مقاله کشاورزی و گیاهپزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

کانال تلگرام




The effect of packaged organic and inorganic fertilizers on
(the growth and yield of soyabean (glycine max l)

َAِBSTRACT: The effect of packaged organic and inorganic fertilizers on the growth and yield of soyabean Glycine max (L)merr) was carried out in the rainforest zone of Nigeria. The treatments used were inorganic fertilizer NPK 15: 15: 15 and packaged organic fertilizer. The experiment was laid out in a randomized complete block designed (RCBD) in three replicates’ with six treatments viz, 0, 100, 200 and 300kg/ha NPK 15:15:15 fertilizer, and 100 and 300 Kg/ha organic fertilizer. Results showed that plant height, number of branches, leaf area and number of leaves per plant were enhanced by organic and inorganic fertilizers at different weeks after planting (WAP). Similarly, application of inorganic fertilizer increased the pod weight/plant compared to the control and organic fertilizers. However, 200kg/ha of NPK fertilizer gave the highest soya bean yield followed by 300 and 100kg/ha NPK fertilizer, then 300kg/ha and 100kg/ha packaged organic fertilizer. There were significant differences among treatments. The triad suggests that moderate rate of .inorganic fertilizer (200kg/ha NPK) is appropriate for soya bean yield

نوع مقاله : انگلیسی

مرتبط با : زراعت حبوبات - غلات - زراعت گیاهان علوفه ای

عنوان مقاله  :    اثر کودهای آلی و معدنی بسته بندی شده بررشد و عملکرد سویا

 The effect of packaged organic and inorganic fertilizers on

the growth and yield of soyabean

 مرجع مقاله :  African Journal of General Agriculture

سال انتشار:  2010

تعداد صفحات : 7 صفحه

 دانلود مقاله شماره 121

این مقاله هنوز ترجمه نشده است برای تهیه و سفارش ترجمه تماس بگیرید

EFFECTS OF COMMERCIAL RHIZOBIUM STRAIN INOCULANTS AND TRIPLE
SUPERPHOSPHATE FERTILIZER ON YIELD OF NEW DRY BEAN LINES IN
CENTRAL KENYA
Abstract
Annual demand for dry beans of 749,000 metric tons in Kenya is far above the annual production of 380,000
metric tons. Bean yield can be increased through the use of improved bean varieties, phosphate fertilizer and
Rhizobium inoculants. Small-scale farmers who are the major dry bean producers rarely apply fertilizers in bean
production; hence the crop is largely dependent on nitrogen fixation for its nitrogen requirement. Inoculation of
seed beans with appropriate Rhizobium strains for enhanced nitrogen fixation provides a more economical and
sustainable alternative to the application of nitrogenous fertilizers. A trial was conducted in 2007 during long
and short rains at KARI-Thika and on farmers’ fields in Kirinyaga and Maragua districts in Central Kenya to
investigate the effect of three commercial Rhizobium strain inoculants and triple superphosphate (TSP) fertilizer
on yield of new dry bean lines. TSP fertilizer consistently increased bean yields during the long and short rain
seasons at the research site (Thika) and on farmers’ fields in Kirinyaga and Maragua districts. Compared to
fertilizer effects on yield, inoculation effects were not as consistent and were of much lower magnitude. Most of
the bean lines had their highest yield where both fertilizer and Rhizobium inoculants were applied. Rhizobium
strain 2667 followed by mixed strain treatments tended to outperform the other inoculation treatments. Four of
the bean lines gave consistently high yields under the same inoculation treatment in different seasons and sites.
Key words: Rhizobium strain, Inoculation, Triple superphosphate fertilizer,
Farmers’ fields, Bean yield

نوع مقاله : انگلیسی  

مرتبط با : زراعت حبوبات - غلات - زراعت گیاهان علوفه ای

عنوان مقاله  :    اثرات ریزوبیوم های تجاری جوانه زا  و کود فسفات سه گانه در کشت لوبیا خشک در کنیای مرکزی 

EFFECTS OF COMMERCIAL RHIZOBIUM STRAIN INOCULANTS AND TRIPLE
SUPERPHOSPHATE FERTILIZER ON YIELD OF NEW DRY BEAN LINES IN
CENTRAL KENYA

مرجع مقاله :   KARI-Thika

سال انتشار:  2008

تعداد صفحات : 10 صفحه

این مقاله هنوز ترجمه نشده -برای سفارش ترجمه به راهنمای پرداخت برید
فواید مصرف سبوس برای بدن
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ

نان قهوه ای  ، نانی است که از آرد دانه های سبوس دار گندم تولید شده و نان سفید، نانی است که از آرد بدون سبوس تولید شده و پوسته ی گندم (سبوس) آن حذف شده است.

بسیاری از پزشکان تا اوایل دهه ی سی قرن بیستم سبوس را یک ماده ی زاید و اضافی که موجب خراش روده ی بزرگ (کولون) می شد ، به حساب می آوردند. اما با پژوهش های جدید دو دهه ی گذشته فواید فراوان نان سبوس دار اثبات شد و سبوس به عنوان یک داروی موثر طبی برای بیمارانی که همیشه از مسئله ی یبوست یا اختلالات روده ی بزرگ رنج می برند، شناخته شد.

این ماده ی موثر حیاتی هم اکنون در داروخانه های ایالات متحده و سراسر اروپا در فروشگاه های مواد غذایی کشورهای پیشرفته به صورت بسته بندی های شکیل عرضه می گردد.

 

کشفیات جدید علمی در خصوص فواید سبوس

هم اکنون پزشکان اتفاق نظر دارند که سبوس مهم ترین راه درمان طبیعی یبوست به شمار می رود . جلوگیری از یبوست نیز از بروز بواسیر ، التهاب دیورتیکول (کیسه ای مدوربه اشکال و اندازه های مختلف است که در جدار داخلی روده ایجاد می شود)، سرطان کولون، شقاق، فیستول، شکاف بافت معده و عفونت های دستگاه گوارش (که غالباً در میان افراد مسن مشاهده می گردد) پیشگیری می کند.

 

 

 توصیه می شود همراه با مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد.

بر اساس پژوهش های مختلف ، سبوس غنی ترین منبع غذایی فیبر و الیاف گیاهی محسوب می شود. این فیبر و الیاف را که بیشتر مواد سلولزی و همی سلولزی می باشد، اکثر مردم می شناسند و می دانند که مصرف آن موجب افزایش حجم مدفوع می گردد. افزایش حجم مدفوع عامل اساسی مبارزه با یبوست و بیماری کولون و پیدایش سرطان کولون می باشد.

البته باید گفت که فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.

سبوس جو و برنج جزء فیبرهای محلول می باشند که اثر زیادی در کاهش کلسترول خون دارند.

 

 

 

سبوس، ملین و مسهل قوی ( ضد یبوست )

یکی از پژوهشگران علوم تغذیه و فیزیولوژی دستگاه گوارش به نام جین کاربر می گوید : "در تنظیم سیستم گوارشی و رفع یبوست هیچ ماده ای با قدرت سبوس برابری نمی کند. سبوس موجب رانش مدفوع در طول لوله های روده ی کوچک و بزرگ شده و در عین حال تاثیر فراوانی بر حرکات موجی شکل روده ها دارد".

علاوه بر آن یبوست باعث جذب سموم مدفوع و ورود آنها به خون شده و خون را کثیف و غلیظ می سازد. پیداست که خون آلوده محیط مناسبی برای تغذیه ی سلول ها و نیز گلبول های سفید و قرمز نبوده و سبب تیرگی رنگ رخسار و رسوب مواد سمی در انتهای مفاصل و درد و التهاب آنها در نواحی کمر و پا می گردد. به ویژه اگر همراه با اوره و اسید اوریک بالا ناشی از مصرف زیاد مواد پروتئینی مانند گوشت های قرمز باشد ، این اثرات تشدید می شود.

یبوست بر سیستم عصبی و روابط و رفتار افراد نیز اثر می گذارد و موجب بروز عصبانیت ، پرخاشگری ، افسردگی ، تنش های روانی، خستگی های مفرط، کوفتگی بدنی، بی حوصلگی، کسالت و سرانجام پیری زودرس در اثر رادیکال های آزاد می گردد.

 

 

 فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.سبوس جو و برنج جزء فیبرهای محلول می باشند که اثر زیادی در کاهش کلسترول خون دارند.

 

توصیه می شود هنگام مصرف سبوس ، از نوشیدن مایعات به ویژه آب ، آب میوه ها و نیز مصرف روغن زیتون  غافل نشوید. این مواد به اثر بخشی سبوس در حفظ سلامتی بدن کمک می کنند.

گروهی از پژوهشگران انگلیسی به سرپرستی "کومانگ" از دانشگاه کمبریج انگلیس، اقدام به مقایسه ی اثر سبوس و اثرات هویج  ، کلم  و سیب  در تنظیم حرکات دودی شکل روده در میان 19 هزار فرد سالم و طبیعی نمودند و به این نتیجه رسیدند که اگر چه سبزیجات و میوه اثرات ملین خوبی در روده های انسان دارند، اما میزان این اثر هرگز به پای تاثیر سبوس بر روده ها نمی رسد.

پژوهشگران دانشگاه کمبریج به این نتیجه رسیدند که مصرف روزانه ی 50 گرم سبوس، وزن مدفوع و سهولت خروج آن از روده ها را دو برابر می کند.

برای دستیابی به چنین اثری باید 5 فنجان هویج یا کلم پخته یا 11عدد سیب خورده شود تا اثر 50 گرم سبوس را در بدن داشته باشد.

در طی پژوهشی دیگر روشن شده که مصرف روزانه 15 گرم سبوس به اضافه ی مصرف انواع غذاهایی مانند دانه های گیاهی، شیر  یا سیب زمینی  منجر به درمان 60 درصد از مبتلایان به یبوست گردیده است.

 

 

 

فیبر و الیاف گیاهی سبوس عامل باز دارنده ی سرطان کولون

پژوهش های جدید نشان می دهد که مصرف سبوس و نان سبوس دار احتمال پیدایش سرطان کولون  و راست روده را کاهش می دهد.

سبوس موجب تخمیر و آزاد سازی ترکیبات ناشی از سوخت و ساز بدن در کولون می گردد و همین پدیده یعنی پیدایش ترکیبات ناشی از فعل و انفعالات متابولیسم، عامل باز دارنده در پیدایش سرطان روده ها و مانع حدوث بیماری های دستگاه گوارش است.

 

آیا زیاده روی در مصرف سبوس مجاز است؟

همان گونه که کاهش یا عدم مصرف سبوس برای عملکرد سیستم گوارشی مناسب نیست، افراط و زیاده روی در مصرف سبوس نیز عارضه به وجود می آورد. بنابراین توجه به نکات زیر ضروری است :

- زیاده روی در مصرف سبوس ممکن است ایجاد اسهال نماید.

- زیاده روی در مصرف سبوس منجر به انسداد روده و التهاب دیورتیکول روده می شود.

- توصیه می شود پس از مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد.

پس رعایت اعتدال و میانه روی در مصرف هر نوع ماده غذایی ( هر چند که مفید باشد ) لازم و ضروری است.

مهمترین آفات و بیماریهای چغندرقند
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ

مهمترین آفات و بیماریهای چغندرقند

 

عمده‌ترین عاملی که برای بالا بردن تولید لازم است به آن توجه گردد حفظ این گیاه از حمله آفات و بیماریها است. این عوامل هر ساله خسارت فراوانی به مزارع چغندرقند وارد نموده و موجب پایین آمدن مقدار محصول در واحد سطح می‌گردند. به خاطر این لازم است بموقع و با دقت کامل با آنها برخورد گردد. مهمترین آفات چغندرقند در ایران عبارتند از:کرم‌ برگخوار چغندرقند(کارادرینا)، شب‌پره زمستانی، مگس چغندر، بید چغندر(پروانه لیتا)، خرطوم کوتاه چغندر(آفت خال‌سیاه)، خرطوم بلند چغندر(سرخورطومی ساقه)، کک چغندر، شته سیاه چغندر، زنجره چغندر، کنه تارعنکبوتی و ملخهای بومی.

 بیماریهای مهم چغندرقند هم عبارتند از:

بیماریهای قارچی(سفیدک سطحی، سفیدک داخلی، زنگ چغندر، لکه گرد چغندر، پوسیدگی قهوه‌ای ریشه ، پوسیدگی بنفش ریشه) بیماریهای ویروسی ( موزائیک‌چغندرقند ، زردی چغندرقند) و بیماریهای باکتریایی(پوسیدگی ریشه و سرطان چغندرقند).

تنک‌کردن و مبارزه با علفهای هرز

تنک‌کردن

در مناطقی که برای تولید چغندرقند از بذر معمولی(چندجوانه‌ای) استفاده میگردد لازم است پس از آنکه نباتات سبز شدند بوته‌های اضافی از خاک خارج شوند تا تراکم بوته‌ها به حد مطلوب برسد تا بوته‌های باقیمانده بتوانند به مقدار لازم از فضای کافی،‌ آب، مواد غذایی و بقیه شرایط استفاده کنند، به رشد ادامه دهند و محصول کافی با کیفیت لازم تولید نمایند. موقعی که بوته‌ها قوی شده و تعداد برگ هر بوته به 2 یا 3 عدد رسید اولین مرحله تنک باید انجام شود. در این مرحله هر چه در تنک کردن تأخیر شود مقدار محصول و درصد قند کمتر شده و ریشه‌ها نمیتوانند به اندازه کافی رشد کنند. برای نیل به نتیجه بهتر باید مزرعه چغندر را در دو مرحله تنک نمود. بطوری که پس از این دو مرحله تعداد بوته‌های باقیمانده در هر هکتار 100000 تا 120000 و حداقل 75000 تا 80000 عدد خواهد بود.

تنک‌کردن اغلب در اکثر مزارع کشور ما به وسیله دست انجام میگیرد اما در کشورهایی اروپایی برای این کار از ماشین‌‌‌‌‌‌‌‌آلات مخصوص آن استفاده میکنند که بوته‌های اضافی را از زمین خارج نموده و فواصل گیاهان باقیمانده را تنظیم میکند.

