بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


بهار  96  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



EFFECTS OF COMMERCIAL RHIZOBIUM STRAIN INOCULANTS AND TRIPLE
SUPERPHOSPHATE FERTILIZER ON YIELD OF NEW DRY BEAN LINES IN
CENTRAL KENYA
Abstract
Annual demand for dry beans of 749,000 metric tons in Kenya is far above the annual production of 380,000
metric tons. Bean yield can be increased through the use of improved bean varieties, phosphate fertilizer and
Rhizobium inoculants. Small-scale farmers who are the major dry bean producers rarely apply fertilizers in bean
production; hence the crop is largely dependent on nitrogen fixation for its nitrogen requirement. Inoculation of
seed beans with appropriate Rhizobium strains for enhanced nitrogen fixation provides a more economical and
sustainable alternative to the application of nitrogenous fertilizers. A trial was conducted in 2007 during long
and short rains at KARI-Thika and on farmers’ fields in Kirinyaga and Maragua districts in Central Kenya to
investigate the effect of three commercial Rhizobium strain inoculants and triple superphosphate (TSP) fertilizer
on yield of new dry bean lines. TSP fertilizer consistently increased bean yields during the long and short rain
seasons at the research site (Thika) and on farmers’ fields in Kirinyaga and Maragua districts. Compared to
fertilizer effects on yield, inoculation effects were not as consistent and were of much lower magnitude. Most of
the bean lines had their highest yield where both fertilizer and Rhizobium inoculants were applied. Rhizobium
strain 2667 followed by mixed strain treatments tended to outperform the other inoculation treatments. Four of
the bean lines gave consistently high yields under the same inoculation treatment in different seasons and sites.
Key words: Rhizobium strain, Inoculation, Triple superphosphate fertilizer,
Farmers’ fields, Bean yield

نوع مقاله : انگلیسی  

مرتبط با : زراعت حبوبات - غلات - زراعت گیاهان علوفه ای

عنوان مقاله  :    اثرات ریزوبیوم های تجاری جوانه زا  و کود فسفات سه گانه در کشت لوبیا خشک در کنیای مرکزی 

EFFECTS OF COMMERCIAL RHIZOBIUM STRAIN INOCULANTS AND TRIPLE
SUPERPHOSPHATE FERTILIZER ON YIELD OF NEW DRY BEAN LINES IN
CENTRAL KENYA

مرجع مقاله :   KARI-Thika

سال انتشار:  2008

تعداد صفحات : 10 صفحه

این مقاله هنوز ترجمه نشده -برای سفارش ترجمه به راهنمای پرداخت برید
فواید مصرف سبوس برای بدن
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ

نان قهوه ای  ، نانی است که از آرد دانه های سبوس دار گندم تولید شده و نان سفید، نانی است که از آرد بدون سبوس تولید شده و پوسته ی گندم (سبوس) آن حذف شده است.

بسیاری از پزشکان تا اوایل دهه ی سی قرن بیستم سبوس را یک ماده ی زاید و اضافی که موجب خراش روده ی بزرگ (کولون) می شد ، به حساب می آوردند. اما با پژوهش های جدید دو دهه ی گذشته فواید فراوان نان سبوس دار اثبات شد و سبوس به عنوان یک داروی موثر طبی برای بیمارانی که همیشه از مسئله ی یبوست یا اختلالات روده ی بزرگ رنج می برند، شناخته شد.

این ماده ی موثر حیاتی هم اکنون در داروخانه های ایالات متحده و سراسر اروپا در فروشگاه های مواد غذایی کشورهای پیشرفته به صورت بسته بندی های شکیل عرضه می گردد.

 

کشفیات جدید علمی در خصوص فواید سبوس

هم اکنون پزشکان اتفاق نظر دارند که سبوس مهم ترین راه درمان طبیعی یبوست به شمار می رود . جلوگیری از یبوست نیز از بروز بواسیر ، التهاب دیورتیکول (کیسه ای مدوربه اشکال و اندازه های مختلف است که در جدار داخلی روده ایجاد می شود)، سرطان کولون، شقاق، فیستول، شکاف بافت معده و عفونت های دستگاه گوارش (که غالباً در میان افراد مسن مشاهده می گردد) پیشگیری می کند.

 

 

 توصیه می شود همراه با مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد.

بر اساس پژوهش های مختلف ، سبوس غنی ترین منبع غذایی فیبر و الیاف گیاهی محسوب می شود. این فیبر و الیاف را که بیشتر مواد سلولزی و همی سلولزی می باشد، اکثر مردم می شناسند و می دانند که مصرف آن موجب افزایش حجم مدفوع می گردد. افزایش حجم مدفوع عامل اساسی مبارزه با یبوست و بیماری کولون و پیدایش سرطان کولون می باشد.

البته باید گفت که فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.

سبوس جو و برنج جزء فیبرهای محلول می باشند که اثر زیادی در کاهش کلسترول خون دارند.

 

 

 

سبوس، ملین و مسهل قوی ( ضد یبوست )

یکی از پژوهشگران علوم تغذیه و فیزیولوژی دستگاه گوارش به نام جین کاربر می گوید : "در تنظیم سیستم گوارشی و رفع یبوست هیچ ماده ای با قدرت سبوس برابری نمی کند. سبوس موجب رانش مدفوع در طول لوله های روده ی کوچک و بزرگ شده و در عین حال تاثیر فراوانی بر حرکات موجی شکل روده ها دارد".

علاوه بر آن یبوست باعث جذب سموم مدفوع و ورود آنها به خون شده و خون را کثیف و غلیظ می سازد. پیداست که خون آلوده محیط مناسبی برای تغذیه ی سلول ها و نیز گلبول های سفید و قرمز نبوده و سبب تیرگی رنگ رخسار و رسوب مواد سمی در انتهای مفاصل و درد و التهاب آنها در نواحی کمر و پا می گردد. به ویژه اگر همراه با اوره و اسید اوریک بالا ناشی از مصرف زیاد مواد پروتئینی مانند گوشت های قرمز باشد ، این اثرات تشدید می شود.

یبوست بر سیستم عصبی و روابط و رفتار افراد نیز اثر می گذارد و موجب بروز عصبانیت ، پرخاشگری ، افسردگی ، تنش های روانی، خستگی های مفرط، کوفتگی بدنی، بی حوصلگی، کسالت و سرانجام پیری زودرس در اثر رادیکال های آزاد می گردد.

 

 

 فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.سبوس جو و برنج جزء فیبرهای محلول می باشند که اثر زیادی در کاهش کلسترول خون دارند.

 

توصیه می شود هنگام مصرف سبوس ، از نوشیدن مایعات به ویژه آب ، آب میوه ها و نیز مصرف روغن زیتون  غافل نشوید. این مواد به اثر بخشی سبوس در حفظ سلامتی بدن کمک می کنند.

گروهی از پژوهشگران انگلیسی به سرپرستی "کومانگ" از دانشگاه کمبریج انگلیس، اقدام به مقایسه ی اثر سبوس و اثرات هویج  ، کلم  و سیب  در تنظیم حرکات دودی شکل روده در میان 19 هزار فرد سالم و طبیعی نمودند و به این نتیجه رسیدند که اگر چه سبزیجات و میوه اثرات ملین خوبی در روده های انسان دارند، اما میزان این اثر هرگز به پای تاثیر سبوس بر روده ها نمی رسد.

پژوهشگران دانشگاه کمبریج به این نتیجه رسیدند که مصرف روزانه ی 50 گرم سبوس، وزن مدفوع و سهولت خروج آن از روده ها را دو برابر می کند.

برای دستیابی به چنین اثری باید 5 فنجان هویج یا کلم پخته یا 11عدد سیب خورده شود تا اثر 50 گرم سبوس را در بدن داشته باشد.

در طی پژوهشی دیگر روشن شده که مصرف روزانه 15 گرم سبوس به اضافه ی مصرف انواع غذاهایی مانند دانه های گیاهی، شیر  یا سیب زمینی  منجر به درمان 60 درصد از مبتلایان به یبوست گردیده است.

 

 

 

فیبر و الیاف گیاهی سبوس عامل باز دارنده ی سرطان کولون

پژوهش های جدید نشان می دهد که مصرف سبوس و نان سبوس دار احتمال پیدایش سرطان کولون  و راست روده را کاهش می دهد.

سبوس موجب تخمیر و آزاد سازی ترکیبات ناشی از سوخت و ساز بدن در کولون می گردد و همین پدیده یعنی پیدایش ترکیبات ناشی از فعل و انفعالات متابولیسم، عامل باز دارنده در پیدایش سرطان روده ها و مانع حدوث بیماری های دستگاه گوارش است.

 

آیا زیاده روی در مصرف سبوس مجاز است؟

همان گونه که کاهش یا عدم مصرف سبوس برای عملکرد سیستم گوارشی مناسب نیست، افراط و زیاده روی در مصرف سبوس نیز عارضه به وجود می آورد. بنابراین توجه به نکات زیر ضروری است :

- زیاده روی در مصرف سبوس ممکن است ایجاد اسهال نماید.

- زیاده روی در مصرف سبوس منجر به انسداد روده و التهاب دیورتیکول روده می شود.

- توصیه می شود پس از مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد.

پس رعایت اعتدال و میانه روی در مصرف هر نوع ماده غذایی ( هر چند که مفید باشد ) لازم و ضروری است.

مهمترین آفات و بیماریهای چغندرقند
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ

مهمترین آفات و بیماریهای چغندرقند

 

عمده‌ترین عاملی که برای بالا بردن تولید لازم است به آن توجه گردد حفظ این گیاه از حمله آفات و بیماریها است. این عوامل هر ساله خسارت فراوانی به مزارع چغندرقند وارد نموده و موجب پایین آمدن مقدار محصول در واحد سطح می‌گردند. به خاطر این لازم است بموقع و با دقت کامل با آنها برخورد گردد. مهمترین آفات چغندرقند در ایران عبارتند از:کرم‌ برگخوار چغندرقند(کارادرینا)، شب‌پره زمستانی، مگس چغندر، بید چغندر(پروانه لیتا)، خرطوم کوتاه چغندر(آفت خال‌سیاه)، خرطوم بلند چغندر(سرخورطومی ساقه)، کک چغندر، شته سیاه چغندر، زنجره چغندر، کنه تارعنکبوتی و ملخهای بومی.

 بیماریهای مهم چغندرقند هم عبارتند از:

بیماریهای قارچی(سفیدک سطحی، سفیدک داخلی، زنگ چغندر، لکه گرد چغندر، پوسیدگی قهوه‌ای ریشه ، پوسیدگی بنفش ریشه) بیماریهای ویروسی ( موزائیک‌چغندرقند ، زردی چغندرقند) و بیماریهای باکتریایی(پوسیدگی ریشه و سرطان چغندرقند).

تنک‌کردن و مبارزه با علفهای هرز

تنک‌کردن

در مناطقی که برای تولید چغندرقند از بذر معمولی(چندجوانه‌ای) استفاده میگردد لازم است پس از آنکه نباتات سبز شدند بوته‌های اضافی از خاک خارج شوند تا تراکم بوته‌ها به حد مطلوب برسد تا بوته‌های باقیمانده بتوانند به مقدار لازم از فضای کافی،‌ آب، مواد غذایی و بقیه شرایط استفاده کنند، به رشد ادامه دهند و محصول کافی با کیفیت لازم تولید نمایند. موقعی که بوته‌ها قوی شده و تعداد برگ هر بوته به 2 یا 3 عدد رسید اولین مرحله تنک باید انجام شود. در این مرحله هر چه در تنک کردن تأخیر شود مقدار محصول و درصد قند کمتر شده و ریشه‌ها نمیتوانند به اندازه کافی رشد کنند. برای نیل به نتیجه بهتر باید مزرعه چغندر را در دو مرحله تنک نمود. بطوری که پس از این دو مرحله تعداد بوته‌های باقیمانده در هر هکتار 100000 تا 120000 و حداقل 75000 تا 80000 عدد خواهد بود.

تنک‌کردن اغلب در اکثر مزارع کشور ما به وسیله دست انجام میگیرد اما در کشورهایی اروپایی برای این کار از ماشین‌‌‌‌‌‌‌‌آلات مخصوص آن استفاده میکنند که بوته‌های اضافی را از زمین خارج نموده و فواصل گیاهان باقیمانده را تنظیم میکند.

مبارزه با علفهای هرز

در مناطقی که این گیاه کشت میشود انواع علفهای هرز در طول دوره رشد و نمو رشد میکنند که برای رشد چغندرند بسیار مضر هستند و باعث کم شدن میزان محصول و راندمان آن میشوند. در اوایل دوره رشد چون سرعت رشد علفهای هرز بیشتر از گیاه اصلی است بنابراین خسارت این دوره نیز بیشترین حد خسارت نسبت به سایر مراحل طول دوره رشد را شامل میشود بنابراین لازم است تا زمانی که برگهای چغندرقند بخوبی رشد نکرده‌اند و سطح زمین توسط برگهای این گیاه اشغال نشده(70-60روزبعد از کشت) نسبت به دفع علفهای هرز توجه بیشتری شود. زیرا در صورتی که برای دفع این علفها به دقت و به موقع اقدام نگردد مانع رشد کامل چغندرقند خواهند شد.برای از بین بردن علفهای هرز مزارع چغندرقند دو روش شیمیایی و زراعی وجود دارد و اما برخی از علفهای مهم هرز چغندرقند که در اغلب نقاط کشورمان پراکنده‌اند عبارتند از:

تاج‌خروس(Amaranthus SP.)

