بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


بهار  96  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



بیماری های شایع در گاو شیری
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ

بیماری ها یکی از دلایل عمده در کاهش محصولات گاوهای شیری و گوشتی ذکر میشوند. آگاهی داشتن از عوارض و علائم بیماری ها به دامدار در اجرای طرح های بهداشتی کمک کرده تا از مشکلات بهداشتی و شیوع بیماری بکاهد.

یک برنامه بهداشتی مفید برای پیشگیری از بیماری ها موثر است و میتوان با روش های مدیریتی زیر آن را اعمال کرد:


۱- تغذیه صحیح گله
۲- تهویه مناسب
۳- بستر خشک و تمیز
۴- کنترل ناقلین بیماری مانند حشرات، پرندگان، جوندگان و …
۵- قرنطینه حیوانات جانشین شونده در گله به مدت ۴۰ روز
۶- جدا کردن حیوانات بیمار از سایر دام ها
۷- استفاده از دامپزشک برای تشخیص دقیق و سریع بیماری و درمان آن

علاوه بر نکات ذکر شده کنترل شرایط محیطی و عوامل تنش زا و نیز استفاده از تیپ های ژنتیکی برتر در گله به نحو چشم گیری در کاهش و کنترل بیماری ها نقش دارد، در سطور زیر به برخی از بیماری های شایع در گله های گاو شیری و گوشتی اشاره می گردد.

ورم پستان (Mastitis)
ورم پستان یکی از مشکلات جدی اقتصادی در گله های گاو شیری بوده و همچنین یک بیماری پیچیده و پرهزینه است. کاهش تولید شیر، کاهش کیفیت شیر، هزینۀ کارگر اضافی، افزایش نرخ جایگزینی گاو، هزینۀ دامپزشک و هزینه های درمان همه اهمیت کنترل موثر بیماری را تقویت می کنند.

علائم
۱- وجود لخته در شیر
۲- تورم پستان
۳- کاهش تولید شیر
۴- افزایش بار سوماتیک شیر

درمان
استفاده از دارو های ضد التهاب غیر استروئیدی جهت کاهش التهاب ایجاد شده در پستان توصیه می گردد. فلونیکسین داروی انتخابی در این مورد است که باعث وقفه در سنتز آمین های وازواکتیو و سایر واسطه های التهابی می گردد.
توصیه می شود جهت خروج ترشحات ایجاد شده در پستان درگیر از اکسی توسین استفاده گردد. همچنین دوشش متوالی و مستمر جهت خروج ترشحات الزامی است.

لنگش (Founder)
لنگش پس از ورم پستان دومین بیماری پر هزینه در گاوداری ها است که به شدت عملکرد اقتصادی واحد را تحت تٲثیر قرار می دهد. هر مورد لنگش می تواند درصد بالایی از حذفهای اجباری گله را به خود اختصاص دهد. پوشش کف بستر، طراحی بهاربند و مدیریت تغذیه نقش بسزایی در لنگش ایفا می کند.
هزینه های لنگش شامل درمان، کاهش تولید شیر، کاهش عملکرد تولید مثلی و افزایش حذف می باشد.

علائم
۱- تغییر شکل سم (ترک خوردگی٬ آبسه و عفونت سم)
۲- خونریزی و زخم شدن پاشنه
۳- لنگیدن حیوان
۴- کاهش فعالیت و تحرک حیوان
۵- کاهش علائم فحلی

درمان
۱- سم چینی و مراقبت از سم (حداقل سالی دو مرتبه )
۲- حوضچه های حمام پا
۳- تغذیه کافی و مناسب فیبر
۴- استفاده از بافرها

جابجایی شیردان (Displaced Abomasum)
جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد که شیردان (معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیک به کف شکم متمایل به راست است. در این عارضه شیردان از محل طبیعی خود به طرف زیر شکمبه و به سمت چپ دیواره حفره شکمبه حرکت میکند. جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد. عوامل مستعد کنده این بیماری شامل تب شیر، سندرم کبد چرب و ورم پستان میباشند.

علائم
۱- عدم تغذیه
۲- کاهش تولید شیر
۳- خمیدگی پشت
۴- کاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو

درمان
برای درمان این بیماری غلتاندن گاو به پشت در حالت خفیف و جراحی در موارد حاد صورت می گیرد.

اسیدوز (Acidosis)
اسیدوز در اثر مصرف زیاد کربوهیدراتهای سهل التخمیر یا مصرف کم فیبر کم و یا هر دوی این موارد ایجاد میشود
محیط شکمبه معلولی از میزان بافر (غذا و بزاق)، میزان اسید تولید شده در شکمبه و میزان جذب و عبور اسید است. در شرایطی که بخش زیادی از جیره را کربوهیدراتهای سهل التخمیر به خود اختصاص داده اند و یا فیبر جیره کم است، اسیدیته شکمبه به شدت کاهش میابد. در واقع اسیدوز، کاهش در میزان قلیای بدن نسبت به اسید می باشد.

علائم
۱- کاهش مصرف ماده خشک و بی اشتهایی
۲- کاهش چربی شیر
۳- کاهش سرعت رشد
۴- عدم تعادل، ضعف و افسردگی
۵- توقف حرکات شکمبه به همراه درد شکم
۶- خمیدگی بدن و دراز کشیدن

بیماری های شایع در گاو شیری

جفت ماندگی (Retained Placenta)
جفت ماندگی معمولاً مربوط به ناتوانی در جدا شدن جفت از جداره رحم می باشد. در گاوهای سالم و نرمال جفت طی یک ساعت یا اندکی بیشتر بعد زایمان از رحم خارج می شود.
جفت ماندگی به حالتی اطلاق می شود که جفت ۱۲ ساعت بعد از زایمان خارج نشود. مشکل جفت ماندگی بیشتر در تلیسه ها در شکم اول و گاوهای مسن معمول می باشد.
همچنین در زایمانهای نادر دو قلو نیز جفت ماندگی ملاحظه میگردد.

علل جفت ماندگی
چسبیدن جفت به جدار رحم که با کاهش وزن بدن مرتبط می باشد. اتصال جفت با رحم در ماههای آخر آبستنی سست تر گردیده و این عمل در ۵ روز قبل از زایمان با ترشح هورمون استروژن انجام می گیرد.
بنابراین در گاوی که پنج روز دیرتر یا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نماید احتمال بروز جفت ماندگی افزایش می یابد.
عدم انقباض یا سستی رحم یا هر عاملی که باعث توقف یا ضعف ماهیچه های منقبض کننده رحم شود (مانند تب شیر) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم می گردد.
عفونت و بیماری اندامهای بدن، این عوامل موجب آلودگی دستگاه تولید مثلی شده و با تولید تب بالا موجب سقط جنین می گردد از طرفی عارضه جفت ماندگی احتمال عفونت دستگاه تولید مثل را افزایش می دهد.

بروسلوز (Brusellosis)
یکی از بیماری های مشترک بین انسان و دام، که فوق العاده عفونی و قابل انتقال است بیماری هزار چهره بروسلوز یا تب مالت بوده که گروه بسیار زیادی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلا می سازد. این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام، کاهش تولید شیر، عقیمی و نازایی و از دست رفتن ارزش اقتصادی دامهای مبتلا می شود. علاوه بر بعد اقتصادی به علت ابتلای انسان به این بیماری از بعد بهداشتی هم دارای اهمیت فراوان است. خصوصیت مهم این بیماری قدرت آلودگی شدید آن در تمام حیوانات اهلی و وحشی است. دام های مبتلا به بروسلوز، معمولا در اولین دوره آبستنی دچار سقط جنین می شود که در هنگام بچه اندازی دام ها و تا مدت ها بعد از آن با دفع ترشحات شدیدا آلوده رحمی، باعث می شود محیط اطراف، مزارع و مراتع به شدت آلوده شوند که این عمل زمینه مساعدی برای آلودگی سایر حیوانات و انسان ایجاد می کند. دفع باکتری عامل بیماری از طریق شیر حیوانات مبتلا و ترشحات رحمی و جنین سقط شده مخاطرات فراوانی را برای سایر دامها و همچنین انسان در بر دارد.

علائم
علائم بیماری بستگی به سطح ایمنی گله ها دارد. در گله هایی که واکسینه نشده اند سقط جنین در دام و شیوع سقط در گله مهمترین علامت بروز بیماری می باشد. سقط جنین در گاو از ماه پنجم آبستنی اتفاق می افتد. از علائم دیگر آن جفت ماندگی، تورم دیواره رحم، تورم بیضه ها،

کنترل و درمان
واکسیناسیون به همراه تست و کشتار جهت تحت کنترل در آوردن و ریشه کنی بیماری صورت می پذیرد.

منابع:
پرورش گاو گوشتی – شیری (شهرام نصابیان)
پرورش گاو شیری (انتشارات جهاد دانشگاهی)
نشریه هوردز دیری من
سایت دام آوران
مجله برآیند

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  Recreationist responses to livestock grazing in a new national monument.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره  ۶۶

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :   Spatial and temporal patterns of cattle feces deposition on rangeland.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره 59

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :   Observations of cattle use of prairie dog towns..

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ۵ صفحه

دانلود مقاله شماره 58

ارتباط علم اقتصاد با فروش فصلی مراتع
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  Economics of sale weight, herd size, supplementation, and seasonal factors.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ۶ صفحه

دانلود مقاله شماره  57

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی

عنوان مقاله  :  Cattle distribution patterns and vegetation use in mountain riparian areas.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٨ صفحه

دانلود مقاله شماره ۵۵

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :  

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ۶ صفحه

دانلود مقاله شماره ۵۴

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  :   Cattle distribution patterns and vegetation use in mountain riparian areas.

مرجع مقاله : journal range management

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ۵٣

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری و.....

عنوان مقاله  :  Biological and chemical response of a grassland soil to burning.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٨ صفحه

دانلود مقاله شماره 48

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی - دامپروری

عنوان مقاله  : Vegetation dynamics from annually burning tallgrass prairie in different seasons.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٧ صفحه

دانلود مقاله شماره ۴٠

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : مرتعداری  - کشاورزی پایدار - اکولوژی - حاصلخیزی و....

عنوان مقاله  :  Mineral concentration dynamics among 7 northern Great Basin grasses.

مرجع مقاله : jurnal range managment

سال انتشار: ٢٠٠٣

تعداد صفحات : ٨  صفحه

دانلود مقاله شماره ٣٩

خلاصه

 به دنبال اجرای برنامه بهسازی و نوساز ی اماکن سنتی دام در دو دهه گذشته، به منظور تعیین اثر آن بر بهبود شرایط تولید در گاوداری های روستایی استان فارس این تحقیق انجام شد . 172 واحدگاوداری هسازی شده و بهسازی نشده در 6 شهرستان استان(با سه اقلیم گرم، معتدل و سرد ) به عنوان معیت هدف مشخص شدند . با تهیه پرسش نامه دو فاکتور : بهداشت دام و فرآورده هایآن و میزان هزینه های مختلف در این واحد ها مورد ارزیابی قرارگرفت. در دو فصل زمستان و بهار نمونه ای از شیرتولیدی هر یک از واحد ها جهت تعیین بارمیکروبی اخذ شد. بهسازی جایگاه دام برکاهش بارمیکروبی شیرخام تولیدی در واحد های گاوداری اثر اما بر درصد ابتلاء به بیماری، درصد تلفات، هزینه دارو ودرمان و واکسیناسیون و هزینه خوراک ،معنی داری داشت با توجه به عدم امکان بهسازی  تأثیری نداشت . بارمیکروبی شیرخام تولیدی در فصل زمستان بیشتر از فصل بهاربود کامل و اصولی واحد های گاوداری سنتی در روستا و به منظور تأمین بهداشت و سلامت مردم روستا بهتر است، بهسازی جایگاه دام با نظارت کارشناسان و طبق نقشه های مناسب انجام پذیرد.

دانلود مقاله شماره ٢٣

الف: تعاریف
1- واحد مشکوک:

واحد مشکوک به واحدی اطلاق میگردد که دارای علائم ذیل باشد.
1-1. انتشار ناگهانی بیماری در گله
2-1. بیحالی شدید، پژمردگی و دور هم جمع شدن گله
3-1. کاهش شدید مصرف دان
4-1. افت ناگهانی و شدید تولید روزانه
5-1. شروع ناگهانی تلفات با روند افزایشی روزانه (در گله گوشتی تلفات بیش از 3%روزانه)
در این صورت لازم است اداره کل دامپزشکی استان نسبت به گزارش و نمونه برداری و ارسال آن به سازمان دامپزشکی اقدام و عملیات بهداشتی – قرنطینه ای را برابر دستورالعمل های ارسالی اقدام نمایند.

2- کانون آلوده

کانون آلوده به کانونی اطلاق میگردد که نمونه های ارسالی با یکی از آزمایشات ذیل مورد تأیید قرار گیرد
1-2. جداسازی ویروس
2-2rt-pcr .
3-2 . Hi در صورت لزوم با دو نوبت نمونه گیری و آزمایش سرمی با فاصله 14-10 روز
بدیهی است در اولین کانون، جداسازی ویروس ضروری است و در موارد بعدی کانون، مثبت بودن در Rt-pcr یا Hi کفایت میکند

3- منطقه آلوده

به منطقه ای اطلاق میگردد که حداقل یک کانون آلوده به تشخیص قطعی رسیده باشد در صورتیکه مرغداریهای موجود (طیور صنعتی، سنتی) در این منطقه دچار تلفات فزاینده و یا افت تولید ناگهانی باشد. بدون انجام آزمایشات مربوطه همراه با نمونه گیری تا شعاع 1 کیلومتری معدوم و تا شعاع 5 کیلومتری قرنطینه و در صورت وجود علائم معدوم خواهند شد و منطقه آلوده اعلام میگردد .بدیهی است در مرغداریها تا شعاع فوق بسته به شرایط نسبت به تخلیه یا معدوم سازی اقدام میگردد.

شیر کاملترین غذایی است که می تواند مورد استفاده انسان قرار گیرد. به همین منظور یکی از فعالیتهای اساسی دامداری در دنیا پرورش دامهای شیری است.

وان لکم فی الانعام لعبره نسقیکم مما فی بطونه من بین فرث ودم لبنا خالصا سائغا للشاربین (سوره نحل آیه ۶۶ )
”برای شما در چهارپایان پندی است از شیر خالص که از شکمشان از میان سرگین وخون بیرون می آید،سیرابتان می کنیم ،شیری که به کام نوشندگان گوارا است .”
شیر کاملترین غذایی است که می تواند مورد استفاده انسان قرار گیرد. به همین منظور یکی از فعالیتهای اساسی دامداری در دنیا پرورش دامهای شیری است.
این ماده غذایی از یک ترکیب پیچیده تشکیل شده که شامل چربی ، پروتئین ، قند لاکتوز ، عناصر معدنی ، ویتامینها ، آنزیمهاوآب میباشد.فرآورده های شیری بهترین منابع تامین کلسیم بدن انسان هستند. مصرف شیر وفراورده های مختلف آن به ویژه فراورده های تخمیری، منجر به افزایش طول عمر، افزایش بازده جسمی وفکری، کاهش بیماریهای عفونی، کاهش بیماریهای استخوانی ورشد مطلوب کودکان ونوجوانان میشود. استفاده از شیروانواع صنایع لبنی یک ناحیه، بطورعمده از عوامل اقتصادی وشرایط آب وهوایی ،عادات غذایی، سلیقه غذایی مردم وسطح تکنولوژی پیروی می کند. ارزش بیولوژیکی پروتئینهای موجود در این ماده غذایی معادل نسبت درصد ازت جذب شده می باشدکه برای تامین رشدوبقا در بدن نگهداری می شود.پروتئین شیر شامل۸۰ % کازئین ، ۲۰% پروتئینهای محلول می باشد. ترکیبات شیر دامها نه تنها از نوعی به نوع دیگر بلکه در نژادهای مختلف متغیر بوده ضمن اینکه عوامل محیطی (سن،فصل ،تغذیه ،بهداشت وشیردهی )نیز به نوبه خود موجب تغییراتی در ترکیب شیر می گردند.
بیش از نیمی از جمعیت جهان در نواحی خاور دور وخاور نزدیک وبرخی قسمتهای اروپا شیر وفراورده های شیر گاومیش را به مصرف می کنند. بازده تولید زیاد گاومیش شیری ،عملکرد بالای شیر باچربی و ومواد جامد بالا استفاده از شیر برای چندین غذای پختنی وغذای کودک، باعث شده که این حیوان برای کشورهای در حال توسعه بسیار ارزشمند باشد.
بنابر این دستیابی به اطلاعات کاملی در باره خواص فیریکوشیمیایی شیر گاومیش وارزش تغذیه ای آن برای تکنولوژی شیر مایع ضروری به نظر می رسد. برخی از مردم هند، عقیده اشتباهی در مورد ارزش غذایی شیر گاومیش دارند. گروهی از مردم معتقدند شیر گاومیش به اندازه شیر گاو حاوی مواد مغذی نیست. گروهی نیز این نظر رادارند که مصرف شیر گاومیش اثر بدی روی توان فکری مصرف کننده می گذارد. چنین عقاید ونظراتی بی پایه واساس بوده وهیچ مطلب علمی این نظرات را تایید نمی کند. به رغم آن که شیر گاومیش به دلیل چربی وموادجامد بدون چربی زیاد غنی تر از شیر گاو است. در آزمایش های تغذیه ای که در مصر انجام شد معلوم شد که قابلیت هضم مواد جامد شیر گاو وشیر گاومیش به یک اندازه بوده وچربی زیاد شیر گاومیش اثری روی قابلیت هضم آن ندارد. چربی شیر گاووگاومیش مقدار کمی اسید چرب ضروری دارد. فاکتور اساسی در تعیین انرژی شیر در درجه اول میزان چربی آن است. شیر گاو۶۷ کیلوکالری وشیر گاومیش ۱۱۷کیلوکالری انرژی در ۱۰۰ میلی لیتر دارد. افراد دیگری این نظر را دارند که شیر گاو وشیر گاومیش در موشها باعث رشد شده وهیچ تفاوتی از این نظر بین شیر دو گونه مشاهده نکردند. محققین هندی ارزش بیولوژیکی وقابلیت هضم پروتئین شیر گاو، گاومیش وبز را بررسی کردند. معلوم شد که پروتئین شیر این سه گونه در میزان افزایش رشد اثر برابری دارند وضرایب قابلیت هضم آنها تقریبا یکی است. ارزش بیولوژیکی حقیقی پروتئین شیر گاومیش ،گاو وبز به ترتیب ۹/۸۶ ،۹/۸۳ ،۴/۷۸ وقابلیت هضم آنها بترتیب ۹/۹۱، ۸/۸۸، ۴/۹۴ذکر شده است. مقدار لاکتوز شیرگاو وگاومیش بین ۵/ ۴ تا ۹/۴% می باشد. در باره مقدار ویتامینها ی شیر گاومیش وفرآورده های آن،مطالعاتی در هند انجام گرفته است. در مقایسه با شیر گاو، کاروتن در شیر گاومیش وجود ندارد.
بنابراین پتانسیل ویتامین A شیر گاومیش بخاطر ویتامین Aموجود در چربی آنست . میزان ویتامین A شیر گاو وگاومیش وتغییرات فصلی آنان بررسی شده ومعلوم که شیر گاومیش به دلیل میزان چربی بیشتر ،ویتامین A بیشتری در مقایسه با شیر گاودارد. ویتامینA در هر گرم شیر گاومیش بین۸/۱۴و۸/۴۴ واحد بین المللی متغیر است. در هر دو گونه حداکثر ویتامین طی ماههای اگوست تا اکتبر وحداقل آن طی ماه های مارس وآوریل ملاحظه شد. افراد دیگری تغییرات فصلی ویتامین A شیر گاومیش را مورد توجه قرار داده ومعلوم کردند که میزان آن طی فصل بادهای موسمی حداکثر وطی فصول تابستان و زمستان در حداقل است. میانگین تیامین ،اسید نیکوتینیک و ریبوفلاوین شیر گاومیش بترتیب ۵۰/ ،۸۳/ ،۰۷/ ۱میکروگرم در میلی لیتر بیان شده است. پال وهمکاران میانگین اسید آسکوربیک شیر گاومیش را ۱/۲۸ قسمت در میلیون گزارش کردند که بیشتراز مقداری است که در شیر گاو بدست آمده است. بااستفاده از لاکتوباسیلوس لاکتیس آشکارشد که میانگین ویتامین ۱۲B شیر گاومیش از ۸/۲ تا ۴ میکروگرم در میلی لیتر متغیر است .شیر گاومیش آب کمتری داشته ،ماده خشک ، چربی ،لاکتوز وپروتئین آن از شیر گاو بیشتر وشامل ۱۶% ماده خشک در مقایسه با ۱۴- ۱۲% شیر گاو است. ماده خشک زیاد شیر گاومیش نه تنها باعث ایده ال شدن اّ ن جهت فراوری عالی محصولات لبنی شده بلکه مربوط به ذخیره انرژی در جریان اّن پروسه می شود. ما ست تهیه شده از شیر گاومیش، بدون افزودن پروتئینهای اضافی شیر یا مواد ژله ای حالت ضخیم و طبیعی دارد.بر خلاف گاوهای شیری جدید، گاومیش می تواند بدون نیاز به استفاده زیاد از غذای کنسانتره ای رشد کند. علوفه،شبدر، کاه قسمت عمده رژیم گاومیشها را تشکیل می دهد.تاکنون در جیره غذایی گاومیشها از پودر استخوان،پودر ماهی یا جیره های اصلاح شده از نظر ژنتیکی استفاده نشده است. غنی بودن شیر گاومیش از نظر مواد مغذی در مقایسه با شیر گاو ، آنرا برای تهیه شیر خشک مناسب وقابلیت نگهداری فراورده های آنرا بیشتر نموده است.شیر گاومیش بطور میانگین حاوی ۱۶۳/ درصدکلسیم و۱۰۱/ در صد فسفر است که این اعداد در شیر گاو بترتیب ۱۲۷/ و۰۹۲/درصد است. شیر گاومیش ۴۳% کلسترول کمترو۴۰% پروتئین بیشتر ازشیر گاو دارد.

