بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


بهار  96  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



EFFECTS OF COMMERCIAL RHIZOBIUM STRAIN INOCULANTS AND TRIPLE
SUPERPHOSPHATE FERTILIZER ON YIELD OF NEW DRY BEAN LINES IN
CENTRAL KENYA
Abstract
Annual demand for dry beans of 749,000 metric tons in Kenya is far above the annual production of 380,000
metric tons. Bean yield can be increased through the use of improved bean varieties, phosphate fertilizer and
Rhizobium inoculants. Small-scale farmers who are the major dry bean producers rarely apply fertilizers in bean
production; hence the crop is largely dependent on nitrogen fixation for its nitrogen requirement. Inoculation of
seed beans with appropriate Rhizobium strains for enhanced nitrogen fixation provides a more economical and
sustainable alternative to the application of nitrogenous fertilizers. A trial was conducted in 2007 during long
and short rains at KARI-Thika and on farmers’ fields in Kirinyaga and Maragua districts in Central Kenya to
investigate the effect of three commercial Rhizobium strain inoculants and triple superphosphate (TSP) fertilizer
on yield of new dry bean lines. TSP fertilizer consistently increased bean yields during the long and short rain
seasons at the research site (Thika) and on farmers’ fields in Kirinyaga and Maragua districts. Compared to
fertilizer effects on yield, inoculation effects were not as consistent and were of much lower magnitude. Most of
the bean lines had their highest yield where both fertilizer and Rhizobium inoculants were applied. Rhizobium
strain 2667 followed by mixed strain treatments tended to outperform the other inoculation treatments. Four of
the bean lines gave consistently high yields under the same inoculation treatment in different seasons and sites.
Key words: Rhizobium strain, Inoculation, Triple superphosphate fertilizer,
Farmers’ fields, Bean yield

نوع مقاله : انگلیسی  

مرتبط با : زراعت حبوبات - غلات - زراعت گیاهان علوفه ای

عنوان مقاله  :    اثرات ریزوبیوم های تجاری جوانه زا  و کود فسفات سه گانه در کشت لوبیا خشک در کنیای مرکزی 

EFFECTS OF COMMERCIAL RHIZOBIUM STRAIN INOCULANTS AND TRIPLE
SUPERPHOSPHATE FERTILIZER ON YIELD OF NEW DRY BEAN LINES IN
CENTRAL KENYA

مرجع مقاله :   KARI-Thika

سال انتشار:  2008

تعداد صفحات : 10 صفحه

این مقاله هنوز ترجمه نشده -برای سفارش ترجمه به راهنمای پرداخت برید
فواید مصرف سبوس برای بدن
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ

نان قهوه ای  ، نانی است که از آرد دانه های سبوس دار گندم تولید شده و نان سفید، نانی است که از آرد بدون سبوس تولید شده و پوسته ی گندم (سبوس) آن حذف شده است.

بسیاری از پزشکان تا اوایل دهه ی سی قرن بیستم سبوس را یک ماده ی زاید و اضافی که موجب خراش روده ی بزرگ (کولون) می شد ، به حساب می آوردند. اما با پژوهش های جدید دو دهه ی گذشته فواید فراوان نان سبوس دار اثبات شد و سبوس به عنوان یک داروی موثر طبی برای بیمارانی که همیشه از مسئله ی یبوست یا اختلالات روده ی بزرگ رنج می برند، شناخته شد.

این ماده ی موثر حیاتی هم اکنون در داروخانه های ایالات متحده و سراسر اروپا در فروشگاه های مواد غذایی کشورهای پیشرفته به صورت بسته بندی های شکیل عرضه می گردد.

 

کشفیات جدید علمی در خصوص فواید سبوس

هم اکنون پزشکان اتفاق نظر دارند که سبوس مهم ترین راه درمان طبیعی یبوست به شمار می رود . جلوگیری از یبوست نیز از بروز بواسیر ، التهاب دیورتیکول (کیسه ای مدوربه اشکال و اندازه های مختلف است که در جدار داخلی روده ایجاد می شود)، سرطان کولون، شقاق، فیستول، شکاف بافت معده و عفونت های دستگاه گوارش (که غالباً در میان افراد مسن مشاهده می گردد) پیشگیری می کند.

 

 

 توصیه می شود همراه با مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد.

بر اساس پژوهش های مختلف ، سبوس غنی ترین منبع غذایی فیبر و الیاف گیاهی محسوب می شود. این فیبر و الیاف را که بیشتر مواد سلولزی و همی سلولزی می باشد، اکثر مردم می شناسند و می دانند که مصرف آن موجب افزایش حجم مدفوع می گردد. افزایش حجم مدفوع عامل اساسی مبارزه با یبوست و بیماری کولون و پیدایش سرطان کولون می باشد.

البته باید گفت که فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.

سبوس جو و برنج جزء فیبرهای محلول می باشند که اثر زیادی در کاهش کلسترول خون دارند.

 

 

 

سبوس، ملین و مسهل قوی ( ضد یبوست )

یکی از پژوهشگران علوم تغذیه و فیزیولوژی دستگاه گوارش به نام جین کاربر می گوید : "در تنظیم سیستم گوارشی و رفع یبوست هیچ ماده ای با قدرت سبوس برابری نمی کند. سبوس موجب رانش مدفوع در طول لوله های روده ی کوچک و بزرگ شده و در عین حال تاثیر فراوانی بر حرکات موجی شکل روده ها دارد".

علاوه بر آن یبوست باعث جذب سموم مدفوع و ورود آنها به خون شده و خون را کثیف و غلیظ می سازد. پیداست که خون آلوده محیط مناسبی برای تغذیه ی سلول ها و نیز گلبول های سفید و قرمز نبوده و سبب تیرگی رنگ رخسار و رسوب مواد سمی در انتهای مفاصل و درد و التهاب آنها در نواحی کمر و پا می گردد. به ویژه اگر همراه با اوره و اسید اوریک بالا ناشی از مصرف زیاد مواد پروتئینی مانند گوشت های قرمز باشد ، این اثرات تشدید می شود.

یبوست بر سیستم عصبی و روابط و رفتار افراد نیز اثر می گذارد و موجب بروز عصبانیت ، پرخاشگری ، افسردگی ، تنش های روانی، خستگی های مفرط، کوفتگی بدنی، بی حوصلگی، کسالت و سرانجام پیری زودرس در اثر رادیکال های آزاد می گردد.

 

 

 فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.سبوس جو و برنج جزء فیبرهای محلول می باشند که اثر زیادی در کاهش کلسترول خون دارند.

 

توصیه می شود هنگام مصرف سبوس ، از نوشیدن مایعات به ویژه آب ، آب میوه ها و نیز مصرف روغن زیتون  غافل نشوید. این مواد به اثر بخشی سبوس در حفظ سلامتی بدن کمک می کنند.

گروهی از پژوهشگران انگلیسی به سرپرستی "کومانگ" از دانشگاه کمبریج انگلیس، اقدام به مقایسه ی اثر سبوس و اثرات هویج  ، کلم  و سیب  در تنظیم حرکات دودی شکل روده در میان 19 هزار فرد سالم و طبیعی نمودند و به این نتیجه رسیدند که اگر چه سبزیجات و میوه اثرات ملین خوبی در روده های انسان دارند، اما میزان این اثر هرگز به پای تاثیر سبوس بر روده ها نمی رسد.

پژوهشگران دانشگاه کمبریج به این نتیجه رسیدند که مصرف روزانه ی 50 گرم سبوس، وزن مدفوع و سهولت خروج آن از روده ها را دو برابر می کند.

برای دستیابی به چنین اثری باید 5 فنجان هویج یا کلم پخته یا 11عدد سیب خورده شود تا اثر 50 گرم سبوس را در بدن داشته باشد.

در طی پژوهشی دیگر روشن شده که مصرف روزانه 15 گرم سبوس به اضافه ی مصرف انواع غذاهایی مانند دانه های گیاهی، شیر  یا سیب زمینی  منجر به درمان 60 درصد از مبتلایان به یبوست گردیده است.

 

 

 

فیبر و الیاف گیاهی سبوس عامل باز دارنده ی سرطان کولون

پژوهش های جدید نشان می دهد که مصرف سبوس و نان سبوس دار احتمال پیدایش سرطان کولون  و راست روده را کاهش می دهد.

سبوس موجب تخمیر و آزاد سازی ترکیبات ناشی از سوخت و ساز بدن در کولون می گردد و همین پدیده یعنی پیدایش ترکیبات ناشی از فعل و انفعالات متابولیسم، عامل باز دارنده در پیدایش سرطان روده ها و مانع حدوث بیماری های دستگاه گوارش است.

 

آیا زیاده روی در مصرف سبوس مجاز است؟

همان گونه که کاهش یا عدم مصرف سبوس برای عملکرد سیستم گوارشی مناسب نیست، افراط و زیاده روی در مصرف سبوس نیز عارضه به وجود می آورد. بنابراین توجه به نکات زیر ضروری است :

- زیاده روی در مصرف سبوس ممکن است ایجاد اسهال نماید.

- زیاده روی در مصرف سبوس منجر به انسداد روده و التهاب دیورتیکول روده می شود.

- توصیه می شود پس از مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد.

پس رعایت اعتدال و میانه روی در مصرف هر نوع ماده غذایی ( هر چند که مفید باشد ) لازم و ضروری است.

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ

خصوصیات گیاهی: لوبیا روغنی یا سویا با نام علمی Glycine max L. گیاهی است یکساله از تیره نخود (Leguminosae) که بصورت بوته ای استوار و نسبتاً پر برگ رشد می کند .

گرده افشانی در لوبیا روغنی بصورت خودگشنی است . میزان دگرگشنی به فعالیت حشرات بستگی دارد .

نیامهای رسیده برنگهای زرد ، خاکستری ، قهوه ای یا سیاه دیده می شود .


لوبیا روغنی گیاهی است کوتاه روز که بیش از هر محصول زراعی دیگر نسبت به طول روز حساسیت نشان می دهد .

لوبیا روغنی در گروه گیاهان گرمادوست قرار دارد و از این لحاظ تا حد زیادی مشابه ذرت است . به گرما و نور فراوان نیاز دارد و به سایه اندازی علفهای هرز حساس است .

لوبیا روغنی به خشکی حساس است . بذر در مرحله سبز شدن به زیادی رطوبت نیز حساسیت نشان می دهد .

به شوری خاک حساس است . اسیدیته حدود خنثی تا کمی اسیدی برای آن مناسب می باشد .

ارقام لوبیا روغنی را می توان از لحاظ مورد مصرف در سه گروه علوفه ای روغنی و حبوبات قرار داد.

تناوب زراعی: بطور کلی موقعیت لوبیا روغنی در تناوب زراعی همانند حبوبات است و می توان بعنوان فزاینده باروری خاک در تناوب قرار گیرد .

شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم

یونجه ـ سیب زمینی ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آیش

کود شیمیایی: چنانچه لوبیا روغنی برای اولین بار در مزرعه ای کشت می شود بهتر است بذر آنرا با باکتری تثبیت کننده ازت تیمار نمود .

تولید هر تن دانه لوبیا روغنی موجب خروج 60 تا 70 کیلو ازت ، 15 الی 20 کیلو اکسید فسفر و 20 تا 25 کیلو اکسید پتاسیم از خاک می گردد . لوبیا روغنی توان زیادی در جذب مواد غذایی از خاکهای فقیر دارد و همانند بادام زمینی می تواند در این خاکها رشد خوبی داشته باشد ، بهرحال برای حصول حداکثر عملکرد لازم است که مواد غذایی کافی در خاک قرار داد . مقدار کود مورد نیاز لوبیا روغنی می تواند صفر تا 120 کیلو در هکتار ازت و 45 تا 90 کیلو اکسید فسفر باشد .

در این شرایط ممکن است تا حدود 50 کیلو در هکتار اکسید پتاسیم نیاز باشد .

تاریخ کاشت:
حداقل حرارت خاک برای جوانه زدن و سبز شدن لوبیا روغنی حدود 15 درجه سانتیگراد و حرارت مطلوب آن حدود 30 درجه سانتیگراد است .