 تلخه( Acroptilon repenes L.)

 کاسنی(Cichorium intybus L.)

 گل گندم(Centaurea SP)

 گاو چاق کن(Lactuca SP.)

شیرین‌بیان(Glycyrrhiza glabra L.)

ترشک(Rumex crispus L.)

تاجریزی(Solanum nigrum L.)

 قیاق(Sorghum halepense L.)

 خرفه(Portulaca oleracea L.)

 مرغ(Cynodon dactylon L.)،

 سوروف(Echinochloa crus-galli beav.)

 ازمک(Lepidium draba L.)

 خارشتر(Astragalus SP.)

 گاورس(Setaria viridis L.)

 یولاف(Avena ludoviciana Durieu.)

 سلمک(Chenopodium album L.)

 پیچک(Convolvulusarvensis L.) 

 خارخسک(Tribulus terrestris L.).

یک شرکت اسکاتلندی نوع جدیدی سیب زمینی را به صورت کاملا طبیعی کشت داده است که درونش به رنگ بنفش تیره است.

شرکت اسکاتلندی "آلبرت بارتلت" این نوع جدید سیب زمینی را تولید کرده است. این سیب زمینی حتی زمانی که کاملا پخته شده و به صورت پوره در می آید رنگ بنفش خود را حفظ می کند.

در ابتدا محققان دانشگاه کلورادو در آمریکا این سیب زمینی درون بنفش را توسعه دادند و این شرکت اسکاتلندی تصمیم به تولید انبوه آن گرفت.

امسال تنها 400 تن از این سیب زمینی تولید شده است اما این شرکت قصد دارد سال آینده تولید این محصول را افزایش دهد.

گیلیان کینوچ رئیس بخش توسعه شرکت آلبرت بارتلت در این خصوص توضیح داد: "این سیب زمینی واقعا یک فوق قهرمان است، به طوریکه یک منبع غذایی بسیار کامل و قوی بوده و به خوشمزگی بیشتر گونه های سیب زمینی است. این سیب زمینی در آشپزخانه کارایی بسیار زیادی دارند به طوری که می توان با استفاده از آن غذاهای خوش طعم و زیبایی را از پوره، سیب زمینی سرخ کرده تا چیپس و سیب زمینی برشته تهیه کرد که نه تنها طعم بسیار خوبی دارند بلکه ظاهر بسیار زیبایی هم دارند."

براساس گزارش دیلی میل، علت رنگ بنفش این سیب زمینی سطح بالای ماده "آنتوسیانین" است. آنتوسیانینها در توت سیاه، شاتوت، زغال اخته و بادمجان وجود دارند. گیاهان بنفش رنگی که محتوی این ماده هستند به میزان بسیار زیادی آنتی اکسیدانهای نیرومند دارند.

این سیب زمینی بنفش با قیمت 50/1 پوند برای 25/1 کیلوگرم وارد سوپرمارکتهای اسکاتلند شده است.


سیب زمینی بفنش در حالت معمولی



پوره سیب زمینی بنفش



سیب زمینی سرخ شده بنفش

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ

خصوصیات گیاهی: لوبیا روغنی یا سویا با نام علمی Glycine max L. گیاهی است یکساله از تیره نخود (Leguminosae) که بصورت بوته ای استوار و نسبتاً پر برگ رشد می کند .

گرده افشانی در لوبیا روغنی بصورت خودگشنی است . میزان دگرگشنی به فعالیت حشرات بستگی دارد .

نیامهای رسیده برنگهای زرد ، خاکستری ، قهوه ای یا سیاه دیده می شود .


لوبیا روغنی گیاهی است کوتاه روز که بیش از هر محصول زراعی دیگر نسبت به طول روز حساسیت نشان می دهد .

لوبیا روغنی در گروه گیاهان گرمادوست قرار دارد و از این لحاظ تا حد زیادی مشابه ذرت است . به گرما و نور فراوان نیاز دارد و به سایه اندازی علفهای هرز حساس است .

لوبیا روغنی به خشکی حساس است . بذر در مرحله سبز شدن به زیادی رطوبت نیز حساسیت نشان می دهد .

به شوری خاک حساس است . اسیدیته حدود خنثی تا کمی اسیدی برای آن مناسب می باشد .

ارقام لوبیا روغنی را می توان از لحاظ مورد مصرف در سه گروه علوفه ای روغنی و حبوبات قرار داد.

تناوب زراعی: بطور کلی موقعیت لوبیا روغنی در تناوب زراعی همانند حبوبات است و می توان بعنوان فزاینده باروری خاک در تناوب قرار گیرد .

شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم

یونجه ـ سیب زمینی ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آیش

کود شیمیایی: چنانچه لوبیا روغنی برای اولین بار در مزرعه ای کشت می شود بهتر است بذر آنرا با باکتری تثبیت کننده ازت تیمار نمود .

تولید هر تن دانه لوبیا روغنی موجب خروج 60 تا 70 کیلو ازت ، 15 الی 20 کیلو اکسید فسفر و 20 تا 25 کیلو اکسید پتاسیم از خاک می گردد . لوبیا روغنی توان زیادی در جذب مواد غذایی از خاکهای فقیر دارد و همانند بادام زمینی می تواند در این خاکها رشد خوبی داشته باشد ، بهرحال برای حصول حداکثر عملکرد لازم است که مواد غذایی کافی در خاک قرار داد . مقدار کود مورد نیاز لوبیا روغنی می تواند صفر تا 120 کیلو در هکتار ازت و 45 تا 90 کیلو اکسید فسفر باشد .

در این شرایط ممکن است تا حدود 50 کیلو در هکتار اکسید پتاسیم نیاز باشد .

تاریخ کاشت:
حداقل حرارت خاک برای جوانه زدن و سبز شدن لوبیا روغنی حدود 15 درجه سانتیگراد و حرارت مطلوب آن حدود 30 درجه سانتیگراد است .

آبیاری: معمولاً اولین آبیاری را بلافاصله پس از کاشت انجام و خاک را تا عمق حدود یک متر خیس می کنند . دومین آبیاری بفاصله کمی بعد از آبیاری اولی و بسیار سبک انجام می شود تا سبز شدن تسهیل گردد .

کنترل علفهای هرز: توان لوبیا روغنی در مقابله با علفهای هرز ، بخصوص در شرایط افزایش فاصله ردیفهای کاشت بسیار کم است .

لوبیا روغنی به بسیاری از علف کشها حساس است .

علف کشهای قبل از کاشت مانند تریفلورالین ، اپتام و لاسو و علف کشهای قبل از سبز شدن مانند داکتال را می توان برای کنترل علفهای هرز لوبیا روغنی مورد استفاده قرار داد .

آفات و امراض: از آفات اختصاصی لوبیا روغنی می توان پروانه دانه خوار Etillo zinkenella را نام برد که به سایر حبوبات نیز خسارت می زند . کنترل این آفت با شخم پائیزه ، یخ آب زمستانه و تناوب زراعی بصورت عدم کاشت کلیه حبوبات برای 2 تا 3 سال در ناحیه امکان پذیر است . کنترل شیمیایی با مشاهده مداوم مزرعه از اوایل رشدو انجام سمپاشی با ظهور پروانه ها و مشاهده اولین آثار خسارت امکان دارد . استفاده از سموم گوزاتیون و دیپرتکس و تکرار سم پاشی پس از 7 الی 10 روز از نوبت اول توصیه شده است .

بیماریهای سفیدک داخلی لوبیا روغنی ، بیماری لکه ارغوانی لوبیا روغنی و موزائیک لوبیا روغنی بطور پراکنده و با خصارت غیر اقتصادی در مزارع لوبیا روغنی ایران مشاهده شده اند .

ظاهراً عامل بیماری بوته میری لوبیا روغنی در ایران قارچی است بنام Rhizoctonia solani فآفت

که ساپروفیت اختیاری است . مبارزه با این قارچ با انتخاب ارقام مقاوم ، زهکشی زمین و ضد عفونی بذر بوسیله قارچ کشهای سیستمیک مانند تیابندازول و بنومیل می باشد .

برداشت: معمولاً برداشت لوبیا روغنی هنگامی انجام می شود که نیامها زرد و خشک شده اند

موارد استفاده: دانه خشک لوبیا روغنی 14 تا 20 درصد روغن و 30 الی 40 درصد پروتئین داد . ارقام روغنی دارای پروتئین کمتر و روغن بیشتری هستند .

کنجاله لوبیا روغنی را برای تغذیه دام مصرف می نمایند . اما مصرف کنجاله لوبیا روغنی در کشورهای صنعتی برای تهیه گوشت گیاهی با گوشت لوبیا روغنی در کشورهای صنعتی برای تهیه گوشت گیاهی یا گوشت لوبیا روغنی معمول است

مقدمه

گندم از اولین گیاهانی است که به وسیله انسان زراعت شده است و مهم ترین گیاه زراعتی بشمار می رود. زیرا زراعت آن در مناطق مختلف و شرایط آب و هوایی متفاوت صورت گرفته و غذای اصلی اغلب مردم جهان را تشکیل می دهد. در ایران نیز تولید و سطح زیر کشت این گیاه از اهمیت ویژه ای برخودار است. عواملی نظیر هزینه های پایین ، در آمد نسبتاً زیاد ، استفاده از کاه آن جهت تغذیه دام و ... باعث شده است که این محصول روز به روز بیشتر مورد توجه کشاورزان قرار گیرد . بنابراین توجه ویژه ای به تغذیه مناسب این گیاه جهت افزایش کمی و کیفی این محصول و در نتیجه افزایش در آمد کشاورزان می شود. از طرف دیگر برای جلوگیری از مصرف بیش از حد کود های شیمیایی به خصوص کودهای فسفاته و تاثیرات مخرب آنها ، توجه پژوهشگران به سوی استفاده از کودهای زیستی جلب شده است. کود زیستی فسفاته بارور – 2 نیز از جمله این محصولات است.

تغذیه گندم
نیتروژن ، فسفر و پتاسیم از عناصر پر مصرف برای گیاه گندم می باشند که بایستی برای رشد کافی در اختیار گیاه قرار گیرند . در زراعت های آبی ، کودهای فسفاته ، پتاسه و یک سوم تا یک دوم کودهای ازته قبل از کاشت به زمین داده می شود. بقیه کود ازته به عنوان سرک تا قبل از ساقه رفتن گندم، به مزرعه داده می شود. در زراعت دیم در برخی نقاط نیمی از کود ازته را قبل از کاشت می دهند، برخی تمام آن را بعد از سبز شدن به عنوان سرک می دهند.
عنصر فسفر و اهمیت آن در تغذیه گیاه گندم
پس از نیتروژن ، عنصر فسفر یکی از عناصر پر مصرف برای گیاه به شمار می رود. این عنصر در تمام فرآیندهای بیوشیمیایی ، سازوکارهای انتقال انرژی و انتقال پیام ها دخالت می نماید. این عنصر از اجزای مهم تشکیل دهنده RNA ،DNA ، فسفوپروتئین ها، فسفولیپیدها ، کوآنزیم های DNA و PNAD و مولکول های حامل انرژی ADP ( آدنوزین دی فسفات ) و ATP ( آدنوزین تری فسفات ) به شمار می رود.
با وجودی که فسفر خاک های مختلف از 400 تا 1000 میلی گرم در کیلوگرم (ppm) گزارش شده است ( Rodriguez , 1999 ) ، ولی گیاهان می توانند این عنصر را فقط به صورت آنیون های یک ظرفیتی H_2 〖PO4〗^(-1) یا دو ظرفیتی 〖HPO4〗^(-2) جذب نمایند که در اغلب موارد مقدار آنها در خاک بسیار پایین است. از نظر زراعی ، فسفر نقشی اساسی در توسعه ریشه ، رشد رویشی ، گلدهی ، میوه دهی ،رسیدن محصول و افزایش کیفیت گیاه دارد.
جذب فسفر همچنین اثر متقابل بر جذب و انتقال عناصر کم مصرف همچون روی و آهن دارد.فسفر دارای اثرات مثبتی بر رشد ریشه ها ، پنجه زنی ، مقاومت گیاه به سرمای زمستان ، خوابیدگی و زودرسی می باشد. فسفر همچنین باعث افزایش جذب نیتروژن و بالا رفتن مقاومت گندم نسبت به بیماری های شده و کنترل کننده تاثیر منفی نیتروژن اضافی است. مقادیر بیش از حد فسفر باعث افزایش هیدروکربن ها ( نشاسته ) و کاهش میزان پروتئین در دانه می گردد. مصرف صحیح و به اندازه کودهای فسفره در خاک و در نتیجه تامین میزان مورد نیاز گیاه ، کاهش حساسیت غلات به درجه حرارت و محافظت از آن در برابر اثرات نامطلوب حرارت های پایین تر یا بالاتر از حد مناسب برای رشد و نمو را در پی دارد.