آب :
زندگی بدون آب غیر ممکن است. پستانداران قادرند مدت طولانی تری بدون غذا ولی مدت کوتاه تری بدون آب زنده بمانند. مطالعات انجام شده بوسیله RUBNER این مطلب را تایید می نماید. چنانچه تمامی چربی یا نصف پروتئین موجود در بدن حیوان تجزیه شود، حیوان زنده می ماند ولی از دست دادن یک دهم آب بدن بمنزله مرگ است. آب بعنوان حلال وسیله انتقال و تنظیم کننده فشار سلولی و حرارت بدن مورد نیاز است. کلیه فعل و انفعالات شیمیایی بدن حیوان در محیط مایع انجام می شود. مواد محلول بوسیله آب انتقال می یابند. با تبخیر آب، حرارت اضافی بدن انجام می شود.
آب با مدفوع، ادرار، شیر و بصورت بخار اب از طریق تنفس ششها و پوست دفع می گردد. مقدار دفع آب بدن به چند عامل بستگی دارد. بعنوان مثال هر چند دفع ادرار زیادتر باشد و هر چه کانیها و فراورده های نهایی ازت، (اوره) زیادتر دفع شوند، به همان نسبت دفع اب نیز بیشتر است. این مواد باید در آب حل و رقیق شده تا داراییک غلظت مناسب گردند.
از اینجا می توان نتیجه گرفت که هر چه مقدار پروتئین و مواد معدنی غذا بیشتر باشد، به همان نسبت باید آب بیشتری به حیوان داده شود. بطور کلی مقدار آب مورد نیاز حیوان به مقدار ماده خشک جیره غذایی بستگی دارد. بعنوان نقطه اتکا می توان چنین اظهار نظر نمود که برای خوکها به ازاء هر کیلوگرم ماده خشک غذا، 2 تا 3 کیلوگرم آب و برای گاوها 4 تا 5 کیلوگرم آب مورد نیاز است. بنابراین احتیاج روزانه آب بشرح زیر است:


6 تا 10 لیتر برای خوکهای پرواری
12 تا 25 لیتر برای خوکهای ماده
50 تا 100 لیتر برای گاو های شیرده
20 تا 60 لیتر برای گاوهای پرواری

در موارد خاص ممکن است مقدار آب مورد نیاز بسته به راندمان، جیره غذایی، درجه حرارت و رطوبت هوا تغییر کند. آب را می توان به اندازه دلخواه و به مقدار نامحدود در اختیار حیوان گذاشت. مصرف زیاد آب بطور کلی زیان آور نیست. در شرایط عملی آب مورد نیاز حیوان هنگامی به بهترین وجه تامین می گردد که به حیوان امکان نوشیدن آب در تمام مدت روز به دفعات مکرر داده شود.بدین ترتیب ضایعات انرژی مربوط به رساندن درجه حرارت آب به درجه حرارت بدن نیز به احتمال زیاد کمتر از موقعی خواهد بود که تمامی آب مورد نیاز در یک نوبت به حیوان داده شود.اهمیت دادن آب به دفعات متعدد را می توان به بهترین وجه در گاوهای شیرده مشاهده نمود. احتیاج آب برای تولید شیر بسیار زیاد است، تقریبا 4 تا 5 کیلوگرم آب به ازاء هر لیتر شیر. هر چه به دفعات بیشتری به گاوهای شیرده آب داده شود، مقدار مصرف آب زیادتر خواهد بود. در بعضی موارد توانسته اند از این طریق راندمان شیردهی را افزایش دهند. رعایت بهداشت آب مورد مصرف حیوانات نیز به اندازه آب آشامیدنی انسان حائز اهمیت است. آب آشامیدنی حیوان باید عاری از هر گونه مواد فاسد، مدفوع، ادرار، انگل (در آبهای راکد) و آلودگیهای صنعتی مانند فلور و فلزات سنگین باشد. آب نه تنها از طریق آب آشامیدنی ، بلکه همراه با غذا نیز وارد بدن حیوان می گردد. در جدول 1-1-3، مقدار آب برخی گروههای غذای دامی منعکس گردیده است.
همانطوری که آب بخش عمده ای از بدن حیوان را تشکیل می دهد، در گیاهان سبز نیز سهم عمده ای دارد. با پیشرفت رشد و رسیدن محصول، مقدار آب کاهش می یابد. برای اینکه بتوان علوفه را نگهداری نمود، باید آن را در حدی خشک کنند که مقدار آب آن به 15 % و یا کمتر برسد. چنانچه مقدار آب از متوسط مقدار سایر مواد موجود در غذای دامی بیشتر باشد، غذا کپک زده و تجزیه می گردد. تعلیف اینگونه غذاهای دامی فاسد، سلامتی حیوان را به خطر می اندازد.
آب یکی از اجزای مهم بدن حیوانات می باشد که 80 - 50 درصد وزن بدن دام را بر حسب سن و میزان چربی بدن تشکیل می دهد. گاو ممکن است تا 50 درصد از وزن بدن خود را(چربی، پروتئین و غیره)را از دست دهد و زنده بماند در حالی که تنها کاهش 10 درصد از آب بدن می تواند منجر به مرگ حیوان شود.پرورش موفقیت آمیز گاو نیاز به یک منبع مناسب آب دارد. هم کیفیت و هم کمیت آب بر بدن اثر گذار هستند. منبع آب مناسب در تامین نیاز گاو بسیار با اهمیت است زیرا میزان دریافت آب به میزان ماده خشک مصرفی بستگی دارد.
منابع آب :
آب در بدن 4 عمل مهم انجام می دهند که عبارتند از :
*کمک به دفع مواد زاید حاصل از هضم و متابولیسم(مدفوع یک گاو سالم 85 - 75 درصد آب دارد)
*تنظیم فشار اسمزی خون
*به عنوان یکی از اجزای مهم در ترشحات بدن (شیر و بزاق )همانطور که در زایمان و رشد مطرح است.
*تنظیم حرارت بدن به وسیله تبخیر آب از دستگاه تنفسی و سطح پوست
گاو نیاز خود به آب را از 3 منبع به دست می آورد.
*آب آشامیدنی
*آب موجود در غذا
*آب حاصل از فعالیت های متابولیکی
دو منبع اول به عنوان منابع عمده تامین آب در مدیریت پرورش گاو شیری مطرح می باشند.
احتیاجات روزانه گاو به اب به عوامل زیر وابسته است:
*نوع و اندازه حیوان
*مرحله فیزیولوژیکی که دام در آن قرار دارد
*میزان فعالیت
*میزان ماده خشکدریافتی
*شکل فیزیکی جیره
*کیفیت آب
*دمای اب مصرفی
*دمای محیط اطراف
کیفیت آب :
کیفیت آب به خصوص از لحاض املاح و احتمالا مواد سمی آن دارای اهمیت می باشد. زیرا کیفیت آب در میزان آب مصرفی توسط دام تاثیر گذار است. بیشتر مواقع آب های جاری و زیرزمینی احتیاجات دام به آب را تامین می کنند و اغلب به دلیل املاح زیاد آب، احتیاجات دام از آب مصرفی تامین نمی شود.
شوری آب در واقع میزان غلظت انواع نمک های موجود در آن می باشد. بقیه فاکتور هایی که در آب مشکل زا هستند شامل ترکیبات نیترا، قلیاییت آب یا میزان زیاد عناصر سمی موجود در آب می باشند.

جدول-2 راهنمای غلظت های مختلف کلیه نمک های محلول در آب جدول-1 میزان مصرف آب گاو گوشتی در دماهای مختلف محیط
دسته نوع حیوان TSS
(ppm - mg/1)
دمای محیط (درجه سانتی گراد) آب مورد نیاز

1 مناسب برای گاو و گوسفند در کلیه سنین 3500> 35< 15 - 8 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی
2 قابل مصرف اما کیفیت خوبی برای بره ها و گوساله ها و چهار پایان اهلی شیری ندارند. 4000 - 3500 35 - 25 10 - 4 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی
3 نا مناسب برای بره ها و گوساله ها و چهارپایان اهلی شیری و مناسب برای چهارپایان بالغ خشک 6000 - 4500 25 - 15 5 - 3 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی(حیوانات جوان یا شیری 50 - 10 درصد بیشتر آب نیازمندند)
4 مناسب برای گوسفند و گاو بالغ خشک(در دوره خشکی) 10000 - 6000 15 - 5- 4 - 2 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی
5 مناسب برای گوسفندان بالغ 15000 - 10000 -5> 3 - 2 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی، افزایش دما(مثلا از 20 - به 0 درجه سانتی گراد)به دنبال یک دوره هوای خیلی سرد سبب افزایش 100 - 50 درصدی مصرف آب می شود.
6 نا مناسب برای کلیه چهارپایان 15000<
1-TSS - Total soluble salts


شوری :
تمام آب ها دارای میزانی از مواد محلول می باشند که اغلب شامل یونهای نمک های غیر آلی است. مهمترین این یونها شامل کلسیم، منیزیم، کلرید سدیم، سولفات و بی کربنات می باشد. اغلب، املاح زیاد در آب می تواند اثرات نامطلوب اسمزی ایجاد کند که منجر به شرایط نامطلوب بدنی، بیماری یا حتی مرگ دام شود. نمک ها از لحاظ تاثیر دارای تفاوت مختصری می باشند اما این تفاوت ها از لحاظ عملی برجسته نمی باشد. در حالی که املاح سولفات مسهل می باشند و ایجاد اسهال می کنند، اثرات تخریبی آنها روی دام بیشتر از اثرات کلرید ها نیست. به همین صورت نمک های منیزیوم مخرب تر از املاح کلسیم یا سدیم نمی باشند. بنابراین اثرات نمک های مختلف تجمعی می باشد. به این معنی که مخلوطی از آنها دارای همان اثرات زیان آوری است که هریک از آنها به تنهایی در یک غلظت کامل دارا می باشند.
نکات حائز اهمیت در مورد املاح آب مصرفی دام حایز اهمیت است:
*میزان زیاد املاح آب کمتر از حد سمی آنها منجر به افزایش آب مصرفی می شود گرچه از ابتدا دام از خوردن آب امتناع می ورزد.
*در صورتی که غلظت نمک های موجود در آب زیاد باشد دام ها از خوردن آب حتی برای مدت چند روز امتناع می ورزند ولی ممکن است ناگهان مقدار زیادی از این آب را بنوشد که منجر به بیماری یا مرگ دام می شود.
*حیوانات جوان حساسیت بیشتری به شوری آب نسبت به حیوانات پیرتر دارند.
*هر فاکتوری که منجر به افزایش مصرف آب می شود همچون شیردهی، افزایش دما یا ترشحات، احتمال مسمومیت ناشی از املاح آب را افزایش می دهد.(جدول2)
*حیوانات توانایی سازش پذیری با املاح آب را دارند و به تغییر املاح آب از کم به زیاد به صورت تدریجی تحمل نشان می دهند اما تغییر سریع ایجاد مشکل می کند.
*وقتی حیواناتی که از اثرات املاح زیاد آب رنج می برد به یک منبع آب با ملح کم دسترسی پیدا کنند بسیار سریع بهبود می یابند.
*در بعضی مواقع نمک ها به منظور تنظیم مصرف غذا به صورت دسترسی به غذا اضافه می شوند که در این مواقع باید نسبت به ملح کم در آب اطمینان حاصل کرد.


حیوانات توانایی سازش پذیری با املاح آب را دارند و به تغییر املاح آب از کم به زیاد به صورت تدریجی تحمل نشان می دهند.


نیترات ها:
نیترات ها و نیتریت ها باید با هم در نظر گرفته شوند. گاهی نیترات ها در مقادیر سمی در آب یافت می شوند اما نیترات ها به ندرت در مقادیر سمی در آب موجود می باشند. اغلب حضور نیترات یا نیتریت در آب، نشان دهنده آلودگی آب با مدفوع یا فاضلاب می باشند. ماهیت نیترات ها چندان سمی نمی باشد بلکه وقتی به نیتریت ها تبدیل می شوند مشکل ساز هستند. نیتریت ها وقتی وارد جریان گردش خون می شوند باعث تبدیل رنگدانه قرمز رنگ هموگلوبین به رنگدانه قهوه ای رنگ مت هموگلوبین می شوند.هموگلوبین مسئول حمل اکسیژن از ریه ها به بافت های بدن می باشند ولی مت گلوبین قادر به حمل اکسژن نمی باشد. وقتی که 50 درصد از هموگلوبین به مت هموگلوبین تبدیل می شود، دام علایم دیترسی تنفسی از قبل تنگی تنفس را نشان می دهد. در بالاتر از این مقدار دیترسی تنفسی منجر به مرگ دام می شود.در مقادیر 80 درصد و بالاتر، دام به دلیل قطع تنفس از بین خواهد رفت. در نشخوارکنندگان، باکتری های شکمبه نیترات موجود در غذا یا آب را به نیتریت تبدیل می کنندکه نیتریت حاصله می تواند به جریان خون راه یابد. سمیت نیترات در آب متداول نیست اما به همراه نیترات های موجود در غذا می تواند مشکل ساز باشد. تبدیل نیترات به نیتریت در حیوانات تک معده ای نمی تواند به عنوان یک مشکل عمده مطرح باشد.(جدول 3)
قلیاییت:
بسیاری از آب ها و شاید اکثر انها قلیایی هستند. فقط در موارد کمی مشاهده شده است که نمونه اب دارای قلیاییت یسیار بالا باشد. قلیاییت به مفهوم تیتر PH در اشکال بیکربنات و کربنات می باشد.اغلب آبها PH در حدود 8-7 دارند که این PH آب ها را می توان کمی قلیایی دانست. همچنین این به معنی آن است که آب ها عموما شامل مقدار کمی بیکربنات و کربنات می باشند. اکثر آب ها قلیایتی در حدود 500ppm دارا هستند(عمدتا کربنات کلسیم)که نمی توان آن را مضر دانست. مقادیر بالای قلیاییت در آب می تواند منجر به اختلالات فیزیولوژیکی و گوارشی در دام شود. عموما آب های دارای کمتر از 1000ppmکربنات کلسیم برای دام های اهلی و طیور قابل استفاده هستند که بالاتر از آن مناسب نمی باشد.در حیوانات جوان غلظت های پایین تر از 2500ppmمی تواند مضر واقع شود مگر اینکه میزان کربنات بر میزان بیکربنات پیشی بگیرد.(جدول4)

جدول-4 راهنمای تغییر قلیاییت آب جدول-3 راهنمای استفاده از آب های نیترات دار برای چهارپایان اهلی
میزان قلیاییت (PHسنجش بر مبنای کربنات کلسیم) مواد ایجاد کننده قلیایت PH توضیحات میزان نیترات 1
(ppmنیترات نیتروژت) توضیحات
کمتر از 500 بیشتر بی کربنات ها 8-7 اکثر نمونه های آب در این محدوده قرار می گیرند و مضر نیستند. کمتر از 100 2 آزمایشات نشان داده است که برای چهارپایان اهلی و طیور مضر نیست.
1000-500 بیشتر بی کربنات ها 8-7 محدوده رضایتبخش برای چهارپایان اهلی و طیور. 300-100 3 این آب به تنهایی برای طیور مضر نیست و لیکن در صورتی که جیره غذایی حاوی نیترات ها باشد خطرناک تشخیص داده شده است: این آب در شرایط ویژه نظیر کم آبی، خشکسالی، تگرگ، شبنم که نیترات ها در گیاه ذخیره می شوند توصیه نمی شود
بیش از 1000 حضور کربنات ها 9-8 ممکن است برای چهارپایان اهلی به ویژه حیوانات جوان نا مناسب باشد 300< برای هیچکدام از چهارپایان اهلی و طیور توصیه نمی شود.
کمتر از 2500 حضور کربنات ها 10 ممکن است ضرر نا چیزی را در حیوانات بالغ ایجاد کند مگر اینکه کربنات ها در برابر میزان بالای از بی کربنات ها حضور داشته باشند. 1 نیترات نیتروژن را شامل می شود
2 کمتر از 443 ppm نیترات یا کمتر از 607 ppm نیترات سدیم
3 بالای 1329 ppm نیترات یا بالای 1821 ppm نیترات سدیم


جلبک ها :
غالبا رشد زیاد جلبک ها در آب های ساکن یا آب های با سرعت جریان کم صورت می گیرد. بعضی از گونه های جلبک تحت شرایط خاص می توانند سمی واقع شوند. بنابراین باید مراقب رشد جلبک در آب های مورد مصرف دام ها بود.
عناصر سمی :
در موارد کمی ابهاممکن است با بعضی از عناصر سمی از قبیل ارسنیک، جیوه، استرانیوم، کادیوم، یا مواد رادیواکتیو آلوده شوند. هر چند این عناصر می توانند برای حیوانات مضر باشند ولیکن تجمع آنها در بافت های حیواناتی که مورد مصرف انسان قرار می گیرند نیز یک مشکل عمده است. جستجوی حضور این عناصر در آب تنها در زمانی صورت می گیرد که دلایلی برای حضور آنها در آب وجود داشته باشد.
منبع:

Okine E (2001) :Water quality requirments forcattle.

مقایسه اقتصادی مراتع و دیمزارها  در استان همدان1

 

چکیده:

با توجه به قرار گرفتن استان همدان در مرز مناطق مساعد و غیرمساعد برای کشت دیم و تراکم زیاد جمعیت روستایی و روندی که در تخریب و تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی وجود داشته و دارد ضرورت  انجام  این بررسی را بیشتر مینماید. در این مقاله دو نوع بهره برداری زمین، بهره برداری از زمین به عنوان  مرتع و بهره برداری به صورت کشت دیم مورد مقایسه قرار گرفته است، سعی گردیده است که ارزش اقتصادی دیمزارها و مراتع با محاسبات دقیقتر و با آمار و اطلاعات جدید‌تر در این دو نوع بهره برداری مقایسه شود.

مقایسه در آمد های حاصل از دو شیوه بهره برداری از زمین حاکی است که  در آمد حاصل از بهره‌برداری هر هکتار زمین جهت چرای دام ، بصورت مرتع بیش از در آمد حاصل از هر هکتار دیمزار است.در بین محاسباتی که جهت ارزش اقتصادی مراتع صورت گرفت روش محاسبه چهارم کمترین ارزش را برای هر هکتار مرتع نشان داده است . با این روش که اصول حفظ و میزان بهره‌برداری مجاز جهت جفظ و بهبود مراتع ملاک محاسبه قرار گرفته ارزش اقتصادی هر هکتار مرتع تقریباًَ دو برابر ارزش اقتصادی هر هکتار دیم می‌باشد.

مقدمه:‌

در استان همدان ، ‌با توجه به قرار گرفتن این منطقه در مرز مناطق مساعد و غیرمساعد برای کشت  دیم و تراکم زیاد جمعیت روستایی و روندی که درتخریب و تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی وجود داشته و دارد، ضرورت انجام این بررسی را بیشتر می‌نماید، روندی که غالباً  در تضاد با مصالح محیطی  بوده و حتی از مصالح اقتصادی نیز تبعیت ننموده و چه بسا که از انگیزه‌های اجتماعی، ‌فرهنگی، ‌قومی، ‌انگیزه تثبیت مالکیت و امثالهم ریشه گرفته باشد؛ 

در زمینه ارزش اقتصادی دیمزارها و مخصوصاً‌ ارزش اقتصادی مراتع تاکنون مطالعاتی انجام شده است، سعی گردیده است در محاسباتی از  آمار و اطلاعات جدیدتر در  به مقایسه اقتصادی این دو نوع بهره‌برداری استفاده کنیم .

اهمیت اقتصادی مراتع: مقایسه ارزش اقتصادی مراتع و دیمزارها، بواسطه رقابتی که در زمینه این دونوع کاربری دربسیاری از مناطق ایران و از جمله در استان همدان وجود دارد لازم به نظر می‌رسد و این بررسی با این فرض انجام می‌شود که حفظ مراتع نه تنها از دیدگاه اثرات مثبت زیست محیطی، حفظ خاک و کنترل نفوذآبها دارد، بلکه ازجهت اقتصادی محض نیز در شرایط تکنولوژیکی کنونی بکارگیری این چنین اراضی به شکل مرتعی دارای صرفه اقتصادی بیشتری نسبت به تبدیل آن به دیمزار می‌باشد. ارزش مرتع از نظر تولیدعلوفه:‌محاسبه ارزش علوفه تولیدی و قابل استحصال ازهر هکتار مرتع یکی از روشهای برآورد ارزش اقتصادی آن می‌باشد. علیرغم آسیبهای فراوانی که طی دهه‌های اخیر به مراتع استان همدان واردآمده هنوز علوفه مراتع یکی از منابع  اصلی تأمین غذای دام می‌باشد. این روش محاسبه مستلزم اطلاع از وسعت انواع تیپ های مرتعی و مقادیر قابل استحصال در هر تیپ مرتع می‌باشد. درخصوص وسعت و مقادیر تولید علوفه هر یک از تیپ های مرتعی استان اطلاعاتی دردسترس می‌باشد.

جهت بدست آوردن قیمت علوفه مرتعی از روش معادل سازی با سایر جیره‌های مورد استفاده برای گوسفند استفاده شده است؛  جیره‌ای که شامل احتیاجات رشد، دوران شیر دهی و زایمان باشد، لذا قیمت علوفه با قیمتهای جاری در تابستان 1377 به شرح اقلام ذیل می‌باشد:

کاه: 1000 گرم از قرار هر کیلو 140 ریال                سبوس : 300 گرم از قرار هر کیلو 350 ریال

یونجه: 500 گرم از قرار هر کیلو 250 ریال             جو:200 گرم از قرارهر کیلو 450 ریال

قیمت این جیره که دارای یک کیلو گرم  [1][1]TDN می‌باشد در این سال حدود 460 ریال برآورد شده‌است. با احتساب ضریب 55/0 برای TDN علوفه مرتعی، قیمت یک کیلوگرم ازآن حدوداً‌250 ریال تعیین می‌شود و به این ترتیب می‌توان به محاسبه ارزش اقتصادی هر تیپ مرتعی، با توجه به مقادیر علوفه تولیدی آن پرداخت.