آبیاری: معمولاً اولین آبیاری را بلافاصله پس از کاشت انجام و خاک را تا عمق حدود یک متر خیس می کنند . دومین آبیاری بفاصله کمی بعد از آبیاری اولی و بسیار سبک انجام می شود تا سبز شدن تسهیل گردد .

کنترل علفهای هرز: توان لوبیا روغنی در مقابله با علفهای هرز ، بخصوص در شرایط افزایش فاصله ردیفهای کاشت بسیار کم است .

لوبیا روغنی به بسیاری از علف کشها حساس است .

علف کشهای قبل از کاشت مانند تریفلورالین ، اپتام و لاسو و علف کشهای قبل از سبز شدن مانند داکتال را می توان برای کنترل علفهای هرز لوبیا روغنی مورد استفاده قرار داد .

آفات و امراض: از آفات اختصاصی لوبیا روغنی می توان پروانه دانه خوار Etillo zinkenella را نام برد که به سایر حبوبات نیز خسارت می زند . کنترل این آفت با شخم پائیزه ، یخ آب زمستانه و تناوب زراعی بصورت عدم کاشت کلیه حبوبات برای 2 تا 3 سال در ناحیه امکان پذیر است . کنترل شیمیایی با مشاهده مداوم مزرعه از اوایل رشدو انجام سمپاشی با ظهور پروانه ها و مشاهده اولین آثار خسارت امکان دارد . استفاده از سموم گوزاتیون و دیپرتکس و تکرار سم پاشی پس از 7 الی 10 روز از نوبت اول توصیه شده است .

بیماریهای سفیدک داخلی لوبیا روغنی ، بیماری لکه ارغوانی لوبیا روغنی و موزائیک لوبیا روغنی بطور پراکنده و با خصارت غیر اقتصادی در مزارع لوبیا روغنی ایران مشاهده شده اند .

ظاهراً عامل بیماری بوته میری لوبیا روغنی در ایران قارچی است بنام Rhizoctonia solani فآفت

که ساپروفیت اختیاری است . مبارزه با این قارچ با انتخاب ارقام مقاوم ، زهکشی زمین و ضد عفونی بذر بوسیله قارچ کشهای سیستمیک مانند تیابندازول و بنومیل می باشد .

برداشت: معمولاً برداشت لوبیا روغنی هنگامی انجام می شود که نیامها زرد و خشک شده اند

موارد استفاده: دانه خشک لوبیا روغنی 14 تا 20 درصد روغن و 30 الی 40 درصد پروتئین داد . ارقام روغنی دارای پروتئین کمتر و روغن بیشتری هستند .

کنجاله لوبیا روغنی را برای تغذیه دام مصرف می نمایند . اما مصرف کنجاله لوبیا روغنی در کشورهای صنعتی برای تهیه گوشت گیاهی با گوشت لوبیا روغنی در کشورهای صنعتی برای تهیه گوشت گیاهی یا گوشت لوبیا روغنی معمول است

مقدمه

گندم از اولین گیاهانی است که به وسیله انسان زراعت شده است و مهم ترین گیاه زراعتی بشمار می رود. زیرا زراعت آن در مناطق مختلف و شرایط آب و هوایی متفاوت صورت گرفته و غذای اصلی اغلب مردم جهان را تشکیل می دهد. در ایران نیز تولید و سطح زیر کشت این گیاه از اهمیت ویژه ای برخودار است. عواملی نظیر هزینه های پایین ، در آمد نسبتاً زیاد ، استفاده از کاه آن جهت تغذیه دام و ... باعث شده است که این محصول روز به روز بیشتر مورد توجه کشاورزان قرار گیرد . بنابراین توجه ویژه ای به تغذیه مناسب این گیاه جهت افزایش کمی و کیفی این محصول و در نتیجه افزایش در آمد کشاورزان می شود. از طرف دیگر برای جلوگیری از مصرف بیش از حد کود های شیمیایی به خصوص کودهای فسفاته و تاثیرات مخرب آنها ، توجه پژوهشگران به سوی استفاده از کودهای زیستی جلب شده است. کود زیستی فسفاته بارور – 2 نیز از جمله این محصولات است.

تغذیه گندم
نیتروژن ، فسفر و پتاسیم از عناصر پر مصرف برای گیاه گندم می باشند که بایستی برای رشد کافی در اختیار گیاه قرار گیرند . در زراعت های آبی ، کودهای فسفاته ، پتاسه و یک سوم تا یک دوم کودهای ازته قبل از کاشت به زمین داده می شود. بقیه کود ازته به عنوان سرک تا قبل از ساقه رفتن گندم، به مزرعه داده می شود. در زراعت دیم در برخی نقاط نیمی از کود ازته را قبل از کاشت می دهند، برخی تمام آن را بعد از سبز شدن به عنوان سرک می دهند.
عنصر فسفر و اهمیت آن در تغذیه گیاه گندم
پس از نیتروژن ، عنصر فسفر یکی از عناصر پر مصرف برای گیاه به شمار می رود. این عنصر در تمام فرآیندهای بیوشیمیایی ، سازوکارهای انتقال انرژی و انتقال پیام ها دخالت می نماید. این عنصر از اجزای مهم تشکیل دهنده RNA ،DNA ، فسفوپروتئین ها، فسفولیپیدها ، کوآنزیم های DNA و PNAD و مولکول های حامل انرژی ADP ( آدنوزین دی فسفات ) و ATP ( آدنوزین تری فسفات ) به شمار می رود.
با وجودی که فسفر خاک های مختلف از 400 تا 1000 میلی گرم در کیلوگرم (ppm) گزارش شده است ( Rodriguez , 1999 ) ، ولی گیاهان می توانند این عنصر را فقط به صورت آنیون های یک ظرفیتی H_2 〖PO4〗^(-1) یا دو ظرفیتی 〖HPO4〗^(-2) جذب نمایند که در اغلب موارد مقدار آنها در خاک بسیار پایین است. از نظر زراعی ، فسفر نقشی اساسی در توسعه ریشه ، رشد رویشی ، گلدهی ، میوه دهی ،رسیدن محصول و افزایش کیفیت گیاه دارد.
جذب فسفر همچنین اثر متقابل بر جذب و انتقال عناصر کم مصرف همچون روی و آهن دارد.فسفر دارای اثرات مثبتی بر رشد ریشه ها ، پنجه زنی ، مقاومت گیاه به سرمای زمستان ، خوابیدگی و زودرسی می باشد. فسفر همچنین باعث افزایش جذب نیتروژن و بالا رفتن مقاومت گندم نسبت به بیماری های شده و کنترل کننده تاثیر منفی نیتروژن اضافی است. مقادیر بیش از حد فسفر باعث افزایش هیدروکربن ها ( نشاسته ) و کاهش میزان پروتئین در دانه می گردد. مصرف صحیح و به اندازه کودهای فسفره در خاک و در نتیجه تامین میزان مورد نیاز گیاه ، کاهش حساسیت غلات به درجه حرارت و محافظت از آن در برابر اثرات نامطلوب حرارت های پایین تر یا بالاتر از حد مناسب برای رشد و نمو را در پی دارد.

علایم کمبود فسفر در گیاه گندم
تیره شدن رنگ اندام های هوایی، کاهش سرعت رشد، کلروز تدریجی برگ ها که از قسمت نوک برگ شروع گشته و منتشر می گردد، از علایم کمبود فسفر در گندم به شمار می رود. در کمبود شدید فسفر ، برگ ها ساقه ها و به خصوص اطراف رگبرگ ها ارغوانی شده و سرانجام به رنگ بنفش در می آید . در این حالت اندازه سنبله ها کوچکتر از حد معمول خواهد شد.
تثبیت فسفر در خاک
فسفر به صورت ترکیبات آلی و معدنی در خاک وجود دارد. قسمت آلی از بقایای گیاهی ، جانوری و میکروبی تشکیل می گردد که شامل فسفولیپیدها ، اسید نوکلئیک و ترکیباتی مانند اسید فیتیک می باشد ومقدار آن به شدت وابسته به تجزیه میکروبی و معدنی شدن مواد آلی است. قسمت معدنی بیشتر شامل ترکیبات کلسیم ، آهن و آلومینیم می باشند که به اشکال مختلفی در طبیعت وجود دارند.
یون فسفات بسته به درجه قلیایی بودن خاک به اشکال مختلف در خاک یافت می شود که برخی از این اشکال به ترتیب کاهش حلالیت عبارتند از : ترکیبات مونو ، دی و تری کلسیم فسفات و انواع آپاتیت . گاهی فسفر در اشکال سیلیکات های آهن و آلومینیم ( مثل کائولینایت ) نیز یافت می شود. در خاک های نواحی نیمه خشک ، کربنات کلسیم به مقدار فراوان یافت می شود. در این خاک ها ، فسفات جذب سطوح کربنات کلسیم می گردد.
در خاک های اسیدی مقادیر بالایی از آهن ، آلومینیوم و منگنز به شکل محلول وجود دارند که با یون فسفات ترکیب شده و آن را به شکل غیر محلول در می آورند. لازم به ذکر است که اکسید هیدروژن غیر محلول آهن، آلومینیوم و منگنز نیز با آنیون یک ظرفیتی ترکیب شده وتبدیل به شکل غیر محلول می گردد. یکی از عوامل مهم که بر تثبیت فسفر تاثیر می گذارد، بافت خاک است. به طور مثال ، تثبیت فسفر در خاک های رسی نسبت به خاک های شنی بیشتر است. اندازه ذرات کودهای شیمیایی نیز در تثبیت فسفر تاثیر دارد، به عبارت دیگر ، هر چه اندازه ذرات کود بزرگتر باشد، میزان تثبیت فسفر موجود در آن بیشتر خواهد بود. علاوه بر این ، ظرفیت تثبیت فسفر در خاک های مختلف با توجه به خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، زیستی ، اقلیم و مدیریت زراعی متغیر است. به طور کلی ، بیش از 80 درصد کود مصرفی جذب گیاه نمی شود که یا در خاک تثبیت می شود و یا به آب های راکد و جاری نفوذ می نماید و باعث آلودگی محیط زیست می گردد.
قابلیت در دسترس بودن فسفر بستگی به عوامل زیادی چون PH ، تهویه خاک ، رطوبت ، دما، میزان مواد آلی ، مقدار آهن ، آلومینیم و منگنز محلول و غیر محلول ، نوع ماده حاوی این عنصر ، فعالیت ریزسازواره ها و روش های زراعی دارد.

خسارات ناشی از مصرف کودهای شیمیایی فسفاته
ترکیبات فسفره بر خلاف ترکیبات نیتروژنی تقریبا نامحلول هستند و بنابراین انتشار آنها در خاک بسیار کند است. به همین دلیل استفاده بی رویه کشاورزان از کودهای فسفاته در دهه های گذشته موجب تجمع ترکیبات آن در خاک شده است. در اغلب اراضی زراعی ، تجمع فسفر موجب بروز مشکلاتی در جذب عناصر کم مصرف می شود.علاوه برآن ، شستشوی فسفر به آب های زیرزمینی و راکد موجب خسارات جبران ناپذیر اکوسیستمی می شود به طوری که آلودگی فسفر و فلزات سنگین همراه آن ( مانند کادمیم ، اورانیوم و بور ) به عنوان یک خطر زیست محیطی در دهه های اخیر به شدت موجب جلب توجه بوم شناسان جهان شده است.

معرفی کودهای زیستی
کودهای زیستی، حاوی ریزسازواره های مفید در تغذیه گیاه می باشند که می توانند مشتمل بر گروه های مختلف از قبیل باکتری ها، قارچ ها، اکتینومیست ها و مانند آن باشند. امروزه استفاده از این کودها در جهت گام برداشتن به سوی کشاورزی پایدار و استفاده از اثرات مفید آنها رو به افزایش است.

کودهای زیستی فسفاته
در طبیعت گروهی از ریزسازواره های حل کننده فسفات وجود دارند که با رهاسازی تدریجی یون فسفات، نیاز به کودهای فسفاته شیمیایی را کاسته و کارایی آنها را بالا می برند. این ریزسازواره با استقرار در منطقه ریزوسفر، از ترشحات ریشه استفاده نموده و با تغییر PH و یا ترشح آنزیم ها، شرایط را برای تبدیل فسفر نامحلول به شکل قابل استفاده گیاه فراهم می سازند. یکی از سازوکارهای تبدیل فسفات به شکل معدنی و محلول ، ترشح اسیدهای آلی مانند اسیدهای استیک ، پروپیونیک ، لاکتیک ، گلیکولیک ، فوماریک و سوکسینیک است. نقش این اسیدها ، کاهش PH به صورت موضعی است را در پی دارد. سازوکار دیگر ، ترشح آنزیم های فسفاتاز توسط میکروارگانیسم ها و تجزیه ترکیبات فسفاته آلی و حتی معدنی است.