علایم کمبود فسفر در گیاه گندم
تیره شدن رنگ اندام های هوایی، کاهش سرعت رشد، کلروز تدریجی برگ ها که از قسمت نوک برگ شروع گشته و منتشر می گردد، از علایم کمبود فسفر در گندم به شمار می رود. در کمبود شدید فسفر ، برگ ها ساقه ها و به خصوص اطراف رگبرگ ها ارغوانی شده و سرانجام به رنگ بنفش در می آید . در این حالت اندازه سنبله ها کوچکتر از حد معمول خواهد شد.
تثبیت فسفر در خاک
فسفر به صورت ترکیبات آلی و معدنی در خاک وجود دارد. قسمت آلی از بقایای گیاهی ، جانوری و میکروبی تشکیل می گردد که شامل فسفولیپیدها ، اسید نوکلئیک و ترکیباتی مانند اسید فیتیک می باشد ومقدار آن به شدت وابسته به تجزیه میکروبی و معدنی شدن مواد آلی است. قسمت معدنی بیشتر شامل ترکیبات کلسیم ، آهن و آلومینیم می باشند که به اشکال مختلفی در طبیعت وجود دارند.
یون فسفات بسته به درجه قلیایی بودن خاک به اشکال مختلف در خاک یافت می شود که برخی از این اشکال به ترتیب کاهش حلالیت عبارتند از : ترکیبات مونو ، دی و تری کلسیم فسفات و انواع آپاتیت . گاهی فسفر در اشکال سیلیکات های آهن و آلومینیم ( مثل کائولینایت ) نیز یافت می شود. در خاک های نواحی نیمه خشک ، کربنات کلسیم به مقدار فراوان یافت می شود. در این خاک ها ، فسفات جذب سطوح کربنات کلسیم می گردد.
در خاک های اسیدی مقادیر بالایی از آهن ، آلومینیوم و منگنز به شکل محلول وجود دارند که با یون فسفات ترکیب شده و آن را به شکل غیر محلول در می آورند. لازم به ذکر است که اکسید هیدروژن غیر محلول آهن، آلومینیوم و منگنز نیز با آنیون یک ظرفیتی ترکیب شده وتبدیل به شکل غیر محلول می گردد. یکی از عوامل مهم که بر تثبیت فسفر تاثیر می گذارد، بافت خاک است. به طور مثال ، تثبیت فسفر در خاک های رسی نسبت به خاک های شنی بیشتر است. اندازه ذرات کودهای شیمیایی نیز در تثبیت فسفر تاثیر دارد، به عبارت دیگر ، هر چه اندازه ذرات کود بزرگتر باشد، میزان تثبیت فسفر موجود در آن بیشتر خواهد بود. علاوه بر این ، ظرفیت تثبیت فسفر در خاک های مختلف با توجه به خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، زیستی ، اقلیم و مدیریت زراعی متغیر است. به طور کلی ، بیش از 80 درصد کود مصرفی جذب گیاه نمی شود که یا در خاک تثبیت می شود و یا به آب های راکد و جاری نفوذ می نماید و باعث آلودگی محیط زیست می گردد.
قابلیت در دسترس بودن فسفر بستگی به عوامل زیادی چون PH ، تهویه خاک ، رطوبت ، دما، میزان مواد آلی ، مقدار آهن ، آلومینیم و منگنز محلول و غیر محلول ، نوع ماده حاوی این عنصر ، فعالیت ریزسازواره ها و روش های زراعی دارد.

خسارات ناشی از مصرف کودهای شیمیایی فسفاته
ترکیبات فسفره بر خلاف ترکیبات نیتروژنی تقریبا نامحلول هستند و بنابراین انتشار آنها در خاک بسیار کند است. به همین دلیل استفاده بی رویه کشاورزان از کودهای فسفاته در دهه های گذشته موجب تجمع ترکیبات آن در خاک شده است. در اغلب اراضی زراعی ، تجمع فسفر موجب بروز مشکلاتی در جذب عناصر کم مصرف می شود.علاوه برآن ، شستشوی فسفر به آب های زیرزمینی و راکد موجب خسارات جبران ناپذیر اکوسیستمی می شود به طوری که آلودگی فسفر و فلزات سنگین همراه آن ( مانند کادمیم ، اورانیوم و بور ) به عنوان یک خطر زیست محیطی در دهه های اخیر به شدت موجب جلب توجه بوم شناسان جهان شده است.

معرفی کودهای زیستی
کودهای زیستی، حاوی ریزسازواره های مفید در تغذیه گیاه می باشند که می توانند مشتمل بر گروه های مختلف از قبیل باکتری ها، قارچ ها، اکتینومیست ها و مانند آن باشند. امروزه استفاده از این کودها در جهت گام برداشتن به سوی کشاورزی پایدار و استفاده از اثرات مفید آنها رو به افزایش است.

کودهای زیستی فسفاته
در طبیعت گروهی از ریزسازواره های حل کننده فسفات وجود دارند که با رهاسازی تدریجی یون فسفات، نیاز به کودهای فسفاته شیمیایی را کاسته و کارایی آنها را بالا می برند. این ریزسازواره با استقرار در منطقه ریزوسفر، از ترشحات ریشه استفاده نموده و با تغییر PH و یا ترشح آنزیم ها، شرایط را برای تبدیل فسفر نامحلول به شکل قابل استفاده گیاه فراهم می سازند. یکی از سازوکارهای تبدیل فسفات به شکل معدنی و محلول ، ترشح اسیدهای آلی مانند اسیدهای استیک ، پروپیونیک ، لاکتیک ، گلیکولیک ، فوماریک و سوکسینیک است. نقش این اسیدها ، کاهش PH به صورت موضعی است را در پی دارد. سازوکار دیگر ، ترشح آنزیم های فسفاتاز توسط میکروارگانیسم ها و تجزیه ترکیبات فسفاته آلی و حتی معدنی است.

کود زیستی فسفاته بارور – 2
کود زیستی فسفاته بارور – 2 حاصل پژوهش 8 ساله گروهی متشکل از 24 نفر پژوهشگر در جهاد دانشگاهی واحد تهران می باشد. از آنجایی که اقلیم های مختلف ممکن است اثرات مختلفی بر رشد و فعالیت باکتری های حل کننده فسفات داشته باشد، تلاش هایی برای جداسازی سویه های بومی که با شرایط دلخواه زیست محیطی سازگار هستند، انجام شد که نتیجه آن معرفی کود زیستی بارور – 2 بود. این کود، حاوی دو نوع باکتری حل کننده فسفات از گونه های باسیلوس لنتوس ( سویهP5 ) و سودوموناس پوتیدا ( سویهP13 ) می باشد که به ترتیب با استفاده از دو سازوکار ترشح اسیدهای آلی و اسید فسفاتاز باعث تجزیه ترکیبات فسفره نامحلول و در نتیجه قابل جذب شدن آن برای گیاه می گردند. طی پژوهش های پنج ساله، ابتدا جدا سازی باکتری های حل کننده فسفر از خاک های مناطق مختلف کشور انجام شد. سپس این باکتری های تحت آزمایش های متعددی مانند بررسی مقاومت به تنش های محیطی ( دما، شوری ،PH های مختلف ) و رقابت با ریزسازواره های دیگر قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که این باکتری ها قادرند دامنه وسیعی از PH بین 5 تا 11 ، دمای بالا تا 42 درجه سانتی گراد و شوری تا 5/3 درصد را به خوبی تحمل نمایند. وجود چنین مشخصه هایی باعث شده است که بتوان این کود زیستی را در طیف گسترده ای از خاک های ایران و برای محصولات گوناگون به کار برد.

مزایای بارور – 2
1 – سازگاری با اقلیم کشور ایران :
جداسازی سویه های باکتر از خاک های ایران و آزمایش متعدد انجام شده بر روی آنها نشان می دهد که بارور – 2 با شرایط محیطی بومی مزارع کشور سازگار است.
2 - توانایی حل کنندگی فسفات بالا :
در فرمولاسیون این کود سویه هایی از باکتری های ترشح کننده اسید و باکتر های ترشح کننده آنزیم های فسفاتاز استفاده شده است.روش های غربالگری برای جداسازی اولیه و آزمایش های مقایسه ای متعدد نشان می دهد که سویه های باکتری به کار رفته بیشترین قدرت حل کنندگی فسفات از ترکیبات معدنی و آلی فسفره را دارند.
3 – کلنی شدن با ریزوسفر گیاه
آزمایش ها نشان می دهند باکتری های موجود در کود زیستی بارور – 2 همیار ریشه گیاهان بوده و در زمین های زراعی به خوبی با سایر باکتری ها به ویژه باکتری های مضر رقابت می کند.
4 – افزایش عملکرد:
آزمایش های آماری صورت گرفته در سال های مختلف بر روی محصولات زراعی مختلف، افزایش عملکرد 10 تا 54 درصد را نشان می دهد. به طور خاص ، میانگین افزایش عملکرد گندم آبی 12/91 درصد و گندم دیم 7/9 درصد بوده است . به طوری که میانگین برداشت با استفاده از کود شیمیایی فسفاته در گندم آبی 4423 کیلوگرم در هکتار و در گندم دیم 9/1343 کیلوگرم بوده است. در حالی که میانگین برداشت با استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2 در گندم آبی 4826 کیلوگرم در هکتار و در گندم دیم 5/1474 کیلوگرم در هکتار بوده است .

( جدول 1 و 2 )
جدول شماره یک
http://elistiyen.googlepages.com/jadval1.jpg
جدول شماره دو
http://elistiyen.googlepages.com/jadval2.jpg


مطالعات در بیش از 800 مزرعه نمونه نشان می دهد مصرف کود زیستی بارور – 2 باعث افزایش سود به طور میانگین 826150 ریال در هکتار در گندم آبی و 267730 ریال در هکتار در گندم دیم نسبت به مصرف کود شیمیایی فسفاته می شود. مشاهدات کشاورزان نشان می دهد ریشه توسعه بیشتری دارد و تعداد پنجه ها نیز بیشتر می شود. علاوه بر آن ، گندم حاصل از نظر بهداشتی سالم تر بوده و تشویق کشاورزان به مصرف کود زیستی بارور – 2 باعث حفظ محیط زیست از طریق کاهش تجمع فسفات و عناصر سنگین همراه کودهای شیمیایی ( مانند کادمیم ، اورانیوم و بور ) می گردد.

5 – کاهش مصرف کود شیمیایی فسفاته :
با مصرف کود زیستی فسفاته بارور – 2، استفاده از 20 تا 50 درصد مقدار توصیه شده می رشد.
6- کاهش بیماری ها
در منابع متعددی اثر باکتری سودوموناس پوتیدا در کاهش بیماری های باکتریایی و قارچی خاک زی ذکر شده است. در عمل ، مشاهدات تیم پژوهشی و همچنین کشاورزان حاکی از کاهش قابل توجه این بیماری ها در اثر استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2 بوده است.
7- سازگاری با سایر کودها و سموم :
آزمایش ها نشان می دهد تاثیر متقابلی بین این کود و سایر کودها و سموم در بازار فعلی وجود ندارد. به هر حال ، برای اجتناب از آثار سوء ناشی از فشار اسمزی بر باکتری های موجود در این کود، توصیه می شود از مخلوط کردن آن به ویژه با سموم تا حد امکان پرهیز شود.
8 – حفظ خصوصیات ژنتیکی :
روش به کار گرفته شده برای تولید این کودها ، پایداری ژنتیکی باکتری های مفید موجود درآن را تضمین می کند.
9 – پایداری در هنگام انبارداری :
برای سهولت توزیع و دسترسی مصرف کننده ، فرمولاسیون کود زیستی بارور – 2 به نحوی است که حداقل شش ماه پایداری آن تضمین می گردد فرمولاسیون های جدیدتر در حال تحقیق می باشند.
10 - روش مصرف آسان :
از نظر ماهیت ، کود های زیستی متفاوت از کودهای شیمیایی هستند و نیاز به ادوین روش مصرف خاص برای آنها احساس می شود. کود زیستی بارور – 2 به صورت پودر مرطوب در شرایط استریل بسته بندی شده است. بهترین روش های مصرف که از جمع بندی نتایج آزمایش های متعدد به دست آمده اند، در قسمت بعد آورده شده اند. به کار بردن صحیح این روش ها از جمله کاهش مصرف کود شیمیایی فسفاته به میزان حداقل 520 درصد موکداً توصیه می شود .
11 - حمل و نقل آسان :
تولید کود زیستی بارور – 2 در بسته های صد گرمی باعث شده است تا هزینه های حمل و نقل و انبارداری به مراتب کاهش پیدا کند.

نحوه استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2
با توجه به امکانات موجود ، سطح زیر کشت و نحوه کشت در هر منطقه ، روش های زیر برای استفاده از این کود در زراعت گندم و جو توصیه می گردد. لازم به ذکر است که روش ها به ترتیب اولویت استفاده و اثر بخشی ذکر شده اند.