جدول شماره 2: ارزش مراتع با توجه به وسعت و مقادیر تولید علوفه  درانواع مراتع استان همدان (1)‌

 

سطح مرتع (هزارهکتار)

متوسط تولید سالانه علوفه خشک(کیلوگرم درهکتار)‌

کل تولید علوفه در سال

(هزار تن)

ارزش کل تولید علوفه (به میلیارد ریال)

ارزش تولید علوفه هر هکتار(به ریال)

مرتتع نسبتاً خوب تا متوسط

3/45

300

6/13

40/3

75000

مراتع نسبتاً‌ متوسط تا ضعیف

3/294

2/199

6/58

65/14

49800

مراتع نسبتاً‌ضعیف تا خیلی ضعیف

9/565

1/100

6/51

16/14

25025

کل مراتع

5/905

3/142

8/123

2/32

35575

 

بر اساس روش فوق ارزش اقتصادی علوفه تولیدی در  یک سال ازکل مراتع استان همدان 2/32 میلیارد ریال می‌باشد. این در حالیست که علوفه تولیدی عمدتاً‌بدون هیچگونه سرمایه‌گذاری و بصورت موهبتی طبیعی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و در محاسبه ارش واقعی‌تر آن می‌توان ارزش افزوده حاصل از پرورش دام(‌بر روی مرتع) و سایر منافع آن نیز موردنظر قرار داد.

ارزش مرتع از نظر تولیدات دامی:‌

در این روش  مقادیر تولیدات دامی متکی  بر مراتع و آمار جمعیت دامی در این عرصه‌ها ملاک محاسبه ارزش اقتصادی مراتع می‌باشد. برای این منظور می‌توان از مقایسه هزینه‌های دامداری بسته با هزینه‌های موجود در دامداری باز( بر روی مرتع) به مزیت نسبی استفاده از مراتع در این زمینه پی برد و مابه‌التفاوت دو شیوه دامداری باز و بسته را بعنوان  ارزش افزوده ناشی از بکار گیری مراتع قلمداد نمود؛ بر این اساس می‌توان تعداد دام مجاز که جهت بهره‌برداری از مراتع تعیین شده‌اند ملاک قرار داد و به محاسبه پرداخت، از دیگر سو می‌توان تعداد واقعی  دام متکی به این عرصه‌ها را (‌صرفنظر از مجاز و غیر مجاز ) مبنای این محاسبه قرار داد، ‌علاوه بر اختلاف چشمگیری که بین ارقام تعداد دام مجاز و تعداد واقعی دام وجود دارد، بین ارقامی که از سوی مراجع مختلف به عنوان تعداد دام مجاز اعلام می‌شود تفاوت دیده می‌شود .

مهندسین مشاور تهران پژوهش مراتع استان همدان راتنها جوابگوی 238000 واحد دامی در طی یک فصل چرای سه ماهه (2)  و اداره کل منابع طبیعی استان رقم 832000 واحددامی (3) می‌دانند. این در حالیست که بر اساس گزارش معاونت امور دام جهاد کشاورزی تعداد دام موجود دراستان 4933000 واحد دامی (4) ( در سال 1375) اعلام شده است.

چنانچه مقادیرمجاز موردنظر قرار گیرد و با احتساب750 گرم مصرف روزانه TDN (5) ، بمدت یک دوره چرا ارزش علوفه استحصالی را می توان چنین محاسبه نمود:

علوفه برداشتی (تن)= علوفه مصرفی (کیلوگرم در روز)*تعداد روزهای یک دوره چرا * تعداد واحد دامی

با استفاده از رقم مجاز اعلام شده از سوی اداره کل منابع طبیعی استان همدان (تن)‌135782=36/1*120*832000

با استفاده از رقم مجازاعلام شده از سوی مهندسین مشاور تهران پژوهش (تن)29131=36/1*90*238000

با این روش و با احتساب قیمت 250 ریال برای هر کیلو علوفه مرتعی و وسعت مراتع که توسط هر یک از دو مرجع فوق بعنوان وسعت مراتع استان ذکر شده ارزش مراتع را چنین محاسبه نمود:

با استفاده از آمار مربوط به اداره کل منابع طبیعی استان همدان  (ریال) 37488=250000*905500÷ 135782

با استفاده از آمار مربوط به مهندسین مشاورتهران پژوهش (ریال) 17258=250000*422000 ÷29131

در صورتیکه تعداد دامی که عملاً‌ از مراتع استفاده می‌کند ملاک عمل قرار گیرد، (نه صرفاً ارقامی که بعنوان  چرای مجاز در نظرگرفته  می‌شود)  آمار و ارقام حکایت از چرای دام تا چند برابر ظرفیت‌های اعلام شده دارد. برای محاسبه مذکور نیازمند تعداد دام بر روی مرتع ومیزان اتکای دامهای مذکور  بر این منبع می‌باشیم، در این زمینه آمارهای موجود که عموماً‌ از سوی معاونت امور دام جهاد کشاورزی  ارائه شده، به تفکیک نوع دامها می‌توان دست یافت لیکن رقمی از میزان اتکا بر مرتع ارائه نشده است.

آمار دام استان همدان در سال 1375 معادل 5022746 واحد دامی اعلام شده که شامل گاو،  گوسفند و بز می باشد. با توجه به اتکای ناچیز گاو و گوساله به مراتع و بر عکس اتکای اصلی گوسفند و بز بر مراتع، ‌تعداد واحد دامی گوسفند و بز در استان     (2277042 واحد دامی) به اضافه جمعیت دام عشایری که طبیعتاً اتکای عمده‌ای بر مراتع دارند( 650000 واحد دامی) مجموعاً‌2927042 واحد دامی،‌ در استان بیشترین ارتباط را با مراتع می‌یابد. اگر چه تعدادی گوسفند در استان بصورت واحد های بره پرواری و یا گوسفند داشتی فعالیت می‌نمایند،‌که به شیوة‌ دامداری بسته اداره می‌شوند، اما این تعداد در مقایسه با کل واحد دامی استان ناچیز بوده و شیوة‌غالب، شیوه دامداری باز می‌باشد. برآورد می‌شود که حداقل 60% آمار دامی مذکور مستقیماً‌ متکی به مرتع می‌باشند و در خصوص فصل چرا نیز، اگر چه در بسیاری از مناطق استان تعلیف دام در عرصه‌ها بمدت 7 تا 8 ماه صورت میگیرد ،‌با توجه به وسعت گسترده  مزارع آبی و دیم و آیش ها که در همین دوره 7 تا 8 ماهه چرای آزاد دام مورد بهره برداری می باشند رقم 5 ماه ملاک قرار می‌گیرد. لذا کل TDN برداشت شده از مراتع استان برابراست با :‌

کیلوگرم 164646112=75/0(کیلوگرم TDN) *150(روز) *1463521 (‌واحددامی)

100

55

با توجه به ضریب 55/0 TDN برای علوفه مرتعی و قیمت 250 ریال برای هر کیلو  علوفه و در نظر گرفتن وسعت کل مراتع استان (905500 هکتار)‌، می‌توان چنین محاسبه نمود:

(ریال) 82649=905500(هکتار) ÷250 (ریال)         *164646112 (کیلوگرم)‌

                                                                                                                       

به این ترتیب ارزش هر هکتار از مراتع استان صرفاً از جهت علوفه‌ای که بصورت بالفعل ( صرفنظر از مجاز یا غیر مجاز) ازآن برداشت می‌شود 82649 ریال تعیین می‌گردد. با توجه به مشکلات و اختلافاتی که درارقام و اعداد وسعت مراتع،‌درجه بندی  و میزان علوفه قابل استحصال آنها و بالتبع اختلافاتی که در تعداد دام مجاز اعلام شده از سوی مراجع مختلف وجود دارد که مشکلاتی را در مسیر محاسبه ارزش اقتصادی بهره برداری علوفه ازمراتع ایجاد می‌کند،‌ به شیوه دیگری نیز سعی در محاسبه مذکور گردید.

    

 بقیه در ادامه مطلب

   

مقدمه

گوجه فرنگی از محصولات عمده باغی دراستان خراسان رضوی است و میزان تولید آن در این استان به حدود یک میلیون تن می رسد. بخش عمده این محصول (حدود80%) برای تولیدات مهمی چون رب ،سس گوجه فرنگی وچاشنی های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. پس از استخراج عصاره از گوجه تازه آنچه باقی می ماند تحت عنوان تفاله گوجه فرنگی حاوی آب، دانه و پوسته است و معادل یک پنجم وزن گوجه تازه (160000تن) است(7). تفاله گوجه فرنگی به علت تولید در ماه های گرم سال و رطوبت بالا و غنی بودن از مواد مغذی مختلف به سرعت کپک می زند و از بین می رود. بنا بر این جهت استفاده بهینه آن در تغذیه دام باید به روش های مختلف از جمله خشک نمودن و سیلو کردن آن را حفظ کرد (2، 5، 9) .وضعیت تولید علوفه و خوراک دام در کشورکه نسبت به  جمعیت دامی کمبود بارزی دارد ایجاب می کندتا از هر ماده خوراکی و فرعی که قابلیت استفاده در تغذیه دام را دارد استفاده شود یکی از این تولیدات تفاله گوجه فرنگی است. استفاده از این ماده علاوه بر کاهش هزینه تغذیه از بروز مشکلات زیست محیطی نیز جلوگیری می کند. هرچند تفاله گوجه در تغذیه گاو های شیری در استان خراسان مورد استفاده قرار می گیرد ولی اطلاعات پژوهشی تعیین کننده و راهگشا ئی در این زمینه کمتر در دسترس است. هدف ازاین مطالعه شناخت بهتر خصوصیات شیمیایی وتغذیه ای تفاله گوجه فرنگی و تعیین بهترین نوع مصرف آن (سیلو شده یا خشک شده) در رابطه با عملکرد گاو های شیری بود. 

مواد و روش ها

تفاله گوجه فرنگی مورد نیاز از 3 کارخانه تولید رب در استان خراسان رضوی  تهیه شد. ارزیابی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی تفاله بر روی نمونه های تصادفی انجام شد AOAC(1995). بخشی از تفاله گوجه جهت نگهداری آفتاب خشک و ماده خشک آن به93 درصد رسید و بخشی برای تهیه سیلوی تفاله با استفاده از آفتاب مقدار ماده خشک آن به 34% رسانده شد.

  تعداد 9 راس گاو هلشتاین با روز های شیردهی 10 ±  70  و وزن  زنده    20  ± 600  کیلوگرم با توجه به تعداد شکم و میزان تولید در قالب طرح مربع لاتین 3× 3 به سه تیماردر سه دوره آزمایشی 21 روزه شامل 14 روز عادت پذیری و 7 روز نمونه گیری اختصاص داده شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) تیمار شاهد 2)تیمار حاوی 10%  تفاله خشک گوجه 3) تیمار حاوی 10%  سیلوی گوجه فرنگی بودند. جیره ها به صورت کاملا مخلوط و در سه وعده در اختیار گاو ها قرار گرفت. گاوها در شبانه روز سه بار ( در ساعات 6:00، 14:00 و22:00) دوشیده شدند. نمونه گیری از شیر در سه روز آخر هر دوره در زمان شیر دوشی انجام شد و ترکیبات شیر (پروتتین خام، چربی، لاکتوز، مواد جامد غیر چربی)  با استفاده از دستگاه میلکواسکن (Foss Electric, Conveyor 4000)تعیین شد. داده های حاصل از آزمایش با استفاده از رویه GLM برنامه آماری SAS آنالیز آماری شد.

 نتایج وبحث

تفاله خشک گوجه فرنگی شامل 3/3 ± 5/57% پوسته و 6/3 ± 5/42% دانه بود. وزن متوسط هر دانه 2/ 3 میلی گرم  به دست آمد.  وزن بخش پوسته حدوداًًًًًً 15% بیشتر از بخش دانه بود اگرچه گزارشی دراین رابطه از منابع موجود به دست نیامد اما می توان گفت درصد هر یک از این بخش ها به واریته گوجه وفرایند های انجام شده در کارخانه بستگی دارد (3). ترکیب شیمیایی تفاله گوجه فرنگی و اجزاء آن در جدول 3 نشان داده شده است. تفاله گوجه فرنگی مورد استفاده حاوی مقادیر بالای پروتئین خام ، NDF،  ADFو مقدارمناسبی چربی بود که در تطابق با مقادیر ارائه شده توسط استاندارد NRC (2001) می باشد. اما مقادیر پروتئین خام و چربی آن  بالا تر از مقادیر گزارش شده به وسیله کالویا و سایر1990 است. مقدارپروتئین خام دانه گوجه فرنگی بیشتر از کنجاله تخم پنبه محلی بود. میزان پروتئین خام پوسته  قابل مقایسه با یونجه خشک بود. بنا براین این محصول جانبی می تواند به عنوان یک منبع پروتئینی مورد توجه قرار گیرد.

مصرف ماده خشک (DMI ) ، تولید شیر و ترکیبات آن در جدول 4 آورده شده است. مصرف ماده خشک تحت تاثیر افزودن تفاله گوجه خشک و سیلوی آن قرار نگرفت ((P>0/05.

جدول3- ترکیب شیمیایی تفاله خشک گوجه فرنگی و بخش های آن

بخش پوسته

بخش دانه

تفاله گوجه فرنگی

ترکیب%

17/93 ± 78/0

05/93 57/0±

60/0± 36/93

ماده خشک

31/17 ± 95/0

38/31 ± 18/1

29/0±29/22

پروتئین خام

33/3± 58/0

56/15± 58/0

67/9 ± 58/0

چربی

5/65 ± 25/0

63/5 ± 62/0

60/5 ± 28/0

خاکستر

40/56 ± 40/1

50/50 ± 50/0

00/59 ± 00/2

NDF

00/55 ± 00/1

67/40 ± 10/2

25/49 ± 40/1

ADF

تولید شیر نیز تحت تاثیر افزودن تفاله گوجه خشک و سیلو گوجه قرار نگرفت ((P>0/05 که نتایج به دست آمده تایید کننده نتایج حاصله به وسیله بلیبساکیس 1990  است. درصد پروتئین شیر، چربی شیر، لاکتوز شیر و SNF بین تیمارها اختلاف معنی داری نداشت  ((P>0/05. این نتایج همانند نتایج به دست آمده به وسیله ویس و همکاران 1997 بود.

 

جدول3- ماده خشک مصرفی، تولید و ترکیبات شیر گاو های مورد آزمایش

 

تیمار

اثر جیره

 

شاهد

تیمار10%تفاله خشک گوجه فرنگی

تیمار10%سیلو گوجه فرنگی

 

ماده خشک مصرفی (کیلو گرم در روز)

56/25

50/26

77/24

n.s1

تولید شیر (کیلو گرم در روز)

33/41

12/41

31/41

n.s

شیر تصحیح شده برای 4%چربی (کیلو گرم در روز)

01/34

04/33

88/32

n.s

ترکیبات شیر%

 

 

 

 

پروتئین

09/3

14/3

11/3

n.s

لاکتوز

63/4

72/4

63/4

n.s

چربی

82/2

69/2

64/2

n.s

SNF

43/8

56/8

50/8

n.s

1 از نظر آماری در سطح احتمال 05/0 معنی دار نیست

نتیجه گیری

  نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که جایگزینی تفاله گوجه فرنگی خشک ویا سیلوی تفاله گوجه فرنگی به جای بخشی از علوفه جیره و بخشی از پروتئین جیره تاثیر معنی داری بر عملکرد دام ندارد. بنابراین می توان این محصول فرعی صنایع غذایی را جهت تامین بخشی از نیازمندی NDF وCP دام ها استفاده کرد بدون اینکه تاثیر منفی بر عملکرد تولیدی دام داشته باشد که با توجه به ارزان بودن این محصول فرعی استفاده از آن می تواند هزینه شیر تولیدی را بدون اثرات جانبی بر عملکرد حیوان کاهش داد .

مقدمه 

حفظ ونگهداری سلول اسپرم در مای (5ºC) در مراکز ناباروری جهت استفاده درIVF موجب افزایش متابولیسم، کاهش قدرت باروری وتخریب آن می گردد. تاکنون . گزارشات نشان می دهند که نگهداری اسپرم طیور در محیط یخچال (5ºC) ویاآزمایشگاه برای مدت 24 تا 48 ساعت سبب کاهش باروری گردیده است

 (1) . سلول اسپرم برای ادامه حیات وابقاء قدرت باروری نیاز شدید به اکسیژن دارد

 (2) . از طرفی اسپرم نسبت به اکسیژن حاصل از پراکسیداسیون چربی حساس بوده بطوری که این امرموجب تخریب غشاء، کاهش تحرک و باروری آن می گردد

(3،4) .

دراین مطالعه ازدو نوع آنتی اکسیدان یکی ویتامین C (ascorbic acid) محلول در آب که باعث کاهش پراکسیداسیون خارج سلولی می گردد اما اثرات کمی بر غشاءسلول یا داخل سلول دارد ودیگری ویتامین  E (α-tocopherol) محلول در

 

مواد و روش ها

  دراین مطالعه مایع اسپرم از یک راس گاو سالم در لوله های مدرج جمع آوری و از نظــر حجم ، کــیفیت و رنگ مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه در آ ب C ْ30  قرار داده شــد. ابتدا نمونه رقــیق شد

(6).

در لوله اول ( تیمار‌1)‌ مقدار  mg / ml40‌‌ ویتــامین E و در لــوله دوم ( تیمار‌2) مقدارmg / ml  200‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ویتامین C اضافه شدند. هــر نمــونه توسط شیکر به آهســـتگی مخلوط و درºC) 5(  نگهداری شـــدند. پس از 24 ساعـــت هرتیمار به 8 قسمــت مساوی تقسیم گردید(هراپندورف حاوی  ml1 مایع سیمن رقیق شده با غلظت20میلیون اسپرم بود) . تعداد 2 عدد اپندورف ازهرتیماروگروه شاهـد از روز اول  تا چهارم  شامل :   24  E1,C1 =   48    E2,C2= 72E3,C3 =      96E4,C4 = ساعت در یـخچـال نگهـداری و برای متغیرهـای ‍pH    ،TSC ، % PSM ،SNM % ، MSC ، FSC و SMI توسط دستگاه آنـالـیزاسـپـرم مدل          (, MES,Co..USA  ( SQA II C-P مورد سـنجش قرار گرفتند. سه پارامتراولیه بجز pH جز معیارهای استاندارد بهداشت جهانی میباشند و شامل : (TSC) ، (%PSM) و (% SNM) هستند . سه پارامتر دیگر که در محدوده ی مراحل آنالیز نمونه تعریف می شوند شامل : MSC ، FSC واندیکس SMI که توسط آن می توان به وجود فضای آکروزومی طبیعی اسپرم پی برد و توسط معادله زیرمحاسبه می گردد (10) 20) + (% PSM) =  SMI  ×   (MSC    

 

   محاسبات آماری : دادها در قالب طرح کاملاتصادفی وبا استفاده از دستور1GLM در نرم افزار Minitab ver.13 آنالیز شد. مدل آماری دادها بصورت Xij=µ+Tj+∑ij   است و  میانگین صفات تحت بررسی پس از انجام تجزیه واریانس بوسیله آزمون LSD مورد مقایسه قرار گرفت(15).

 

 

نتایج

 نتایج تیمارهای مختلف به صورت میانــگین گــزارش شــده اند. ارزیابـــی هر تیــمار در روزهـــای مــــختـلف(روز اول =E1 , C1  ، روزدوم = E2 , C2  ،  روزســـوم= E3 , C3 و روزچــهــارم = E4 , C4  ) اندازه گیری و با گـروه کـــنترل بــرای فاکتورهای pH ، TSC ، %PSM ، %SNM ، MSC ، FSC ، SMI  مقایسه شدند. ســلول های تــیمار C4 بــعلت مـرگ سـلولی مورد محاسبه قرار نگرفتند(جدول 1).

pH :  اثرات ویتامین های   EوC  را بــر ‍pH سیـــمن در مختلف، تیمار E1 در مقایســه با کنترل افزایش و تــیمار E4 کاهش و تیمارهای , C1 2 Cو C3، E2  ، E3 تفاوت معنی داری نسبت به گروه کنترل نشان ندادند. .

درصد سلول های اسپرم متحرک نرمال (%SNM ( : 

تیمارهای  E1،C 1  و   E2 در مقایســـه بـا شاهد افزا یش و تــیمارهای C2  E3  و   E4تفاوتی نداشت ولی تیمار C3  نـسبت بــه گــروه کنترل کاهش معنی داری پیدا نمود.

غلظت اسپرم نرمال باحرکت پیشرونده( FSC ) :

تیمار های C1،  E1و E2  درمقایسه با گروه کــنترل افــزایش معــنی داری نشـــان میدهند در حالیکه تیمار E3  تفاوتی نشان نمی دهد. اما تیمارهای C2  و C3 ،  E4نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری پیدا نمودند.

 ایندکس اسپرم متحرک   :  (SMI )

تیمارهایC1 ،  E1و E2 افزایش معنی دار نسبت به گروه  کنترل نشان مــی دهند در صورتی که تیمارهای C2، C3، E3 وE4 نسبت به گروه کنترل تفاوتی ندارند .

غلظت اسپرم های  متحرک درواحد حجم ( MSC ):

     تیمارهای C1، E1  و E2  افـــزایش مـعنی دار ،اما تیمــارهــای C2، E3و E4مشابه ، در حالیـکه تیمار C3 کاهش
معنی داری نسبت به گــروه کـنتـرل دارد.

درصد اسپرم های متحرک با حرکت پیشرونده  ( % PMS ) :

تیمارهای E1  و E2 افزایش در صورتـــی که تیمـارهای  C2وC3 E3  و E4  تفاوت معنی داری ندارند. هم چنین روند کاهشی معنی داری بین تیمارهای  C1>C2>C3    به ترتیب مشاهده گردید.

