مقاله کشاورزی و گیاهپزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

کانال تلگرام




Salt Stress Tolerance of Plants
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ

Salinity stress negatively impacts agricultural yield throughout the world affecting production whether it is for subsistence oreconomic gain. The plant response to salinity consists of numerous processes that must function in coordination to alleviate both cellularhyperosmolarity and ion disequilibrium. In addition, crop plants must be capable of satisfactory biomass production in a salineenvironment (yield stability). Tolerance and yield stability are complex genetic traits that are difficult to establish in crops since saltstress may occur as a catastrophic episode, be imposed continuously or intermittently, or become gradually more severe, and at any stageduring development. However, cell biology and molecular genetics research is providing new insight into the plant response to salinityand is identifying genetic determinants that effect salt tolerance. Recent confirmation that many salt tolerance determinants areubiquitous in plants has led to the use of genetic models, like Arabidopsis thaliana, to further dissect the plant salt stress response. Sincemany of the most fundamental salt tolerance determinants are those that mediate cellular ion homeostasis, this review will focus primarilyon the functional essentiality of ion homeostasis mechanisms in plant salt tolerance. The transport systems that facilitate cellular capacityto utilize Na+ for osmotic adjustment and growth and the role of the Salt-Overly-Sensitive (SOS) signal transduction pathway in theregulation of ion homeostasis and salt tolerance will be particularly emphasized. A perspective will be presented that integrates cellularbased stress signaling and ion homeostasis mechanisms into a functional paradigm for whole plants and defines biotechnology strategiesfor enhancing salt tolerance of crops.

 

نوع مقاله : لاتین

مرتبط با : پروژه - زراعت دیمکاری - زراعت صنعتی

عنوان مقاله  :    تنش شوری و تحمل گیاهان

مرجع مقاله :  گردآوری سیدمهدی  شمس

سال انتشار: 2009

تعداد صفحات : 9 صفحه (143 کیلو بایت )

دانلود مقاله شماره 115

چکیده :

بقای بشر مستلزم بقای گیاهان در طبیعت است . بشر همواره در پی ایجاد شرایط مناسب برای ادامه حیات خود بوده است . و بنابراین مدیریت بقایا را که شامل روشهایی است که پس از خاتمة دورة رویشی گیاه و برداشت محصول بر روی بقایای باقی مانده محصول اعمال میشود را مورد بحث قرار می دهیم . مدیریت بقایا طرز رفتار با پس مانده های محصول برداشت شده است که توسط روشهایی روی بقایا اعمال میشودکه این روشها عبارتند از:جمع آوری ، شخم زدن و دیسک زدن و دفن کردن بقایا ، باقی گذاردن بقایا و سوزاندن .

سوزاندن یکی از معمولترین روشهای مدیریت بقایاست که ممکن است بصورت توده گیاهی در یک محیط بسته و یا در فضای آزاد صورت گیرد . سوزاندن با استفاده از مواد نفتی و آتش زدن آنها و نیز با بهره گیری از انواع شعله افکنهای دستی و موتوری صورت می گیرد . سوزاندن بقایا سبب آزاد شدن مواد معدنی نظیر کلسیم ، منیزیم ، فسفر و پتاسیم از بقایا ، کمک به استقرار بهتر بذر در بستر کاشت و ایجاد یک پوشش گیاهی یکنواخت و پرپشت ، افزایش رطوبت خاک ، بهبود بازدهی مصرف آب و کاهش دمای خاک ، کاهش تبخیر و روان آب و در نهایت افزایش عملکرد گیاهان میشود . از پیامدهای سوزاندن میتوان به کاهش ماده آلی و دگرگونی شرایط فیزیکی و میکروبیولوژیک خاک در بلند مدت، افزایش خطر آبشوئی و فرسایش، تلفات نیتروژن ، کربن ، گوگرد و غیره از طریق تصعید،پراکندگی سموم شیمیایی در هوا، آسیب به لایه ازن و متعاقب آن زیان گیاهان و انسان، به وجود آمدن بارانهای اسیدی، بروز سرطان در انسان، افزایش انتقال و انتشار بیماری های واگیردار و بروز تنگی نفس (آسم) و سایر بیماری های تنفسی اشاره نمود. همچنین سوزاندن باعث میشود که مواد آلی خاک سریعاً تبدیل به خاکستر شده و در نهایت عناصر غذایی نظیر K,Mg,Ca,P,N از آن استخراج شود . خاکستر به جا مانده به راحتی در معرض فرسایش آبی و بادی قرار گرفته و ممکن است از دسترس گیاه خارج شود . در ضمن کلش سوزی قبل از آبیاری و شخم نسبت به بدون کلش سوزی و بدون شخم موجب افزایش بیشتر هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در طول فصل رشد میشود . سوزاندن بر روی بیماری های گیاهی از جمله پوسیدگی ساقة برنج (Magnaporthe Salvinii) ، سبز شدگی مرکبات (Greening) ، پوسیدگی طوقه گندم (Fusarium graminearum) ، سفیدک داخلی سیب زمینی (Phytophthhora infestans) ، پوسیدگی اسکلروتینایی در یونجه (Sclerotinia sclerotiorum) ، بلایت ساقه مارچوبه (Phomopsis spp) ، پوسیدگی ساقة گندم (Fusarium graminearum) ، نماتد گره ریشه (Meloidogyne) ، ارگوت (Claviceps purpurea)و نقره ای شدن برگ (Leptopterna dolabrata)و سایر بیماریهای برگی در چمن ، سیاهک هندی گندم (Tilletia indica) ، لکه چشمی گندم (Cephalasporium gramineum) و... تاثیر دارد . و همچنین سوزاندن بر روی آفاتی از جمله سرخرطومی برگ یونجه ، لارو زنبور ساقه خوار غلات و ... هم موثر است .

سوزاندن دراز بین بردن علفهای هرز دارای ساقه خشبی و نیمه خشبی که با روشهای شیمیایی کنترل نمی شوند ، کنترل علفهای هرز در مناطقی نظیر جاده های شنی و کنار ریل های راه آهن ، که استفاده از سایر روشها امکان پذیر نیست ،کنترل انتخابی علف های هرز بین ردیف های درختان در باغات ، جنگل های کاج و بین ردیف های کاشت برخی گیاهان زراعی نظیر پنبه ، ذرت و ذرت خوشه ای ، که ساقه نسبتاً بلند و ضخیم داشته و تعداد برگ در قسمت های تحتانی ساقه کم تر است، کنترل علفهای هرز کنار مسیرهای آبیاری ، کنترل علفهای هرز زمین های تحت آیش و ... موثر میباشد .



با توجه به مضرات حاصل از سوزاندن بقایای گیاهی بخصوص کاه و کلش که در کشور ما نیز به ویژه در شمال کشور به منظور آماده سازی زمین برای کشت دوم انجام میپذیرد به نظر میرسد احیاء فن آوری و مدیریت بقایای گیاهی بعنوان یکی از راهکارهای مهم در جهت حفظ پایداری اکولوژیک مزارع ضروری باشد . از جمله فن آوری های موفق میتوان به سیستم های خاک ورزی حفاظتی اشاره نمود . در این خاکورزیها که شامل روشهای بدون خاکورزی (No-tillage) و خاکورزی حداقل (Minimum tillage) نیز میگردد بقایای گیاهی در سطح خاک باقی مانده یا مقادیری از آن در خاک دفن می گردد و با این عمل بسیاری از مضرات سوزاندن بقایای گیاهی به خصوص کاه و کلش تخفیف مییابد .

