بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


بهار  96  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



فرمولاسیون علفکشها
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ

واژه فرمولاسیون در ارتباط با کنترل شیمیایی علف های هرز, دو مفهوم مرتبط با هم دارد:

یک فرمولاسیون ,ساختار یک علفکش است که به وسیله سازنده برای استفاده علمی تهیه می شود.فرمولاسیون نشان دهنده  تمامی اجزای ترکیبی محتوی ظرف است:ماده فعال (مسموم کننده واقعی)به اضافه مواد خنثی(هر چیز دیگر)همچون مواد حل شدنی,مواد رقیق کننده مواد افزوده شده دیگر.

فرمولاسیون,همچنین شامل مراحلی است که به وسیله سازنده در جهت تهیه علفکش برای استفاده عملی انجام می شود. در طی این مراحل ,سازنده برای استفاده کننده علفکشی تهیه می کند که به راحتی قابل حمل باشد و اگر به طرز صحیحی استفاده شود,بتواند به صورت یکنواخت و دقیقی بدون هیچگونه ضرری برای استفاده کننده مصرف شود.اکثر علفکشها طوری فرموله شدهاند که بتوان آنها را با یک حمل کننده مناسب وراحت بکر برد.علفکشهای رایج که با قابلیت اسپری تهیه شده اند به فرموله شده اند که میتوان آنها را با آب باکود های مایع ویا با روغن هایی با غلظت گازوییل بکار برد.بعضی علفکشها به نحوی فرموله شدهاند که سموم به صورت گرانوله ها ی خشک یا ذرات پوشش دار از مخازن خارج می شوند. علفکشها را معمولا به صورت گرد استفاده نمی کنند زیرا علاوه بر مشکل حمل و نقل احتمال فرار آنها به طرف گیاهان حساس غیر هدف نیز وجود دارد.

 

فرمولاسیون های قابل اسپری

 

فرمولاسیون های قابل اسپری شامل مایعات محلول در آب ,پودر های محلول در آب مواد امولسیونه در آب,پودر های وتابل,مایعات قابل پخش در آب و گرانوله های قابل پخش در آب می باشند.

 

خصوصیات آنها به شرح زیر است:

مایعات محلول در آب

مایعات محلول در آب( sیا sl)کاملا با حداقل بهم زنی در آب مخلوط میشوند و زمانی که حل شدند,نیازی به همزدن بیشتر ندارند.این فرمولاسیونها,محلولهای اسپری برای جذب در گیاهان نیاز به نوعی مویان دارند.بعضی از این سموم خود دارای مویان هستند,ولی ذر برخی بایستی مویان را به مخزن شمپاش اضافه نمود.اکثر این فرمولاسیونها در هر 8/3 لیتر (یک گالن) خود دارای حدود 9/0 تا 8/1 کیلو گرم ماده فعال هستند.

پودر های محلول در آب

پودر های محلول در آب (sp) بصورت خشک بوده و ذرات جامد ریزی هستند که کاملا در آب حل میشوند. اینها اکثرا نمکهای قابل حل ترکیبات مختلف هستند. برای حل کردن این علفکشها در آب بایستی به میزان زیادی آنها را بهم زد  ,اما پس از حل شدن تا ابد به همین صورت باقی می مانند. این سموم در مخزن شمپاش به صورت زلال و صاف هستند و برای جذب بهتر نیاز به مویان دارند. معمولا فرمولاسیون آنها حاوی 40تا90 درصد ماده فعال است.

مواد امولسیونه در آب

این مواد ( EیاEC ) مایعاتی غیر قطبی (روغنی) هستند که قابلیت امولسیونه دارند.  این مایعات در آب پخش شده و به صورت امولسون در می آیند (قطرات روغن که به وسیله آب محاصره میشوند), این سموم در مخزن شیری رنگ بوده و بهم زدن برای جلوگیری از جدا شدن اجزاء آنها اهمیت خاصی دارد. جریان یافتن آب در لوله خروجی سمپاش برای جلوگیری از این امر کافی است. این فرمولاسیون ها بندرت به مویانها برای استفاده بر روی شاخ و برگ نیاز دارند. اکثر فرمولاسیون های EC در هر 8/3 لیتر خود داری 900تا270 و بعضی 310تا360 گرم ماده فعال دارند.این نوع فرمولاسیون ها در روغن محلول هستند.

پودرهای وتابل

 پودرهای وتابل(W یا WP) ذرات جامد ریزی هستند که حاوی نوعی حمل کننده خشک , علفکش و عوامل متفرق کننده هستند. اکثر این مواد میتوانند درآب پخش شوند, اما نوصیه معمول این است که قبل از ریختن به داخل مخزن با کمی آب مخلوط کرده و سپس آنرا به مخزن سمپاش بریزند. در مخزن سمپاش انها را بایستی به میزان زیاد و بطور مداوم بهم زد; به محض اینکه عمل همزدن متوقف شود, لایه ای جامد در ته مخزن تشکیل میشود که برای جلوگیری از آن علاوه بر خط برگشت , احتیاج به یک بهم زن مکانیکی یا هیدرولیکی نیز میباشد.مخلوط سم معمولا به رنگ شیری کدر است. این فرمولاسیون ها دارای 50 تا80 درصد ماده موثره هستند. بیشتر پودر های وتابل در خاک مورد استفاده قرار می گیرند; با این وجود, آنها را گاهی بر روی شاخ و برگ نیز می پاشند.هنگامی که آنها را به شاخ و برگ میزنند, اضفه کردن مویان به سم ضروری است.

مایعات با قابلیت پخش در آب

این مواد که به مایع یا مواد قابل جاری شدن (F یا L و W DL)نیز معروف می باشند, ذرات جامد کوچکی هستند که در یک سیستم مایع سوسپا نسیونه شده اند. این ذرات از ذرات پودر های وتابل ریزتر هستند چون این مواد قبلا سوسپا نسیونه شده اند احتیاجی به حل کردن آنها با آب قبل از ریختن در مخزن نیست زییرا به راحتی در آب پخش و سوسپان سیونه می شوند.از آنجایی کهاین مواد از ذرات پودر های وتابل ریزهستند, میزان لازم بهم زدن آنها حدواسطی است از مقذار لازم برای پودر های وتابل و مواد امولسیون شونده.در صورتیکه مخلوط سم بدون بهم زدن برای استفاده در زمان های بعد  نگه داشته شود , هم بصورت خمیری در مخزن  ته نشین میشود. این فرمولاسیون ها  نیز در مخزن سم به رنگ شیری کدر ظاهر میشود. هر 8/3 لیتر این نوع سموم حاوی 1800 گرم ماده موثره است.

گرانوله های قابل پخش در آب

   گرانوله های قابل پخش در آب, مواد خشک روانپذیر یا گرانوله های محلول در آب (DF  WDG,) نیز نامیده می شوند. آنها فرمولاسیونهای خشک گرانوله میباشند. گرانوله ها ذرات بسیار ریز جامدی هستند که با عوامل سوسپانسیون کننده و پخش کننده مخلوط شده اند. این مواد را می توان بدون حل کردن قبلی در آب در مخزن سمپاش اضافه نمود. بر خلاف مایعات با قابلیت پخش در آب, گرانوله ها به سهولت و سرعت در آب پخش می شوند و به راحتی از قوطی خارج می شوند. لذا کار کردن با آنها راحت تر از پودر های وتابل و مایعات با قابلیت پخش میباشد.خصوصیات دیگر آنها شبیه مایعات با قابلیت پخش در آب است.

فرمولاسیو نهای خشک برای استفاده مستقیم

برای استفاده مستقیم سموم به صورت خشک,فرمولاسیون آنها به صورت گرانوله و گاهی به صورت حبه هستند. از آنجا که این فرمولاسیونها را میتوان بدون رقیق کردن درآب مستقیما از بسته حاوی سم در مزرعه پاشید,معمولا درصد ماده موثر انها پایین است.

گرانوله ها

گرانوله ها(G) فرمولاسیون خشک علفکشها هستند که دارای ذراتی مجزا به اندازه 10میلیمتر مکعب میباشند.مواد متفاوتی همچون مینرال های رس, پلیمر های نشاسته ,کود های شیمیایی و بقایای گیاهی به عنوان ترکیبات گرانول استفاده میشوند. اساسا غلظت این گونه علفکش ها 2 تا 20 درصد است.

بطور کلی علفکشهای گرانوله در مقایسه با فرمولاسیونهای قابل اسپری, احتیاج بیشتری به باران برای نفوذ در خاک دارند. از طرف دیگر, علفکشهای گرانوله زیان فراریت علفکشهای دیگر را ندارند. اخیرا تلاشهایی به منظور کند کردن سرعت آزاد شدن علفکشها در خاک با استفاده از ترکیبات گرانوله بعنوان حمل کننده انجام شده است, البته تولید کنندگان  علفکش هنوز به این تکنولو÷ی علفکشها تمایل چندانی نشان نمیدهند.

حبه ها

این حبه ها (P)فرمولاسیونهای خشک علفکشها با ذرات مجزا در مخلوط هستند که معمولا اندازه آنها بزرگتر از 10میلیمتر مکعب است. از حبه ها اغلب برای کنترل موضعی علف های هرز در مزرعه استفاده می شود.غلظت این علفکشها بین 5 تا 20 درصد است.

  

بقیه در ادامه مطلب

نوع مقاله : انگلیسی با ترجمه فارسی

مرتبط با : بیو شیمی - بیوشیمی گیاهی - بیو تکنولوژی - گیاهان دارویی - ژنتیک

عنوان مقاله  :  تولید بیش از حد لیزین از طریق موتاسیون شیمیایی بروی باکتریم فلوم

   

Hyper-expressed production of lysine through chemical mutagenesis of Brevibacterium flavum by the application of N-nitroso-N-ethylurea

  

مرجع مقاله : ارسال به سایت توسط صالح اقایی

سال انتشار: ٧/١٣٨٨

تعداد صفحات : ٢٠ صفحه

 

مشاهده و دانلود متن فارسی و انگلیسی در ادامه مطلب حتما مقاله کامل با ترجمه را دانلود کنید

   

پروکسیلین pyroxylin (سلولز نیترات )
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ

pyroxylin, partially nitrated cellulose (see nitrocellulose ). It is used in lacquers, plastics, and artificial leathers. Pyroxylin lacquers are made by dissolving pyroxylin in a mixture of volatile solvents and adding a plasticizer and a pigment or dye. Pyroxylin plastics are made by colloiding pyroxylin with large amounts of a plasticizer such as camphor; such plastics (e.g., celluloid) are highly flammable. Collodion is a solution of pyroxylin in ether and ethanol.

IIenri Braconnot

discovered in 1832 that nitric acid, when combined with starch or wood fibers, would produce a lightweight combustible explosive material, which he named xyloidine. A few years later in 1838 another French chemist Theophile-Jules Pelouze (teacher of Ascanio Sobrero and Alfred Nobel) treated paper and cardboard in the same way. He obtained a similar material he called nitramidine. Both of these substances were highly unstable, and were not practical explosives.

However, Christian Friedrich Schonbein, a German-Swiss chemist, discovered a more practical solution around 1846. As he was working in the kitchen of his home in BasIc, he spilled a bottle of concentrated nitric acid on the kitchen table. He reached for the nearest cloth, a cotton apron, and wiped it up. He hung the apron on the stove door to dry, and, as soon as it was dry, there was a flash as the apron exploded. His preparation method was the first to be widely imitated - one part of fine cotton wool to be immersed in fifteen parts of an equal blend of sulfuric and nitric acids. After two minutes, the cotton was removed and washed in cold water to set the esterification level and remove all acid residue. It was then slowly dried at a temperature below

1 aacc. Schonbein collaborated with the Frankfurt professor Rudolf Bottger, who had discovered the process independently in the same year. By a strange coincidence, there was even a third chemist, the Braunschweig professor F. J. Otto, who had also produced guncotton in 1846 and was the first to publish the process, much to the disappointment of Schon be in and Bottger. (Itzehoer Wochenblatt, 29 October 1846, columns 1626 f.)

The process uses the nitric acid to convert the cellulose into cellulose nitrite and water:

The sulfuric acid is present, as a catalyst, to protonate the nitric acid to form the nitronium ion.

The power of guncotton made it suitable for blasting. As a projectile driver, it has around six times the gas generation of an equal volume of black powder and produces less smoke and less heating. However the sensitivity of the material during production led the British, Prussians and French to discontinue manufacture within a year.

Jules Verne

viewed the development of guncotton with optimism. He referred to the substance several times in his novels. His adventurers carried firearms employing this substance. The most noteworthy reference is in his From the Earth to the 1\4oon, in which guncotton was used to launch a projectile into space.