 

بقیه ترجمه متن در ادامه مطلب

  

عوامل موثر بر طول عمرمفید گام شیری
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ

روشهای مدیریتی که در کل باعث سلامت گوساله می شوند: ۱) واکسینه کردن گاو علیه اشرشیا کلای و ویروس ها جهت ایجاد وتقویت ایمنیت آغوز ۲) اطمینان از سلامت وبهداشت زایمان و تدابیر ویژه در زمان آلودگی به بدن ۳) تغذیه از آغوز با کیفیت تا دو روز ۴) غذای تازه تمیز وبا کیفیت ۵) جایگاه خشک ومناسب برای استراحت و بهره مندی از هوای تازه
الف) مرحله ی تولد تا از شیرگیری
مدیریت گوساله هادر سه ماه اول بسیار مهم است زیرا در این مدت حیوان دوره ی تولد،ارتباط با محیط مصرف آغوز وشیرخوارگی را تجربه می کند. از طرف دیگر وضعیت فیزیولوژیکی حیوان در این دوره ازجنبه های حائز اهمیت می باشد که شامل توانائی جذب مولکولهای درشت ایمنوگلوبین در روده ، توانائی هضم بالای چربی و ساکارید ها بدون عارضه ی متابولیسمی، مستعد بودن حیوانبه عفونت های روده ای و اسهال و تغییرات معنی دار درشکل ، حجم و ترکیب مواد مغذی و عادت یافتن سیستم بدن باآن می باشد.
● زایمان گاو و مراقبت از گوساله :
در صورت رعایت اصول انتخاب اسپرم و تغذیه مناسب، زایمان طبیعی خواهد بود. نکته ی اساسی و حیاتی درمورد گوساله در ۱۵ دقیقه ی اول بعد از تولد است که رفلکس تنفسی باید فعال گردد و گوساله باید خشک شود؛ درصورت زایمان طبیعی و عدم شیوع یون گاو باید خود این گاو با لیس زدن گوساله انجام دهد. گوساله ۷۲-۲۴ساعت زمان لازم دارد تا به حد آستانه ی تنظیم دمائی بدن برسد (۳). تا ۶ ساعت اول بعد اززایمان جذب ایمنوگلوبین حداکثر است ودر این مدت تا۵ درصد وزن بدن و در روز اول تا ۱۰- ۸ درصد وزن بدن باید آغوز بخورد(به دلیل اهمیت آغوز توصیه شده که درصورت امتناع گوساله با لوله یمری آن را به صورت اجباریخورانده شود) مدت خشکی مادر ،کیفیت تغذیه ی آن از لحاظ سلنیوم ویتامین های A ، Eو K ، سن مادرومیزان ایمن زائی درآن زمان مصرف آغوز توسط گوساله در کیفیت عملکرد آغوز موثر است، میزان ایمنوگلوبین در شیر مادر از ۲۲تا ۵۰ میلی گرم در میای لیتر متغیر است(۳). مصرف آغوز علاوه برایجاد ایمنی غیر فعال(میزان۱۰۰ گرم) برای گوساله به دلیل غنی بودن از ویتامین ها ،انرژی ، پروتئین ، عوامل محرک رشد نا شناخته و هورمون ها ، باعث بالارفتن بنیه ی عمومی گوساله میشود و به عنوان پایه و زیر بنای دام درکل زندگی محسوب می شود. درمورد گوساله های متولد شده از سخت زائی راباید توجه ویژه کرد چون از یک طرف به علت ضعف مادر توانائی لیسیدن ساقط می شود واز طرف دیگر به دلیل تاخیرزایمان تنفس گوساله از مایعات رحمی رفلکس تنفس فعال نمی شود وباید با سر و ته کردن گوساله وخارجکردن مایعات آن را فعال کرد. قطع بند ناف ازاعمال حیاتی است که محل قطع و نحوهضدعفونی آن برای سلامت گوساله مهم است. خوراندن بیش از حد آغوز باعثناراحتی گوارشوبالطبع آن باعث بروز اسهال وبه هم خوردن توازن گوساله می شود.
جایگاه تمیزبرای گوساله از موارد تاثیر گذار در سلامت آن است و احتمال ایجاد عفونترا کاهش میدهد. تغذیه ی آغوز ۲-۱ روز اول طول می کشد بعد از آن تغذیه ی شیر شروع می شود . باتوجه به اینکه قیمت شیر کامل بالاست برای بالا بردن سود می توان تمام یا بخشی از آنرا با جانشین شونده ی مناسب جانشین کرد که به قیمت شیر ، قیمت جانشین شونده ،ارزش غذائی آن ، میزان آغوز و شیرهای دور ریختنی ( شیرهای و آلوده و غیرقابل استفاده توسط انسان) بستگی دارد. در مورد گوساله های ماده توصیه می شود که در ۳ هفته ی اول از شیر کامل تغذیه کنند که واین به به علت این است که مادران و مولدین آینده گله خواهند بود . شیر اورام پستانی نیز تنها باید به گوساله های نر داد . در صورتی که امکان جداسازی گوساله های ماده از همدیگر وعدم مکیدن پستانهای هم و جود داشته باشدمصرف شیر اورام پستان مانعی ندارد. در صورت تغذیه ی جانشین شونده باید به احتیاجات مواد معدنی،ویتامین ها و ... توجه شود. جیره های استارتر را می توان از هفته ی دوم به بعد در اختیار گوساله گذاشت. در مورد مصرف علوفه هم اختلاف نظر وجود دارد. ازجنبه ی افزایش حجم پیش معده و تحریک نشخوار و هضم صحیح (زمان ماندگاری ) و قیمت خوراک مفید است از طرف دیگر با توجه به غیر فعال بودن شکمبه در ابتدا و عدم هضم فیبر و ایجاد مشکلات، زیر۸ هفته توصیه نمی شود مگر مقدارکمی برگ یو نجه با کیفیت که دراستارتر گنجانده می شود(۳).
گوساله ها برای استفاده از علوفه و مواد متراکم نیاز به فلور مناسب شکمبه وپرزهای گسترده جهت جذب دارند . غلات با ایجاد اسید های چرب فرار بوتیرات و پروپیو نات باعث گسترش پرز ها و بالا رفتن قابلیت جذب اسید های چرب فعال می شوند. ایجاد بوتیرات و پروپیونات در اثر تخمیر مناسب ناشی ازفلور میکروبی مناسب ایجاد می شود واین مجموعه هضم و جذبرا افزایش داده ودر نهایت رشد گوساله را افزایش می دهد.
مصرف آب ودر اختیار گذاشتن آب در کنار شیر یاجایگزین شیر باعث افزایش ماده ی خشک مصرفی می شود. البته ممکن است که گوساله که به طور آزادانه آب در اختیار دارد بیش از مورد نیاز آب مصرف کند ودر فرآیند لخته شدن شیر مشکل ایجاد کرده وموجبات اسهال را فراهم کند.
با توجه به قیمت بالای موادمغذی مصرفی گوساله ها سعی بر این است که گوساله در حد نیاز رشد مناسب تغذیه شود ومصرف بیش از حد آن باعث چاقی می شود و قابل قبول نخواهد بود.زیرا از یک طرف هزینه ی تمام شده ی پرورش بالا می رود واز طرف دیگربا توجه به پروسه ی از شیرگیری امکان ازخوراک افتادن واز بین رفتن این هزینه ها بیشتر خواهد بود مضاف بر آن باتوجه به هزینه ی رشد پائین دربعد از شیرگیری به صرفه تر است که حتی المکان به آن دوره موکول شود.
از شیرگیری گوساله ها و تبدیل خوراک مایع به جامد و تغییرکیفیت ماده ی خوراکی می تواند گوساله ها را با مشکل مواجه کند که باید با سیاست هائی نظیر حذف تدریجی شیر و تامین احتیاجات به طور کامل از مواد خو راکی می توان این استرس را به حداقل رسانید گفته می شود که گوساله زمانیکه ۱ درصد وزن بدن ، ماده ی خشک مصرف کند می تواند از شیر گرفته شود که مو ثر از حجم پیش معده، کیفیت پرزهای آن و فلورمیکروبی آن است.
● عوامل موثر بر مرگ ومیرگوساله ها:
▪ اسهال
چیزی حدود ۵-۷ درصد گو ساله ها تا پایان دوره ی پرورش تلف می شوند(۳) که متاثر از عوامل تغذیه ای، محیط و پاتوژنیک است که رقم قابل توجه و تعیین کننده دراقتصاد گاوداری می باشد . علاوه بر مرگ و میر ،هزینه های درمان و باز گرداندن دام به حالت اول نیز هزینه ی قابل توجه را به خود معطوف میکند.عنوان شده اسهال در سال ۱۹۹۱ ،۲۵۰میلیون دلار برای صنعت گاو شیری امریکا هزینه به دنبال داشته است.
بخش عمده ای از مرگ و میر در گوساله ها به علت اسهال رخ می دهد که این اسهال می تواند با منشا تغذیه ای و پاتوژنیک باشد. معمو لا عوامل تغذیه به مقدار کمتر باعث کاهش قوام مدفوع نسبت به عوامل پاتوژنیک می شود و قابلیت برگشتبه حالت اول در آنها راحت تر است. گوساله های تازه متولد شده در اثرعواملی مانند ؛محیط غیربهداشتی ، مصرف ناکافی آغوز ،مصرف آغوز یا شیر نا مطلوب یا مصرف بیش ازحد مستعد ابتلا به اسهال شونده میزان شیوع پاتوژن های ایجاد کننده ی اسهال نیز تاثیرقابل توجهی دارد. از گونه های عمومی می توان به باکتری اشریشیا کلای (که در هفته ی اول منجر به اسهال کشنده می شود ) باکتری سالمونلا( از هفته ی اول تا هفته یچهارم عمل میکند ) و ویروس هایرتاویروس و کورناویروس (که به ترتیب از هفته ی اول و دو،سه روز اول اتفاق می افتند و منجر به اسهال آبکی وکشندهمی شوند)اشاره کرد. قبل ازشروع اسهال آگاهیهایی نظیر آرام شیر خوردن و بازی کردن با شیر وعدم تمایل به نوشیدن،خوردن ودراز کشیدن به پهلوی راست و کاهش مدفوع از آن جمله می باشند. بعد از بروزاسهال به علت کاهش آب بدن و دفع الکترولیتهای ضروری وعدم هضم وجذب کافی مواد خوراکی گوساله به شدت احساس ضعف می کند در مواردی هم عامل عفونی واردخون شده وایجاد سپتیسمی می کند که مجموع عوامل فوق سبب مرگ دام می شود ممکن است که دام جان سالم به در برد ولی به تجربه ثابت شده که گاوی که از گوسالگی سابقه اسهال داشته نسبت به گاوهای دیگر در ادامه زندگی آسیب پذیرتر بوده است .
ـ اقداماتی که در زمان اسهال باید انجام داد :
۱) جدا کردن گوساله آلوده از دیگر گوساله ها
۲) جایگزین کردن مایعات با الکترولیت ها جهت بالا بردن قوام مدفوع وتامین نیازدام
۳) مصرف شیر والکترولیت به صورت یک درمیان
۴) با کمک دامپزشک عامل را شناسایی کنیم و از بین ببریم
▪ پنومونی
از موارد دیگر ایجاد کننده مرگ و میر درگوساله ها پنومونی استکه همانآلودگی ریه ها است .
گوسالهها با بینی باز نفس می کشند وسرفه می کننددر ادامه تب دار می شوند واز خوردن غذا امتناع می کنند در صورت عدمرسیدگی در مدت ۴-۳روز تلف میشوند پنومنی با انتقال اجرام بیماری زا از سایر گوساله ها یا گاو هایدیگر منتقل می شود گوساله های که یک بارمبتلا شده اند دچار حساسیت بیشتر اند ونسبت به اجرام دیگر هم آلوده می شوند . قرار دادن در باکس های مجزا،تهویه و رطوبتمناسب مصرف آنتیبیوتیک زیر نظر دام پزشک ودر نهایت تشخیص عامل وفائق آمدن بر آن ازاعمال مفید در مدیریت پنومونی میباشد .
ـ روشهای مدیریتی که در کل باعث سلامت گوساله می شوند:
۱) واکسینه کردن گاو علیه اشرشیاکلای و ویرو س ها جهت ایجاد وتقویت ایمنیت آغوز
۲) اطمینان از سلامتوبهداشتزایمان و تدابیر ویژهدر زمان آلودگی به بدن
۳) تغذیه از آغوز با کیفیت تا دوروز
۴) غذایتازه تمیز وبا کیفیت
۵) جایگاه خشک ومناسب برای استراحت و بهرهمندی از هوای تازه
ب) عوامل موثربرطول عمرمفید تلیسه ها (از۶ ماه به بعد)
سالانه۳۵-۲۵درصدگله های شیری حذف می شوندوبرای حفظ گله دوشا بایدجانشینهای آنها ازبین تلیسه های موجود درسالقبل انتخاب شوند پس بایددرنظرداشت که هرگونه فعالیت وشدت وضعف مدیریتیدراین زمانبه طورغیرمستقیمبرعملکردتولیدی اثرمعنی داری خواهدگذاشت عنوان شدهکه۲۰-۱۵درصدهزینه های تولیدشیرمربوط به تلیسه های جایگزیناست وبایدتلاش شودتاحتیالامکانتلیسه های باوضعیت بدنی مناسب،زایش درسن قابل قبول وسلامت داموتولیدگوسالهوشیرمناسب درزایشاول وهمینطوردرزایش های بعدی ایجادکرد وهرگونه آثارمثبت ومنفیدرزمان تولید میتواند ناشی ازدوران تلیسگیباشد.در استراتژی پرورش تلیسههابایدامادگی برای تلقیح درسن۱۵-۱۳ماهگی شودکه دام بایدبه۶۰درصدوزنبلوغ جسمیخودرسیده باشد.ارتفاعازجدوگاه۱۳۰cmودارای امتیازبدنی ۳باشد.دررابطه باامتیازبدنیبایدسعی شودکه گوساله هاازابتداچاق نشوندودرحداحتیاج،انرزی وپروتئینمصرف کند.چاقیباعث افزایش حجمچربی بدن واگرهمراه عدم تامین پروتئین مطلوب باشدسبب کوتاهی قد عدمرشداستخوان لگن وتوسعه اندام های تولیدمثلیمی شودکه سن اولین تلقیح راافزایش میدهد(باوجوداینکه وزن بدن به حدمطلوب رسیده ولی این وزن ناشیازذخائرچربی است.)ازطرفدیگرچربی بانفوذدرغددپستان ممانعت فضایی برای توسعه مجاری شیری درآنوکاهش تولیدپساززایش میشود.درصورت آبستنی،زایمان بامشکل مواجه می شودواحتمال ناهنجاری پساززایمان نیزبالامی رود.ازطرف دیگرباتوجه بههزینه بالای خوراک مصرف وعدم نیازدامبه این مقدارخوراک بارهزینه مضاعف به بدنه پرورش وارد می شودکه قابلقبولنیست.تغذیه ناکافی نیزباعثعدم رشد و سلامت کافی وکاهش طول عمر مفیددام میشود.بایدبااستفاده ازجداول استاندارد احتیاجات دام رابهبهترین نحوبراوردکرد.ازمیانمراحل مختلف تغذیه مرحله تلقیح تازایش یکی ازبخش های مهم تغذیهتلیسه هاست که بایددرهنگام زایمانباامتیازبدنی۳.۷۵-۳.۵داشته باشیم.ازطرفدیگراحتیاجات آبستن دراواخرآن بایدمنظورشودهمچنین تغذیه مناسب قبلاززایش جهت عادتدهی به مصرفمیزان مناسب کنسانتره بعدازایش وهمینطورتامین کلسیم وسایرعناصروویتامینهای ضروری برای تولیدآغوزوشیروسلامت داملازم است.
● عوامل موثر برسلامت تلیسهها
تلیسه ها به دلیل عدم تولید شیر کمتر با نوساناتمتابولیسمیمواجه اند وبا یکمدیریت مناسب می توانند به راحتی این دوره را طی کنند ؛ این موضوعگا ها باعث بی توجهی پرورش دهندگان وبا سوءمدیریت هایی که روی آنها انجام می دهندباعث ایجاد مشکلات در آنها می شوند که نتایج آن در زمان تلیسه گیوتولیدمواجه پرورشدهندگانخواهد شد از مهمترین موارد بحث جایگاه است که به دلیل مسائل رفتاری وجلوگیری از آسیب دیده گی ها وارائه ی مدیریتخوب تغذیه توصیه می شودکه این دام هادر گروه های با حداقل اختلاف سنی ممکن دسته بندی شوند
تمیزی و خشکی بستر تلسیهها ، وجود گل ولای در بستر و چسبیدن آن بهبدن گوساله باعث کاهش سرعت رشد و تعویقزمان اولین زایش می شود و دام را به بیماری انگلی مبتلا می کند و ازطرف دیگر باعثتخریب فیزیکی وپاتوژنیک اندام های حرکتی وسمها می شوند
مشکلات ورم پستان نیزاز مسائلی است که از دوران تلیسه گی شروع می شود و در دام های بالغ خودرا نشان میدهد که بخش مربوطتوضیح داده خواهد شد. از مسائل مهم تاثیر گذار در دورهانجامواکسیناسیون است که طبق پروتوکل های منطقهای وعلمی اجرا می شود داده خواهد شد.
ج) عوامل موثر بر طول عمر مفیدگاوهایشیری در مرحله ی تولید
با پیشرفت صنعت گاوشیری وافزایش پتانسیلتولیدی گاوها حساسیت آن ها هم بالاترمی رود و از جمله یآن حساسیت ها نسبت به بعضیمتابولیت های سمی است که با توجه به حجم بالای تولید و افزایشمتابولیسم بدن ایجادمی شوند. در صورتی که قصوری در بخشی از شرایط استاندارد رخ دهد حیوان از تعادلخارجمی شود و باز گرداندن آنبه شرایط استاندارد مشکل خواهد بود از سوی دیگر تغییراتیکه در مراحل مختلف تولید در سیستم فیزیولوژی حیوان رخ میدهد می تواند زمینه سازخروج ازتعادل متابولیتی باشند . با توجه به کاهش تولید شیر در اواخر آبستنی ازاحتیاجات دام در این دوره کاسته می شود وحجم خوراک ونوع مواد خوراکی تغییر می کندو اوج آن در دوره ی خشکی رخ می دهد در این حال سیستم گوارشی و اندامهای وابسته باسطح و کیفیتخوراک آدابته می شوند .
زایمان باعث تغییرات معنی دار درسطحمتابولیت خون و همین طور اشتهای دام نیز کاهش می یابد واز مقدار مصرفی خوراک کاستهمیشود بخصوص اگر دام بیش از حد چاق شده باشد. درادامه حیوان آدابته به خوراککموتولید رو به افزایش مواجهاست که نیاز غذای ی بالایی را می طلبد میزان تولید تا ۶۰روزه گی به اوج خود می رسد در صورتی که مقدار خوراک ۸۰-۷۰روز طول می کشد تا به اوجخودبرسد که این تفاوت باعث می شود که حیوان با بالانس منفی انرژی مواجه شود. مجموعاین عوامل باعث می شود کهاکثر بیماری های متا بولیک از زایمان تا یک ماه بعد از آنرخ دهند.
تغییرات دما و کیفیتبستر و سیستم شیر دوشش در تشدید این حساسیت ها سهم بالایی دارند نوعجیره نویسی وتامین احتیاجاتحیوان به صورت قابل جذب تامین توازن احتیاجات در خوردن فیبر کافی وگرفتن قدرت انتخاب از گاو ازمواردی که درکنترل این ناراحتی ها مفید خواهد بود
نکته ی حائز اهمیت وابستگی این ناهنجارها به یکد یگر است که ممکن استدر گاو درواحد زمان به تعدادزیادی از آنها مبتلا شوند که معمو لا ابتلا به یکی ا زآنهازمینه ی مبتلا شدن به سایرین را ایجاد میکند .
نکته ی دیگر این استکه تغییراتمتابولیتی در بدن بهصورت پیوسته است و به یک مرحله که رسید، برای پرورش دهنده قابلرویت می شود وممکن است درصد بالایی از گلهدر اندازه گیری متا بو لیت خون غیر نرمالنشان دهند که بدون نشان دادن عوارض بالینی در میزان تولید صفات تولیدمثلی و لنگشدام ایجاد تغییراتنامطلوب کنند و طول عمر تولیدی مفید حیوان را کاهش دهند .
● بیماریهای متابولیکی مهم:
۱) تب شیر
در زمان زایمان به علت مصرف زیادکلسیم که در آغوز و رحم رخ می دهد و کاهشاشتهای دام و حرکات لوله ی گوارش و نیزتاخیر ‍پاسخ به تحریک ۱و ۲۵ دی هیدروکسی ویتامینD ( تحریک پارا تیرویید و تحریک ۲۵ دی هیدروکسیویتامینD طبیعی است ) و عدمموبیلیزه شدن مقدار کافی کلسیم از روده واستخوان مقدار کلسیم خون را به مقدار( mg/dl) ۸ کاهش می یابد ( مقدار طبیعی mg/dl۸-۱۰ است) در صورتی که یکی از موارد فوق شدیدتر باشدمقدار کلسیم خون به حدیمیرسدکه مبتلا شدن به تب شیر را ایجاد می کند(۷).
که از ایستادن با لرزش درمرحله ی اول (درمقدار mg/dl۶.۵) و نشستن روی جناق همراه با افسردگی در مر حله یدوم (در مقدار mg/dl ۵.۵ ) و دراز کشیدن به پهلو و بیتوجهی به پیرامون (درمقدارmg/dl ۴.۵) در مرحله ی سوم رخ خواهد داد ودر نهایت دام به علت فلجی عضلات تنفسیتلف خواهدشد . معمولا ۷۵ درصدموارد در ۲۴ ساعت اول و ۵درصد در ۲۴ ساعت دوم زایمان رخ می دهددامی که قبلا مبتلا شده ودام های پیر حساسترند.
۲) کتو زیس
عارضه ی دیگر هنگامی رخ می دهد کهمقدار مواد مغذی جذبی به ویژه انرژی درحوالی زایمان کاهش یابد . و نتیجه ی آن کاهشگلوکز خون و افزایش موبیلیزه شدن ذخایر بدنی به ویژه چربی ها ست. بخشیاز لیپیدهایی که موبیلیزه شدهاند تبدیل به اجسام کتونی می شوند و اینبه علت نبود مقدارکافی اگزالواستات و تجمع استیل کوآانزیمA رخ می دهد. اگزالو استات به علت کمبودگلوکز دارد مسیرگلوکونئوژنز می شود نتیجه یاین فعل و انفعالات بالا رفتن اجسامکتونی خون است و حضور این اجسام در خون کاهش اشتها را تشدید می کندودام به سرعتلاغر می شود ومقدار شیر تولیدی کاهش می یابد و اجسام کتونی در شیر و ادرار مشاهدهمی شوند. شیوع این ناهنجاری از ۱۰ روز تا ۶هفته بعد از زایمان است و اوج آن درهفته ی سوم میباشد تعداد زیادی از گاو های شیری به نوع تحت بالینی یامقدماتی کتوزمبتلایند بیماریهایی مثل : جفت ماندگی ، جابه جایی شیر دان ،در گیری با جسم خارجیمی توانند زمینه ساز کتوز شوند
۳) سندروم کبدچرب:
در بالانس منفی انرژی اسید چرب آزاد شدهاز بافت آدیپوزبه سمت کبد حرکتمی کند ودر کبد در این حالت به علت کمبود اگزالواستات بخشی ار آنتبدیل به اجسام کتونی می شود و بخشی از آندر کبد تجمع می یابد وبه تری گلیسریدتبدیل می شود و به دلیل کمبود توانایی نشخوار کنندگان در تجزیه یاانتقال تریگلیسرید ها این مواددر کبد تجمع می یابند که حدود ۶۰-۳۰ درصد وزن کبد را اشغال میکنند( در حالت طبیعی مقدار ۵ درصد است .) ومنجر به مختل شدن فعالیت های حیاتی کبدمی شود .
۴) جفتماندگی :
جفت معمولا در ساعت اول و یاساعات اول بعد از زایمان خارج می شود درصورتی که از۱۲ ساعت گذشت وخارج نشدعارضه یجفت ماندگی رخ داده است .
دو علت میتواند در بروز این علت مسبب باشد ؛ اولاینکه جفت در ۵ روز قبل از گوساله زاییطبیعی آخرین مرحله ی بلوغ خود را طی می کندکه این مرحله منجر به سست شدن تماس بین جفت ورحم می شود . در صورتی کهگوساله زودتراز این ۵ روز بهدنیا بیاید فراوانی جفت ماندگی بالا می رود . دوم نبود یا تضعیفانقباضات رحمی یعنی مواردی مثل تب شیر که بازمان بیرون راندن جفت تداخل می یابدبیا سخت زایی و .... که سبب آلودگی رحم می شود وتب بالا جفت ماندگی راافزایش میدهد از طرف دیگرکمبود ویتامین A یا بتا کاروتن، سلنیوم ، ید وسطح نادرست کلسیم وفسفر نیز باعث این ناهنجاری ها میشوند.
۵) جا به جایی شیر دان
محل شیر دان (معده ی اصلی )گاو در کف در طرف راست شکم است در دو ماهاخر آبستنی به علت رشد زیاد محوطه ی رحمیفضای شکمبه و سایر اجزای دستگاه گوارش محدود می شود و بعد از زایماناگر شکمبه دربازگشت به محلاصلی خود دچار تاخیر شود شیردان در فضای خالی زیر شکمبه به طرف چپحرکت می کند .و عوامل مثل تب شیر ، کبد چرب، ورم پستان به عنوان مستعد کننده ی اینعارضه به شمار می روند ناکافی بودن مقدار دریافتی خوراک از گاوهایزایمان کرده ویاکمبود علوفه یحجیم ویا عواملی که سبب کم تحرکی ماهیچه ها تجمع گاز در شکمبه می شودمانند غلات باعث این عارضه می شوند . ۹۰- ۸۰درصد مواد جابه جایی شیردان به سمت چپاست . پی آمد جابه جایی شیردان تجمع گاز در آن ودر نهایت نفخ که حیوانرا خواهد کشتاین عارضه در ۶هفته ی اول بعد از زایمان با فراوانی ۳ درصد رخ می دهد.
۶) اسیدوز
یکی از ناهنجاری های شایع در صنعتگاوشیری است که به علت مصرفزیاد کنسانتره و عدم تناسب میزان فیبر به نشاسته ویا تاخیردر مصرف فیبر ویا کوچک بودن اندازه ی آن رخمی دهد در متابولیسم شکمبه به علت تبخیرسریع نشاسته حجم زیاد پیرووات تولید می شود ودر صورتی که باکتری هاییکه تجزیه صحیحرا انجام می دهندبه اندازهی کافی نباشند مصرف آن توسط لاکتو باسیل منجر به تولیداسید لاکتیک می شود که باعثکاهش PH شکمبه و تعقیر فلور آنمی شود واین تغییرات PH بر خونمنتقل می شود ودر فعالیت های مغز اختلالاتی ایجاد کرده و سبب مرگ حیوانمیشود
مجموع راههای مدیریتی جهتبه حداقل رساندن ناهنجاری های متابولیک واثرات آن:
کاهش میزانکلسیم جیره برای بالا بردن ظرفیت جذبی (عملکرد و پاسخ بههور مون) از روده واستخوان درحد ۵۰ گرم در روز با توجه به اینکه یونجه کلسیم بالایی دارد باید مصرفآن را بررسی کرد یا مصرف نمک آنیونیک برایاسیدی کردن روده وبرای بالا بردن ظرفیتموبیلیزه کردن کلسیم در زمانی که کلسیم جیره در حد ۵۰ گرم در روزاست.
- کنترلامتیاز بدن گاو در دوره ی خشکی و جلو گیریاز چاق شدن بیش از حد (بالاتر از۳/۷۵ )،مصرف ۴-۳ کیلوکنسانتره در دوره ی انتقال ، مصرف خوراک با کیفیت جهث بالا بردنمقدار دریافتی و مصرف نیاسین gr/kg ۶ به مدت ۱۰-۲ روز قبل اززایمان.
- بهحداقل رساندن بالانس منفی انرژی بویژه دراوایل زایمان با بالا بردن مقدار دریافتی( تغییرات امتیاز بدنی در دوره ی خشکی در دامنه ی ودر دوره ی بالانس منفیحداکثر تا ۱- بایدباشد)
- تغییرات تدریجی جیرهی خشکی به جیره ی تولید و تامین حجم کافیعلوفه برای تحریک شکمبه و پر بودن آن در زمان زایمان ، و مصرف کنسانترهجهت آدابتهکردن فلور و پرز هایشکمبه .
- ابعاد علوفه از ۲.۵ سانتی متر نباید کمتر باشد ،مصرف خوراک به صورت TMP باشد تا گاو قدرت انتخاب نداشته باشد ، گرسنگی دادن به گاوبه دلیل تاخیر در شیردوشی باعث ایجاد ولع ومشکلات هضم خواهد شد.