مقدمه

بقایای گیاهی کاربردهای فراوانی دارد که از آن جمله میتوان به ایجاد پناهگاه برای موجودات ریز خاکزی، موانعی در مقابل قطرات باران، تأمین غذای دام، مصارف سوختنی و اصلاح خاک اشاره نمود. آتش زدن یک عمل سریع و حاد برای تغییر محیط است. این عمل در اکوسیستم های طبیعی و اکوسیستم های تحت مدیریت انسان می‌تواند از قدرت تخریبی و آلوده کنندگی بسیار زیادی برخوردار باشد و یا ابزار مدیریت به حساب آید. مدیریت بقایا شامل روشهایی است که پس از خاتمة دورة رویشی گیاه و برداشت محصول بر روی بقایای محصول اعمال میشود و جهت نیل به اهداف و مقاصد خاص و متنوعی صورت می‌گیرد. این روشها عبارتند از جمع آوری، شخم زدن، دیسک زدن، دفن کردن، سوزاندن و همچنین دست نخورده گذاشتن بقایا. سوزاندن بقایا یکی از معمولترین روشهایی است که بدین منظور مورد استفاده قرار می‌گیرد و بصورت آتش زدن یک توده گیاهی در محیط بسته و یا در فضای آزاد صورت گیرد. سوزاندن با استفاده از مواد نفتی و آتش زدن آنها و نیز با بهره گیری از انواع شعله افکنهای دستی و موتوری صورت می‌گیرد.

موارد کاربرد سوزاندن مواد گیاهی

الف – از بین بردن بقایای مزاحم و تخلیه زمین برای کشت بعدی

ب – کنترل آفات بندپا در گیاهان

در این زمینه این روش برای کنترل آفت سرخرطومی یونجه موثر گزارش شده است. عملیات سوزاندن با تمهیدات و روشهای مطلوب در آینده می‌تواند بطور قاطع و اقتصادی، چین اول یونجه را از خسارت آفت مذکور نجات بخشد و روی محصول چین های دوم به بعد یونجه نیز اثر مثبت به جای گذارد. زنبور ساقه خوار غلات پس از برداشت محصول بصورت لارو در داخل طوقه باقی می‌ماند لذا سوزاندن بقایای این مزارع پس از برداشت محصول همواره یکی از روشهای مورد بحث برای مبارزه با این آفت بوده است.

ج - کنترل بیماری های گیاهی

این روش به چند طریق از جمله سوزاندن بقایا، سوزاندن علف های هرز پناهگاه عوامل بیماریزا و میزبانان ثانویه و نیز از طریق از بین بردن بخش آلوده گیاهان مبتلا و یا کل گیاه و یا مواد گیاهی به دلایل قرنطینه‌ای می‌باشد. در این زمینه کنترل بیماری هایی از جمله پوسیدگی ساقه برنج، پوسیدگی طوقه گندم، سفیدک داخلی سیب زمینی، نماتد گره ریشه توتون، سیاهک هندی گندم و بیماری لکه چشمی گندم با استفاده از روشهای سوزاندن بقایا قابل دسترسی است. در مورد نماتدهای انگل گیاهی که اغلب در خاک بسر می‌برند، عنوان شده که هر چند آتش نماتدهای سطح الارض خاک را از بین می‌برد ولی گرما به لایه های پایین تر خاک به مقدار کافی نمی‌رسد تا انگل های ریشه را تحت تاثیر قرار دهد.

د – کنترل علف های هرز شامل:

1 - از بین بردن علفهای هرز دارای ساقه خشبی و نیمه خشبی که با روشهای شیمیایی قابل کنترل‌‌نمی‌باشد.
2 - کنترل علفهای هرز در مناطقی نظیر جاده های شنی و کنار ریل های راه آهن که استفاده از سایر روشها امکان پذیر نیست.

3 - کنترل انتخابی علف های هرز بین ردیف های درختان در باغات و بین ردیف های کاشت برخی گیاهان زراعی نظیر پنبه ، ذرت و ذرت خوشه ای ، که ساقه نسبتاً بلند و ضخیم داشته و تعداد برگ در قسمتهای تحتانی ساقه کمتر است.

4 - کنترل علفهای هرز کنار مسیرهای آبیاری

5 - کنترل علفهای هرز زمین های تحت آیش

6 - از بین بردن بقایای علف های هرز و بذور موجود در لایه های سطحی خاک
اثرات سوزاندن بقایای گیاهی بر خصوصیات خاک های زراعی

در بسیاری از مناطق غله خیز جهان بقایای غلات را پس از برداشت می سوزانند این عمل تاثیراتی را بر روی ویژگیهای فیزیکی ، شیمیایی ، بیوشیمیایی و میکروبی خاک بر جای میگذارد .

در مورد ویژگی های فیزیکی خاک باید به این موضوع اشاره نمود که سوزاندن بقایای گیاهی باعث افزایش حساسیت به فرسایش و کاهش رطوبت خاک به هنگام کشت محصول جدید میگردد و برخی از آزمایشات هم نشان داده اند که با سوزاندن کاه و کلش ، وزن ظاهری و هدایت الکتریکی خاک افزایش و پایداری خاکدانه ها کاهش می یابد . در مورد ویژگی های شیمایی خاک هم باید به این امر اشاره نمود که سوزاندن بقایای گیاهی موجب افزایش PH خاک و کاهش ماده آلی خاک میشود . در مورد ویژگی های میکروبی و بیوشیمیایی خاک هم میتوان گفت که آتش زدن بقایای گیاهی در سطح خاک ، میکروارگانیسم های خاک را کاهش می دهد .

مزایای سوزاندن مواد گیاهی

اینکار سبب تبدیل سریع مواد آلی خاک به خاکستر و آزاد شدن مواد معدنی نظیر کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم از بقایا، کمک به استقرار بهتر بذر در بستر کاشت و ایجاد یک پوشش گیاهی یکنواخت و پرپشت، افزایش رطوبت خاک، بهبود بازدهی مصرف آب و کاهش دمای خاک، کاهش تبخیر و روان آب و در نهایت افزایش عملکرد گیاهان می‌شود. در ضمن کلش سوزی قبل از آبیاری و شخم نسبت به بدون کلش سوزی و بدون شخم موجب افزایش هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در طول فصل رشد می‌شود.

معایب سوزاندن مواد گیاهی

از جمله پیامدهای نامطلوب سوزاندن می‌توان به کاهش ماده آلی و دگرگونی شرایط فیزیکی و میکروبیولوژیک خاک در بلند مدت، افزایش خطر آبشوئی و فرسایش، هدررفت نیتروژن، کربن، گوگرد و غیره از طریق تصعید، پراکندگی سموم شیمیایی در هوا، آسیب به لایه ازن و متعاقب آن آسیب به گیاهان و انسان، بوجود آمدن بارانهای اسیدی، بروز سرطان در انسان، افزایش انتقال و انتشار بیماری های واگیردار و بروز تنگی نفس و سایر بیماری های تنفسی اشاره نمود.