کود زیستی فسفاته بارور – 2
کود زیستی فسفاته بارور – 2 حاصل پژوهش 8 ساله گروهی متشکل از 24 نفر پژوهشگر در جهاد دانشگاهی واحد تهران می باشد. از آنجایی که اقلیم های مختلف ممکن است اثرات مختلفی بر رشد و فعالیت باکتری های حل کننده فسفات داشته باشد، تلاش هایی برای جداسازی سویه های بومی که با شرایط دلخواه زیست محیطی سازگار هستند، انجام شد که نتیجه آن معرفی کود زیستی بارور – 2 بود. این کود، حاوی دو نوع باکتری حل کننده فسفات از گونه های باسیلوس لنتوس ( سویهP5 ) و سودوموناس پوتیدا ( سویهP13 ) می باشد که به ترتیب با استفاده از دو سازوکار ترشح اسیدهای آلی و اسید فسفاتاز باعث تجزیه ترکیبات فسفره نامحلول و در نتیجه قابل جذب شدن آن برای گیاه می گردند. طی پژوهش های پنج ساله، ابتدا جدا سازی باکتری های حل کننده فسفر از خاک های مناطق مختلف کشور انجام شد. سپس این باکتری های تحت آزمایش های متعددی مانند بررسی مقاومت به تنش های محیطی ( دما، شوری ،PH های مختلف ) و رقابت با ریزسازواره های دیگر قرار گرفتند. نتایج حاکی از این بود که این باکتری ها قادرند دامنه وسیعی از PH بین 5 تا 11 ، دمای بالا تا 42 درجه سانتی گراد و شوری تا 5/3 درصد را به خوبی تحمل نمایند. وجود چنین مشخصه هایی باعث شده است که بتوان این کود زیستی را در طیف گسترده ای از خاک های ایران و برای محصولات گوناگون به کار برد.

مزایای بارور – 2
1 – سازگاری با اقلیم کشور ایران :
جداسازی سویه های باکتر از خاک های ایران و آزمایش متعدد انجام شده بر روی آنها نشان می دهد که بارور – 2 با شرایط محیطی بومی مزارع کشور سازگار است.
2 - توانایی حل کنندگی فسفات بالا :
در فرمولاسیون این کود سویه هایی از باکتری های ترشح کننده اسید و باکتر های ترشح کننده آنزیم های فسفاتاز استفاده شده است.روش های غربالگری برای جداسازی اولیه و آزمایش های مقایسه ای متعدد نشان می دهد که سویه های باکتری به کار رفته بیشترین قدرت حل کنندگی فسفات از ترکیبات معدنی و آلی فسفره را دارند.
3 – کلنی شدن با ریزوسفر گیاه
آزمایش ها نشان می دهند باکتری های موجود در کود زیستی بارور – 2 همیار ریشه گیاهان بوده و در زمین های زراعی به خوبی با سایر باکتری ها به ویژه باکتری های مضر رقابت می کند.
4 – افزایش عملکرد:
آزمایش های آماری صورت گرفته در سال های مختلف بر روی محصولات زراعی مختلف، افزایش عملکرد 10 تا 54 درصد را نشان می دهد. به طور خاص ، میانگین افزایش عملکرد گندم آبی 12/91 درصد و گندم دیم 7/9 درصد بوده است . به طوری که میانگین برداشت با استفاده از کود شیمیایی فسفاته در گندم آبی 4423 کیلوگرم در هکتار و در گندم دیم 9/1343 کیلوگرم بوده است. در حالی که میانگین برداشت با استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2 در گندم آبی 4826 کیلوگرم در هکتار و در گندم دیم 5/1474 کیلوگرم در هکتار بوده است .

( جدول 1 و 2 )
جدول شماره یک
http://elistiyen.googlepages.com/jadval1.jpg
جدول شماره دو
http://elistiyen.googlepages.com/jadval2.jpg


مطالعات در بیش از 800 مزرعه نمونه نشان می دهد مصرف کود زیستی بارور – 2 باعث افزایش سود به طور میانگین 826150 ریال در هکتار در گندم آبی و 267730 ریال در هکتار در گندم دیم نسبت به مصرف کود شیمیایی فسفاته می شود. مشاهدات کشاورزان نشان می دهد ریشه توسعه بیشتری دارد و تعداد پنجه ها نیز بیشتر می شود. علاوه بر آن ، گندم حاصل از نظر بهداشتی سالم تر بوده و تشویق کشاورزان به مصرف کود زیستی بارور – 2 باعث حفظ محیط زیست از طریق کاهش تجمع فسفات و عناصر سنگین همراه کودهای شیمیایی ( مانند کادمیم ، اورانیوم و بور ) می گردد.

5 – کاهش مصرف کود شیمیایی فسفاته :
با مصرف کود زیستی فسفاته بارور – 2، استفاده از 20 تا 50 درصد مقدار توصیه شده می رشد.
6- کاهش بیماری ها
در منابع متعددی اثر باکتری سودوموناس پوتیدا در کاهش بیماری های باکتریایی و قارچی خاک زی ذکر شده است. در عمل ، مشاهدات تیم پژوهشی و همچنین کشاورزان حاکی از کاهش قابل توجه این بیماری ها در اثر استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2 بوده است.
7- سازگاری با سایر کودها و سموم :
آزمایش ها نشان می دهد تاثیر متقابلی بین این کود و سایر کودها و سموم در بازار فعلی وجود ندارد. به هر حال ، برای اجتناب از آثار سوء ناشی از فشار اسمزی بر باکتری های موجود در این کود، توصیه می شود از مخلوط کردن آن به ویژه با سموم تا حد امکان پرهیز شود.
8 – حفظ خصوصیات ژنتیکی :
روش به کار گرفته شده برای تولید این کودها ، پایداری ژنتیکی باکتری های مفید موجود درآن را تضمین می کند.
9 – پایداری در هنگام انبارداری :
برای سهولت توزیع و دسترسی مصرف کننده ، فرمولاسیون کود زیستی بارور – 2 به نحوی است که حداقل شش ماه پایداری آن تضمین می گردد فرمولاسیون های جدیدتر در حال تحقیق می باشند.
10 - روش مصرف آسان :
از نظر ماهیت ، کود های زیستی متفاوت از کودهای شیمیایی هستند و نیاز به ادوین روش مصرف خاص برای آنها احساس می شود. کود زیستی بارور – 2 به صورت پودر مرطوب در شرایط استریل بسته بندی شده است. بهترین روش های مصرف که از جمع بندی نتایج آزمایش های متعدد به دست آمده اند، در قسمت بعد آورده شده اند. به کار بردن صحیح این روش ها از جمله کاهش مصرف کود شیمیایی فسفاته به میزان حداقل 520 درصد موکداً توصیه می شود .
11 - حمل و نقل آسان :
تولید کود زیستی بارور – 2 در بسته های صد گرمی باعث شده است تا هزینه های حمل و نقل و انبارداری به مراتب کاهش پیدا کند.

نحوه استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2
با توجه به امکانات موجود ، سطح زیر کشت و نحوه کشت در هر منطقه ، روش های زیر برای استفاده از این کود در زراعت گندم و جو توصیه می گردد. لازم به ذکر است که روش ها به ترتیب اولویت استفاده و اثر بخشی ذکر شده اند.

روش اول
بذر های گندم مورد نیاز برای یک هکتار را با مقدار کمی آب مرطوب ساخته و با محتوای یک بسته 100 گرمی کود زیستی بارور – 2 به خوبی مخلوط نمایید. در صورتی که کشت بذر مرطوب به آسانی امکان پذیر نباشد، اجازه دهید بذرها در سایه به حد کافی خشک شوند. سپس بذرها را به صورت دستی یا به وسیله بذر کار کاشته و در اسرع وقت آبیاری را آغاز کنید

روش دوم
یک دستگاه سم پاشی دستی را به خوبی بشویید . سپس هر بسته 100 گرمی کود بارور – 2 را با حدود 5 لیتر آب به خوبی حل کنید. محلول حاصل را با پارچه ای صاف نموده و داخل سم پاش بریزید. بذرهای مورد نیاز را روی پلاستیک پهن کنید و محلول مزبور را روی آن بپاشید . با وسیله ای مانند بیل بذرها را زیرو رو کنید تا به خوبی به کود بارور – 2 آغشته شود. در صورت نیاز ، همانند روش اول بذرها را خشک کنید و پس از کشت آنها، در اسرع وقت اولین آبیاری را انجام دهید .

روش سوم
هنگام اولین آبیاری پس از فصل سرما یا یک ماه پس از کشت بهاره ، کود زیستی بارور – 2 را در یک بشکه آب حل کنید و آن را در مسیر آبیاری قرار دهید. هنگامی که آب به انتهای زمین رسید ( اواسط آبیاری ) ، شیر بشکه یا منفذ آن را باز کنید تا محلول حاوی بارور – 2 به تدریج وارد آب شده و به همه کرت ها و ردیف ها برسد.

لازم به ذکر است که تجربیات قبلی نشان می دهند مصرف بارور – 2 به روش 1 و 2 محصول بیشتری را به همراه خواهد داشت . اما اگر در اولین آبیاری پس از زمستان یک بار دیگر به روش سرک ( روش 3 ) کود زیستی بارور – 2 مصرف شود. افزایش محصول باز هم بیشتر می شود
چنانچه از روش 3 استفاده کرده اید ، بهتر است یک بار در اولین آبیاری کود زیستی فسفاته بارور – 2 را استفاده کنید و 40 تا 50 روز بعد این کار را دوباره تکرار کنید.

دستورات عمومی1 – همان طور که در دستور العمل روی بسته های کود زیستی بارور – 2 آمده است، این کود در حضور مقادیر معینی از کود شیمیایی فسفاته باعث افزایش عملکرد محصول می گردد. همچنین ، کاربرد مقادیر زیادتر و یا عدم استفاده از فسفر باعث کاهش اثر بخشی بارور – 2 می شود. برای سهولت امر ، جدول زیر پیشنهاد می شود.

جدول مصرف کود شیمیائی و فسفاته بارور - 2 http://elistiyen.googlepages.com/jadavalkod.jpg


2 – کود زیستی فسفاته بارور – 2 حاوی باکتری هایی است که با ترشح اسیدهای آلی و آنزیم فسفاتاز باعث رها سازی فسفات از ترکیبات معدنی آلی آن می شوند، بنابراین لازم است :

الف . بسته های کود در دمای 4 تا 30 درجه نگهداری شود.
ب . حتی الامکان از تابش مستقیم آفتاب و یا انجماد این کود بپرهیزید.
3 – کود زیستی فسفاته بارور – 2 در شرایط استریل بسته بندی شده است ، بنابراین سعی کنید تمام محتوی هر بسته را ظرف یک روز مصرف کنید.
4 – بجز کود شیمیایی فسفاته ، سایر کودهای شیمیایی و سموم طبق معمول استفاده شود.