بقیه در ادامه مطلب

مدیریت مراتع و چرای دام ها در خشکسالی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ

                                                                                

دانلود مقاله شماره ۲  (متن انگلیسی )

                                         

                                                                                 

ترجمه کامل متن در زیر

                                   

هند بوک دانشگاه آریزونا - درجه مقاله  ۱

                                                             

راهنمایی در مورد مدیریت خشکسالی درمراتع و چراگاه ها

عموما ً خشکسالی به این صورت تعریف شده که یک مدت زمان طولانی که بارش سالانه کمتر از 75 درصد میانگین باشد. بر اساس این تعریف، خشکسالی در حد 21% از بارش سالانه در دشتهای وسیع شمالی در سال 1940 اتفاق افتاد ( Holechek et at. 1989). توزیع ضعیف بارش در یک سال یا کمتر از میانگین بارش در سالهای پی در پی هم می تواند سبب خشکسالی شود.

خشکسالی یک عامل اصلی در مرتعداری است. در یک سال معین، پوشش گیاهی مرتع یا در فاز ترمیم یا تحت تاثیر خشکسالی ست. خشکسالی باعث تاثیرات بلند مدت میشود در حالی که ترمیم و بهبودی  یک پروسه طولانی ست. راهبردهای مدیریت باید   با فرصتهایی توان و انرژی گیاهان را برقرار یا بهبود ببخشد.

سرعت ذخیره سازی ابزار بسیار مهمی برای مدیریت چرا، بویژه تحت شرایط خشکسالی است. در این مورد هیچ روشی برای جبران چرای بیش از حد نیست. سرعتهای ذخیره سازی چراگاه های منحصر به فرد باید مبنی بر هدف سطوحی از بین بردن برگ گیاهان برای گونه های کلیدی باشد. بطوریکه شرایط مرتع تاثیرات نسبی کاهش خشکسالی را افزایش میدهد. موثرترین مدیریت خشکسالی آمادگی در سالهای قبل از خشکسالی ست. بهترین زمان برای تدارک حالاست.

همواره خشکسالی یک خسارت برای صنعت دام مراتع بویژه برای دامدارانی که در دوره تر سالی پیش بینی لازم را انجام ندهند خواهد بود. لازم است دامداران در سالهای خوب در سطوح میانگین بالایی از علوفه تولید شده سرمایه گذاری کنند، اما تنظیمات بموقع باید با بالانس نیازهای دام با علوفه دسترس پذیر و منابع غذایی هنگامی که خشکسالی رخ می دهد همراه باشد. انعطاف پذیری در مدیریت برای بقا لازم است. اهداف بنیادی مدیریت خشکسالی عبارتند از: 1- کاهش خسارت به منابع مرتع در خلال و بعد از خشکسالی. 2- کاهش خسارت مالی . دامدارانی که به این اهداف عمل می کنند ، سریا ً می توانند بر علوفه اضافی در سالهای خوب سرمایه گذاری کنند.  هنگامی که دامداران به موقع تصمیم بگیرند،خسارت  به علوفه و منابع زمین کاهش می یابد و سود ( درآمد ) بالقوه افزایش می یابد. دامداران می توانند اطلاعات قابل توجهی در طی خشکسالی های گذشته بدست آورده و از آن استفاده کنند. روش های بیشماری که برای گسترش مدیریت خشکسالی بکار می روند، مضوع بحث در این مقاله است. تصمیمات حساس می تواند پیشگیری کند با بررسی به موقع راه ها و اجرای درست طرحهای مدیریت خشکسالی. موفقیت روی مشاهده نمودن خشکسالی بعنوان رویداد طبیعی از محیط تولید دام مرتع، نه بعنوان یک رویداد فاجعه آمیز وابسته می باشد.

 

منظر تاریخی    

غیر قابل پیش بینی بودن دوره بازگشت خشکسالی یک عامل عمده محدودیت استفاده و گسترش منابع در دشتهای بزرگ است (Schumacher 1974 ). سیکلهای ترسالی و خشکسالی اثر بزرگی بر قیمتهای زمین، جمعیت و برنامه های دولتی در دشتهای بزرگ داشته است. در سال 1890 خشکسالیها سبب مهاجرت از منطقه ی درگیر شد. مهاجرت از مناطق تحت تاثیر خشکسالی های اخیر با مداخله برنامه های دولت در جهت کاهش ضربه اقتصادی خشکسالی محدود شده است.

اداره نظارت بر کشاورزی (AAA)، سرویس حفاظت خاک ( SCS )، کیفیت نواحی حفاظت خاک در خلال سال 1930 تاسیس شد. قطعات زمین نیمه حاشیه ای در نظر گرفته شده برای کشت توسط دولت فدرال خریداری شد به ماندن در علفزار یا دوباره تخم افشاندن به علفزار. این زمین ها توسط خدمات جنگل  U Sاز سال 1954 به عنوان چمنزارهای ملی اداره شد. تصویب قانون برنامه بانک خاک و برنامه حفظ منابع طبیعی دشتهای بزرگ در خلال خشکسالی 1950 مورد پذیرش واقع شد. این برنامه ها به حل مسائل ناشی از خشکسالی و کشت زمین نامناسب برای تولید محصول کمک کردند. 

در طی دوره های نیک بینی مابین خشکسالی، بیشتر مردم متقاعد شدند که آب و هوا دگرگون شده و بایستی بهتر شود. در روزهای نخست، مروجان و سخنرانان زمین برای خط راه آهن ادعا کردند که بارندگی از شخم زمین پیروی می کند. اگرچه این مفهوم اساس علمی نداشت، اسطوره برای سالها پافشاری کرد. در طی دوره های ترسالی یا دوره های مطلوب، قیمتهای کالا، ارزشهای زمین افزایش می یابند و مرتع اضافی شکسته شده و مورد کشت واقع می شوند. برای مثال، از 1974 تا 1977 تقریباً 000,690 جریب از مراتع در جنوب Dakota برای تولید محصول شخم زده شدند.

خشکسالیها در دشتهای بزرگ با الگوهای گردش جوی غیر نرمال در ارتباط بوده که علت آن چندین فاکتور از جمله چرخه ی لکه خورشیدی و دمای سطح اقیانوس آرام. به هر حال، زمانیکه احتمال یک خشکسالی تعیین می شود، هنوز هواشناسان پیشاپیش  نمی توانند شدت خشکسالی را پیش بینی کنند. در نتیجه، احتمال وقوع خشکسالی این نیاز به آگاه بودن به یک بخش از  طرح مدیریت هر سال  را برنامه ریزی می کند.  

 

مشاهدات اکولوژیکی اولیه خشکسالی

تغییرات تاثیر انگیز در ترکیب گونه ها و قدرت تولید چراگاه های بومی در خلال خشکسالی بزرگ 1930 مستند شد. خشکسالی سطح مرطوب خاک را در 1930 تا 1931 کاهش داد، اما تاثیر اندکی در عمق ریشه  پوشش گیاهی چمنزار داشت. تابستان 1934 توسط ( Weaver 1968) شرح داده شد بعنوان برگترین خشکسالی  که تا به حال در چمنزار دائمی ثبت شده است. بطوریکه شرایط خشک ادامه یافت ، فشارها شدیدتر شدند و تا 1941 ایستادگی شد.

ترکیب گونه ها در پی پیشرفت خشکسالی به شدت تغییر یافت. بطوریکه در پی خشکسالی مقاوم ترین گونه ها از بین رفتند، زمین لخت شروع به ظاهر شدن در چمنزار های بلند کردند (Weaver 1968 ). در سالهای بین 1935، 36 تا 75 درصد منطق وسیعی از انواع  گیاهان چند ساله در علفزار بلند در   Nebraska و  Kansasاز بین رفتند.  

گیاهان معمولی نسبت به محیط های بسیار خشک، از جمله چمنزار، نخود آبی و بوفالو گراس در باختری غربی، به همان نسبت  کاهش گونه های  علفزار بلند، افزایش یافتند (Weaver 1968). چمنزار باختری غربی که در ابتدا جزء کوچکی از گراس های بلند بودند، اکنون به صورت  گونه غالبی در آمده اند که چراگاه ها را به سمت قهقرائی سوق داده اند. در اوایل بهار، تولید دانه بارور و توانا به انتشار به سوی مناطق جدید توسط ریزومهای بلند و باریک چمنزار باختری غربی با قابلیت سازگاری زیاد با محیطهایی که رطوبت خاکشان اندگ است ( (Weaver 1968. در 1941، مناطق وسیعی از چمنزارهای بلند توسط چمن های باختری غربی پوشیده شدند.

مرزهای بین گونه های گیاهان اصلی در دشتهای بزرگ در نتیجه خشکسالی  به سوی شرق منتقل شدند. بعد از 7 سال بواسطه رطوبت کم خاک ، منطقه چمنزار مخلوط 100 تا 150 مایل به سوی شرق حرکت کرد جایی که قبلا ً چمنزار های بلند بوده است (Weaver 1943). حتی بدون چرا، تعداد زیادی از گیاهان نوع چمنزار مخلوط به اجتماع های گیاهی کوتاه قد کاهش یافته بودند (Albertson and Weaver 1946).

از سال 1933 تا 1935، رطوبت خاک در چمنزار مخلوط کانزاس غربی در عمق کم نفوذ ریشه بکلی تهی شده بود. در جایی که در آغاز در هم آمیخته بود و در رقابت با shortgrass ها ، 90 تا 100 درصد از گیاهان اندک bluestem از بین رفتند. اگرچه بیشتر  sideoats grama  و big bluestem  تلفاتی را متحمل شدند اما بعضی بهبودی هایی در خلال دوره های ادواری بواسطه شرایط رشد مطلوب رخ داد. چمنزارهای کوتاه قدر که توسط blue grama  و buffalograssمسلط شده بودند تلفات کمی داشتند هنگامی که چرا نشده بودند، اگرچه چندین گونه  از علفها کاملا ً از بین رفتند. رشد سریع استولون این اجازه را به buffalograss داد تا سریعا ً زمین لخت را تحت پوشش قرار دهد هنگامی که شرایط رطوبتی خاک موقتا ً بهتر می شد. بنابر این پوشش اساسی buffalograss در بعضی سالها در طی 1930 بیش از 2 برابر شد. بوته های بومی مقاوم به خشکسالی و عفها با گسترش یا سیستمهای ریشه ای عمیق نیز در خلال خشکسالی بزرگ افزایش یافتند. گونه هایی که معمولا ً افزایش داشت شامل شوکران زهردار، اقطی‌ گل‌ درشت‌، بوته گل مینا، میله طلا ، western ragweed و پنیرک طلایی بودند.

هنگامی که بارش های مقطعی رخ داد، رشد تعداد زیادی از فرصت طلبان یکساله سبب یک تغییر دراماتیک در پیدایش مرتع شد. مناطقی که از خاکهای ترک خورده پوشیده بود و از پوشش گیاهی دائمی تهی بود ، جوانه زنی به کمال مطلوب در آن رخ داد. دانه ها توسط باد در تمام دشتهای بزرگ انتشار یافتند.

 

مدیریت خشکسالی در حین وقوع آن شامل مراحل زیر می باشد:

مرحله اول؛ شامل تشکیل ستادهای مرکزی و ستادهای اجرایی و عملیاتی مناطق بحرانی: ضروری است به محض اعلام خشکسالیها همکاری و عضویت در ستادهای مرکزی، ستاد اجرایی و اکیپ های اجرایی انجام پذیرد.

مرحله دوم؛ انجام مدیریت عمومی توسط اکیپ ستاد مرکزی است، که مدیریت کلی از طریق اکیپ های مختلفی که تشکیل شده است انجام می شود.

مرحله سوم؛ انجام مدیریت بررسی توسط ستاد اجرایی:

الف: تعیین و تخمین خشکسالی: جهت انجام بهینه مدیریت ضروری است ابتدا مناطق مورد تهدید شناسایی و محدوده های جغرافیایی بحران مشخص گردد و با بررسی شاخص های خشکسالی درجه آن تعیین گردد و پیش نیازهای دانشی جهت انجام این مهم به شرح ذیل است: - تعریف خشکسالی و مناطق مورد تهدید در کشور، - درجه بندی خشکسالی و انواع آن، - شاخص ها و درجه بندی خشکسالی،

ب: تعیین موارد مورد تهدید و چگونگی تعیین خسارت خشکسالی: بدیهی است در هر خشکسالی ابتدا بایستی موارد مورد تهدید شناسایی تا بتوان خسارات وارده را تعیین و در این رابطه راه کارهای مناسب جهت تخفیف اثرات مخرب را بکار بست. موارد مورد تهدید و اثرات آن بر روی اکوسیستم های طبیعی گیاه، دام و انسان بدین شرح است: - ایجاد پدیده بیابانزایی- گرایش قهقرایی مرتع و افزایش شیوع آفات گیاهی، - نا پایداری آب و خاک(فرسایش خاک)، - کاهش کمی و کیفی تولید علوفه، - محدود شدن ارزش رجحانی گیاه برای دام و ...

تعیین شدت تهدید خشکسالی جهت اولویت بندی: با توجه به نظام های مختلف بهره برداری و نوع مدیریت نگهداری و گونه دام شدت تهدید متفاوت می باشد. مدیریت سنتی بیشترین تهدید پذیری را در مقابل خشکسالی دارد.

ج- تعیین خسارت به نظامهای بهره برداری: از آنجاییکه نظام بهره برداری در هر منطقه متفاوت می باشند، بنابراین میبایستی ضمن شناخت اولیه این نظامها در رابطه با اولویت بندی شدت تهدید در نتیجه انجام عملیات اجرایی مناسبی را به مرحله اجرا در آورد که پیش نیازهای دانشی بدین شرح است: - آشنایی با انواع روش های بهره برداری و شیوه های مدیریت نگهداری دام سبک و سنگین: سه روش گله داری و دامداری با سه شیوه­ی مدیریت سنتی، نیمه صنعتی و صنعتی وجود دارد.

د- مانیتورینگ دام در حالت خشکسالی و تعیین شاخص های بحران: انجام مدیریت اجرایی مناسب نیازمند تعیین اولیه شاخص های بحران می باشد. به عبارت دیگر پس از تعیین شاخص های بحران نوع و مقدار خسارت و عملیات اجرایی قابل اجرا می باشد.

ه- تعیین دام های مازاد در شرایط بحران: از آنجاییکه به جهت جلوگیری از خسارت بیشتر به منابع طبیعی و دام ضروری است، تعادل دام در مرتع صورت پذیرد، پس باید بتوان دام مازاد را تعیین نمود. جهت انجام این مهم آگاهی از نیاز غذایی دام سبک در مرتع و نیز تعیین ظرفیت موجود در شرایط بحران از اقدامات ضروری در زمان خشکسالی است. با توجه به محاسبات انجام شده بازاء کاهش هر یک درصد از نزولات میبایستی یک درصد از دام مولد با همراهان ترکیب گله از مرتع خارج گردند.

مرحله چهارم؛ انجام مدیریت اجرایی توسط اکیپ­های اجرایی:

پس از انجام مدیریت عمومی و بررسی، مدیریت اجرایی به مرحله اجرا در خواهد آمد. بدین معنی که اکبپ­های اجرایی تخصصی بر اساس تخمین نیاز تجهیزاتی و اعتباری به منطقه گسیل خواهند شد و در پایگاههای عملیاتی که به این منظور بر پا شده اند مستقر خواهند شد. این اکیپ ها شامل اکیپ های ثابت وسیار خرید دام، توزیع و فروش علوفه، پشم چینی، دامپزشک، آبرسان، اقتصادی و اجتماعی و آمار و اطلاعات بوده که هر کدام وظایف خاصی را انجام خواهند داد.

شناخت اثرات مخرب خشکسالی:

- اثرات مخرب بر روی خاک: در زمان خشکسالی اثرات مخرب خاص بر اکوسیستم های طبیعی شامل پدیده بیابان زایی در اثر فرسایش و بادی، فرسایش خاک، خاک زدایی و تغییرات مواد معدنی خاک اتفاق می افتد.