نتیجه گیری

با توجه به مضرات ناشی از سوزاندن بقایای گیاهی بخصوص کاه و کلش که در کشور ما نیز به ویژه در شمال کشور بمنظور آماده سازی زمین برای کشت دوم انجام می‌پذیرد، بنظر می‌رسد، احیاء فن‌آوری و مدیریت بقایای گیاهی بعنوان یکی از راهکارهای مهم در جهت حفظ پایداری اکولوژیک مزارع ضروری باشد. ازجمله فن‌آوری های موفق می‌توان به سیستم‌های خاکورزی حفاظتی اشاره نمود. در این خاکورزیها که شامل روش های بدون خاکورزی و خاکورزی حداقل می‌باشد، بقایای گیاهی در سطح خاک باقی مانده یا مقادیری از آن در خاک دفن می‌گردد. با این عمل بسیاری از مضرات سوزاندن بقایای گیاهی ‌تخفیف‌ می‌یابد. همچنین در مورد قوانین سوزاندن هم میتوان اشاره نمودکه در کشورهای اروپایی بعلت خطراتی که از سوزاندن متوجه انسان و محیط زیست میشود دولت تمهیداتی را بوجود آورده است که برای انجام عمل سوزاندن باید کشاورز از دولت مجوز دریافت نماید ولی در کشورهای آسیایی چون ایران دولت هیچگونه تمهیداتی را در نظر نگرفته است و کشاورز میتواتد بدون مجوز از سوزاندن استفاده نماید .

منابع

1 . امتیازی ، گ . 1381 . میکروبیولوژی خاک . انتشارات مانی . ص 1 .

2. جعفرپور، ب . ع ، مهدیخانی . 1375 . نماتد شناسی گیاهی . انتشارات فردوسی مشهد . ص 314 .

3 . دکتر محمد حسن راشد محصل، دکتر حمید رحیمیان، مهندس حمید بنایان. 1374. علفهای هرز و کنترل آن . انتشارات دانشگاه مشهد . ص 78 و 79 .

4 . سید محمد رضا موسوی محمدی . 1380 . مدیریت تلفیقی علفهای هرز . نشر میلاد . ص 96 و 97 .

5 . بحرانی ، ج ، 1377مدیریت بقایای گیاهی در سیستم های کشت آبی . پنجمین کنگره زراعت و اصلاح نباتات ایران . انتشارات موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج . ص 30-

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ

خصوصیات گیاهی: لوبیا روغنی یا سویا با نام علمی Glycine max L. گیاهی است یکساله از تیره نخود (Leguminosae) که بصورت بوته ای استوار و نسبتاً پر برگ رشد می کند .

گرده افشانی در لوبیا روغنی بصورت خودگشنی است . میزان دگرگشنی به فعالیت حشرات بستگی دارد .

نیامهای رسیده برنگهای زرد ، خاکستری ، قهوه ای یا سیاه دیده می شود .


لوبیا روغنی گیاهی است کوتاه روز که بیش از هر محصول زراعی دیگر نسبت به طول روز حساسیت نشان می دهد .

لوبیا روغنی در گروه گیاهان گرمادوست قرار دارد و از این لحاظ تا حد زیادی مشابه ذرت است . به گرما و نور فراوان نیاز دارد و به سایه اندازی علفهای هرز حساس است .

لوبیا روغنی به خشکی حساس است . بذر در مرحله سبز شدن به زیادی رطوبت نیز حساسیت نشان می دهد .

به شوری خاک حساس است . اسیدیته حدود خنثی تا کمی اسیدی برای آن مناسب می باشد .

ارقام لوبیا روغنی را می توان از لحاظ مورد مصرف در سه گروه علوفه ای روغنی و حبوبات قرار داد.

تناوب زراعی: بطور کلی موقعیت لوبیا روغنی در تناوب زراعی همانند حبوبات است و می توان بعنوان فزاینده باروری خاک در تناوب قرار گیرد .

شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم

یونجه ـ سیب زمینی ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آیش

کود شیمیایی: چنانچه لوبیا روغنی برای اولین بار در مزرعه ای کشت می شود بهتر است بذر آنرا با باکتری تثبیت کننده ازت تیمار نمود .

تولید هر تن دانه لوبیا روغنی موجب خروج 60 تا 70 کیلو ازت ، 15 الی 20 کیلو اکسید فسفر و 20 تا 25 کیلو اکسید پتاسیم از خاک می گردد . لوبیا روغنی توان زیادی در جذب مواد غذایی از خاکهای فقیر دارد و همانند بادام زمینی می تواند در این خاکها رشد خوبی داشته باشد ، بهرحال برای حصول حداکثر عملکرد لازم است که مواد غذایی کافی در خاک قرار داد . مقدار کود مورد نیاز لوبیا روغنی می تواند صفر تا 120 کیلو در هکتار ازت و 45 تا 90 کیلو اکسید فسفر باشد .

در این شرایط ممکن است تا حدود 50 کیلو در هکتار اکسید پتاسیم نیاز باشد .

تاریخ کاشت:
حداقل حرارت خاک برای جوانه زدن و سبز شدن لوبیا روغنی حدود 15 درجه سانتیگراد و حرارت مطلوب آن حدود 30 درجه سانتیگراد است .

آبیاری: معمولاً اولین آبیاری را بلافاصله پس از کاشت انجام و خاک را تا عمق حدود یک متر خیس می کنند . دومین آبیاری بفاصله کمی بعد از آبیاری اولی و بسیار سبک انجام می شود تا سبز شدن تسهیل گردد .

کنترل علفهای هرز: توان لوبیا روغنی در مقابله با علفهای هرز ، بخصوص در شرایط افزایش فاصله ردیفهای کاشت بسیار کم است .

لوبیا روغنی به بسیاری از علف کشها حساس است .

علف کشهای قبل از کاشت مانند تریفلورالین ، اپتام و لاسو و علف کشهای قبل از سبز شدن مانند داکتال را می توان برای کنترل علفهای هرز لوبیا روغنی مورد استفاده قرار داد .

آفات و امراض: از آفات اختصاصی لوبیا روغنی می توان پروانه دانه خوار Etillo zinkenella را نام برد که به سایر حبوبات نیز خسارت می زند . کنترل این آفت با شخم پائیزه ، یخ آب زمستانه و تناوب زراعی بصورت عدم کاشت کلیه حبوبات برای 2 تا 3 سال در ناحیه امکان پذیر است . کنترل شیمیایی با مشاهده مداوم مزرعه از اوایل رشدو انجام سمپاشی با ظهور پروانه ها و مشاهده اولین آثار خسارت امکان دارد . استفاده از سموم گوزاتیون و دیپرتکس و تکرار سم پاشی پس از 7 الی 10 روز از نوبت اول توصیه شده است .

بیماریهای سفیدک داخلی لوبیا روغنی ، بیماری لکه ارغوانی لوبیا روغنی و موزائیک لوبیا روغنی بطور پراکنده و با خصارت غیر اقتصادی در مزارع لوبیا روغنی ایران مشاهده شده اند .

ظاهراً عامل بیماری بوته میری لوبیا روغنی در ایران قارچی است بنام Rhizoctonia solani فآفت

که ساپروفیت اختیاری است . مبارزه با این قارچ با انتخاب ارقام مقاوم ، زهکشی زمین و ضد عفونی بذر بوسیله قارچ کشهای سیستمیک مانند تیابندازول و بنومیل می باشد .

برداشت: معمولاً برداشت لوبیا روغنی هنگامی انجام می شود که نیامها زرد و خشک شده اند

موارد استفاده: دانه خشک لوبیا روغنی 14 تا 20 درصد روغن و 30 الی 40 درصد پروتئین داد . ارقام روغنی دارای پروتئین کمتر و روغن بیشتری هستند .