منابع :
- آستارایی ، علی رضا و عوض کوچکی ( ترجمه ) سوبارائو. ان . اس . (1375) . کاربرد کودهای بیولوژیکی در کشاورزی پایدار. جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد . مشهد .ایران
- محمد بای بوردی ، محمد جعفر ملکوتی ، هرمز امیر مکری و مهدی نفیسی. ( 1379 ) تولید و مصرف بهینه کود شیمیایی در راستای اهداف کشاورزی پایدار . نشر آموزش کشاورزی.
- کوچکی ، عوض ( 1373 ) زراعت در مناطق خشک . غلات ، حبوبات گیاهان صنعتی و گیاهان علوفه ای . جهاد دانشگاهی مشهد . تهران . ایران .
- ملبوبی ، محمد علی ( 1383 ) نشریه فنی شماره 1 . زراعت گندم .جو با استفاده از کو د زیستی فسفاته بارور – 2 . زیست فناور سبز . انتشارات استاد ملبوبی . تهران . ایران .
- ملکوتی ، محمد جعفر و مهدی نفیسی (ترجمه ) ( 1373 ) مصرف کود در اراضی زراعی دیم و فاریاب . انتشارات دانشگاه تربیت مدرس . تهران . ایران.
- ملکوتی ، محمد جعفر و مهدی همایی . ( 1377 ) . حاصلخیزی خاکهای مناطق خشک ( مشکلات و راه حل ها ) انتشارات دانشگاه تربیت مدرس . تهران . ایران.
- محمد جعفر ملکوتی ، غیبی ( 1379 ) – تعیین حدود بحرانی عناصر برای گیاهان زراعی . نشریه سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی.
- زراعت گندم آبی و دیم با استفاده از کود زیستی فسفاته بارور – 2 – بروشور زیست فناور سبز

سیب زمینی با نام علمی Solanum tuberosum l
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ
سیب زمینی با نام علمی Solanum tuberosum l. گیاهی است یکساله از تیره گوجه فرنگی (Solanaceae) که برای استفاده از غده زیر زمینی آن کشت می گردد.

گلهای سفید قرمز یا ارغوانی سیب زمینی با دمگلهای بلند بطور متراکمی در انتهای ساقه و با گل آذین گرزن دیده می شود.طول دوره رشد آن 3 الی 6 ماه است.ارتفاع بوته علفی ولی ایستاده سیب زمینی به 60 تا 150 سانتی متر میرسد.مشخصه سیب زمینی وجود ساقه های خزنده زیر زمینی به طول 5 تا 45 سانتیمتر است که از گره های پایینی و زیر خاک ساقه های هوایی منشاء می گیرد.این ساقه های خزنده زیر زمینی دارای برگهای کوچک فلسی شکل است و چنانچه در معرض نور قرار گیرد به ساقه های هوایی تبدیل می شود.راس هر ساقه خزنده زیر زمینی متورم گشته و به غده سیب زمینی تبدیل میگردد.

از بذر سیب زمینی در زراعت استفاده نمی شود بلکه از غده سیب زمینی برای تکثیر استفاده بعمل می آید.

بوته ای که از غده سیب زمینی بوجود می آید دارای ریشه ای افشان و نابجا است که ممکن است تا عمق بیش از یک متر در خاک نفوذ کند.

هورمون لازم برای تحریک و شروع غده بندی در برگها و تحت تاثیر روز های کوتاه تولید می شود.سیب زمینی از نظر گلدهی بلند روز و از نظر غده بندی کوتاه روز است.دیمکاری آن چندان موفقیت آمیز نخواهد بود.سیب زمینی به خشکی و شوری خاک حساس است.

از بیماریهای مهم سیب زمینی در ایران میتوان به بیماری مرگ ریشه-پوسیدگی خشک-بوته میری-سفیدک داخلی و ویروسی سیب زمینی اشاره نمود.
مهمترین راه مبارزه با بیماری های ویروسی استفاده از غدد عاری از ویروس جهت کاشت و کنترل حشرات ناقل ویروس مانند شته سبز هلو میباشد.



از نظر حصول حداکثر حداکثر عملکرد بهتر است هنگامی برداشت شود که 25 الی 50 در صد برگ ها زرد باشد.



یک غده کامل سیب زمینی بطور میانگین دارای 79 درصد آب -1درصد املاح-2 در صد پروتیین-0/1 درصد چربی- 0/6 درصد فیبر و حدود 17 درصد کربوهیدرات است.
ارزن مرواریدی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ

● مقدمه
ارزن مرواریدی با نام علمی pennisetum glaucum یک غله روز کوتاه است که به عنوان گیاه تابستانه برای مصرف علوفه ای و دانه ای از دیر باز در بسیاری از کشورهای گرمسیر جهان کشت می شده است. پیشرفت های تازه در دورگه گیری از این گیاه واریته های جدید و سودمندی را تهیه کرده است که برای کشت در مناطق خشک مناسب است.
این گونه از ارزن می تواند دوره های مکرر و طولانی خشکی را به خوبی پشت سر بگذارد و تولید محصول کند. تحمل این گیاه آنقدر بالا است که حتی در مناطقی که بارندگی آن برای کشت سورگوم نامساعد است ، می توان این گیاه را کشت کرد. ارزن مرواریدی نسبت به سایر غلات این قابلیت را دارد که به زمین های شنی و اسیدی مقاومت کند.
ریشه این گیاه آنچنان عمیق است که می تواند آب ، نیتروژن ، فسفر و پتاسیم آبشویی شده در خاک های عمقی را جذب و استفاده کند و نسبت به سایر غلات تابستانه به سطوح کمتر کودی نیازمند است.
این خصوصیات ارزن مرواریدی آنرا برای کشت و تولید محصول در مناطق خشک و نیمه خشک که معمولا خاک فقیر تری از سایر خاک ها دارند مناسب ساخته است. تحقیقات نشان داده است مه در صورتی که مدیریت زراعی مناسب بر این گیاه اعمال شود می تواند محصول قابل توجهی تولید کند. این گیاه را در دنیا به جز به صورت تک کشتی، بیشتر به صورت مخلوط و همچنین به صورت کشت ثانویه بعد از غلات زمستانه کشت می کنند.
دانه آن به مصرف ماکیان رسیده و همچنین رژیم غذایی مناسبی برای گاو و خوک فراهم می کند. این گیاه برای تک معده ای ها و نشخوار کنندگان عوارضی بدنبال نداشته و می تواند جهت افزایش وزن در رژیم غذایی آنها گنجانده شود. در بسیاری از کشور های فقیر این گیاه جهت مصرف انسان نیز کشت می گردد پروتئین دانه ارزن مرواریدی بیش از سایر غلات دانه ای گزارش شده است .میزان پروتئین خام در آن ۱۲ تا ۱۴ درصد محاسبه شده است . همچنین محتوی ویتامین A در این گیاه بیش از ذرت و سایر غلات گرمسیری می باشد.
در صورتی که انرژی قابل سوخت و ساز آن محاسبه شود مشاهده می شود که آن عدد مشابه ذرت است که این آمار نشان از ارزش غذایی بالای این گیاه دارد.

● نیاز های رشد
بذر گیاه ارزن مرواریدی در ۱۵ تا ۴۰ درجه سانتیگراد به خوبی جوانه می زند و در صورت مساعد بودن شرایط طی دو تا چهار روز سبز می کند. رشد آن در ۴ هفته اول کند است و پس از آن وارد فاز سریع ساقه دهی و گلدهی می شود. در مناطقی که رطوبت لازم در دسترس باشد بدون اعمال آبیاری و کود هم محصول می دهد.
گلدهی این گیاه حدود ۴۰ تا ۵۰ روز پس از سبز شدن آغاز شده و ۳۰ الی ۴۰ روز پس از گلدهی به رسیدگی فیزیولوژیکی می رسد. همچنین دوره رشد با دیر کشت تا حدی تسریع می شود.

● خاک مورد نیاز
ارزن مرواریدی در طیف وسیعی از خاک ها رشد می کند. این طیف می تواند از رسی لومی تا خاکهای شنی عمیق تغییر یابد. همچنین pH مناسب جهت رشد گیاه از کمی قلیایی(۵/۷) تا اسیدی (۵/۵) قابل تغییر است.
با این حال عملکرد و کیفیت دانه در خاکهای عمیق و حاصلخیز بهبود می یابد.
در صورتی که خاکورزی مناسب و عمیق در زمین زراعی انجام شود عملکرد تا حد مطلوبی بالا می رود. این گیاه در خاک هایی که در فصول باران خیز سال با اب گرفتگی و غرقاب مواجه هستند با مشکل مواجه می شود. قرار گرفتی در چنین شرایطی منجر به نقص سیستم ریشه ای ، کاهش عملکرد دانه و محتوی پروتئین آن میگردد.
به نظر می رسد گیاه ارزن مرواریدی نسبت به افزایش آبیاری پاسخ مطلوبی نمی دهد و تنها هنگام آغاز گلدهی تا مرحله خمیری شدن دانه به کمبود رطوبت خاک حساس باشد.

● مراحل رشد
سه مرحله عمده رشدی برای این گیاه در نظر گرفته می شود:
۱) مرحله رشدی اول که شامل جوانه زنی تا تمایز اندام های زایشی می شود GS۱:
۲) دومین مرحله شامل ابتدای تمایز تا ابتدای گلدهی می شودGS۲:
۳) این مرحله ار ابتدای گلدهی تا آخر بلوغ فیزیولوژیکی را شامل می شودGS۳:

● دما
صفر فیزیولوژیکی این گونه ارزن ۱۲ درجه سانتیگراد و بهترین دما برای آن ۳۰ تا ۳۵ درجه می باشد. حد اکثر دمایی که در آن گیاه قادر به زندگی کردن است ۴۵ درجه سانتیگراد است.
دمای اپتیمم برای GS۱ ، ۲۰ درجه ؛ برای GS۲، ۳۰ درجه و برای GS۳، ۲۵ درجه سانتیگراد اندازه گیری شده است.

● نور
با توجه به اینکه این گیاه از سیستم فتوسنتزی C۴ برخوردار است میزان نور فراوانی جهت سپری کردن مراحل فنولوژیکی خود نیازمند است . پس کشت این گیاه در مناطق ابری و در فصول ابری و سرد ، رشد گیاه را با مشکل مواجه می کند.
ارزن مرواریدی گیاهی است روز کوتاه . کولتیوار های غیر حساس به طول روز معمولا دیر رس هستند و کولتیوار های زود رس به فتوپریود حساسیت نشان می دهند.

● باد
به غیر از نور و دما ، عامل دیگری نیز وجود دارد که می تواند در رشد بهتر گیاه موثر باشد. این عامل باد است. باد موجب جابجایی هوای سطح مزرعه و رسیدن CO۲ بیشتر به کنوپی می شود. همچنین باد باعث می شود جابجایی حاصله موجب رسیدن نور به پایین کنوپی می شود و نیز در گرده افشانی گیاه عامل موثری به شمار می رود و موجب بهبود عملکرد دانه ای می شود.

● کاشت
در کشت زود هنگام ارزن مرواریدی وقتی که دمای سطح خاک (۵ سانتیمتری) کمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد باشد این موضوع می تواند به گیاهچه های این گیاه خسارت وارد کرده و یا از جوانه زنی آنها جلوگیری کند.
در شرایط عمومی امریکا می توان تاریخ کشتی ما بین اول ماه می تا اواسط ماه جولای را برای کشت این گیاه پیشنهاد کرد.
در مناطق گرمسیر که از تابستان بلندی بهرمند هستند، می توان کشت را تا اول آگوست هم به تاخیر انداخت ولی کشت در اواخر ماه می را بهترین تاریخ کشت این گیاه ذکر کرده اند.

● تهیه بستر کشت
بهترین زمین برای کشت ارزن مرواریدی زمین عاری از علف هرز در اوایل فصل می باشد. شخم عمیق برای تهیه بستر مناسب است و باید لایه های سخت زیرین را از بین ببرد. بهتر است لایه های زیرین شنی تا لومی شنی باشند تا به توسعه سیستم ریشه ای گیاه کمک کند. سیستم های دارای شخم حفاظتی برای خاک های رسی مناسب تر بوده از ایجاد لایه های سخت (hard pan) جلوگیری می کند. بهتر است شخم زمانی صورت بگیرد که علف های هرز تازه سبز شده اند.
اگر از سیستم شخم حفاظتی استفاده می شود بهتر است در بهار زمین را شخم نزده ، در پاییز اقدام به کشت گیاهی پوششی نموده و در آخر زمستان از شخم عمیق استفاده شود.

● تراکم کاشت
بهترین میزان مصرف بذر ۳ تا ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد. به طور متوسط با در نظر گرفتن ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر به عنوان فاصله ردیف ها ؛ حدود ۸ تا ۱۰ سانتیمتر را به عنوان فاصله بوته ها در ردیف می توان در نظر گرفت . با این حساب تراکم بوته ای مناسب در هر هکتار معادل ۳۰۰،۰۰۰ تا ۴۰۰،۰۰۰ بوته خواهد بود.
با اینکه فاصله ردیف ها را می توان از ۳۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در نظر گرفت ، فاصله ای در حدود ۴۵ سانتیمتر علاوه بر حصول عملکرد بالا ، محتوی پروتئین دانه را نیز در حد بالای خود نگه خواهد داشت و از خسارت ناشی از حمله حشرات نیز خواهد کاست. برای عمق کاشت ارزن مرواریدی اعدادی بین ۱ تا ۲ سانتیمتر را پیشنهاد کرده اند.