- اثرات مخرب بر روی مرتع: در زمان خشکسالی گرایش مرتع منفی بوده و با افزایش بیماری های گیاهی و شیوع آفات، توازن منفی رشد و نمو گیاهان پر کیفیت علوفه ای، باعث از بین رفتن بیشتر مرتع و فرسایش آن  می شود.

- اثرات مخرب بر روی منابع آب: در زمان خشکسالی نه تنها کاهش منابع آبی وجود دارد، بلکه به دلیل افت سطح آبهای زیرزمینی باعث مشکلات استحصال آب می گردد و این در حالی است که خشکسالی باعث رشد و نمو باکتریها و انگل ها در آب گردیده و مواد معدنی و املاح مضر در آنها افزایش یافته است.

- اثرات مخرب بر روی مسائل اقتصادی و اجتماعی: در زمان خشکسالی کاهش تولیدات اتفاق می افتد و در نتیجه بروز مشکلات اقتصادی دامداران اجتناب ناپذیر بوده و حتی طبعات ناشی از این مشکل اقتصادی که شامل مهاجرت و خالی گذاشتن قطب های تولیدی، نگهداری بیش از حد دام جهت ترمیم گله و غیره باعث افزایش مشکلات می شود.

 

راه کارهای اجرایی

در رابطه با جلوگیری از اثرات مخرب بر روی اکوسیستم های طبیعی می بایستی روش های مبارزه با فرسایش خاک و آب توسط ارگانهای ذیربط به دامداران و مرتع داران آموزش داده شود و طرح های لازم دولتی پیشنهاد و اجرا گردد.

به منظور جلوگیری از اثرات مخرب بر روی مرتع می بایستی روش های مبارزه با سیر قهقرایی مرتع توسط ارگان های ذیربط به  دامداران و مرتع داران آموزش داده شود. معرفی و تشویق به کاشت گیاهان بوته ای و مقاوم جدید به مرتع و عملیات آبخیزداری با لحاظ کیفیت علوفه گیاهان از راهکارهای مناسب اجرایی می باشد.

 

در رابطه با کاهش اثرات مخرب اقتصادی و اجتماعی انجام عملیات زیر ضروری است:

- واگذاری یارانه خشکسالی به دامداران جهت تداوم زندگی مناسب

- واگذاری یارانه خسارت های پرداخت نشده

- پرداخت یارانه علوفه پس از خشکسالی به منظور تقویت بنیه مالی دامداران

- ایجاد انگیزه و حمایت های مالی جهت نگهداری دام های سنگین به جای دام های سبک با مدیریت صنعتی

- ایجاد تشکل های دامداری و حمایت های لازمه

اجرای طرح های ملی در مناطق تهدید شده با بهره گیری از تجربیات کسب شده به منظور اصلاح نظام بهره برداری و روش مدیریت، مثل استفاده از تجربیات طرح تعادل دام و مرتع که می توان با مدیریت بهتر و رفع نقص های آن به نحو احسن از آن بهره گیری کرد.

 بقیه در ادامه مطلب

ترجمه بهار٨٧ توسط :  سید مهدی شمس 

گاوچاق کن(کدمطلب ۱۰۰۲)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ

این

گیاهی ۱ساله مقاوم به سرماوگاهی اوقات به شکل ۲ساله میباشددارای ریشه های عمودی که توسط بذرتکثیروانتشارمیابداغلب درخاکهای قلیایی خشک ونیمه خشک یافت می شود

 

دوره رویش:بهاروپاییز

 

برگها:به رنگ سبزروشن حاشیه برگهادارای دندانه وکرک میباشدرگیرگ میانی دارای خارهای کوتاه میباشد

 

ساقه:بشکل افراشته درقسمتهای بالایی منشعب ووقسمتهای پایین دارای خارمیباشدطول متوسطساقه۴۰-۱۴۰است

 

گلها:کوچک درراس ساقه وبه رنگ زردروشن درآرایش خوشه ای مرکب

 

دوره گلدهی:تابستان تاپاییز

 

نواحی انتشاردرایران:البرز-گرگان-مازندران- خراسان-همدان-کرمانشاه

 

نواحی انتشاردرجهان:نواحی مدیترانه -آسیای غربی-اروپا

     

 

 

 

 

 

 

ترجمه: آرش جوانمرد، نادر اسدزاده، بهزاد حافظی

جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی

 موسسه تحقیقات علوم دامی کشور

 مقدمه: در حال حاضر، هدف از پرورش طیور تجارتی، رسیدن به بالاترین وزن نهایی و حداکثر تولید تخم مرغ به ازای هر واحد مصرف خوراک می باشد. بهر حال بین صفات تولیدی و پاسخهای سیستم ایمنی و صفات مربوط به مقاومت به بیماریها همبستگی منفی وجود دارد. به عنوان مثال این همبستگی منفی بین تولید و ایمنی باعث می شود که در در سویه های پرتولید عملکرد و تکامل سیستم ایمنی ضعیف تر باشد. شاید یکی از عوامل ایجاد کننده همبستگی منفی بین صفات تولیدی و پاسخهای ایمنی در طیور، تامین همه احتیاجات فیزیولوژیکی از طریق مصرف اقلام خوراکی محدودی مانند مواد مغذی و میزان دسترسی آنها، باشد. ژنوتیپهایی با وزن نهایی حداکثر نسبت به سویه هایی با وزن نهایی پایین تر، پاسخهای ایمنی ضعیف تری را در برابر آلودگی های ناشی از ای کولای و تیتراسیون آنتی بادی سلولهای ایمنی از خود نشان می دهند. بنابراین امروزه درآمیخته های حاصل از سویه های تجارتی احتمال بروز هر نوع اختلال در پاسخهای ایمنی بیش از هر زمانی احساس می شود. علاوه بر انتخاب ژنتیکی، بعضی از عوامل غیر ژنتیکی مانند غلظت مواد مغذی جیره، قادر است که تظاهر ژنهای مسئول پاسخهای ایمنی را از طریق ایجاد تعییر در میزان بلوغ سیستم ایمنی و همچنین میزان آنتی بادی تولید شده در برابر عفونتها تعییر دهد.

 مکانیزمهای دفاعی در جوجه های گوشتی: محیط سالن در شرایط پرورش متراکم جوجه ها، همواره شامل طیف وسیعی از میکروارگانیزمهایی می باشد که بطور مستمر با سیستم ایمنی در حال رقابت هستند. بطور کلی عوامل بیماریزای مهاجم از طریق آنتی بادیهای مترشحه از نوتروفیلها و یا حاصل از میکروبهای غیرفعال و ضعیف شده(واکسنها) سرکوب شده و نهایتا این لاشه سلولی این مهاجمین از طریق عمل بیگانه خواری حذف می شوند. این مکانیزم دفاعی برای کنترل پاوتوژنهای خارج سلولی مانند باکتریها و همچنین در برابر عوامل بیماریزای داخل سلولی مانند ویروسها بازدهی کاملا موثری را از خود نشان داده است. برای مقابله بر علیه عوامل بیماریزای داخل سلولی همانند ویروسها، مکانیزم ایمنی بواسطه سلول(CMI) نقش کلیدی را بر عهده دارد.

 در این مکانیزم با توجه به اینکه امکان از بین بردن عوامل پاتوژن از طریق ترشح آنتی بادی وجود ندارد فلذا به کمک تزریق سیتوتوکسین لنفوسیتهای نوع تی به داخل سلول آلوده، نتیجتا تخریب سلول و از بین رفتن ویروسها امکان پذیر می گردد. سیستم ایمنی در برابر ورود عوامل بیماریزا، ترکیبات متنوعی را مانند پروتینهای فاز حاد، آنزیمهای پروتئولیتیک و هیدرولیتیک، رادیکالهای اکسیژن و مشتقات نیتروژن را برای از بین بردن پاتوژنهای مهاجم یا سلولهای آلوده تولید می کند. نقش تغذیه در تعییر پاسخها سیستم ایمنی: جیره نویسی در طیور عمدتا بر اساس شاخصهای تولیدی مانند رشد، تولید تخم و بازده مصرف خوراک انجام می شود فلذا غالبا از توجه به معیارهای لازم برای پاسخهای سیستم ایمنی چشم پوشی می شود چرا که مواد مغذی همچنین بر روی تکامل سیستم ایمنی و حجم آنتی بادی تولیدی تاثیر گذار می باشد. در طول فاز حاد سیستم ایمنی، بیشترین احتیاجات تغذیه ای متوجه سنتز و آزاد شدن پروتئین فاز حاد (APS) از کبد می گردد.

 برای تامین عملکرد مناسب لکوسیتها احتیاجات انرژی و اسید آمینه در این مرحله بیش از احتیاجات غذایی معمول می باشد. اثر متقابل بین مواد مغذی متنوع و عدم توازن نسبتها و سمیت این مواد مغذی منجر به اختلال در فیزیولوژی طبیعی جوجه و متعاقبا اختلال در عملکرد سیستم ایمنی می گردد. انرژی: تفاوتها موجود در غلظت انرژی جیره غذایی طیور، میزان پاسخهای سیستم ایمنی را تعییر می دهد که این تعییراحتمالا از طریق تعییر در مصرف مواد مغذی موجب تاثیر بر سیستم ایمنی می گردد. انرژی مصرفی موجب تنظیم فعالیت سلولهای ایمنی ، فعالیت هورمونهای خاص مانند تیروکسین، کوتیکواستروئیدها، هورمون رشد، گلوگاگون، کاتکولامیدها می گردد و نتیجتا تعییر در فعالیت این عوامل بر سیستم ایمنی تاثیر گذار می باشد. همچنین تفاوت در سطوح و ساختار و نوع اسیدهای چرب جیره از طریق تعییر در ساختار غشاء سلولی و تغییر در سنتز پروستاگلندین بر روی عملکرد سیستم ایمنی موثر است. با افزایش سطح چربی جیره از 3درصد به 9 درصد میزان تلفات ناشی از آلودگی ای کولای و مایکروباکتریوم توبرکلوزیس کاهش می یابد. هنگام افزودن 6 درصد پیه به جیره طیور، تیتر آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی بطور قابل توجهی افزایش می یابد. گنجاندن سطوح بالایی از اسیدهای چرب غیر اشباع در جیره از طریق تحریک فعالیت ماکروفاژها باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی می گردد. پروتئین: رشد غدد بورس و تیموس تسبت به سایر اندامهای بدن طیور سریعتر انجام می شود و بنابراین این نکته خیلی مهم است که در اوایل رشد سطوح مناسبی از پروتئین مورد نیاز در اختیار طیور قرار گیرد. گمبود پروتئین در این مرحله موجب رشد و توسعه نامناسب اندامهای لنفوئیدی می شود. چندین مقاله تحقیقاتی پیشنهاد کردند که برای حصول به عملکرد مناسب سیستم ایمنی ،در این مرحله باید میزان اسید آمینه های جیره بیش از حد معمول توصیه شده برای رشد باشد. بهر حال تاثیر سطوح پروتئین بر تخفیف علائم بیماری بستگی به عامل و میکروارگانیزم بیماریزا دارد. هنگام افزایش سطح پروئتین جیره از 18 یا 20 درصد به 23 درصد میزان ابتلا به آلودگی ای کولای به طور معنی دار کاهش می یابد. همچنین با کاهش سطح پروتئین جیره جوجه های مبتلا به کوکسیدیوز، میزان تلفات از 32 درصد به 8 درصد در مقایسه با تیمار شاهد کاهش می یابد. سطوح بالای پروتئین جیره فعالیت تریپسین دستگاه گوارش طیور را افزایش می دهد. افزایش سطح ترشح تریپسین دستگاه گوارش متعاقبا موجب آزاد شدن سریع گوکسیدیاها از اووسیت شده و باعث تشدید علائم بیماری می گردد. سطح مناسب میتونین جیره باعث افزایش رشد شده و برای ایجاد حداکثر پاسخ ایمنی ضروری است. متیونین همچنین برای افزایش عملکرد سلولهای تی تولید شده از تیموس مورد نیاز می باشد. کمبود میتونین باعث کاهش فعالیت لنفوسیتها و تحلیل غده بورس و همچنین افزایش حساسیت به بیماریهای نیوکاسل و کوکسیدیوز می شود. افزودن سیستئین باعث تحریک ایمنی هورمونی و سلولی می گردد. کمبود اسید های آمینه شاخداری (50-16%) مانند ایزولوسین، لوسین و والین در جیره جوجه های گوشتی باعث کاهش تیتر آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی می شود. با توجه که در ساختمان ایمنوگلوبولینها مقادیر بالایی از والین و ترئونین بکار رفته است فلذا کمبود هر کدام از این اسید های آمینه پاسخهای ایمنی در جوجه های گوشتی را کاهش می دهد. در جیره های حاوی نسبت بالای لوسین/ والین+ ایزولوسین، به علت ایجاد اثرات آنتاگونیست بین ساختارهای این سه اسید آمینه عملکرد سیستم ایمنی کاهش می یابد. سطوح بیش از حد لوسین در جیره غذایی از جذب والین و ایزولوسین ممانعت می کند. افزایش غلظت اسید آمینه لیزین جیره باعث بهبود هماگلوتیناسیون و تیترآگلوتینین و همچنین افزایش ایمینوگلوبینهای جی و ام می شود. اسی آمینه آرژنین سوبسترای مسیر سنتز اکسید نیتریک می باشد . این ترکیب یک محصول سمی است که در فعالیت فاگوسیتیک ماکروفاژها نقش کمکی داشته و باعث از بین رفتن باکتریها و عوامل بیماریزای داخل سلولی می شود.

 ویتامینها: ویتامینها به عنوان کوفاکتور مورد نیاز برای فعالیتهای متابولیکی مربوط به پاسخهای ایمنی می باشد و بنابراین کمبود ویتامینها موجب اختلال در فعالیت سیستم ایمنی می شود. بطور کلی افزایش مقادیر ویتامینها جیره غذایی طیور میزان عملکرد سیستم ایمنی را بهبود می بخشد. رتینول: ویتامین رتینول نقش عمده ای در محافظت اندامهای لنفوئیدی و همچنین بافتهای اپتلیال دارد و موجب افزایش ایمنی هورمونی و سلولی در طیور می گردد. و یتامین A با فراهم کردن محیطی سالم به محافظت از غشاهای موکوسی و منافذ طبیعی در برابر تهاجم پاتوژنها کمک می کند. ویتامین A باعث تمایز و توسعه لنفوسیتهای نوع B می شود. افزایش غلظت ویتامین A در جیره باعث تغییر در تظاهر گیرنده های اسید رتیونیک موجود در لنفوسیتهای طیور می گردد. با افزایش سطح ویتامین A میزان عوامل سرکوب کننده ایمنی( هیدروکورتیزونها) کاهش می یابد. علاوه بر این کمبود ویتامین A موجب کراتینه شدن سلولهای بازال( پایه ای) غده بورس و اختلال در عملکرد لنفوسیتهای تی می شود. بنابراین کمبود ویتامین A از طریق کاهش تولید سلولهای لنفوسیت نوع BوT و اختلال در فاگوسیتوز و کاهش مقاومت به عفونتها منجر به عکلکرد پایین سیستم ایمنی می شود. در جیره های با کمبود ویتامین A افزایش احتمال شیوع و گسترش بیماریهای مرتبط با ویروس نیوکاسل گزارش شده است.

احتیاجات ویتامین A در جهت به حداکثر رساندن فعالیت سیستم ایمنی و به عنوان مثال افزایش وزن اندامهای لنفوئیدی خیلی بیشتر از احتیاجات همین ویتامین برای حصول به حداکثر وزن نهایی می باشد. افزایش میزان ویتامین A از 12850 واحد بین المللی به میزان 42850 یا 740451 واحد بین المللی منجر به کاهش تلفات ناشی از ای کولای و CRD در جوجه ها شده و همچنین پاکسازی عوامل بیماریزا در خون را بطور قابل توجه افزایش می دهد. بهر حال دستیابی به اثرات مفید سطوح بالای ویتامین A وابسته به غلظت سایر ویتامینهای محلول در چربی جیره غذایی می باشد. سطوح بیش از اندازه ویتامین A در جذب ویتامینهای Dو E تداخل ایجاد می کند. در طی شیوع بیماری کوکسیدیوز افزایش 60 واحد ویتامین A به ازای هر جوجه در روز، میزان تلفات را از صد در صد به صفر درصد تقلیل داده است. بهر حال در جیره های کاربردی جوجه های گوشتی و مرغان مادر جوان به ترتیب باید مقادیر 4000 تا 2000 IU/kg گنجانده شود. برای به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از استرس و همچنین ممانعت از کاهش عملکرد ایمنی، سطح ویتامین A 10 برابر مقدار معمول باید افزایش یابد. ترکیب ویتامین A(14000IU/Kg) و روی(65mg/kg) باعث افزایش رشد و ایمنی سلولی و همورمونی در جوجه ها می شود. کوله کلسیفرول: گیرنده های ویتامین 1و 2 دی هیدروکسی D3 در مونوسیتهای پریفرال شناسایی شده است. ویتامین D3 برای تمایز مونوسیتهای اولیه و مونوسیتها به ماکروفاژها و فعالیت مناسب فاگوسیتوز و فعالیت سیتوتوکسیک سلولهای ماکروفاژ ضروری می باشد. در جیره های که فاقد مکملهای ویتامین D3 می باشد به میزان قابل ملاحضه ای عملکرد سیستم ایمنی کاهش می یابد.

 توکوفرول و سلنیوم: با بروز عفونت و یا تزریق واکسن به ویژه در شرایط استرس که آسیبهای ناشی از پراکسیدازها و سوپراکسیدها را به همراه دارد، فعالیت سیستم ایمنی تحریک می شود. در چنین مواقعی ویتامین E و سلنیوم جیره باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی می شود. ویتامین E ضمن کمک به ایجاد یکپارچگی بخشهای لیپوپروتئینی غشا سلولی باعث کاهش تعییرات اکسیداتیو و توسعه پاسخهای ایمنی سلولی می شود. ویتامین E همچنین از طریق بهبود تکثیر و افزایش لنفوسیتهای T باعث افزایش ایمنی هورمونی می گردد. سلنیوم موجود در گلوتاتیون پراکسیداز به همراه ویتامین E به عنوان یک سیستم آنتی اکسیدانی باعث کاهش غلظت رادیکالهای آزاد در سلول می شود. ویتامین E و سلنیوم نقش مهمی را در تولید لنفوسیتهای بلاستوسیتها برعهده دارند. کمبود این مواد مغذی باعث کاهش فعالیت فاگوسیتوزی ماکروفاژها می شود. علی رغم توصیه های NRC برای تامین میزان 20mg/kg ویتامین E جیره، مقادیر 300mg/kg ویتامین E باعث افزایش عملکرد سیستم ایمنی و کاهش مرگ و میر ناشی از ابتلا به آلودگی های ای کولای و بیماریهای نیوکاسل و بیماری بورس عفونی و کوکسیدیوز می شود. افزودن مکملهای ویتامین E به میزان250mg/kg منجر به جلوگیری از افت تولید تخم در مرغان مادر تحت شرایط استرس گرمایی می شود. نفش مفید سطوح بالای ویتامین E( بالاتر از 300mg/kg) در افزایش رشد لنفوسیتهای T به اثبات رسیده است. در سطوح بالای ویتامین E میزان غلظت پروستاگلندینهای اندامهای لنفوئیدی کاهش یافته و موجب توقف پاسخهای ایمنی سلولی شده و متعاقبا میزات تولید آنتی بادی را بهبود بخشیده است. در جیره های حاوی مکمل ویتامین E ( 200 mg در برابر 80mg) یا ترکیب 300 mg ویتامین E و 1mg/kg سلنیوم افزایش یافته است. افزودن ویتامین E به میزان 30/0 درصد جیره مرغان مادر یا تزریق 3-5/2 mg/egg به تخمهای بارور منجر به افزایش پاسخهای ایمنی جوجه می شود. مشابها ترکیب ویتامین E در واکسن روغنی نیوکاسل و بورس عفونی باعث کنترل سریعتر و همچنین تیتر آنتی بادی بالاتر نسبت به جیره های شاهد شده است. اسید اسکوربیک: سنتز ویتامین C در جوجه های یکروزه و طیور بالغ تحت استرس به مقدار مناسب انجام نمی پذیرد. ویتامین C باعث افزایش پاسخهای هورمونی و سلولی و همچنین افزایش مقاومت پرندگان نسبت به آلودگیهای ناشی از ای کولای و مایکروباکتریوم آویوم، نیوکاسل و بیماریهای عفونی بورس و مارک می گردد. ویتامین C در ایفا نقش آنتی اکسیدانی خود باعث استحکام غشاهای لکوسیتها می شود و همچنین وجود مقادیر مناسب این ویتامین باعث افزایش فعالیت فاگوسیتوزی نوتروفیلها می گردد. در شرایط استرس گرمایی این ویتامین از طریق تاثیر بر روی کاهش سنتز گلوکوکورتیکوئیدها باعث تخفیف اثرات استرس می گردد. با افزودن یک درصد از ویتماین C کاهش عملکرد سیستم ایمنی ناشی از کوتیکواسترون و استرس گرمایی تقلیل می یابد . تفاوت در اثرات مفید ناشی از افزودن ویتامین C در جیره را می توان به ناپایداری این ویتامین در بعضی از شرایط نگهداری آن مربوط دانست. ویتامینهای ب کمپلکس: ویتامینهای گروه ب بعنوان کوفاکتور آنزیمی نقش مهمی را مسیرهای متابولیکی بر عهده دارند. از میان ویتامینهای گروه ب، نقش ویتامین B6 در سیستم ایمنی به طور گسترده مطالعه شده است. ویتانین B6 در توسعه و حفظ بافتهای لنفوئیدی موثر است.

