مواد و ساخت محلول:
شما می توانید این مواد را جداگانه تهیه کنید و طبق نسبت های موجود با هم مخلوط کنید. قبل از مخلوط مواد به چند نکته توجه کنید.
به وزن و اندازه مواد غذایی دقت کنید.
مواد غذایی را در ظروف جداگانه قرار دهید تا از تناسب آنها مطمئن شوید.
مواد را یکباره با هم مخلوط نکنید و پس از مخلوط کردن آنها را دوباره بسنجید.
دقت محلول باید حدود 5% باشد.
هنگامی که از تناسب مواد مطمئن شدید آنها را در آب بریزید و آنها را در آب به خوبی مخلوط کنید و ظرف را به شدت تکان دهید.
بهتر است برای مخلوط کردن مواد  از آب گرم استفاده کنید.

تفاوت سیستم های کشت:
دو نوع روش کشت هیدروپونیک وجود دارد که هر کدام احتیاج به مدیریت خاصی دارد. در سیستم باز محلول غذایی فقط یکبار بکار می رود ولی در سیستم بسته محلول بصورت پیوسته و چرخه ای می باشد.

کیفیت آب:
کیفیت آب مهمترین مساله در تهیه محلول مناسب است. آبی که دارای مصارف خانگی و کشاورزی است حتما باید آزمایش شود و سپس مورد استفاده قرار گیرد. زیرا ممکن است این آبها دارای موادی باشند که در رشد گیاه تاثیر بگذارند. آب سطحی ممکن است شامل میکروارگانیسم های بیماری زا یا جلبک ها باشد. این عوامل مشکلاتی در سیستم های کشت بوجود می آورند مثلا جلبک ها باعث انسداد دو راهی ها و دریچه ها می شوند. بنابراین برای تهیه آب مناسب باید از روشهای مختلفی استفاده کرد که استفاده از صافی برای تصفیه آب از مواد معلق نامطلوب یکی از این راههاست. در ضمن هزینه آزمایش کردن آب کمتر از هزینه از بین بردن مشکلات ناشی از استفاده آب نامطلوب است.

صاف کردن آب و محلول غذایی:
آب برای اینکه در سیستم کشت بکار گرفته شود باید از یک صافی مناسب مثل لایه های ماسه عبور داده شود. این کار می تواند ذرات معلق که ممکن است شامل موجودات ریز بیماری زا، جلبک ها و یا حتی رسوب بعضی از عناصر باشد را از آب جدا کند.
محلول غذایی را می توان با عبور اشعه ماوراء بنفش (UV) استریل کرد. برای این کار می توان از دو لامپ 16 وات(UV) در مسیر محلول غذایی استفاده کرد.

فرمولهای محلول غذایی:

 

فرمولهای محلول غذایی هوگلند

 احتیاجات غذایی گیاه و انواع محلول های غذایی (خصوصیات یک محلول غذایی مناسب)

فرمول های غذایی متعددی برای کشت هیدروپونیک وجود دارد که بیش از 40 سال بر روی آنها تحقیق و مطالعه شده است.بعضی از این محلولها برای گیاهان خاصی طراحی شده اند ولی بعضی نیز برای تمام گیاهانی که در کشت هیدروپونیک استفاده می شوند بکار می روند. برای رشد گیاهان در کشت هیدروپونیک باید مقدار عناصر مختلف در یک رنج مشخص حفظ شوند که این کار نیاز به آزمایش مرتب محلول غذایی دارد. در کشت هیدروپونیک اشتباهات را به سختی می توان جبران کرد زیرا در این روش هر عنصر اثر خود را به سرعت نمایان می کند. بنابراین باید دقت زیادی در انتخاب یا ساخت محلول غذایی بکار برد.

میانگین عناصری که در یک محلول غذایی مناسب وجود دارد

عنصر

نیتروژن(شکل نیترات) 70-300
نیتروژن(شکل آمونیوم) 0-31
پتاسیم 200-400
فسفر 30-90
کلسیم
گوگرد 60-330
منیزیم 25-75
آهن 0.5-5.0
بر 0.1-1.0
منگنز 0.1-1.0
روی 0.02-0.2
مولیبدن 0.01-0.1
مس 0.02-0.2
پتاسیم دی هیدروژن فسفات 1
نیترات پتاسیم 5
نیترات کلسیم 5
سولفات منیزیم 2
محلول 2
فسفات دی هیدروژن آمونیوم 1
نیترات پتاسیم 6
نیترات کلسیم 4
سولفات منیزیم 2

ریز مغذیهای محلول پایه

اسید بوریک 2/86
کلرید منگنز 1/81
سولفات روی 0/22
سولفات 0/08
اسید مولیبدات 0/02

آهن

برای محلول شماره 1: 5/0 درصد سیترات آمونیوم آهن 1
برای محلول شماره 2: 5/0 شلات آهن 2
<>

150-400 مقدار بر حسب PPM
محلول مادر (پایه) Stock میزان کاربرد ml/l
محلول 1

 

برخی دیگر از فرمولهای غذایی

محلول Knop
منبع mg/l یا (g/l)
KNO3 0/2
Ca(NO3)2 0/8
NH2PO4 0/2
MgSO4 . 7H2O 0/2

برخی فرمولهای غذایی تولید تجاری سبزیجات

 

 

FePO4   0/1   Ca(NO3)2   0/82   MgSO4 . 7H2O   0/49

میزان (g در 100 گالن آب)

منبع Johnson Jensen Larson Cooper

میزان (

cg در 100 گالن آب)
منبع Johnson Jensen Larson Cooper
نیتروژن 105 106 172 236
فسفر 33 62 41 60
پتاسیم 138 156 300 300
کلسیم 85 93 180 185
منیزیم 25 48 48 80
گوگرد 33 64 158 68
ریز مغذیها
بر 0/23 0/46 1 0/3
مس 0/01 0/05 0/3 0/1
آهن 2/3 3/8 3 0/1
منگنز 0/26 0/81 1/3 2
مولیبدن 0/007 0/03 0/07 0/2
روی 0/024 0/09 0/3 0/1

گونه های مختلف در ابتدای رشد احتیاج به اصلاح در ترکیب محلول غذایی دارند. بعضی از محصولات نسبت به دیگر محصولات حساسیت بیشتری دارند. بنابراین، امکان دارد فرمولی که برای یک محصول خوب کار می کند، برای گیاه دیگر مناسب نباشد. تنظیم محلول غذایی به عهده شما است. ممکن است در استفاده از این محلول ها به مشکلاتی برخورد کنید که با داشتن آگاهی از نیازهای هر گیاه و علائم کمبود و اطلاعات دیگر می توانید محلول مناسب خود را تهیه کنید.

مقادیر شناخته شده عناصر اصلی در برخی محصولات

محصول نیتروژن فسفر پتاسیم کلسیم منیزیم
خیار 230 40 315 175 42
بادمجان 175 39 235 150 28
گیاهان علفی 210 80 175 180 67
کاهو 200 50 300 200 65
هندوانه 186 39 235 180 25
فلفل 175 39 235 150 28
گوجه فرنگی 200 50 360 185 45


فرمول محلول غذایی برای محصولات مختلف

میزان (g در 100 لیتر)

منبع گوجه فرنگی کاهو گل سرخ

عناصر اصلی

نیترات کلسیم 680 407 543
سولفات منیزیم 250 985 185
نیترات پتاسیم 350 404 429
کلرید پتاسیم 170 - -
فسفات منو پتاسیم 200 136 204
نیترات آمونیوم - 60 20

ریز مغذیها

شلات آهن 15 19/6 19/6
  سولفات منگنز   1/78   0/96   3/9   بر   2/43   0/97   1/1   سولفات روی   0/28   0/552   0/448   سولفات روی   0/12   0/12   0/12   مولیبدات سدیم   0/128   0/128   0/127   نیترات پتاسیم   95   77   67   221   فسفات منو پتاسیم   54   103   -   99   سولفات منیزیم پتاسیم   -   -   167   -   سولفات پتاسیم   -   -   130   -   نیترات کلسیم   173   189   360   380   سولفات منیزیم   95   187   -   194   اسید فسفریک 75%   -   -   40ml   -   آهن شلات FeDTPA   9   9/6   12   30   اسید بوریک   0/5   1   2/2   0/6   سولفات مس   0/01   -   0/5   0/15   کلرید مس   -   0/05   -   -   سولفات منگنز   0/3   0/9   1/5   2/3   سولفات روی   0/4   0/15   0/5   0/17   اسید مولیبدیک   0/005   0/02   0/04   -   مولیبدات آمونیوم   -   -   -   0/14

فرمول تولید سبزیجات به روش تجاری


کنترل EC:

راهنمای کلی میزان مناسب EC

  گیاهان میوه ای مثل خیار گوجه گیاهان برگی مثل کاهو و ریحان
مرحله ابتدایی رشد (کاشت دانه)

1600 -1800 mMho/cm
1120 -1260 ppm

1400 -1600 mMho/cm
980 -1120 ppm

متوسط EC 2500 mMho/cm
1750 ppm
1800 mMho/cm
1260 ppm
میوه دهی 2400 -2600 mMho/cm
1680 -1820 ppm
--------
شرایط کمی نور (زمستان) 2800 -3000 mMho/cm
2000 ppm
2000 mMho/cm
  1320 ppm
شرایط زیادی نور(تابستان) 2200 -2400 mMho/cm
1700 ppm
1600 mMho/cm
1120 ppm

  KH2PO4   0/136   تارتارات فریک   1mg/l در 5/0 درصد محلول   ترلیز Trelease   KNO3   0/683   NH4)2SO4)   0/0679   KH2PO4   0/3468   K2HPO4   0/01233   CaCL2   0/4373   MgSO4  . 7H2O   0/4373   FeSO4  . 7H2O   0/00278   محلول Crone   منبع   a   b   c   KNO3   1   0/75   0/75   Ca3(PO4)2   0/25   0/25   0/25   CaSO4  . 2H2O   0/25   0/25   0/50   Fe3(PO4)2  . 8H2O   0/25   0/25   0/25   MgSO4  . 7H2O   0/25   0/25   0/50   محلول هوگلند و اشنایدر   KNO3   0/31    

مهندس راحله سفیدگران، دانشجوی کارشناسی‌ارشد دانشگاه تربیت مدرس و برگزیده رتبه دوم جشنواره جوان خوارزمی در گفت‌وگو با خبرنگار پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) با اشاره به روند فزاینده کشت گیاه روغنی کلزا در کشور و به ویژه استانهای گیلان و مازندران اظهار داشت: با وجود توسعه کشت این محصول، ساقه‌های باقیمانده از این گیاه پس از برداشت محصول بدون استفاده می‌ماند.در حالی که مطالعات اولیه مربوط به ویژگیهای الیاف ساقه‌های کلزا نشان می‌دهد که این گیاه می‌تواند پتانسیل مناسبی برای تولید کاغذ داشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: در این تحقیق، برای اولین بار قابلیتهای پسماندهای حاصل از گیاه کلزا در تولید خمیر کاغذ نیمه شیمیایی و قابل استفاده برای ساخت کاغذ بسته‌بندی و فلوتینگ بررسی شده و با استفاده از روش سودا که از روشهای پخت ساقه گیاه است موفق به ساخت کاغذ فلوتینگ که از لایه‌های میانی مقواست شدیم.