روش اول
بذر های گندم مورد نیاز برای یک هکتار را با مقدار کمی آب مرطوب ساخته و با محتوای یک بسته 100 گرمی کود زیستی بارور – 2 به خوبی مخلوط نمایید. در صورتی که کشت بذر مرطوب به آسانی امکان پذیر نباشد، اجازه دهید بذرها در سایه به حد کافی خشک شوند. سپس بذرها را به صورت دستی یا به وسیله بذر کار کاشته و در اسرع وقت آبیاری را آغاز کنید

روش دوم
یک دستگاه سم پاشی دستی را به خوبی بشویید . سپس هر بسته 100 گرمی کود بارور – 2 را با حدود 5 لیتر آب به خوبی حل کنید. محلول حاصل را با پارچه ای صاف نموده و داخل سم پاش بریزید. بذرهای مورد نیاز را روی پلاستیک پهن کنید و محلول مزبور را روی آن بپاشید . با وسیله ای مانند بیل بذرها را زیرو رو کنید تا به خوبی به کود بارور – 2 آغشته شود. در صورت نیاز ، همانند روش اول بذرها را خشک کنید و پس از کشت آنها، در اسرع وقت اولین آبیاری را انجام دهید .

روش سوم
هنگام اولین آبیاری پس از فصل سرما یا یک ماه پس از کشت بهاره ، کود زیستی بارور – 2 را در یک بشکه آب حل کنید و آن را در مسیر آبیاری قرار دهید. هنگامی که آب به انتهای زمین رسید ( اواسط آبیاری ) ، شیر بشکه یا منفذ آن را باز کنید تا محلول حاوی بارور – 2 به تدریج وارد آب شده و به همه کرت ها و ردیف ها برسد.

لازم به ذکر است که تجربیات قبلی نشان می دهند مصرف بارور – 2 به روش 1 و 2 محصول بیشتری را به همراه خواهد داشت . اما اگر در اولین آبیاری پس از زمستان یک بار دیگر به روش سرک ( روش 3 ) کود زیستی بارور – 2 مصرف شود. افزایش محصول باز هم بیشتر می شود
چنانچه از روش 3 استفاده کرده اید ، بهتر است یک بار در اولین آبیاری کود زیستی فسفاته بارور – 2 را استفاده کنید و 40 تا 50 روز بعد این کار را دوباره تکرار کنید.

دستورات عمومی1 – همان طور که در دستور العمل روی بسته های کود زیستی بارور – 2 آمده است، این کود در حضور مقادیر معینی از کود شیمیایی فسفاته باعث افزایش عملکرد محصول می گردد. همچنین ، کاربرد مقادیر زیادتر و یا عدم استفاده از فسفر باعث کاهش اثر بخشی بارور – 2 می شود. برای سهولت امر ، جدول زیر پیشنهاد می شود.

جدول مصرف کود شیمیائی و فسفاته بارور - 2 http://elistiyen.googlepages.com/jadavalkod.jpg


2 – کود زیستی فسفاته بارور – 2 حاوی باکتری هایی است که با ترشح اسیدهای آلی و آنزیم فسفاتاز باعث رها سازی فسفات از ترکیبات معدنی آلی آن می شوند، بنابراین لازم است :

الف . بسته های کود در دمای 4 تا 30 درجه نگهداری شود.
ب . حتی الامکان از تابش مستقیم آفتاب و یا انجماد این کود بپرهیزید.
3 – کود زیستی فسفاته بارور – 2 در شرایط استریل بسته بندی شده است ، بنابراین سعی کنید تمام محتوی هر بسته را ظرف یک روز مصرف کنید.
4 – بجز کود شیمیایی فسفاته ، سایر کودهای شیمیایی و سموم طبق معمول استفاده شود.

منابع :
- آستارایی ، علی رضا و عوض کوچکی ( ترجمه ) سوبارائو. ان . اس . (1375) . کاربرد کودهای بیولوژیکی در کشاورزی پایدار. جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد . مشهد .ایران
- محمد بای بوردی ، محمد جعفر ملکوتی ، هرمز امیر مکری و مهدی نفیسی. ( 1379 ) تولید و مصرف بهینه کود شیمیایی در راستای اهداف کشاورزی پایدار . نشر آموزش کشاورزی.
- کوچکی ، عوض ( 1373 ) زراعت در مناطق خشک . غلات ، حبوبات گیاهان صنعتی و گیاهان علوفه ای . جهاد دانشگاهی مشهد . تهران . ایران .
- ملبوبی ، محمد علی ( 1383 ) نشریه فنی شماره 1 . زراعت گندم .جو با استفاده از کو د زیستی فسفاته بارور – 2 . زیست فناور سبز . انتشارات استاد ملبوبی . تهران . ایران .
- ملکوتی ، محمد جعفر و مهدی نفیسی (ترجمه ) ( 1373 ) مصرف کود در اراضی زراعی دیم و فاریاب . انتشارات دانشگاه تربیت مدرس . تهران . ایران.
- ملکوتی ، محمد جعفر و مهدی همایی . ( 1377 ) . حاصلخیزی خاکهای مناطق خشک ( مشکلات و راه حل ها ) انتشارات دانشگاه تربیت مدرس . تهران . ایران.
- محمد جعفر ملکوتی ، غیبی ( 1379 ) – تعیین حدود بحرانی عناصر برای گیاهان زراعی . نشریه سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی.
- زراعت گندم آبی و دیم با استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2 – بروشور زیست فناور سبز

سیب زمینی با نام علمی Solanum tuberosum l
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ
سیب زمینی با نام علمی Solanum tuberosum l. گیاهی است یکساله از تیره گوجه فرنگی (Solanaceae) که برای استفاده از غده زیر زمینی آن کشت می گردد.

گلهای سفید قرمز یا ارغوانی سیب زمینی با دمگلهای بلند بطور متراکمی در انتهای ساقه و با گل آذین گرزن دیده می شود.طول دوره رشد آن 3 الی 6 ماه است.ارتفاع بوته علفی ولی ایستاده سیب زمینی به 60 تا 150 سانتی متر میرسد.مشخصه سیب زمینی وجود ساقه های خزنده زیر زمینی به طول 5 تا 45 سانتیمتر است که از گره های پایینی و زیر خاک ساقه های هوایی منشاء می گیرد.این ساقه های خزنده زیر زمینی دارای برگهای کوچک فلسی شکل است و چنانچه در معرض نور قرار گیرد به ساقه های هوایی تبدیل می شود.راس هر ساقه خزنده زیر زمینی متورم گشته و به غده سیب زمینی تبدیل میگردد.

از بذر سیب زمینی در زراعت استفاده نمی شود بلکه از غده سیب زمینی برای تکثیر استفاده بعمل می آید.

بوته ای که از غده سیب زمینی بوجود می آید دارای ریشه ای افشان و نابجا است که ممکن است تا عمق بیش از یک متر در خاک نفوذ کند.

هورمون لازم برای تحریک و شروع غده بندی در برگها و تحت تاثیر روز های کوتاه تولید می شود.سیب زمینی از نظر گلدهی بلند روز و از نظر غده بندی کوتاه روز است.دیمکاری آن چندان موفقیت آمیز نخواهد بود.سیب زمینی به خشکی و شوری خاک حساس است.

از بیماریهای مهم سیب زمینی در ایران میتوان به بیماری مرگ ریشه-پوسیدگی خشک-بوته میری-سفیدک داخلی و ویروسی سیب زمینی اشاره نمود.
مهمترین راه مبارزه با بیماری های ویروسی استفاده از غدد عاری از ویروس جهت کاشت و کنترل حشرات ناقل ویروس مانند شته سبز هلو میباشد.



از نظر حصول حداکثر حداکثر عملکرد بهتر است هنگامی برداشت شود که 25 الی 50 در صد برگ ها زرد باشد.



یک غده کامل سیب زمینی بطور میانگین دارای 79 درصد آب -1درصد املاح-2 در صد پروتیین-0/1 درصد چربی- 0/6 درصد فیبر و حدود 17 درصد کربوهیدرات است.
ارزن مرواریدی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ

● مقدمه
ارزن مرواریدی با نام علمی pennisetum glaucum یک غله روز کوتاه است که به عنوان گیاه تابستانه برای مصرف علوفه ای و دانه ای از دیر باز در بسیاری از کشورهای گرمسیر جهان کشت می شده است. پیشرفت های تازه در دورگه گیری از این گیاه واریته های جدید و سودمندی را تهیه کرده است که برای کشت در مناطق خشک مناسب است.
این گونه از ارزن می تواند دوره های مکرر و طولانی خشکی را به خوبی پشت سر بگذارد و تولید محصول کند. تحمل این گیاه آنقدر بالا است که حتی در مناطقی که بارندگی آن برای کشت سورگوم نامساعد است ، می توان این گیاه را کشت کرد. ارزن مرواریدی نسبت به سایر غلات این قابلیت را دارد که به زمین های شنی و اسیدی مقاومت کند.
ریشه این گیاه آنچنان عمیق است که می تواند آب ، نیتروژن ، فسفر و پتاسیم آبشویی شده در خاک های عمقی را جذب و استفاده کند و نسبت به سایر غلات تابستانه به سطوح کمتر کودی نیازمند است.
این خصوصیات ارزن مرواریدی آنرا برای کشت و تولید محصول در مناطق خشک و نیمه خشک که معمولا خاک فقیر تری از سایر خاک ها دارند مناسب ساخته است. تحقیقات نشان داده است مه در صورتی که مدیریت زراعی مناسب بر این گیاه اعمال شود می تواند محصول قابل توجهی تولید کند. این گیاه را در دنیا به جز به صورت تک کشتی، بیشتر به صورت مخلوط و همچنین به صورت کشت ثانویه بعد از غلات زمستانه کشت می کنند.
دانه آن به مصرف ماکیان رسیده و همچنین رژیم غذایی مناسبی برای گاو و خوک فراهم می کند. این گیاه برای تک معده ای ها و نشخوار کنندگان عوارضی بدنبال نداشته و می تواند جهت افزایش وزن در رژیم غذایی آنها گنجانده شود. در بسیاری از کشور های فقیر این گیاه جهت مصرف انسان نیز کشت می گردد پروتئین دانه ارزن مرواریدی بیش از سایر غلات دانه ای گزارش شده است .میزان پروتئین خام در آن ۱۲ تا ۱۴ درصد محاسبه شده است . همچنین محتوی ویتامین A در این گیاه بیش از ذرت و سایر غلات گرمسیری می باشد.
در صورتی که انرژی قابل سوخت و ساز آن محاسبه شود مشاهده می شود که آن عدد مشابه ذرت است که این آمار نشان از ارزش غذایی بالای این گیاه دارد.

● نیاز های رشد
بذر گیاه ارزن مرواریدی در ۱۵ تا ۴۰ درجه سانتیگراد به خوبی جوانه می زند و در صورت مساعد بودن شرایط طی دو تا چهار روز سبز می کند. رشد آن در ۴ هفته اول کند است و پس از آن وارد فاز سریع ساقه دهی و گلدهی می شود. در مناطقی که رطوبت لازم در دسترس باشد بدون اعمال آبیاری و کود هم محصول می دهد.
گلدهی این گیاه حدود ۴۰ تا ۵۰ روز پس از سبز شدن آغاز شده و ۳۰ الی ۴۰ روز پس از گلدهی به رسیدگی فیزیولوژیکی می رسد. همچنین دوره رشد با دیر کشت تا حدی تسریع می شود.

● خاک مورد نیاز
ارزن مرواریدی در طیف وسیعی از خاک ها رشد می کند. این طیف می تواند از رسی لومی تا خاکهای شنی عمیق تغییر یابد. همچنین pH مناسب جهت رشد گیاه از کمی قلیایی(۵/۷) تا اسیدی (۵/۵) قابل تغییر است.
با این حال عملکرد و کیفیت دانه در خاکهای عمیق و حاصلخیز بهبود می یابد.
در صورتی که خاکورزی مناسب و عمیق در زمین زراعی انجام شود عملکرد تا حد مطلوبی بالا می رود. این گیاه در خاک هایی که در فصول باران خیز سال با اب گرفتگی و غرقاب مواجه هستند با مشکل مواجه می شود. قرار گرفتی در چنین شرایطی منجر به نقص سیستم ریشه ای ، کاهش عملکرد دانه و محتوی پروتئین آن میگردد.
به نظر می رسد گیاه ارزن مرواریدی نسبت به افزایش آبیاری پاسخ مطلوبی نمی دهد و تنها هنگام آغاز گلدهی تا مرحله خمیری شدن دانه به کمبود رطوبت خاک حساس باشد.

● مراحل رشد
سه مرحله عمده رشدی برای این گیاه در نظر گرفته می شود:
۱) مرحله رشدی اول که شامل جوانه زنی تا تمایز اندام های زایشی می شود GS۱:
۲) دومین مرحله شامل ابتدای تمایز تا ابتدای گلدهی می شودGS۲:
۳) این مرحله ار ابتدای گلدهی تا آخر بلوغ فیزیولوژیکی را شامل می شودGS۳:

● دما
صفر فیزیولوژیکی این گونه ارزن ۱۲ درجه سانتیگراد و بهترین دما برای آن ۳۰ تا ۳۵ درجه می باشد. حد اکثر دمایی که در آن گیاه قادر به زندگی کردن است ۴۵ درجه سانتیگراد است.
دمای اپتیمم برای GS۱ ، ۲۰ درجه ؛ برای GS۲، ۳۰ درجه و برای GS۳، ۲۵ درجه سانتیگراد اندازه گیری شده است.