کمبود این ویتامین (95/0-48/1 mg/kg) پاسخ آنتی بادی را نسبت به آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی و تولید ایمنوگلوبینهای IgG وIgM کاهش می دهد. در شرایط استرس گرمایی، افزودن ویتامی B2 و B6 و أB12 اثرات مثبتی را بر عملکرد سیستم ایمنی جوجه های گوشتی دارد. عناصر معدنی: عناصرمعدنی نقش مهمی را در عملکرد سیستم ایمنی از طریق تاثیر بر روی تنظیم فشار اسمزی و به عنوان کوفاکتور و کاتالیزوز آنزیمی برعهده دارد و همچنین از طریق بهبود عملکرد هورمونی اعمال سیستم ایمنی را تنظیم می کند. غلظت سدیم، کلر، روی، سلنیوم، منگنر، مس ، آهن و کبالت جیره پاسخهای ایمنی را تحت تاثیر قرار می دهد. بطور کلی فرمهای معدنی این عناصر کمتر از فرمهای آلی جذب می شوند فلذا زمانی که عناصر معدنی در جیره به فرم کلیت باشد پاسخهای ایمنی بیشتر است. سدیم و کلرید: سدیم و کلر به همراه پتاسیم نقش کلیدی را در ثبات توازن اسمزی مایعات داخل و خارج سلولی بر عهده دارد. کمبود نمک جیره باعث کاهش عملکرد سیستم ایمنی می شود. بطوریکه در سطوح 14/0 درصد سدیم و یا 21/0 کلر تیتر آنتی بادی افزایش می یابد. در جیره های حاوی مقادیر کمتر از 14/0 سدیم و 17/0 کلر پاسخهای هومورال کاهش می یابد. افزودن مقادیر مناسب نمک تیتر آنتی بادی را بهبود می بخشد. راهکار افزودن کلر به عنوان یک تعییر دهنده ایمنی تحت شرایط استرس گرمایی در شرایط کنترل شده قابل توصیه می باشد. روی: نقش روی در ایمنی از طریق افزایش تیموسیتها و تعداد سلولهای لنفوسیت تی و فعالیت سلولهای دفاعی و توتروفیلها و همچنین تولید ماکروفاژها و آنتی بادی و تولید اینترفرون و کاهش نفوذپذیری سلول در مقابل ویروس می باشد.روی همچنین برای بهبود عملکرد تیمومیلین و تکثیر لنفوسیتها و تولید متا آنزیمهایی مانند DNA و RNA پلی مرازها مورد نیاز می باشد. کمبود روی جیره علاوه بر کاهش تولید اینترلوکین –2 باعث حفاظت از یکپارچگی اندامهای لنفوئیدی و عملکرد سلولهای تی می گردد. کمبود روی در جیره مرغان مادر، تیتر آنتی بادی نسبت به آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی را در نسل بعدی حاصل کاهش می دهد. برعکس پس از افزودن روی به جیره پاسخ به آنتی بادی در نسل بعد افزایش می دهد. چندین مطالعه محدود نشان داد که با افزودن مقادیر بالاتر روی(220mg/kg) در جیره های مرغ مادر هیچ تاثیر معنی داری بر روی عملکرد ایمنی سلولی و هورمونی وجود ندارد. تفاوت در گزارشات اینچنینی ممکن است در نتیجه تفاوت در غلظت های به کار رفته روی و یا اثر متقابل بین سایر مواد مغذی موجود در جیره های پایه مورد استفاده در آزمایشات تغذیه ای باشد. در جیره مرغ مادر افزودن روی به فرم کلیت شده با میتیونین باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی و افزایش تیتر آنتی بادی و ایمنی در نسل بعد و مقاومت بر علیه سالمونلا انترویتیدس و ای کولای خواهد گردید.

منگنز: منگنز نقش مهمی در توسعه و ترمیم و حفاظت از بافتهای اپیتیلیال دارد. آنزیم سوپراکسیدسموتاز وابسته به منگنز در میتوکندری موجب غیر فعال شدن رادیکالهای آزاد تولید شده در داخل سلول می گردد. فرم آلی این مواد معدنی پاسخ آنتی بادی را نسبت به عفونتهای بیماری بورس، برونشیت عفونی و نیوکاسل در مرغان مادر افزایش می دهد. مس: در طی فاز حاد سیستم ایمنی، سلولهای کبد تولید و ترشح پروتئین فاز حاد را برعهده دارند که باعث افزایش مقاومت جوجه بر علیه آلودگیهای عفونی می گردد. سروپلاسمین یکی از پروتئینهای مهم از این گروه می باشد که به عنصر مس به عنوان کوفاکتور نیاز دارد. سروپلاسمین از طریق از بین بردن رادیکالهای آزاد تولید شده در فاگوسیتوز باعث حفاظت پرنده می شود. بنابراین در شرایط ابتلا به آلودگیهای عفونی احتیاجات مس افزایش می یابد. سوپراکسید دسموتاز وابسته به مس و روی واقع در سیتوزول باعث غیر فعال شدن رادیکالهای آزاد می شود. بطور کلی نیاز به مس در هنگام بروز عفونتها نسبت به حالت معمولی افزایش می یابد. معمولا به منظور افزایش ایمنی و سلامتی جوجه ها افزودن سطوح 250-125mg مس را توصیه می کنند. فرم کلرید مس در مقایسه با سولفات مس نقش موثرتری را برای افزایش سلامتی روده بر عهده دارد و به عنوان یک ماده میکروب کش بر علیه آلودگیهای ای کولای و سالمونلا تجویز می شود. فراهم کردن مس به فرم کلیت همراه با اسیدهای آمینه تاثیرات مثبتی را در بر دارد. آهن: نقش آهن در ایمنی می تواند از طریق کاهش ناگهانی در غلظت اهن در سرم در حین فاز اولیه عفونت ارزیابی شود. افزودن آهن به جیره نشان داه است که باعث افزایش فعالیت ضد باکتریایی ماکروفاژها در کبد و طحال جوجه های مبتلا می شود. میزان سرزندگی در جوجه های آلوده با سالمونلا گالیناریوم همراه با افزودن 100 mg/kg آهن در جیره حاوی 200mg/kg آهن افزایش می یابد. کبالت: اثرات مفید کبالت بر روی سیستم ایمنی عمدتا مربوط به اثرات مثبت آن در سنتز پروتئین و عملکرد اندامهای لنفوئیدی می باشد. افزودن مکمل 10/0 یا 5/0 mg/kg (وزن بدن) عملکرد سیستم دفاعی میزبان بر علیه عفونت یا واکسیناسیون بیماری نیوکاسل در جوجه های گوشتی را افزایش می دهد احتیاجات غذایی و حد مجاز مواد مغذی تاثیر گذار بر روی سیستم ایمنی طیور مواد مغذی NRC 1994 برای افزایش ایمنی سطح سمیت انرژی(Kcal/kg) 3200 مقادیر بیش از حد انرژی میزان مصرف خوراک را کاهش می دهد.افزودن چربی غیر اشباع میزان ایمنیت را افزایش می دهد پروتئین(%) 23 سطوح بالای پروتئین اثر مثبت بر علیه آلودگی ای کولای دارد کاهش پروتین جیره باعث کاهش احتمال ابتلا به کوکسیدیوز می شو

د متیونین(%) 50/0 80/0-60/0 بیش از 1 آرژنین(%) 25/1 ----

 بیش از50/2 ترئونین(%) 80/0 ----

بیش از80/1 لیزین(%) 20/1 ----

 بیش از 40/2 والین(%) 90/0 والین کمتر. لوسین+ ایزولوسین/نسبت مناسب بیش از 80/1 ویتامین A(IU/kg) 1500 15000-8000 2 میلیون ویتامین D3(ICU/kg) 200 3500-2500 --- ویتامین E(mg/kg) 10 300-200 ----

 ویتامین C(mg/kg) -- 400-200 --- ویتامین کمپلس B --

 دو برابر مقدار پیشنهادی مفید است ---

 سدیم(%) 20/0 4/0-3/0 9/0

 کلرید(%) 20/0 25/0-2/0 50/1

کیفیت تخم مرغ
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ

ارتباط تغذیه با کیفیت تخم مرغ
نشریه تغذیه طیور صنعتی

 

   مهمترین خصوصیات تخم مرغ که بیان کننده کیفیت تخم مرغ هستند شامل اندازه تخم مرغ ، کیفیت پوسته ، کیفیت سفیده ، ارزش غذایی ، وجود لکه های خون در زرده و سفیده ، تغییر رنگ محتویات تخم مرغ و رنگ زرده می باشد . هر یک از این خصوصیات
می توانند بر میزان فروش تخم مرغ در بازارهای داخل و خارج مؤثر باشند . تأثیر عوامل تغذیه ای بر کیفیت تخم مرغ از جنبه های گوناگون قابل بررسی است .

2-1- کیفیت پوسته تخم مرغ :

      منظور از کیفیت پوسته ، رنگ ، ضخامت و مقاومت پوسته تخم مرغ است . برخی از مردم رنگ سفید و برخی دیگر رنگ قهوه ای پوسته را ترجیح می دهند . عامل اصلی تعیین کننده رنگ پوسته نژاد است ، به طوری که رنگ پوسته تا حد زیادی به رنگدانه هایی که برخی از نژادها تولید می کنند بستگی دارد . نوع جیره نیز در بعضی از شرایط خاص ممکن است بر رنگ پوسته تأثیرگذار باشد . موادی مانند نیکاربازین می توانند در سنتز رنگدانه ها اختلال ایجاد نمایند لذا وجود آنها در جیره ممکن است سبب تولید تخم مرغ های دارای پوسته سفید توسط نژادهایی شود که به طور طبیعی تخم مرغ های داری پوسته قهوه ای تولید می کنند . همچنین تغذیه از مقادیر بیش از حد کلروتتراسایکلین ممکن است سبب ذخیره این آنتی بیوتیک در پوسته تخم مرغ و در نتیجه تولید تخم مرغ هایی با پوسته زرد رنگ شود . البته این اثرات را نمی توان تغذیه ای نامید ، زیرا اینگونه مواد به عنوان دارو مورد استفاده قرار می گیرند .

      ضخامت و مقاومت پوسته بیشترین اهمیت را در کیفیت پوسته تخم دارند . عموماً فروشندگان ، حم و نقل کنندگان و خریداران تخم مرغ ، تخم مرغ هایی را با پوسته مقاوم در برابر شکستگی و نفوذ میکروارگانیسم ها ترجیح می دهند . پوسته تخم مرغ ازکربنات کلسیم تشکیل شده است ، بنابراین وجود مقادیر کافی کلسیم در جیره برای تولید تخم مرغ های دارای پوسته مقاوم ضروری می باشد . علاوه بر مقدار کلسیم ، تعادل آنیون - کاتیون و نسبت کلسیم به فسفر در جیره نیز از عوامل تعیین کننده میزان جذب کلسیم و در نتیجه مقاومت پوسته تخم مرغ می باشند . بنابراین بسته به عواملی مانند نژاد ، سن ، مرحله تخم گذاری و غیره ، تأمین کلسیم کافی در جیره و توجه به سایر عناصر و نمکهای آنها بخصوص فسفر جیره می تواند نقشی اساسی در تشکیل پوسته مقاوم ایفا نماید .

      تأمین ویتامینD   کافی نیز برای جذب کلسیم و تشکیل پوسته تخم مرغ ضروریست . ویتامینD   تشکیل پروتئین باند شونده به کلسیم  را در مخاط روده تحریک نموده و جذب کلسیم را افزایش می دهد . لذا کمبود ویتامینD   در جیره سبب کاهش ضخامت و نرمی پوسته تخم مرغ خواهد شد .

2-2- کیفیت سفیده تخم مرغ :    

      کیفیت سفیده تخم مرغ تاحد زیادی به استحکام یا ساختمان ژله ای سفیده مربوط می شود . به طوری که با افزایش استحکام سفیده ، کیفیت تخم مرغ افزایش می یابد . پروتئینی به نام اووسین عامل ایجاد ساختمان ژله ای در سفیده تخم مرغ می باشد . واحد نشان دهنده سفیده تخم مرغ ، واحد هاو  نام دارد ، به طوری که با افزایش اووسین سفیده تخم مرغ ، واحد هاو افزایش می یابد . مطالعات محدودی تأثیر تغذیه بر کیفیت سفیده تخم مرغ را مورد بررسی قرار داده اند اما با این حال گزارش شده است که کیفیت سفیده تخم مرغ با سطح پروتئین خام جیره رابطه ای عکس دارد به طوری که در اثر افزایش سطح پروتئین خام جیره ، کیفیت سفیده تخم مرغ کاهش می یابد .

2-3- ارزش غذایی تخم مرغ :

      تخم مرغ یکی از بهترین منابع پروتئینی مورد استفاده در تغذیه انسان است و سطح و ترکیب اسیدهای آمینه موجود در آن تا حد زیادی با نیازهای غذایی انسان مطابقت دارد  به علاوه تخم مرغ از نظر ویتامین های محلول در چربی نیز غنی است ، به طوری که مصرف 2 عدد تخم مرغ متوسط در روز حدود 25 درصد نیاز ویتامین های A وD  افراد کمتر از سن 25 سال را تأمین می نماید . گزارش شده است که سطح ویتامین های موجود در جیره مقدار ویتامین موجود در تخم مرغ را تحت تأثیر قرار می دهد ، بنابراین با افزایش سطح ویتامین های جیره می توان سطح ویتامین های موجود در تخم مرغ را افزایش داد . اما باید به این نکته توجه داشت که معمولاً اضافه نمودن ویتامین های مصنوعی در جیره برای افزایش سطح ویتامین های تخم مرغ از نظر اقتصادی به صرفه نیست و استفاده از ویتامین هایی با منشاء موادخوراکی بهتر می باشد .

      یکی از مباحثی که نگرانی زیادی را در مورد مصرف تخم مرغ ایجاد نموده است ، سطح کلسترول تخم مرغ می باشد . طبق آزمایش های انجام شده میزان کلسترول موجود در یک تخم مرغ بزرگ حدود 208 -  198 میلی گرم است که مقدار آن نسبت به بسیاری از مواد غذایی دیگر بالاتر می باشد . به همین دلیل توجه زیادی به امکان کاهش سطح کلسترول تخم مرغ صورت گرفته است . یکی از مهمترین راهکارهای کاهش سطح کلسترول را می توان دستکاری جیره دانست . در این زمینه گزارشهای ضد و نقیض زیادی وجود دارد اما هیچیک از این گزارشات امکان کاهش کلسترول تخم مرغ را از طریق جیره به طور قاطعانه تأیید ننموده اند . از آنجا که تقریباً تمام کلسترول موجود در تخم مرغ توسط پرنده ساخته می شود ، جیره غذایی تأثیر معنی داری بر روند ذخیره کلسترول در تخم مرغ نخواهد داشت ، مشاهده شده است که وجود برخی از مشتقات کلسترول در جیره سبب کاهش مقدار آنزیم های دخیل در متابولیسم کلسترول و در نتیجه کاهش کلسترول تخم مرغ می شود ، که البته این تأثیر اندک می باشد . روشهای دیگری نیز مانند افزایش سطح ویتامین C ، ید و نیاسین نیز برای کاهش کلسترول تخم مرغ پیشنهاد شده اند .

      نسبت اسیدهای چرب اشباع و غیر اشباع در تخم مرغ یکی از موارد بر اهمیت در ارزش غذایی تخم مرغ می باشد . زیرا پایین بودن نسبت اسیدهای چرب غیر اشباع در خوراک سبب بروز مشکلای نظیر تصلب شرائین و افزایش خطر بروز سکته قلبی خواهد شد . ملاحظه شده است که با خوراندن چربی های دارای نسبت بالایی از اسیدهای چرب غیر اشباع می توان نسبت اسیدهای چرب غیر اشباع را در زرده تخم مرغ افزایش داد ، یکی از موارد کاربرد این مسئله در مورد اسید لینولنیک می باشد . اسید لینولنیک پیش ساز پروستاگلاندین E است که متسع کننده سرخرگهای کرونر قلب و عامل پیشگیری از آزاد شدن اسیدهای چرب آزاد و ممانعت کننده های مهم چسبیدن پلاکت ها به یکدیگر می باشد . از آنجا که در برنامة غذایی اکثر انسانها اسید لینولنیک به مقدار کافی وجود ندارد تغذیه مرغهای تخمگذار با جیره های غنی از این اسید سبب ذخیره آن در تخم مرغ و تأمین آن در جیره غذایی انسان خواهد شد . به طور کلی استفاده از چربیهای غیر اشباع مانند چربیهای گیاهی و روغن طیور در جیره مرغ های تخم گذار می تواند سبب افزایش نسبت اسیدهای چرب غیر اشباع در زرده تخم مرغ گردد .

2-4- وجود لکه های خون در تخم مرغ :

      یکی از مهمترین عوامل کاهش دهنده کیفیت تخم مرغ وجود لکه های خون در آنها است . عموماً لکه های خون در سطح زرده مشاهده می شوند که علت آن پارگی مویرگهای خونی هنگام آزاد شدن زرده از تخمدان می باشد . مهمترین عامل تغذیه ای مؤثر در تشکیل لخته های خونی کمبود ویتامین A است .

      مطالعات مختلف نشان داده اند که سطح ویتامین A لازم برای به حداقل رساندن لکه های خونی در تخم مرغ کمتر از مقدار نیاز آن برای حداکثر نمودن تولید تخم مرغ است . بنابراین اضافه نمودن مقادیر بیشتر ویتامین A به جیره در شرایط عملی ، تأثیری در کاهش لکه های خونی در تخم مرغ نخواهد داشت . همچنین محققین گزارش نموده اند
که کمبود ویتامین
K  در جیره سبب کاهش لکه های خونی می شود ، زیرا در کمبود ویتامین K  قطره خون تولید شده هنگام آزاد شدن زرده ، لخته نشده و در محتویات تخم مرغ پخش می شود . یکی دیگر از عوامل مؤثر بر وجود لکه های خونی نژاد می باشد ، مشاهده شده است که وجود لکه های خونی و یا تکه های گوشتی در سویه های تولید کننده تخم مرغ های با پوسته قهوه ای بیشتر از نژادهای توید کننده تخم مرغ های دارای پوسته سفید است .

2- 5- تغییر رنگ محتویات تخم مرغ :

      یکی از مشکلاتی که در صنعت تولید تخم مرغ وجود دارد لکه دار شدن زرده تخم مرغ است . عوامل مختلفی می توانند بر لکه دار شدن زرده تخم مرغ تأثیر بگذارند . در طول فصل بهار لکه دار شدن زرده ها افزایش یافته و در فصلهای تابستان و پائیز کاهش می یابد . انبار نمودن طولانی تخم مرغ در شرایط نامساعد نیز سبب افزایش لکه دار شدن زرده می شود . تأثیر جیره بر لکه دار شدن زرده تخم مرغ کاملاً به اثبات رسیده است . استفاده از سطوح بالای کنجاله تخم پنبه در جیره مرغ های تخم گذار به علت وجود مقادیر بالایی از گوسیپول سبب لکه دار شدن زرده تخم مرغ می شود . همچنین ثابت شده است که استفاده از مقادیر بالایی از برخی مواد افزودنی در جیره مانند نیکاربازین نیز سبب لکه دار شدن زرده تخم مرغ خواهد شد . استفاده از روغن پنبه دانه به علت وجود اسیدهای چرب سیلکوپروپن ( اسید مالوالیک و اسید استرکولیک ) سبب صورتی رنگ شدن سفیده تخم مرغ می شود . تغییر رنگ زرده یا سفیده تخم مرغ از بازار پسندی محصول می کاهد . لذا توجه به سطوح مجاز مواد خوراکی و همچنین عوامل مؤثر بر این عارضه برای افزایش کیفیت تخم مرغ های تولیدی ضروری می باشد .

2- 6- رنگ زرده :

      رنگ زرده تخم مرغ از زرد روشن تا نارنجی تیره متغیر است و مصرف کنندگان مختلف علاقه متفاوتی نسبت به رنگ زرده دارند . برخی از کشورها مانند ایالات متحده رنگ زرد روشن و برخی دیگر مانند ایران رنگ زرد تیره را ترجیح می دهند . گذشته از سلیقه مصرف کنندگان ، رنگ زرده تخم مرغ در صنایع مختلف نیز دارای اهمیت می باشد . تخم مرغ مورد استفاده در صنایع غذایی اغلب در ظروف مخصوص ریخته شده و سفیده و زرده آن از هم جدا می شود . در این حالت رنگ مطلوب زرده در هر صنعت متفاوت خواهد بود ، به عنوان مثال برای تولید محصولاتی نظیر رشته سوپ و ماکارونی و یا محصولات مشابه زرده هایی با رنگ زرد تیره مورد نیاز خواهد بود . به طور کلی رنگ زرده توسط رنگدانه های موجود در خوراک مرغ تخم گذار تعیین می شود . جزء اصلی رنگ زرده تخم مرغ را رنگدانه هایی به نام گزانتوفیلها تشکیل می دهند . این مواد گروهی از هیدروکسی کاروتنوئیدها هستند که در جیره وجود دارند و از طریق دستگاه گوارش مرغ جذب شده وبه همان شکل در زرده تخم مرغ و بافتهای چربی ذخیره می شوند ، بنابراین گزانتوفیلها نه تنها در تأمین رنگ زرده تخم مرغ نقش دارند بلکه عامل ایجاد رنگ زرد در پوست مرغهای زرد پوست و چربی مرغهای دارای چربی زرد نیز می باشند . در مرغهایی که دارای پوست سفید هستند این رنگدانه ها صرفاً در زرده تخم مرغ تجمع می یابند . در  حال حاضر استفاده از گزانتوفیل مصنوعی جهت تنظیم رنگ زرده رواج زیادی دارد . معمولاً مصرف 8 - 7  گرم گزانتوفیل در هر تن خوراک سبب ایجاد رنگ مطلوب زرده خواهد شد . مصرف مقادیر کمتر از 5 گرم گزانتوفیل در هر تن خوراک ممکن است تخم مرغ هایی را با زرده بسیار کم رنگ تولید نماید که معمولاً به آسانی مورد پسند مصرف کننده قرار نمی گیرد . رنگ های نارنجی تا قرمز را می توان با بهره گیری از محصولاتی مانند کانتازانتین تولید نمود ، هرچند که چنین زرده هایی برای اکثر مصرف کنندگان نامطلوب است . در جیره هایی که در آنها مقادیر پایه ای از گزانتوفیل وجود داشته باشد ، استفاده از این رنگدانه باید محدود شود ، زیرا در غیر این صورت رنگ زرده به جای نارنجی مطلوب به قرمز نامطلوب متمایل خواهد شد . استفاده از چنین تخم مرغ هایی در تولید رشته های خوراکی نیز سبب نامطلوب شدن رنگ رشته می شود . بنابراین در انتخاب مواد رنگین کننده در جیره مرغ هایی که تخم مرغ آنها مصرف صنعتی دارد باید کلاً دقت نمود .