مبارزه با علفهای هرز

در مناطقی که این گیاه کشت میشود انواع علفهای هرز در طول دوره رشد و نمو رشد میکنند که برای رشد چغندرند بسیار مضر هستند و باعث کم شدن میزان محصول و راندمان آن میشوند. در اوایل دوره رشد چون سرعت رشد علفهای هرز بیشتر از گیاه اصلی است بنابراین خسارت این دوره نیز بیشترین حد خسارت نسبت به سایر مراحل طول دوره رشد را شامل میشود بنابراین لازم است تا زمانی که برگهای چغندرقند بخوبی رشد نکرده‌اند و سطح زمین توسط برگهای این گیاه اشغال نشده(70-60روزبعد از کشت) نسبت به دفع علفهای هرز توجه بیشتری شود. زیرا در صورتی که برای دفع این علفها به دقت و به موقع اقدام نگردد مانع رشد کامل چغندرقند خواهند شد.برای از بین بردن علفهای هرز مزارع چغندرقند دو روش شیمیایی و زراعی وجود دارد و اما برخی از علفهای مهم هرز چغندرقند که در اغلب نقاط کشورمان پراکنده‌اند عبارتند از:

تاج‌خروس(Amaranthus SP.)

 تلخه( Acroptilon repenes L.)

 کاسنی(Cichorium intybus L.)

 گل گندم(Centaurea SP)

 گاو چاق کن(Lactuca SP.)

شیرین‌بیان(Glycyrrhiza glabra L.)

ترشک(Rumex crispus L.)

تاجریزی(Solanum nigrum L.)

 قیاق(Sorghum halepense L.)

 خرفه(Portulaca oleracea L.)

 مرغ(Cynodon dactylon L.)،

 سوروف(Echinochloa crus-galli beav.)

 ازمک(Lepidium draba L.)

 خارشتر(Astragalus SP.)

 گاورس(Setaria viridis L.)

 یولاف(Avena ludoviciana Durieu.)

 سلمک(Chenopodium album L.)

 پیچک(Convolvulusarvensis L.) 

 خارخسک(Tribulus terrestris L.).

ارزن مرواریدی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ

● مقدمه
ارزن مرواریدی با نام علمی pennisetum glaucum یک غله روز کوتاه است که به عنوان گیاه تابستانه برای مصرف علوفه ای و دانه ای از دیر باز در بسیاری از کشورهای گرمسیر جهان کشت می شده است. پیشرفت های تازه در دورگه گیری از این گیاه واریته های جدید و سودمندی را تهیه کرده است که برای کشت در مناطق خشک مناسب است.
این گونه از ارزن می تواند دوره های مکرر و طولانی خشکی را به خوبی پشت سر بگذارد و تولید محصول کند. تحمل این گیاه آنقدر بالا است که حتی در مناطقی که بارندگی آن برای کشت سورگوم نامساعد است ، می توان این گیاه را کشت کرد. ارزن مرواریدی نسبت به سایر غلات این قابلیت را دارد که به زمین های شنی و اسیدی مقاومت کند.
ریشه این گیاه آنچنان عمیق است که می تواند آب ، نیتروژن ، فسفر و پتاسیم آبشویی شده در خاک های عمقی را جذب و استفاده کند و نسبت به سایر غلات تابستانه به سطوح کمتر کودی نیازمند است.
این خصوصیات ارزن مرواریدی آنرا برای کشت و تولید محصول در مناطق خشک و نیمه خشک که معمولا خاک فقیر تری از سایر خاک ها دارند مناسب ساخته است. تحقیقات نشان داده است مه در صورتی که مدیریت زراعی مناسب بر این گیاه اعمال شود می تواند محصول قابل توجهی تولید کند. این گیاه را در دنیا به جز به صورت تک کشتی، بیشتر به صورت مخلوط و همچنین به صورت کشت ثانویه بعد از غلات زمستانه کشت می کنند.
دانه آن به مصرف ماکیان رسیده و همچنین رژیم غذایی مناسبی برای گاو و خوک فراهم می کند. این گیاه برای تک معده ای ها و نشخوار کنندگان عوارضی بدنبال نداشته و می تواند جهت افزایش وزن در رژیم غذایی آنها گنجانده شود. در بسیاری از کشور های فقیر این گیاه جهت مصرف انسان نیز کشت می گردد پروتئین دانه ارزن مرواریدی بیش از سایر غلات دانه ای گزارش شده است .میزان پروتئین خام در آن ۱۲ تا ۱۴ درصد محاسبه شده است . همچنین محتوی ویتامین A در این گیاه بیش از ذرت و سایر غلات گرمسیری می باشد.
در صورتی که انرژی قابل سوخت و ساز آن محاسبه شود مشاهده می شود که آن عدد مشابه ذرت است که این آمار نشان از ارزش غذایی بالای این گیاه دارد.

● نیاز های رشد
بذر گیاه ارزن مرواریدی در ۱۵ تا ۴۰ درجه سانتیگراد به خوبی جوانه می زند و در صورت مساعد بودن شرایط طی دو تا چهار روز سبز می کند. رشد آن در ۴ هفته اول کند است و پس از آن وارد فاز سریع ساقه دهی و گلدهی می شود. در مناطقی که رطوبت لازم در دسترس باشد بدون اعمال آبیاری و کود هم محصول می دهد.
گلدهی این گیاه حدود ۴۰ تا ۵۰ روز پس از سبز شدن آغاز شده و ۳۰ الی ۴۰ روز پس از گلدهی به رسیدگی فیزیولوژیکی می رسد. همچنین دوره رشد با دیر کشت تا حدی تسریع می شود.

● خاک مورد نیاز
ارزن مرواریدی در طیف وسیعی از خاک ها رشد می کند. این طیف می تواند از رسی لومی تا خاکهای شنی عمیق تغییر یابد. همچنین pH مناسب جهت رشد گیاه از کمی قلیایی(۵/۷) تا اسیدی (۵/۵) قابل تغییر است.
با این حال عملکرد و کیفیت دانه در خاکهای عمیق و حاصلخیز بهبود می یابد.
در صورتی که خاکورزی مناسب و عمیق در زمین زراعی انجام شود عملکرد تا حد مطلوبی بالا می رود. این گیاه در خاک هایی که در فصول باران خیز سال با اب گرفتگی و غرقاب مواجه هستند با مشکل مواجه می شود. قرار گرفتی در چنین شرایطی منجر به نقص سیستم ریشه ای ، کاهش عملکرد دانه و محتوی پروتئین آن میگردد.
به نظر می رسد گیاه ارزن مرواریدی نسبت به افزایش آبیاری پاسخ مطلوبی نمی دهد و تنها هنگام آغاز گلدهی تا مرحله خمیری شدن دانه به کمبود رطوبت خاک حساس باشد.

● مراحل رشد
سه مرحله عمده رشدی برای این گیاه در نظر گرفته می شود:
۱) مرحله رشدی اول که شامل جوانه زنی تا تمایز اندام های زایشی می شود GS۱:
۲) دومین مرحله شامل ابتدای تمایز تا ابتدای گلدهی می شودGS۲:
۳) این مرحله ار ابتدای گلدهی تا آخر بلوغ فیزیولوژیکی را شامل می شودGS۳:

● دما
صفر فیزیولوژیکی این گونه ارزن ۱۲ درجه سانتیگراد و بهترین دما برای آن ۳۰ تا ۳۵ درجه می باشد. حد اکثر دمایی که در آن گیاه قادر به زندگی کردن است ۴۵ درجه سانتیگراد است.
دمای اپتیمم برای GS۱ ، ۲۰ درجه ؛ برای GS۲، ۳۰ درجه و برای GS۳، ۲۵ درجه سانتیگراد اندازه گیری شده است.

● نور
با توجه به اینکه این گیاه از سیستم فتوسنتزی C۴ برخوردار است میزان نور فراوانی جهت سپری کردن مراحل فنولوژیکی خود نیازمند است . پس کشت این گیاه در مناطق ابری و در فصول ابری و سرد ، رشد گیاه را با مشکل مواجه می کند.
ارزن مرواریدی گیاهی است روز کوتاه . کولتیوار های غیر حساس به طول روز معمولا دیر رس هستند و کولتیوار های زود رس به فتوپریود حساسیت نشان می دهند.

● باد
به غیر از نور و دما ، عامل دیگری نیز وجود دارد که می تواند در رشد بهتر گیاه موثر باشد. این عامل باد است. باد موجب جابجایی هوای سطح مزرعه و رسیدن CO۲ بیشتر به کنوپی می شود. همچنین باد باعث می شود جابجایی حاصله موجب رسیدن نور به پایین کنوپی می شود و نیز در گرده افشانی گیاه عامل موثری به شمار می رود و موجب بهبود عملکرد دانه ای می شود.

● کاشت
در کشت زود هنگام ارزن مرواریدی وقتی که دمای سطح خاک (۵ سانتیمتری) کمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد باشد این موضوع می تواند به گیاهچه های این گیاه خسارت وارد کرده و یا از جوانه زنی آنها جلوگیری کند.
در شرایط عمومی امریکا می توان تاریخ کشتی ما بین اول ماه می تا اواسط ماه جولای را برای کشت این گیاه پیشنهاد کرد.
در مناطق گرمسیر که از تابستان بلندی بهرمند هستند، می توان کشت را تا اول آگوست هم به تاخیر انداخت ولی کشت در اواخر ماه می را بهترین تاریخ کشت این گیاه ذکر کرده اند.

● تهیه بستر کشت
بهترین زمین برای کشت ارزن مرواریدی زمین عاری از علف هرز در اوایل فصل می باشد. شخم عمیق برای تهیه بستر مناسب است و باید لایه های سخت زیرین را از بین ببرد. بهتر است لایه های زیرین شنی تا لومی شنی باشند تا به توسعه سیستم ریشه ای گیاه کمک کند. سیستم های دارای شخم حفاظتی برای خاک های رسی مناسب تر بوده از ایجاد لایه های سخت (hard pan) جلوگیری می کند. بهتر است شخم زمانی صورت بگیرد که علف های هرز تازه سبز شده اند.
اگر از سیستم شخم حفاظتی استفاده می شود بهتر است در بهار زمین را شخم نزده ، در پاییز اقدام به کشت گیاهی پوششی نموده و در آخر زمستان از شخم عمیق استفاده شود.

● تراکم کاشت
بهترین میزان مصرف بذر ۳ تا ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد. به طور متوسط با در نظر گرفتن ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر به عنوان فاصله ردیف ها ؛ حدود ۸ تا ۱۰ سانتیمتر را به عنوان فاصله بوته ها در ردیف می توان در نظر گرفت . با این حساب تراکم بوته ای مناسب در هر هکتار معادل ۳۰۰،۰۰۰ تا ۴۰۰،۰۰۰ بوته خواهد بود.
با اینکه فاصله ردیف ها را می توان از ۳۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در نظر گرفت ، فاصله ای در حدود ۴۵ سانتیمتر علاوه بر حصول عملکرد بالا ، محتوی پروتئین دانه را نیز در حد بالای خود نگه خواهد داشت و از خسارت ناشی از حمله حشرات نیز خواهد کاست. برای عمق کاشت ارزن مرواریدی اعدادی بین ۱ تا ۲ سانتیمتر را پیشنهاد کرده اند.

● نیازهای کودی
نیاز کودی ارزن مرواریدی معادل گیاه سورگوم تخمین زده شده است. برای خاک های رسی میزان ۸۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم کود نیتروژنه نیاز است که ۳۰% آن را پیش از کشت به خاک می افزایند. بدیهی است با شنی تر شدن خاک میزان مصرف کود نیز افزایش می یابد. با توجه به سیستم ریشه ای قوی و کم توقعی این گیاه به طور معمول نیاز این گیاه به عناصر فسفر و پتاس و منیزیم در غالب خاک ها فراهم است و تنها با آزمایش و مشاهده فقر خاک می توان رژیم کودی مناسب را مشابه گیاه سورگوم اعمال کرد.
از جمله عناصر مورد نیاز این گیاه عنصر گوگرد است که می توان با دادن ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم در هکتار کود سولفور این نیاز را مرتفع ساخت. لازم به یادآوری است که این گیاه در خاک های اسیدی عملکرد بهتری خواهد داشت.
به غیر از عوامل ذکر شده به نظر می رسد، شوری خاک از جمله عوامل محدود کننده رشد این گیاه به حساب می آید.
عملیات داشت در این گیاه با توجه به کم توقعی و نیز خاصیت خفه کنندگی برای علف های هرز ، به مبارزه با بیماریها ،نماتد ها و حشرات خلاصه می شود.

● برداشت
گیاه از حدود ۴۰ روز پس از گلدهی قابلیت برداشت را دارد. میزان رطوبت دانه جهت برداشت ۱۴ تا ۱۵ درصد و برای انبار کردن ۱۰ تا ۱۲ درصد می باشد. خوشه ها در هنگام برداشت زرد طلایی و تا حدی متمایل به قهوه ای می باشد و خوشه ها نیز شکننده می شوند. به دلیل ریز بودن دانه ها در هنگام برداشت باید دقت زیادی مبذول داشت تا هدر رفت دانه ها کاهش یابد. با تنظیم دقیق دندانه های کمباین می توان از این دستگاه جهت برداشت دانه بهره جست.