Further research indicated that the key was the very careful preparation of the cotton:

Unless it was very well cleaned and dried, it was likely to explode spontaneously. The 

British, led by Frederick Augustus Abel, also developed a much lengthier manufacturing process at the Waltham Abbev Royal Gunpowder Mills, patented in 1865, with the washing and drying times each extended to 48 hours and repeated eight times over. The acid mixture was also changed to two parts sulfuric acid to one part nitric.

Guncotton remained useful only for limited applications. For firearms, a more stable and slower burning mixture would be needed. Guncotton-like preparations were eventually prepared for this role, known at the time as smokeless powder.

Guncotton, dissolved at approximately 25% in acetone, forms a lacquer used in

+ preliminary stages of wood finishing to develop a hard finish with a deep luster. It is normally the first coat applied, sanded, and followed by other coatings that bond to it.

Production

 

Nitrocellulose is made using either concentrated sulfur~/nitric acid or sulfuric acid/potassium nitrate. In general, cotton is used as the cellulose. The cellulose is added to the acid mix to nitrate. After the cellulose has finished nitrating, it is washed and dried. Nitrocellulose is stored wet so it cannot be accidentally lit or explode.

Nitrate film

 

Nitrocellulose was used as the first flexible fi 1m base, beginning with Eastman Kodak products in August, 1889. Camphor is used as plasticizer for nitrocellulose film. It was used until 1933 for X-ray films (where its flammability hazard was most acute) and for motion picture film until 1951. It was replaced by safety fi 1m with an acetate base

    

دانلود ترجمه متن در ادامه مطلب

چکیده :

یک روش جدید در پرورش گیاهان استفاده از پلیمرهای مصنوعی ژل شکل برای نگهداری آب در خاک ، به ویژه در خاک های ماسه ای است . به تازگی یک سری از این پلیمرها ، که شامل فرمول های جدید اصلاح کننده خاک می باشند ، برای تولید محصولات کشاورزی به خصوص برای استفاده در شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک گسترش یافته است . نقش این مواد افزایش ظرفیت نگهداری آب ، خاک است مه به وسیله آزمایش های مزرعه ای و گلخانه ای به اثبات رسیده است (جانسون ، 1984) . تولید محصول در خاک های درشت بافت بیشتر به دلیل ظرفیت نگهداری کم آب و تلفات آب به عمق ( به علت نفوذ زیاد ) محدودیت پیدا می کند که سبب کاهش بهره دهی مصرف آب و کود به کار برده شده ، توسط گیاهان می گردد ( سیواپالان ، 2001 ) . هیدروژل های معمول در کشاورزی و باغبانی ذرات جامدی بوده که دارای ظرفیت 1500 - 400 گرم آب در هر گرم هیدروژل می باشد ( بومن و اونز ، 1991 پتروسون ، 2002 ) از این رو در مناطق خشک و نیمه خشک به دلیل کمی بارندگی و روبه رو بودن با مشک کم آبی حفظ و نگهداری آب خاک از اهمیت ویژه ای برخودار است ، تحقیقات برای استفاده از این اصلاح کننده های خاک مورد توجه واقع شده است .

 

کلمات کلیدی : پلیمر جاذب رطوبت شبکه ای ، ذخیره رطوبت ، رشد

ساختمان شیمیایی عمومی پلیمرهای جاذب
اختلاف در اثرگذاری هیدروژل ها به ساختمان شیمیایی آن ها بستگی دارد . دو کلاس معمول هیدروژل هایی که امروزه به کار برده می شوند شامل پلیمرهای طبیعی و مصنوعی است . پلی ساکاریدها ، هوموس ها ، پلی یورونیدها و آلجینیک اسیدها نمونه هایی از پلیمرهای طبیعی هستند . هیدروژل های مصنوعی نوع اصلی برای مقاصد باغبانی و زراعی هستند . پلیمرهای مصنوعی شامل دو گروه پلیمرهای قابل حل و غیرقابل حل در آب هستند . پلیمرهای مصنوعی را برای جلوگیری از انحلال آن ها در آب به صورت شبکه ای تبدیل می کنند . پلیمرهای جاذب رطوبت پلیمرهای شبکه ای غیرقابل حل در آب هستند .

علت قدرت بالای جذب آب به وسیله این مواد قرار داشتن گروه های قطبی در داخل زنجیره و در ساختمان پلیمر است ( والیس و تری ، 1998 ) . پلیمرهای هیدروژلی که در کشاورزی به کار برده می شوند ، شامل موارد زیر هستند .
کوپلیمر گرافت استارچ پلی اکریلونیتریل [1] .
کوپلیمر وینیل الکل اکریلیک اسید ( پلی وینیل الکل ها ) [2](CH20HOH-)n .
کوپلیمر اکریلات نمک های اکریل آمید (CH2CHCONH2)n یا پلی اکریل آمیدهای شبکه ای [3] ( پترسون ، 2002 : جانسون ، 1994 ) .

همه این هیدروژل ها در شرایط مناسب که به طور کامل منبسط شوند ، حداقل 95 درصد ذخیره آب قابل دسترس برای جذب گیاه خواهند داشت که در 4-2 = PF ذخیره می شود ( جانسون و ولتکامپ ، 1985 ) . پلیمرهای طبیعی در کمتر از دو ساعت به طور کامل هیدراته می شوند در حالی که پلیمرهای مصنوعی ( PVA ,PAM ) در حدود شش ساعت و یا بیشتر به طور کامل می توانند هیدراته شوند . پلیمرهای مصنوعی به دلیل این که کمتر در خاک تجزیه بیولوژیکی می شوند ، بیشتر از پلیمرهای طبیعی به کاربرده می شوند ( پترسون ، 2002 ) . مطالعات مربوط به PAM ها نشان می دهد که این مواد سمی نبوده و بی خطر هستند ( سیبولد ، 1994 ) .

     تحقیقات نشان می دهد که پلی اکریل آمیدها به اکریل آمیدها شکسته نمی شوند ، اما به نسبت به مولکول های اکریلونیتریل ، دی اکسیدکربن ، منوکسیدکربن ، سیانیدهیدروژن ، نیترات و نیتریت شکسته می شوند ( پترسون ، 2002 ) . ده ها نوع هیدروژل وجود دارد . هیدروژل ها به مدت چندین سال در خاک باقی می مانند ( پترسون ، 2002 ) .  عکسبرداری الکتریکی ( شکل 1 ) نشان می دهد که این مواد در شرایط منبسط شده دارای یک ساختمان سلولی ، با قابلیت ذخیره رطوبت قابل دسترس گیاهان ، در مخازن احاطه شده به  وسیله پل های شش گوشه می باشد . این پل ها به عنوان پایه ساختمانی و سطح انتشاری است که برای آب و بیشتر کاتیون های یک و دو ظرفیتی نفوذپذیر است . این پل ها در ذخیره آب برای فراهم کردن مقاومت فیزیکی در برابر خروج آب از ژل شرکت می کنند . ذخیره آب قابل دسترس به دو روش است . حدود 85-80 درصد در حفره های ریز ذخیره شده و باقیمانده در داخل روزنه های بسیار ریزتری است که البته آن هم قابل دسترس گیاه بوده و تامکش 98 کیلو پاسکال یعنی نقطه ای که حفره ای بزرگتر از هوا پر شوند ، در برابر از دست دادن آب مقاومت می کند ( جانسون و ولتکامپ ، 1985 ) .

ظرفیت نگهداری آب خاک

     وکلمار و چانج (1994) افزایش ظرفیت نگهداری آب را با استفاده از مواد پلیمری جاذب آب در خاک لومی ماسه ای گزارش دادند . جانسون و لا (1990) مشاهده کردند که با مصرف 2/0 و 5/0 درصد از پلیمر جاذب آب در خاک ماسه ای ، ظرفیت نگهداری آب خاک 150 تا 590 درصد افزایش می یابد . العمران ، مصطفی و شلبی ( 1987) بیان کردند که استفاده از مواد جاذب جالما سبب افزایش ذخیره رطوبت در سه نوع خاک ماسه ای ، لوم ماسه ای و رسی می گردد و اثرگذاری آن در خاک سبک بیشتر است . الحربی ، العمران ، شلبی و چادوری ( 1999 ) گزارش دادند که اضافه کردن پلیمر جاذب آب به خاک لومی ماسه ای در محیط کشت خیار ، ظرفیت نگهداری آب به خاک و راندمان مصرف آن را افزایش می دهد که با گذشت زمان این اثر افزایش می یابد . هاترمن ، ریس . زمردی (1999) با اضافه کردن هیدروژل  به خاک های ماسه ای در مقادیر 4/0 ، 2/0 ، 12/0 ، 08/0 ، 04/0 درصد وزنی ، افزایش نگهداری آب را به ویژه با افزایش مقدار هیدروژل در خاک مشاهده کردند . هیدروژل منبسط شده وقتی که به وسیله دستگاه پرژریلیت تحت فشار 15 بار قرار گرفت ، 99 درصد از آب ذخیره شده خود را رها ساخت .

     در حالی که با روش دیگری با استفاده از ماده گلیکول پلی اتیلن و دیالیز کردن پلیمز دارای آب در فشار اسمزی با 4 = PF تنها 50 درصد از آب ذخیره شده در پلیمر رها گردید . تفاوت بین رها سازی آب ذخیره شده در شرایط مختلف هنوز مشخص نشده است . تولید محصول در خاک های درشت بافت اغلب به دلیل ظرفیت کم نگهداری آب خاک و تلفات آب به عمق خاک محدودیت پیدا می کند که سبب کاهش راندمان مصرف آب و کود می گردد . استفاده از مواد جاذب رطوبت سبب می شود مشکل بالا بر طرف شود ( سیواپالان ، 2002 ) .

وزن مخصوص ظاهری خاک

     پترسون به نقل از آزارم در سال 2002 بیان کرد که پلی اکریل آمید وزن مخصوص ظاهری خاک ماسه ای را از 616/1 به 585/1 گرم در مترمکعب و خاک رسی ماسه ای را از 331/1 به 203/1 گرم در مترمکعب کاهش داد ( پترسون ، 2002 ) .وزن مخصوص ظاهری یک خاک آهکی لومی ماسه ای زمانی که با 4/0 درصد هیدروژل تیمار شده بود ، 4/38 - 8/6 درصد کاهش یافت . برآورد شده است که تغییرات هیدروژل ها بر وزن مخصوص ظاهری به دلیل کاهش ظرفیت هیدروژل ها هر سال 15 - 10 درصد کاهش پیدا می کند ( الحربی و همکاران ، 1999 ) . در کل اثرگذاری هیدروژل ها با گذشت زمان کم می شود ( میلر ، 1979 ) .

تغییر ویژگی های شیمیایی خاک

     سیلبربوش ، آدار و دمالاچ ( 1992 ) با استفاده از هیدروژل آگروسک در کشت ذرت مزرعه بیان داشتند که این ماده سبب رهاسازی سدیم به داخل خاک می شود . آزمایش ها نشان داده است ، گیاهانی که به شوری مقاوم هستند ، به این مواد جواب بهتری می دهند . آن ها علت رهاسازی سدیم به وسیله این مواد را وجود این عنصر در ساختمان هیدروژل بیان کردند . به دلیل این که پلیمریزاسیون این ماده در اسیدیته بالا و در حضور یک اسید قوی رخ می دهد ، بنابراین در پایان باید با یک بازخنثی شود که برای رسیدن به این مقصود از سود استفاده می گردد . پیشنهاد می شود که به جای سود از پتاس استفاده شود . با گذشت زمان از مقدار رهاسازی سدیم به وسیله این ماده کاسته می شود .

     فلتا و العمران ( 1995 ) طی یک آزمایش گلخانه ای ،اثر دو فاصله آبیاری ( 5 و 10 روزه ) را بر عمل یک اصلاح کننده جاذب آب در مقادیر مختلف و در خاک های آهکی لومی ماسه ای بر روی ویژگی های شیمیایی خاک بررسی کردند . فاصله آبیاری اثری بر روی ویژگی های شیمیایی خاک نداشت . مصرف این ماده اسیدیته خاک را در دو عمق 10 - 0 و 20 - 10 سانتی متری خاک در مقایسه با شاهد به طور معنی داری افزایش داد . هدایت الکتریکی در لایه بالایی خاک تیمار شده بالاتر از شاهد بوده و در عمق پایین تر تفاوت معنی داری با شاهد نداشت . مصرف این ماده سبب افزایش استخراج روی و کاهش آهن و منگنز قابلاستخراج لایه بالایی خاک گردید . استخراج مس و پتاسیم تحت تأثیر این ماده قرار نگرفت .