● نیازهای کودی
نیاز کودی ارزن مرواریدی معادل گیاه سورگوم تخمین زده شده است. برای خاک های رسی میزان ۸۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم کود نیتروژنه نیاز است که ۳۰% آن را پیش از کشت به خاک می افزایند. بدیهی است با شنی تر شدن خاک میزان مصرف کود نیز افزایش می یابد. با توجه به سیستم ریشه ای قوی و کم توقعی این گیاه به طور معمول نیاز این گیاه به عناصر فسفر و پتاس و منیزیم در غالب خاک ها فراهم است و تنها با آزمایش و مشاهده فقر خاک می توان رژیم کودی مناسب را مشابه گیاه سورگوم اعمال کرد.
از جمله عناصر مورد نیاز این گیاه عنصر گوگرد است که می توان با دادن ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم در هکتار کود سولفور این نیاز را مرتفع ساخت. لازم به یادآوری است که این گیاه در خاک های اسیدی عملکرد بهتری خواهد داشت.
به غیر از عوامل ذکر شده به نظر می رسد، شوری خاک از جمله عوامل محدود کننده رشد این گیاه به حساب می آید.
عملیات داشت در این گیاه با توجه به کم توقعی و نیز خاصیت خفه کنندگی برای علف های هرز ، به مبارزه با بیماریها ،نماتد ها و حشرات خلاصه می شود.

● برداشت
گیاه از حدود ۴۰ روز پس از گلدهی قابلیت برداشت را دارد. میزان رطوبت دانه جهت برداشت ۱۴ تا ۱۵ درصد و برای انبار کردن ۱۰ تا ۱۲ درصد می باشد. خوشه ها در هنگام برداشت زرد طلایی و تا حدی متمایل به قهوه ای می باشد و خوشه ها نیز شکننده می شوند. به دلیل ریز بودن دانه ها در هنگام برداشت باید دقت زیادی مبذول داشت تا هدر رفت دانه ها کاهش یابد. با تنظیم دقیق دندانه های کمباین می توان از این دستگاه جهت برداشت دانه بهره جست.

● اهمیت ارزن مرواریدی
سازگاری و مقاومت این گیاه به شرایط نا مساعد محیطی آنرا در بسیاری از کشور های گرمسیر جهان ، از غرب آفریقا تا شبه قاره هند گسترش داده و آنرا به صورت یک گیاه زراعی مهم در آورده است. دانه این گیاه علاوه بر مصرف علوفه ای دام و طیور ، توسط انسان نیز مصرف می شود و امروزه غذای چیز در حدود ۵۰۰ میلیون نفر از مردم کره زمین را تشکیل داده است. این گیاه مساحتی بیش از ۱۹ میلیون هکتار در آفریقا و حدود ۱۵ میلیون هکتار در آسیا را زیر کشت خود دارد. به غیر از این در سایر نقاط دنیا نیز کمابیش به کشت این گیاه ارزشمند اقدام می شود.
مناطقی که مساعد کشت این گیاه می باشند عبارت از شمال و غرب آفریقا، مناطق مرکزی آسیا ، شبه قاره هند، خاور میانه و آمریکای مرکزی و استرالیا می باشد. طبق گزارش وزارت کشاورزی در سال ۸۵ این گیاه برای اولین بار در ایران و در استان گلستان کشت شد. عملکرد جهانی دانه ای ارزن مرواریدی در سال ۲۰۰۲ ، بیش از ۱۰ میلیون هکتار گزارش شده است و جدیدترین اخبار حکایت از افزایش این رقم در سالهای اخیر دارد.
اکنون بیش از دو سوم از کل ارزنی که در کشور هندوستان کشت می شود مربوط به ارزن مرواریدی می شود و غالبا مربوط به ایالات گرم و خشک این کشور یعنی ایالات راجاستان ماهاراشترا، هاریانا و گوجارات می شود.

با اینکه بیش از نیمی از سطح زیر کشت ارزن مرواریدی زیر کشت توده های محلی قرار دارد ، هر ساله واریته ها و هیبرید های جدیدی به زارعان معرفی می گردد. یکی از این هیبرید ها موسوم به Tifgrain ۱۰۲ است که توسط وزارت کشاورزی امریکا و با همکاری دانشگاه جرجیا معرفی شده است. هیبرید های پیشین عملکرد مطلوب و یکنواختی در رسیدگی بذر نشان ندادند که این هیبرید این مشکل را بر طرف کرده از لحاظ کشت مکانیزه نیز در مطلوبیت بالایی برخوردار است. در هر حال وزارت کشاورزی امریکا به زارعینی که در مناطق خشک و نیمه خشک آن کشور علوفه ای با عملکرد اقتصاد و بیولوژیک بالا می خواهند ، ارقام مختلف ارزن مرواریدی را پیشنهاد نموده است.

مقدمه

زراعت فن کشت و کار و بهره برداری از عوامل محیطی برای تولید محصولات کشاورزی میباشد. با توجه به وجود محدودیت های زیاد در این ضمینه شاید بتوان بهترین راه و تنهاراه رسیدن به این مقصود را انجام چند کشتی و زراعت مخلوط دانست.

زراعت مخلوط یعنی  کشت بیش از یک نبات دریک قطعه زمین و در یک سال زراعی به ترتیبی که یک گیاه همزمان کشت و برداشت شود.بلکه میتوان یک گیاه را را همزمان و مدتی پس از گیاه اول  کشت نمود و همزمان یا بعد از ان برداشت کرد. 

نوع مقاله : فارسی کامل- پروژه

مرتبط با : پروژه - زراعت دیمکاری - زراعت صنعتی

عنوان مقاله  :    کلیات راجع به کشت مخلوط

مرجع مقاله : تالیف و گردآوری سیدمهدی  شمس

سال انتشار: ١١/١٣٨٨

تعداد صفحات :۴٠ صفحه 

مقاله شماره 128

دانلود  (4000 تومان) به بخش راهنمای پرداخت برید

مشاهده بقیه مقاله در ادامه مطلب

 

همه چیز در مورد کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

 

جزوه کامل زراعت علوفه ای (مهندس منعم)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ

نوع مقاله : فارسی کامل - جزوه درسی

مرتبط با : زراعت علوفه ای - زراعت عمومی

عنوان مقاله  :   زراعت گیاهان علوفه ای

مرجع مقاله :  تالیف مهندس رضا منعم

سال انتشار:  پاییز ٨٨

تعداد صفحات :  ٩۵  صفحه ( حجم ۵ مگ - دانلود در ٩ دقیقه )

دانلود مقاله شماره  ٨۶

دانلود متن کامل مقاله شماره 17

    

   سیستم های تحمل ریزوباکتریها به بیماریهای گیاهی

    

Understanding the involvement of rhizobacteriamediated

induction of systemic resistance in

biocontrol of plant diseases

Abstract:

 Specific strains of nonpathogenic rhizobacteria can induce systemic resistance that is effective against a

range of plant pathogens. To exploit induced systemic resistance, detailed knowledge of the triggering bacterial traits

involved and on signal transduction pathways in the plant is necessary. Possibilities to improve effectiveness of induced

resistance by rhizobacterial strains are discussed.

Introduction

The estimated number of prokaryotic cells in our planet’s

soil is 2.6 × 10

29, providing an enormous capacity for genetic

diversity (Whitman et al. 1998) and a great potential

for exploitation. One of the uses of prokaryotes from soil is

for biological control of soilborne plant diseases

(Handelsman and Stabb 1996). Particularly, strains of plantroot-

inhabiting fluorescent

Pseudomonas spp. have been

studied in detail for their disease suppressive properties. In

a recent review, Weller et al. (2002) described the importance

of these bacteria in soil suppressiveness against

Gaeumannomyces graminis

itici

 

 

root surface of the plant (Lugtenberg et al. 2001), and effective

expression of disease-suppressive traits (Handelsman

and Stabb 1996), are generally considered prerequisites for

successful suppression of soilborne diseases by rhizobacteria.

The mechanisms involved in disease suppression

 

J. Walker. Active and long-term colonization of the
(Sacc.) Arx. & D. Olivier var.

 induced systemic resistance, lipopolysaccharides, Pseudomonas fluorescens, Pseudomonas putida, salicylic

Key words:

 

زراعت باقلا (Vicia faba)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ

زراعت باقلا (Vicia faba)

   

 توصیف :باقلا گیاه یک ساله دارای ساقه صاف ,عمودی و سفت و بدون پیچک می باشد و ارتفاع آن بین 30تا190 سانتمتر است و تعداد یک یا بیشتر شاخه پایه دارد.بسیار پر برگ است که هر برگ تعداد یک تا 3 جفت برگچه های صاف دارد. تعداد 2تا6 گل در محور های برگ  تولید می کند. غلاف ها بزرگ  و ضخیم هستند و بین 4تا30 سانتیمتر طول آنها می باشد و به طور کلی در هر غلاف 2تا6 دانه دارد.اندازه دانه بسیار متغیر است و در هر کیلو دانه بین 1100 تا 6500 دانه وجود دارد. این گیاه ریشه عمودی اصلی با انشعابات جانبی زیاد دارد, اما خاک را در حد متوسط و محدود اشغال می کند که نشان دهنده طبیعت قوی رشد اندام هوایی می باشد.موارد مصرف : سبز و خشک باقلا جهت مصرف انسان کاشته می شود. باقلا خشک ممکن است در تغذیه دام ازجمله نشخوار کننده گان ,طیور و حتی ماهی مصرف گردد.



باقلا یک گیاه اصلاح کننده خاک  در ابتدا به دلیل افزایش مقدار ازت بجا مانده از این گیاه لگوم مورد توجه می باشد.ریشه های باقلا ,همانند بسیاری از بقولات ,تعداد زیادی گره تولید می کنند اگر با نژاد مناسب باکتری رایزوبیوم تلقیح گردد. این گیاه نه تنها تمام ازت مورد نیاز خود برای رشد را از این طریق دریافت می کند بلکه به مقدار زیاد ازت در خاک از خود بجا می گذارد.اگر اندام هوایی گیاه با شخم به خاک برگردانده شود موجب افزایش ازت و ماده آلی خاک نیز می شود.اصلاح حاصلخیزی خاک با کشت باقلا موجب کاهش مصرف کود ازته در زراعت بعدی می شود.

    

اقلیم :باقلا به دماهای بالا به خصوص در زمان گلدهی حساس است ,که سبب ریزش گل و عدم تشکیل دانه در غلاف می شود.دماهای بالا می توانند موجب افزایش شدت بیماری گردند.این گیاه زراعی در آب و هوای خنک ماه های زمستان و بهار  مناطق گرمسیری رشد خوبی دارد و به بارندگی معتدل (یا آبیاری ) پاسخ می دهد. گیاه زراعی باقلا بایستی قبل از تخلیه رطوبت خاک رشد خوبی داشته باشد,اما آب و هوای خشک تر در طی مراحل نهایی نمو دانه و رسیدن  مطلوب می باشد.تولید موفق باقلا مستلزم تنظیم دقیق کشت با شرایط اقلیمی می باشد.

     

خاک ها :گیاه زراعی باقلا خاک های داری حاصلخیزی متوسط تا خوب ,زهکشی بسیار خوب و بافت متوسط را ترجیح می دهد.مقاومت این گیاه به شوری متوسط است , که صفت مطلوب در بیشتر مناطقی که بارندگی محدود دارند.

      

تناوب زراعی :باقلا را نبایستی بعد از هر نوع  لوبیا های دیگر در تناوب قرار گیرد, اما سازگاری بسیار خوب در قبل یا بعد از کشت غلات دارد.این چنین تناوب به کنترل نماتد ها و بیماری ها کمک می کند و موجب کاهش علف های هرز می شود و برای کشت غله بعدی ازت فراهم می کند.