سفیدگران با اشاره به مزایای این روش گفت: با توجه به محدود بودن منابع اولیه چوبی در کشور این پتانسیل جدید سلولزی باعث کاهش فشار به منابع طبیعی و محیط زیست بوده و بخشی از خمیرکاغذ مورد نیاز برای تولید کاغذ بسته‌بندی تولید خواهد شد؛ بنابراین با توجه به مثبت بودن نتیجه تحقیق، آلترناتیو جدیدی از منابع اولیه سلولزی جهت جایگزینی مواد اولیه چوبی برای تهیه خمیرکاغذ مورد نیاز کشور معرفی شده است.

وی در پایان هزینه استفاده از گیاهان غیرچوبی را نسبت به استفاده چوب در تولید کاغذهای بسته‌بندی بسیار مقرون به صرفه دانست و تاکید کرد: با توجه به خواص فیزیکی و مکانیکی گیاهان غیرچوبی استفاده از آنها در صنایع بسته‌بندی به مراتب اقتصادی‌تر است.

گاوچاق کن(کدمطلب ۱۰۰۲)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ

این

گیاهی ۱ساله مقاوم به سرماوگاهی اوقات به شکل ۲ساله میباشددارای ریشه های عمودی که توسط بذرتکثیروانتشارمیابداغلب درخاکهای قلیایی خشک ونیمه خشک یافت می شود

 

دوره رویش:بهاروپاییز

 

برگها:به رنگ سبزروشن حاشیه برگهادارای دندانه وکرک میباشدرگیرگ میانی دارای خارهای کوتاه میباشد

 

ساقه:بشکل افراشته درقسمتهای بالایی منشعب ووقسمتهای پایین دارای خارمیباشدطول متوسطساقه۴۰-۱۴۰است

 

گلها:کوچک درراس ساقه وبه رنگ زردروشن درآرایش خوشه ای مرکب

 

دوره گلدهی:تابستان تاپاییز

 

نواحی انتشاردرایران:البرز-گرگان-مازندران- خراسان-همدان-کرمانشاه

 

نواحی انتشاردرجهان:نواحی مدیترانه -آسیای غربی-اروپا

     

 

 

 

 

 

 

ترجمه: آرش جوانمرد، نادر اسدزاده، بهزاد حافظی

جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی

 موسسه تحقیقات علوم دامی کشور

 مقدمه: در حال حاضر، هدف از پرورش طیور تجارتی، رسیدن به بالاترین وزن نهایی و حداکثر تولید تخم مرغ به ازای هر واحد مصرف خوراک می باشد. بهر حال بین صفات تولیدی و پاسخهای سیستم ایمنی و صفات مربوط به مقاومت به بیماریها همبستگی منفی وجود دارد. به عنوان مثال این همبستگی منفی بین تولید و ایمنی باعث می شود که در در سویه های پرتولید عملکرد و تکامل سیستم ایمنی ضعیف تر باشد. شاید یکی از عوامل ایجاد کننده همبستگی منفی بین صفات تولیدی و پاسخهای ایمنی در طیور، تامین همه احتیاجات فیزیولوژیکی از طریق مصرف اقلام خوراکی محدودی مانند مواد مغذی و میزان دسترسی آنها، باشد. ژنوتیپهایی با وزن نهایی حداکثر نسبت به سویه هایی با وزن نهایی پایین تر، پاسخهای ایمنی ضعیف تری را در برابر آلودگی های ناشی از ای کولای و تیتراسیون آنتی بادی سلولهای ایمنی از خود نشان می دهند. بنابراین امروزه درآمیخته های حاصل از سویه های تجارتی احتمال بروز هر نوع اختلال در پاسخهای ایمنی بیش از هر زمانی احساس می شود. علاوه بر انتخاب ژنتیکی، بعضی از عوامل غیر ژنتیکی مانند غلظت مواد مغذی جیره، قادر است که تظاهر ژنهای مسئول پاسخهای ایمنی را از طریق ایجاد تعییر در میزان بلوغ سیستم ایمنی و همچنین میزان آنتی بادی تولید شده در برابر عفونتها تعییر دهد.

 مکانیزمهای دفاعی در جوجه های گوشتی: محیط سالن در شرایط پرورش متراکم جوجه ها، همواره شامل طیف وسیعی از میکروارگانیزمهایی می باشد که بطور مستمر با سیستم ایمنی در حال رقابت هستند. بطور کلی عوامل بیماریزای مهاجم از طریق آنتی بادیهای مترشحه از نوتروفیلها و یا حاصل از میکروبهای غیرفعال و ضعیف شده(واکسنها) سرکوب شده و نهایتا این لاشه سلولی این مهاجمین از طریق عمل بیگانه خواری حذف می شوند. این مکانیزم دفاعی برای کنترل پاوتوژنهای خارج سلولی مانند باکتریها و همچنین در برابر عوامل بیماریزای داخل سلولی مانند ویروسها بازدهی کاملا موثری را از خود نشان داده است. برای مقابله بر علیه عوامل بیماریزای داخل سلولی همانند ویروسها، مکانیزم ایمنی بواسطه سلول(CMI) نقش کلیدی را بر عهده دارد.

 در این مکانیزم با توجه به اینکه امکان از بین بردن عوامل پاتوژن از طریق ترشح آنتی بادی وجود ندارد فلذا به کمک تزریق سیتوتوکسین لنفوسیتهای نوع تی به داخل سلول آلوده، نتیجتا تخریب سلول و از بین رفتن ویروسها امکان پذیر می گردد. سیستم ایمنی در برابر ورود عوامل بیماریزا، ترکیبات متنوعی را مانند پروتینهای فاز حاد، آنزیمهای پروتئولیتیک و هیدرولیتیک، رادیکالهای اکسیژن و مشتقات نیتروژن را برای از بین بردن پاتوژنهای مهاجم یا سلولهای آلوده تولید می کند. نقش تغذیه در تعییر پاسخها سیستم ایمنی: جیره نویسی در طیور عمدتا بر اساس شاخصهای تولیدی مانند رشد، تولید تخم و بازده مصرف خوراک انجام می شود فلذا غالبا از توجه به معیارهای لازم برای پاسخهای سیستم ایمنی چشم پوشی می شود چرا که مواد مغذی همچنین بر روی تکامل سیستم ایمنی و حجم آنتی بادی تولیدی تاثیر گذار می باشد. در طول فاز حاد سیستم ایمنی، بیشترین احتیاجات تغذیه ای متوجه سنتز و آزاد شدن پروتئین فاز حاد (APS) از کبد می گردد.

 برای تامین عملکرد مناسب لکوسیتها احتیاجات انرژی و اسید آمینه در این مرحله بیش از احتیاجات غذایی معمول می باشد. اثر متقابل بین مواد مغذی متنوع و عدم توازن نسبتها و سمیت این مواد مغذی منجر به اختلال در فیزیولوژی طبیعی جوجه و متعاقبا اختلال در عملکرد سیستم ایمنی می گردد. انرژی: تفاوتها موجود در غلظت انرژی جیره غذایی طیور، میزان پاسخهای سیستم ایمنی را تعییر می دهد که این تعییراحتمالا از طریق تعییر در مصرف مواد مغذی موجب تاثیر بر سیستم ایمنی می گردد. انرژی مصرفی موجب تنظیم فعالیت سلولهای ایمنی ، فعالیت هورمونهای خاص مانند تیروکسین، کوتیکواستروئیدها، هورمون رشد، گلوگاگون، کاتکولامیدها می گردد و نتیجتا تعییر در فعالیت این عوامل بر سیستم ایمنی تاثیر گذار می باشد. همچنین تفاوت در سطوح و ساختار و نوع اسیدهای چرب جیره از طریق تعییر در ساختار غشاء سلولی و تغییر در سنتز پروستاگلندین بر روی عملکرد سیستم ایمنی موثر است. با افزایش سطح چربی جیره از 3درصد به 9 درصد میزان تلفات ناشی از آلودگی ای کولای و مایکروباکتریوم توبرکلوزیس کاهش می یابد. هنگام افزودن 6 درصد پیه به جیره طیور، تیتر آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی بطور قابل توجهی افزایش می یابد. گنجاندن سطوح بالایی از اسیدهای چرب غیر اشباع در جیره از طریق تحریک فعالیت ماکروفاژها باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی می گردد. پروتئین: رشد غدد بورس و تیموس تسبت به سایر اندامهای بدن طیور سریعتر انجام می شود و بنابراین این نکته خیلی مهم است که در اوایل رشد سطوح مناسبی از پروتئین مورد نیاز در اختیار طیور قرار گیرد. گمبود پروتئین در این مرحله موجب رشد و توسعه نامناسب اندامهای لنفوئیدی می شود. چندین مقاله تحقیقاتی پیشنهاد کردند که برای حصول به عملکرد مناسب سیستم ایمنی ،در این مرحله باید میزان اسید آمینه های جیره بیش از حد معمول توصیه شده برای رشد باشد. بهر حال تاثیر سطوح پروتئین بر تخفیف علائم بیماری بستگی به عامل و میکروارگانیزم بیماریزا دارد. هنگام افزایش سطح پروئتین جیره از 18 یا 20 درصد به 23 درصد میزان ابتلا به آلودگی ای کولای به طور معنی دار کاهش می یابد. همچنین با کاهش سطح پروتئین جیره جوجه های مبتلا به کوکسیدیوز، میزان تلفات از 32 درصد به 8 درصد در مقایسه با تیمار شاهد کاهش می یابد. سطوح بالای پروتئین جیره فعالیت تریپسین دستگاه گوارش طیور را افزایش می دهد. افزایش سطح ترشح تریپسین دستگاه گوارش متعاقبا موجب آزاد شدن سریع گوکسیدیاها از اووسیت شده و باعث تشدید علائم بیماری می گردد. سطح مناسب میتونین جیره باعث افزایش رشد شده و برای ایجاد حداکثر پاسخ ایمنی ضروری است. متیونین همچنین برای افزایش عملکرد سلولهای تی تولید شده از تیموس مورد نیاز می باشد. کمبود میتونین باعث کاهش فعالیت لنفوسیتها و تحلیل غده بورس و همچنین افزایش حساسیت به بیماریهای نیوکاسل و کوکسیدیوز می شود. افزودن سیستئین باعث تحریک ایمنی هورمونی و سلولی می گردد. کمبود اسید های آمینه شاخداری (50-16%) مانند ایزولوسین، لوسین و والین در جیره جوجه های گوشتی باعث کاهش تیتر آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی می شود. با توجه که در ساختمان ایمنوگلوبولینها مقادیر بالایی از والین و ترئونین بکار رفته است فلذا کمبود هر کدام از این اسید های آمینه پاسخهای ایمنی در جوجه های گوشتی را کاهش می دهد. در جیره های حاوی نسبت بالای لوسین/ والین+ ایزولوسین، به علت ایجاد اثرات آنتاگونیست بین ساختارهای این سه اسید آمینه عملکرد سیستم ایمنی کاهش می یابد. سطوح بیش از حد لوسین در جیره غذایی از جذب والین و ایزولوسین ممانعت می کند. افزایش غلظت اسید آمینه لیزین جیره باعث بهبود هماگلوتیناسیون و تیترآگلوتینین و همچنین افزایش ایمینوگلوبینهای جی و ام می شود. اسی آمینه آرژنین سوبسترای مسیر سنتز اکسید نیتریک می باشد . این ترکیب یک محصول سمی است که در فعالیت فاگوسیتیک ماکروفاژها نقش کمکی داشته و باعث از بین رفتن باکتریها و عوامل بیماریزای داخل سلولی می شود.