پاسخ پلیمرهای جاذب آب به نمک ها و کودها

     ظرفیت حمل آب به وسیله هیدروژل اغلب موقع اضافه شدن عناصر غذایی به آب و یا محلول هیدروژل ها کاهش می یابد ( بومن و اونز ، 1991 ) . در شرایط آزمایشگاهی ظرفیت حمل آب هیدروژل ها به وسیله مصرف آب دیونیزه شده تعین می شود . محلول های کودی دارای پتاسیم و آمونیوم ( کاتیون ها یک ظرفیتی ) مقدار جاذب آب هیدروژل PAM را تا 75 درصد کاهش می دهد . مصرف کلسیم ، منیزیم ، آهن و غیره ( کاتیون های دو ظرفیتی ) مقدار جذب آب را تا 90 درصد کاهش می دهد ( پترسون ، 2002 ) .

در تحقیقی که به وسیله بومن و اونز در سال 1991 انجام شد ، کاربرد کلسیم به فرم نیترات کلسیم مقدار آبی را که هیدروژل پلی اکریل آمید می توانست نگهداری کند ، به طور معنی داری کاهش داد . واکنش آب گریزی این هیدروژل که با نیترات کلسیم مخلوط شده بود ، به وسیله مصرفی پی در پی پتاسیم ( شستن پی در پی با نیترات پتاسیم ) کاهش یافت . هیدروژل ها دارای تعداد گروه k-coo+ هستند که ممکن است به صورت نمک رفتار کرده و سبب افزایش جذب آب به وسیله آن ها شود . ممکن است کاتیون های چند ظرفیتی به طور فعال مولکول های آب را در مکان های باردار اطراف و داخل پلیمر از جا کنده و جانشین آن شوند ( وانگ و گریک ، 1990 ) .

در تحقیقی دیگر ، هر سه نوع هیدروژل بیان شده ( PAM , PVA , SCP ) کاهش مقدار جذب آب را نشان دادند اما SCP کمتر تحت تأثیر اضافه کردن ترکیب های کودی قرار گرفت . با این حال SCP ها نمی توانند به اندازه گروه هیدروژل پلی اکریل آمید آب را جذب کنند . با بررسی سه گروه هیدروژل معلوم شده است که گروه PAM ها بزرگ ترین ظرفیت بافری را در خاک دارند و بنابراین آن ها به طور معنی داری قادر به نگهداری مقدار بیشتری از آب در شرایط مختلف هستند ( جانسون ، 1984 ) . در برخی موارد یک عنصر مانند نیتروژن با یک فرمول به وسیله هیدروژل نگهداری شده ، ولی با فرمول دیگر نگهداری نمی شود .

هنگام استفاده از این مواد در کشت گوجه فرنگی مشاهده کردند که آمونیوم CNH4+ نگهداشته شده در سطح خاک در مقایسه با شاهد افزایش پیدا کرد اما زمانی که نیترات به هیدروژل اضافه شد ، مقدار آبشویی نیترات در همه تیمارها یکسان بود . اختلاف پاسخ به دو فرمول از نیتروژن می تواند به اختلاف بار ، یون مربوط باشد و در نتیجه اختلاف انحلال را به وجود آورد . پترسون در سال 2002 به نقل از هندرسون و هنسلی بیان کرد که پلیمرها هنگامی که دهیدارته می شوند مقدار بیشتری از کاتیون ها را نگهداری می کنند و زمانی که دوباره هیدراته می شوند ، نسبت به قبل آب کمتری را در خود نگه می دارند . بیشتر هیدروژل ها PH بالا دارند . PH بالا رشد برخی از گیاهان را کاهش می دهد ( وفورد ، 1989 ) . نگهداری نیترات و آمونیوم در واسطه کشت گوجه فرنگی با افزایش مقدار مصرف هیدروژل افزایش می یابد . غلظت نیتروژن نیز در برگ های گوجه فرنگی نسبت به شاهد افزایش می یابد ( برس و وستون ، 1993 ) . استفاده از هیدروژل ها در خاک های ماسه ای درشت بهترین نتیجه را در مقایسه با خاک های دیگر خواهد داشت که می تواند به دلیل ظرفیت نگهداری کاتیونی کمتر این خاک ها نسبت به خاک های دیگر باشد . به طور کلی هیدروژل PAM بیشترین قابلیت را در جهت کاربرد وسیع دارا است و توانایی بالایی برای ایفای نقش خود در شرایط شور دارد ( پترسون ، 2002 ) .

گرفتن و رهاسازی عناصر غذایی

     زمانی که عناصر غذایی همراه با پلیمرهای جاذب آب مصرف شوند ، قادر به افزایش دادن رشد گیاه هستند و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه را آزاد می کنند . مک گردی و کوتر در سال 1987 ، با اضافه کردن فسفر به هیدروژل ، افزایش رشد نهال را در فلفل مشاهده کردند . پترسون در سال 2002 به نقل از فینچ ساویج ، بیان کرد که با اضافه کردن فسفات سدیم به هیدروژل افزایش رشد در گیاه کاهو و پیاز مشاهده شد .اندازه پیاز بالغ افزایش پیدا نکرد اما متوسط اندازه کاهو افزایش یافت پترسون در سال 2002 به نقل از وانگ گزارش داد که هدایت هیدرولیکی آب شسته شده از یک واسطه بدون خاک مخلوط شده با هیدروژل کاهش یافت که بیانگر این مطلب بود که هیدروژل بیشتر کودها و نمک های اضافه شده را در خود نگه داشته است .

     گل چینی ( Lygustrum lucidum ) زمانی که در یک واسطه مخلوط شده با هیدروژل کشت شد توانست بدون آبیاری به مدت طولانی دوام پیدا کند . همچنین سطح نیتروژن و پتاسیم در بافت گیاه افزایش یافت ولی کمبود کلسیم و منیزیم و آهن در مقایسه با واسطه ای که هیچ هیدروژلی نداشت مشاهده شد ، فقدان کاتیون های دو ظرفیتی در بافت گیاه به این دلیل بود که آن ها به وسیله هیدروژل نگهداشته شده و قابل وصول برای گیاه نبودند ( تایلور و هالفیس ، 1986 ) . طول عمر و اثرگذاری هیدروژل ها زمانی که با ستون عمیق تری از خاک مخلوط گردند کاهش می یابد . به دلیل این که کاتیون ها در قسمت عمیق تر پروفیل خاک وجود دارند . هیدروژل ها اندازه خاک دانه ها را افزایش می دهند(پترسون، 2002).

تأثیر پلیمرهای آب دوست بر روی جوانه زنی

     در برخی موارد ، سرعت جوانه زنی در زمانی که پلیمرهای آب دوست به خاک اضافه شوند به دلیل افزایش آب قابل دسترس افزایش می یابد . با آزمایش هایی که بر روی نخودفرنگی و نخود انجام گردیده ، دیده شده است که در صورتی که مقدار آب خاک کاهش پیدا کند ( در نواحی خشک و نیمه خشک ) جوانی زنی کم می شود . در یک سری آزمایش ها دیده شد که هیدروژل مخلوط شده با خاک به جوانه زنی جو و گندم و کاهو کمک می کند اما مصرف سطوح بالای هیدروژل مخلوط شده با خاک ( 5/0 درصد ) از جوانه زنی کاهو می کاهد ( پترسون ، 2002 ) . در تحقیقات دیگری اضافه کردن هیدروژل به دانه چغندر ، جوانه زنی و رشد ریشه را در خاک های ماسه ای بهبود بخشید ( دسکترو میاموتو ، 1959 ) .

     اضافه کردن هیدروژل ها به خاک سبب کم کردن مدت زمان جوانه زدن بذر می شود . کاهش زمان جوانه زدن بذر می شود . کاهش زمان جوانه زدن بذر رشد ذرت را در خاک های سردی که سرعت جوانه زدن پایین است ( کمتر از 10 درجه سانتی گراد ) سرعت می بخشد . استفاده از این مواد برای بقاء دانه های جوانه زده و جلوگیری از خشکی گیاه مفید است . در تحقیقی دیگر دیده شده است که بذر گوجه فرنگی در اختلاط با هیدروژل با سرعت بیشتری جوانه می زند . اضافه کردن هیدروژل ها به خاک سرعت جوانه زنی درختان کاشته شده در سودان را افزایش نداد اما به طور معنی داری بقاء درختان جوانه زده را ( 40 درصد ) افزایش داد . در تحقیقی دیگر مشاهده شد که فرم پلی اکریل آمید در جوانه زدن یونجه اهمیت دارد . هیدروژل دانه ای اثری در کاهش جوانه زنی نداشت در حالی که هیدروژل پودری سبب کاهش جوانه زنی آن شد . هیدروژل ها می توانند با فراهم کردن آب زیاد به بذرها آسیب برسانند . سود حاصل از زیاد بودن آب قابل دسترس ممکن است با خطر خفگی حاصل از عدم انتقال اکسیژن بین بذر و خاک مقابله کند ( پترسون ، 2002 ) . در برخی موارد این مواد سرعت جوانه زنی را در بعضی از گیاهان کاهش داده و یا هیچ اثری بر روی جوانه زنی بذر نداشته اند ( هندرسون وهنسلی ، 1986) . بردال و براکر (1980) اثر هیدروژل ها را روی جوانه زنی Russian widlrye آزمایش کرده و هیچ اختلاف معنی داری بین تیمار و شاهد مشاهده نکردند .

     هندرسون و هنسلی (1987) مشاهده کردند جوانه زنی بذرهای اقاقیا و درخت قهوه با پوشش هیدروژل واکنش منفی از خود نشان داد . کاهش جوانه زنی به فقدان انتقال اکسیژن بین خاک و دانه مربوط می شد . در باقلا هنگامی که بذر با هیدروژل پوشیده شده بود سرعت جوانه زنی کاهش پیدا کرد . مقدار معین از هیدروژل سرعت جوانه زنی را افزایش می دهد در حالی که با افزایش مقدار هیدروژل جوانه زنی متوقف می شود ( پترسون ، 2002 ) .

   

بقیه در ادامه مطلب

     

آزمایشات شیمیایی خاک
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ

آزمایشگاه شیمی خاک از واحدﻫای بخش تحقیقات بهزراعی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند بوده که  شروع فعالیت آن حدوداً از سال 1365 می باشد. پرسنل  این آزمایشگاه در حال حاضر شامل یک نفر کارشناس ارشد در زمینه خاکشناسی (تغذیه و حاصلخیزی خاک)،  یک  نفر کارشناس کشاورزی عمومی و دو نفر تکنسین آزمایشگاهی می باشد.

 

 

این آزمایشگاه در زمینهﻫای مختلف تجزیه صفات شیمیایی خاک، آب، گیاه و بذور و همچنین برخی صفات فیزیکی خاک به شرح ذیل فعالیت دارد:

1-      اندازه گیری فسفر، پتاسیم قابل جذب خاک و همچنین کربناتها و بی کربناتهای موجود در خاک

2-      اندازه گیری فسفر، سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم در گیاه و آب

 

 

3-      اندازه گیری اشکال مختلف نیتروژن موجود در آب، خاک و گیاه از جمله نیتروزن کل، نیترات و آمونیوم

 

 


 

  4-      اندازه گیری درصد موادآلی ( درصد کربن) موجود در خاک، همچنین درصد رطوبت موجود در خاک و در اندام مختلف گیاه شامل برگ، دمبرگ، غده و بذر

  4-      اندازه گیری درصد موادآلی ( درصد کربن) موجود در خاک، همچنین درصد رطوبت موجود در خاک و در اندام مختلف گیاه شامل برگ، دمبرگ، غده و بذر

5-      اندازه گیری اسیدیته (PH) و هدایت الکتریکی(EC) آب و خاک 

        

 

 6-      تعیین بافت، وزن مخصوص ظاهری و PF خاک ( تعیین درصد رطوبت خاک درنقاط مختلف، ظرفیت زراعی، نقطه پژمردگی موقت و دائم)

 7-      اندازه گیری سطح برگ(LA)

 

 8-      اندازه گیری رطوبت خاک در مزرعه با دستگاههای موجود شاملT.D.R و TRIM

 

 

9-      اندازه گیری نور در مزرعه(Sun Scan)

10-   تعیین درصد اشباع خاک

11-   اندازه گیری  فشردگی لایه های مختلف خاک در مزرعه(Peneterometer)

 

 12-   تهیه و تآمین آب مقطر جهت مصارف آزمایشگاه شیمی خاک و سایر آزمایشگاهﻫا.