      

کود دهی :به طور کلی تولید باقلا به کود های ازته نیازی ندارد ,بهر حال کاربرد بین 10 تا 30 کیلوگرم ازت درهکتار به عنوان ازت آغازگر  گاهی به کار می رود. باقلا به کود های فسفاته  واکنش نشان می دهد اگر به طور موثر در خاک قرار داده شوند.هنگام پخش کود فسفاته یا اختلاط آن با سطح خاک  واکنش کمی در باقلا مشاهده می شود. موثر ترین روش کاربرد فسفات قراردادن آن به صورت نواری زیر و حدود 7 سانتیمتری به طرف ردیف قبل از کاشت  می باشد.کود های دامی را نیز به همین طریف در خاک قرار می دهند. روش موثر قرار دادن کود یا کود حیوانی در شیار کم عمق , پوشاندن آن با 5سانتیمتر خاک ,قراردادن بذر , وسپس پوشاندن بذز با 3تا5 سانتیمتر خاک می باشد.به طور کلی در مناطقی که  آزمون خاک یا آزمایش های تعیین نیازی کودی وجود ندارد , مصرف کود فسفات به صورت P2O5   به مقدار 50تا100 کیلوگرم در هکتار توصیه می شود . کود پتاسه نیز به مقدار 25تا50 کیلوگرم  K2O مصرف می شود.

 

بقیه در ادامه مطلب

  

جو
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

  

بقیه در ادامه مطلب

  


بیماری های حبوبات
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ

بیماری ریزوکتونیایی حبوبات Rizoctonia solani

ریزوکتونیا به انواع حبوبات خسارت میزند منتهی در هر کدام بیماری خاصی ایجاد می کند. اصولاً این قارچ بیشتر نباتات کوچک و جوان را از بین میبرد. در بعضی حبوبات مثل لوبیا سبز و باقلا. ریزوکتونیا دربلوغ هم بیماری ایجاد میکند. این قارچ همچنین قادر به تولید پوسیدگی بذر هم میباشد.

در مورد عدس آلودگی ریزوکتونیا سبب تولید رنگ بنفش در برگ میشود. روی ساقه، طوقه و کوتیلدونها نیز زخم (شانکر )ایجاد میشود. ریزوکتونیا به قسمتهای هوایی هم حمله میکند و تولید حالت تار عنکبوتی (Web blight ) مینماید که بیشتر در مناطق دارای بارندگی زیاد دیده میشود. گروه آناستو موزی ریزوکتونیاهای حبوبا ت AGl می باشد.

مبارزه:

1- ارقام مقاوم

2- ضد عفونی بذر با کاپتان (آسانترین ،مطمئن ترین وبی خطر ترین است). قبلاً سموم تراکوت وDexanole هم درایران بوده ومصرف می شده است. PCNB هم مًوثراست ولی روی پی تیوم اثر ندارد.

3- عمق بذر در کاشت مهم است. چون قارچ بیشتر به بافت جوان میزند. اگر بافت جوان کمتر در معرض قارچ واقع شود بیماری کمتر است. بنابراین هر چه عمق کمتر باشد بهتر است

پوسیدگی خشک ریشه حبوبات (پوسیدگی فوزاریومی)

بیماری مهمی است که متاًسفانه کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. عامل این بیماری Fusarium solani است که دارای فرمهای تخصص یافته میباشد:

روی لوبیا F.solani f .sp .phaseoli روی نخود فرنگی F.solani f.sp. pisi

و روی باقلاF.solani f.sp. fabae البته در استان فارس بیشتر پوسیدگی های ریشه مربوط بهF.oxysporum میباشد. تشخیص این دو گونه از یکدیگر به راحتی انجام میگیرد: کلنی F.oxysporum روی محیط کشت حالت گلی رنگ دارد ولی F.solani بیشتر خاکستری یا مایل به آبی است. جدار ماکروکنیدی درF.oxysporum خیلی نازک ولی در F.solani خیلی ضخیم است. در F.oxysporum ماکروکنیدی داسی شکل است ولی درF.solani دیواره دو طرف ماکروکنیدی تقریبا حالت موازی دارد و قسمت وسط حالت استوانه ای است. F.solani در محیط کشت اکثرا ماکروکنیدی تولید میکند و به ندرت میکروکنیدی میدهد ولی F.oxysporum به ندرت تولید ماکروکنیدی میکند.

فوزاریوم بر روی ریشه پوسیدگی خشک ایجاد میکند که حالت یکنواخت دارد و بر خلاف ریزوکتونیا شانکر ایجاد نمیکند. در مورد F.solani تمام ریشه های اصلی تغییر رنگ داده وقهوه ای ،خشک و پوک میشود و ریشه های فرعی هم قهوه ای میشوند. هر دو گونه تولید کلامیدوسپور میکنند که هم بین ریسه ای وهم انتهای ریسه ایست که در بقایای گیاهی باقی مانده و باعث بقای قارچ می شود.

چون قارچهای عامل این بیماری دارای نژادهای اختصاصی میباشند مهمترین روش کنترل ، از تناوب زراعی می باشد. تهیه بستر مناسب کاشت که باعث تسهیل رشد ریشه گردد نیز در کاهش میزان بیماری مًوثر است. منبع ازت نیز بسیار مهم است. بهتر است که کود ازته را به صورت سولفات و نیترات آمونیوم استفاده کنیم. چون نیترات و سولفات روی ریشه دهی، PH خاک و مبارزه بیولوژیکی اثر کرده و باعث فعالتر شدن قارچ در مبارزه میشود

بیماری برق زد گی نخود سفید chic-pea Ascochyta blight

این بیماری در بیشترنقاط ایران از روی نخود ایرانی و باقلا گزارش شده است که در باقلا به آن آسکوکیتای باقلا گویند. عامل بیماری در برق زدگی نخودAscochyta rabiei و در برق زدگی باقلا Ascochyta fabae میباشد. فرم جنسی قارچ Didymella rabieiiبا نام قدیمی Mycosphaerella rabie است. این قارچ یک آسکومیست است که در مرحله غیر جنسی تولید پیکنیدیوم و در فرم جنسی تولید آسکوکارپ از نوع پریتسیوم کاذب مینماید که البته فرم جنسی در شرایط ایران چندان مهم نیست. پیکنیدیوم وپیکنیدیوسپورهای دو سلولی شفاف آن در اپیدمیولوژی بیماری خیلی مهم هستند. این بیماری در مناطق نخودکاری ایران و از جمله استان فارس وجود دارد.

این بیماری در مناطق معتدل وگرمتر بیشتر دیده میشود. علایم بیماری خیلی واضح است. در مزرعه نخود قسمتی مثل این است که صاعقه زده باشد و زرد وخشک شده بنظرمی رسد. این بیماری در مزرعه بصورت لکه ای دیده می شود. بارندگی شدید سبب پخش اسپور قارچ و شیوع شدید آلودگی میشود. شرایط مساعد جهت گسترش بیماری بارندگی شدید همراه با باد میباشد.

روی برگچه وکپسول ها لکه های گرد و روی ساقه لکه های کشیده سفید رنگ که بعداً قهوه ای شده و درآنها نقاط ریز سیاهرنگی که پیکنید یوم ها هستند، تشکیل میشود. چون به کپسول میزند سبب آلودگی بذر می شود. بذرهای به شدت آلوده، لاغروچروکیده می شوند و روی آنها پیکنیدیوم تشکیل میشود. اگر بذر آلوده کشت شود و رطوبت هم بالا باشد اولین علایم آلودگی روی طوقه نباتات کوچک دیده میشود که در شرایط گرم ومرطوب قارچ از روی طوقه به قسمتهای بالایی رفته وبرگچه ها را آلوده میکند و آلودگی شیوع می یابد.

بقای قارچ در روی بقایای گیاهی وبذر انجام می گیرد . این قارچ هتروتا لیک است. احتمال دارد زمستانگذرانی قارچ در فارس بصورت آسکو کارپ در کاه وکلش باشد چون درفارس هر دو تیپ قارچ مشاهده شده است. آسکوسپورها نیز شبیه پیکنید یوسپورها هستند. مهمترین کانون آلودگی بذر آلوده است. گاهی تا 2% آلودگی بذردیده شده است. برای این قارچ 1% آلودگی بذر بسیار بالاست و کافی است که تمام مزرعه را آلوده کند. بهنیه دما 20 درجه سانتیگراد و هوای مرطوب برای اپیدمی لازم است. در آمریکا قارچ را از علفها ی هرزی مثل تاج خروس ،پیچک و حتی نوعی عدس ، یونجه و تاجریزی جدا کرده اند.

کنترل:

1- تناوب وشخم عمیق. چون سالیان دراز در خاک نمی ماند تناوب دو ساله کافی است.

2- بذر سالم. بذررا باید از جاهایی که بیماری نیست تهیه کرد.

3- آبیاری بصورت کرتی یا بارانی نباشد.

4- تنظیم تاریخ کاشت ، طوری که به بارندگی نخورد. بخصوص در زمان تشکیل غلاف.

5- سمپاشی. هم ضد عفونی بذر میتوان انجام داد وهم سمپاشی بعد از هر بارندگی موًثر بوده است. اکسی کلرورمس باعث سوختگی گیاه میشود وحتی برای ضد عفونی بذر هم مناسب نیست چون باعث مرگ جوانه میشود. دراستان فارس 3-2 سمپاشی کافی است.

6- ارقام مقاوم استفاده شود. نخودهای سیاه (لپه) تا حدود زیادی مقاومند

ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus

دامنه میزبانی این ویروس خیلی زیاد است. در یونجه تولید حالت موزائیک و گاهی چروکیدگی برگ و کوتولگی بوته ها میکند. در لوبیا چشم بلبلی حالت ابلقی در برگها ایجاد میکند. در لوبیا تولید نقاط زرد در متن برگها میکند. در نخود ایرانی موجب قهوه ای شدن آوندهای آبکشی و ایجاد پژمردگی میشود. این ویروس چند پیکره ای می باشد و ژنوم تقسیم شده دارد و بعضی از پیکره ها ایزومتریک و بعضی کشیده می باشند. قطر این پیکره ها 18nmولی طول آنها متغییر از 18-58 nmاست. ژنوم در بین این پیکره ها، بجز پیکره ایزومتریک تقسیم شده است. این ویروس در لوبیا و یونجه بذرزاد میشود و همچنین به راحتی از طریق انتقال مکانیکی منتقل میشود و به علت داشتن دامنه میزبانی خیلی وسیع به راحتی قابل کنترل نیست

زنگ لوبیا و زنگ باقلا bean rust & broad bean

عامل زنگ لوبیا Uromyces appendiculatus است وعامل زنگ باقلاU. viciae -fabae میباشد. بیماری به صورت جوشهای قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه کمرنگ ظاهر می شود. جوشها غالباًً روی برگ و گاهاً روی ساقه و غلاف دیده می شود.

تلیو سپورها و یورید یو سپورهای این زنگ یک سلولی هستند. یورید یو سپور در سیکل بیماری خیلی مهم است، چون در بیشتر مناطق بازیدیوسپور، پکنیوسپور وایسیدیوسپور تولید نمیشود. این زنگ یک میزبان و ماکروسیکلیک است. قارچ عامل این بیماری ممکن است در برخی علفهای هرز نیز میزبانها داشته باشد که عامل بقای قارچ هستند.اگر میزبان علف هرز در منطقه نباشد، بقا بصورت تلیوسپوردر خاک صورت میگیرد. تلیوسپور برای جوانه زنی احتیاج به دوره سرما و شکسته شدن دوره رکود دارد یعنی بلافاصله بعد از تشکیل قادر به جوانه زنی نیست. این در شرایط آب وهوایی معتدل و مرطوب حداکثر خسارت را میزند. زنگ لوبیا با بذر انتقال می یابد و دارای250نژاد فیزیولوژیکی میباشد که براساس آنها ارقام مقاوم به بیماری را مشخص میکنند.

کنترل:

1-ارقام مقاوم راه بسیار مطمئن و خوبی است.

2- با توجه به اینکه زنگ یک میزبانه است تناوب مهم است. که معمولا تناوب 3 ساله اعمال میشود.

3- کاشت حبوبات دور از زمین آلوده سال قبل.

4- شخم عمیق تا بقایا ازبین برود.