 ویتامینها: ویتامینها به عنوان کوفاکتور مورد نیاز برای فعالیتهای متابولیکی مربوط به پاسخهای ایمنی می باشد و بنابراین کمبود ویتامینها موجب اختلال در فعالیت سیستم ایمنی می شود. بطور کلی افزایش مقادیر ویتامینها جیره غذایی طیور میزان عملکرد سیستم ایمنی را بهبود می بخشد. رتینول: ویتامین رتینول نقش عمده ای در محافظت اندامهای لنفوئیدی و همچنین بافتهای اپتلیال دارد و موجب افزایش ایمنی هورمونی و سلولی در طیور می گردد. و یتامین A با فراهم کردن محیطی سالم به محافظت از غشاهای موکوسی و منافذ طبیعی در برابر تهاجم پاتوژنها کمک می کند. ویتامین A باعث تمایز و توسعه لنفوسیتهای نوع B می شود. افزایش غلظت ویتامین A در جیره باعث تغییر در تظاهر گیرنده های اسید رتیونیک موجود در لنفوسیتهای طیور می گردد. با افزایش سطح ویتامین A میزان عوامل سرکوب کننده ایمنی( هیدروکورتیزونها) کاهش می یابد. علاوه بر این کمبود ویتامین A موجب کراتینه شدن سلولهای بازال( پایه ای) غده بورس و اختلال در عملکرد لنفوسیتهای تی می شود. بنابراین کمبود ویتامین A از طریق کاهش تولید سلولهای لنفوسیت نوع BوT و اختلال در فاگوسیتوز و کاهش مقاومت به عفونتها منجر به عکلکرد پایین سیستم ایمنی می شود. در جیره های با کمبود ویتامین A افزایش احتمال شیوع و گسترش بیماریهای مرتبط با ویروس نیوکاسل گزارش شده است.

احتیاجات ویتامین A در جهت به حداکثر رساندن فعالیت سیستم ایمنی و به عنوان مثال افزایش وزن اندامهای لنفوئیدی خیلی بیشتر از احتیاجات همین ویتامین برای حصول به حداکثر وزن نهایی می باشد. افزایش میزان ویتامین A از 12850 واحد بین المللی به میزان 42850 یا 740451 واحد بین المللی منجر به کاهش تلفات ناشی از ای کولای و CRD در جوجه ها شده و همچنین پاکسازی عوامل بیماریزا در خون را بطور قابل توجه افزایش می دهد. بهر حال دستیابی به اثرات مفید سطوح بالای ویتامین A وابسته به غلظت سایر ویتامینهای محلول در چربی جیره غذایی می باشد. سطوح بیش از اندازه ویتامین A در جذب ویتامینهای Dو E تداخل ایجاد می کند. در طی شیوع بیماری کوکسیدیوز افزایش 60 واحد ویتامین A به ازای هر جوجه در روز، میزان تلفات را از صد در صد به صفر درصد تقلیل داده است. بهر حال در جیره های کاربردی جوجه های گوشتی و مرغان مادر جوان به ترتیب باید مقادیر 4000 تا 2000 IU/kg گنجانده شود. برای به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از استرس و همچنین ممانعت از کاهش عملکرد ایمنی، سطح ویتامین A 10 برابر مقدار معمول باید افزایش یابد. ترکیب ویتامین A(14000IU/Kg) و روی(65mg/kg) باعث افزایش رشد و ایمنی سلولی و همورمونی در جوجه ها می شود. کوله کلسیفرول: گیرنده های ویتامین 1و 2 دی هیدروکسی D3 در مونوسیتهای پریفرال شناسایی شده است. ویتامین D3 برای تمایز مونوسیتهای اولیه و مونوسیتها به ماکروفاژها و فعالیت مناسب فاگوسیتوز و فعالیت سیتوتوکسیک سلولهای ماکروفاژ ضروری می باشد. در جیره های که فاقد مکملهای ویتامین D3 می باشد به میزان قابل ملاحضه ای عملکرد سیستم ایمنی کاهش می یابد.

 توکوفرول و سلنیوم: با بروز عفونت و یا تزریق واکسن به ویژه در شرایط استرس که آسیبهای ناشی از پراکسیدازها و سوپراکسیدها را به همراه دارد، فعالیت سیستم ایمنی تحریک می شود. در چنین مواقعی ویتامین E و سلنیوم جیره باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی می شود. ویتامین E ضمن کمک به ایجاد یکپارچگی بخشهای لیپوپروتئینی غشا سلولی باعث کاهش تعییرات اکسیداتیو و توسعه پاسخهای ایمنی سلولی می شود. ویتامین E همچنین از طریق بهبود تکثیر و افزایش لنفوسیتهای T باعث افزایش ایمنی هورمونی می گردد. سلنیوم موجود در گلوتاتیون پراکسیداز به همراه ویتامین E به عنوان یک سیستم آنتی اکسیدانی باعث کاهش غلظت رادیکالهای آزاد در سلول می شود. ویتامین E و سلنیوم نقش مهمی را در تولید لنفوسیتهای بلاستوسیتها برعهده دارند. کمبود این مواد مغذی باعث کاهش فعالیت فاگوسیتوزی ماکروفاژها می شود. علی رغم توصیه های NRC برای تامین میزان 20mg/kg ویتامین E جیره، مقادیر 300mg/kg ویتامین E باعث افزایش عملکرد سیستم ایمنی و کاهش مرگ و میر ناشی از ابتلا به آلودگی های ای کولای و بیماریهای نیوکاسل و بیماری بورس عفونی و کوکسیدیوز می شود. افزودن مکملهای ویتامین E به میزان250mg/kg منجر به جلوگیری از افت تولید تخم در مرغان مادر تحت شرایط استرس گرمایی می شود. نفش مفید سطوح بالای ویتامین E( بالاتر از 300mg/kg) در افزایش رشد لنفوسیتهای T به اثبات رسیده است. در سطوح بالای ویتامین E میزان غلظت پروستاگلندینهای اندامهای لنفوئیدی کاهش یافته و موجب توقف پاسخهای ایمنی سلولی شده و متعاقبا میزات تولید آنتی بادی را بهبود بخشیده است. در جیره های حاوی مکمل ویتامین E ( 200 mg در برابر 80mg) یا ترکیب 300 mg ویتامین E و 1mg/kg سلنیوم افزایش یافته است. افزودن ویتامین E به میزان 30/0 درصد جیره مرغان مادر یا تزریق 3-5/2 mg/egg به تخمهای بارور منجر به افزایش پاسخهای ایمنی جوجه می شود. مشابها ترکیب ویتامین E در واکسن روغنی نیوکاسل و بورس عفونی باعث کنترل سریعتر و همچنین تیتر آنتی بادی بالاتر نسبت به جیره های شاهد شده است. اسید اسکوربیک: سنتز ویتامین C در جوجه های یکروزه و طیور بالغ تحت استرس به مقدار مناسب انجام نمی پذیرد. ویتامین C باعث افزایش پاسخهای هورمونی و سلولی و همچنین افزایش مقاومت پرندگان نسبت به آلودگیهای ناشی از ای کولای و مایکروباکتریوم آویوم، نیوکاسل و بیماریهای عفونی بورس و مارک می گردد. ویتامین C در ایفا نقش آنتی اکسیدانی خود باعث استحکام غشاهای لکوسیتها می شود و همچنین وجود مقادیر مناسب این ویتامین باعث افزایش فعالیت فاگوسیتوزی نوتروفیلها می گردد. در شرایط استرس گرمایی این ویتامین از طریق تاثیر بر روی کاهش سنتز گلوکوکورتیکوئیدها باعث تخفیف اثرات استرس می گردد. با افزودن یک درصد از ویتماین C کاهش عملکرد سیستم ایمنی ناشی از کوتیکواسترون و استرس گرمایی تقلیل می یابد . تفاوت در اثرات مفید ناشی از افزودن ویتامین C در جیره را می توان به ناپایداری این ویتامین در بعضی از شرایط نگهداری آن مربوط دانست. ویتامینهای ب کمپلکس: ویتامینهای گروه ب بعنوان کوفاکتور آنزیمی نقش مهمی را مسیرهای متابولیکی بر عهده دارند. از میان ویتامینهای گروه ب، نقش ویتامین B6 در سیستم ایمنی به طور گسترده مطالعه شده است. ویتانین B6 در توسعه و حفظ بافتهای لنفوئیدی موثر است.