13-   اندازه گیری تبخیر و تعرق گیاه  با استفاده از دستگاه پرومتر

14-   اندازه گیری کارائی کوانتوم فتوسنتزی با استفاده از دستگاه  استرس متر 

از دیگر فعالیتﻫای این آزمایشگاه می توان به برگزاری دورهﻫای کارآموزی دانشجویان مقاطع  مختلف اشاره کرد که بطور متوسط سالانه بیش از ده نفر در این آزمایشگاه دوره کارآموزی خود را می گذرانند که بالغ بر 2500 ساعت می شود.

این آزمایشگاه با آزمایشگاهﻫای سایر مؤسسات در زمینهﻫای مختلف تجزیه همکاری مشترک داشته و علاوه بر تجزیهﻫای سالانه در مؤسسه تحقیقات چغندرقند که بالغ بر 6000 عدد است، تجزیه نمونهﻫای بخش های تحقیقات چغندرقند در شهرستانها نیز بر عهده این آزمایشگاه می باشد.

روش های توصیه کودی:

 عدم توجه به نتایج آزمون خاک باعث مصرف بیش از حد کود شده که این مصرف علاوه بر ضرر اقتصادی باعث کاهش کیفیت چغندرقند می گردد. در حال حاضر  کوددهی کلیه طرح های در دست اجراء  در ستاد موسسه تحقیقات چغندر قند اعم از بهنژادی، بهزراعی, گیاه پزشکی و تولید بذر (کرج و فیروزکوه)  بر اساس تجزیه خاک و گیاه انجام می گیرد . طبق آمار موجود در برخی از سالﻫا با وجود عدم مصرف هیچگونه کود شیمیایی،  بیش از 100 تن در هکتار ریشه چغندر قند برداشت شده است. بدین ترتیب می توان به اهمیت تجزیه خاک در میزان مصرف کودهای شیمیایی پی برد. از مهمترین عوامل موثر در توصیه مناسب کود های شیمیایی مورد نیاز، روش صحیح نمونه برداری خاک و گیاه  و آماده سازی آن می باشد که در ذیل به اختصار بیان شده است.

تجزیه خاک و گیاه:

مهمترین و مؤثرترین روش جهت دستیابی به کشاورزی پیشرفته از جنبه تغذیه گیاهی مصرف عناصر غذائی بر اساس تجزیه خاک و گیاه می باشد. یکی از قدیمی ترین روشهای برآورد عناصر غذائی مورد نیاز گیاهان از جمله چغندرقند استفاده از آزمایشات مزرعه ای و اعمال تیمارهای مختلف کودی بوده که در نهایت بهترین تیماری که از نظر عملکرد کمی و کیفی در حد مطلوبی بوده بعنوان فرمول غذائی منطقه معرفی شده است. اشکال اساسی روش فوق این است که: حاصلخیزی خاک بر اساس میزان مصرف کود در زراعتهای قبلی, نوع محصول ومدیریت از مزرعه ای به مزرعه دیگر و حتی در خاکهای مشابه بسیار متغیر می باشد. بنابراین کوددهی بر اساس نتایج چندین آزمایش مزرعه ای در یک مزرعه خاص صحیح نیست. یکی دیگر از روشهای ارزیابی حاصلخیزی خاک بر اساس آزمون خاک و گیاه می باشد. در حالیکه این روش به تنهایی کامل نبوده ولی بکارگیری آن وضعیت هریک از عناصر غذایی را در زمان دلخواه میسر می کند. آزمون خاک به منظور تعیین مقدار عنـاصر غذائی قابل استفاده گیاه در خاک انجام می گیرد و بر اساس نــتایج بدست آمــده می توان توصیه کودی مناسب را براساس اعداد و ارقام مبناء و مرجع که از قبل با انجام تحقیقات مختلف مشخص شده انجام داد. مهمترین مرحله در آزمون خاک تهیه و آماده سازی نمونه خاک می باشد. بطوریکه باید نمونه نماینده را انتخاب کرد. متاسفانه در کشاورزی ایران تاکنون توجه چندانی به تجزیه خاک جهت برآورد عناصر غذائی مورد نیاز گیاه نشده است. کشاورزان بخصوص جمعیت سنتی کار تنها بر حسب عادت آبا و اجدادی اقدام به مصرف کودهای شیمیائی بدون هیچگونه اطلاع فنی می نمایند. بخصوص اینکه مبادرت به مصرف بی رویه چند نوع عنصر غذایی محدود پر مصرف از جمله: نیتروژن، فسفر و شاید پتاسیم می کنند. در حال حاضر مصرف بی رویه کودهای شیمیائی صرفه نظر از ضرر اقتصادی باعث آلودگی محیط زیست و تخریب خاکهای کشاورزی شده است.

راههای متعددی جهت تشخیص کمبود مواد غذائی به شرح ذیل وجود دارد:

1-مشاهده وضعیت ظاهری رشد و وقوع علائم کمبود

2-تجزیه بافت گیاهی

3-روشهای بیولوژیکی

4-آزمایشهای کودی در مزرعه

5-آزمون خاک

در بین روشهای ذکر شده مطمئن ترین و واقعی ترین راه تعیین نیاز غذائی گیاه، روش آزمایش های کودی در مزرعه می باشد. این روش معیاری است جهت صحت و سقم سایر روشها البته این روش معایبی نیز دارد از جمله : فوق العاده گران بودن، نیاز به نیروی انسانی متخصص، امکان کمتر کنترل شرایط رشد و نمو و همچنین نیاز به تکرار آزمایش در چند مکان و یا زمان

توجه به تجزیه خاک جهت برآورد عناصر مورد نیاز گیاه قدمتی بیش از دو قرن دارد. بطوری که در سال 1813 سرهامفری داوی انگلیسی در کتاب اصول اساسی شیمی کشاورزی نوشت :

چون گیاهان عناصر غذائی را از خاک دریافت می کنند اطلاع از ترکیب خاک امری الزامی و ضروری است. در سال 1841 لیبگ آلمانی در کتاب شیمی آلی و کاربرد آن در کشاورزی و فیزیولوژی نوشت :

بعنوان یک اصل اساسی در زراعت باید بخاطر داشت که هرچه را از خاک برداشت می کنیم باید به آن برگردانیم. در حال حاضر نیز توجه زیادی به روشهای آزمون خاک و بافت گیاه جهت تعیین نیاز غذائی گیاه معطوف است که در ذیل به شرح آن پرداخته می شود .

 

1- آزمون خاک[1]

همانگونه که بیان شد یکی از روشهای ارزیابی حاصلخیزی خاک بر اساس آزمون خاک می باشد. بطورکلی به آزمایشهای شیمیائی سریع جهت ارزیابی قابلیت استفاده عناصر غذائی موجود در خاک برای گیاه و تعیین مقدار کود لازم به منظور دستیابی به حداکثر عملکرد آزمون خاک گفته می شود.

 

اهداف آزمون خاک

1-تشخیص خاکهای دارای کمبود قبل از کشت و یا در طول دوره رشد گیاه بطوریکه بتوان بر اساس آن مقدار کود لازم را توصیه و رفع کمبود نمود.

2-تعیین سرنوشت کودهای اضافه شده به خاک و ردیابی تغییرات حاصله در قابلیت استفاده عناصر غذائی این کودها پس از وارد شدن به خاک.

3-پیش آگاهی دادن درباره نقاطی که ممکن است در نتیجه مصرف بی رویه کودها، فاضلابها و فضولات در خاک باعث مسمومیت در گیاه، انسان و یا حیوانات شود.

4-تعیین نقاطی که خاک آنها از نظر غلظت عناصر به حد سمیت رسیده و باید از مصرف بیشتر عناصر در آنها به هر شکلی خودداری نمود.

 دو هدف اخیر در حفظ محیط زیست دارای اهمیت فوق العاده ای می باشند.

 

مراحل انجام آزمون خاک

یک برنامه آزمون خاک شامل سه مرحله اجرائی می باشد.

1-نمونه برداری و آماده سازی نمونه خاک.

2-انتخاب عصاره گیر و تجزیه صحیح خاک به منظور تعیین دقیق غلظت عناصر غذائی قابل استفاده گیاه.

3-تعیین نتایج آزمایشگاهی و انجام توصیه کودی جهت دستیابی به عملکرد حداکثر 

از بین سه مرحله فوق مهمترین مرحله آزمون خاک، مرحله نمونه برداری و آماده سازی نمونه خاک است.

بطوریکه باید نمونه نماینده[2] را انتخاب کرد. چنانچه نمونه برداری و آماده سازی آن صحیح انجام نگیرد، به کارگیری بهترین و دقیق ترین وسایل، دستگاهها و یا مجربترین افراد و با بهترین نوع مواد شیمیائی نتیجه ای نداشته و نهایتاً تفسیر آن غلط انجام خواهد شد.

توجه به این نکته ضروریست که تغییرات در نمونه ها حتی در مزرعه کود نخورده هم وجود دارد. بنابراین در برداشت نمونه می بایست دقت کامل را مبذول تا این خطاها به حداقل ممکن کاهش یابند.

ضمن اینکه تغییرات نمونه ها خطا نیست بلکه واقعی است بعنوان مثال در مزارعی که کود نواری داده شده نمونه خاک با فاصله چند سانتی متر ازیکدیگر نیز متفاوت می باشد. در اراضی کود نخورده تغییر در نمونه ها بدینگونه می باشد که نمونه خاک قسمتهای فرسوده شده و نشده (مانند آبشوئی در بعضی قسمتهای مزرعه) حتی تحت مدیریت واحد هم ممکن است متفاوت باشد. علت آن تغییر در میزان آب آبیاری داده شده در ابتدا و انتهای کرت، بافت و مواد آلی خاک می باشد.

بنابراین نمونه برداری صحیح از خاک کاری بسیار مهم و حساس بوده بطوریکه این مرحله از آزمون خاک تعیین کننده درجه دقت و صحت نتایج بدست آمده می باشد.

وزن یک هکتار خاک زراعی با عمق 30 سانتی متر و وزن مخصوص ظاهری 4/1 گرم بر سانتی متر مکعب بیش از چهـار میلیون کیلوگرم است. بنابرایـن نمونـه برداشت شده از یک هکتار زمین باید به گونه ای باشد که بتوان این نمونه حدود یک کیلوگرمی را نماینده این وزن زیاد خاک دانست. به اصطلاح، مشت نمونه خروار به معنی واقعی باشد.

ازطرفی تعداد نمونه مهم است. ابتدا می بایست زمین را از نظر وضعیت ظاهری رنگ، شیب، فرسایش و یا خصوصیات ذاتی مانند بافت، سابقه کشت قبلی، و در زمان داشت و وجود زراعت در زمین بر اساس وضعیت ظاهری همانند رنگ زراعت تقسیم بندی و سپس اقدام به نمونه برداری کرد. به ازاء هر هکتار می بایست حدود 15-10 نمونه برداشت و در نهایت با هم مخلوط و یک نمونه ترکیبی حدود یک کیلوگرم را به آزمایشگاه ارسال نمود.

 

آماده سازی نمونه خاک

پس از نمونه برداری آماده سازی نمونه خاک مهم است. چنانچه نمونه برداری به طرز صحیح انجام ولی آماده سازی نمونه به طرز صحیح انجام نگیرد، تغییرات ایجاد شده در نمونه باعث ایجاد خطا در نتایج واقعی خواهد شد. بعنوان مثال چنانچه نمونه برداری به منظور ارزیابی عناصری همانند نیتروژن و گوگرد که تحت تاثیر فعالیت میکروبهای خاک تغییر می کند انجام شود, رعایت نکات ذیل جهت متوقف نمودن فعالیت میکروبهای خاک ضروریست.

1-نمونه برداری در زمانی انجام شود که رطوبت زمین در حد گاو رو باشد.

2-نمونه های برداشت شده با دست کاملاً نرم و در پاکتهای کاغذی ریخته و تا پایان مدت نمونه برداری درب پاکتها، باز و در محیط خنک (مانند سایه بوته های موجود در مزرعه ویاظروف دو جداره یخی) نگهداری شوند.

3-پس از اتمام کار، نمونه های برداشت شده سریعاً به محیط آزمایشگاه حمل و در نازکترین قشر ممکن پهن تا در هوای آزاد خشک شوند (هوا خشک).

4-از ریختن نمونه ها در پاکتهای پلاستیکی و یا ظروف سر بسته که امکان تبادل هوا وجود ندارد و یا برداشت نمونه هایی با رطوبت بالا که امکان نرم کردن خاک وجود نداشته باشد باید خودداری کرد. زیرا بدلیل ایجاد محیط با اکسیژن کم باعث فعال شدن میکروبهای بی هوازی شده و این گروه از باکتریها باعث تبدیل سریع نیترات خاک به گازهای نیترو و نیتریت می شوند و جواب واقعی از تجزیه گرفته نخواهد شد.