● نور
با توجه به اینکه این گیاه از سیستم فتوسنتزی C۴ برخوردار است میزان نور فراوانی جهت سپری کردن مراحل فنولوژیکی خود نیازمند است . پس کشت این گیاه در مناطق ابری و در فصول ابری و سرد ، رشد گیاه را با مشکل مواجه می کند.
ارزن مرواریدی گیاهی است روز کوتاه . کولتیوار های غیر حساس به طول روز معمولا دیر رس هستند و کولتیوار های زود رس به فتوپریود حساسیت نشان می دهند.

● باد
به غیر از نور و دما ، عامل دیگری نیز وجود دارد که می تواند در رشد بهتر گیاه موثر باشد. این عامل باد است. باد موجب جابجایی هوای سطح مزرعه و رسیدن CO۲ بیشتر به کنوپی می شود. همچنین باد باعث می شود جابجایی حاصله موجب رسیدن نور به پایین کنوپی می شود و نیز در گرده افشانی گیاه عامل موثری به شمار می رود و موجب بهبود عملکرد دانه ای می شود.

● کاشت
در کشت زود هنگام ارزن مرواریدی وقتی که دمای سطح خاک (۵ سانتیمتری) کمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد باشد این موضوع می تواند به گیاهچه های این گیاه خسارت وارد کرده و یا از جوانه زنی آنها جلوگیری کند.
در شرایط عمومی امریکا می توان تاریخ کشتی ما بین اول ماه می تا اواسط ماه جولای را برای کشت این گیاه پیشنهاد کرد.
در مناطق گرمسیر که از تابستان بلندی بهرمند هستند، می توان کشت را تا اول آگوست هم به تاخیر انداخت ولی کشت در اواخر ماه می را بهترین تاریخ کشت این گیاه ذکر کرده اند.

● تهیه بستر کشت
بهترین زمین برای کشت ارزن مرواریدی زمین عاری از علف هرز در اوایل فصل می باشد. شخم عمیق برای تهیه بستر مناسب است و باید لایه های سخت زیرین را از بین ببرد. بهتر است لایه های زیرین شنی تا لومی شنی باشند تا به توسعه سیستم ریشه ای گیاه کمک کند. سیستم های دارای شخم حفاظتی برای خاک های رسی مناسب تر بوده از ایجاد لایه های سخت (hard pan) جلوگیری می کند. بهتر است شخم زمانی صورت بگیرد که علف های هرز تازه سبز شده اند.
اگر از سیستم شخم حفاظتی استفاده می شود بهتر است در بهار زمین را شخم نزده ، در پاییز اقدام به کشت گیاهی پوششی نموده و در آخر زمستان از شخم عمیق استفاده شود.

● تراکم کاشت
بهترین میزان مصرف بذر ۳ تا ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد. به طور متوسط با در نظر گرفتن ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر به عنوان فاصله ردیف ها ؛ حدود ۸ تا ۱۰ سانتیمتر را به عنوان فاصله بوته ها در ردیف می توان در نظر گرفت . با این حساب تراکم بوته ای مناسب در هر هکتار معادل ۳۰۰،۰۰۰ تا ۴۰۰،۰۰۰ بوته خواهد بود.
با اینکه فاصله ردیف ها را می توان از ۳۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در نظر گرفت ، فاصله ای در حدود ۴۵ سانتیمتر علاوه بر حصول عملکرد بالا ، محتوی پروتئین دانه را نیز در حد بالای خود نگه خواهد داشت و از خسارت ناشی از حمله حشرات نیز خواهد کاست. برای عمق کاشت ارزن مرواریدی اعدادی بین ۱ تا ۲ سانتیمتر را پیشنهاد کرده اند.

● نیازهای کودی
نیاز کودی ارزن مرواریدی معادل گیاه سورگوم تخمین زده شده است. برای خاک های رسی میزان ۸۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم کود نیتروژنه نیاز است که ۳۰% آن را پیش از کشت به خاک می افزایند. بدیهی است با شنی تر شدن خاک میزان مصرف کود نیز افزایش می یابد. با توجه به سیستم ریشه ای قوی و کم توقعی این گیاه به طور معمول نیاز این گیاه به عناصر فسفر و پتاس و منیزیم در غالب خاک ها فراهم است و تنها با آزمایش و مشاهده فقر خاک می توان رژیم کودی مناسب را مشابه گیاه سورگوم اعمال کرد.
از جمله عناصر مورد نیاز این گیاه عنصر گوگرد است که می توان با دادن ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم در هکتار کود سولفور این نیاز را مرتفع ساخت. لازم به یادآوری است که این گیاه در خاک های اسیدی عملکرد بهتری خواهد داشت.
به غیر از عوامل ذکر شده به نظر می رسد، شوری خاک از جمله عوامل محدود کننده رشد این گیاه به حساب می آید.
عملیات داشت در این گیاه با توجه به کم توقعی و نیز خاصیت خفه کنندگی برای علف های هرز ، به مبارزه با بیماریها ،نماتد ها و حشرات خلاصه می شود.

● برداشت
گیاه از حدود ۴۰ روز پس از گلدهی قابلیت برداشت را دارد. میزان رطوبت دانه جهت برداشت ۱۴ تا ۱۵ درصد و برای انبار کردن ۱۰ تا ۱۲ درصد می باشد. خوشه ها در هنگام برداشت زرد طلایی و تا حدی متمایل به قهوه ای می باشد و خوشه ها نیز شکننده می شوند. به دلیل ریز بودن دانه ها در هنگام برداشت باید دقت زیادی مبذول داشت تا هدر رفت دانه ها کاهش یابد. با تنظیم دقیق دندانه های کمباین می توان از این دستگاه جهت برداشت دانه بهره جست.

● اهمیت ارزن مرواریدی
سازگاری و مقاومت این گیاه به شرایط نا مساعد محیطی آنرا در بسیاری از کشور های گرمسیر جهان ، از غرب آفریقا تا شبه قاره هند گسترش داده و آنرا به صورت یک گیاه زراعی مهم در آورده است. دانه این گیاه علاوه بر مصرف علوفه ای دام و طیور ، توسط انسان نیز مصرف می شود و امروزه غذای چیز در حدود ۵۰۰ میلیون نفر از مردم کره زمین را تشکیل داده است. این گیاه مساحتی بیش از ۱۹ میلیون هکتار در آفریقا و حدود ۱۵ میلیون هکتار در آسیا را زیر کشت خود دارد. به غیر از این در سایر نقاط دنیا نیز کمابیش به کشت این گیاه ارزشمند اقدام می شود.
مناطقی که مساعد کشت این گیاه می باشند عبارت از شمال و غرب آفریقا، مناطق مرکزی آسیا ، شبه قاره هند، خاور میانه و آمریکای مرکزی و استرالیا می باشد. طبق گزارش وزارت کشاورزی در سال ۸۵ این گیاه برای اولین بار در ایران و در استان گلستان کشت شد. عملکرد جهانی دانه ای ارزن مرواریدی در سال ۲۰۰۲ ، بیش از ۱۰ میلیون هکتار گزارش شده است و جدیدترین اخبار حکایت از افزایش این رقم در سالهای اخیر دارد.
اکنون بیش از دو سوم از کل ارزنی که در کشور هندوستان کشت می شود مربوط به ارزن مرواریدی می شود و غالبا مربوط به ایالات گرم و خشک این کشور یعنی ایالات راجاستان ماهاراشترا، هاریانا و گوجارات می شود.

با اینکه بیش از نیمی از سطح زیر کشت ارزن مرواریدی زیر کشت توده های محلی قرار دارد ، هر ساله واریته ها و هیبرید های جدیدی به زارعان معرفی می گردد. یکی از این هیبرید ها موسوم به Tifgrain ۱۰۲ است که توسط وزارت کشاورزی امریکا و با همکاری دانشگاه جرجیا معرفی شده است. هیبرید های پیشین عملکرد مطلوب و یکنواختی در رسیدگی بذر نشان ندادند که این هیبرید این مشکل را بر طرف کرده از لحاظ کشت مکانیزه نیز در مطلوبیت بالایی برخوردار است. در هر حال وزارت کشاورزی امریکا به زارعینی که در مناطق خشک و نیمه خشک آن کشور علوفه ای با عملکرد اقتصاد و بیولوژیک بالا می خواهند ، ارقام مختلف ارزن مرواریدی را پیشنهاد نموده است.

همه چیز در مورد کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

 

اصول استخراج قند در دیفوزیون
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ

خروج قند از سلولهای خلال بر اساس تئوری انتشار یا دیفوزیون صورت می گیرد. شاید به نظر آید که
بهترین روش برای استخراج قند از چغندر آن باشد که به جای تهیه خلال چغندر را کاملا خرد کرده و
به قطعات ریزی تبدیل کنیم به طوری که دیواره سلولها پاره شوند و محتویات آنها را با فشردن خارج
نماییم. این روش دو نقص بزرگ دارد:
1- مواد غیر قندی زیادی به شربت وارد می شوند.

2- ذرات ریز چغندر به مقدار زیاد به شربت وارد می شود که جداسازی آنها آسان نیست.

پس چنین روشی مناسب نمی باشد و بهتر است که با استفاده از روش دیفوزیون و بهره گیری از اختلاف غلظت،محتویات قندی را از سلولهای خلال بیرون آوریم.
اما برای استفاده از روش دیفوزیون در استخراج قند از خلال موانعی وجود دارند که باید برطرف شوند.
اول آنکه سلولهای خلال زنده اند و غشای سلولی آنها فقط اجازه عبور آب را می دهد و از خروج مواد
محلول تا حد زیادی جلوگیری می کند . پس باید بصورتی حیات سلولهای خلال از بین برود و این کار
با استفاده از حرارت انجام می گیرد.
اگر استخراج قند از خلال را با آبی که دمای معمولی دارد انجام دهیم تنها حدود 30 تا 40 درصد قند
موجود در آن قابل استخراج است و بقیه در سلولهای خلال باقی می ماند .زیرا سلولهای زنده در برابر خروج مواد قندی مقاومت می کنند. درصورتیکه برای استخراج قند از آب گرم استفاده شود و خلالها به دمای حدود 72-75 درجه سانتیگراد برسند، عمل دیفوزیون قند بخوبی انجام می گیرید، زیرا دراثر حرارت غشای سلولها مقاومت خود را در اثر خروج مواد قندی از دست داده و بعنوان مانعی دربرابر عبور ساکارز عمل نمی کند. در اثر حرارت سلولهای چغندر می میرند و غشای آنها حالت فعال خود را از دست می دهد.
به طور کلی برای اینکه عمل دیفوزیون و استخراج قند بخوبی انجام شود سه عامل یعنی اختلاف غلظت داخل و خارج سلولهای خلال و حرارت و همزدن باید وجود داشته باشد. البته حرارت مورد
استفاده برای عمل استخراج قند از خلال نباید بیش از حد باشد چون موجب افزایش ورود ناخالصی
از خلال به شربت خام شده و از طرف دیگر تفاله خروجی از دستگاه دیفیوزر به خوبی فشرده نمیشوند .
در عمل اسمز خلال بوسیله شربت با غلظت کمتر احاطه می شود به منظور تبادل مواد بین شربت درون سلولی و شربتی که سلول را احاطه کرده است باید پرده نیمه تراوا باز گردد بدین منظور سلول بوسیله افزایش دما کشته می شود و پرده نیمه تراوا باز می گردد از عواملی که بر روی عمل اسمز موثر می باشند ،میتوان دما و تفاوت غلظت بین شربت درون سلولی و شربتی که سلول را احاطه کرده است نام برد هر چه این تفاوت و نیز هر چه دما بیشتر باشد سرعت عمل اسمز نیز بیشتر می شود باید توجه داشت که در ابتدای عمل اسمز شتاب خروج ماده قندی بیشتر از شتاب خروج مواد غیر قندی و هر چه به انتهای عمل اسمز نزدیک تر می شویم این عمل عکس می شود به طوری که در انتهای عمل اسمز شتاب خروج مواد غیر قندی بیشتر از مواد قندی است به عبارت دیگر درجه خلوص شربت در ابتدای عمل اسمز بیشتر بوده و در انتهای عمل اسمز کمتر است.

دمای دیفوزیون

دما دارای خواص زیر است:

1- سرعت عمل اسمز است

2-اثر بر روی میکرو ارگانیسم ها

3- تغییر در پوسته خارجی سلول

چنانچه دما بیش از حد نصاب باشد در این صورت پکتین وارد شربت شده و خلال یا تفاله حالت صابونی یا لزج پیدا می کند . در اثر حل شدن پکتین و به علت لزج شدن تفاله انتقال خلال در دیفوزیون به سختی انجام می گیرد و ماده خشک تفاله کاهش می یابد و مقدار مواد کلوئیدی در شربت ونیز حجم گل در دکانتور افزایش می یابد ولی مقدار گل ثابت است. چون پکتین حل شده است بنابراین ویسکوزیته شربت افزایش می یابد و با افزایش ویسکوزیته سرعت ترسیب گل در دکانتور و سرعت صاف شدن شربت در صافی ها کاهش می یابد. بهترین دما برای دیفوزیون 72 درجه سانتی گراد است.