کمبود این ویتامین (95/0-48/1 mg/kg) پاسخ آنتی بادی را نسبت به آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی و تولید ایمنوگلوبینهای IgG وIgM کاهش می دهد. در شرایط استرس گرمایی، افزودن ویتامی B2 و B6 و أB12 اثرات مثبتی را بر عملکرد سیستم ایمنی جوجه های گوشتی دارد. عناصر معدنی: عناصرمعدنی نقش مهمی را در عملکرد سیستم ایمنی از طریق تاثیر بر روی تنظیم فشار اسمزی و به عنوان کوفاکتور و کاتالیزوز آنزیمی برعهده دارد و همچنین از طریق بهبود عملکرد هورمونی اعمال سیستم ایمنی را تنظیم می کند. غلظت سدیم، کلر، روی، سلنیوم، منگنر، مس ، آهن و کبالت جیره پاسخهای ایمنی را تحت تاثیر قرار می دهد. بطور کلی فرمهای معدنی این عناصر کمتر از فرمهای آلی جذب می شوند فلذا زمانی که عناصر معدنی در جیره به فرم کلیت باشد پاسخهای ایمنی بیشتر است. سدیم و کلرید: سدیم و کلر به همراه پتاسیم نقش کلیدی را در ثبات توازن اسمزی مایعات داخل و خارج سلولی بر عهده دارد. کمبود نمک جیره باعث کاهش عملکرد سیستم ایمنی می شود. بطوریکه در سطوح 14/0 درصد سدیم و یا 21/0 کلر تیتر آنتی بادی افزایش می یابد. در جیره های حاوی مقادیر کمتر از 14/0 سدیم و 17/0 کلر پاسخهای هومورال کاهش می یابد. افزودن مقادیر مناسب نمک تیتر آنتی بادی را بهبود می بخشد. راهکار افزودن کلر به عنوان یک تعییر دهنده ایمنی تحت شرایط استرس گرمایی در شرایط کنترل شده قابل توصیه می باشد. روی: نقش روی در ایمنی از طریق افزایش تیموسیتها و تعداد سلولهای لنفوسیت تی و فعالیت سلولهای دفاعی و توتروفیلها و همچنین تولید ماکروفاژها و آنتی بادی و تولید اینترفرون و کاهش نفوذپذیری سلول در مقابل ویروس می باشد.روی همچنین برای بهبود عملکرد تیمومیلین و تکثیر لنفوسیتها و تولید متا آنزیمهایی مانند DNA و RNA پلی مرازها مورد نیاز می باشد. کمبود روی جیره علاوه بر کاهش تولید اینترلوکین –2 باعث حفاظت از یکپارچگی اندامهای لنفوئیدی و عملکرد سلولهای تی می گردد. کمبود روی در جیره مرغان مادر، تیتر آنتی بادی نسبت به آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی را در نسل بعدی حاصل کاهش می دهد. برعکس پس از افزودن روی به جیره پاسخ به آنتی بادی در نسل بعد افزایش می دهد. چندین مطالعه محدود نشان داد که با افزودن مقادیر بالاتر روی(220mg/kg) در جیره های مرغ مادر هیچ تاثیر معنی داری بر روی عملکرد ایمنی سلولی و هورمونی وجود ندارد. تفاوت در گزارشات اینچنینی ممکن است در نتیجه تفاوت در غلظت های به کار رفته روی و یا اثر متقابل بین سایر مواد مغذی موجود در جیره های پایه مورد استفاده در آزمایشات تغذیه ای باشد. در جیره مرغ مادر افزودن روی به فرم کلیت شده با میتیونین باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی و افزایش تیتر آنتی بادی و ایمنی در نسل بعد و مقاومت بر علیه سالمونلا انترویتیدس و ای کولای خواهد گردید.

منگنز: منگنز نقش مهمی در توسعه و ترمیم و حفاظت از بافتهای اپیتیلیال دارد. آنزیم سوپراکسیدسموتاز وابسته به منگنز در میتوکندری موجب غیر فعال شدن رادیکالهای آزاد تولید شده در داخل سلول می گردد. فرم آلی این مواد معدنی پاسخ آنتی بادی را نسبت به عفونتهای بیماری بورس، برونشیت عفونی و نیوکاسل در مرغان مادر افزایش می دهد. مس: در طی فاز حاد سیستم ایمنی، سلولهای کبد تولید و ترشح پروتئین فاز حاد را برعهده دارند که باعث افزایش مقاومت جوجه بر علیه آلودگیهای عفونی می گردد. سروپلاسمین یکی از پروتئینهای مهم از این گروه می باشد که به عنصر مس به عنوان کوفاکتور نیاز دارد. سروپلاسمین از طریق از بین بردن رادیکالهای آزاد تولید شده در فاگوسیتوز باعث حفاظت پرنده می شود. بنابراین در شرایط ابتلا به آلودگیهای عفونی احتیاجات مس افزایش می یابد. سوپراکسید دسموتاز وابسته به مس و روی واقع در سیتوزول باعث غیر فعال شدن رادیکالهای آزاد می شود. بطور کلی نیاز به مس در هنگام بروز عفونتها نسبت به حالت معمولی افزایش می یابد. معمولا به منظور افزایش ایمنی و سلامتی جوجه ها افزودن سطوح 250-125mg مس را توصیه می کنند. فرم کلرید مس در مقایسه با سولفات مس نقش موثرتری را برای افزایش سلامتی روده بر عهده دارد و به عنوان یک ماده میکروب کش بر علیه آلودگیهای ای کولای و سالمونلا تجویز می شود. فراهم کردن مس به فرم کلیت همراه با اسیدهای آمینه تاثیرات مثبتی را در بر دارد. آهن: نقش آهن در ایمنی می تواند از طریق کاهش ناگهانی در غلظت اهن در سرم در حین فاز اولیه عفونت ارزیابی شود. افزودن آهن به جیره نشان داه است که باعث افزایش فعالیت ضد باکتریایی ماکروفاژها در کبد و طحال جوجه های مبتلا می شود. میزان سرزندگی در جوجه های آلوده با سالمونلا گالیناریوم همراه با افزودن 100 mg/kg آهن در جیره حاوی 200mg/kg آهن افزایش می یابد. کبالت: اثرات مفید کبالت بر روی سیستم ایمنی عمدتا مربوط به اثرات مثبت آن در سنتز پروتئین و عملکرد اندامهای لنفوئیدی می باشد. افزودن مکمل 10/0 یا 5/0 mg/kg (وزن بدن) عملکرد سیستم دفاعی میزبان بر علیه عفونت یا واکسیناسیون بیماری نیوکاسل در جوجه های گوشتی را افزایش می دهد احتیاجات غذایی و حد مجاز مواد مغذی تاثیر گذار بر روی سیستم ایمنی طیور مواد مغذی NRC 1994 برای افزایش ایمنی سطح سمیت انرژی(Kcal/kg) 3200 مقادیر بیش از حد انرژی میزان مصرف خوراک را کاهش می دهد.افزودن چربی غیر اشباع میزان ایمنیت را افزایش می دهد پروتئین(%) 23 سطوح بالای پروتئین اثر مثبت بر علیه آلودگی ای کولای دارد کاهش پروتین جیره باعث کاهش احتمال ابتلا به کوکسیدیوز می شو

د متیونین(%) 50/0 80/0-60/0 بیش از 1 آرژنین(%) 25/1 ----

 بیش از50/2 ترئونین(%) 80/0 ----

بیش از80/1 لیزین(%) 20/1 ----

 بیش از 40/2 والین(%) 90/0 والین کمتر. لوسین+ ایزولوسین/نسبت مناسب بیش از 80/1 ویتامین A(IU/kg) 1500 15000-8000 2 میلیون ویتامین D3(ICU/kg) 200 3500-2500 --- ویتامین E(mg/kg) 10 300-200 ----

 ویتامین C(mg/kg) -- 400-200 --- ویتامین کمپلس B --

 دو برابر مقدار پیشنهادی مفید است ---

 سدیم(%) 20/0 4/0-3/0 9/0

 کلرید(%) 20/0 25/0-2/0 50/1

 

امروزه کامپیوتر در تمام ابعاد و جنبه های مختلف سیستم ها زهکشی وارد شده است. با استفاده از کامپیوتر و مدل های کامپیوتر حتی نیاز به کارهای موسوم آزمایشگاهی نیز نمی باشد. ورود کامپیوتر به مباحث زهکشی مفاهیم و روش های جدیدی را باعث شده است. با این وجود گرچه روش های کامپیوتری جایگزین روش های قدیمی محاسباتی قدیمی شده اند اما برنامه های کامپیوتری نمی توانند درک صحیحی از فرایندها را به مهندسین القا نمایند. لذا توصیه می شود مهندسان طراح سیستم های زهکشی به روش های محاسبات دستی هم آسنا باشند و نیز قادر باشند از برنامه های کامپیتری استفاده کنند.

 

 

 

1- کاربردهای کامپیوتری در طراحی زهکش

 

برخی از برنامه های کامپیوتری فقط برای محاسبا طراحی به کار برده می شوند. مثلا قادرند معادلات هوخهات، مانینگ و استریکلر را حل نمایند. این برنامه ها ممکن است عملیات رسم نقشه ها یا تهیه جدول طراحی را نیز انجام دهند. از جمله این نرم افزارها می توان به بسته نرم افزاری CAD (طراحی به کمک کامپیوتر، Computer Aided Design) اشاره کرد. اکثر برنامه های کامپیوتری که در طراحی سیستم های زهکشی به کار گرفته می شود توسط افراد یا شرکت های خصوصی و برای مصارف داخلی تهیه شده و در بازار موجود نمی باشد. با این وجود تعدادی نرم افزار تجارتی نیز ساخته شده است که دسترسی عموم به آن آزاد است.