          

عمق نمونه برداری

عمق نمونه برداری بر حسب شرایط، و نوع و مرحله رشد گیاه (عمق توسعه ریشه) متغیر می باشد. به طوری که بر حسب شرایط خاک،  گاهی لایه های تشکیل دهنده به فواصل خیلی کم از یکدیگر قرار داشته و یا سطح آب زیر زمینی بالا می باشد. بنابراین در اینگونه خاکها می بایست با در نظر گرفتن این شرایط عمق نمونه برداری تعیین شود.

در ارتباط با نوع گیاه و شرایط مختلف دوره رشد بر حسب عمق توسعه ریشه عمق نمونه برداری متفاوت است. بعنوان مثال برای زراعت چغندرقند و در مرحله 6-4 برگی عمق 30-0 سانتی جهت برآورد نیتروژن مورد نیاز کافی بوده در حالیکه با پیشرفت مرحل رشدی گیاه و در مرحله 10-8 برگی عمق 60-30 سانتی متری نیز در تغذیه نیتروژنی گیاه دخیل و حدود 30% نیتروژن مورد نیاز گیاه چغندرقند را تامین می کند.

طبق تحقیقات مختلف بهترین عمق که گیاه چغندرقند بیشترین عناصر غذائی مورد نیاز خود را از آن تامین می کند عمق 30-0 سانتی متری می باشد و به دلیل اینکه در مراحل اولیه رشد نیز بیشترین جذب را انجام می دهد و با توجه به عمق توسعه ریشه که مراحل اولیه رشد حدود 30 سانتی متر می باشد, بنابراین عمق نمونه برداری در چغندرقند جهت برآورد عناصر غذائی مورد نیاز همان عمق 30-0 سانتی متری است, البته در شرایط خاص از جمله زیاد بودن مواد آلی در اعماق پایین تر از 30 سانتی متر و یا سبک بودن خاک باعث جذب عناصر غذائی توسط این گیاه از اعماق پایین تر نیز می شود. بطوریکه در تحقیقات مختلف عملکرد چغندرقند با میزان نیترات اعماق 60، 90، 120، 200 و 250 سانتی متری و در مراحل اولیه رشد چغندرقند همبستگی مثبت داشته است. ولی تحقیقات در ایران نشان داده است که نمونه برداری از اعماق 30-0 و 60-30 سانتی متری جهت برآورد عناصر غذائی مورد نیاز چغندرقند کفایت می کند.

 

2- اندام هوایی چغندرقند بعنوان شاخصی جهت ارزیابی عناصر غذائی

تجزیه گیاه یکی از ساده ترین روشها جهت مطالعه ارتباط بین رشد و میزان عناصر غذائی موجود در گیاه است. استفاده از غلظت های مرجع عناصر غذائی, که در یک دوره رشد مشخص فیزیولوژی و از قسمت معینی از گیاه طبق تحقیقات و آزمایشات مختلف بدست آمده, راهنمای خوبی جهت ارزیابی وضعیت تغذیه گیاه می باشد. یک مفهوم اساسی که باید در تجزیه اندامهای گیاه به آن توجه داشت این است که غلظت عناصر غذائی موجود در هر بخش از گیاه در هر لحظه تحت تاثیر فاکتورهای رشد گیاه قرار می گیرند. بنابراین زمان نمونه برداری قابل توجه بوده و باید مد نظر قرار گیرد. با تجزیه گیاه می توان مستقیماً وضعیت تغذیه گیاه را بررسی نمود در حالیکه تجزیه خاک یک روش غیر مستقیم می باشد.

در ارتباط با چغندرقند آزمایشات و تحقیقات مختلف نشان داده اند که تجزیه گیاه راهنمای خوبی جهت تعیین میزان کود مورد نیاز گیاه می باشد.

مناسب ترین اندام چغندرقند جهت نمونه برداری, برگهایی که تازه تکامل یافته (جوانترین برگهائی که سطح برگ آنها به حداکثر رسیده است) است.

جهت ارزیابی عناصر فسفر، نیتروژن و کلر، دمبرگ برگهای مذکور و جهت بررسی سایر عناصر از جمله پتاسیم، سدیم، عناصر ریز مغذی و...، پهنک مناسب ترین بخش اندام هوائی می باشد.

 

 روش نمونه برداری

ترجیحاً چهار و یا دو نمونه مرکب با در نظر گرفتن یکنواختی هر مزرعه باید برداشت گردد. هر نمونه مرکب باید حداقل شامل 25 تا 50 برگ باشد. به منظور این کار ابتدا باید مزرعه را به چهار قسمت مساوی تقسیم کرد و نمونه بردار در هر قطعه از گوشه به طرف مرکز و یا از مرکز به طرف گوشه های مزرعه حرکت (مورب) داشته باشد بطوریکه با خطوط کشت نیز زاویه بسازد (شکل یک).

 

1

 

2

4

3

 

 
 
 
 
 


 

طرز حرکت در مزرعه چغندرقند جهت نمونه برداری از برگ

 

پس از برداشت نمونه های برگ و دمبرگ, نمونه ها باید کاملاً با آب معمولی حاوی سه دهم درصد شوینده ها شستشو و سپس با آب مقطر آب کشی گردند. در صورت زیاد بودن نمونه ها می توان پهنک ها را به قطعات حدود چهار سانتی متری برش داده و در نهایت حدود یکصدگرم (یک مشت پر) از نمونه ها را برداشت و در پاکت کاغذی با سایز مناسب ریخت و سریعاً در آون با دمای 80-75 درجه سانتیگراد خشک کرد. توجه به این نکته ضروری است که پس از برداشت از مزرعه، نمونهﻫا نباید بیش از 48 ساعت در دمای معمولی نگهداری شوند و اگر قرار است به هر دلیلی نمونه ها قبل از خشک کردن نگهداری شوند باید در دمای پنج درجه سانتیگراد این کار صورت گیرد. به هر حال پس از برداشت، نباید اندام هوائی را زیاد نگهداری کرد و لازم است بلافاصله در پاکتهای کاغذی و یا ظروفی که کاملاً هوا در آن جریان داشته باشد ریخت و در کوتاهترین زمان ممکن به آزمایشگاه منتقل، شسته و در آون خشک کرد. از حمل اندام هوائی جهت تجزیه عناصر غذائی با کیسه نایلون در بسته و یا هر ظرفی که هوا در آن جریان نیابد باید اکید خودداری نمود. زیرا باعث تنفس گیاه و تغییر غلظت عناصر غذائی مورد نظر می گردد. در ارتباط با برگهای چغندرقند نیز به علت آبدار بودن برگ و دمبرگ حتماً از آون تهویه دار استفاده، تا از پخته شدن نمونه ها جلوگیری شود. جهت جلوگیری از تغییر غلظت عناصر، از خشک کردن نمونه اندام هوائی در هوای آزاد باید پرهیز کرد.

کوددهی در برنج
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ

 نیتریت ها موادی هستند که از کود اوره تولید و مستقیما وارد آب شده و زندگی انسانی را تهدید می نمایند. اوره به نیترات تجزیه می گردد و نیترات نیر سپس به نیتریت تبدیل و از طریق مصرف غذایی انسانی وارد بدن وی می گردد. اگر مقدار نیتریت در آب شرب بیش از 1000 پی پی ام باشد، در زندگی انسان مشکلاتی از قبیل نابینایی اطفال، سرطان کبد، سرطان رحم و ریه، بیماری مغز استخوان و سیروز کبدی را به وجود می آورد. تصور نشود، تنها سموم هستند که محیط زیست را آلوده می کنند، بلکه تمام موادشیمیایی کشاورزی ممکن است، آب های آشامیدنی را در شهر و روستا آلوده سازند و به ویژه افراد فقیر جامعه را که پروتیین کم تری وارد بدنشان می شود، با انواع مشکلات روبرو گردند. 

سازگان غذایی خاک

      بهم زدن خاک وآب را با پیشکاول، پیش از نشاء کاری باتلاقی کردن گویند. باتلاقی کردن خاک در وضعیت عناصر غذایی خاک تأثیر زیادی برجای می گذارد. دست رسی بعضی از عناصر غذایی در اثر این عمل افزایش می یابد و بعضی از عناصر در ذرات خاک تثبیت می گردند و یا از طریق محلول خاک از دست می روند. تغییر در دست رسی مواد غذایی به دلیل فرآیند های اکسیداسیون – احیاء زیست شناختی خاک است که از اکسیژن خاک باتلاقی پدید می آید.

عناصر غذایی پرمصرف

 

     عمل نیتروژن در خاک باتلاقی به طور محسوسی از عمل آن در خاک های با زهکشی خوب که از اکسیژن هوا استفاده می کند، متفاوت است. یون های آمونیوم (NH4+ ) در سطح منطقه اکسیده شده وجود دارد. این یون با کود دهی وارد خاک می شود و به وسیله باکتری ها  به نیتریت و نیترات، اکسید می گردد. این رادیکال های نیترات دارای بار منفی هستند. بنابراین، آن ها نمی توانند کلوئید های کمپلکس خاک را به وجود آورند و در اثر خاک شویی از بین می روند. رادیکال های نیترات به دلیل تحرّک بسیار بالایشان، به منطقه احیاء شده پایین تراوش می کند، پس از احیاء شدن به نیتریت، به وسیله باکتری های تجزیه کننده نیتراتی به اکسید نیترو و عنصر N تجزیه شده و به اتمسفر فرستاده می شود و ازاین طریق از دست رس گیاه خارج می گردد.

     غرقابی کردن مداوم خاک منجر به افزایش فسفات های نامحلول و قابل استخراج خاک می گردد. معمولا  به صورت فسفات فریک تا فرّو محلول و هیدرولیز ترکیبات P انتشار می یابد. علاوه بر استفاده از همه منابع فسفری مورد بهره برداری در محصولات دیم، برنج باتلاقی دارای قابلیت استفاده از فسفات های فریک است که برای محصولات دیم ارزش اندکی دارند. با باتلاقی کردن خاک پتاسیم کم تر از نیتروژن و فسفر تحت تأثیر قرار می گیرد. در نتیجه عمل زیر آب رفتن، شرایط احیائی باعث می شود، جزء بیش تری از یون پتاسیم از حالت کمپلکس به محلول خاک انتقال یابد. مقدار زیادی از یون های فرّو، منگنز دو ظرفیتی و آمونیوم در نتیجه جابجایی یون های پتاسیم از کمپلکس در محلول خاک به وجود آید.

 عناصر کم مصرف

 

در ضمن عمل باتلاقی کردن خاک، بعضی از عناصر غذایی مانند: کلسیم، منیزیم تنها به مقدار محدودی به تغییر می کنند. ترکیبا فرّیک و منگنیک در شرایط بی هوازی احیاء می شوند و در زیر آب بیش تر در دسترس گیاه برنج قرار می گیرند. غلظت مولیبدن محلول در آب در نتیجه احیاء اکسید های فرّیک در خاک باتلاقی افزایش می یابد. این عمل برای ایجاد لایه ای از جلبک تثبیت کننده N می تواند سودمتد باشد. باکتری های بی هوازی در خاک احیائی و باکتری های هوازی در ریشه فعّال هستند. شرایط باتلاقی نیز غلظت عناصر روی و مس قابل حل در آب را کاهش داده و موجب کمبود این ریز مغذی ها در گیاه برنج می گردد.

مدیریت کود های پر مصرف

 در تولید برنج، کود نیتروژنی مهم ترین و ضروری ترین نقش را برعهده دارد.

 بازدهی مصرف کود نیتروژنی

    

     بازدهی استفاده از هرگونه کودی به معنی مقدار افزایش محصول برداشت شده بر واحد کود به کار رفته است. اگر گیاه برنج به 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نیاز داشته باشد و برنج کار 120 کیلوگرم بر هکتار در مزرعه به پاشد، و گیاه 100 کیلوگرم را به تواند جذب کند، بازدهی تولید بسیار عالی خواهد بود. این به ندرت پیش می آید. درصورتی که برنج کار 100 کیلوگرم برهکتار از این کود را به کار ببرد و گیاه 30 کیلوگرم را جذب کند، بازدهی کم خواهد شد. برنج در مزرعه آبیاری بارانی غیر بازده ترین مصرف نیتروژن را دارد، به طوری که، بازدهی مصرف نیتروژن در شرایط چنین مزرعه ای بیش تر از 30 – 20 درصد نخواهد بود. یعنی، یاگر برنج کار چهار کیسه کود اوره را در مزرعه بپاشد، تنها یک کیسه توسط گیاه جذب می گردد و سه کیسه دیگر ازدست خواهد رفت.

 

راه های اتلاف کودهای نیتروژنی

 

     بخش بزرگی از کودهای نیتروژنی، ممکن است از راه تبخیر، آبشویی، تجزیه و تثبیت در خاک ازدست رود. شدت یا درجه این اتلاف به عوامل متعددی مانند خاک، آب و هوا و شرایط زراعت بستگی دارد.