5- سمپاشی با قارچ کشهای سیستمیک و غیرسیستمیک(تیلت،....)

بیماری پوسیدگی ذغالی

عامل بیماری قارچ Macrophomina phaseolina میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوندکه سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند.

این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.

کنترل:

1- استفاده ازارقام مقاوم.

2- تقویت کودی وآبی نبات.

3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد میشود.

پژمردگی اسکلر شیومی یا بادزدگی جنوبی

پژمردگی اسکلروشیومی گسترش وسیع داشته ،درمناطق گرم روی بسیاری از گیاهان مسأله ساز است. از جمله گیاهان میزبان قارچ ، می‌توان حبوبات ، بسیاری از درختان میوه ، سبزیجات ، غلات ، گیاهان زینتی ، علفهای هرز را نام برد .

علائم اولیه بیماری به صورت..........

بقیه در ادامه مطلب

 

اللوپاتی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد (7).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).

در آزمایش سه ساله ای که ریزوی و همکاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

2. آللوپاتی بقایای گندم برای توقف رشد علف هرز:

گندم به صورت موفقیت آمیزی همچون یک گیاه پوششی برای کنترل علف هرز در سیستم های مختلف کشت مورد استفاده قرار می گیرد. گیاهان پوششی مثل گندم، چاودار، سورگوم یا جو تا ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر رشد می کنند و سپس با یک علف کش تماسی خشک می شوند.Putnam و همکارانش در سال 1983 گزارش دادند که باقی گذاشتن بقایای گیاهان زراعی در سطح خاک باعث کنترل بیش از 95 درصد علف های هرز در مدت 30 تا 60 روز پس از خشک شدن گیاهان پوششی می شود. در بین 9 گیاه زراعی پوششی چچم پر گل (Italian ryegrass)، چچم پایدار (perennialryegrass)،علف بره قرمز (Festuca rubra L. spp.) Commutata،علف بره نی مانند (Festuca arundinacea Schreb)، شبدر سفید، چچم، گندم، جو و یولاف، گندم با کنترل شیمیایی ساده، موجب جلوگیری از رشد علف های هرز می شود، و اثرات بازدارندگی بسیار کمی بر روی جوانه های ایجاد شده خیار، سویا، لوبیا، نخود و ذرت دارد(7).

آزمایشات نشان می دهد که عصاره آبی بقایای گندم بروی تعدادی از علف های هرز اثر آللوپاتیک دارد و باعث کاهش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود. در شرایط آزمایشگاهی، عصاره استخراج شده از کاه و کلش گندم اثرات آللوپاتیک را بروی طیف وسیعی از گونه های علف هرز نشان داد.

Steinsiek و همکارانش در سالهای 1980 و 1982 گزارش کردند که گونه های علف هرز پاسخهای متفاوتی به عصاره آبی از خود نشان می دهند، درIpomoea hederacea L. و گاو پنبه بیشترین بازدارندگی و سوروف، Ipomoea lacunose L. و Cassia obtusifolia L. کمترین اثر بازدارندگی دیده شده است. این نتایج نشان می دهد که آللوکمیکال های موجود در کاه و کلش گندم، در خاک تحت اثر شستشو و باعث بروز اثرات انتخابی روی رشد علف های هرز مشخص در مجاورت خود شود(7).

آللوپاتی بقایای گندم در بین واریته ها متفاوت است. در استرالیا، 38 توده گندم برای ارزیابی توانایی آللوپاتی بقایا بروی چچم یکساله توسط عصاره استخراج شده از کلش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که جوانه زنی و رشد ریشه چچم یکساله بطور معنی داری توسط عصاره آبی استخراج شده از بقایای گندم کاهش می یابد و بین توده های گندم اثر بازدارندگی بطور معنی داری متفاوت است.میزان بازدارندگی رشد ریشه در حدود 19.2درصد تا 98.7 درصد و برای جوانه زنی بذرها از 4.2 درصد تا 73.2 درصد متغییر می باشد. برای آزمایش توده های مختلف گندم برضد گونه های مقاوم چچم یکساله به علف کشهای (گروه A) بازدارنده های استیل COA کربوکسیلاز، (گروه B) بازدارنده های استولاکتات سنتتاز، (گروه C) بازدارنده های فتوسیستم 2 و (گروهD ) بازدارندهای تشکیل توبولین (tubulin)، بکار رفتند. نتایج نشان داد که عصاره آبی گندم بطور معنی داری باعث بازدارندگی جوانه زنی و رشد ریشه این گونه های زیستی مقاوم، می شود، میزان بازدارندگی جوانه زنی از 3.3 درصد تا 100 درصد بود که میزان آن بسته به توده ها متغیر بود. در مقایسه با شاهد میزان تغییر رشد ریشه در اثر مواد آللوپاتیک روی چچم از 12 دزصد تحریک کنندگی تا 100 درصد بازدارندگی متغیر بود. این نتایج نشان میدهد که آللوپاتی گندم می تواند توانایی کنترل گونه های مختلف مقاوم به علف کش ها را داشته باشد (8).

Murray و Thilsted دریافتند که بازدارندگی تاج خروس در کرتهای پوشیده با کاه و کلش گندم بطور تقریبی با نتایج حاصل از کرتهای بدون مالچ با مصرف علف کش مشابه است. Banks و robinsonهمچنین گزارش دادند که مالچ کاه و کلش گندم باعث توقف رشد علف های هرز Amaranthus spinosus L. و Ipomoea purpurea L. می شود، و وجود گندم در زمینهای بدون پوشش بیش از مصرف علف کش ها موثر است. Shilling و همکارانش نشان دادند که مالچ گندم دارای اثرات بازدارنده آللوپاتیک بر برخی علف های هرز پهن برگ می باشد. آللوکمیکال های موجود در بقایای گندم در سیستم های بدون شخم بعنوان مالچ باقیمانده می تواند علف های هرز را در گیاه زراعی بعدی کنترل کند. همچنین استفاده از کاه و کلش گندم برای توقف علف هرز در جنگل زراعی ها هم گسترش یافته است. Jobidon نشان داد که عصاره آبی کاه و کلش گندم از رشد علف هرز معمول جنگل به نام Rubus idaeus L. تا 44 درصد جلو گیری می کند. این اثرات آللو پاتیک مجددا در مزرعه تائید شد (7).

Guenzi و همکاران دریافتند که بقایای گندم بعد از گذشت 8 هفته در شرایط مزرعه دیگر حاوی ترکیبات سمی محلول در آب نیستند. بنابراین مواد سمی می توانند، مخصوصا در خاکهای با زهکش ضعیف توسط باران از بقایای کاه و کلش گندم به درون خاک، آبشویی شوند.

Banks و Robinson همچنین نشان دادند که مالچ کاه و کلش از رشد تاج خروس و Ipomoea purpurea L. جلوگیری می کند و گندم ناخواسته نسبت به علف کشهای استفاده شده در مناطق بدون مالچ باعث بروز اثرات موثرتری می شود.

بقیه در ادامه مطلب

لوبیا Phasaeolus
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ
 

شناسنامه   

 بقولات Leguminosa :تیره
Phasaeolus vulgaris L. :نام لاتین
Kidney bean :نام انگلیسی
لوبیا :نام فارسی
لوبیا - فصولیه :نام عربی

 

 

لوبیابا نام انگلیسی Common Bean  از راسته   Rosales خانواده Leguminosae زیر خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae  زیر شاخه Phaseoliae  و جنس Phaseolus میباشد . بیش از پنجاه گونه از جنس Phaseolus  وجود دارد . لوبیا سازش خوبی با ارتفاعات  و مناطق مختلف در جهان دارد . و در 7 – 5/5 = PH می تواند کشت و زراعت شود

 

 

 

 

شرح گیاه

 

گیاهی است یکساله ، دارای یک ریشه اصلی راست و ریشه های فرعی فراوان، در روی ریشه های کوچک لوبیا غده های قهوه ای رنگ نامنظم ، تثبیت کننده ازت قرار گرفته است برگهای مرکب که از سه جفت برگچه تشکیل شده اند بادمبرگ طولانی به طور متناوب روی ساقه آن قرار گرفته اند. ممکن است برگچه ها از کرکهای ریز پوشیده شده باشند. برگها لوبیا دارای گشواره هستند گلهای لوبیا به صورت خوشه ای یا منفرد از جوانه های جانبی کنار برگها بوجود می آیند جام گل لوبیا سفید یا ارغوانی میباشد گل لوبیا خودگشن است. براثر تلقیح گل میوه آن که به صورت غلاف یا نیام می باشد، بوجود می آید نیام لوبیا بلند، باریک و گاهی ممکن است خمیده باشد. در هر بنام تعداد 4 تا 12 عدد بذر و جود دارد. نیام نارس لوبیا به صورت سبز مصرف می شود و به آن Snap beans می گویند. نیام ممکن است نخ دار و یا بدون نخ باشد. انواع بدون نخ آن ، بخصوص زمانیکه به صورت نارس برداشت می شود، بیشتر مورد توجه است و آنرا Stringless bean می نامند.از نظر طول بوته، لوبیا به دو دسته تقسیم می شود. دسته اول بالا رونده است و به آن Pole beans و یا Runner beans می گویند. طول بوته در انواع بالا رونده ممکن است به 5/1 تا 2 متر برسد. دسته دوم غیر بالا رونده و یا کوتاه (Dwarf type) می باشد و به آن Bush beans می گویند طول بوته در انواع پاکوتاه از 40 تا 50 سانتی متر تجاوز نمی کند. انواع بالا رونده احتیاج به قیم دارند و دارای دوره رشد طولانی بوده، از میزان محصول بالایی برخوردار می باشند. در حال حاضر بیش از چند صد رقم لوبیا سبز در دنیا کشت می شود آنها را از نظر عادت رشد رنگ گل، اندازه گل، شکل غلاف ، شکل و رنگ دانه، تقسیم بندی می کنند.

نیاز اکولوژیکی

 

لوبیا سبز جزء گیاهان فصل گرم محسوب می شود. لوبیا سبز نسبت به سرما و یخبندان کاملاً حساس است. دمای مناسب و مطلوب برای رشد لوبیا بین 15 تا 30 درجه سانتی گراد می باشد. دمای بالا و پائین به بوته آن خسارت وارد می کند اگر دما مناسب باشد بذر آن در مدت 6 روز جوانه می زند. بذر در دمای صفر درجه سانتی گراد و یا بالای 35 درجه سانتی گراد جوانه نمی زند. لوبیا نسبت به طول روز یک گیاه بی تفاوت (Day neutral) می باشد بدین ترتیب تشکیل دانه و نیام آن تحت تاثیر طول روز واقع نمی شود انواع بالا رونده آن نسبت به رطوبت زیاد و بارندگی فراوان مقاوم است ولی ارقام پا کوتاه آن رطوبت زیاد را تحمل نمی کند.

آماده سازی خاک

 

لوبیا سبز در هر نوع خاک رشد می کند بهترین خاک برای لوبیا سبز، خاکهای رسی شنی می باشد pH بین 5/5 تا 5/6 را می پسندد. کودهای آلی و شیمیایی برای زمین لوبیا مناسب هستند میزان مصرف کودهای حیوانی برای لوبیا سبز تا 40 تن در هکتار می باشد که قبل از آماده شدن زمین به زمین اضافه می کنند. کودهای شیمیایی که دارای فسفر و پتاسیم باشند برای لوبیا لازم است و آنها باید قبل ازکشت به زمین اضافه شوند. آزمایشهای نشان داده است که لوبیا چندان نیازی به تثبیت ازت ندارد.بنابراین نسبت به اضافه کردن کودهای ازته عکس العمل مثبت نشان می دهد. اگر در زمینی که باید محصول لوبیا در آن کاشته شود قبل از لوبیا کود سبز در آن کاشته باشند باید زمین را در پائیز سال پیش از کاشت لوبیا شخم زد و آنرا تا بهار بعد با کلوخ به حال خود، باقی گذاشت تا کود سبز در خاک بپوسد و زمین آماده برای کاشت لویبا گردد. در غیر اینصورت می توان زمین را در پائیز سال قبل از کاشت و یا در بهار سال کاشت لوبیا شخم کرد. در کل برای لوبیای پاکوتاه با توجه به مقدار مواد غذایی زمین معمولاً حدود 40 کیلوگرم ازت، 60 کیلوگرم فسفات 120 کیلوگرم کودهای پتاسه در هکتار نیاز است برای لوبیای بلند مقدار کود ازته بیشتر بوده (حدود 80 کیلوگرم) و نیز 80 کیلوگرم کود فسفاته و حدود 160 کیلوگرم کود پتاسه بسته به نوع زمین و مواد موجود در آن در هر هکتار در نظر می گیرند مضاماً باید توجه داشت که زمین مورد نظر بایستی از نظر منیزیم نیز غنی باشد.