● اهمیت ارزن مرواریدی
سازگاری و مقاومت این گیاه به شرایط نا مساعد محیطی آنرا در بسیاری از کشور های گرمسیر جهان ، از غرب آفریقا تا شبه قاره هند گسترش داده و آنرا به صورت یک گیاه زراعی مهم در آورده است. دانه این گیاه علاوه بر مصرف علوفه ای دام و طیور ، توسط انسان نیز مصرف می شود و امروزه غذای چیز در حدود ۵۰۰ میلیون نفر از مردم کره زمین را تشکیل داده است. این گیاه مساحتی بیش از ۱۹ میلیون هکتار در آفریقا و حدود ۱۵ میلیون هکتار در آسیا را زیر کشت خود دارد. به غیر از این در سایر نقاط دنیا نیز کمابیش به کشت این گیاه ارزشمند اقدام می شود.
مناطقی که مساعد کشت این گیاه می باشند عبارت از شمال و غرب آفریقا، مناطق مرکزی آسیا ، شبه قاره هند، خاور میانه و آمریکای مرکزی و استرالیا می باشد. طبق گزارش وزارت کشاورزی در سال ۸۵ این گیاه برای اولین بار در ایران و در استان گلستان کشت شد. عملکرد جهانی دانه ای ارزن مرواریدی در سال ۲۰۰۲ ، بیش از ۱۰ میلیون هکتار گزارش شده است و جدیدترین اخبار حکایت از افزایش این رقم در سالهای اخیر دارد.
اکنون بیش از دو سوم از کل ارزنی که در کشور هندوستان کشت می شود مربوط به ارزن مرواریدی می شود و غالبا مربوط به ایالات گرم و خشک این کشور یعنی ایالات راجاستان ماهاراشترا، هاریانا و گوجارات می شود.

با اینکه بیش از نیمی از سطح زیر کشت ارزن مرواریدی زیر کشت توده های محلی قرار دارد ، هر ساله واریته ها و هیبرید های جدیدی به زارعان معرفی می گردد. یکی از این هیبرید ها موسوم به Tifgrain ۱۰۲ است که توسط وزارت کشاورزی امریکا و با همکاری دانشگاه جرجیا معرفی شده است. هیبرید های پیشین عملکرد مطلوب و یکنواختی در رسیدگی بذر نشان ندادند که این هیبرید این مشکل را بر طرف کرده از لحاظ کشت مکانیزه نیز در مطلوبیت بالایی برخوردار است. در هر حال وزارت کشاورزی امریکا به زارعینی که در مناطق خشک و نیمه خشک آن کشور علوفه ای با عملکرد اقتصاد و بیولوژیک بالا می خواهند ، ارقام مختلف ارزن مرواریدی را پیشنهاد نموده است.

زراعت پنبه
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ

تاریخچه و اهمیت اقتصادی پنبه

سابقه کشت پنبه ( Cotton ) در مکزیک و آمریکای جنوبی به حدود 3500 سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در حال حاضر قسمت اعظم ( 90 درصد ) سطح زیر کشت پنبه در جهان به پنبه آپلند تعلق دارد.

بذر ارقام این گونه توسط انگلیسی‌ها و در جریان جنگ داخلی آمریکا در مستعمرات انگلیس توزیع شد و کشت آن ترویج گردید تا الیاف پرکیفیت مورد نیاز صنایع بافندگی انگلیس تأمین گردد. تولید پنبه به عنوان یک گیاه لیفی پس از اختراع دستگاه جین ( جدا کننده الیاف از وش ) توسط ویتینی در سال 1793 گسترش زیادی یافت. از جنگ جهانی دوم، تغییرات زیادی از نظر تولید و تجارت پنبه صورت گرفت و در بسیاری از کشورها از قبیل، کشورهای آمریکای لاتین که قبلاً در آنجا تولید این محصول به مقدار ناچیزی بوده، افزایش زیادی در تولید حاصل شده است و این کشورها از مهمترین تولیدکنندگان مواد فیبری بازار جهانی شده‌اند. برخی از کشورهای دیگر از قبیل هندوستان، پاکستان و ترکیه نیز که قبلاً به مقدار مورد نیاز خود پنبه تولید می‌کردند، هم اکنون جزء صادرکنندگان مهم این محصول به حساب می‌آیند. در طول دهه 60 – 1950، میزان تولید پنبه در آمریکای لاتین و خاور نزدیک بسیار زیاد بوده و قسمت اعظم آن در مناطق خشک و نیمه خشک این کشورها تولید شده است. تقریباً نصف مقدار تولیدی، در اثر افزایش سطح زیر کشت و نصف دیگر در اثر افزایش عملکرد بوده است. در کشور شوروی سابق نیز سطح وسیعی از دریای خزر تا مرز چین زیر کشت پنبه برده شده و ازبکستان به تنهایی 67 درصد کل تولید پنبه در شوروی را به خود اختصاص داده است. این کشورها پس از آمریکا و چین مقام سوم را از این نظر دارد.

 

مطالعات روی اثراللوپاتیک و اثرمتقابلش در گندم

Study of allelopathic interaction of wheat (Triticum aestivum L.) and Rye (Secale cereal L.) using equal-compartment-agar method

ABSTRACT

 There are many methods for weed management one of them is using allelopathy in weed management programs. Equal-compartment-agar method was used for studying allelopathic interaction of wheat and rye. In order to studying of sowing time (delayed sowing, synchronic sowing) on allelopathic interaction of wheat cultivars (Shiraz, Roshan, Tabasi, Niknejad) and rye (Secale cereale) on primary growth of rye and wheat, an experiment was done as factorial arrangement in a completely randomized design with 4 replications. According to the results, the inhibitory effect of wheat on rye was more than in synchronic sowing, compared to delayed sowing. Roshan had the highest allelopathic potential on rye, compared to other wheat cultivars. On the other hands, Roshan cultivar showed the highest sensitivity in the presence of rye. Root length showed the most sensitivity to released allelochemicals from wheat cultivars, because root has the most contact with allelochemicals.

 Keyword: allelopathy, wheat, rye, equal-compartment-agar method

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : زراعت ها - تنش - کشاورزی پایدار

عنوان مقاله  :  Study of allelopathic interaction of wheat .

مرجع مقاله : Asian Journal of Agricultural Sciences

سال انتشار: ٢٠٠٩

تالف: حمیده خلج - محمد لبافی نژاد

تعداد صفحات  :۴  صفحه

دانلود مقاله شماره  ٨۴

تاثیر نیتروژن بررشد و جوانه زنی بذور
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - علف های هرز

عنوان مقاله  :   Nitrogen effects on seed germination and seedling growth.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ٨٢

اصول استخراج قند در دیفوزیون
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ

خروج قند از سلولهای خلال بر اساس تئوری انتشار یا دیفوزیون صورت می گیرد. شاید به نظر آید که
بهترین روش برای استخراج قند از چغندر آن باشد که به جای تهیه خلال چغندر را کاملا خرد کرده و
به قطعات ریزی تبدیل کنیم به طوری که دیواره سلولها پاره شوند و محتویات آنها را با فشردن خارج
نماییم. این روش دو نقص بزرگ دارد:
1- مواد غیر قندی زیادی به شربت وارد می شوند.

2- ذرات ریز چغندر به مقدار زیاد به شربت وارد می شود که جداسازی آنها آسان نیست.

پس چنین روشی مناسب نمی باشد و بهتر است که با استفاده از روش دیفوزیون و بهره گیری از اختلاف غلظت،محتویات قندی را از سلولهای خلال بیرون آوریم.
اما برای استفاده از روش دیفوزیون در استخراج قند از خلال موانعی وجود دارند که باید برطرف شوند.
اول آنکه سلولهای خلال زنده اند و غشای سلولی آنها فقط اجازه عبور آب را می دهد و از خروج مواد
محلول تا حد زیادی جلوگیری می کند . پس باید بصورتی حیات سلولهای خلال از بین برود و این کار
با استفاده از حرارت انجام می گیرد.
اگر استخراج قند از خلال را با آبی که دمای معمولی دارد انجام دهیم تنها حدود 30 تا 40 درصد قند
موجود در آن قابل استخراج است و بقیه در سلولهای خلال باقی می ماند .زیرا سلولهای زنده در برابر خروج مواد قندی مقاومت می کنند. درصورتیکه برای استخراج قند از آب گرم استفاده شود و خلالها به دمای حدود 72-75 درجه سانتیگراد برسند، عمل دیفوزیون قند بخوبی انجام می گیرید، زیرا دراثر حرارت غشای سلولها مقاومت خود را در اثر خروج مواد قندی از دست داده و بعنوان مانعی دربرابر عبور ساکارز عمل نمی کند. در اثر حرارت سلولهای چغندر می میرند و غشای آنها حالت فعال خود را از دست می دهد.
به طور کلی برای اینکه عمل دیفوزیون و استخراج قند بخوبی انجام شود سه عامل یعنی اختلاف غلظت داخل و خارج سلولهای خلال و حرارت و همزدن باید وجود داشته باشد. البته حرارت مورد
استفاده برای عمل استخراج قند از خلال نباید بیش از حد باشد چون موجب افزایش ورود ناخالصی
از خلال به شربت خام شده و از طرف دیگر تفاله خروجی از دستگاه دیفیوزر به خوبی فشرده نمیشوند .
در عمل اسمز خلال بوسیله شربت با غلظت کمتر احاطه می شود به منظور تبادل مواد بین شربت درون سلولی و شربتی که سلول را احاطه کرده است باید پرده نیمه تراوا باز گردد بدین منظور سلول بوسیله افزایش دما کشته می شود و پرده نیمه تراوا باز می گردد از عواملی که بر روی عمل اسمز موثر می باشند ،میتوان دما و تفاوت غلظت بین شربت درون سلولی و شربتی که سلول را احاطه کرده است نام برد هر چه این تفاوت و نیز هر چه دما بیشتر باشد سرعت عمل اسمز نیز بیشتر می شود باید توجه داشت که در ابتدای عمل اسمز شتاب خروج ماده قندی بیشتر از شتاب خروج مواد غیر قندی و هر چه به انتهای عمل اسمز نزدیک تر می شویم این عمل عکس می شود به طوری که در انتهای عمل اسمز شتاب خروج مواد غیر قندی بیشتر از مواد قندی است به عبارت دیگر درجه خلوص شربت در ابتدای عمل اسمز بیشتر بوده و در انتهای عمل اسمز کمتر است.

دمای دیفوزیون

دما دارای خواص زیر است:

1- سرعت عمل اسمز است

2-اثر بر روی میکرو ارگانیسم ها

3- تغییر در پوسته خارجی سلول

چنانچه دما بیش از حد نصاب باشد در این صورت پکتین وارد شربت شده و خلال یا تفاله حالت صابونی یا لزج پیدا می کند . در اثر حل شدن پکتین و به علت لزج شدن تفاله انتقال خلال در دیفوزیون به سختی انجام می گیرد و ماده خشک تفاله کاهش می یابد و مقدار مواد کلوئیدی در شربت ونیز حجم گل در دکانتور افزایش می یابد ولی مقدار گل ثابت است. چون پکتین حل شده است بنابراین ویسکوزیته شربت افزایش می یابد و با افزایش ویسکوزیته سرعت ترسیب گل در دکانتور و سرعت صاف شدن شربت در صافی ها کاهش می یابد. بهترین دما برای دیفوزیون 72 درجه سانتی گراد است.

     

بقیه در ادامه مطلب

 

بازرویاندن دانه های بزرگ و بوس براش
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  Germination of seeds of big and bottlebrush squirreltail.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ۶ صفحه

دانلود مقاله شماره ۴٧

زراعت باقلا (Vicia faba)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ

زراعت باقلا (Vicia faba)

   

 توصیف :باقلا گیاه یک ساله دارای ساقه صاف ,عمودی و سفت و بدون پیچک می باشد و ارتفاع آن بین 30تا190 سانتمتر است و تعداد یک یا بیشتر شاخه پایه دارد.بسیار پر برگ است که هر برگ تعداد یک تا 3 جفت برگچه های صاف دارد. تعداد 2تا6 گل در محور های برگ  تولید می کند. غلاف ها بزرگ  و ضخیم هستند و بین 4تا30 سانتیمتر طول آنها می باشد و به طور کلی در هر غلاف 2تا6 دانه دارد.اندازه دانه بسیار متغیر است و در هر کیلو دانه بین 1100 تا 6500 دانه وجود دارد. این گیاه ریشه عمودی اصلی با انشعابات جانبی زیاد دارد, اما خاک را در حد متوسط و محدود اشغال می کند که نشان دهنده طبیعت قوی رشد اندام هوایی می باشد.موارد مصرف : سبز و خشک باقلا جهت مصرف انسان کاشته می شود. باقلا خشک ممکن است در تغذیه دام ازجمله نشخوار کننده گان ,طیور و حتی ماهی مصرف گردد.



باقلا یک گیاه اصلاح کننده خاک  در ابتدا به دلیل افزایش مقدار ازت بجا مانده از این گیاه لگوم مورد توجه می باشد.ریشه های باقلا ,همانند بسیاری از بقولات ,تعداد زیادی گره تولید می کنند اگر با نژاد مناسب باکتری رایزوبیوم تلقیح گردد. این گیاه نه تنها تمام ازت مورد نیاز خود برای رشد را از این طریق دریافت می کند بلکه به مقدار زیاد ازت در خاک از خود بجا می گذارد.اگر اندام هوایی گیاه با شخم به خاک برگردانده شود موجب افزایش ازت و ماده آلی خاک نیز می شود.اصلاح حاصلخیزی خاک با کشت باقلا موجب کاهش مصرف کود ازته در زراعت بعدی می شود.

    

اقلیم :باقلا به دماهای بالا به خصوص در زمان گلدهی حساس است ,که سبب ریزش گل و عدم تشکیل دانه در غلاف می شود.دماهای بالا می توانند موجب افزایش شدت بیماری گردند.این گیاه زراعی در آب و هوای خنک ماه های زمستان و بهار  مناطق گرمسیری رشد خوبی دارد و به بارندگی معتدل (یا آبیاری ) پاسخ می دهد. گیاه زراعی باقلا بایستی قبل از تخلیه رطوبت خاک رشد خوبی داشته باشد,اما آب و هوای خشک تر در طی مراحل نهایی نمو دانه و رسیدن  مطلوب می باشد.تولید موفق باقلا مستلزم تنظیم دقیق کشت با شرایط اقلیمی می باشد.

     

خاک ها :گیاه زراعی باقلا خاک های داری حاصلخیزی متوسط تا خوب ,زهکشی بسیار خوب و بافت متوسط را ترجیح می دهد.مقاومت این گیاه به شوری متوسط است , که صفت مطلوب در بیشتر مناطقی که بارندگی محدود دارند.