کنجاله لوبیا روغنی را برای تغذیه دام مصرف می نمایند . اما مصرف کنجاله لوبیا روغنی در کشورهای صنعتی برای تهیه گوشت گیاهی با گوشت لوبیا روغنی در کشورهای صنعتی برای تهیه گوشت گیاهی یا گوشت لوبیا روغنی معمول است

ارزن مرواریدی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ

● مقدمه
ارزن مرواریدی با نام علمی pennisetum glaucum یک غله روز کوتاه است که به عنوان گیاه تابستانه برای مصرف علوفه ای و دانه ای از دیر باز در بسیاری از کشورهای گرمسیر جهان کشت می شده است. پیشرفت های تازه در دورگه گیری از این گیاه واریته های جدید و سودمندی را تهیه کرده است که برای کشت در مناطق خشک مناسب است.
این گونه از ارزن می تواند دوره های مکرر و طولانی خشکی را به خوبی پشت سر بگذارد و تولید محصول کند. تحمل این گیاه آنقدر بالا است که حتی در مناطقی که بارندگی آن برای کشت سورگوم نامساعد است ، می توان این گیاه را کشت کرد. ارزن مرواریدی نسبت به سایر غلات این قابلیت را دارد که به زمین های شنی و اسیدی مقاومت کند.
ریشه این گیاه آنچنان عمیق است که می تواند آب ، نیتروژن ، فسفر و پتاسیم آبشویی شده در خاک های عمقی را جذب و استفاده کند و نسبت به سایر غلات تابستانه به سطوح کمتر کودی نیازمند است.
این خصوصیات ارزن مرواریدی آنرا برای کشت و تولید محصول در مناطق خشک و نیمه خشک که معمولا خاک فقیر تری از سایر خاک ها دارند مناسب ساخته است. تحقیقات نشان داده است مه در صورتی که مدیریت زراعی مناسب بر این گیاه اعمال شود می تواند محصول قابل توجهی تولید کند. این گیاه را در دنیا به جز به صورت تک کشتی، بیشتر به صورت مخلوط و همچنین به صورت کشت ثانویه بعد از غلات زمستانه کشت می کنند.
دانه آن به مصرف ماکیان رسیده و همچنین رژیم غذایی مناسبی برای گاو و خوک فراهم می کند. این گیاه برای تک معده ای ها و نشخوار کنندگان عوارضی بدنبال نداشته و می تواند جهت افزایش وزن در رژیم غذایی آنها گنجانده شود. در بسیاری از کشور های فقیر این گیاه جهت مصرف انسان نیز کشت می گردد پروتئین دانه ارزن مرواریدی بیش از سایر غلات دانه ای گزارش شده است .میزان پروتئین خام در آن ۱۲ تا ۱۴ درصد محاسبه شده است . همچنین محتوی ویتامین A در این گیاه بیش از ذرت و سایر غلات گرمسیری می باشد.
در صورتی که انرژی قابل سوخت و ساز آن محاسبه شود مشاهده می شود که آن عدد مشابه ذرت است که این آمار نشان از ارزش غذایی بالای این گیاه دارد.

● نیاز های رشد
بذر گیاه ارزن مرواریدی در ۱۵ تا ۴۰ درجه سانتیگراد به خوبی جوانه می زند و در صورت مساعد بودن شرایط طی دو تا چهار روز سبز می کند. رشد آن در ۴ هفته اول کند است و پس از آن وارد فاز سریع ساقه دهی و گلدهی می شود. در مناطقی که رطوبت لازم در دسترس باشد بدون اعمال آبیاری و کود هم محصول می دهد.
گلدهی این گیاه حدود ۴۰ تا ۵۰ روز پس از سبز شدن آغاز شده و ۳۰ الی ۴۰ روز پس از گلدهی به رسیدگی فیزیولوژیکی می رسد. همچنین دوره رشد با دیر کشت تا حدی تسریع می شود.

● خاک مورد نیاز
ارزن مرواریدی در طیف وسیعی از خاک ها رشد می کند. این طیف می تواند از رسی لومی تا خاکهای شنی عمیق تغییر یابد. همچنین pH مناسب جهت رشد گیاه از کمی قلیایی(۵/۷) تا اسیدی (۵/۵) قابل تغییر است.
با این حال عملکرد و کیفیت دانه در خاکهای عمیق و حاصلخیز بهبود می یابد.
در صورتی که خاکورزی مناسب و عمیق در زمین زراعی انجام شود عملکرد تا حد مطلوبی بالا می رود. این گیاه در خاک هایی که در فصول باران خیز سال با اب گرفتگی و غرقاب مواجه هستند با مشکل مواجه می شود. قرار گرفتی در چنین شرایطی منجر به نقص سیستم ریشه ای ، کاهش عملکرد دانه و محتوی پروتئین آن میگردد.
به نظر می رسد گیاه ارزن مرواریدی نسبت به افزایش آبیاری پاسخ مطلوبی نمی دهد و تنها هنگام آغاز گلدهی تا مرحله خمیری شدن دانه به کمبود رطوبت خاک حساس باشد.

● مراحل رشد
سه مرحله عمده رشدی برای این گیاه در نظر گرفته می شود:
۱) مرحله رشدی اول که شامل جوانه زنی تا تمایز اندام های زایشی می شود GS۱:
۲) دومین مرحله شامل ابتدای تمایز تا ابتدای گلدهی می شودGS۲:
۳) این مرحله ار ابتدای گلدهی تا آخر بلوغ فیزیولوژیکی را شامل می شودGS۳:

● دما
صفر فیزیولوژیکی این گونه ارزن ۱۲ درجه سانتیگراد و بهترین دما برای آن ۳۰ تا ۳۵ درجه می باشد. حد اکثر دمایی که در آن گیاه قادر به زندگی کردن است ۴۵ درجه سانتیگراد است.
دمای اپتیمم برای GS۱ ، ۲۰ درجه ؛ برای GS۲، ۳۰ درجه و برای GS۳، ۲۵ درجه سانتیگراد اندازه گیری شده است.

● نور
با توجه به اینکه این گیاه از سیستم فتوسنتزی C۴ برخوردار است میزان نور فراوانی جهت سپری کردن مراحل فنولوژیکی خود نیازمند است . پس کشت این گیاه در مناطق ابری و در فصول ابری و سرد ، رشد گیاه را با مشکل مواجه می کند.
ارزن مرواریدی گیاهی است روز کوتاه . کولتیوار های غیر حساس به طول روز معمولا دیر رس هستند و کولتیوار های زود رس به فتوپریود حساسیت نشان می دهند.

● باد
به غیر از نور و دما ، عامل دیگری نیز وجود دارد که می تواند در رشد بهتر گیاه موثر باشد. این عامل باد است. باد موجب جابجایی هوای سطح مزرعه و رسیدن CO۲ بیشتر به کنوپی می شود. همچنین باد باعث می شود جابجایی حاصله موجب رسیدن نور به پایین کنوپی می شود و نیز در گرده افشانی گیاه عامل موثری به شمار می رود و موجب بهبود عملکرد دانه ای می شود.

● کاشت
در کشت زود هنگام ارزن مرواریدی وقتی که دمای سطح خاک (۵ سانتیمتری) کمتر از ۱۵ درجه سانتیگراد باشد این موضوع می تواند به گیاهچه های این گیاه خسارت وارد کرده و یا از جوانه زنی آنها جلوگیری کند.
در شرایط عمومی امریکا می توان تاریخ کشتی ما بین اول ماه می تا اواسط ماه جولای را برای کشت این گیاه پیشنهاد کرد.
در مناطق گرمسیر که از تابستان بلندی بهرمند هستند، می توان کشت را تا اول آگوست هم به تاخیر انداخت ولی کشت در اواخر ماه می را بهترین تاریخ کشت این گیاه ذکر کرده اند.