     

بقیه در ادامه مطلب

 

تلفات نان و راهکارهای کاهش آن
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ

چکیده

بخش مهمی از ضایعات نان در مراحل حمل و نقل، نگهداری و در موقع مصرف سر سفره و میز و یا رستورانها به دلایل مختلف تلف می‌شود. از بیانات مسئولین، دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ای چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد از نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف تلف شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه این آمار را می‌توان به برخی از شهرها نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد در نقاطی خاص از کشور وجود دارد ولی نسبت دادن آن به کل کشور نمی تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیق وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه کرد ولی آنچه می‌توان با اطمینان مطرح کرد آنکه مقدار دورریز نان در نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها، خانواده‌های با درآمدهای متفاوت و در نقاط مختلف با فرهنگها و غذاهای مصرفی متفاوت یکی نیست. به عبارت دیگر معدل مقدار تلفات نان در کل کشور نمی‌تواند 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که اگر دورریز نان کشور از 20 درصد هم بیشتر نباشد تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (به علت کپک زدگی نان، دورریز و مصرف آن توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط قارچها در نان و از طریق محصولاتی چون شیر به انسان).

نکته مهم دیگر اینکه عدم کیفیت مطلوب نان نه تنها از نظر دورریز و خصوصیات ارگانولپتیکی اهمیت ویژه‌ دارد بلکه اثرات سوء تغذیه‌ای آن بر انسانها حائز اهمیت بیشتری است. تولیـــد ناصحیح نـــان

می‌تواند موجب کم‌خونی و کمبود برخی از عناصر ضروری و مهم در سیستم متابولیکی بدن گردد و موجب زیانهای مخفی و ناپیدایی شود که اثرات اجتماعی - اقتصادی آن از دید‌ها مخفی است.

نکته قابل توجه دیگر که شاید کمتر به آن توجه شده است معنی و مفهوم ضایعات نان است. چون برخی جداکردن سبوس از گندم و تولید نان را بخشی از ضایعات می‌دانند و عده‌ای سبوس‌گیری را برای بالا‌بردن کیفیت نانوایی و ارگانولپتیک نان ضروری می‌شمارند و برای هر دو مورد، دلیلهای علمی مشخص وجود دارد. برخی مصرف بخشی از نان تولیدی برای دام را جزو ضایعات حساب نمی‌کنند، چون در چرخه تولید قرار می‌گیرد و لذا باید تعریف مشخصی از ضایعات نان نیز ارائه گردد.

از عوامل مؤثر بر دورریز نان عبارتند از: کیفیت نان تولیدی، ارزانی قیمت نان، عدم یکنواختی در کیفیت آرد و استاندارد نبودن آرد تحویلی به نانوایان، عدم مهارت کارگران نانوایی، عدم استفاده از تکنولوژی صحیح برای تولید خمیر و پخت نان، عدم نظارت و کنترل جدی بر تولید نان، عدم پخت یکنواخت قسمتهای مختلف نان، استفاده از تنورهای نامناسب و غیر استاندارد، افزایش تقاضا در ساعاتی از روز به علت بیات شدن سریع نان، عدم اطلاع مصرف کنندگان از نحوه صحیح نگهداری نان، عدم رعایت شرایط لازم برای جلوگیری از دورریز در رستورانها، سلف سرویسها و منازل در موقع توزیع و مصرف نان سر سفره و میز.

برای کاهش تلفات نان راهکارهای مشخصی قابل ارائه است که بخشی از آن باید به صورت دستورالعملهای اجرایی تهیه شده و به مورد اجراء گذاشته شود و البته نیاز به پژوهش بیشتر برای افزایش کیفیت و کاهش تلفات در این محصول سنتی هست و محققین کشور باید به مشکلات نان سنتی که در کشورهای دیگر کمتر کار شده بیشتر بپردازند. در این مقاله ضمن اشاره به دلایل دور ریز نان، راهکارهای کاهش آن نیز ارائه می‌گردد.

کلمات کلیدی: نان، دورریز، اتلاف، کیفیت، بیاتی

 

مقدمه

ضایعات گندم، آرد و نان یکی از مشکلات کشور است که ظاهراً همه از آن اطلاع دارند و برای کاهش آن تلاش می‌کنند ولی واقعیت آن است که اطلاع دقیق از آنها در دست نیست و حتی مسئولین ذیربط عمق و اهمیت واقعی مشکل را در نیافته‌اند. اگر درک دقیق و عمیق از این مشکل وجود داشت برنامه‌ریزی بهتری برای استفاده از علوم و تکنولوژی در مراحل تولید گندم و آرد و تهیه نان و توزیع آن صورت می گرفت.

کیفیت تولید نان بعنوان اصلی‌ترین غذای جامعه و قوت اصلی و روزانه اقشار مختلف مردم دارای اهمیت خاصی است. کیفیت ارگانولپتیکی و تغذیه‌ای نان نقش اساسی بر سلامت مردم و اقتصاد ملی دارد. کیفیت نان سنتی و ملی ما نشان‌دهندة میزان توجه مسئولین جامعه به امور مختلف تغذیه‌ای و اقتصادی کشور است. تفاوت بین کیفیت نان حجیم، نان فانتزی و نان‌های سنتی و ایرانی نشان‌دهنده عدم برنامه‌ریزی و تلاش و تحقیق کافی جامعه نسبت به اموری است که امکان اخذ اطلاعات فنی آن از کشورهای پیشرفته نیست و متخصصین و مدیران جامعه خود باید آستین همت بالا بزنند و برای بهبود آن تلاش کنند. اهمیت این موضوع در سالهای اخیر در سمینارها، سخنرانیها، گفتارها و بیانها مورد توجه قرار گرفته ولی تلاش کافی برای برنامه‌ریزی و به عمل رساندن نتایج آن نشده است.

ساختار جمع‌آوری گندم، تولید و توزیع آرد و تهیه نان بر اساس ضرورت رشد کمی به تدریج بطرف مکانیزه شدن و ماشینی شدن پیش رفته اما روند این تغییرات بر اساس مطالعه و تحقیق نبوده است. این ضعف مخصوصاً در مواردی که امکان الگو گرفتن دقیق از کشورهای دیگر نبوده (تولید‌ نانهای سنتی و ایرانی) بصورت بسیار روشن به چشم می‌خورد.

از بیانات مسئولین و دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ها چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف دورریز شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه می توان این آمار را به برخی از شهرستانها و نقاطی از کشور نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد نیز در بعضی از نقاط کشور وجود دارد، ولی نسبت دادن این آمار به کل کشور نمی‌تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیقی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه نمود ولی آنچه می‌توان برآورد کرد آن است که معدل مقدار دورریز نان برای نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها و خانواده‌های مختلف حدود 20 درصد است و نمی‌تواند مقدار آن در کل کشور 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که حتی اگر دورریز نان کشور ما 20 درصد باشد، تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (بعلت کپک‌زدگی نان دورریز و مصرف آنها توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط کپکها در نان از طریق محصولاتی چون شیر به انسان).

 ادامه مقاله و دانلود متن کامل در ادامه مطلب

 

 

جو
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

  

بقیه در ادامه مطلب

  


نحویه کاشت کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

بقیه در ادامه مطلب

 

تولیدات کتان ارگانیک Organic Cotton Production
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ

متن کامل مقاله برای دانلود در ادامه مطلب

 خلاصه                                           Abstract

Cotton sold as "organic" must be grown according to the federal guidelines for organic crop production. Soil fertility practices that meet organic certification standards typically include crop rotation, cover cropping, animal manure additions, and use of naturally occurring rock powders. Weed management is accomplished by a combination of cultivation, flame weeding, and other cultural practices. A wide variety of insects attack cotton. Management options include trap cropping, strip cropping, and managing border vegetation to encourage high populations of native beneficials. Certain biopesticides using bacteria, viruses, and fungal insect pathogens are available as insect control tools. We discuss specific insect management strategies for cutworm, cotton bollworm, tobacco budworm, pink bollworm, armyworm, loopers, thrips, fleahoppers, lygus bugs, aphids, whitefly, spider mite, and boll weevil. Seedling disease, soil disease, and foliar disease management is also discussed. Pre-harvest defoliation methods that meet organic certification are mostly limited to citric acid, flamers and frost. The publication concludes with sections on marketing organic cotton and the economics and profitability of organic cotton production

 تولیدات       Introduction

Organic cotton has provided significant price premiums for growers willing to meet the many challenges inherent in its production without the aid of conventional pesticides and commercial fertilizers. Growing organic cotton is demanding, but with commitment, experience, and determination, it can be done. This publication covers the major steps in organic production of cotton. It covers soil fertility, weed control options, and alternative pest controls for the many insect problems that plague cotton. Finally, marketing of organic cotton is discussed as well.

Organic cotton acreage declined 18% from 2000 to 2001 in the seven states where most of it is grown. (Marquardt, 2002) Most of this decline came from one large organic cotton farmer in New Mexico who lost it all to drought and withdrew from organic cotton farming altogether. A total of 11,459 acres of either certified organic or transitional organic cotton was produced in 2001. Texas produced the most organic cotton – 8,338 acres – with Arizona and California being the next two highest producing states.

World production of organic cotton amounts to 6,000 tons of fiber annually, or about 0.03% of global cotton production. Turkey produces the most at 29%, with the U.S. being second at 27% and India third at 17%. (Ton, 2002) Demand for organic cotton is highest in Europe (about 3,500 tons or 58% of the total) and the U.S. (about 2000 tons or 33%) (Ton, 2002). Demand in the U.S. increased at an annual rate of 22% between 1996 and 2000. (Organic Trade Association, 2001; cited by Ton, 2002)

نگاهی بر تولیدات ارگانیکOverview of Organic Production

Growing cotton organically entails using cultural practices, natural fertilizers, and biological controls rather than synthetic fertilizers and pesticides. A systems approach to organic production involves the integration of many practices (cover crops, strip cropping, grazing, crop rotation, etc.) into a larger system. Through good soil and biodiversity management, farms can become increasingly self-sufficient in fertility, while pest problems are diminished, and some pests are even controlled outright. A diverse rotation, using legumes and other cover crops, is at the heart of good humus and biodiversity management in an organic cropping system. Cotton, for example, would be but one of several crops an organic farmer would grow. For more complete coverage of general organic crop production, we recommend the ATTRA publication Organic Crop Production Overview.

Throughout this publication, we use examples from conventional farming that illustrate principles relevant to organic cotton production.

In order to market a crop as "organic," a grower must be certified through a third party. This process involves several on-farm inspections and paying a certification fee. More on this subject can be found in the ATTRA publication Organic Farm Certification and The National Organic Program. Applicants for certification are encouraged to become familiar with provisions of the Final Rule posted on the USDA's National Organic Program Web site.

Organic production begins with organically grown seed. If certified organic seed cannot be located, untreated seed may be used as long as it is not derived from genetically modified plants. Most certifiers will accept proof that growers have tried unsuccessfully to buy organic material from at least three different suppliers as evidence of unavailability. Federal organic regulations also address composting and the use of raw manures. These may have implications for cotton production when used as fertilizer.

متن کامل مقاله برای دانلود در ادامه مطلب 

بابونه Matricaria chamomilla
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ

بابونه Matricaria chamomilla

خانواده Asteraceae

بابونه با نام علمی(L)  Matricaria chamomillal گیاهی از تیره ی کاسنی و تیره ی فرعی رادیه (Radiae) است. ارتفاع این گیاه بین 30 تا 70 cm متغیر است گل ها از دو نوع گلچه ی زبانه ای و لوله ای تشکیل شده اند و در انتهای ساقه مشاهده می شوند. گلچه های زبانه ای به رنگ سفید و تعداد آن ها متفاوت و بین 12 تا 18 عدد در هر گل است و این گلچه ها از نظر جنسی ماده هستند. گلچه های لوله ای نیز به رنگ زرد دیده می شوند این گلچه ها از نظر جنسی نر ماده (دو جنسی) بوده که پس از باز شدن استوانه ای شکل می شوند. این گل ها در مخروط نهنج واقع شده اند. ماده ی موثر بابونه اسانس می باشد که در قسمت پایین گلچه ها ساخته و ذخیره می شود. یکی از مشخصات اصلی گل های بابونه ی آلمانی که آن را از سایر جنس های با گل های مشابه متمایز می کند. وجود فضای خالی در بین گل است. به طوری که اگر گل ها به صورت طولی برش داده شوند فضایی خالی در بین آن ها دیده می شود. در حالی که این فضا هر گل های سایر جنس ها دیده نمی شود. گل های بابونه پس از باز شدن و نمو، گل ها به صورت مخروطی مشاهده خواهند شد. مراحل نموی گل های بابونه به طور کلی به سه مرحله تقسیم می شود:

الف) مراحل آغاز باز شدن گل ها (گلچه های لوله ای هنوز بسته هستند)

ب) مرحله ای که بیش از 13 و کمتر از 34 گلچه های لوله ای باز شده اند

ج) مرحله ای که گلها شروع به پیر شدن می کنند و بیش از 34 گلچه ی لوله ای باز هستند.