      

تناوب زراعی :باقلا را نبایستی بعد از هر نوع  لوبیا های دیگر در تناوب قرار گیرد, اما سازگاری بسیار خوب در قبل یا بعد از کشت غلات دارد.این چنین تناوب به کنترل نماتد ها و بیماری ها کمک می کند و موجب کاهش علف های هرز می شود و برای کشت غله بعدی ازت فراهم می کند.

      

کود دهی :به طور کلی تولید باقلا به کود های ازته نیازی ندارد ,بهر حال کاربرد بین 10 تا 30 کیلوگرم ازت درهکتار به عنوان ازت آغازگر  گاهی به کار می رود. باقلا به کود های فسفاته  واکنش نشان می دهد اگر به طور موثر در خاک قرار داده شوند.هنگام پخش کود فسفاته یا اختلاط آن با سطح خاک  واکنش کمی در باقلا مشاهده می شود. موثر ترین روش کاربرد فسفات قراردادن آن به صورت نواری زیر و حدود 7 سانتیمتری به طرف ردیف قبل از کاشت  می باشد.کود های دامی را نیز به همین طریف در خاک قرار می دهند. روش موثر قرار دادن کود یا کود حیوانی در شیار کم عمق , پوشاندن آن با 5سانتیمتر خاک ,قراردادن بذر , وسپس پوشاندن بذز با 3تا5 سانتیمتر خاک می باشد.به طور کلی در مناطقی که  آزمون خاک یا آزمایش های تعیین نیازی کودی وجود ندارد , مصرف کود فسفات به صورت P2O5   به مقدار 50تا100 کیلوگرم در هکتار توصیه می شود . کود پتاسه نیز به مقدار 25تا50 کیلوگرم  K2O مصرف می شود.

 

بقیه در ادامه مطلب

  

جو
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

  

بقیه در ادامه مطلب

  


سیاهک گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ

مقدمه:

گندم از جمله محصولاتی است که بیش از همه گیاهان در جهان کشت می شود. در دنیای امروز گندم نه تنها یک ماده غذایی اساسی و مهم به شمار می رود بلکه از لحاظ سیاسی نیز اهمیتی همانند نفت و حتی بیشتر از آن دارد و می توان گفت «سلاح گندم از نظر سلاح نظامی قدرتمند تر است».

برای افزایش تولید این محصول حیاتی باید اهمیت فراوانی به موضوع پیشگیری از ضایعاتی که به وسیله آفت ها، بیماری ها و علف های هرز به مزارع گندم وارد می آید، داد.

از جمله بیماری های مهم گندم که خسارت زیادی به این محصول وارد می آورند، انواع سیاهک ها را
می توان نام برد.

 سیاهک پنهان گندم

یکی از بیماری های مهم و شایع در اکثر مناطق کشور «سیاهک پنهان گندم» است که منجر به کاهش میزان محصول و پایین آمدن کیفیت آن می شود. عامل بیماری سیاهک پنهان گندم نوعی قارچ بیماریزا است که همزمان با جوانه زدن گندم، وارد آن می شود و به تدریج با رشد گندم، در داخل بوته ها به زندگی خود ادامه می دهد.سپس در زمان ظهور خوشه، قارچ به سرعت زیاد شده و داخل دانه را پر می کند. دانه های الوده به جای آن که نشاسته تشکیل دهند، پر از گرده سیاه رنگ قارچ می شوند. در زمان برداشت،
دانه های آلوده خرد شده و گرد سیاه رنگ قارچ آنها خارج می شود و بر روی دانه های سالم می چسبد و آنها را آلوده می کند در صورتی که از دانه های آلوده برای کشت در سال بعد استفاده شود، این بیماری سال دیگر نیز مزرعه را آلوده خواهد ساخت. بیماری سیاهک پنهان گندم به وسیله ضدعفونی سطحی بذر با سموم قارچ کش تا حد زیادی کنترل می شود

                                         

سیاهک آشکار گندم

سیاهک آشکار گندم از جمله بیماری های شایع در نواحی مرطوب یا نسبتاً‌ مرطوب است. اسپورهای قارچ به وسیله باد از خوشه های آلوده به گل های سالم منتقل می شوند. دانه های پودر سیاه (اسپورهای قارچ) در حرارت 25 ـ 20 درجه جوانه می زنند. این اسپورها از طریق خاک یا آلودگی سطحی بذر، بیماری را منتقل می نمایند. گیاهانی که دیر کاشته می شوند کمتر از گیاهانی که پیش از موقع کشت شوند، از این بیماری خسارت می بینند. در مزارع دیرکاشت به دلیل درجه حرارت پایین، گندم جوانه می زند در حالی که قارچ در این درجه حرارت نمی تواند رشد کند. در گندم های پاییزه، قارچ به صورت فعال یا نیمه فعال در ناحیه طوقه گندم انده و در غلات بهاره به صورت غیرفعال در داخل بذر آلوده،زمستان گذرانی می کند.
                          

علایم بیماری

سنبلچه های گیاه آلوده، به رنگ قهوه ای زیتونی تیره در آمده و در نهایت با توده سیاه اسپور همرنگ
می شوند.  این علایم بعد از مرحله خوشه دهی آشکای می شود. در این مرحله توده های اسپور قارچ به وسیله پوسته ی نازکی محصور شده و این پوسته قبل از برداشت یا  در مرحله درو محصول پاره شدده و اسپورها در هوا پخش می شوند.

ضدعفونی بذرها با قارچ کش های معمولی باعث از بین رفتن رشته های میسلیوم نمی شود لذا با استفاده از قارچ کش هایی که از طریق جذب، داخل گیاه می شوند، می توان از رشد قارچ، درون بذر جلوگیری نمود.

 سیاهک پنهان پاکوتاه گندم

این بیماری ویژه مناطق سردسیر و مرتفع است و باعث توقف رشد گیاه میزبان، کوتاه شدن شدید ساقه و پنجه زنی فراوان می شود. بعد از مرحله خوشه دهی گیاه، علایم بارز بیماری، خود را نشان می دهد.
 سنبله های آلوده دارای رنگ سبز مایل به آبی هستند و دانه های آنها نسبت به سنبله های سالم، بازتر
می شود. سنبله های آلوده به این بیماری معمولاً‌ بلندتر و تراکم سنبلچه های آنها کمتر از سنبله های سالم است. دانه های آلوده به جای رنگ زرد طلایی، دارای رنگ خاکستری مایل به قهوه ای هستند. شکل دانه آلوده شبیه دانه سالم اما کمی گردتر و کوچک تر است و با فشار دادن دانه، پورد سیاه (اسپور قارچ) از آن خارج می شود که بوی ماهی گندیده می دهد. اسپورها در زمان خرمنکوبی پخش شده و دانه های سالم و خاک را آلوده می کنند.

قارچ عامل بیماری در شرایط آب و هوایی معتدل بر روی گندم های پاییزه به خوبی رشد می کند.

یکی از روش های موثر در کنترل بیماری استفاده از رقم های مقاوم است. عملیات شخم با عمق 20 ـ 15 سانتی متر در جلوگیری از شیوع و گسترش بیماری مؤثر است.

ضدعفونی بذرها با سم دیویدند به میزان 2 گرم برای یک کیلوگرم بذر علیه این بیماری موثر است.

  بقیه در ادامه مطلب

                              

نحویه کاشت کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

بقیه در ادامه مطلب

 

تیپ های بومی برنج
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ

سویه های برنج نسبت به محیط های تنکارشناختی، مانند: رطوبت، دما، نور، باد، عناصر کم مصرف، نمک ها و غیره و نسبت به محیط های زیستی که مشتمل بر تمام ارگانیسم های ناحیه بوم شناختی هستند، سازگاری یا تحملی را نشان می دهند. توزیع هر سویه توسط تغییر تحمل به تفاوت در هریک از عوامل محیطی تعیین می گردد. هر سویه سازگار به عنوان یک سویه متحمّل درجه حرارت پائین، دوره نوری تعدیل یافته، متحمّل کم آبی، متحمل باتلاقی، متحمّل شوری و سویه مقاوم نسبت به عوامل بیماری زا، تعریف می شود.
این سویه ها، معمولا با توجه به چنین ویژگی هایی به صورت کولتیوار طبقه بندی می گردند. ولی، نه به صورت بوم شناختی، زیرا توزیع ویژگی هایشان به یک منطقه بوم شناختی خاصّی محدود نمی شود. به هرحال، برنج آبی، دیم، آب عمیق و شناور می توانند به صورت تیپ های بومی تعریف شوند.

سازگاری زیست محیطی رشد برنج

سازگاری عبارت از ماهیت ارگانیسمی است که آن را در محیط پیرامونش پایدار می سازد. بنابراین، سازگاری خودش امری نسبی است. سازگاری از تکامل تیپ های بومی و گونه های بومی نژادی در جهت بعضی شرایط مطلوب از قبیل استفاده هرچه بهتر از منابع زیست محیطی، قدرت تولیدی بالاتر در واحد سطح یا ازبوم سازگان های پایدار تر حاصل می گردد.
عوامل متعددی نظیر: باد، آب، نور، درجه حرارت، غذا، عوامل بیماری زا، رقابت و غیره وجود دارند که توزیع یک تیپ بومی را محدود می سازد. بعضی از جزئیات کارکرد گیاه برنج، یعنی، عکس العمل دوره نوری، اثر متقابل درجه حرارت پائین و وابستگی آبی را به عنوان مهم ترین عوامل محدود کننده تمایز یابی تیپ بومی مورد بررسی قرار می دهیم.

عکس العمل مرحله رشد رویشی برنج به درجه حرارت

معلوم شده است، گیاهان معتدله و گرمسیری نسبت به درجه حرارت به همان اندازه تأثیر نور تفاوت وسیعی از نظر عکس العمل رشد دارا می باشند. درجه حرارت بهینه رشد در گونه های معتدله در حدود 25 – 20 درجه سانتی گراد و در درجه حرارت های پائینی مانند: 10 – 5 درجه سانتی گراد، فعّال است. اگرچه، درجه حرارت زیر 15 درجه سانتی گراد در بسیاری از گونه های گرمسیری سبب می شود، به طور نسبنا زیادی میزان جذب کاهش یابد و جلوگیری از رشد و نموّ اصلی مانند: نموّ اندامک درون یاخته ای، تقسیم یاخته ای، دراز شدن آن ها رخ دهد.

جوانه زنی و رشد نشاء برنج در درجه حرارت پائین

ناگا ماتسو عمل جوانه زنی را در درجه حرارت پائین در تعداد زیادی از کولتیوارها مطالعه کرد. در درجه حرارت پائین، کولتیوارهای مناطق با عرض جغرافیایی کم با سرعت کم تر از نواحی عرض جغرافیایی زیاد، جوانه زدند. ولی، در یک شیب عرض جغرافیایی که در آن حساسیت نوری به روشنی دیده می شود، اثر درجه حرارت در جوانه زنی معلوم نشد. هارا ( 1964 ) گزارش داد، بعضی از کولتیوارهای کره ای، می توانند سریع تر از ژاپنی جوانه زنند. لی و تاگوش جوانه زنی و رشد نشاء را در درجه حرارت پائین از نظر نژادی مطالعه کرد. در سری مطالعات تأثیر درجه حرارت پائین در جوانه زنی بذر برنج، ساساکی بذر پاشی مستقیم در مزارع آبی را نواحی سرد مانند هوکائیدو در ژاپن آزمایش کرد. او امکان وجود کولتیوارهای نژادی با قابلیت جوانه زنی و سرعت رشد اولیه نشاء در درجه حرارت پائین را پیشنهاد کرد. نیروی زیستی نشاء، که به وسیله ارتفاع و زردی برگ های آن تعیین می شود، یک شاخص مناسب مقاومت به سرما ست. نتیجه خسارت سرما در میزان محصول کم نتنها در مناطق با عرض جغرافیایی زیاد، بلکه در نواحی با عرض جغرافیایی کم مانند بنگال شرقی نیز رخ می دهد. اثر درجه حرارت بر روی جوانه زنی و رشد نشاء نیز بعدا تشریح خواهد شد.
اوکا ثابت درجه حرارتی را محاسبه کرد و درجه حرارت کمینه ( مینیمم ) جوانه زنی را از نتایج آزمایش های جوانه زنی بذر در درجه حرارت های مختلف اندازه گیری نمود. عموما کولتیوارهای هندی مقادیر ثابت درجه حرارت بالا تر از ژاپنی دارند و کولتیوارهای حساس به دوره نوری دارای مقادیر بیش تری نسبت به انواع غیر حساسند. این نکته پیشنهاد می کند، ثابت درجه حرارت بزرگ، حساسیت حرارتی بالا تری را در جوانه زنی نشان می دهد. درجه حرارت کمینه جوانه زنی ( پائین ترین درجه حرارتی که در طول 20 روز 50 درصد جوانه زنی انجام شود )، بر پایه نتایج آزمایش جوانه زنی بررسی شد. این اختلاف نشان داد، زیرگونه هندی برای جوانه زنی، درجه حرارت بالاتری را نسبت به ژاپنی گرمسیری و معتدله نیاز دارد.
همان طور که گفته شد، وقتی که کولتیوارهای هندی در درجه حرارت پائین جوانه بزنند و رشد کنند، تعداد زیادی از آن ها زردی شدید برگ ها را نشان می دهند. تقریبا تمام کولتیوارهای ژاپنی تحمل بالاتری را نسبت به زردی نشاء در درجه حرارت های پائین دارند. کولتیوارهای جاوایی نیز دارای تحملند، ولی اغلب کولتیوارهای هندی به استثنای تیپ بومی بورو زردی شدیدی را نشان می دهند. برو در بنگلادش در فصل زمستان کشت می شود. زردی آن نشان واسطه بین بولو جاوانیایی و اوس یا تجره هندی است. برنج وحشی در آسیا زردی قابل ملاحظه ای را نشان داد. درحالی که برنج زراعی و وحشی آفریقایی مقاومت بیش تری نسبت به درجه حرارت پائین دارند. از طرف دیگر، حتّی در زیرگونه ژاپنی از مناطق با عرض جغرافیایی بالا، در درجه حرارت پائین، کولتیوارهای متعددی زردی را نشان دادند.
ما پیشنهاد کردیم، زردی که توسط بران به عنوان کمبود کلروفیل برگ ها به کار رفت، بایستی مطابق اختلاف عمل تنکارشناختی به دو نوع تقسیم شود: یک نوع به علت جلوگیری از تشکیل کلروفیل و نوع دیگر به دلیل تخریب کلروفیل که قبلا تشکیل شده می آید.
تخریب نوری ساده کلروفیل در درجه حرارت پائین و شدت نور بالا تحریک می شود، درحالی که زردی به علت ممانعت از تشکیل کلروفیل در موقعی که پریموردیوم برگ در قاعده شاخه در معرض درجه حرارت پائین قرار گیرد، بروز می نماید. اولی، ناشی از تخریب کلروفیل ممکن است در اثر متلاشی شدن کلروپلاست برگ تحت درجه حرارت پائین و شدت نور بالا باشد، که ما این نوع زردی را " سفید شدگی " می نامیم. زردی نوع دوم ناشی از ممانعت تشکیل کلروفیل تحت درجه حرارت پائین است و ما این نوع زردی را " زردی القائی درجه حرارت پائین " می نامیم.
در شرایط طبیعی، هوای سرد و آب آبیاری سرد باعث بروز زردی می شود. در مرحله پنجه زنی و تشکیل جوانه گل در نواحی گرمسیری، علائم کمبود کلروفیل با زردی و سفید شدگی تحت درجه حرارت پائین تحریک می شود. کمبود کلروفیل برگ های پائین یک نوع عادی خسارت سرما است. گاهی اوقات برگ های بالا به دنبال سفید شدگی بیش تر برگ به زرد نارنجی تغییر می یابند. این آثار زردی در تولید دانه شناخته نشده اند. مقاومت به زردی در درجه حرارت پائین، به نظر می رسد نتیجه سازش گیاه برنج در زیست محیط های حرارت پائین باشد. این پدیده سازگار تاکنون روشن نشده است. به هرحال تغییرات سازشی فعالیت استراز مشاهده شده است.