 

 

 

1-1سیستم های مزرعه 

 

فائو و برخی موسسات دیگر نرم افزارهایی را برای طراحی زهکش های مزرعه تهیه و ارائه نموده اند. این نرم افزارها در دو حالت ماندگار و غیر ماندگار کاربرد دارند. در این نرم افزارها برای شرایط ماندگار از روش توکسوز- کرکهام استفاده شده و با داشتن قطر لوله فاصله زهکش ها محاسبه می شود.

 

یکی از نرم افزارهای موجود DrainCAD می باشد که توسط مرکز مهندسی آبیاری در دانشگاه لوون بلژیک تهیه شده است. برای استفاده از این نرم افزار لازم است نقشه زمین مورد نظر در اتوکد دیجیت شده تا نرم افزار فاصله زهکش ها را مطابق با شرایط زمین از طریق فرمول های هوخهات و گلوور- دام محاسبه نماید. این برنامه قادر است به سیستم اطلاعات جغرافیایی مانند ARC/INFO نیز اتصال پیدا کند.

 

سازمان طرح های زهکشی وابسته به وزارت منابع آب مصر نیز نرم افزاری با عنوان DrainGIS ارئه نموده است که محاسبات طراحی سیستم های مرکب لوله های زهکش را با استفاده از اطلاعات صحرایی و نقشه های دیجیت شده انجام و نقشه سازه های وابسته به سیستم را نیز تولید می کند. مهندسان مشاور آمریکایی و کانادایی نرم افزارهای مختلفی را برای طراحی در مقیاس بزرگ تهیه و در پروژه هایی مانند طرح ISAWIP در مصر یا طرح RAJAD در هندوستان با موفقیت به کار برده اند.

 

 

 

1-2سیستم های کانال

 

از کامپیوتر به خوبی می توان در محاسبات طراحی کانال ها استفاده کرد. در روش های محاسبات دستی غالبا از جداول و گراف ها استفاده به عمل می آید که دارای دقت کافی نمی باشند. علاوه بر این کامپیوتر این امکان را فراهم می سازد کهمحاسبات را برای شرایط مختلف و در مدت بسیار کوتاه تکرار کرد. برنامه های موجود در بازار، طراحی کانال ها را در دو وضعیت ماندگار و غیر ماندگار انجام می دهند. از جمله این نرم افزارها می توان به HEC-2 اشاره کرد که توسط مهندسان مشاور ارتش آمریکا تهیه شده و در اختیار عموم قرار دارد. نرم افزار دیگری که قادر است طراحی را در وضعیت غیر ماندگار انجام دهد HEC-RAS می باشد که توسط سازمان حفاظت منابع آمریکا (NRCS) تهیه شده است. از برنامه های موجود دیگر نرم افزار موسوم به DUFLOW می باشد که معادلات سنت و نان را برای کانال ها در وضعیت غیر ماندگار به صورت عددی حل می کند. برخی از این برنامه ها دارای امکانات لازم به منظور لحاظ کردن وضعیت کیفی آب نیزمی باشند.

 

 

 

1-3تهیه نقشه ها و فهرست اقلام

 

برای تهیه نقشه های سیستم زهکشی و پروفیل طولی و عرضی خطوط لوله و کانال ها و نیز تهیه لیست اقلام مورد نیاز طرح و فهرست قیمت ها نیز نرم افزارهای متعددی در بازار موجود است که می توان از آنها استفاده کرد.

 

 

 

2- مدل های رواناب- دبی

 

تعداد زیادی مدل های کامپیوتری وجود دارند که با آنها می توان رواناب حاصله از بارندگی را شبیه سازی کرد. با استفاده از این مدل ها می توان نیاز های زهکشی را در حوضه های آبریز کوچک و بزرگ و یا قطعات اراضی کشاورزی به دست آورد. مدل های موسوم به TR-20 و HEC-1 و DUFLOW دراین موارد بسیار به کار گرفته می شوند.

 

 

 

2-1 مدل TR-20

 

نشریه فنی شماره 20 (TR-20) سازمان حفاظت منابع آمریکا در مورد این مدل بوده و با اجرای آن می توان هیدروگراف سیل حاصله از انواع بارش را به دست آورد. این مدل عملیات روند سازی سیل در رودخانه یا مخازن را نیز انجام می دهد. با وارد شدن سیل از شاخه های مختلف و ملحق شدن به آبراهه اصلی، با یکدیگر ارکیب شده و در نهایت هیدروگراف نهایی محاسبه می گردد. گرچه نرم افزار TR-20 ابتدا در سال 1964 و به زبان فرترن نوشته شده اما بعدا نسخه PC آن و بعد از آن در سال 1992 نسخه قابل استفاده با ویندوز نیز تهیه گردید.

 

 

 

2-2 مدل HEC-1

 

این مدل در دهه 1980 میلادی توسط مهندسان مشاور ارتش آمریکا تهیه گردید. این نرم افزار قادر است هیدروگراف حاصله از باران های غیر یکنواخت را تهیه و بر اساس مخازن و مسیر رودخانه ها روند سازی نماید.

 

 

 

2-3 مدل DUFLOW

 

مدل DUFLOW نیز یکی از مدل های شبیه سازی رواناب در مقابل بارندگی است. این مدل مناسب اراضی مسطح با زهکش های زیر سطحی است که شرایطی مانند هلند را تداعی می کند. در این مدل جزء رواناب- بارندگی با علامت RAM از آن ذکر می شود و لذا مدل به نام DUFLOW/RAM نیز مشهور است. با این مدل می توان دبی زهکشی را در اراضی کشاورزی و یا پارک ها پیش بینی نمود. عملیات روند سازی نیز توسط این مدل انجام می شود. در سال 2003 نسخه جدید این مدل به نام DUFLOW/DMS ارائه گردید که بخش طراحی سازه های کنترل آب مانند سرریز و آبگذر و غیره به آن افزوده شده است.

 

 

 

3- مدل های جریان آب زیرزمینی

 

این مدل ها برای مسایل پیچیده آب زیرمینی که امکان حل تحلیلی آنها وجود ندارد به کار می رود. روشی که در اکثر این مدل ها برای حل معادلات لاپلاس به کار می رود روش موسوم به شبکه جریان (flow net method) یا روش مربع ها (squares method) و یا relaxation method می باشد. تمام این روش ها در واقع به صورت عددی اجزاء محدود یا عناصر محدود می باشند. اگر روش های قبلی بر اساس حل معادلات دو بعدی در وضعیت ماندگار استوار بود در مدل های کامپیوتری وضعیت غیر ماندگار و حالت غیر همروند و چند لایه ای آبخان نیز لحاظ شده است.

 

 

 

3-1 مدل های صفحه گسترده

 

این مدل ها که نسخه صفه گسترده مدل ها MODFLOW می باشد به سرعت جایگزین سایر مدل های کامپیوتری می گردد. در صفحات گسترده نیاز به نرم افزار خاصی نبوده و می توان با آن زهکش های حائل را در وضعیت ماندگار و جریان دو بعدی طراحی کرد. در صفحات گسترده غالبا استفاده از فرمول هوخهات کفایت کرده و برای محاسبه فاصله زهکش های زیر سطحی این معادله جایگزین معادلات دیگر شده است. 

 

 

 

3-2 مدل MUDFLOW

 

این مدل از نوع سه بعدی جریان آب زیر زمینی است که توسط سازمان زمین شناسی آمریکا (USGS) تهیه گردیده و روشی که در آن به کار گرفته شده روش تفاضل های محدود است. از زما ارائه اولیه مدل، تغییرات و اصلاحات زیادی روی آن انجام شده است. در نسخه های جدید این مدل استفاده از GIS و یا لحاظ کردن شوری و کیفیت آب و حمل آلاینده ها نیز به آن اضافه شده است. از جمله نسخه های جدید را می توان MODFLOW/GMS و یا MS-VMS-SURFACE را نام برد. در سایت www.scisoftware.com می توان نسخه نمایشی این مدل را مشاهده کرد.

 

 

 

3-3 مدل SGMP 

 

با مدل استاندارد آب های زیر زمینی که با نام SGMP معروف است می توان تاثیر انسان از طریق طرح های آبیاری و زهکشی، تغذیه مصنوعی و استخراج آب از چاه را تحلیل کرد. در این مدل منطقه مورد نظر به تعدادی چند ضلعی (پلی گن) که هر کدام از آنها در داخل منطقه در نقش یک چاه و در خارج از منطقه نقش مرزها را بازی می کنند تقسیم می شود. از این مدل به خوبی برای طراحی سیستم های زهکشی لوله ای در پاکستان و هندوستان استفاده شده است.

 

 

 

4- مدل های اگروهیدرولوژیکی

 

مدل هایی نیز وجود دارد که با استفاده از آنها می توان وضعیت شوری خاک، رطوبت خاک و رژیم سطح ایستابی را در اثر استفاده ها و مدیریت های مختلفی که صورت می گیرد مشخص نمود. برخی از این مدل ها رشد گیاه را نیز در نظر می گیرند. برای واسنجی این مدل ها غالبا از داده های گذشته و یا آزمایشی استفاده می گردد. دو مدل عمده اگروهیدرولوژیک عبارتند از مدل DRAINMOD و SWAP . مدل DRAINMOD در سال های دهه 1960 میلادی در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی در آمریکا توسعه یافت و مدل SWAP در سال های دهه 1970 در دانشگاه واگنینگن هلند تهیه گردید. مدل DRAINMOD بر اساس توازن آب و روابط تجربی استوار می باشد در حالی که در مدل SWAP رژیم آب- خاک بر اساس حرکت آب در خاک  و سرعت تبخیر- تعرق استوار می باشد. گرچه استفاده های کاربردی زیادی از اینها برده شده است اما هنوز می توان گفت که مدل های فوق بیشتر خاص پروژه های تحقیقاتی می باشند.

 

داده های ورودی در مدل DRAINMOD که در حال حاضر نسخه 5 آن در بازار موجود است عناصر هواشناسی، خصوصیات خاک و گیاه و مختصات جغرافیایی محل می باشد. مدل DRAINMOD اصولا مدل یک بعدی است ولی مسایل مربوط به حرکت جانبی و نشت در دامنه تپه ها را نیز می توان با آن حل کرد.