 

اتلاف ار راه تبخر

           آمونیاک که برای برنج کاری مورد استفاده قرار می گیرد، اگر در محوطه باز قرار گیرد، ممکن است تبخیر شود. این نوع اتلاف با افزایش pH آب جاری، زیاد خواهد شد. جلبک های آب در تنظیم pH آب جاری نقش مهمی برعهده دارند. درطول روز، جلبک ها فتوسنتز کرده و میزان دی اکسید کربن آب را کم می کند. درنتیجه، pH آن ممکن است افزایش یابد. افزایش pH تبخیر شدن آمونیاک را فعّال تر می سازد. می توان تخمین زد، 5 تا 6 درصد نیتروژن به کار رفته از راه چنین فرآیندی تلف شود. در درجه حرارت بالا و تابش خورشیدی زیاد، اتلاف از راه تبخر در هوا بیش تر رخ می دهد. برای به حداقل رساندن این اتلاف، بایستی کود آمونیاک را در داخل خاک یا در لایه های احیائی آن به عمق 10 سانتی متر تزریق کرد. به کار بردن کود های پوشش دار مانند اوره پوشش داده شده با گوگرد و گچ نیز مانع

اتلاف کود نیتروژنی از راه تخلیه آب مزرعه

      در یک دوره زراعی 1000 تا 2000 میلی متر آب ممکن است از راه زهکش از مزرعه تخلیه شود. نیتروژن حل شده در آب نیز همراه آن از مزرعه خارج می گردد. هنگامی که کود نیتروژنی به عنوان کود سرک پاشیده شود، نیتروژن از راه آبشویی نیز ممکن است از دسترس گیاه خارج گردد. نزدیک به 15 درصد نیتروژن به کار رفته، ممکن است از راه آبشویی خارج شود. برای جلوگیری از اتلاف آبشویی، برنج بایستی در خاک های با بافت خوب کشت شود. خلل و و فرج خاک دیکس خورده کاهش می یابد. مترجم: درعمل شخم زنی با گاوآهن کلوخه های درشت ایجاد می شود. این کلوخه با دیکس پشت تراکتوری خرد می گردد. در زبان فارسی به هردو عمل شخم گفته می شود. اما در گیلکی به اولی شخم و به دومی دیکس یا دیکس خورده می گویند. مانند این را می ماند که در دامداری به بچه تازه به دنیا آمده گاو می گویند، مانده ( گیلکی ) و کمی که بزرگ شد می گویند گوساله و بازهم بزرگ تر شد، مثلا یک ساله شد، اگر نر باشد می گویند، گودرو اگر ماده باشد می گویند، لیشه  و وقتی خیلی بزرگ شد و به بلوغ جنسی برای تکثیر رسید نر را می گویند، ورزا و ماده را میگویند گاو. اما در فارسی بدبختانه این جوری نیست و در همه این مراحل رشد و نموّ این حیوان می گویند گاو. کندوکاو خاک در مراحل مختلف نیزنام هایی دارد که با هم متفاوت است و آن ها را بایستی در زبان های محلی جستجو کرد. در زبان فارسی تا زمین را بکنی می گویند، زمین را شخم زدی، و مشخص نیست چه هدفی داشته ای و یا حتی چه عملی انجام داده ای. همیشه کود به شکل آمونیاکی را در عمق خاک به کار می برند. از آبگیری زیاد خاک مزارع برنج، خود داری می شود. مترجم: وقتی که کود با خاک مزرعه باتلاقی به خوبی مخلوط شود، قابلیت آبشویی خود را از دست خواهد داد. من عادت داشتم، کود اوره را پیش از وجین در مزرعه شخصی خودم بپاشم. متوجه بودم، پس از عمل وجین حتی نیم متر کود در مزرعه جابجا نمی شود. کود در اثر وجین در خاک دفن می شود.  

 تثبیت کردن کود نیتروژنی در خاک

 

     تثبیت نیتروژن درخاک به وسیله جمعیت های میکروبی انجام می شود. این موجودات ریز نیتروژن را به مصرف رسانده و آن را در بدن خود به شکل مواد آلی ذخیره می کنند. این عمل، مقدار نیتروژن در دسترس گیاه برنج را کاهش می دهد. کود در مزارع خشک بیش از باتلاقی تثبیت می شود. نتایج تحقیقات نشان می دهد، 20 درصد نیتروژن ممکن است در خاک حبس شود. در کنار میکروب ها، ذرات رسی نیز یون های آمونیاکی می توانند جذب کرده و آن ها را بین صفحات سیلیکاتی شان درگیر سازند. در صورتی که از کود سبز یا کود آلی حیوانی استفاده می شود، یک هفته قبل از کشت بایستی به خاک اضافه گردد. این عمل باعث تجزیه کامل آن ها می شود و مواد غذایی به سهولت در دسترس گیاه برنج قرار می گیرد.

نیتروژن زدایی خاک

      هرجسمی که وارد مزرعه برنج کاری شود، خروج گازهای هوا مانندی به شکل حباب را از سطح خاک باتلاقی آزاد می کند. 10 تا 95 درصد حجم گازهای آزاد شده از مزرعه به صورت نیتروژن است. نیترات های موجود درخاک به وسیله باکتری های معروف به نیتروژن زا، در خاک زیر آب به گاز آزاد N تبدیل می شوند. ازدست رفتن نیتروژن از طریق نیتروژن زدایی خاک، در خاک های فاقد زهکش مناسب، 68 درصد تخمین زده می شود. البته، حرارت و مواد آلی خاک عمل باکتری های نیتروژن زا را تشدید می نمایند. گاهی اوقات، حدود 30 تا 40 درصد نیتروژن پاشیده شده در سطح مزرعه در مدت زمان یک هفته پس از نشاء کاری، ممکن است به هوا آزاد گردند. حتی اگر کودهای آمونیاکی پاشیده شوند، در مجاورت اکسیژن قرار گرفته و به شکل نیترات در می آیند. این نیترات ها به طرف پایین باتلاق حرکت کرده و پس از رسیدن به خاک احیائی ، نیتروژن آزاد شده و به صورت گاز به فضا انتقال می یابند. برای کاهش نیتروژن زدایی، کودهای اوره یا آمونیاک بایستی در منطقه ریشه و درمحلی که فاقد اکسیژن است، قرارداده شود. اوره پوشش داده شده با مواد مشابه کودها یا اوره آز مسدود کننده اوره نیز به آهستگی حل شده و فعالیت نیتروژن زدایی را کاهش می دهد. اوره دانه درشت را مستقیما می توان درداخل خاک فروبرد. این دانه های اوره، در یک محل جمع می شوند و فعالیت اوره آز مسدود کننده، مقدار آنزیم تولید شده به وسیله باکتری نیتروژن زا را کاهش می دهند. همراه با رخ دادهای بالا، اتلاف تبخیری به طور چشمگیری نیز کاهش می یابد.

 راه های ارتقاء اثر کودهای نیتروژنی زیاد

  1 – ارقامی را کشت کنید که به کود پاسخ مثبت می دهند. یعنی با افزایش کود رشد و نموّ آن بیش تر شود و محصول بیش تری دهد.

2 – کودها رشد علف های هرز را زیاد می کنند. بنابراین، برای حداکثر تأثیر کود بایستی با علف هرز مبارزه کرد.

3 – به مزارع باتلاقی دایمی کود نیتروژنی زیادی بدهید.

4 – اگر مزرعه به طور متناوب و با فاصله زمانی باتلاقی گردد، نیتروژن به طور کامل نمی تواند مورد استفاده گیاه برنج قرار گیرد.

5 – از کودهای نیتروژنی پوشش دار مختلف زیر استفاده کنید. مترجم:ممکن است، چنین کودهایی در ایران یافت نشوند:

الف – با لایه پوششی اورهآز

     اوره بالایه پوششی Neem

     اوره با لایه پوششی Mahua

     اوره با لایه پوششی نیجر

     اوره با لایه پوششی هندی

ب – پوشش مصنوعی

     اوره با پوشش پلاستیکی یا پلی مری

     اوره با پوشش لاک

     اوره با پوشش موم

     اوره با پوشش لاستیک

ج – پوشش شیمیایی

     اوره با پوشش گوگردی

     اوره با پوشش فسفات معدنی

     اوره با پوشش گچ

د – بازدارنده های اوره آز

     استات فنیل مرکوریک

     هیدروکینون

     بنزوکینون

     فسفو فنیل دی آمیدات

ه – بازدارنده های آزاد سازی نیتروژن

     N – serve

     AM

     ST

     Thiurea

     Potassium azide

     Powder of citrullus

     Colosynthis

 تقش نیتروژن در افزایش تولید برنج

 

1 – تولید 5/6 تن محصول برنج برهکتار، حدود 95 کیلوگرم نیتروژن، 25 کیلوگرم P2O5  و 140 کیلوگرم K2O را از خاک خارج می کند و لازم است در فصل زراعی بعدی این مقدار مواد به خاک برگشت داده شود.

2 – در تشکیل کلروفیل و ایجاد رنگ سبز تیره به گیاه کمک می کند.

3 – تعداد پنجه ها، ارتفاع گیاه و تعداد دانه های خوشه که از اجزاء سازنده میزان محصول هستند را افزایش می دهد.

4 – افزایش سطح برگ و اندازه دانه.

5 – کمک به تجزیه و فساد مواد آلی خاک با تحریک رشد میکربی

 میزان مصرف کود های نیتروژنی

 

     عوامل متعددی مانند خاک، اوضاع جوّی و نوع رقم برنج در میزان مصرف کودهای نیتروژنی تأثیر دارد. در اغلب نواحی کشت برنج مقدار نیتروژن لازم نباید از 100 کیلوگرم (معادل 154 کیلوگرم اوره ) بر هکتار کم تر باشد. اگر تمام کود اوره پاشیده شده به مصرف گیاه برسد و تلف نشده باشد، این مقدار کافی است. اما عملا چنین چیزی امکان ندارد، بنا به شناخت برنج کار از میزان اتلاف و توانایی پیشگیری از آن بایستی بر مقدار فوق افزوده شود. این حداقل نیتروژن لازم برای برداشت 5/6 تن محصول برهکتار است. اما به دلیل کاهش و یا افزایش کود پذیری گیاه برنج در مقابل افزایش تابش خورشید و کاهش درجه حرارت هوا، مقدار نیتروژن لازم گیاه 100 تا 150 کیلوگرم برهکتار می رسد. درجه مرغوبیت خاک نیز شاخص مهمی در تعیین میزان کود نیتروژنی است.

 

شاخص دسترسی کود نیتروژنی خاک

 

     هرچه خاک از نظر نیتروژن فقیر تر باشد، مقدار نیتروژن افزوده شده بیش تر خواهد بود. ارقام برنج دیررس، به نیتروژن کم تری نیاز دارد. زیر آن ها وقت کافی برای دریافت نیتروژن تثبیت شده خاک را دارند. اما ارقام برنج زودرس که دوره رشد و نموّ آن ها کوتاه است، به مقادیر زیادتر نیتروژن پاسخ مثبت می دهند. اثر نیتروژن در مراحل اویله کم و در مراحل آخر زیاد است. برنج کاران، خاک مزرعه خود را خوب می شناسند. اما تعاونی های توزیع کود مطابق گزارش آزمایشگاه ها سهمیه کود را تعیین می کنند. مجهز ترین آزمایشگاه های خاک فقط می توانند به کشاورزان کمک کنند، اما قادر نیستند، خاک اورا شناسایی نمایند. برنج کار خودش بایستی میزان کود نیتروژنی را تعیین کند. بعضی از خاک ها به کود نیتروژنی نیاز ندارند و بعضی دیگر به مقدار خیلی زیادی احتیاج دارند.

 زمان کود پاشی نیتروژنی خاک

 

     به طور کلی، در خاک های معمولی، نیتروژن در 3 مرحله با مقادیر برابر پاشیده می شود. یعنی، یک سوم در مرحله اول ( در زمان دیکس زنی )، یک سوم در مرحله پنجه زنی فعال و یک سوم باقی مانده در مرحله تشکیل گل، پاشیده می شود. مرحله اول کودزنی را مرحله اصلی و مرحله آخری را سرک می گویند. مراحل بالا عومی است و کشاورزان، دو مرحله ای عمل می کنند و دو سوم را در مرحله اصلی و یک سوم باقیمانده را در مرحله پنجه زنی می پاشند و کود سرک را حذف می نمایند. تا کنون در ایران تحقیقی در باره کود سرک انجام نشده است. مدیریت وبلاگ در مزرعه شخصی خود در مراحل اول و دوم از کود اوره استفاده کرد و از انجام مرحله سوم ترسید. کود سرک مرحله خطر ناک کود دهی به ویژه با کود اوره است. زیرا کود اوره به سرعت جذب می شود. اگر برنج کاران تجربه مرحله سوم را ندارند، در مورد ارقام محلی نباید اجراء کنند، و در مورد ارقام خزر و سپیدرود حتما از کود سرک به مقدارخیلی کم تراز یک سوم بر اساس تجربه خودشان و پیش از تشکیل شدن گل می توانند بپاشند.