ویژگی های تیپ های بومی برنج

تیپ های بومی متعدد برنج نسبت به هریک از گونه های بومی ژاپنی، جاوایی و هندی تمایز بیش تری یافته اند. عوامل هم القاء کنندگی تمایزیابی گونه های بومی و تیپ های بومی بایستی وابسته به عوامل محیطی زیستگاه های گیاهی شان باشد. تفاوت حساسیت نوری و حرارتی در گل دهی، مقاومت به کم آبی در رشد، مقاومت به مقدار زیاد کود و نمک های محیط کشت، مقاومت به تحمل غرقابی، مقاومت به درجه حرارت بالا و پایین و غیره در گونه های بومی مشخص شده اند. به علاوه، ویژگی ریخت شناختی ابعاد و اندازه دانه به عنوان یک شاخص موثق اولیه گونه های بومی در نظر گرفته می شوند. تمایزات چنین ویژگی هایی را در میان شش تیپ بومی ذکر شده می توان شناخت. درحال حاضر، اگر چه یک محقق اعلام کرده است که این شاخص همیشه برای طبقه بندی سه گونه بومی کافی نیست.

1 – ابعاد دانه برنج و اندازه آن

به طور کلی،

 

بقیه در ادامه مطلب

  

کوددهی در برنج
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ

 نیتریت ها موادی هستند که از کود اوره تولید و مستقیما وارد آب شده و زندگی انسانی را تهدید می نمایند. اوره به نیترات تجزیه می گردد و نیترات نیر سپس به نیتریت تبدیل و از طریق مصرف غذایی انسانی وارد بدن وی می گردد. اگر مقدار نیتریت در آب شرب بیش از 1000 پی پی ام باشد، در زندگی انسان مشکلاتی از قبیل نابینایی اطفال، سرطان کبد، سرطان رحم و ریه، بیماری مغز استخوان و سیروز کبدی را به وجود می آورد. تصور نشود، تنها سموم هستند که محیط زیست را آلوده می کنند، بلکه تمام موادشیمیایی کشاورزی ممکن است، آب های آشامیدنی را در شهر و روستا آلوده سازند و به ویژه افراد فقیر جامعه را که پروتیین کم تری وارد بدنشان می شود، با انواع مشکلات روبرو گردند. 

سازگان غذایی خاک

      بهم زدن خاک وآب را با پیشکاول، پیش از نشاء کاری باتلاقی کردن گویند. باتلاقی کردن خاک در وضعیت عناصر غذایی خاک تأثیر زیادی برجای می گذارد. دست رسی بعضی از عناصر غذایی در اثر این عمل افزایش می یابد و بعضی از عناصر در ذرات خاک تثبیت می گردند و یا از طریق محلول خاک از دست می روند. تغییر در دست رسی مواد غذایی به دلیل فرآیند های اکسیداسیون – احیاء زیست شناختی خاک است که از اکسیژن خاک باتلاقی پدید می آید.

عناصر غذایی پرمصرف

 

     عمل نیتروژن در خاک باتلاقی به طور محسوسی از عمل آن در خاک های با زهکشی خوب که از اکسیژن هوا استفاده می کند، متفاوت است. یون های آمونیوم (NH4+ ) در سطح منطقه اکسیده شده وجود دارد. این یون با کود دهی وارد خاک می شود و به وسیله باکتری ها  به نیتریت و نیترات، اکسید می گردد. این رادیکال های نیترات دارای بار منفی هستند. بنابراین، آن ها نمی توانند کلوئید های کمپلکس خاک را به وجود آورند و در اثر خاک شویی از بین می روند. رادیکال های نیترات به دلیل تحرّک بسیار بالایشان، به منطقه احیاء شده پایین تراوش می کند، پس از احیاء شدن به نیتریت، به وسیله باکتری های تجزیه کننده نیتراتی به اکسید نیترو و عنصر N تجزیه شده و به اتمسفر فرستاده می شود و ازاین طریق از دست رس گیاه خارج می گردد.

     غرقابی کردن مداوم خاک منجر به افزایش فسفات های نامحلول و قابل استخراج خاک می گردد. معمولا  به صورت فسفات فریک تا فرّو محلول و هیدرولیز ترکیبات P انتشار می یابد. علاوه بر استفاده از همه منابع فسفری مورد بهره برداری در محصولات دیم، برنج باتلاقی دارای قابلیت استفاده از فسفات های فریک است که برای محصولات دیم ارزش اندکی دارند. با باتلاقی کردن خاک پتاسیم کم تر از نیتروژن و فسفر تحت تأثیر قرار می گیرد. در نتیجه عمل زیر آب رفتن، شرایط احیائی باعث می شود، جزء بیش تری از یون پتاسیم از حالت کمپلکس به محلول خاک انتقال یابد. مقدار زیادی از یون های فرّو، منگنز دو ظرفیتی و آمونیوم در نتیجه جابجایی یون های پتاسیم از کمپلکس در محلول خاک به وجود آید.

 عناصر کم مصرف

 

در ضمن عمل باتلاقی کردن خاک، بعضی از عناصر غذایی مانند: کلسیم، منیزیم تنها به مقدار محدودی به تغییر می کنند. ترکیبا فرّیک و منگنیک در شرایط بی هوازی احیاء می شوند و در زیر آب بیش تر در دسترس گیاه برنج قرار می گیرند. غلظت مولیبدن محلول در آب در نتیجه احیاء اکسید های فرّیک در خاک باتلاقی افزایش می یابد. این عمل برای ایجاد لایه ای از جلبک تثبیت کننده N می تواند سودمتد باشد. باکتری های بی هوازی در خاک احیائی و باکتری های هوازی در ریشه فعّال هستند. شرایط باتلاقی نیز غلظت عناصر روی و مس قابل حل در آب را کاهش داده و موجب کمبود این ریز مغذی ها در گیاه برنج می گردد.

مدیریت کود های پر مصرف

 در تولید برنج، کود نیتروژنی مهم ترین و ضروری ترین نقش را برعهده دارد.

 بازدهی مصرف کود نیتروژنی

    

     بازدهی استفاده از هرگونه کودی به معنی مقدار افزایش محصول برداشت شده بر واحد کود به کار رفته است. اگر گیاه برنج به 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نیاز داشته باشد و برنج کار 120 کیلوگرم بر هکتار در مزرعه به پاشد، و گیاه 100 کیلوگرم را به تواند جذب کند، بازدهی تولید بسیار عالی خواهد بود. این به ندرت پیش می آید. درصورتی که برنج کار 100 کیلوگرم برهکتار از این کود را به کار ببرد و گیاه 30 کیلوگرم را جذب کند، بازدهی کم خواهد شد. برنج در مزرعه آبیاری بارانی غیر بازده ترین مصرف نیتروژن را دارد، به طوری که، بازدهی مصرف نیتروژن در شرایط چنین مزرعه ای بیش تر از 30 – 20 درصد نخواهد بود. یعنی، یاگر برنج کار چهار کیسه کود اوره را در مزرعه بپاشد، تنها یک کیسه توسط گیاه جذب می گردد و سه کیسه دیگر ازدست خواهد رفت.

 

راه های اتلاف کودهای نیتروژنی

 

     بخش بزرگی از کودهای نیتروژنی، ممکن است از راه تبخیر، آبشویی، تجزیه و تثبیت در خاک ازدست رود. شدت یا درجه این اتلاف به عوامل متعددی مانند خاک، آب و هوا و شرایط زراعت بستگی دارد.

 

اتلاف ار راه تبخر

           آمونیاک که برای برنج کاری مورد استفاده قرار می گیرد، اگر در محوطه باز قرار گیرد، ممکن است تبخیر شود. این نوع اتلاف با افزایش pH آب جاری، زیاد خواهد شد. جلبک های آب در تنظیم pH آب جاری نقش مهمی برعهده دارند. درطول روز، جلبک ها فتوسنتز کرده و میزان دی اکسید کربن آب را کم می کند. درنتیجه، pH آن ممکن است افزایش یابد. افزایش pH تبخیر شدن آمونیاک را فعّال تر می سازد. می توان تخمین زد، 5 تا 6 درصد نیتروژن به کار رفته از راه چنین فرآیندی تلف شود. در درجه حرارت بالا و تابش خورشیدی زیاد، اتلاف از راه تبخر در هوا بیش تر رخ می دهد. برای به حداقل رساندن این اتلاف، بایستی کود آمونیاک را در داخل خاک یا در لایه های احیائی آن به عمق 10 سانتی متر تزریق کرد. به کار بردن کود های پوشش دار مانند اوره پوشش داده شده با گوگرد و گچ نیز مانع

اتلاف کود نیتروژنی از راه تخلیه آب مزرعه

      در یک دوره زراعی 1000 تا 2000 میلی متر آب ممکن است از راه زهکش از مزرعه تخلیه شود. نیتروژن حل شده در آب نیز همراه آن از مزرعه خارج می گردد. هنگامی که کود نیتروژنی به عنوان کود سرک پاشیده شود، نیتروژن از راه آبشویی نیز ممکن است از دسترس گیاه خارج گردد. نزدیک به 15 درصد نیتروژن به کار رفته، ممکن است از راه آبشویی خارج شود. برای جلوگیری از اتلاف آبشویی، برنج بایستی در خاک های با بافت خوب کشت شود. خلل و و فرج خاک دیکس خورده کاهش می یابد. مترجم: درعمل شخم زنی با گاوآهن کلوخه های درشت ایجاد می شود. این کلوخه با دیکس پشت تراکتوری خرد می گردد. در زبان فارسی به هردو عمل شخم گفته می شود. اما در گیلکی به اولی شخم و به دومی دیکس یا دیکس خورده می گویند. مانند این را می ماند که در دامداری به بچه تازه به دنیا آمده گاو می گویند، مانده ( گیلکی ) و کمی که بزرگ شد می گویند گوساله و بازهم بزرگ تر شد، مثلا یک ساله شد، اگر نر باشد می گویند، گودرو اگر ماده باشد می گویند، لیشه  و وقتی خیلی بزرگ شد و به بلوغ جنسی برای تکثیر رسید نر را می گویند، ورزا و ماده را میگویند گاو. اما در فارسی بدبختانه این جوری نیست و در همه این مراحل رشد و نموّ این حیوان می گویند گاو. کندوکاو خاک در مراحل مختلف نیزنام هایی دارد که با هم متفاوت است و آن ها را بایستی در زبان های محلی جستجو کرد. در زبان فارسی تا زمین را بکنی می گویند، زمین را شخم زدی، و مشخص نیست چه هدفی داشته ای و یا حتی چه عملی انجام داده ای. همیشه کود به شکل آمونیاکی را در عمق خاک به کار می برند. از آبگیری زیاد خاک مزارع برنج، خود داری می شود. مترجم: وقتی که کود با خاک مزرعه باتلاقی به خوبی مخلوط شود، قابلیت آبشویی خود را از دست خواهد داد. من عادت داشتم، کود اوره را پیش از وجین در مزرعه شخصی خودم بپاشم. متوجه بودم، پس از عمل وجین حتی نیم متر کود در مزرعه جابجا نمی شود. کود در اثر وجین در خاک دفن می شود.  

 تثبیت کردن کود نیتروژنی در خاک

 

     تثبیت نیتروژن درخاک به وسیله جمعیت های میکروبی انجام می شود. این موجودات ریز نیتروژن را به مصرف رسانده و آن را در بدن خود به شکل مواد آلی ذخیره می کنند. این عمل، مقدار نیتروژن در دسترس گیاه برنج را کاهش می دهد. کود در مزارع خشک بیش از باتلاقی تثبیت می شود. نتایج تحقیقات نشان می دهد، 20 درصد نیتروژن ممکن است در خاک حبس شود. در کنار میکروب ها، ذرات رسی نیز یون های آمونیاکی می توانند جذب کرده و آن ها را بین صفحات سیلیکاتی شان درگیر سازند. در صورتی که از کود سبز یا کود آلی حیوانی استفاده می شود، یک هفته قبل از کشت بایستی به خاک اضافه گردد. این عمل باعث تجزیه کامل آن ها می شود و مواد غذایی به سهولت در دسترس گیاه برنج قرار می گیرد.