 

مدل موسوم به SWAP یا سیستم آب، خاک، گیاه، اتمسفر نسخه تکامل یافته مدل های SWATRER و SWACROP می باشد. در این مدل بخش جریان عمودی و غیر اشباع با استفاده از معادلات ریچاردز شبیه سازی شده است و جذب آب توسط ریشه با استفاده از توازن تعرق گیاه محاسبه می گردد. محاسبات کنترل سطح ایستابی در این مدل با معادله های ارنست و هوخهات انجام شده است و این امکان وجود دارد که تغییرات موضعی خصوصیات فیزیکی خاک و یا لایه ای بودن آن نیز در نظر گرفته شود. در محاسبات تبخیر- تعرق از روش پنمن- مونتیت سود جسته است. در سال های دهه 1980 بخش مربوط به شوری آب و خاک نیز به این مدل افزوده شد.

 

 

 

5- مدل های پیش بینی شوری

 

این گروه از مدل ها برای پیش بینی رژیم شوری خاک تحت شرایط مدیریتی مختلف به کار برده می شوند. مدل های DRAINMOD و SWAP در نسخه های جدید خود این امکان را فراهم می سازند تا کاربر بتواند درجه شور شدن خاک را نیز پیش بینی نماید. علاوه بر آن مدل خاص بررسی شوری خاک نیز وجود دارد که از آن جمله می توان به DRAINSAL ، SALTMOD و WATSUIT اشاره کرد. مدل DRAINSAL توسط مرکز تحقیقات شوری هندوستان (CSSRI) ارائه گردیده است که برای کسب اطلاعات بیشتر می توان به سایت www.icar.org.inlcssri/cssri.html مراجعه نمود. مدل DRAINMOD در هلند توسعه داده شد و می توان آن را از سایت http://www.ilri.nl دریافت کرد. مدلWATSUIT در مرکز تحقیقات شوری آمریکا تهیه گردیده و اطلاعات مربوط به آن از سایت http://www.ussl.ars.usda.gov/models/watsuit.htm قابل دریافت است.

 

 

 

مرجع:

 

زهکشی جدید- ترجمه و تدوین دکتر امین علیزاده

طبقه بندی سموم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ
کاربامات‌ها
ترکیبات کاربامات گروه دیگری از سموم هستند که نخستین آن‌ها سمی بنام (Physostigmine) است که از گیاهی با نام (Physostigma venenosum) که محل رویش آن در آفریقای جنوبی می‌باشد استخراج می‌شود.
ترکیبات کاربامات سمومی هستند که هسته مرکزی آن‌ها اسید کاربامیک (COONH2) است و شامل دو گروه اصلی می‌باشند.

ترکیبات کاربامات
1- دی متیل کاربامات‌ها (پیرولان، ایزولان، دی متیلان، پریمیکارب). برای مبارزه با مگس‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند اما امروزه کاربرد آن‌ها محدودتر شده است؛

2- متیل کاربامات‌ها که دارای استفاده وسیعی هستند و به چندین گروه تقسیم می‌شوند:
الف) نفتیل کاربامات‌ها (کاربایل)
مهم‌ترین ترکیب این گروه کاربایل است که علیه حشرات، نرمتنان و کنه‌های دامی موثر است؛
ب) متیل کاربامات‌های هتروسیکلیک (کاربوفوران، بندیوکارب)
یکی از مهم‌ترین ترکیبات این گروه کاربوفوران است که دارای خاصیت سیستمیک بوده و علیه آفات خاک‌زی، برگ‌خوار و ساقه‌خوار و نماتدها موثر است. کاربوفوران سمی بسیار قوی است که به دلیل اثر فوق‌العاده قوی بصورت گرانول ساخته می‌شود و در داخل خاک برای مبارزه با آفات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سم سیستمیک بوده و از طریق ریشه گیاهان جذب می شود و حشراتی را که در روی گیاهان جمع می‌شوند را از بین می‌برد

ج) فنیل کاربامات‌ها (مگزاکاربات، پروپوکسور، میتو کارب)
پروپوکسور سمی با دو نوع فرمولاسیون می‌باشد که یک نوع آن برای مبارزه با حشرات خانگی (به صورت حشره‌کش) و نوع دیگر برای شته‌ها و کنه‌ها در گلخانه‌ها و مزارع استفاده می‌شود؛
میتوکارب دارای طیف وسیعی بوده و علیه گروه‌های مختلفی از حشرات، کنه‌ها و نرمتنان و حتی سخت بالپوشان، دوبالان، پروانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد؛
د) اُگزایم‌ها (آلدیکارب، متومیل و تیودیکارب)
همه جزء سموم سیستمیک هستند و علیه طیف وسیعی از آفات در مزارع و گلخانه‌ها استفاده می‌شوند.

کنه‌کش‌ها
گروه دیگری از آفت‌کش‌ها، کنه کش‌ها هستند که طیف وسیعی از سموم را شامل می‌شوند. کنه‌ها مخصوصاً کنه‌های خانواده (Tetranychidae) از جمله آفات بسیار مهم گیاهان زینتی و محصولات گلخانه‌ای به شمار می‌آیند. برای مبارزه با این آفات، تعدادی از سموم فسفره، کلره و کاربامات مورد استفاده قرار می‌گیرند و در عین حال تعدادی کنه‌کش اختصاصی نیز وجود دارند.

کنه‌کش‌ها
- سموم گوگردی؛
- گوگرد معدنی؛
- سموم گوگرد آلی؛
-سولفون‌ها (تترادیفون)؛
- سولفونات‌ها (فنزون، کلرفنزون)؛
- سولفیت‌ها (پروپارژیت)؛
- سولفیدها (تتراسول، کلرفن سولفید).
سموم گوگرد آلی دارای ساختمان شیمیایی شبیه به ساختمان شیمیایی (D.D.T) هستند اما با این تفاوت که به جای اتم کلر مرکزی، اتم گوگرد قرار گرفته است. این ترکیبات، همه مراحل مختلف سنی کنه‌ها، از جمله تخم آن‌ها را از بین می‌برند.
گروه دیگر از کنه‌کش‌ها، آنالوگ‌های د .د .ت هستند- کلروفنتول - دیکلوفول - کلروپروپیلات - کلروبنزیلات - بروموبروپیلات .
نیتروفنول‌ها گروه دیگر از کنه‌کش‌ها هستند.
- دینوبوتون، بیناپاکریل؛
- این ترکیبات علاوه بر خاصیت کنه‌کشی، خاصیت قارچ کشی نیز دارند.
آخرین گروه کنه‌کش‌ها اُرگانوتین‌ها هستند.
- سی هگزاتین، آزوسیکلوتین، فن بوتاتین اکساید؛
- در ساختمان شیمیایی آن‌ها اتم قلع (Sn) وجود دارد؛
- همه مراحل متحرک کنه‌ها را از بین می‌برند؛
- بعضی از آن‌ها علاوه بر خاصیت کنه‌کشی، خاصیت دور کنندگی و ضد تغذیه‌ای نیز دارند.

حلزون‌کش‌ها
گروه دیگر از آفت‌کش‌ها حلزون‌کش‌ها هستند، حلزون‌ها گاهی اوقات و تحت شرایط خاصی با عنوان آفات نسبتاً مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی در می‌آیند.
برای مبارزه با حلزون‌ها سمومی که مورد استفاده قرار می‌گیرند محدود هستند.
- مهم‌ترین ترکیب مورد استفاده در مبارزه با نرمتنان متالدئید است؛
- بعضی از حشره‌کش‌ها نظیر کاربایل، میتوکارب و مگزاکاربات خاصیت نرم‌تن‌کشی نیز دارند.
متالدئید سمی تماسی و گوارشی است و همانند سایر سموم بصورت محلول‌پاش مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای تولید یک طعمه‌ی مسموم برای حشرات، سبوس را با گرد متالدئید مخلوط می‌کنیم و بتدریج مقداری آب به آن اضافه می‌کنیم، البته نباید آب به مقداری باشد که سبوس خمیر گردد. بعد از اضافه کردن آب طعمه را بصورت یکنواخت یا بصورت کپه در محیط‌هایی که با نرمتنان مبارزه می‌کنیم قرار می‌دهیم.
سموم گازی
گروه دیگری از سموم، سموم گازی هستند. تعدادی از سموم وقتی در شرایط مناسب محیطی قرار می‌گیرند تبدیل به گاز شده و از راه تنفس انواع حشرات و موجودات را از بین می‌برند.

سموم گازی
- کلروپیکرین، اتیلن دی بروماید، متیل بروماید، اتیلن اکساید و فسفین؛
- سموم گازی عموماً بر روی همه مراحل رشد حشرات و سایر بندپایان موثر هستند؛
- از سموم گازی برای ضدعفونی خاک و از بین بردن آفات محصولات انباری استفاده می‌شود.
سموم گازی برای انسان فوق‌العاده خطرناک هستند علی‌الخصوص سم متیل بروماید که باعث بی‌هوشی و حتی مرگ می‌شود، به همین خاطر در کاربرد این سم حتماً از افراد متخصص استفاده شود.
منبع:
___
کنترل بیولوژیک
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ

کنترل بیولوژیک
- طبیعی؛
- کاربردی.
کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.

کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:
1– انواع موجودات آفت هدف؛
2– انواع دشمنان طبیعی؛
3– روش‌های بکارگیری دشمنان طبیعی

1- انواع موجودات آفت هدف
الف) بطور کلی حشرات مهم‌ترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بوده‌اند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترل‌شان ایجاد کرده‌اند.
اما مهم‌ترین راسته‌ای که تعدادی از گونه‌های آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفته‌اند راسته (Hemiptera) می‌باشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گیرنده شته‌ها، شپشک‌ها، سفیدبالک‌ها و پسیل‌ها می‌باشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب می‌شوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونه‌های راسته (Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولات کشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آن‌ها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشک‌ها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آن‌ها فراهم است.
ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامه‌های کنترل بیولوژیک کنه‌ها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهم‌ترین کنه‌های گیاهخوار هستند که بر علیه آن‌ها کنترل بیولوژیک انجام شده است.
ج) دسته دیگر این حشرات، حلزون‌ها و راب‌ها هستند که به آن‌ها لیسَک نیز گفته می‌شود. برای کنترل بیولوژیک حلزون‌ها و راب‌ها کوشش‌هایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.
د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علف‌های هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علف‌های هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامه‌های کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بوده‌اند که ۵۰ درصد آن‌ها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.
ذ) علاوه بر این‌ها، بیماری‌های گیاهی و مهره‌داران هم می‌توانند از اهداف برنامه‌های کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان می‌تواند در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.