     1 – کودپاشی نیتروژنی خاک پیش از نشاء کاری در استقرار نشاء و بهبود نیتروژن گیاه برای آغاز فوری پنجه زنی کمک می کند.

     2 – به کار بردن کود نیتروژنی در مرحله پنجه زنی، فعالیت این مرحله را تسریع کرده و تولید تعداد پنجه را به حداکثر می رساند.

     3 – کود سرک در مرحله تشکیل گل افزایش طول خوشه و تعداد خوشه چه در خوشه را موجب می گردد.

 روش پاشیدن کودهای نیتروژنی

 

     پاشیدن سطحی کودهای نیتروژنی در خاک های باتلاقی، مقدار بسیار اندکی از این کودها را در دسترس گیاه قرار می دهد. کودپاشی سطحی خاک باعث تسریع عمل نیتریفیکاسیون شده و در نتیجه از طریق جریان آب تلف می گردد. هنگام کودپاشی سرک از یک روز پیش بایستی آب مزرعه را خالی کرد و کود را به حالت اشباع پاشید. پس از 48 ساعت کود اوره هیدرولیز شده و کربنات آمونیوم تشکیل می گردد. دو روز پس از کودپاشی اوره، مجددا مزرعه را آبیاری کنید، به این طریق یون آمونیوم در میسل های خاک تثبیت می گردد.

      دفن کردن اوره در منطقه سطح خاک زیرآب به علت فقدان اکسیژن در این لایه است. در لایه احیائی هیچ گونه عمل نیتریفیکاسیونی وقوع نمی یابد و نیتروژن آمونیومی به مدت زمان طولانی در دسترس ریشه گیاه برنج باقی می ماند.

     اگر عمق آب مزرعه را در 2 سانتی متری لایه خاک نگهدارید، پس از نشاء کاری، کود نیتروژنی را مستقیما می توان در آب پاشید. دفن کردن کود آمونیوم به وسیله وجین کن دورانی کارآیی مصرف کود نیتروژنی را بهبود می بخشد، به ویژه برای مرحله اول کود سرک پاشی مناسب است. در جا هایی که لم کردن آب زیاد است و امکان تخلیه آن وجود ندارد، بهتر است اوره را پیش از وجین پاشید و در حین عمل وجین در خاک دفن خواهد شد. دفن کردن اوره بین هرچهار بهترین نتیجه را دارد، اما کاری خیلی پر زحمتی است.

آلکالوئید ها
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ

آلکالوئیدها alkaloid یا alkaloid ترکیبات آلی باحداقل یک اتم نیتروژن در حلقه‌ی هتروسیکلیک هستند. تعریف آلکالوئیدها مشکل‌زا است زیرا از هر نظر چه شیمیایی، بیوشیمیایی و چه فیزیولوژیایی گروه متجانسی از ترکیبات نمی‌باشند.به غیر از این اصل که تمامی آلکالوئیدها حاوی ترکیبات نیتروژنی هستند، تعریف عمومی مناسبی برای تمامی آلکالوئیدها وجود ندارد. این ترکیبات دارای تنوع ساختاری بسیار و فعالیت فیزیولوژیائی متنوع می‌باشند. بیش از ۱۰.۰۰۰ آلکالوئید شناسایی شده است و هر روز قریب یک آلکالوئید جدید در مقالات علمی شرح داده می‌شود.
به خلاف اشکال در تعریف آلکالوئیدها، این ترکیبات دارای خواص فیزیکی و شیمیایی مشترک می‌باشند. آلکالوئیدها معمولاً در آب نامحلول یا به صورت پراکنده محلول می‌باشند و املاح آنها کمی محلول است. بسیاری از آلکالوئیدها جامدات بلوری می‌باشند ولی تعداد اندکی از آنها بی‌شکل (آمورف amorphous) هستند. تعداد اندکی از آلکالوئیدها که فاقد اکسیژن در ملکول خود هستند (کونی‌ئین Coniine، نیکوتین و اسپارتئین sparteine) مایع می‌باشند. بسیاری از آلکالوئیدها ولی نه تمامی آنها به علت وجود یک آمینو نیتروژن، قلیایی بوده و بسیاری دارای فعالیت فیزیولوژیائی می‌باشند.
درباره‌ی علت پیدایش آلکالوئیدها در گیاهان و عملکرد آنها مطالب زیادی نوشته شده است.
وظایف اثبات شده‌ی آلکالوئیدها
ـ داروهای سمی که گیاه را در برابر حشرات و علفخواران حفظ می‌کنند.
ـ فرآورده‌های انتهایی واکنش‌های دتوکسیفیکاسیون که ترکیباتی را از بین می‌برند که ممکن است به گیاه آسیب رسانند.
ـ فاکتورهای رشد تنظیم‌کننده.
ـ ذخیره‌ی نیتروژن یا سایر عناصر ضروری برای گیاه.
بروز و توزیع
با وجودی که آلکالوئیدها در بعضی حیوانات مانند مورچه‌های آتشین و وزغ وجود دارند، ولی بسیاری از آلکالوئیدها در گیاهان گلدار دیده می‌شوند و ۴۰% تیره‌های گیاهی حداقل حاوی یک گونه‌ی گیاهی دارای آلکالوئید هستند. آلکالوئیدها در ۱۵ تا ۲۰ درصد گیاهان آوندی و بیشتر دولپه‌یی‌ها و نیز در تیره‌های تک لپه‌یی تیره‌ی یاس بنفش Liliaceae، آماریلیس Amaryllidaceae و Poaceae هم دیده می‌شود.
توزیع این ترکیبات نامشخص است: این ترکیبات همیشه در بعضی تیره‌ها وجود دارد (مثل تیره‌ی خشخاش Papaveraeceae) در سایرین شایع (مثل تیره‌ی آماریلیس و سداب) و در بعضی دیگر نادر (آپیاسه Apiaceae) است. این ترکیبات به ندرت در بازدانگان، خزه‌های club mosses و دم اسب‌ها دیده می‌شوند و با این وجود در قارچ‌ها، شایع نیستند. موارد نادری هم مثل قارچ ارگو (Claviceps) ergot fungus و قارچ‌های «جادویی» magic mushrooms (گونه‌های psilocybe) دیده می‌شود.
به طور کلی، گیاهان یک ساله دارای مقدار زیادی آلکالوئید نسبت به گیاهان پایا هستند. مقدار کمی آلکالوئید در درختان دیده می‌شود که معمولاً ساختمان ساده‌تری دارند. این ترکیبات ممکن است در تمام گیاه موجود باشند یا محدود به بعضی بافتها مثل ریشه یا پوست تنه باشند. غلظت این ترکیبات از یک بخش کوچک ۰۱/۰ درصد تا بیش از ۱۲ درصد وزن خشک گیاه متفاوت است. هر گیاهی که در آن بیش از ۵/۰ درصد وزن خشک، آلکالوئید وجود داشته باشد گیاه دارای آلکالوئید نامیده می‌شود.
مقدار آلکالوئید در میان اعضای گونه‌های مفروض گیاه نیز متفاوت است و نیز برحسب محل رشد گیاه تغییر می‌کند. انواع پرورشی گیاهان خودرو حاوی نسبت‌های متفاوت با گیاهان خودرو می‌باشند ولی آلکالوئیدهایی که در گیاه اولیه یافت می‌شوند معمولاً در یک کشت موجود است. مقدار آلکالوئید بخش‌های متفاوت یک گیاه نیز متغیر است. به عنوان مثال، نیکوتین در ریشه‌ی تنباکو تولید می‌شود ولی در برگها تجمع می‌یابد و بنابراین در برگها، مقدار آلکالوئید بیشتری یافت می‌شود.
طبقه‌بندی و نامگذاری
طبقه‌بندی آلکالوئیدها معمولاً براساس نوع سیستم حلقه‌ی موجود (به عنوان مثال پیرولیدین یا پیپریدین) و منشا بیوسنتتیک آنها از پروتئین آمینواسیدها انجام می‌گیرد. بعضی از ساختارها را می‌توان در بیش از یک دسته جای داد و به این ترتیب یک طبقه‌بندی سلسله مراتبی نامناسب به وجود خواهد آمد. بعضی از گروه‌های آلکالوئیدی با شیمی خود توجیه می‌شوند مثل طبقه‌ی پپتید، طبقه‌ی پیرولیزیدین، طبقه‌ی کینولیزیدین و تروپان tropan. بعضی گروه‌ها به طور ناقص منشا ترپنوئیدی دارند و عده‌یی از طریق توزیع گیاهی خود تعریف می‌شوند.
نام‌های رایج برای آلکالوئیدها مثل نیکوتین، معمولاً به این ine ختم می‌شوند. بسیاری از این نام‌ها از جنس گیاهی مشتق شده‌اند که آلکالوئید در آن وجود دارد مثل آتروپین که از آتروپا Atropa یا از گونه‌های گیاهی مانند کوکائین که از Erythroxylum coca به دست می‌آید. نام‌های آلکالوئیدی دیگر از نام گیاه دارو (به عنوان مثال ارگوتامین از ارگو) یا از فعالیت فیزیولوژیکی (امتین emetine به خاطر اثرات استفراغ‌آور) مشتق می‌شود. گاهی نام آلکالوئید به خاطرآورنده‌ی نام کاشف آن ترکیب است مثل لوبلین lobeline که به افتخار گیاه شناس فرانسوی Lobel نامگذاری شده است.
خواص فارماکولوژیک
به علت خواص خود، آلکالوئیدها مسایل فرهنگی اساسی ایجاد می‌کنند. این گروه مواد سازنده برای انسانیت چالش‌هایی برمی‌انگیزند مانند نیکوتین، هروئین و کوکائین و نیز موهبتی عمیق برای افراد روشن بین visionary entheogens می‌باشند مثل پسیلوسیبین و سکالین بعضی آلکالوئیدها بسیار سمی هستند، مثل کونی‌ئین و استریکنین، حال آن که سایرین از جمله آتروپین، کدئین، مرفین و وینکریستین به عنوان دارو مورد استفاده‌اند.
در عین حال که تمامی آلکالوئیدها بر عملکرد بدن تاثیر اساسی ندارند ولی تنوع آثار فارماکولوژیک آنها توسط آلکالوئیدهای مختلف نشان داده شده که عبارتند از ضددرد، بی‌حسی موضعی، تقویت قلب، تحریک و انبساط تنفس، وازوکنستریکسیون، آرامی عضلات و سمیت و نیز خواص آنتی‌نئوپلاستیک، ضدفشار خون و پائین آورنده‌ی فشار خون.
مرفین و کدئین ضددرد
analgesic و مخدر narcotic و کوکائین محرک دستگاه عصبی مرکزی است. آتروپین دارای آثار ایجاد میدریاز است حال آن که فیزوستیگمین اثر ایجاد میوز miotic دارد. افدرین سبب افزایش فشار خون می‌شود ولی رزرپین از فشار خون می‌کاهد. بعضی آلکالوئیدها entheogen هستند و گیاهان یا مواد شیمیایی موثر بر روان سبب آسان شدن تجربه‌ی مذهبی می‌شوند به عنوان مثال کاکتوس پیوت به این منظور توسط کلیسای بومیان آمریکا Native American Church مورد استفاده است.
آلکالوئیدهای پیرولیدینی و پیپریدینی
اتم نیتروژن آلکالوئیدی پیرولیدین در حلقه‌ی پنج عضوی جای دارد و آلکالوئیدهای پیپرینی دارای حلقه‌ی ۶ عضوی هستند. در آلکالوئیدهای ایندولیزیدینی Indolizidine، اتم نیتروژن بین حلقه‌ی پنج عضوی و شش عضوی جای دارد و در این گروه قرار می‌گیرد.
آلکالوئیدهای پیپریدینی را از حلقه‌ی هتروسیکلیک اشباع شده‌ی آنها می‌شناسند (هسته‌ی پیپریدین). آلکالوئیدهای پیرولیدین مشابه آلکالوئیدهای پیپریدینی هستند به جز آن که هسته‌ی هتروسیکلیک حلقه‌دار حاوی نیتروژن اشباع شده نیست. شاید معروف‌ترین آلکالوئید پیپریدینی سم‌های موجود در Conium maculatum باشند که به نام شوکران سمی poison hemlock معروفند

مبانی بیوشیمی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ

آشنایی با تاریخچه بیوشیمی، عناصر و ترکیبات اصلی سازنده و برخی پدیده های شیمیایی مهم درگیر در واکنش های زیستی
الف) سؤالات تشریحی



  1 – دانش بیوشیمی چیست؟

دانش بیوشیمی درباره شیمی زیستی گفتگو می کند وامروزه از ارکان اصلی علوم زیستی مانند: زیست یاخته ای، زیست مولکولی و ... به شمار می آید. بیوشیمی دانشی است که چند جانبه که اصول پایه را از چهار دانش : زیست شناسی ، شیمی ، فیزیک و ریاضی اخذ کرده است تباط آن با شاخه های علوم زیستی، علوم پزشکی، کشاورزی و ... را نمی توان منکر شد. داشتن شناخت کافی از مفاهیم شیمی آلی، که اساس شیمیایی دانش بیوشیمی را می سازد، برای درک مطالب آن ضروری است .  