میوه فندقه به طول 1 تا 5/1 میلی متر و به رنگ خاکستری سفید و یا زرد روشن می باشند. میوه از دو قسمت تشکیل شده است، یک قسمت شامل بذر بوده که 20 تا 25 درصد میوه را تشکیل می دهد، قسمت باقیمانده نیز همان گلچه های لوله ای خشک شده هستند. وزن هزار دانه ی بابونه 02/0 تا 03/0 گرم است . کیسه های حاوی اسانس به طور مستقیم در ته یک سوم از گل های لوله ای به شکل دانه ی تسبیح قرار گرفته اند. مقداری قابل توجهی اسانس در مایع بین سلولی دستجات آوندی وجود دارد. برگ های بابونه سبز بریده شده و بسیاری شبیه برگ شوید دو برگچه ای مرکب می باشند همچنین برگ های صاف و فاقد کرک بوده و به صورت متناوب نسبت به یکدیگر قرار دارند. برگ های این گیاه نوک تیز و در حاشیه مضرص بوده و ریشک دارند. ریشک ها فیبری می باشند ساقه ها افراشته یا خوابیده بوده و دارای انشعاباتی دیهیم مانند می باشندو بسته به خصوصیات گیاهشناسی و محل رویش 50تا 80cm ارتفاع دارند. ساقه های فرعی تا حدی قائم و عمودی، گرد و میان تهی می باشند. بوی بابونه آلمانی شبیه Anthemis nobilis می باشد اما شدت بو کمتر است و وجه تمایز بابونه ی آلمانی با com chamomile این است که corn chamomile فاقد بو می باشد. ریشه ی بابونه، مخروطی شکلبه هم چسبیده می باشد که وقتی انشعابات آن مسن می شوند به اعماق زیاد نفوذ نمی کنند. بابونه دارای واریته های دیپلوئید 8= n2و تتراپلوئید 36=n2 است. واریته های دیپلوئید دارای دوره ی رشد کوتاه تر و ارتفاع بوته ی کمتری نسبت به واریته های تتراپلوئید هستند.

 

منشأ و دامنه ی انتشار:

منشأ اصلی این گیاه نواحی مختلف منطقه ی مدیترانه بوده است ولی امروزه پراکندگی وسیعی در اروپا، آسیای غربی، آفریقای شمالی و آمریکای شمالی پیدا نموده است. منشأ آن آسیای صغیر گزارش شده است. در ایران در بعضی از نواحی شمالی و همچنین در شوشتر می روید.

محل مناسب رویش:

نوع خودروی آن در کنار راهها، خرابه ها، مزارع دروشده و زمین های بایر. حصارها، جاده ها و مزارع آفتابگیر می روید. همچنین در مزارع غلات به فراوانی یافت می شود. به خاطر همین شباهت زیادی به (Anthemis aruensis) corn chamomile دارد و اغلب تشخیص این دو مشکل می باشد غنی ترین و فشرده ترین جامعه از بابونه در خاک های لومی و نمیک سدیمی شرق رودخانه ی Theiss در پوگسلاوی یافت شده است.

روغن آفتابگردان
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ

اسید اولئیک یکی از اسیدهای چرب اشباع شده است که در بیشتر دانه های روغنی وجود دارد، ولی میزان آن در روغن گیاهان مختلف ، متفاوت است.
مزیت روغنهای دارای اسید اولئیک بالا، بالاتر بودن پایداری اکسیداتیوی این نوع روغن نسبت به روغنهای معمول و مناسب بودن برای سرخ کردن مواد غذایی و انبار کردن است.
از نظر تغذیه ای نیز یک رژیم غنی از اسید چرب تک اشباع است که میزان کلسترول را در پلاسمای خون پایین می آورد. در این میان با توجه به این که بالا بودن کلسترول خون ، یکی از دلایل تصلب شرایین در قلب و در نتیجه سکته قلبی است ، هم اکنون سطح زیر کشت ارقام هیبرید آفتابگردان که دارای اسید اولئیک بالا هستند، در برخی از کشورهای جهان گسترش یافته است.
در کشور ما هم اجرای طرح تحقیقاتی تهیه شده و ارزیابی هیبریدهای دارای اسید اولئیک بالا در آفتابگردان امسال به تصویب رسیده و پیش بینی می شود ظرف چند سال آینده ، جزو کشورهای تولیدکننده هیبریدهای آفتابگردان با اسیداولئیک بالا باشیم.

کلسترول ، ماده ای از جنس چربی است که در تمام سلولهای بدن وجود دارد و در ساخت دیواره سلولی و برخی هورمون ها نقش مهمی را ایفا می کند. مولکول های چربی پس از جذب از روده در سیستم گردش خون با کلسترول حمل می شوند. قسمت اعظم کلسترول داخل بدن و از طریق کبد ساخته می شود و بقیه آن با مصرف غذاهای پر کلسترول و پر چرب وارد بدن می شود. البته کلسترول انواع مختلفی دارد که یکی از معروف ترین و بدترین نوع آن LDL است.
این نوع کلسترول خاصیت چسبندگی دارد و براحتی به جداره داخلی دیواره رگها می چسبد و باعث باریک شدن و در نهایت انسداد مجرای داخلی رگها می شود. همچنین کلسترول VLDL هم مولکول های چربی را از کبد به دیگر قسمتهای بدن حمل می کند و پس از انتقال چربی به بافتها تبدیل به کلسترول LDL می شود. در مقابل کلسترول HDL ، کلسترول های LDL موجود در طول دیواره رگها را پیدا می کند و به آنها می چسبد و آنها را از جداره رگها پاک می کند و از باریک شدن و انسداد رگها جلوگیری می کند. به همین دلیل به کلسترول خوب معروف است.
اگر کلسترول خون شخص کمتر از 200 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد، نشانه بسیار خوبی برای سلامت یک قلب سالم است. اما اگر کلسترول خون بین 200 تا 239 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد، شخص در مرز خطر بالا رفتن کلسترول و خطر ابتلا به حمله قلبی قرار دارد و زمانی که کلسترول خون بالاتر از 240 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد، خطر حمله قلبی را باید جدی گرفت و حتما میزان آن را با دارو و رژیم غذایی یا هر دو کاهش داد. در این میان ، اگر فردی همراه با کلسترول بالا مبتلا به فشار خون بالا نیز باشد، احتمال خطر حمله قلبی به 6 برابر می رسد و اگر این فرد سیگاری هم باشد، احتمال خطر به 20 برابر یا بیشتر خواهد رسید.
اما آنچه مهم است ؛ این نکته است که خطر ابتلا به بیماری قلب و عروق و بروز حمله قلبی را می توان با بوجود آوردن تغییراتی که بتوانند میزان کلسترول را پایین بیاورد، کاهش داد. توجه به این نکته ، ضروری است که به ازای کاهش در مقدار کلسترول خون درصد خطر نیزکاهش می یابد. برای مثال پایین آوردن کلسترول خون به میزان 2 تا 5 درصد می تواند خطر حمله قلبی را 30 درصد کاهش دهد. البته بیشتر افراد می توانند مقدار کلسترول خون خود را تا میزان مطلوب پایین بیاورند. مقدار کلسترول خون اساسا تحت تاثیر مواد غذایی مصرفی و زمینه ارثی مقدار کلسترول خون است ، در این میان خوردن غذاهایی که چربیهای اشباع شده زیادی دارند، بیش از هر چیز، فرد را در معرض خطر بالا رفتن کلسترول خون قرار می دهند.
بنابراین کاهش کلسترول خون با کاهش دریافت کلسترول و چربی ، رژیم (بخصوص چربی اشباع شده)، افزایش مصرف فیبرهای غذایی محلول و ثابت نگه داشتن وزن در حد ایده آلا مکان پذیراست.

روغن با طعم سلامت

اصل واژه روغن لاتین است و برای آن دسته از مایعات به کار می رود که با آب مخلوط نمی شوند و به دلیل آن که چگالی آنها کمتر از آب است ، روی آب شناور می مانند. اصولا روغن به نوعی چربی اطلاق می شود که در دمای اتاق معمولا به حالت مایع باشد. روغنها همچون چربیها متشکل از تری گلیسرید، مونوگلیسرید و مقداری هم دی گلیسرید هستند. البته از آنجا که روغن حاوی مقدار زیادی چربی اشباع نشده است ، در دمای اتاق مایع است.

 

 

روغنهای خوراکی را معمولا از چربیهای نباتی یا حیوانی به دست می آورند. چربیهای نباتی در دمای اتاق مایع هستند. این نوع روغنها را اغلب از گیاهان ، مغز میوه ، دانه گیاه و... تهیه می کنند. البته اغلب چربیهای حیوانی در دمای اتاق به حالت جامد هستند و بنابر این نمی توان آنها را جزو روغن به حساب آورد؛ اما برخی جانوران از جمله ماهی ، وال و برخی از حیواناتی که در آب و هوای سرد زندگی می کنند، چربی بدنشان به حالت روغن مایع است.
در این میان ، روغن آفتابگردان را از دانه های روغنی گل آفتابگردان استخراج می کنند. از این روغن برای مصارف خوراکی استفاده می شود. پس از آن که از دانه آفتابگردان روغن گرفتند، باقی مانده را به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می دهند. این روغن ، یکی از روغنهای رایجی است که برای سرخ کردن و پخت و پز مواد غذایی ، کاربرد گسترده ای دارد. امروزه دانه گلهای آفتابگردان را تغییرات ژنتیک داده اند و با استفاده از اصلاح نباتات ، بذرهای مرغوب تر و در نتیجه گلهای بهتری تولید کرده اند که هم محصول دهی بهتر داشته و هم در برابر بیماری ها و آفتهای گیاهی مقاوم تر باشند.
به گفته مهندس ابراهیم فرخی عضو هیات علمی به نژادی آفتابگردان موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر اسید اولئیک یکی از اسیدهای چرب اشباع شده است که در روغن بیشتر دانه های روغنی وجود دارد، ولی میزان آن در روغن گیاهان مختلف ، متفاوت است.
مزیت روغنهای دارای اسید اولئیک بالا، بالاتر بودن پایداری اکسیداتیوی این نوع روغن نسبت به روغنهای معمول و مناسب بودن برای سرخ کردن مواد غذایی و انبار کردن است.
از نظر تغذیه ای نیز یک رژیم غنی از اسید چرب تک اشباع است که میزان کلسترول را در پلاسمای خون پایین می آورد.

فرخی می افزاید: با توجه به این که بالا بودن کلسترول خون یکی از دلایل تصلب شرایین در قلب و در نتیجه سکته قلبی است ، اولین بار از آفتابگردان اسید اولئیک بالا در امریکا در سطح تجاری استفاده شده است.

آفتابگردان های هیبریدی

از این نوع روغن در حال حاضر در کشورهای اروپایی ، امریکا، کانادا و بسیاری دیگر از کشورها استفاده می شود. هم اکنون سطح زیر کشت ارقام هیبرید آفتابگردان که دارای اسید اولئیک بالا هستند، در برخی از کشورهای جهان از جمله امریکا، کانادا، ایتالیا ، فرانسه و استرالیا در حال افزایش است و از طرف دیگر، بهای محصول حاصل از کشت این ارقام در جهان بالاتر از آفتابگردان روغنی معمولی است و حتی برخی صاحب نظران معتقدند بازار آفتابگردان روغنی جهان در آینده از آن ارقام دارای اسید اولئیک بالا خواهد بود.

 

 

البته در کشور ما تا قبل از شروع طرح تهیه ارقام هیبرید دارای اسید اولئیک بالا تحقیقات به نژادی دانه های روغنی از جمله آفتابگردان در کشور فقط روی اصلاح کمیت روغن متمرکز شده بود، ولی با تجهیز آزمایشگاه ملی تجزیه روغن در بخش تحقیقات دانه های روغنی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر و امکان تجزیه های کیفی روغن ، کار اصلاح کیفیت روغن برای نخستین بار در کشور شروع شد.
فرخی درباره مراحل طرح تحقیقاتی تهیه و ارزیابی هیبریدهای دارای اسید اولئیک بالا می گوید: از سال 1377 با همکاری یکی از موسسات معتبر خارجی که یک لاین آفتابگردان که اسید اولئیک بالایی داشت ، برای تلاقی با لاینهای ایرانی آفتابگردان در اختیار ما قرار داد آغاز شد و قرار است در سال جاری اولین هیبریدهای دارای اسید اولئیک بالا در سطح آزمایشی در کشور تولید شود. البته مراحل تولید ارقام هیبرید در آفتابگردان مراحل طولانی 15 تا 20 ساله را شامل می شود که با استفاده از برخی روشهای میانبر این مدت را به 10 تا 12 سال می توان تقلیل داد.
برای تهیه ارقام هیبرید دارای اسید اولییک بالا در آفتابگردان از روشهای کلاسیک و معمول به نژادی آفتابگردان استفاده شده است.
ولی در تجزیه های شیمیایی روغن از روش استخراج روغن بروش سوکسله و روش آزمون نمونه استری شده با دستگاه گاز کروماتوگراف ، روش ISO5508 استفاده شده است.
گفتنی است ؛ انجام این طرح بدون همکاری آزمایشگاه ملی تجزیه روغن در بخش تحقیقات دانه های روغنی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر امکان پذیر نبود. در واقع این طرح با استفاده از منابع مالی و امکانات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر اجرا شده است.
اگر چه هنوز از نتایج این طرح ، مقاله ای در نشریات بین المللی به چاپ نرسیده است ، ولی اننظار می رود نتایج مطالعات ژنتیک که سال آینده به اتمام می رسد به یکی از نشریات علمی بین المللی ارائه شود. فرخی در پایان درباره آینده این طرح می گوید: از آنجا که بسیاری از صاحب نظران معتقدند که آینده زراعت آفتابگردان به توسعه این نوع ارقام بستگی خواهد داشت و کشور ما نیز یکی از دارندگان این ارقام خواهد بود، امیدوارم شاهد توسعه زراعت آفتابگردان در کشور باشیم.
به طور کلی پیش بینی می شود ظرف چند سال آینده جزو کشورهای تولیدکننده هیبریدهای آفتابگردان با اسید اولئیک بالا باشیم.
مختصری در مورد زراعت لوبیا (( Phaseolus sp .
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ

 

دسته مقاله : زراعت حبوبات- غلات

مقدمه

 

لوبیابا نام انگلیسی Common Bean  از راسته   Rosales خانواده Leguminosae زیر خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae  زیر شاخه Phaseoliae  و جنس Phaseolus میباشد . بیش از پنجاه گونه از جنس Phaseolus  وجود دارد . لوبیا سازش خوبی با ارتفاعات  و مناطق مختلف در جهان دارد . و در 7 – 5/5 = PH می تواند کشت و زراعت شود .