● تهیه بستر کشت
بهترین زمین برای کشت ارزن مرواریدی زمین عاری از علف هرز در اوایل فصل می باشد. شخم عمیق برای تهیه بستر مناسب است و باید لایه های سخت زیرین را از بین ببرد. بهتر است لایه های زیرین شنی تا لومی شنی باشند تا به توسعه سیستم ریشه ای گیاه کمک کند. سیستم های دارای شخم حفاظتی برای خاک های رسی مناسب تر بوده از ایجاد لایه های سخت (hard pan) جلوگیری می کند. بهتر است شخم زمانی صورت بگیرد که علف های هرز تازه سبز شده اند.
اگر از سیستم شخم حفاظتی استفاده می شود بهتر است در بهار زمین را شخم نزده ، در پاییز اقدام به کشت گیاهی پوششی نموده و در آخر زمستان از شخم عمیق استفاده شود.

● تراکم کاشت
بهترین میزان مصرف بذر ۳ تا ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد. به طور متوسط با در نظر گرفتن ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر به عنوان فاصله ردیف ها ؛ حدود ۸ تا ۱۰ سانتیمتر را به عنوان فاصله بوته ها در ردیف می توان در نظر گرفت . با این حساب تراکم بوته ای مناسب در هر هکتار معادل ۳۰۰،۰۰۰ تا ۴۰۰،۰۰۰ بوته خواهد بود.
با اینکه فاصله ردیف ها را می توان از ۳۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در نظر گرفت ، فاصله ای در حدود ۴۵ سانتیمتر علاوه بر حصول عملکرد بالا ، محتوی پروتئین دانه را نیز در حد بالای خود نگه خواهد داشت و از خسارت ناشی از حمله حشرات نیز خواهد کاست. برای عمق کاشت ارزن مرواریدی اعدادی بین ۱ تا ۲ سانتیمتر را پیشنهاد کرده اند.

● نیازهای کودی
نیاز کودی ارزن مرواریدی معادل گیاه سورگوم تخمین زده شده است. برای خاک های رسی میزان ۸۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم کود نیتروژنه نیاز است که ۳۰% آن را پیش از کشت به خاک می افزایند. بدیهی است با شنی تر شدن خاک میزان مصرف کود نیز افزایش می یابد. با توجه به سیستم ریشه ای قوی و کم توقعی این گیاه به طور معمول نیاز این گیاه به عناصر فسفر و پتاس و منیزیم در غالب خاک ها فراهم است و تنها با آزمایش و مشاهده فقر خاک می توان رژیم کودی مناسب را مشابه گیاه سورگوم اعمال کرد.
از جمله عناصر مورد نیاز این گیاه عنصر گوگرد است که می توان با دادن ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم در هکتار کود سولفور این نیاز را مرتفع ساخت. لازم به یادآوری است که این گیاه در خاک های اسیدی عملکرد بهتری خواهد داشت.
به غیر از عوامل ذکر شده به نظر می رسد، شوری خاک از جمله عوامل محدود کننده رشد این گیاه به حساب می آید.
عملیات داشت در این گیاه با توجه به کم توقعی و نیز خاصیت خفه کنندگی برای علف های هرز ، به مبارزه با بیماریها ،نماتد ها و حشرات خلاصه می شود.

● برداشت
گیاه از حدود ۴۰ روز پس از گلدهی قابلیت برداشت را دارد. میزان رطوبت دانه جهت برداشت ۱۴ تا ۱۵ درصد و برای انبار کردن ۱۰ تا ۱۲ درصد می باشد. خوشه ها در هنگام برداشت زرد طلایی و تا حدی متمایل به قهوه ای می باشد و خوشه ها نیز شکننده می شوند. به دلیل ریز بودن دانه ها در هنگام برداشت باید دقت زیادی مبذول داشت تا هدر رفت دانه ها کاهش یابد. با تنظیم دقیق دندانه های کمباین می توان از این دستگاه جهت برداشت دانه بهره جست.

● اهمیت ارزن مرواریدی
سازگاری و مقاومت این گیاه به شرایط نا مساعد محیطی آنرا در بسیاری از کشور های گرمسیر جهان ، از غرب آفریقا تا شبه قاره هند گسترش داده و آنرا به صورت یک گیاه زراعی مهم در آورده است. دانه این گیاه علاوه بر مصرف علوفه ای دام و طیور ، توسط انسان نیز مصرف می شود و امروزه غذای چیز در حدود ۵۰۰ میلیون نفر از مردم کره زمین را تشکیل داده است. این گیاه مساحتی بیش از ۱۹ میلیون هکتار در آفریقا و حدود ۱۵ میلیون هکتار در آسیا را زیر کشت خود دارد. به غیر از این در سایر نقاط دنیا نیز کمابیش به کشت این گیاه ارزشمند اقدام می شود.
مناطقی که مساعد کشت این گیاه می باشند عبارت از شمال و غرب آفریقا، مناطق مرکزی آسیا ، شبه قاره هند، خاور میانه و آمریکای مرکزی و استرالیا می باشد. طبق گزارش وزارت کشاورزی در سال ۸۵ این گیاه برای اولین بار در ایران و در استان گلستان کشت شد. عملکرد جهانی دانه ای ارزن مرواریدی در سال ۲۰۰۲ ، بیش از ۱۰ میلیون هکتار گزارش شده است و جدیدترین اخبار حکایت از افزایش این رقم در سالهای اخیر دارد.
اکنون بیش از دو سوم از کل ارزنی که در کشور هندوستان کشت می شود مربوط به ارزن مرواریدی می شود و غالبا مربوط به ایالات گرم و خشک این کشور یعنی ایالات راجاستان ماهاراشترا، هاریانا و گوجارات می شود.

با اینکه بیش از نیمی از سطح زیر کشت ارزن مرواریدی زیر کشت توده های محلی قرار دارد ، هر ساله واریته ها و هیبرید های جدیدی به زارعان معرفی می گردد. یکی از این هیبرید ها موسوم به Tifgrain ۱۰۲ است که توسط وزارت کشاورزی امریکا و با همکاری دانشگاه جرجیا معرفی شده است. هیبرید های پیشین عملکرد مطلوب و یکنواختی در رسیدگی بذر نشان ندادند که این هیبرید این مشکل را بر طرف کرده از لحاظ کشت مکانیزه نیز در مطلوبیت بالایی برخوردار است. در هر حال وزارت کشاورزی امریکا به زارعینی که در مناطق خشک و نیمه خشک آن کشور علوفه ای با عملکرد اقتصاد و بیولوژیک بالا می خواهند ، ارقام مختلف ارزن مرواریدی را پیشنهاد نموده است.

همه چیز در مورد کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

 

جزوه کامل زراعت علوفه ای (مهندس منعم)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ

نوع مقاله : فارسی کامل - جزوه درسی

مرتبط با : زراعت علوفه ای - زراعت عمومی

عنوان مقاله  :   زراعت گیاهان علوفه ای

مرجع مقاله :  تالیف مهندس رضا منعم

سال انتشار:  پاییز ٨٨

تعداد صفحات :  ٩۵  صفحه ( حجم ۵ مگ - دانلود در ٩ دقیقه )

دانلود مقاله شماره  ٨۶

مطالعات روی اثراللوپاتیک و اثرمتقابلش در گندم

Study of allelopathic interaction of wheat (Triticum aestivum L.) and Rye (Secale cereal L.) using equal-compartment-agar method

ABSTRACT

 There are many methods for weed management one of them is using allelopathy in weed management programs. Equal-compartment-agar method was used for studying allelopathic interaction of wheat and rye. In order to studying of sowing time (delayed sowing, synchronic sowing) on allelopathic interaction of wheat cultivars (Shiraz, Roshan, Tabasi, Niknejad) and rye (Secale cereale) on primary growth of rye and wheat, an experiment was done as factorial arrangement in a completely randomized design with 4 replications. According to the results, the inhibitory effect of wheat on rye was more than in synchronic sowing, compared to delayed sowing. Roshan had the highest allelopathic potential on rye, compared to other wheat cultivars. On the other hands, Roshan cultivar showed the highest sensitivity in the presence of rye. Root length showed the most sensitivity to released allelochemicals from wheat cultivars, because root has the most contact with allelochemicals.