2- انواع دشمنان طبیعی
مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
الف) حشرات پارازیتوئید از عمومی‌ترین دشمنان طبیعی آفات به شمار می‌آیند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به روش‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. برنامه‌های کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر درباره‌ی دو راسته (Hymenoptera) یا بال‌غشائیان و زنبورها یا (Diptera) می‌باشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونه‌های زیر خانواده‌ی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشک‌ها هستند و در برنامه‌های کنترل بیولوژیک آفات گلخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند.
از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانواده‌های (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوق‌العاده حائز اهمیت هستند.
ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونه‌های گیاهخوار تغذیه می‌کنند. مهم‌ترین شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آن‌ها کفشدوزک‌ها اطلاق می‌شود و تعدادی دیگر از خانواده‌ها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بال‌توری‌ها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بال‌توری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانواده‌های(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
ج) گروه دیگر از عوامل بیماری‌زا، بندپایان هستند. مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای بندپایان مربوط به ویروس‌ها، نماتدها، تک سلولی‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌ها هستند.
در بین باکتری‌ها، باکتری‌های گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتری‌هایی هستند که برای کنترل گروه‌های مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در گروه ویروس‌ها، شانزده خانواده از ویروس‌ها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرد.
اما دلیل اینکه ویروس‌ها مانند باکتری‌ها براحتی تولید نمی‌شوند چیست؟
ویروس‌ها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آن‌ها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا می‌کنند در حالیکه باکتری‌ها براحتی بر روی مخمرها تکثیر می‌شوند. به همین دلیل استفاده از باکتری‌ها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.
د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچ‌ها هستند بخصوص قارچ‌های خانواده (Entomophthoraceae) و زیر گروه‌های (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که برای کنترل حشرات و گیاهان زینتی مخصوصاً گونه‌ای به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ذ) دسته دیگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلولی‌ها هستند، شاخه‌های (Apicomplexa) و (Microspora) از مهم‌ترین تک سلولی‌ها هستند که بر روی حشرات ایجاد بیماری می‌کنند. مخصوصاً تک سلولی‌های جنس (Nosema) از اهمیت بیشتری برخوردارند. تعدادی از گونه‌های این جنس بصورت تجارتی تولید شده‌اند و برای کنترل ملخ‌ها و آبدزدک‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
ر) گروه دیگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بیولوژیک، حشراتی هستند که از علف‌های هرز تغذیه می‌کنند. در این بین خانواده‌های (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهمیت زیادی برخوردارند

اکوسیستم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ

اکوسیستم

گیاهان (مانند علف در علفزار) انرژی خورشید را از طریق فتوسنتز به انرژی شیمیایی ذخیره شده ، تبدیل می کنند. این انرژی در سلولهای گیاه ذخیره شده و جهت رشد ، اصلاح و تکثیر آن استفاده می گردد. گاوها و سایر حیوانات، انرژی ذخیره شده در علف یا دانه را استفاده نموده و آن را به انرژی ذخیره شده ای در بدن خود تبدیل می کنند. زمانیکه ما گوشت و سایر محصولات حیوانی را می خوریم ، ما نیز آن انرژی را در بدن خود ذخیره می کنیم. ما از این انرژی ذخیره شده برای راه رفتن ، دویدن ، دوچرخه سواری و یا حتّی خواندن یک مطلب برروی اینترنت استفاده می کنیم. اکوسیستم و زنجیره ی غذایی:در محیط زیستی عوامل غیر زنده مانند خاک ، آب ، گازها و غیره به همراه جانداران وجود دارند. موجودات زنده با هم و با محیط غیر زنده خود ارتباطی متقابل برقرار می‌سازند. این ارتباط‌ها برای بقای محیط زیست بسیار لازمند. کارشناسان محیط زیست هنگام بررسی ، مناطق زیستی را مورد مطالعه قرار می‌دهند. هر منطقه زیستی شامل موجودات زنده ویژه عوامل غیر زنده است اکوسیستم نام دارد و دانشی که به بررسی اکوسیستم‌ها می‌پردازد. اکولوژی نامیده می‌شود. عوامل زنده اکوسیستم جانداران را براساس نقشی که در محیط دارند به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند. 1. موجودات تولید کننده (گیاهان سبز) 2. موجودات مصرف کننده (جانوران) 3. موجودات تجزیه کننده (باکتری‌ها و قارچ‌ها) ارتباط موجودات زنده با هم دیگر مهم ترین ارتباط غذایی است که به صورت زنجیره غذایی و شبکه غذایی در جریان است. علاوه بر ارتباط کلی میان جانداران که به صورت زنجیره غذایی نشان داده می‌شود. انواع دیگری از ارتباط نیز میان آنها وجود دارد که در آن الزاما ارتباط غذایی منجر به از بین رفتن طرفین نمی‌شود بلکه در این نوع ارتباط جانداران به زیستن در کنار هم ادامه می‌دهند. ارتباط غذایی زنجیره غذایی اگر وابستگی غذایی یک موجود زنده را با موجود زنده دیگر به صورت A→B نمایش دهیم بدین معنی است که موجود زنده A غذای موجود زنده B است و به عبارت دیگر B از A تغذیه می‌کند. بدین ترتیب می‌توانیم روابط غذایی زیر را که بین چند موجود زنده برقرار می‌شود نشان دهیم. در این روابط هر موجود زنده به صورت حلقه‌ای از یک زنجیر با موجود زنده دیگر مربوط می‌شود. هر یک از این روابط را یک زنجیره غذایی می‌نامند. در تمام این زنجیره‌های غذایی حلقه اول یک گیاه سبز است حلقه دوم یک جاندار گیاهخوار است و حلقه‌های بعدی را موجودات گوشتخوار تشکیل می‌شوند. شبکه غذایی چند زنجیره غذایی که با یکدیگر ارتباط داشته باشند یک شبکه غذایی را بوجود می‌آورند. شبکه حیات همه شبکه‌های غذایی با یکدیگر ارتباط دارند بطوری که همه موجودات زنده کره زمین یک شبکه غذایی بزرگ را تشکیل می‌دهد این شبکه غذایی بزرگ ، شبکه حیات نام دارد. نوع دیگر ارتباط جانداران با هم رقابت در رقابت یک موجود به چیزهایی که مورد نیاز موجود زنده دیگر نیز هست احتیاج پیدا می‌کند. مثلا جانوران بین یافتن غذا و لانه سازی و غیره با هم رقابت می‌کنند. در عمل رقابت گاهی دو رقیب با یکدیگر با خبر نیستند. بعضی از رقابت‌ها میان جانداران یک گونه و برخی دیگر در بین جاندارانی که از گونه‌های متفاوت است صورت می‌گیرد. موضوع مورد رقابت اغلب جانوران غذاست. رقابت تختصاص به جانوران ندارد. گیاهان نیز برای بدست آوردن نور ، آب و کانی‌ها با هم به رقابت می‌پردازند. هم زیستی هم زیستی یعنی زندگی کردن با یکدیگر و با هم زیستن اما در اکولوژی منظور از هم زیستی هر نوع ارتباط نزدیک میان دو نوع موجود زنده است صورت‌هایی از هم زیستی عبارتند از: هم سفرگی در این نوع هم زیستی یکی از افراد ، نه سود می‌برند و نه زیان و دیگری سود می‌برد. مانند رابطه چسبیدن ماهی بادکش‌دار ، بدن کوسه ماهی ، که ماهی بادکش دار در این رابطه سود می‌برد. همیاری در این نوع هم زیستی دو موجود زنده هر دو از یکدیگر بهره می‌برند- همیاری ممکن است داوطلبانه و یا اجباری باشد. همیاری گل‌سنگها اجباری است و قارچی که در ساختمان گلسنگ بکار رفته بدون جلبک سبز قادر به ادامه حیات است میان باکتری‌ها و گیاهان تیره نخود نیز همیاری است - همیار s شته و مورچه حالت اجباری دارد. زندگی انگلی در این نوع همزیستی یک موجود (انگل) سود می‌برند و موجود دیگر (میزبان) زیان. زندگی صیادی مستقیم‌ترین رابطه غذایی هنگامی وجود دارد که جاندار دیگر را بخورد. هر مصرف کننده‌ای که جانداری دیگر را بکشد و بخورد یک صیاد است و جانداری که خورده شود صید نام دارد. عوامل غیر زنده اکوسیستم گرما بیشتر از اشعه مادون قرمز بخشی از نور خورشید به دست می‌آید و در فعالیت‌های موجودات زنده نیز انرژی به صورت گرما آزاد می‌شود. دما یکی از عوامل غیر زنده محیطی است و تغییرات زیادی دارد و کلیه جانداران به نحوی با این تغییرات سازش پیدا کرده‌اند سازش باعث بقای جانوران می‌شود. نور نور نقش مهم در غذاسازی تولید کننده دارد. گازها مهم‌ترین گازهایی که در اتمسفر وجود دارند عبارتند از : اکسیژن و دی‌اکسید کربن. که اکسیژن در تنفس و در اکسید کربن در فتوسنتز نقش دارد. آب آب به صورت تبخیر شده وارد اتمسفر می‌شود و به صورت برف و باران به زمین برمی‌گردد. مواد شیمیایی به دو صورت کانی و آلی در اکوسیستمها وجود دارد مواد آلی ناشی از تجزیه موجودات زنده ، در اکوسیستمهای مختلف مورد استفاده جانداران قرار می‌گیرد. مواد کانی نیز به ترکیبات مختلف مثل نمک خوراکی یا کلریدسدیم که در غذای آدمی مهم است و یا کودهای شیمیایی که در حاصل خیزی خاک اهمیت دارد.