 

الف -کاشت لوبیا 

 

در ایران کاشت لوبیا معمولا در بهار و با تراکم ده سانتی متری و فواصل ردیف کاشت 50 سانتی متر انجام می گیرد .  

 

ب‌-         تناوب زراعی لوبیا

 

در سیستم زراعی بهترین تناوب زراعی لوبیا با غلات مانند گندم وجو می باشد. لوبیا ازت هوا را در خاک توسط باکتریهای مخصوص بنام Rhizobium phaseolie تثبیت می نماید که باعث حاصلخیزی خاک می شود . باید توجه نمود که لوبیا نباید با گیاهان غده ای و ریشه ای از جمله پیاز و سیب زمینی کشت شود زیرا احتمالآلودگی قارچی برای لوبیا زیاد خواهد شد .    

 

ت‌-         علف های هرز و کنترل آن 

 

کنترل علف های هرز در لوبیا بسیار حائز اهمیت است و از سموم مختلف مانند ترفلان به میزان 5/1 در هزار قب از کاشت وی توان استفاده نمود از سموم علف کش بعد از کاشت در لوبیا هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست .   

 

ث‌-         روش های آبیاری

 

1-     آبیاری غرقابی  : این نوع آبیاری در مناطقی که کشت بصورت سنتی انجام می گیرد , متداول است  برای انجام این روش آبیاری ابتدا مزرعه به قطعات کوچکی تقسیم و کرت بندی می گردد و سپس کرتها پر آب و غرقاب می شوند .  

 

2-     آبیاری نشتی : این نوع آبیاری در مزارعی که کشت به صورت ردیفی و خطی انجام می گیرد مورد استفاده است  . در این روش از جوی و پشته استفاده شده که باعث می شود آب بطور یکنواخت جریان یابد و از سله خاک جلوگیری گردد . 

 

3-     آبیاری تحت فشار : بهترین روش آبیاری تحت فشار آبیاری بطری  Sprinkler می باشد که آب بصورت قطراتی به روی زمین پاشیده می شود البته آبیاری های دیگر این روش مانند   Wheel Move و غیره تحت بررسی می باشد به هر صورت در این نوع آبیاری آب تحت فشار قرار گرفته و از نازل ها بصورت باران یا قطرات به روی مزرعه پاشیده می شود . روش بسیار مفیدی است و هزینه های کارگری را کاهش داده بخصوص از اتلاف آب جلوگیری می گردد .   

 

ج‌-          داشت و برداشت لوبیا 

 

داشت لوبیا :

 

یکی از مهمترین عوامل تولید , داشت لوبیا است آبیار به موقع,  مراقبت های زراعی مانند سمپاشی , کوددهی و کولتیواتور می تواند نقش بسزایی در افزایش عملکرد ایفاء کند . در خصوص تعیین حساسترین مراحل رشد لوبیا نسبت به تنش خشکی تحقیقات بسیاری انجام گردیده است از آنجمله مککیو ریوز (1962) در یافتند که لوبیا در مرحله قبل از گلدهی به خشگی حساس هست و سنگ کارا (1994) بیان نمود که با افزایش تنش خشکی, نقصان رشد رقم های خوابیده بیش از رقم های ایستاده است و تنش قبل از گلدهی نسبت به بعد از گلدهی عملکرد را بیشتر کاهش می دهد. اساسا مبارزه با علف های هرز و, سله شکنی زمین , سمپاشی و کود پاشی به موقع در افزایش کیفیت و کمیت محصول لوبیا اثر دارد و در مزارعی که این اعمال انجام نمی گیرد عملکرد کمی و کیفی محصول پائئن می آید . معمولا بر علیه آفات , مانندشته و تریپس از سم متاسیتوکس به میزان 5/1 در هزار استفاده می شود و بر علیه کنه ها از سم کلتان می توان استفاده نمود .

 

برداشت لوبیا : 

 

 برداشت لوبیا زمانی انجام می گیرد که حدود 80 % غلاف ها تغییر رنگ داده و زرد شده باشند . برداشت لوبیا به دو صورت برداشت سنتی و برداشت مکانیزه صورت می گیرد .

 

منابع مورد استفاده

 

1-       آمار نامه fao – 1992

 

2-       آمار نامه وزارت کشاورزی سال 1373 

 

3-       گزارشات طرحهای تحقیقاتی حبوبات در استان مرکزی

 

4-       موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال و بذر بخش تحقیات حبوبات   

 

 

رزاسه یا گل‌ سرخیان
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ
خانواده رزاسه Rosaceae
 
رزاسه یکی از خانواده­های متنوع و پر جمعیت از نظر گونه­های گیاهی است. گیاهان گوناگون آن با کاربرد مختلف دیده می‌شوند. تعداد زیادی گیاهان دارویی، درختان میوه، بخشی از گیاهان زینتی، تعداد زیادی گل‌های شاخه بریده یا گیاهان آپارتمانی در این خانواده هستند. اجداد رزهای امروزی نسترن‌ها هستند. نسترن­ها با نام جنسی رزا Rosa در جهان شناخته شده هستند و شامل مجموعه‌ای از گیاهان با خواص و کاربردهای گوناگون می­باشند. نسترن­های شناخته شده­ای در نقاط مختلف ایران بصورت پایه درختان پیوندی و پایه گل­های رز پیوندی کشت و کار می­شوند.

رزا فوئتیدا Rosa foetida
یکی از این نسترن­های بسیار زیبای شناسایی شده در ایران رزا فوئتیدا Rosa foetida است. که در منطقه کوهستانی کردستان به وفور یافت می­شود. رزا فوئتیدا درختچه‌ای است با رشد منظم و برگ­های درخشان سبز، گل­های زرد معطر و منظره­ای بسیار زیبا دارد. این گیاه به تنهایی هم بعنوان درختچه زینتی قابل کشت و کار است.

رزا موشاتا
نسترن دیگری به نام نسترن زرد یا رزا موشاتا است که در مناطق کوهستانی ایران می­روید. اما رایحه مطبوعی که در رزا فوئتیدا هست در این گیاه وجود ندارد. رزا موشاتا گیاهی است که بافت نامناسب و خاکی با PH بالا را بخوبی تحمل می­کند.

نسترن شیرازی
نسترن دیگر به نام رز وحشی تحت نام نسترن شیرازی و رزا همیسفریکا گیاهی است که در کوه‌های استان فارس به وفور وجود دارد. نسترن دیگری در استان فارس به نام گل دو رو وجود دارد که در حقیقت یک رزا فوئتیدا استRosa foetida bicolor یا گل آتشین.

گل محمدی Rosa damascena
نسترن بومی و معطر دیگر در ایران رزا دامِسانا یا گل محمدی است. و به عنوان کار اقتصادی در بسیاری از نقاط ایران در حال کشت و کار است. گل‌های پُر پَر آن تا اواخر مرداد ماه دیده می‌شود.

تقسیم­بندی رزها
بر طبق تقسیم‌بندی­های نه چندان جدید، رزهای موجود در عالم گیاهی به سه گروه بزرگ تقسیم شده‌اند.

رزهای پرورشی

- رزهای تک گل؛

- رزهای خوشه‌ای؛

- رزهای پا کوتاه مینیاتور.

رزهایی که بصورت تک گل یا یک گل درشت ظاهر می­شوند. به این چنین رزهایی بخاطر اینکه کاملیا گل درشتی داشته و از خانواده چای بوده است تی هیبرید یا هیبرید چای Tea hybrid می­گویند. تمام گل­های شاخه بریده و اکثر رز فضای سبز از این دسته رزها هستند.
1- رزهایی که به حالت خوشه­ای یا چند گلی هستند. تفاوت عمده این دسته با گروه قبل در این است که یک گل درشت­تر در مرکز گل و تعدادی گل در اطراف آن وجود دارند. این رزهای خوشه­ای را اصطلاحاً رزا گِرَندی­فلوراRosa grandiflora می­نامند.
2- رزهایی که اصلاً مصرف شاخه بریده ندارند و به عنوان یک گیاه فضای سبزی و قابل سَربرداری کشت و کار می­شود. انواع رزهای مینیاتور که بسیار سریع‌الرشد هستند و به عنوان گیاه پرچینی Border plant برای فضای سبز استفاده می‌شوند.
تکثیر رزها بسته به نوع استفاده آن‌ها متفاوت است. اگر رزا به منظور استفاده در فضای آزاد کشت می‌شود بهتر است از روش پیوند روی پایه­های نسترن استفاده شود. اما اگر هدف از کشت و کار رزها استفاده از گل­های شاخه بریده این گیاهان است می­توان بوسیله کاتینگ و قلمه برداشتن آن‌ها را تکثیر کرد.
نسترن گیاهی است که میوه­های آن به رنگ قرمز و نارنجی است. درون این میوه­ها بذرهای کرک­دار سفیدی وجود دارد که آن‌ها را از داخل میوه جدا می­کنیم و در یک بستر مناسب ترجیحا ‌ً در سنگریزه یاشن نسبتاً درشت قرار داده و مرحله استراتیفیه Stratifieae یا طی دوره سرما را برای آن ایجاد می­کنیم.سپس این بذرها را وارد محیط کشت می­کنیم. محیط کشت می‌تواند مزرعه و یا حتی یک گلدان باشد.
زمان اجرای پیوند هنگامی است که ضخامت ساقه­های نسترن به اندازه کافی رسیده باشند. عمل پیوند را باید در فصل مناسب انجام داد. پیوندهای نیمانیم و پیوندهای گلخانه­ در ماه‌های زمستان انجام می‌شود، زمانی که پایه فعال و در حال رشد است. از یک گیاه در حال خواب و دورمسنی پیوندک را انتخاب می­کنیم و بر روی پایه وصل می­کنیم.
روش دیگر پیوند جوانه است. این پیوند را در فصل بهار یا اواخر تابستان انجام می­دهیم. بعد از استقرار پیوند و اطمینان از گیرایی پیوند، گیاه را به محل اصلی آن انتقال می­دهیم. برای انتقال از گلدان‌های معمولی یا پیت­های حلبی که فضای کافی برای رشد ریشه­های گیاه دارند استفاده می­کنیم، و بدون اینکه به ریشه­های گیاه آسیبی برسد حجم ریشه همراه با خاک را از گلدان جدا می­کنیم و در زمین اصلی می­کاریم. بعد از کاشت در زمین نگهداری خاصی احتیاج دارد.
ارقام مختلف گیاهان رز دوره­های متفاوتی از گل­دهی دارند. بعضی از ارقام در طی یک فصل رشد 6 تا 8 بار گل تولید می­کنند و بعضی دیگر دفعات کمتری، گل­ دهی دارند.
اما در هر حال برای داشتن یک رز سالم و پر گل دو نوع هرس توصیه می­‌شود :
- هرس سبز یا تابستانه؛
- هرس فرم یا زمستانه.
هرس تابستانه معمولاً پس از پایان هر دوره گل­دهی اتفاق می‌افتد. تمام دم‌گل و گل­های پژمرده شده را برمی­داریم بدین ترتیب جوانه­های پایین گل رشد کرده و برای دوره بعد به گل می­روند. این هرس از اوایل اردیبهشت تا اوایل آذر ماه بشرط اینکه امکان گل‌دهی باشد قابل انجام است.
هرس زمستانه در اوایل پاییز یا اواخر زمستان انجام می‌شود و بسته به ضخامت ساقه‌ها نوع هرس متفاوت است. چنانچه ساقه‌ی رز قطور و محکم است 3-2 جوانه را باقی گذاشته و بقیه را حذف می‌کنیم. اگر شاخه ضعیف بود و امکان رشد همه جوانه‌ها وجود نداشت 6- 5 جوانه باقی گذاشته و بقیه را حذف کنید.
نگهداری شاخه رز: بعد از بریدن و انتقال به گلدان (در طول و ارتفاع بریده می‌شود)، بخش‌هایی از انتهای ساقه که حالت لزج و بیمارگونه دارد را قطع کنید و برای نگهداری ساقه استفاده از ترکیبات نقره، ساکارز و اتانول 5% توصیه می‌شود.
-- -