 Keyword: allelopathy, wheat, rye, equal-compartment-agar method

نوع مقاله : انگلیسی - کامل

مرتبط با : زراعت ها - تنش - کشاورزی پایدار

عنوان مقاله  :  Study of allelopathic interaction of wheat .

مرجع مقاله : Asian Journal of Agricultural Sciences

سال انتشار: ٢٠٠٩

تالف: حمیده خلج - محمد لبافی نژاد

تعداد صفحات  :۴  صفحه

دانلود مقاله شماره  ٨۴

تلفات نان و راهکارهای کاهش آن
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ

چکیده

بخش مهمی از ضایعات نان در مراحل حمل و نقل، نگهداری و در موقع مصرف سر سفره و میز و یا رستورانها به دلایل مختلف تلف می‌شود. از بیانات مسئولین، دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ای چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد از نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف تلف شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه این آمار را می‌توان به برخی از شهرها نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد در نقاطی خاص از کشور وجود دارد ولی نسبت دادن آن به کل کشور نمی تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیق وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه کرد ولی آنچه می‌توان با اطمینان مطرح کرد آنکه مقدار دورریز نان در نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها، خانواده‌های با درآمدهای متفاوت و در نقاط مختلف با فرهنگها و غذاهای مصرفی متفاوت یکی نیست. به عبارت دیگر معدل مقدار تلفات نان در کل کشور نمی‌تواند 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که اگر دورریز نان کشور از 20 درصد هم بیشتر نباشد تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (به علت کپک زدگی نان، دورریز و مصرف آن توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط قارچها در نان و از طریق محصولاتی چون شیر به انسان).

نکته مهم دیگر اینکه عدم کیفیت مطلوب نان نه تنها از نظر دورریز و خصوصیات ارگانولپتیکی اهمیت ویژه‌ دارد بلکه اثرات سوء تغذیه‌ای آن بر انسانها حائز اهمیت بیشتری است. تولیـــد ناصحیح نـــان

می‌تواند موجب کم‌خونی و کمبود برخی از عناصر ضروری و مهم در سیستم متابولیکی بدن گردد و موجب زیانهای مخفی و ناپیدایی شود که اثرات اجتماعی - اقتصادی آن از دید‌ها مخفی است.

نکته قابل توجه دیگر که شاید کمتر به آن توجه شده است معنی و مفهوم ضایعات نان است. چون برخی جداکردن سبوس از گندم و تولید نان را بخشی از ضایعات می‌دانند و عده‌ای سبوس‌گیری را برای بالا‌بردن کیفیت نانوایی و ارگانولپتیک نان ضروری می‌شمارند و برای هر دو مورد، دلیلهای علمی مشخص وجود دارد. برخی مصرف بخشی از نان تولیدی برای دام را جزو ضایعات حساب نمی‌کنند، چون در چرخه تولید قرار می‌گیرد و لذا باید تعریف مشخصی از ضایعات نان نیز ارائه گردد.

از عوامل مؤثر بر دورریز نان عبارتند از: کیفیت نان تولیدی، ارزانی قیمت نان، عدم یکنواختی در کیفیت آرد و استاندارد نبودن آرد تحویلی به نانوایان، عدم مهارت کارگران نانوایی، عدم استفاده از تکنولوژی صحیح برای تولید خمیر و پخت نان، عدم نظارت و کنترل جدی بر تولید نان، عدم پخت یکنواخت قسمتهای مختلف نان، استفاده از تنورهای نامناسب و غیر استاندارد، افزایش تقاضا در ساعاتی از روز به علت بیات شدن سریع نان، عدم اطلاع مصرف کنندگان از نحوه صحیح نگهداری نان، عدم رعایت شرایط لازم برای جلوگیری از دورریز در رستورانها، سلف سرویسها و منازل در موقع توزیع و مصرف نان سر سفره و میز.

برای کاهش تلفات نان راهکارهای مشخصی قابل ارائه است که بخشی از آن باید به صورت دستورالعملهای اجرایی تهیه شده و به مورد اجراء گذاشته شود و البته نیاز به پژوهش بیشتر برای افزایش کیفیت و کاهش تلفات در این محصول سنتی هست و محققین کشور باید به مشکلات نان سنتی که در کشورهای دیگر کمتر کار شده بیشتر بپردازند. در این مقاله ضمن اشاره به دلایل دور ریز نان، راهکارهای کاهش آن نیز ارائه می‌گردد.

کلمات کلیدی: نان، دورریز، اتلاف، کیفیت، بیاتی

 

مقدمه

ضایعات گندم، آرد و نان یکی از مشکلات کشور است که ظاهراً همه از آن اطلاع دارند و برای کاهش آن تلاش می‌کنند ولی واقعیت آن است که اطلاع دقیق از آنها در دست نیست و حتی مسئولین ذیربط عمق و اهمیت واقعی مشکل را در نیافته‌اند. اگر درک دقیق و عمیق از این مشکل وجود داشت برنامه‌ریزی بهتری برای استفاده از علوم و تکنولوژی در مراحل تولید گندم و آرد و تهیه نان و توزیع آن صورت می گرفت.

کیفیت تولید نان بعنوان اصلی‌ترین غذای جامعه و قوت اصلی و روزانه اقشار مختلف مردم دارای اهمیت خاصی است. کیفیت ارگانولپتیکی و تغذیه‌ای نان نقش اساسی بر سلامت مردم و اقتصاد ملی دارد. کیفیت نان سنتی و ملی ما نشان‌دهندة میزان توجه مسئولین جامعه به امور مختلف تغذیه‌ای و اقتصادی کشور است. تفاوت بین کیفیت نان حجیم، نان فانتزی و نان‌های سنتی و ایرانی نشان‌دهنده عدم برنامه‌ریزی و تلاش و تحقیق کافی جامعه نسبت به اموری است که امکان اخذ اطلاعات فنی آن از کشورهای پیشرفته نیست و متخصصین و مدیران جامعه خود باید آستین همت بالا بزنند و برای بهبود آن تلاش کنند. اهمیت این موضوع در سالهای اخیر در سمینارها، سخنرانیها، گفتارها و بیانها مورد توجه قرار گرفته ولی تلاش کافی برای برنامه‌ریزی و به عمل رساندن نتایج آن نشده است.

ساختار جمع‌آوری گندم، تولید و توزیع آرد و تهیه نان بر اساس ضرورت رشد کمی به تدریج بطرف مکانیزه شدن و ماشینی شدن پیش رفته اما روند این تغییرات بر اساس مطالعه و تحقیق نبوده است. این ضعف مخصوصاً در مواردی که امکان الگو گرفتن دقیق از کشورهای دیگر نبوده (تولید‌ نانهای سنتی و ایرانی) بصورت بسیار روشن به چشم می‌خورد.