تاریخ و فواصل کاشت

 

فاصله دو بوته در ارقام پاکوتاه 10 سانتی متر و فاصله دو خط حدود 90 سانتی متر در نظر گرفته میشود در ارقام پا بلند فاصله دو بوته 40-30 سانتی و فاصله در خط کشت از یکدیگر 90 سانتی متر می باشد.

بقیه در ادامه مطلب

ب

 

روغن آفتابگردان
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ

اسید اولئیک یکی از اسیدهای چرب اشباع شده است که در بیشتر دانه های روغنی وجود دارد، ولی میزان آن در روغن گیاهان مختلف ، متفاوت است.
مزیت روغنهای دارای اسید اولئیک بالا، بالاتر بودن پایداری اکسیداتیوی این نوع روغن نسبت به روغنهای معمول و مناسب بودن برای سرخ کردن مواد غذایی و انبار کردن است.
از نظر تغذیه ای نیز یک رژیم غنی از اسید چرب تک اشباع است که میزان کلسترول را در پلاسمای خون پایین می آورد. در این میان با توجه به این که بالا بودن کلسترول خون ، یکی از دلایل تصلب شرایین در قلب و در نتیجه سکته قلبی است ، هم اکنون سطح زیر کشت ارقام هیبرید آفتابگردان که دارای اسید اولئیک بالا هستند، در برخی از کشورهای جهان گسترش یافته است.
در کشور ما هم اجرای طرح تحقیقاتی تهیه شده و ارزیابی هیبریدهای دارای اسید اولئیک بالا در آفتابگردان امسال به تصویب رسیده و پیش بینی می شود ظرف چند سال آینده ، جزو کشورهای تولیدکننده هیبریدهای آفتابگردان با اسیداولئیک بالا باشیم.

کلسترول ، ماده ای از جنس چربی است که در تمام سلولهای بدن وجود دارد و در ساخت دیواره سلولی و برخی هورمون ها نقش مهمی را ایفا می کند. مولکول های چربی پس از جذب از روده در سیستم گردش خون با کلسترول حمل می شوند. قسمت اعظم کلسترول داخل بدن و از طریق کبد ساخته می شود و بقیه آن با مصرف غذاهای پر کلسترول و پر چرب وارد بدن می شود. البته کلسترول انواع مختلفی دارد که یکی از معروف ترین و بدترین نوع آن LDL است.
این نوع کلسترول خاصیت چسبندگی دارد و براحتی به جداره داخلی دیواره رگها می چسبد و باعث باریک شدن و در نهایت انسداد مجرای داخلی رگها می شود. همچنین کلسترول VLDL هم مولکول های چربی را از کبد به دیگر قسمتهای بدن حمل می کند و پس از انتقال چربی به بافتها تبدیل به کلسترول LDL می شود. در مقابل کلسترول HDL ، کلسترول های LDL موجود در طول دیواره رگها را پیدا می کند و به آنها می چسبد و آنها را از جداره رگها پاک می کند و از باریک شدن و انسداد رگها جلوگیری می کند. به همین دلیل به کلسترول خوب معروف است.
اگر کلسترول خون شخص کمتر از 200 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد، نشانه بسیار خوبی برای سلامت یک قلب سالم است. اما اگر کلسترول خون بین 200 تا 239 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد، شخص در مرز خطر بالا رفتن کلسترول و خطر ابتلا به حمله قلبی قرار دارد و زمانی که کلسترول خون بالاتر از 240 میلی گرم در دسی لیتر خون باشد، خطر حمله قلبی را باید جدی گرفت و حتما میزان آن را با دارو و رژیم غذایی یا هر دو کاهش داد. در این میان ، اگر فردی همراه با کلسترول بالا مبتلا به فشار خون بالا نیز باشد، احتمال خطر حمله قلبی به 6 برابر می رسد و اگر این فرد سیگاری هم باشد، احتمال خطر به 20 برابر یا بیشتر خواهد رسید.
اما آنچه مهم است ؛ این نکته است که خطر ابتلا به بیماری قلب و عروق و بروز حمله قلبی را می توان با بوجود آوردن تغییراتی که بتوانند میزان کلسترول را پایین بیاورد، کاهش داد. توجه به این نکته ، ضروری است که به ازای کاهش در مقدار کلسترول خون درصد خطر نیزکاهش می یابد. برای مثال پایین آوردن کلسترول خون به میزان 2 تا 5 درصد می تواند خطر حمله قلبی را 30 درصد کاهش دهد. البته بیشتر افراد می توانند مقدار کلسترول خون خود را تا میزان مطلوب پایین بیاورند. مقدار کلسترول خون اساسا تحت تاثیر مواد غذایی مصرفی و زمینه ارثی مقدار کلسترول خون است ، در این میان خوردن غذاهایی که چربیهای اشباع شده زیادی دارند، بیش از هر چیز، فرد را در معرض خطر بالا رفتن کلسترول خون قرار می دهند.
بنابراین کاهش کلسترول خون با کاهش دریافت کلسترول و چربی ، رژیم (بخصوص چربی اشباع شده)، افزایش مصرف فیبرهای غذایی محلول و ثابت نگه داشتن وزن در حد ایده آلا مکان پذیراست.

روغن با طعم سلامت

اصل واژه روغن لاتین است و برای آن دسته از مایعات به کار می رود که با آب مخلوط نمی شوند و به دلیل آن که چگالی آنها کمتر از آب است ، روی آب شناور می مانند. اصولا روغن به نوعی چربی اطلاق می شود که در دمای اتاق معمولا به حالت مایع باشد. روغنها همچون چربیها متشکل از تری گلیسرید، مونوگلیسرید و مقداری هم دی گلیسرید هستند. البته از آنجا که روغن حاوی مقدار زیادی چربی اشباع نشده است ، در دمای اتاق مایع است.

 

 

روغنهای خوراکی را معمولا از چربیهای نباتی یا حیوانی به دست می آورند. چربیهای نباتی در دمای اتاق مایع هستند. این نوع روغنها را اغلب از گیاهان ، مغز میوه ، دانه گیاه و... تهیه می کنند. البته اغلب چربیهای حیوانی در دمای اتاق به حالت جامد هستند و بنابر این نمی توان آنها را جزو روغن به حساب آورد؛ اما برخی جانوران از جمله ماهی ، وال و برخی از حیواناتی که در آب و هوای سرد زندگی می کنند، چربی بدنشان به حالت روغن مایع است.
در این میان ، روغن آفتابگردان را از دانه های روغنی گل آفتابگردان استخراج می کنند. از این روغن برای مصارف خوراکی استفاده می شود. پس از آن که از دانه آفتابگردان روغن گرفتند، باقی مانده را به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می دهند. این روغن ، یکی از روغنهای رایجی است که برای سرخ کردن و پخت و پز مواد غذایی ، کاربرد گسترده ای دارد. امروزه دانه گلهای آفتابگردان را تغییرات ژنتیک داده اند و با استفاده از اصلاح نباتات ، بذرهای مرغوب تر و در نتیجه گلهای بهتری تولید کرده اند که هم محصول دهی بهتر داشته و هم در برابر بیماری ها و آفتهای گیاهی مقاوم تر باشند.
به گفته مهندس ابراهیم فرخی عضو هیات علمی به نژادی آفتابگردان موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر اسید اولئیک یکی از اسیدهای چرب اشباع شده است که در روغن بیشتر دانه های روغنی وجود دارد، ولی میزان آن در روغن گیاهان مختلف ، متفاوت است.
مزیت روغنهای دارای اسید اولئیک بالا، بالاتر بودن پایداری اکسیداتیوی این نوع روغن نسبت به روغنهای معمول و مناسب بودن برای سرخ کردن مواد غذایی و انبار کردن است.
از نظر تغذیه ای نیز یک رژیم غنی از اسید چرب تک اشباع است که میزان کلسترول را در پلاسمای خون پایین می آورد.

فرخی می افزاید: با توجه به این که بالا بودن کلسترول خون یکی از دلایل تصلب شرایین در قلب و در نتیجه سکته قلبی است ، اولین بار از آفتابگردان اسید اولئیک بالا در امریکا در سطح تجاری استفاده شده است.

آفتابگردان های هیبریدی

از این نوع روغن در حال حاضر در کشورهای اروپایی ، امریکا، کانادا و بسیاری دیگر از کشورها استفاده می شود. هم اکنون سطح زیر کشت ارقام هیبرید آفتابگردان که دارای اسید اولئیک بالا هستند، در برخی از کشورهای جهان از جمله امریکا، کانادا، ایتالیا ، فرانسه و استرالیا در حال افزایش است و از طرف دیگر، بهای محصول حاصل از کشت این ارقام در جهان بالاتر از آفتابگردان روغنی معمولی است و حتی برخی صاحب نظران معتقدند بازار آفتابگردان روغنی جهان در آینده از آن ارقام دارای اسید اولئیک بالا خواهد بود.

 

 

البته در کشور ما تا قبل از شروع طرح تهیه ارقام هیبرید دارای اسید اولئیک بالا تحقیقات به نژادی دانه های روغنی از جمله آفتابگردان در کشور فقط روی اصلاح کمیت روغن متمرکز شده بود، ولی با تجهیز آزمایشگاه ملی تجزیه روغن در بخش تحقیقات دانه های روغنی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر و امکان تجزیه های کیفی روغن ، کار اصلاح کیفیت روغن برای نخستین بار در کشور شروع شد.
فرخی درباره مراحل طرح تحقیقاتی تهیه و ارزیابی هیبریدهای دارای اسید اولئیک بالا می گوید: از سال 1377 با همکاری یکی از موسسات معتبر خارجی که یک لاین آفتابگردان که اسید اولئیک بالایی داشت ، برای تلاقی با لاینهای ایرانی آفتابگردان در اختیار ما قرار داد آغاز شد و قرار است در سال جاری اولین هیبریدهای دارای اسید اولئیک بالا در سطح آزمایشی در کشور تولید شود. البته مراحل تولید ارقام هیبرید در آفتابگردان مراحل طولانی 15 تا 20 ساله را شامل می شود که با استفاده از برخی روشهای میانبر این مدت را به 10 تا 12 سال می توان تقلیل داد.
برای تهیه ارقام هیبرید دارای اسید اولییک بالا در آفتابگردان از روشهای کلاسیک و معمول به نژادی آفتابگردان استفاده شده است.
ولی در تجزیه های شیمیایی روغن از روش استخراج روغن بروش سوکسله و روش آزمون نمونه استری شده با دستگاه گاز کروماتوگراف ، روش ISO5508 استفاده شده است.
گفتنی است ؛ انجام این طرح بدون همکاری آزمایشگاه ملی تجزیه روغن در بخش تحقیقات دانه های روغنی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر امکان پذیر نبود. در واقع این طرح با استفاده از منابع مالی و امکانات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر اجرا شده است.
اگر چه هنوز از نتایج این طرح ، مقاله ای در نشریات بین المللی به چاپ نرسیده است ، ولی اننظار می رود نتایج مطالعات ژنتیک که سال آینده به اتمام می رسد به یکی از نشریات علمی بین المللی ارائه شود. فرخی در پایان درباره آینده این طرح می گوید: از آنجا که بسیاری از صاحب نظران معتقدند که آینده زراعت آفتابگردان به توسعه این نوع ارقام بستگی خواهد داشت و کشور ما نیز یکی از دارندگان این ارقام خواهد بود، امیدوارم شاهد توسعه زراعت آفتابگردان در کشور باشیم.
به طور کلی پیش بینی می شود ظرف چند سال آینده جزو کشورهای تولیدکننده هیبریدهای آفتابگردان با اسید اولئیک بالا باشیم.
-- -