نیتروژن زدایی خاک

      هرجسمی که وارد مزرعه برنج کاری شود، خروج گازهای هوا مانندی به شکل حباب را از سطح خاک باتلاقی آزاد می کند. 10 تا 95 درصد حجم گازهای آزاد شده از مزرعه به صورت نیتروژن است. نیترات های موجود درخاک به وسیله باکتری های معروف به نیتروژن زا، در خاک زیر آب به گاز آزاد N تبدیل می شوند. ازدست رفتن نیتروژن از طریق نیتروژن زدایی خاک، در خاک های فاقد زهکش مناسب، 68 درصد تخمین زده می شود. البته، حرارت و مواد آلی خاک عمل باکتری های نیتروژن زا را تشدید می نمایند. گاهی اوقات، حدود 30 تا 40 درصد نیتروژن پاشیده شده در سطح مزرعه در مدت زمان یک هفته پس از نشاء کاری، ممکن است به هوا آزاد گردند. حتی اگر کودهای آمونیاکی پاشیده شوند، در مجاورت اکسیژن قرار گرفته و به شکل نیترات در می آیند. این نیترات ها به طرف پایین باتلاق حرکت کرده و پس از رسیدن به خاک احیائی ، نیتروژن آزاد شده و به صورت گاز به فضا انتقال می یابند. برای کاهش نیتروژن زدایی، کودهای اوره یا آمونیاک بایستی در منطقه ریشه و درمحلی که فاقد اکسیژن است، قرارداده شود. اوره پوشش داده شده با مواد مشابه کودها یا اوره آز مسدود کننده اوره نیز به آهستگی حل شده و فعالیت نیتروژن زدایی را کاهش می دهد. اوره دانه درشت را مستقیما می توان درداخل خاک فروبرد. این دانه های اوره، در یک محل جمع می شوند و فعالیت اوره آز مسدود کننده، مقدار آنزیم تولید شده به وسیله باکتری نیتروژن زا را کاهش می دهند. همراه با رخ دادهای بالا، اتلاف تبخیری به طور چشمگیری نیز کاهش می یابد.

 راه های ارتقاء اثر کودهای نیتروژنی زیاد

  1 – ارقامی را کشت کنید که به کود پاسخ مثبت می دهند. یعنی با افزایش کود رشد و نموّ آن بیش تر شود و محصول بیش تری دهد.

2 – کودها رشد علف های هرز را زیاد می کنند. بنابراین، برای حداکثر تأثیر کود بایستی با علف هرز مبارزه کرد.

3 – به مزارع باتلاقی دایمی کود نیتروژنی زیادی بدهید.

4 – اگر مزرعه به طور متناوب و با فاصله زمانی باتلاقی گردد، نیتروژن به طور کامل نمی تواند مورد استفاده گیاه برنج قرار گیرد.

5 – از کودهای نیتروژنی پوشش دار مختلف زیر استفاده کنید. مترجم:ممکن است، چنین کودهایی در ایران یافت نشوند:

الف – با لایه پوششی اورهآز

     اوره بالایه پوششی Neem

     اوره با لایه پوششی Mahua

     اوره با لایه پوششی نیجر

     اوره با لایه پوششی هندی

ب – پوشش مصنوعی

     اوره با پوشش پلاستیکی یا پلی مری

     اوره با پوشش لاک

     اوره با پوشش موم

     اوره با پوشش لاستیک

ج – پوشش شیمیایی

     اوره با پوشش گوگردی

     اوره با پوشش فسفات معدنی

     اوره با پوشش گچ

د – بازدارنده های اوره آز

     استات فنیل مرکوریک

     هیدروکینون

     بنزوکینون

     فسفو فنیل دی آمیدات

ه – بازدارنده های آزاد سازی نیتروژن

     N – serve

     AM

     ST

     Thiurea

     Potassium azide

     Powder of citrullus

     Colosynthis

 تقش نیتروژن در افزایش تولید برنج

 

1 – تولید 5/6 تن محصول برنج برهکتار، حدود 95 کیلوگرم نیتروژن، 25 کیلوگرم P2O5  و 140 کیلوگرم K2O را از خاک خارج می کند و لازم است در فصل زراعی بعدی این مقدار مواد به خاک برگشت داده شود.

2 – در تشکیل کلروفیل و ایجاد رنگ سبز تیره به گیاه کمک می کند.

3 – تعداد پنجه ها، ارتفاع گیاه و تعداد دانه های خوشه که از اجزاء سازنده میزان محصول هستند را افزایش می دهد.

4 – افزایش سطح برگ و اندازه دانه.

5 – کمک به تجزیه و فساد مواد آلی خاک با تحریک رشد میکربی

 میزان مصرف کود های نیتروژنی

 

     عوامل متعددی مانند خاک، اوضاع جوّی و نوع رقم برنج در میزان مصرف کودهای نیتروژنی تأثیر دارد. در اغلب نواحی کشت برنج مقدار نیتروژن لازم نباید از 100 کیلوگرم (معادل 154 کیلوگرم اوره ) بر هکتار کم تر باشد. اگر تمام کود اوره پاشیده شده به مصرف گیاه برسد و تلف نشده باشد، این مقدار کافی است. اما عملا چنین چیزی امکان ندارد، بنا به شناخت برنج کار از میزان اتلاف و توانایی پیشگیری از آن بایستی بر مقدار فوق افزوده شود. این حداقل نیتروژن لازم برای برداشت 5/6 تن محصول برهکتار است. اما به دلیل کاهش و یا افزایش کود پذیری گیاه برنج در مقابل افزایش تابش خورشید و کاهش درجه حرارت هوا، مقدار نیتروژن لازم گیاه 100 تا 150 کیلوگرم برهکتار می رسد. درجه مرغوبیت خاک نیز شاخص مهمی در تعیین میزان کود نیتروژنی است.

 

شاخص دسترسی کود نیتروژنی خاک

 

     هرچه خاک از نظر نیتروژن فقیر تر باشد، مقدار نیتروژن افزوده شده بیش تر خواهد بود. ارقام برنج دیررس، به نیتروژن کم تری نیاز دارد. زیر آن ها وقت کافی برای دریافت نیتروژن تثبیت شده خاک را دارند. اما ارقام برنج زودرس که دوره رشد و نموّ آن ها کوتاه است، به مقادیر زیادتر نیتروژن پاسخ مثبت می دهند. اثر نیتروژن در مراحل اویله کم و در مراحل آخر زیاد است. برنج کاران، خاک مزرعه خود را خوب می شناسند. اما تعاونی های توزیع کود مطابق گزارش آزمایشگاه ها سهمیه کود را تعیین می کنند. مجهز ترین آزمایشگاه های خاک فقط می توانند به کشاورزان کمک کنند، اما قادر نیستند، خاک اورا شناسایی نمایند. برنج کار خودش بایستی میزان کود نیتروژنی را تعیین کند. بعضی از خاک ها به کود نیتروژنی نیاز ندارند و بعضی دیگر به مقدار خیلی زیادی احتیاج دارند.

 زمان کود پاشی نیتروژنی خاک

 

     به طور کلی، در خاک های معمولی، نیتروژن در 3 مرحله با مقادیر برابر پاشیده می شود. یعنی، یک سوم در مرحله اول ( در زمان دیکس زنی )، یک سوم در مرحله پنجه زنی فعال و یک سوم باقی مانده در مرحله تشکیل گل، پاشیده می شود. مرحله اول کودزنی را مرحله اصلی و مرحله آخری را سرک می گویند. مراحل بالا عومی است و کشاورزان، دو مرحله ای عمل می کنند و دو سوم را در مرحله اصلی و یک سوم باقیمانده را در مرحله پنجه زنی می پاشند و کود سرک را حذف می نمایند. تا کنون در ایران تحقیقی در باره کود سرک انجام نشده است. مدیریت وبلاگ در مزرعه شخصی خود در مراحل اول و دوم از کود اوره استفاده کرد و از انجام مرحله سوم ترسید. کود سرک مرحله خطر ناک کود دهی به ویژه با کود اوره است. زیرا کود اوره به سرعت جذب می شود. اگر برنج کاران تجربه مرحله سوم را ندارند، در مورد ارقام محلی نباید اجراء کنند، و در مورد ارقام خزر و سپیدرود حتما از کود سرک به مقدارخیلی کم تراز یک سوم بر اساس تجربه خودشان و پیش از تشکیل شدن گل می توانند بپاشند.

     1 – کودپاشی نیتروژنی خاک پیش از نشاء کاری در استقرار نشاء و بهبود نیتروژن گیاه برای آغاز فوری پنجه زنی کمک می کند.

     2 – به کار بردن کود نیتروژنی در مرحله پنجه زنی، فعالیت این مرحله را تسریع کرده و تولید تعداد پنجه را به حداکثر می رساند.

     3 – کود سرک در مرحله تشکیل گل افزایش طول خوشه و تعداد خوشه چه در خوشه را موجب می گردد.

 روش پاشیدن کودهای نیتروژنی

 

     پاشیدن سطحی کودهای نیتروژنی در خاک های باتلاقی، مقدار بسیار اندکی از این کودها را در دسترس گیاه قرار می دهد. کودپاشی سطحی خاک باعث تسریع عمل نیتریفیکاسیون شده و در نتیجه از طریق جریان آب تلف می گردد. هنگام کودپاشی سرک از یک روز پیش بایستی آب مزرعه را خالی کرد و کود را به حالت اشباع پاشید. پس از 48 ساعت کود اوره هیدرولیز شده و کربنات آمونیوم تشکیل می گردد. دو روز پس از کودپاشی اوره، مجددا مزرعه را آبیاری کنید، به این طریق یون آمونیوم در میسل های خاک تثبیت می گردد.

      دفن کردن اوره در منطقه سطح خاک زیرآب به علت فقدان اکسیژن در این لایه است. در لایه احیائی هیچ گونه عمل نیتریفیکاسیونی وقوع نمی یابد و نیتروژن آمونیومی به مدت زمان طولانی در دسترس ریشه گیاه برنج باقی می ماند.

     اگر عمق آب مزرعه را در 2 سانتی متری لایه خاک نگهدارید، پس از نشاء کاری، کود نیتروژنی را مستقیما می توان در آب پاشید. دفن کردن کود آمونیوم به وسیله وجین کن دورانی کارآیی مصرف کود نیتروژنی را بهبود می بخشد، به ویژه برای مرحله اول کود سرک پاشی مناسب است. در جا هایی که لم کردن آب زیاد است و امکان تخلیه آن وجود ندارد، بهتر است اوره را پیش از وجین پاشید و در حین عمل وجین در خاک دفن خواهد شد. دفن کردن اوره بین هرچهار بهترین نتیجه را دارد، اما کاری خیلی پر زحمتی است.

مختصری در مورد زراعت لوبیا (( Phaseolus sp .
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ

 

دسته مقاله : زراعت حبوبات- غلات

مقدمه

 

لوبیابا نام انگلیسی Common Bean  از راسته   Rosales خانواده Leguminosae زیر خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae  زیر شاخه Phaseoliae  و جنس Phaseolus میباشد . بیش از پنجاه گونه از جنس Phaseolus  وجود دارد . لوبیا سازش خوبی با ارتفاعات  و مناطق مختلف در جهان دارد . و در 7 – 5/5 = PH می تواند کشت و زراعت شود .

 

الف -کاشت لوبیا 

 

در ایران کاشت لوبیا معمولا در بهار و با تراکم ده سانتی متری و فواصل ردیف کاشت 50 سانتی متر انجام می گیرد .  

 

ب‌-         تناوب زراعی لوبیا

 

در سیستم زراعی بهترین تناوب زراعی لوبیا با غلات مانند گندم وجو می باشد. لوبیا ازت هوا را در خاک توسط باکتریهای مخصوص بنام Rhizobium phaseolie تثبیت می نماید که باعث حاصلخیزی خاک می شود . باید توجه نمود که لوبیا نباید با گیاهان غده ای و ریشه ای از جمله پیاز و سیب زمینی کشت شود زیرا احتمالآلودگی قارچی برای لوبیا زیاد خواهد شد .    

 

ت‌-         علف های هرز و کنترل آن 

 

کنترل علف های هرز در لوبیا بسیار حائز اهمیت است و از سموم مختلف مانند ترفلان به میزان 5/1 در هزار قب از کاشت وی توان استفاده نمود از سموم علف کش بعد از کاشت در لوبیا هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست .   

 

ث‌-         روش های آبیاری

 

1-     آبیاری غرقابی  : این نوع آبیاری در مناطقی که کشت بصورت سنتی انجام می گیرد , متداول است  برای انجام این روش آبیاری ابتدا مزرعه به قطعات کوچکی تقسیم و کرت بندی می گردد و سپس کرتها پر آب و غرقاب می شوند .  

 

2-     آبیاری نشتی : این نوع آبیاری در مزارعی که کشت به صورت ردیفی و خطی انجام می گیرد مورد استفاده است  . در این روش از جوی و پشته استفاده شده که باعث می شود آب بطور یکنواخت جریان یابد و از سله خاک جلوگیری گردد . 

 

3-     آبیاری تحت فشار : بهترین روش آبیاری تحت فشار آبیاری بطری  Sprinkler می باشد که آب بصورت قطراتی به روی زمین پاشیده می شود البته آبیاری های دیگر این روش مانند   Wheel Move و غیره تحت بررسی می باشد به هر صورت در این نوع آبیاری آب تحت فشار قرار گرفته و از نازل ها بصورت باران یا قطرات به روی مزرعه پاشیده می شود . روش بسیار مفیدی است و هزینه های کارگری را کاهش داده بخصوص از اتلاف آب جلوگیری می گردد .   