مفاهیم کلی

هر موجود زنده به تنهایی یک سیستم یا مجموعه منظم است و در عین حال ممکن است از سیستم‌های کوچک‌تر تشکیل یابد. وقتی موجودات زنده اجتماع و تشکل می‌یابند، روابط نظام‌مندی بین آنها پدیدار می‌شود و در نهایت وقتی همه موجودات زنده در یک محیط قرار می‌گیرند، یک سیستم بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند که به دلیل وجود روابط قانونمند و هدفدار بین محیط و جانداران، این مجموعه سیستم اکولوژیک یا اکوسیستم نامیده می‌شود. استقرار پایدار هر اکوسیستم منحصرا به مشارکت همه اجزای اصلی در ساختمان آن بستگی دارد. بدیهی است اگر مثلاً عوامل غیر زنده لازم وجود نداشته باشد، پایداری اکوسیستم هم، غیر ممکن خواهد بود. بر این اساس اکوسیستم از اجزای زیر تشکیل یافته است.

  • مجموعه عوامل غیر زنده.
  • تولید کننده‌ها یا گیاهان کلروفیل‌دار.
  • مصرف کننده‌ها شامل دو گروه: گیاهخواران یا مصرف کننده‌های ردیف اول و گوشتخواران یا مصرف کننده‌های ردیف دوم.
  • تجزیه کننده‌ها.

 انواع اکوسیستم از نظر ناقص یا کامل بودن چرخه مواد

اکوسیستم‌های ناقص آنهایی هستند که چرخه ماده در آنها تقریباً بسته است و اکوسیستم‌های کامل آنهایی هستند که مبادله ماده بین محیط و موجود زنده کاملاً بسته نیست. مثلاً در یک دریاچه، انرژی آفتاب به دلیل جذب مواد و تثبیت انرژی آفتاب از طریق گیاهان، ذخیره می‌شود و به مصرف ماهیها مصرف می‌رسد. مرغان ماهیخوار این مواد را با صید ماهی دریافت کرده و فضولات مرغان ماهیخوار و اجساد آنها به اکوسیستم‌های دیگر وارد می‌شود.

به این ترتیب چرخه ماده، به صورت کامل بسته در نمی‌آید. در اکوسیستم‌های مصنوعی (مصرف کننده و تولید کننده با دخالت انسان استقرار یافته است) نیز به این صورت است. اما اگر همه اکوسیستم‌های کره زمین را یک اکوسیستم تلقی کنیم، این مجموعه حالت اکوسیستم کامل دارد. زیرا در این اکوسیستم بزرگ مجموعه موادی که از محیط گرفته می‌شود سرانجام به محیط باز می‌گردد.

مکانیسم روند تولید در اکوسیستم

روند توالی یا انباشتن انرژی در اتمهای کربن مستلزم آن است که اتمهای هیدروژن از یک ملکول محتوی هیدروژن جدا گردد و به اتمهای کربن که از تجزیه CO۲ بدست می‌آیِند، اتصال داده شود. گیاهان کلروفیل‌دار برای اخذ هیدروژن، ملکولهای آب (H۲O) را تجزیه و ضمن تولید مواد آلی، اکسیژن را آزاد می‌کنند. علاوه بر گیاهان کلروفیل‌دار، برخی از باکتریها نیز عمل فتوسنتز را انجام می‌دهند. اما منبع هیدروژن برای این باکتریها H۲O نیست، بلکه یک ترکیب دیگر است. برای مثال، باکتریهای سبز آزاد کننده گوگرد بجای H۲O و H۲S را تجزیه و در نتیجه بجای رها کردن O۲، گوگرد یا S را آزاد می‌کنند.

[ مکانیسم روند مصرف در اکوسیستم

اساس روند مصرف مبتنی بر تجزیه یا شکستن ترکیبات آلی حاصل از روند تولید است که به دو صورت انجام می‌شود:

  • تنفس هوازی: در این روند، مواد آلی با طی مسیرهای طولانی در نهایت با اتمهای اکسیژن ترکیب می‌شوند.
  • تخمیر یا تنفس غیر هوازی: در جریان این روند، مواد قندی به صورت کامل شکسته نمی‌شوند، بلکه سهمی از آرایش مواد قندی حفظ می‌شود. به همین دلیل تمام انرژی انباشته در آنها آزاد نمی‌گردد.

 زنجیر غذایی و شبکه غذایی در اکوسیستم

در دانش اکولوژی هر یک از از سطوح انباشتگی مواد آلی یا انرژی را یک پله غذایی یا یک سطح غذایی (trophilevel) می‌نامند و تولید کننده‌ها بالطبع سطح اول و هر یک از ردیفهای مصرف کننده، یک سطح دیگر تلقی می‌شوند. این زنجیره‌های غذایی مستقل از هم نیستند و بین اکثر زنجیره‌های غذایی حلقه‌های مشترک وجود دارد.

برای مثال در یک اکوسیستم مرتعی، یک زنجیره غذایی با سه حلقه گیاه، خرگوش و گرگ استقرار می‌یابند و زنجیر دیگری نیز با سه حلقه گیاه، گوسفند و گرگ تشکیل می‌شود. حلقه سوم بین دو زنجیر مشترک است. پس گرگ این دو زنجیر را بهم پیوند می‌دهد. مجموعه زنجیره‌های غذایی را که باهم حلقه‌های مشترک دارند در اصطلاح رشته یا شبکه غذایی (tood Web) می‌نامند.

[ هرمهای اکوسیستم

هر چقدر از پله پایین‌تر اکوسیستم به طرف پله‌های بالاتر پیش رویم، تعداد موجودات زنده پله‌ها کمتر می‌شود، در واقع می‌توان گفت مقدار انرژی انباشته در پله‌های اکوسیستم از پایین به بالا به تدریج کاهش می‌یابد. توجه به این مطلب، انگیزه اصلی طرح مبحثی تحت عنوان هرمهای اکوسیستم است. اگر در یک اکوسیستم، موجودات زنده پله اول را یک جا جمع کنیم و بعد موجودات زنده پله‌های دیگر را به همان توالی طبیعی به ترتیب پله‌ها روی هم قرار دهیم، شکل عمومی آنها، به صورت یک هرم خواهد بود.

اگر گیاهان و حیوانات موجود در اکوسیستم از نظر مدت زمان رشد، حجم و وزن بدن با همدیگر هماهنگ باشند می‌توان از هرم تعداد، به عنوان هرم وزن استفاده نمود به این نوع هرم، هرم وزن زنده یا توده زنده نیز گفته می‌شود. اما شرط اصلی این هرم این است که همه موجودات زنده همه پله‌های آن یکساله باشد اگر بیشتر از این باشد هرم وزن زنده گویایی خود را از دست می‌دهد.

چرا که در اینحالت، وزن زنده جانداران مختلف در این هرم، در طول یکسال یکسان نخواهد بود. مثلاً وزن زنده مصرف کنندگانی مانند فیل و زرافه، در یکسال تفاوت فاحشی خواهد داشت. به خاطر همین، هرم انرژی مطرح گردید که منظور از آن، محاسبه مقدار انرژی‌ای است که در مدت معینی در هر کدام از پله‌های اکوسیستم ذخیره می‌شود در اینحالت مقدار انرژی انباشته شده در مدت معین مثلاً یکسال، ملاک رسم هرم قرار می‌گیرد.



 اکوسیستم آب

  • عوامل غیرزنده
    • دما: در اکوسیستم‌های آب دما نقش ارزنده‌ای دارد زیرا گرمای ویژه آب زیاد است و می‌تواند به تدریج مقدار زیادی گرما را جذب کند و یا ازدست بدهد. بنابراین موجودات آبزی کمتر از موجودات خشکی‌زی در معرض تغییرات شدید دما قرار می‌گیرند. حیات دراعماق زیاد بستگی به این دارد که مواد غذایی تا چه حد از سطح به آنها برسد. در هر حال جثه جانوران نواحی عمیق کوچک است. در اعماق تاریک اقیانوسها تولید کننده‌ای وجود ندارد و تنها عده کمی مصرف کننده با جثه کوچک دیده می‌شود.
    • گازها: دو گاز مهم و موثر در حیات یعنی O۲ و CO۲ را بررسی می‌کنیم که اکسیژن در آب بسیار کمتر از هواست. مقدار اکسیژن هوا در یک لیتر هوا و در دمای ۱۵ درجه سانتیگراد، ۲۱۰ سانتیمتر مکعب است ولی مقدار O۲ در یک لیتر آب شیرین و دمای ۱۵ درجه سانتیگراد ۷.۲ سانتیمتر مکعب است. که مقدار آن درآب شور به ۵.۸ سانتیمتر مکعب کاهش می‌یابد. آبزیان با این مقدار کم اکسیژن سازش حاصل کرده‌اند و دستگاه تنفسی آنها قادر است که اکسیژن مورد نیاز بدن را از آب جذب نمایند.
  • عوامل زنده اکوسیستم‌های آب

موجودات زنده اکوسیستم‌های آب عبارت‌انداز: تولیدکننده‌ها، مصرف کننده‌ها و تجزیه کننده‌ها که این موجودات برحسب اینکه اکوسیستم، آب شور داشته باشد یا آب شیرین فرق خواهد کرد.

    • تولیدکنندگان: در آبهای شور یا دریاها فقط فیتوپلانکتونها هستند ولی در آبهای شیرین گیاهان آبی نیز جزء تولیدکنندگان هستند.
    • مصرف کنندگان: عبارت‌انداز موجوداتی که از فیتوپلانکتونها تغذیه می‌کنند (مثل سخت پوستان) و ماهی‌های کوچک‌تر و بعد ماهی‌های بزرگ‌تر.
    • تجزیه کنندگان: شامل بعضی باکتریها و قارچها هستند که با تجزیه اجساد جانداران آبزی باعث می‌شوند که چرخه مواد در آب برقرار بماند.




 چشم انداز بحث

با توجه به اهمیت هر کدام از اعضای یک اکوسیستم خاص در تداوم آن بقای تک تک آنها ضروری و غیر قابل اغماض است. اما درجه اهمیت هر یک از این اعضا، با همدیگر فرق می‌کند. با این وجود، باید برنامه‌های مربوط به زیست محیطی، آنچنان در نظر گرفته شود که بقای همه موجودات یک اکوسیستم تضمین گردد

-