از بیانات مسئولین و دست‌اندرکاران و گزارشهای روزنامه‌ها چنین بر‌می‌آید که حدود 30 تا 35 درصد نان تولیدی برای مصرف انسان، بصورتهای مختلف دورریز شده و یا از چرخه مصرف صحیح خود خارج می‌شود. اگر چه می توان این آمار را به برخی از شهرستانها و نقاطی از کشور نسبت داد و اگر دقیق بررسی شود احتمال ضایعات بیش از این حد نیز در بعضی از نقاط کشور وجود دارد، ولی نسبت دادن این آمار به کل کشور نمی‌تواند صحیح باشد. اطلاعات مستند و دقیقی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن آمار دقیقی ارائه نمود ولی آنچه می‌توان برآورد کرد آن است که معدل مقدار دورریز نان برای نقاط شهری و روستایی، رستورانها و سلف‌سرویسها و خانواده‌های مختلف حدود 20 درصد است و نمی‌تواند مقدار آن در کل کشور 30 تا 35 درصد باشد. اما به این نکته باید توجه کرد که حتی اگر دورریز نان کشور ما 20 درصد باشد، تلفات زیادی است و این ضایعات از نظر اقتصادی میلیاردها تومان به جامعه ضرر می‌زند. علاوه بر آن می‌تواند اثر نامطلوب بر سلامت انسانها نیز داشته باشد (بعلت کپک‌زدگی نان دورریز و مصرف آنها توسط دام و راه یافتن توکسینهای تولید شده توسط کپکها در نان از طریق محصولاتی چون شیر به انسان).

 ادامه مقاله و دانلود متن کامل در ادامه مطلب

 

 

زنگ لوبیا و زنگ باقلا bean rust & broad bean
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ

عامل زنگ لوبیا Uromyces appendiculatus است وعامل زنگ باقلاU. viciae -fabae  میباشد. بیماری به صورت جوشهای قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه کمرنگ ظاهر می شود. جوشها غالباًً روی برگ و گاهاً روی ساقه و غلاف دیده می شود.

 تلیو سپورها و یورید یو سپورهای این زنگ یک سلولی هستند. یورید یو سپور در سیکل بیماری خیلی مهم است، چون در بیشتر مناطق بازیدیوسپور،   پکنیوسپور وایسیدیوسپور تولید نمیشود. این زنگ یک میزبان و ماکروسیکلیک است. قارچ عامل این بیماری ممکن است در برخی علفهای هرز نیز میزبانها داشته باشد که عامل بقای قارچ هستند.اگر میزبان علف هرز در منطقه نباشد، بقا بصورت تلیوسپوردر خاک صورت میگیرد. تلیوسپور برای جوانه زنی احتیاج به دوره سرما و شکسته شدن دوره رکود دارد یعنی بلافاصله بعد از تشکیل قادر به جوانه زنی نیست. این در شرایط  آب وهوایی معتدل و مرطوب حداکثر خسارت را میزند. زنگ لوبیا با بذر انتقال می یابد و دارای250نژاد فیزیولوژیکی میباشد که براساس آنها ارقام مقاوم به بیماری را مشخص میکنند.                                                                                                     

کنترل:

1-ارقام مقاوم راه بسیار مطمئن و خوبی است.

 2- با توجه به اینکه زنگ یک میزبانه است تناوب مهم است. که معمولا تناوب 3 ساله اعمال میشود.

 3- کاشت حبوبات دور از زمین آلوده سال قبل.

 4- شخم عمیق تا بقایا ازبین برود.

 5- سمپاشی با قارچ کشهای سیستمیک و غیرسیستمیک(تیلت،....)

جو
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

  

بقیه در ادامه مطلب

  


نحویه کاشت کلزا
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ

مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

میزان بذر
میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .
برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

بقیه در ادامه مطلب

 

تیپ های بومی برنج
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ

سویه های برنج نسبت به محیط های تنکارشناختی، مانند: رطوبت، دما، نور، باد، عناصر کم مصرف، نمک ها و غیره و نسبت به محیط های زیستی که مشتمل بر تمام ارگانیسم های ناحیه بوم شناختی هستند، سازگاری یا تحملی را نشان می دهند. توزیع هر سویه توسط تغییر تحمل به تفاوت در هریک از عوامل محیطی تعیین می گردد. هر سویه سازگار به عنوان یک سویه متحمّل درجه حرارت پائین، دوره نوری تعدیل یافته، متحمّل کم آبی، متحمل باتلاقی، متحمّل شوری و سویه مقاوم نسبت به عوامل بیماری زا، تعریف می شود.
این سویه ها، معمولا با توجه به چنین ویژگی هایی به صورت کولتیوار طبقه بندی می گردند. ولی، نه به صورت بوم شناختی، زیرا توزیع ویژگی هایشان به یک منطقه بوم شناختی خاصّی محدود نمی شود. به هرحال، برنج آبی، دیم، آب عمیق و شناور می توانند به صورت تیپ های بومی تعریف شوند.

سازگاری زیست محیطی رشد برنج

سازگاری عبارت از ماهیت ارگانیسمی است که آن را در محیط پیرامونش پایدار می سازد. بنابراین، سازگاری خودش امری نسبی است. سازگاری از تکامل تیپ های بومی و گونه های بومی نژادی در جهت بعضی شرایط مطلوب از قبیل استفاده هرچه بهتر از منابع زیست محیطی، قدرت تولیدی بالاتر در واحد سطح یا ازبوم سازگان های پایدار تر حاصل می گردد.
عوامل متعددی نظیر: باد، آب، نور، درجه حرارت، غذا، عوامل بیماری زا، رقابت و غیره وجود دارند که توزیع یک تیپ بومی را محدود می سازد. بعضی از جزئیات کارکرد گیاه برنج، یعنی، عکس العمل دوره نوری، اثر متقابل درجه حرارت پائین و وابستگی آبی را به عنوان مهم ترین عوامل محدود کننده تمایز یابی تیپ بومی مورد بررسی قرار می دهیم.

عکس العمل مرحله رشد رویشی برنج به درجه حرارت

معلوم شده است، گیاهان معتدله و گرمسیری نسبت به درجه حرارت به همان اندازه تأثیر نور تفاوت وسیعی از نظر عکس العمل رشد دارا می باشند. درجه حرارت بهینه رشد در گونه های معتدله در حدود 25 – 20 درجه سانتی گراد و در درجه حرارت های پائینی مانند: 10 – 5 درجه سانتی گراد، فعّال است. اگرچه، درجه حرارت زیر 15 درجه سانتی گراد در بسیاری از گونه های گرمسیری سبب می شود، به طور نسبنا زیادی میزان جذب کاهش یابد و جلوگیری از رشد و نموّ اصلی مانند: نموّ اندامک درون یاخته ای، تقسیم یاخته ای، دراز شدن آن ها رخ دهد.