 

ج‌-          داشت و برداشت لوبیا 

 

داشت لوبیا :

 

یکی از مهمترین عوامل تولید , داشت لوبیا است آبیار به موقع,  مراقبت های زراعی مانند سمپاشی , کوددهی و کولتیواتور می تواند نقش بسزایی در افزایش عملکرد ایفاء کند . در خصوص تعیین حساسترین مراحل رشد لوبیا نسبت به تنش خشکی تحقیقات بسیاری انجام گردیده است از آنجمله مککیو ریوز (1962) در یافتند که لوبیا در مرحله قبل از گلدهی به خشگی حساس هست و سنگ کارا (1994) بیان نمود که با افزایش تنش خشکی, نقصان رشد رقم های خوابیده بیش از رقم های ایستاده است و تنش قبل از گلدهی نسبت به بعد از گلدهی عملکرد را بیشتر کاهش می دهد. اساسا مبارزه با علف های هرز و, سله شکنی زمین , سمپاشی و کود پاشی به موقع در افزایش کیفیت و کمیت محصول لوبیا اثر دارد و در مزارعی که این اعمال انجام نمی گیرد عملکرد کمی و کیفی محصول پائئن می آید . معمولا بر علیه آفات , مانندشته و تریپس از سم متاسیتوکس به میزان 5/1 در هزار استفاده می شود و بر علیه کنه ها از سم کلتان می توان استفاده نمود .

 

برداشت لوبیا : 

 

 برداشت لوبیا زمانی انجام می گیرد که حدود 80 % غلاف ها تغییر رنگ داده و زرد شده باشند . برداشت لوبیا به دو صورت برداشت سنتی و برداشت مکانیزه صورت می گیرد .

 

منابع مورد استفاده

 

1-       آمار نامه fao – 1992

 

2-       آمار نامه وزارت کشاورزی سال 1373 

 

3-       گزارشات طرحهای تحقیقاتی حبوبات در استان مرکزی

 

4-       موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال و بذر بخش تحقیات حبوبات   

 

 

بررسی کاهش ضایعات بذر مصرفی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ

دسته مقاله : زراعت

گروه : زراعت غلات-مبانی کشاورزی پایدار

 

 

 

 

چکیـده

 

گندم به عنوان مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی کشور بطور متوسط 5/6 میلیون هکتار از اراضی کشور را بخود اختصاص داده و بالغ بر 5/10 میلیون تن تولید دارد. عملکرد پائین گندم در ایران در مقایسه با جهان عمدتاً بواسطه سطوح پائین نهاده ها (بویژه آب) و ضعف مدیریت زراعی است. تکیه بر افزایش عملکرد بعنوان کلیدی ترین راه حل افزایش تولید گندم، توسعه تحقیقات در       زمینه های کاهش ضایعات و ساماندهی بذر را بعنوان راهکاری مناسب طلب می نماید. بررسی منابع مختلف نشان می دهد که میزان بذر کافی و اقتصادی بطور معنی داری کمتـر از میـزان بـذری اسـت که در حال حاضـر اکثر گندمکاران کشور مصرف مـی نمایند. علت عمده این مصرف اضافی عدم اطمینانی است که زارعین از استقرار گیاه (تراکم بوته) در مزرعه دارند.

 

به منظور بررسی تراکم بوته بر عملکرد دانه و اجزاء عملکرد ارقام مختلف گندم دو آزمایش در سال های 1380 و 1381 در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران (کرج) بصورت طرح کرتهای خرد شده در قالب فاکتـوریـل با چهـار تکرار به اجـرا درآمد. فاکتورها شامل 4 رقم تجارتی گندم (مهدوی، قدس، مرودشت و M75-7)، تراکم بوته در پنج سطح (200،250، 300، 350 و 400 بوته در متر مربع) و دو تیمار ضد عفونی و عدم ضد عفونی بذر پیش از کاشت بودند. نتایج تجزیه مرکب دو ساله نشان داد که با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته) برخی مؤلفه های عملکرد گندم مثل تعداد پنجه و سنبله در متر مربع افزایش یافت، اما در مقادیر بالاتر بذر مصرفی این روند افزایش کمتری داشت. به طوری که با دو برابر کردن میزان بذر مصرفی، از 200 به 400 دانه در متر مربع، تعداد پنجه و سنبله در واحد سطح به ترتیب 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند و در مقابل، عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش نشان داد. در بین ارقام مورد بررسی، رقم M75-7 با افزایش بذر مصرفی در واحد سطح عملکرد دانه بیشتری تولید نمود درحالیکه، ارقام مرودشت، مهدوی و قدس بیشترین عملکرد دانه را به ترتیب در تراکم های 200، 250 و 300 عدد بذر در متر مربع داشتند. تیمار ضدعفونی بذر در مقابل عدم ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه بیشتری تولید نمود، اما تفاوت آنها معنی دار نبود.

 

بـررسـی ارتبـاط اجزاء عملکرد نشـان داد که صفـات مـاده خشک (** 84/0=r)، شـاخص بـرداشـت (** 62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) همبستگی مثبت و معنی دار با عملکرد دانه داشتند. صفات دیگر نظیر، تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی و معنی داری با عملکرد دانه نشان دادند به نحوی که با افزایش میزان بذر مصرفی افزایش عملکرد دانه از طریق کاهش این صفات میسر نگردید. بطور کلی، اثرات متقابل میزان بذر×رقم و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای مورد بررسی نشان داد که عامل نوع بذر (رقم) یا اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. اما، چنانچه کاهش ضایعات بذر مصرفی (کاهش هزینه های تولید گندم) مورد نظر باشد تراکم 200 بذر درمتر مربع با تولید حداکثر عملکرد دانه کفایت خواهد نمود، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب امکان پذیر خواهد شد.

 

واژه های کلیدی: کاهش ضایعات، بذر گندم، تراکم بوته، عملکرد و اجزاء عملکرد.

 

 

مقدمه

 

عمده ترین بخش مصرف گندم در ایران مربوط به تولید نان است (90% عرضه گندم را شامل می شود)، و بخشی نیز به مصرف بذری و مصرف دامی می رسد. مصرف بذر مورد نیاز کشت سالانه در کشور بالغ بر000/000/1 تن برآورد گردیده که در شرایط معمول کشت گندم از 60 کیلوگرم در زراعت دیم لغایت200 کیلوگرم در هکتار در زراعتهای پاییزه آبی متغیر است. در زراعتهای پاییزه گندم آبی نسبت بذر مصرفی به تولید یک به بیست است. میزان بذر کمتر و یا بیشتر از معمول در برخی مواقع و به دلایل متعددی به شرح زیر توسط کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جمله: واریته های بذر درشت (اندازه بذر) واریته هائی با پتانسیل (توانائی) پنجه زنی کم، کشت بهاره، کشت دیر (در پائیز یا بهار)، روش دستپاش، اراضی سنگین، درصد جوانه زنی پائین و غیره.       خسارت های وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخی عوامل بیماری زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزایش ضایعات بذر گندم می شود. متوسط رطوبت موجود در خاک نیز از عوامل اصلی تعیین کننده میزان بذر مصرفی است. به طوری که در مناطق کم باران میزان متوسط بذر کمتر و در مناطق نیمه مرطوب و مرطوب بذر بیشتری مصرف می شود.

 

بنابر این، جلوگیری از ضایعات گندم با توجه به مشکلات و محدودیت های موجود از نقطه نظر افزایش عملکرد در واحد سطح، افزایش سطح زیر کشت، تامین نهاده های مورد نیاز، محدودیت واردات به لحاظ تنگناهای حمل و نقل و بندری اهمیت زیادی پیدا کرده است و تأثیر آن بر درآمد زارعین و نهایتاًٌ میزان عرضه محصول قابل توجه می باشد (وزارت کشاورزی، 1362). لذا، طرح حاضر برای دستیابی به امکان کاهش میزان بذر مصرفی در هکتار به عنوان راهکاری برای کاهش ضایعات بذر جهت کشت گندم پائیزه آبی می باشد،

 

کاهش میزان بذر مصرفی بطور قطع در هزینه های نهاده ها کاهش معنی داری بر جای         می گذارد، اما بایستی دقت شود که استقرار بوته ها در شرایط های مختلف اقلیمی در نظر گرفته شود. بعبارت دیگر، بهترین بررسی آن است که آزمایش یا مطالعه منطقه ای (site by site) بوده و براساس نوع خاک، ساختمان بستر بذر، رطوبت موجود در خاک، آب و هوای زمان کاشت، در نظر داشتن خسارت مربوط به آفات و غیره باشد. همچنین برای استقرار مناسب بوته ها در مزرعه بهتر است بجای مقدار بذر، براساس تعداد بذر در واحد سطح عمل شود زیرا که اندازه بذور برای        واریته های مختلف تفاوت دارند. میزان بذر در متر مربع به طور شاخص بایستی 25 تا 50 درصد بیشتر از تعداد بوته لازم در واحد سطح باشد تا هر نقصانی را جبران نماید. بر اساس مطالعات سازمان تحقیقاتی HGCA (2000) میزان بذر در کشت های مطلوب می تواند تا حدود 70%، بدون هیچگونه کاهشی درعملکرد ارقام مختلف، کمتر شود. کاهش میزان بذر ممکن است خطر فضای خالی در مزرعه را افزایش دهد اما، در مقادیر بالای مصرف بذر خطر خوابیدگی ساقه، احتمال وقوع بیماریهای گیاهی و افزایش هزینه نهاده بذر وجود دارد. در تراکم بوته مناسب میزان بذر مصرفی آن قدر پائین خواهد بود که احتمال وقوع ریسک های یاد شده بطور اساسی کاهش می یابد.

 

میزان بذر مصرفی و توزیع بوته ها در یک مزرعه تاثیرات مشخصی را بر اجزاء عملکرد گندم خواهد داشت. افزایش میزان بذر مصرفی می تواند تعداد سنبله در واحد سطح را زیادتر کند اما، دو جزء دیگر عملکرد یعنی، تعداد بذر در سنبله و وزن دانه کاهش می یابند. خاصیت جبران کنندگی نسبی در بین اجزاء عملکرد گندم می تواند نقصان عملکرد را وقتی که یک جزء کاهش می یابد، به حداقل برساند اما چنین جبرانی ممکن است کامل نباشد (4). پیتر و همکاران (1373) گزارش نمودند که بین ژنوتیپ ها از نظر توانائی کلی جبران و توانائی هر یک از اجزاء عملکرد تفاوت وجود دارد. بعضی ژنوتیپها قادرند که تولید ناکافی اجزاء عملکرد را جبران کنند ولی برخی این توانائی را ندارند. همچنین با کوتاه شدن فصل رویش، توانائی جبران کم می شود. بنابراین، در مطالعات مربوط به مقادیر بذر و تعداد بوته، همه اجزاء عملکرد دانه بجای فرد فرد اجزاء می بایست مورد توجه قرار داشته باشند. تعداد سنبله در واحد سطح به تعداد پنجه های اصلی و تعداد پنجه های بارور در بوته بستگی دارد (7). وقتی تراکم بوته (مقادیر بذر) افزایش می یابد حداکثر تعداد پنجه در واحد سطح در یک شرایط ویژه به سرعت تشکیل می شود. ولی ، درصد پنجه هائی که باقی مانده و تولید سنبله  می کنند پائین خواهد بود البته، در تراکم پایین بوته نیز 100 درصد پنجه ها زنده باقی             نمی مانند ‌(8).

 

قبادی و همکاران (1379) در بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم نان به این نتیجه رسیدند که اثرات رقم و تراکم بوته بر تعداد سنبله در متر مربع، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه در سطح یک درصد معنی دار بودند، ولی اثر متقابل فقط برای تعداد سنبله در متر مربع و وزن هزار دانه معنی دار شد. در هر چهار رقم، با افزایش تراکم بوته، تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که افزایش نشان داد و اجزاء دیگر از قبیل تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه کاهش یافتند.

 

لازم به ذکر است در طرح هائی که بر روی تراکم بوته در واحد سطح انجام گرفته نتیجه بدست آمده به طور قطع مطلوب ترین تراکم بوته نبوده است. چون ممکن است تراکمی خارج از تراکم به کار برده شده وجود داشته باشد که در آن تراکم عملکرد دانه حداکثر شود. لذا، هالیدی (1960) و سالازار و همکاران (1994) برای به دست آوردن تراکم مطلوب بوته استفاده از معادلات درجه دوم (رگرسیونی) را مورد تاکید قرار داده اند، و بدین صورت مشخص شده است که عملکرد دانه با تراکم بوته در واحد سطح رابطه سهمی دارد و بالاتر از حد مطلوبی از تراکم بوته، عملکرد دانه کاهش خواهد یافت. بعبارت دیگر، با افزایش تراکم بوته، فرایند خود تنظیمی  وارد عمل شده و وابستگی عملکرد به تراکم روند مجانبی خواهد داشت.

 

بطور خلاصه، دستیابی به حداکثر عملکرد یا بوسیله افزایش تراکم گیاهی و یا با افزایش عملکرد تک بوته امکان پذیر است. ولی چون اثرات فرایندهای تشکیل دهنده عملکرد در رابطه با رقم، عملیات کاشت و شرایط اقلیمی روند ثابتی ندارد، درنتیجه تراکم کاشت می بایست براساس هر مورد تعیین شود و به دنبال مشخص شدن تحقیقاتی این چنین است که می توان مقدار بذر مصرفی در واحد سطح را توصیه نمود.

 

 

مواد و روش ها

 

    این بررسی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، با طول 50 درجه و 57 دقیقه شرقی و عرض جغرافیائی 35 درجه و 48 دقیقه شمالی و ارتفاع 1313 متر از سطح دریا، در سالهای 1381 و 1382 اجرا شد. طرح آزمایشی مورد استفاده فاکتوریل در قالب کرتهای خرد شده در چهار تکرار بود. در کرتهای اصلی ارقام گندم (مهدوی، مرودشت، قدس و M75-7) در چهار سطح و در کرتهای فرعی تراکم بوته در پنج سطح (200، 250، 300، 350 و 400 بذر درمتر مربع) به همراه دو تیمار ضد عفونی (با قارچکش ویتاواکس تیرام به میزان 3-2 در هزار) و عدم ضد عفونی بذر بصورت فاکتوریل قرار داده شدند. میزان بذر مصرفی براساس وزن هزار دانه ارقام مورد بررسی محاسبه و منظور گردید.