      استفاده از خوراکهایی نظیر ذرت زرد ، گلوتن ذرت و پودر یونجه در جیره می تواند سبب افزایش تجمع گزانتوفیل در زرده تخم مرغ و در نتیجه افزایش غلظت رنگ زرده شود . از آنجا که گزانتوفیل ها جزء ترکیبات لیپیدی هستند ، استفاده از چربی در جیره سبب افزایش قابلیت جذب این مواد و ذخیره آنها در زرده تخم مرغ می شود . همچین به نظر می رسد که استفاده از آنتی اکسیدانها و یا مقادیر زیادی از ویتامین E سبب افزایش رنگ زرده می شود . برخی از عوامل تغذیه ای سبب کاهش بازده ذخیره گزانتوفیل در زرده می شوند . ثابت شده که برخی از مواد خوراکی حاوی مواد اکسید کننده ، مانند بعضی از مواد معدنی و اسیدهای چرب ، سبب کاهش رنگ زرده تخم مرغ می شوند و مقادیر زیاد ویتامین A جیره میزان کاروتنوئیدهای زرده را کاهش می دهد . وجود مقادیر زیاد کنجاله تخم پنبه در جیره نیز سبب کاهش رنگ زرده می شود . به نظر می رسد که دمای بالای محیطی ، بیماری کوکسیدیوز و آلودگی خوراک توسط سموم آفلاتوکسین نیز با تولید تخم مرغ های دارای زرده کم رنگ در ارتباط باشند .

نتیجه گیری

      در حال حاضرتولیدکنندگان طیور رقابت بسیاری در تصاحب بازارهای مصرف گوشت مرغ و تخم مرغ ، حتی در سطح بین المللی دارند . در این میان ، کیفیت محصول ارائه شده به بازار مصرف دارای اهمیت بسزایی می باشد . کیفیت پایین گوشت مرغ و تخم مرغ در ایران سبب شده است که صنعت طیور ایران مشکل عمده ای در امر صادرات این محصولات داشته باشد . بنابراین یکی از مهمترین راهکارهای ایجاد امکان صادرات ، بهبود کیفیت محصول با توجه به استانداردهای جهانی و سلیقه مصرف کنندگان در بازار مصرف است . در این راستا ، عوامل بسیاری بر کیفیت محصولات طیور مؤثر هستند که از میان آنها می توان به تغذیه مرغ اشاره نمود . هر یک از عوامل مربوط به تغذیه اثر خاصی بر انواع خصوصیات کیفی گوشت مرغ و تخم مرغ دارند . این عوامل اعم از مواد مغذی ، ترکیب مواد خوراکی و مواد افزودنی موجود در جیره ، مدیریت خوراک دهی و ... اثرات مستقیم و متقابل بسیار پیچیده ای بر کیفیت گوشت مرغ و تخم مرغ تولیدی دارند . نحوه تنظیم این عوامل به منظور بهینه سازی کیفیت محصولات طیور به شرایط مختلفی مانند نژاد ، سن ، شرایط محیطی و اجتماعی بستگی دارد و کنترل آنها نیازمند داشتن تخصص و آگاهی از مجموعه این عوامل می باشد . بنابراین برای افزایش بهره وری صنعت مرغداری ، بهبود کیفیت و امکان صادرات بهینة محصولات طیور پیشنهاد می گردد که مدیریت پرورش ، جیره نویسی و خوراک دهی واحدهای مرغداری به متخصصین علوم دامی به خصوص متخصصین تغذیه طیور محول شود تا امکان در نظر گرفتن کلیه عوامل مؤثر بر عملکرد و کیفیت محصولات تولیدی طیور فراهم گردد .

METABOLIC DISORDERS IN DAIRY COWS گاو ودامپروری
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ

زایمان و اولین ماه بعد از زایمان دوره بحرانی گاوهای شیری می باشد بنابراین مدیریت صحیح گاوهای خشک نقش مهمی در کنترل بیماریهای متابولیکی در زایمان یا دوره نزدیک به زایمان را بر عهده دارد، مسائل عمده بوجود آورنده این اختلالات متابولیکی که با یکدیگر در ارتباط هستند از مسائل مدیریتی تغذیه ناشی می گردند.

اختلالات عمده متابولیکی در گاوها تازه زا عبارتند از:

1- تب شیر
2- ادم یا خیز پستانی
3- کتوزیس
4- سندرم کبد چرب
5- جفت ماندگی
6- جابجایی شیردان
7- اسیدوزیس
8- لنگش (Laminitis)

تب شیر:
تب شیر یا فلج ناشی از زایمان یکی از اختلالات متابولیکی معمول در دوره زایمان می باشد منظور از بیماری تب شیر داشتن تب واقعی نیست. بروز تب شیر در گاو با سن دا م مرتبط می باشد و اکثراً در گاوهای پر تولید با سن بالا دیده می شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شیر 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زایمان روی می دهد.

علایم عمومی بروز تب شیر:
- از دست دادن اشتها
- عدم فعالیت دستگاه گوارش
- سرد شدن گوشها و خشک شدن پوزه
علایم اختصاصی بروز تب شیر:
- عدم تعادل حین راه رفتن
- زمین گیر شدن گاو که این حالت در سه مرحله انجام می گیرد:
- ایستادن همراه با لرزش
- افتادن روی سینه
- افتادن روی پهلو و بی اعتنا بودن به تحریکات محیطی
تغییرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شیر شامل کاهش سطح کلسیم خون است, حد طبیعی کلسیم در خون گاوهای خشک 8- 10 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می باشد، که این مقدار در حین زایمان به کمتر از 8 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می رسد. در گاو مبتلا به تب شیر سطح کلسیم خون به ترتیب در سه مرحله ذکر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون کاهش می یابد که این کاهش سطح کلسیم خون همراه با کاهش فسفر و افزایش سطوح پتاسیم و منیزیم خون می باشد.
سطوح کلسیم خون در گاوهای مبتلا به تب شیربه ترتیب شامل موارد ذیل می باشد:
گاو با شیر دهی طبیعی 4/8 – 2/10 mg/dl
زایمان طبیعی                8/6 – 6/8 mg/dl
بروز تب شیر خفیف          5/7 –9/4 mg/dl
بروز تب شیر متوسط        8/6 –2/4 mg/dl
بروز تب شیر شدید          7/5 –5/3 mg/dl
علل بروز تب شیر:
تب شیر در اثر خروج کلسیم از طریق شیر بعد زایمان همراه با ناتوانی گاو در متعادل نگه داشتن سطح کلسیم خون روی می دهد. ناتوانی گاو نسبت به تغییر متابولیسم کلسیم احتمالاً در اثر عدم تعادل کلسیم, فسفر و منیزیم و افزایش سطح پتاسیم ایجاد می شود بطور کلی تب شیر با تعادل آنیونها و کاتیونها در ارتباط می باشد. گاو شیری کلسیم مورد نیاز خود را از دو منبع تامین می نماید: استخوان و جذب کلسیم از دستگاه گوارش.
در بدن تعادل کلسیم توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می گردد و کاهش سطح کلسیم خون باعث آزاد سازی این هورمون می شود، اثرات عمده این هورمون حرکت کلسیم از استخوان به طرف خون است. آزادسازی هورمون پاراتیروئید در گاو مبتلا به کمبود کلسیم موجب تحریک 1و25 دی هیدروکسی (ویتامین D ) می شود که باعث افزایش جذب کلسیم در روده کوچک میگردد. فرم فعال ویتامین D در گاو مبتلا به تب شیر افزایش می یابد ولی تأخیر در پاسخ به افزایش این ویتامین مانع تأثیر مناسب آن می گردد.
درمان:
روش مناسب برای درمان بیماری تب شیر تزریق وریدی محلول گلوکونات کلسیم می باشد. از دیگر روشها می توان تجویز خوراکی 100 گرم کلرید آمونیوم بمدت 204 روز و یا بلوسهای حاوی کلسیم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زایمان را نام برد. گاوهایی که به درمان جواب مثبت نمی دهند می توان 800-700 گرم Epsom یا سولفات دومنیزی محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمین منیزیم، سموم موجود در روده را نیز دفع نماید.
پیشگیری:
راه سنتی پیشگیری از بیماری تب شیر شامل محدود نمودن مصرف کلسیم در دوره خشکی گاو می باشد تا اینکه گاوها نسبت به کمبود کلسیم سازگاری یافته و توانایی مناسبی در پاسخ به احتیاجات بالای کلسیم در اوایل شیر دهی داشته باشند. بنابراین گاوهایی که در دوره خشکی با جیره های محدود از نظر کلسیم و فسفر تغذیه شده اند استخوانها و روده کوچک آنها نسبت به تحریک هورمون پاراتیروئید و ویتامین D پاسخ مناسبی میدهد.
جهت محدود کردن مصرف کلسیم در دوره خشکی از راههای زیر می توان استفاده نمود.
- کاهش مصرف کلسیم به 50 گرم در روز (کمتر از 5/0%جیره)
- کاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (کمتر از 35/0%)
تغذیه با علوفه هایی خشبی داراى کلسیم بالا از قبیل یونجه خشک و سیلاژ در دوره خشکی گاوها باید محدودتر گردد و بخشی از یونجه جیره غذایی با گراسها یا سیلاژ جایگزین شود تا بدین ترتیب با محدود نمودن مصرف کلسیم در دوره خشکی حدالمقدور از بروز تب شیر جلوگیری نمائیم.
استفاده از مکمل نمکهای آنیونی در جیره گاوهای خشک روش موثر دیگر در پیشگیری از بروز بیماری تب شیر می باشد. نمکهای آنیونی با افزایش آزادسازی کلسیم از استخوانهابروز تب شیر را کاهش می دهند همچنین نمکهای آنیونی در جیره های با سطوح کلسیم بالا نیز موثر می باشند(150 گرم در روز).
باید توجه نمود، زمانی که سطح کلسیم جیره پایین است از نمکهای آنیونی نباید استفاده گردد بنابراین آگاهی از ترکیبات جیره غذایی بویژه علوفه ها از نظر مواد معدنی اهمیت بسیار زیادی دارد. pH ادرار با تغییرات حالت اسیدی پایه تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین دامداران با کنترل نمودن pH ادرار در تعیین میزان استفاده مناسب از نمکهای آنیونی در جیره های گاوهای شیری می توانند استفاده کنند.

کتوزیس:
این اختلال متابولیکی در نتیجه عدم تغذیه مناسب بویژه از لحاظ انزژی در اوایل شیر دهی روی میدهد. با کاهش تدریجی سطح گلوکز خون ذخایر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زایمان در اوایل شیردهی گاوهای پرتولید مبتلا به کتوزیس تحت کلینیکی یا کتوزیس اولیه می شوند.
مسائل دیگری نظیر جفت ماندگی، جابجائی شیردان از عوامل مستعد کننده کتوزیس هستند.

علائم بروز کتوزیس:
- کاهش اشتها بویژه در جهت مصرف غلات
- عدم فعالیت شکمبه
- کاهش وزن
- کاهش تولید شیر
دو تغییر عمده که در بیماری کتوزیس روی میدهد کاهش سطح گلوکز خون و افزایش سطح کتون بادیهای خون است سطح نرمال گلوکز خون در گاوهای شیری در حدود 50 میلی گرم در دسی لیتر خون است.
 

blood components of normal and ketotic cow
ketotic normal blood
28 52 Glucose
42 3 Kerones
    plasma
32 3 NEFA
8 14 Triglycerides

 

 


تشخیص:
آزمایشاتی جهت کنترل سطوح کتونها در شیر و ادرار وجود دارد. شیر گاو در حدود نصف سطح کتون بادیهای خون را دارد در حالیکه سطح کتون بادیهای ادرار چهار بار از سطح کتون بادیهای خون بیشتر است.
آزمایش ادرار جهت تشخیص وجود کتون بادیها در بسیاری از گاوها در اوایل شیر دهی مثبت می باشد که نیازی هم به درمان ندارد بهر صورت نتیجه منفی آزمایش نمایانگر عدم بروز کتوزیس می باشد آزمایش شیر دقیق تر نتیجه تعیین کتوزیس را می دهد.
درمان:
در تمام روشهای درمانی کتوزیس هدف افزایش سطح گلوکز خون و کاهش آزاد سازی ذخایر بدنی می باشد.
تزریق وریدی گلوکز:
این روش سریعترین راه برای رساندن گلوکز به بدن گاو می باشد و ظاهراً استفاده از تزریق گلوکز درمان قطعی می باشد.
استفاده از هورمون:
گلوکوکورتیکوئیدها(کورتیزون) موجب تولید گلوکز از بافتهای پروتئین می گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک ) ترشح گلوکوکورتیکوئید را تحریک می نماید.
استفاده از قندهای خوراکی:
پروپیونات سدیم و پروپیلن گلیکول دو قند خوراکی می باشد که در کبد گاو برای تولید قند ها بکار می رود این مواد را می توا ن یا از طریق خوراک یا بطور آشامیدنی به میزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوکز یا هورمون بکار می روند.
پیشگیری:
- جلوگیری از افزایش وزن در گاوها ی شیری در اواخر شیردهی یا دوره خشکی، افزایش وزن علاوه بر کاهش اشتها در گاوهای تازه زا امکان بروز مشکلات مربوط به کبد چرب را افزایش می دهد. بنابراین امتیاز بدنی گاو در زایمان باید بین 3- 5/3 باشد.
- تغذیه با 4/2 کیلوگرم غلات به ازای هر گاو در اواخر آبستنی (3 هفته قبل از زایمان ).
- افزایش مصرف انرژی بعد از زایمان با استفاده از تعلیف یونجه مرغوب.
- استفاده از جیره مخلوط و در صورت عدم امکان محدود نمودن به 2- 4 کیلو گرم غلات در هر وعده غذایی.
- کاربرد نیاسین، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز که 2 هفته قبل اززایمان باید آغاز گردد.

سندرم کبد چرب:
در اوایل شیردهی اغلب گاوهای شیری در تعادل منفی انرژی هستند که این حالت منجر به تجزیه چربی ذخایر بدنی و افزایش سطوح اسید های چرب غیر اشباع NEFA در خون می گردد وقتی اسید های چرب در خون افزایش می یابد کبد شروع به افزیش ذخایر اسید های چرب آزاد نموده و اسید های چرب آزاد در کبد به تری گلیسیرید ها تبدبل می گردد. عارضه سندرم کبد چرب معمولاً در گاوهای شیری چاق چند روز قبل از زایمان روی می دهد.
علایم:
نشانه های این اختلال متابولیکی مشابه بیماری کتوزیس می باشد، این سندرم معمولاً با سایر اختلالات متابولیکی مانند تب شیر، کتوزیس و ورم پستان مشابه بوده و در کل با اختلال در اشتها و افسردگی دام نمایان می شود .
درمان:
گاوهای مبتلا به سندرم کبد چرب نسبت به درمان جواب نمی دهند معمولاً روشهای درمانی این بیماری با روشهای درمانی کتوزیس مشابه است مثل تزریق داخل وریدی گلوکز. در بیشتر موارد درمان اقتصادی نبوده و حذف گاو مناسب ترین راه است.
پیشگیری:
مناسب ترین راه پیشگیری از بروز سندرم کبد چرب, مدیریت تغذیه ای صحیح و جلوگیری از آزادسازی اسید های چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفی انرژی بخصوص در اوایل شیر دهی می باشد.
وضعیت بدنی گاوها در اواخر شیر دهی و دوره خشک باید تحت کنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعیت بدنی گاوها در دوره خشکی باید در محدوده 5/0 ± متغیر باشد.

جفت ماندگی:
جفت ماندگی معمولاً مربوط به ناتوانی در جدا شدن جفت از جداره رحم می باشد. در گاوهای سالم و نرمال جفت طی یک ساعت یا اندکی بیشتر بعد زایمان از رحم خارج می شود. جفت ماندگی به حالتی اطلاق می شود که جفت 12 ساعت بعد از زایمان خارج نشود. مشکل جفت ماندگی بیشتر در تلیسه ها در شکم اول و گاوهای مسن معمول می باشد. همچنین در زایمانهای نادر دو قلو نیز جفت ماندگی ملاحظه میگردد.
علل جفت ماندگی:
1- چسبیدن جفت به جدار رحم که با کاهش وزن بدن مرتبط می باشد. اتصال جفت با رحم در ماههای آخر آبستنی سست تر گردیده و این عمل در 5 روز قبل از زایمان با ترشح هورمون استروژن انجام می گیرد. بنابراین گاوی که پنج روز دیر تر یا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نماید احتمال بروز جفت ماندگی افزایش می یابد.
2- عدم انقباض یا سستی رحم یا هر عاملی که باعث توقف یا ضعف ماهیچه های منقبض کننده رحم شود (مانند تب شیر) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم می گردد.
3- عفونت و بیماری اندامهای بدن، این عوامل موجب آلودگی دستگاه تولید مثلی شده و با تولید تب بالا موجب سقط جنین می گردد از طرفی عارضه جفت ماندگی احتمال عفونت دستگاه تولید مثل را افزایش می دهد. بیماریهای مستعد کننده این شرایط شامل:
- بروسلوزیس
- ویروس اسهال گاو
- لپتوسپیروز
-- عفونت دستگاه تنفسی گاو
کمبود ویتامین A یا بتا کاروتن, سلنیوم, ید و عدم تعادل کلسیم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگی را افزایش می دهد. گاوهای چاق مستعد جفت ماندگی بوده و اینحالت در گاوهای مستعد تغذیه شده با سیلاژ ذرت و غلات تقویت می گردد.
پیشگیری:
- به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهویه نامناسب و تراکم.
- برنامه تغذیه مناسب در دوره خشکی.
- اجرای برنامه های واکسیناسیون بر علیه بیماریهای عفونی.
- وضعیت بدنی مناسب در طول دوره خشکی.
- استفاده از مکملهای ویتامین E و سلنیم در طول دوره خشکی.

جابجائی شیردان:
جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد که شیردان ( معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیک به کف شکم متمایل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائی های شیردان بطرف چپ می باشد, جابجائی شیردان از محل طبیعی خود بطرف زیر شکمبه و به سمت چپ دیواره حفره شکمبه موجب گیر کردن شیردان شده و در اثر فشار وارده از سوی محتویات شیردان بیشتر جابجا می گردد و مملو از گاز شده و نفخ می کند حدوداً 90 % جابجایی های شیردان در طول 6 هفته بعد از زایمان روی می دهد.
علایم جابجایی شیردان:
- عدم تغذیه
- کاهش تولید شیر
- خمیدگی پشت
- کاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو
علل جابجایی شیردان:
- جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد.
- عوامل مستعد کنده شامل تب شیر, سندرم کبد چرب و ورم پستان
- عوامل تضعیف کننده انقباضات ماهیچه ایی و تجمع گاز در روده در اثر جیره های با سطوح غلات بالا.
درمان:
- غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفیف
- جراحی که معمولاً مقرون به صرفه نیست
پیشگیری:
- مورد توجه قرار دادن برنامه های غذایی قبل اززایمان و تغذیه با خوراک های حجیم در جیره گاوهای خشک
- تغییر تدریجی جیره مرحله خشکی به جیره مرحله شیرواری

لنگش ( لامینایتیس):
لنگش به معنی التهاب بافت عروقی می باشد. لنگش یک بیماری غیر عفونی است که در بر گیرنده تغییرات دژنراتیو در لایه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بیشتر در سایر موارد شایع می باشد.
- لنگش حاد در هنگام بروز بسیار دردناک است.
- لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتیجه حالتهای پیچیده ایجاد می گردد.
علل لنگش (لامینایتیس):
علل لامینایتیس را می توان به سه دسته تقسیم نمود.
1- عدم تعادل غذایی
2- عدم اتساع کافی شکمبه
3- سم چینی زیاد
استفاده از سطوح بالا مواد کربوهیدراته قابل تخمیر در جیره مخلوط با فیبر ناکافی می تواتد موجب بروز اسیدوز شکمبه شده و در اینحالت با از بین رفتن اغلب باکتریهای شکمبه، باکتریهای لاکتو باسیل رشد کرده و pH شکمبه کاهش می یابد در پاسخ به این عمل بدن گاو تولید هیستامین می نماید که باعث انقباض و سپس اتساع مویرگهای لایه مورقه پا می شود و خیز و تجمع خون همراه با تخریب دیواره عروق خونی دیده می شود پاها دردناک شده و منجر به آسیب مویرگها شده و از تولید طبیعی کراتین در سم جلوگیری می گردد.
انواع لنگش(لامینایتیس):
لامینایتیس حاد:
- افزایش تنفس و ضربان قلب
- گرم شدن دیواره سم و آماس حاد عروق
- خونریزی، که اکثراً در خط سفید سم یا در مفاصل مچ قابل مشاهده می باشد. گاهی نیز خونریزی با جدا نمودن خط سفید مشاهده می گردد.
لامینایتیس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و دیواره سم تا مدت 1-3 ماه هیچ نشانه ایی از لنگش دیده نمی شود. نواحی نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هایی از خونریزی دیده می شود.
لنگش مزمن ( لامینایتیس مزمن ):
پاها رشد نمو غیر طبیعی داشته و دیواره افقی سم در اثر رشد طویل شده و بدین ترتیب کف سم عریض تر و پاشنه ها دارای گودی مناسب نمی گردد.
درمان:
جیره های غذایی گاو شیری باید برای تمام انواع این بیماری تصحیح گردد.
1- لنگش های مزمن را می توان با سم چینی منظم هر 3-4 ماه یکبار بر طرف نمود گاوهایی که مشکل پای آنها قابل درمان نیست باید حذف گردد.
2- در لنگشهای تحت کلینیکی جهت آشکار نمودن جراحات، نیاز به سم چینی است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به کف پا جلوگیری می کنند.
پیشگیری:
استفاده از غلات در جیره را محدودتر نموده و جیره های غذایی را جهت ورود به مراحل مختلف تولید بتدریج تغییر داد. جیره غذایی برای تخمیر مطلوب شکمبه ایی نباید حاوی علوفه های با طول کافی باشد، گاوها و تلیسه ها قبل و بعد از زایمان فعالیت بدنی کافی داشته باشند، کف محل نگهداری دامها جهت سایش سمها از سیمان ساخته شود.

-- -