  2- پی ریزی دانش بیوشیمی با توجه به چه یاخته هایی و در چه زمانی آغاز شد؟

نخستین مطالعات در زمینه بیوشیمی با معرفی شیمی آلی به عنوان دانش مستقل همراه بود. پس از ارایه نظریه یاخته ای ،سیلر (SEYLER) با مطالعاتی بر روی شیمی گویچه های سرخ خون توانست هموگلوبین را برای اولین بار جدا سازی و شناسایی کند. او در سال 1877 در مجله شیمی فیزیولوژی کلمه بیوشیمی را به عنوان دانش مستقل و جدا از دانش فیزیولوژی مطرح کرد. سده هجدهم و نوزدهم دوران توسعه دانش بیوشیمی بود. آنزیم ها به عنوان کاتالیست های زیستی، اسیدهای آمینه به عنوان واحدهای ساختاری پروتئین ها و سپس هورمون ها، لیپیدها، ویتامین ها، چرخه اوره و چرخه کربس Krbs و ... کشف شدند.  



  3 – عناصر اصلی تشکیل دهنده گوگرد s، و فسفرp نیز دو عنصر مهم زیستی هستند.

پنج یون
 

K+,Ca2+,Mg2+Cl-,Na+

و 16 عنصر کمیاب نیز در فرایندهای زیستی ضروری هستند.



  4 – چند نمونه از عناصر کمیاب را نام ببرید؟

آهن fe، مس cu، روی zn، منگنزmg، ید I، بور B، کبالت CO، فلوئور F، وانادیم V و قلع Sn  



  5 – چرا کربن عنصر اصلی ماده زنده محسوب می شود و چه ویژگی هایی آن را از سایر عناصر مجزا می سازد؟

کربن بیش از نیمی از وزن خشک بدن موجودات زنده را تشکیل می دهد و شیمی موجودات زنده حول این عنصر دور می زند. کربن می تواند پیوند یک گانه و دو گانه ایجاد کند .
1) ترکیب اتم های کربن با یکدیگر و ایجاد اتصالات کربن – کربن بسیار با ثبات بوده و از نظر زیستی اهمیت دارد.
2) از دیگر ویژگی های مهم ترکیبات آلی آزادی کامل آنها در چرخش حول پیوند یگانه کربن – کربن است. مگر این که اتم های کربن در اتصال با سایر گروه های باردار بزرگ باشند.
3) مولکول های زیستی از ترکیبات هیدروکربنی هستند که از اتصال اتم های کربن به یک دیگر و به هیدروژن بوجود آمده اند. در مولکول های زیستی برخی از هیدورژن ها به وسیله گروه های فعال خاصی جایگزین شده اند که این جایگزینی موجب ساختار یا عمل خاصی در مولکول می شود. در واقع این گروه های فعال هستند که در واکنش های د رون یاخته ای نقش اساسی دارند.
4) مهم ترین، چهار وجهی بودن ساختار کربن می باشد. بر حسب اتصالات کربن با اتم های مختلف، ترکیبات آلی کربن ساختارهای مختلف با اندازه های متفاوت دارند.
 



  6 – برخی از گروههای فعال در ساختار مولکول های زیستی را نام ببرید؟

گروه کربوکسیل –COOH
گروه آلدئید –CHO
گروه هیدورکسیل – OH
گروه آمین – NH2 گروه
 



  7- ایزومرهای فضایی را تعریف کنید؟

دو ترکیب شیمیایی که فرمول بسته یکسان و فرمول گسترده متفاوت داشته باشند ایزومر خوانده می شوند. در ایزومر فضایی دو ترکیب با فرمول یکسان ساختار مولکولی کاملاً مشابهی دارند. ولی از نظر آرایش فضایی متفاوت هستند. دو نوع ایزومر فضایی وجود دارد، ایزومرهای لوزی و ایزومرهای هندسی.  



  8 – ایزومرها D و L را تعریف کنید.

اتم کربنی که با چهار اتم یا چهار ترکیب مختلف نامشابه پیوند داشته باشد، کربن نامتقارن نامیده می شود.
اتم کربن نامتقارن می تواند دو شکل ایزومری به نام انانتیومر Enoontiomer‌داشته باشد که آرایش فضایی متفاوت دارد. انانیتومرها تصویر آینه ای یکدیگرهستند و ترکیبات شیمیایی مشابه دارند و بسیاری از خواص فیزیکی آن ها، مانند نقطه ذوب و نقطه جوش یکسان است. یکی از راه های تشخیص آن ها استفاده از توانایی آن ها در چرخش نور پلاریزه است. اگر ایزومر نوری پلاریزه را با درجات مشخصی به راست بچرخاند، آن را با علامت D( به معنی راست) و اگر نور پلاریزه را به چپ بچرخاند با علامت L (به معنی چپ) مشخص می کنند. به عنوان مثال در مولکول گلیسرآلدئید عامل OH به عنوان گروه فعال در نظر گرفته می شود. اگر OH در سمت راست باشد ایزومر از نوع D و اگر در سمت چپ باشد از نوع L خواهد بود.
 



  9- ایزومرهای سیس و ترانس را تعریف کنید.

با آن که پیوند یگانه ( C-C) به مولکول امکان چرخش می دهد و ساختمان های فضایی متفاوتی را به وجود می آورد، کربن با اتصال دو گانه (C=C) بازدارنده چرخش است. لذا این مولکول ترتیب و آرایش ثابتی دارد. حال اگر دو اتم کربن با پیوند دو گانه به هم متصل شوند، ایزومرهایی را می سازند که ایزومرهای «سیس» و «ترانس» نامیده می شوند.
مثلاً اسید مالئیک و اسید فوماریک دو ایزومر هندسی سیس و ترانس هستند. ایزومرهای هندسی ترکیبی مستقل با فعالیت مشخص دارند.
 



  10 – انواع پیوندهای شیمیایی را نام ببرید؟

علاوه بر پیوندهای کووالان که اتصالات اصلی در مولکولهای بیوشیمیایی محسوب می شوند، پیوندهای ضعیف تری وجود دارند که ساختمان مولکول های زیستی و فعالیت آنها را تحت تأثیر قرار می دهند. مهم ترین این پیوندها عبارتند از
1 – پیوند وان دروالسی VANDER WAALW BOND
2 – پیوند IONIC BOND
3 – پیوند هیدروژنی HYDROGEN BOND
4 – پیوند هیدروفوب HYDROPHOBIC BOND
 



  11- میسل چیست؟

آب مولکولی دو قطبی است و می تواند به طرف بارهای مثبت و منفی سایر ترکیبات جهت گیری کند، مانند حل شدن نمک طعام در آب. با این که آب از بهترین حلال هاست ولی همه مواد در آن حل نمی شوند. موادی که گروه های غیرقطبی یا هیدروفوب دارند در آب نامحلول هستند. وارد شدن این ترکیبات در آب اشکال خاصی را می سازد که میسل MICELLE نامیده می شوند. میسل ها محلول حقیقی نیستند، بلکه محلول پراکنده به شمار می روند. رفتار مولکول های چربی و صابون در آب مثال خوب از ایجاد یک میسل است.  



  12 – اهمیت یونیزاسیون آب را بنویسید و مشخص کنید که چرا
 

H+OH - =10-14

است؟

 

آب به عنوان یک حلال در واکنش های بیوشیمیایی ترکیب ساکنی نیست، از نظر شیمیایی نیز بسیار فعال است. آب الکترولیت ضعیفی است که خیلی کم به یونهای
 

H+, OH -

تفکیک می شود. یونهای

H+, OH -

تفکیک می شوند. یون های

H+

به وجود آمده به مولکول آب منتقل می شوند. و

H3O+

می دهند.

ثابت تعادل

 

ثابت تعادل طبق تعریف غلظت حاصل از تجزیه آب تقسیم بر آب تجزیه نشده است.. بر اساس محاسبات دقیق، مقدار Keq=1.81*10-16 مول و غلظت آب خالص تجزیه نشده برابر 5/55 مول در لیتر بدست آمده است.


 

اگردر فرمول این مقادیر را قرار دهیم نتایج بالا حاصل می شود  



  13 – PH محلولی با غلظت یون هیدروژن  

4*10-3

و 1/. میلی مول را حساب کنید؟

از آنجا که :
 

1 مول = 1000 میلی مول
4*10-3*10-3

 



  14- در صورتی که PH محلولی 5/3 باشد، غلظت یونهای  

(OH - ),(H+)

آن چقدراست؟

 



  15 – نقش و اهمیت نمک ها و ماکرومولکول های زیستی را در ساختار و عملکرد ماده زنده شرح دهید؟

نمک ها موادی هستند که از ترکیب یک اسید و یک باز به وجود می آیند. یک نمک متشکل از دو جزء است :‌آنیون ها مانند
 

Cl -

و کاتیون

Na+,K+

نمک ها در حفظ فشار اسمزی و تعادل اسید باز یافته اهمیت دارد. برخی از آنزیم ها به عنوان عامل کملی (کوفاکتور) دخالت دارند. یون های فسفات در ترکیباتی به نام نوکلئوتیدها دارای نقش اساسی می باشند.
همانطور که گفته شد آب فراوان ترین ماده در موجودات زنده است. علاوه بر آب، ماکرو مولکول های زیستی یا پلیمرهای زیستی با حضور در بخش های مختلف یاخته، اعمال متنوعی را انجام می دهند. پروتئین ها، اسیدهای نوکلئیک ، کربوهیدارتها و لیپیدها چهار ترکیب اصلی از این گروه هستند. لیپیدها نسبت به سه دسته فوق کوچکترند و از ترکیبات اصلی غشاهای یاخته ای محسوب می شوند. پلی پپتیدها و پروتئین ها شامل نسبتهای مختلفی از 20 اسید آمینه هستند. پلی ساکاریدها پلیمرهایی از مونوساکاریدها هستند که نشاسته، سلولز و گلیکوژن از مهم ترین ترکیبات این گروه می باشند.
هر یک از ترکیبات می تواند نقش ساختاری یا متابولیسمی داشته باشد و ساختار کلیه اجزاء یاخته ای نتیجه ترکیب ماکرو مولکول های زیستی است، به علاوه این ترکیبات در اعمال مختلف یاخته ،‌اعم از انرژی زایی و نقل و انتقال و غیره،‌شرکت دارند.

گزانتان (Xanthan) :
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ

:

 

این صمغ پلی ساکارید خارج سلولی است که توسط انواعی از گزانتوموناس تولید می شود. واحد های اصلی سازنده این صمغ گلوکز ، مانوز و اسید گالاکتورونیک می باشند. صمغ گزانتان علی رغم وزن مولکولی زیاد به سادگی در آب سرد و گرم حل می شود و حتی در مقادیر کم محلول بسیار غلیظ تولید می کند. اما در اثر بهم زدن از ویسکوزیتهآن کاسته می شود. تغییرات PH اثر چندانی بر روی آن ندارد. این صمغ در انواع مختلفی از نوشابه ها ، کنسرو ها و مواد غذایی منجمد مورد استفاده قرار می گیرد

تراگاکانت (Tragacanth)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ

 این صمغ نیز طک صمغ گیاهی است. ماده ای بی مزه و بی بوست و استفاده از آن قدمتی طولانی دارد. در ایران اطن صمغ کتطرا نامیده می شود.از واحد های ساختمانی اسید گالاکتورونیک ، L- فوکوز ، D- گالاکتوز ، D- گزیلوز و L- آراکبینوز تشکیل شده است. این صمغ حتی در غلظت 5/0 درصد در محلول ویسکوزیته زیادی ایجاد می کند و در برابر حرارت نیز مقاوم است

-- -