 

    هر کرت آزمایشی مشتمل بر چهار خط به طول 6 متر و با فاصله خطوط 20 سانتی متر کشت گردید. علمیات تهیه زمین و مصرف کود پایه و سرک به نسبت 50- 50-250 کیلوگرم در هکتار (سولفات پتاسیم – سوپر فسفات- اوره) در کلیه کرت ها یکنواخت انجام گرفت. تاریخ کاشت در طی دو سال 23 آبان ماه بود و مزرعه با توجه به شرایط آب و هوائی یک یا دو نوبت در فصل پایِیز و در طول فصل بهار تا موقع برداشت آبیاری شد. علفهای هرز با استفاده از علفکش توفوردی کنترل شدند.

 

    یادداشت برداری صفات در طول دوره رویش گیاه از ردیفهای وسط بکمک کوادرات 25×25 سانتی متر برای تعداد پنجه، تعداد سنبله بارور با خارج ساختن بوته ها از خاک انجام گرفت. محاسبات کل ماده خشک، عملکرد دانه براساس بوته های برداشت شده از 3 متر مربع پس از حذف بوته های حاشیه و دوطرف انجام گرفت. ارتفاع بوته و اجزاء عملکرد از میانگین داده های مربوط به 10 بوته محاسبه گردید. تجزیه واریانس و تحلیل آماری داده ها بکمک نرم افزارهای رایانه ای Mstatc و Excel انجام گرفت و میانگین داده ها به روش مقایسه چند دامنه ای دانکن بدست آمد.

 

نتایج و بحث

 

    نتایج تجزیه مرکب انجام شده بر روی میانگین داده ها طی دوسال نشان داد که گندم قدس با وجود دارا بودن تعداد پنجه و سنبله درمتر مربع (شکل های 4 و 5)، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله نسبتاً زیادتر در مقایسه با سایر ارقام، از عملکرد دانه (شکل 6)، کل ماده خشک، وزن هزار دانه و شاخص برداشت کمتری برخوردار بود. این صفات بجز تعداد پنجه و وزن هزار دانه تفاوت    معنی داری نداشتند. رقم M75-7 بیشتری عملکرد دانه (6976 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت را تولید نمود (شکل 6). با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته در واحد سطح) تعداد پنجه و سنبله در متر مربع روند افزایشی نشان داد (شکل های 1 و 2)، لیکن در مقادیر بالاتر بطور مثال با دو برابر نمودن میزان بذر مصرفی از 200 به 400 دانه در متر مربع تعداد پنجه و سنبله در متر مربع به ترتیب فقط 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند، در مقابل عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش یافت (شکل3). اثر متقابل رقم× تراکم بوته معنی دار نبود. تیمار ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه و اجزاء عملکرد بیشتری را نسبت به تیمار عدم ضد عفونی تولید نمود (P>0.5).

 

    رابطه تراکم بوته با افزایش تعداد پنجه درمتر مربع (شکل 1) و تعداد سنبله در مترمربع (شکل 2) مثبت و معنی دار بود، به طوری که درتراکم 400 بوته در متر مربع بیشترین مقادیر این صفات بدست آمد اما تفاوت معنی داری با تراکم 200 بوته در متر مربع برای صفات مشاهده نگردید. بین عملکرد دانه و تعداد پنجه در متر مربع همبستگی معنی دار ولی منفی وجود داشت. (** 22/0-=r). به عبارت دیگر تولید پنجه زیادتر در واحد سطح منجر به تولید سنبله های غیر بارور بیشتر و درنتیجه کاهش عملکرد دانه در تراکم زیادتر گردید. برخی محققین (1 و 4 ) عقیده دارند که گندم به دلیل داشتن خاصیت پنجه زنی، دارای انعطاف پذیری بالائی از نظر تراکم  می باشد، و در ارقامی که         پنجه های بیشتری هستند ممکن است تعداد سنبله بارور در متر مربع افزایش یابد ولی تعداد دانه در سنبله و وزن دانه کمتر خواهد شـد. در بررسی حاضر، تعداد پنجه (شکل 1) و سنبله (شکل 2) در متر مربع تنها اجزائی بودند که با افزایش میزان بذر مصرفی در واحد سطح افزایش نشان دادند. قبادی و همکاران (1379) نیز گزارش نمودند که تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که در ارقام مختلف گندم تحت تأثیر افزایش تراکم قرار داشت.

 

    بـررسی ارتباط سایر اجزاء عملکرد نشان داد که صفات ماده خشک(**84/0=r)، شاخـص بـرداشـت (**62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) بیشترین ارتباط را با عملکرد دانه داشتند. خباز صابری و همکاران (1372) بیشترین ارتباط عملکرد دانه را با وزن هزار دانه          (**72/0=r) گزارش نموده است. در حالیکه، صفاتی نظیر تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی با عملکرد دانه داشته اند، به نحوی که افزایش بذر مصرفی از طریق کاهش این صفات افزایش عملکرد دانه را میسر نگردید.

 

    بطور کلی، دراین بررسی با وجود اثرات متقابل رقم× میزان بذر مصرفی و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای متفاوت می توان اظهار داشت که عامل نوع بذر (رقم) با اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. چنانچه کاهش میزان ضایعات بذر گندم (کاهش هزینه های تولید) در نظر گرفته شود تراکم 200 بذر در متر مربع به لحاظ تولید عملکرد دانه و شاخص برداشت بالاتر توصیه می گردد، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب نقش با اهمیتی درافزایش عملکرد خواهد داشت.

 

 

منابع

 

1- پیتر، ج.، و. سرنی و ل. روسکا. 1373. فیزیولوژی عملکرد گیاهان زراعی. ترجمه کوچکی، ع. و م. بنایان اول. انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد. 380 ص.

 

2- قبادی، م.، ع. کاشانی و ر. مامقانی. 1379. بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم در منطقه اهواز. مجله علوم زراعی ایران. جلد دوم (1): 57-48.

 

3- وزارت کشاورزی، 1362. گزارش کمیته برنامه ریزی غلات، 14ص.

 

4-      Darwinkel, A., B. A. Ten- Hag, and Kuizenga. 1977. Effect of sowing date and seed rate on crop development and grain production of winter wheat. Neth. J. Agric. Sci.     25: 83-94.

 

5-      HGCA. 2000. http:// www. hgca. Com/Research/.

 

6-      Holliday, R. 1960. Plant  population and crop yield. Field crop Abst. 13: 159-167.

 

7-      Power, J. F., and J. Alessi. 1978. Tiller development on yield of standard and semidwarf spring wheat varieties as affected by nitrogen fertilizer. J. Agric. Sci. 90:97-108.

 

8-      Puckeridge, D. W., and C. M. Donald. 1967. Competition among wheat plants sown at a wide range of densities. Aust. J. Agric. Res. 18: 193-211.

 

9-      Salazar, G. M., R. O. Moreno, and G. R. Salazar. 1994. Response of wheat with a low plant population density to nitrogen fertilization. Terra (Mixico), 12 (2): 259-263.

 

 

 

 

 

 

 

 

غلات
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ
تعریف :
غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.
گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.

تاریخچه:
هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است. بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.
همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.

انواع غلات :
گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.
برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.
ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.
جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.
ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.
جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.
چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.

اهمیت امروزی غلات:
در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.
امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد. همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند.
برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود. گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد. ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید.

ارزش غذایی غلات :
غلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.
دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد.
البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود.
امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند.
غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می رود. از انواع غلات آرد شده در تهیه ی نان، پاستا، دسر، پیراشکی، کلوچه و... استفاده می کنند. البته آرد را گاهی از سیب زمینی، شاه بلوط، حبوبات و... هم تهیه می کنند.

آب و هوای مناسب برای رشد غلات
عوامل مختلف آب و هوایی قادرند طرز رشد، میزان عملکرد و همچنین کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین تولید اقتصادی هر نوع غله در هر ناحیه، کاملاً تابع شرایط آب و هوایی می باشد. گندم، جو و چاودار که به دلیل کوچک بودن بوته شان، غلات کوچک نام می گیرند، به بارندگی سالیانه 300 تا 1300 میلیمتر نیاز دارند و به صورت دیم هم کشت می شوند.
برنج به حرارت و بارندگی کافی (یا آبیاری کافی) نیاز دارد. معمولاً برنج در نواحی که سالانه نزدیک به 1000 میلیمتر یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد.
جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است. معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند.
غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند.

ساختمان دانه غلات
دانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.

مراحل رشد غلات
دوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:

جوانه زنی: این مرحله با نفوذ ریشه در پوست دانه و غشای تخمدان آغاز می شود. ریشه ی اولیه چندان پر پشت نیست، اما ریشه های ثانویه که شامل ریشه های نا بجا هم می شود، در مراحل اولیه رشد به وجود خواهند آمد که این ریشه های ثانویه قوی تر بوده و قدرت کافی برای نگه داشتن گیاه در خاک را دارند.
پنجه زنی: پس از آن که اولین برگ های گیاه سطح خاک را شکافت و ساقه اصلی شروع به رشد نمود، مرحله پنجه زنی آغاز می گردد؛ یعنی جوانه های موجود در محل اتصال برگ های پایینی به ساقه، فعال شده و شروع به رشد می کنند.
تشکیل روزت: برگ های گیاه در فاصله ی دو مرحله پنجه زنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند می شوند و مجموعه ای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد می کنند. این مرحله را تشکیل روزت می نامند.
ساقه رفتن: در این مرحله ساقه طویل می شود. در اوایل این مرحله، گل آذین هم تشکیل می شود.
تشکیل گل آذین: در این مرحله گل آذین بوته از داخل غلاف خارج می شود. گل کردن غلات معمولاً زمانی که گل آذین داخل غلاف است یا بلافاصله پس از تشکیل گل آذین صورت می گیرد. گل های گیاهان خانواده گرامینه، به صورت گروهی به وجود می آیند. منظور از گل آذین، آرایش گل یا طرز قرار گرفتن گل روی ساقه است. مجموع چند گلچه که روی محور گل آذین است را سنبلچه می گویند.
میوه: زمانی که میوه می رسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه می چسبد. این گونه میوه ها را گندمه گویند، مثل دانه گندم، ذرت و چاودار. دانه بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی می ماند، مثل برنج و جو.

برداشت محصول
برداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.
وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد. در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند.
ترشک rumex sp (کدمطلب۱۰۰۶)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ

گیاهی پایادارای2پایه ویک ریشه اصلی که برروی ان جوانه هاوساقه های زیرزمینی خزنده تولیدمی شودمعمولادرخاکهای اسیدی وشنی تاشنی لومی باآهک رویش داردکه توسط بذرتکثیروانتشارمی یابد

برگها:اولین برگ به شکل بیضی ودومین برگ لوزی شکل می باشد

ساقه:بارشدافراشته وارتفاع متوسط40cmبدون کرک

گلها:بسیارکوچک به رنگ زرددرآرایش خوشه ای کم گل

دوره رویش:بهارتاتابستان

دوره گلدهی:اواخربهارتاتابستان وتعدادبذردرهرگیاه5000میباشد

مناطق انتشاردرجهان:همه جاجزمناطق گرمسیری

مناطق انتشاردرایران:اطراف تهران-شمال وغرب ایران

ترشک        rumex  sp

آمارنامه کشاورزی

جلد دوم : زراعت و باغبانی پرورش کرم ابریشم ، دام و طیور و آبزیان ، منابع طبیعی ، آبادانی روستاها و ساماندهی عشایر ، ترویج و  آموزش کشاورزی و تعاونی روستائی

سال  1381


 

اهم فعالیتها در زمینه مبارزه با آفات و بیماری های نباتات زراعی در سال 1381

 

جدول شماره (3-4-1)????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????? (( واحد : هکتار ))

 

عملکرد

 

شرح

 

236500

 

مبارزه با کرم ساقه خوار برنج

 

شلتوک

 

190000

 

مبارزه با بیماری ها ( بلاست و غیره )

 

82000

 

مبارزه با سایر آفات

 

561500

 

مبارزه با علفهای هرز

 

5080

 

ضد عفونی بذور ( تن )

 

608000

 

شبکه های مراقبت و پیش آگاهی

 

528500

 

مبارزه زراعی و مکانیکی

 

2268575

 

مبارزه با علفهای هرز

 

گندم

 

70659

 

مبارزه با زنگ

 

16690

 

مبارزه با سایر بیماری ها

 

585858

 

ضد عفونی بذور ( تن )

 

40000

 

مبارزه با آفات

 

250000

 

بازدید و ردیابی مزارع مشکوک به نماتدبرگ و خوشه

 

3500000

 

شبکه های مراقبت و پیش آگاهی

 

80000

 

مبارزه زراعی و مکانیکی

 

57035

 

مبارزه با آفات

 

جو

 

25545

 

مبارزه با بیماری ها

 

197769

 

مبارزه با علفهای هرز

 

50681

 

ضد عفونی بذور ( تن )

 

408000

 

مبارزه با آفات

 

پنبه

 

500

 

مبارزه با بیماری ها

 

80000

 

مبارزه با علفهای هرز

 

2200

 

ضد عفونی بذور ( تن )

 

150000

 

مبارزه زراعی و مکانیکی

 

151000

 

شبکه های مراقبت و پیش آگاهی

 

350000

 

مبارزه با آفات

 

حبوبات

 

65000

 

مبارزه با بیماری ها

 

70000

 

مبارزه با علفهای هرز

 

3700

 

ضد عفونی بذور ( تن )

 

77000

 

مبارزه زراعی و مکانیکی

 

176000

 

شبکه های مراقبت و پیش آگاهی

 

15000

 

مبارزه با آفات

 

کلزا

 

2500

 

مبارزه با بیماری ها

 

42000

 

مبارزه با علفهای هرز

 

50000

 

مبارزه زراعی و مکانیکی

 

60000

 

شبکه های مراقبت و پیش آگاهی

 

-