جوانه زنی و رشد نشاء برنج در درجه حرارت پائین

ناگا ماتسو عمل جوانه زنی را در درجه حرارت پائین در تعداد زیادی از کولتیوارها مطالعه کرد. در درجه حرارت پائین، کولتیوارهای مناطق با عرض جغرافیایی کم با سرعت کم تر از نواحی عرض جغرافیایی زیاد، جوانه زدند. ولی، در یک شیب عرض جغرافیایی که در آن حساسیت نوری به روشنی دیده می شود، اثر درجه حرارت در جوانه زنی معلوم نشد. هارا ( 1964 ) گزارش داد، بعضی از کولتیوارهای کره ای، می توانند سریع تر از ژاپنی جوانه زنند. لی و تاگوش جوانه زنی و رشد نشاء را در درجه حرارت پائین از نظر نژادی مطالعه کرد. در سری مطالعات تأثیر درجه حرارت پائین در جوانه زنی بذر برنج، ساساکی بذر پاشی مستقیم در مزارع آبی را نواحی سرد مانند هوکائیدو در ژاپن آزمایش کرد. او امکان وجود کولتیوارهای نژادی با قابلیت جوانه زنی و سرعت رشد اولیه نشاء در درجه حرارت پائین را پیشنهاد کرد. نیروی زیستی نشاء، که به وسیله ارتفاع و زردی برگ های آن تعیین می شود، یک شاخص مناسب مقاومت به سرما ست. نتیجه خسارت سرما در میزان محصول کم نتنها در مناطق با عرض جغرافیایی زیاد، بلکه در نواحی با عرض جغرافیایی کم مانند بنگال شرقی نیز رخ می دهد. اثر درجه حرارت بر روی جوانه زنی و رشد نشاء نیز بعدا تشریح خواهد شد.
اوکا ثابت درجه حرارتی را محاسبه کرد و درجه حرارت کمینه ( مینیمم ) جوانه زنی را از نتایج آزمایش های جوانه زنی بذر در درجه حرارت های مختلف اندازه گیری نمود. عموما کولتیوارهای هندی مقادیر ثابت درجه حرارت بالا تر از ژاپنی دارند و کولتیوارهای حساس به دوره نوری دارای مقادیر بیش تری نسبت به انواع غیر حساسند. این نکته پیشنهاد می کند، ثابت درجه حرارت بزرگ، حساسیت حرارتی بالا تری را در جوانه زنی نشان می دهد. درجه حرارت کمینه جوانه زنی ( پائین ترین درجه حرارتی که در طول 20 روز 50 درصد جوانه زنی انجام شود )، بر پایه نتایج آزمایش جوانه زنی بررسی شد. این اختلاف نشان داد، زیرگونه هندی برای جوانه زنی، درجه حرارت بالاتری را نسبت به ژاپنی گرمسیری و معتدله نیاز دارد.
همان طور که گفته شد، وقتی که کولتیوارهای هندی در درجه حرارت پائین جوانه بزنند و رشد کنند، تعداد زیادی از آن ها زردی شدید برگ ها را نشان می دهند. تقریبا تمام کولتیوارهای ژاپنی تحمل بالاتری را نسبت به زردی نشاء در درجه حرارت های پائین دارند. کولتیوارهای جاوایی نیز دارای تحملند، ولی اغلب کولتیوارهای هندی به استثنای تیپ بومی بورو زردی شدیدی را نشان می دهند. برو در بنگلادش در فصل زمستان کشت می شود. زردی آن نشان واسطه بین بولو جاوانیایی و اوس یا تجره هندی است. برنج وحشی در آسیا زردی قابل ملاحظه ای را نشان داد. درحالی که برنج زراعی و وحشی آفریقایی مقاومت بیش تری نسبت به درجه حرارت پائین دارند. از طرف دیگر، حتّی در زیرگونه ژاپنی از مناطق با عرض جغرافیایی بالا، در درجه حرارت پائین، کولتیوارهای متعددی زردی را نشان دادند.
ما پیشنهاد کردیم، زردی که توسط بران به عنوان کمبود کلروفیل برگ ها به کار رفت، بایستی مطابق اختلاف عمل تنکارشناختی به دو نوع تقسیم شود: یک نوع به علت جلوگیری از تشکیل کلروفیل و نوع دیگر به دلیل تخریب کلروفیل که قبلا تشکیل شده می آید.
تخریب نوری ساده کلروفیل در درجه حرارت پائین و شدت نور بالا تحریک می شود، درحالی که زردی به علت ممانعت از تشکیل کلروفیل در موقعی که پریموردیوم برگ در قاعده شاخه در معرض درجه حرارت پائین قرار گیرد، بروز می نماید. اولی، ناشی از تخریب کلروفیل ممکن است در اثر متلاشی شدن کلروپلاست برگ تحت درجه حرارت پائین و شدت نور بالا باشد، که ما این نوع زردی را " سفید شدگی " می نامیم. زردی نوع دوم ناشی از ممانعت تشکیل کلروفیل تحت درجه حرارت پائین است و ما این نوع زردی را " زردی القائی درجه حرارت پائین " می نامیم.
در شرایط طبیعی، هوای سرد و آب آبیاری سرد باعث بروز زردی می شود. در مرحله پنجه زنی و تشکیل جوانه گل در نواحی گرمسیری، علائم کمبود کلروفیل با زردی و سفید شدگی تحت درجه حرارت پائین تحریک می شود. کمبود کلروفیل برگ های پائین یک نوع عادی خسارت سرما است. گاهی اوقات برگ های بالا به دنبال سفید شدگی بیش تر برگ به زرد نارنجی تغییر می یابند. این آثار زردی در تولید دانه شناخته نشده اند. مقاومت به زردی در درجه حرارت پائین، به نظر می رسد نتیجه سازش گیاه برنج در زیست محیط های حرارت پائین باشد. این پدیده سازگار تاکنون روشن نشده است. به هرحال تغییرات سازشی فعالیت استراز مشاهده شده است.

ویژگی های تیپ های بومی برنج

تیپ های بومی متعدد برنج نسبت به هریک از گونه های بومی ژاپنی، جاوایی و هندی تمایز بیش تری یافته اند. عوامل هم القاء کنندگی تمایزیابی گونه های بومی و تیپ های بومی بایستی وابسته به عوامل محیطی زیستگاه های گیاهی شان باشد. تفاوت حساسیت نوری و حرارتی در گل دهی، مقاومت به کم آبی در رشد، مقاومت به مقدار زیاد کود و نمک های محیط کشت، مقاومت به تحمل غرقابی، مقاومت به درجه حرارت بالا و پایین و غیره در گونه های بومی مشخص شده اند. به علاوه، ویژگی ریخت شناختی ابعاد و اندازه دانه به عنوان یک شاخص موثق اولیه گونه های بومی در نظر گرفته می شوند. تمایزات چنین ویژگی هایی را در میان شش تیپ بومی ذکر شده می توان شناخت. درحال حاضر، اگر چه یک محقق اعلام کرده است که این شاخص همیشه برای طبقه بندی سه گونه بومی کافی نیست.

1 – ابعاد دانه برنج و اندازه آن

به طور کلی،

 

بقیه در ادامه مطلب

  

اللوپاتی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد (7).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).

در آزمایش سه ساله ای که ریزوی و همکاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

2. آللوپاتی بقایای گندم برای توقف رشد علف هرز:

گندم به صورت موفقیت آمیزی همچون یک گیاه پوششی برای کنترل علف هرز در سیستم های مختلف کشت مورد استفاده قرار می گیرد. گیاهان پوششی مثل گندم، چاودار، سورگوم یا جو تا ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر رشد می کنند و سپس با یک علف کش تماسی خشک می شوند.Putnam و همکارانش در سال 1983 گزارش دادند که باقی گذاشتن بقایای گیاهان زراعی در سطح خاک باعث کنترل بیش از 95 درصد علف های هرز در مدت 30 تا 60 روز پس از خشک شدن گیاهان پوششی می شود. در بین 9 گیاه زراعی پوششی چچم پر گل (Italian ryegrass)، چچم پایدار (perennialryegrass)،علف بره قرمز (Festuca rubra L. spp.) Commutata،علف بره نی مانند (Festuca arundinacea Schreb)، شبدر سفید، چچم، گندم، جو و یولاف، گندم با کنترل شیمیایی ساده، موجب جلوگیری از رشد علف های هرز می شود، و اثرات بازدارندگی بسیار کمی بر روی جوانه های ایجاد شده خیار، سویا، لوبیا، نخود و ذرت دارد(7).

آزمایشات نشان می دهد که عصاره آبی بقایای گندم بروی تعدادی از علف های هرز اثر آللوپاتیک دارد و باعث کاهش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود. در شرایط آزمایشگاهی، عصاره استخراج شده از کاه و کلش گندم اثرات آللوپاتیک را بروی طیف وسیعی از گونه های علف هرز نشان داد.

Steinsiek و همکارانش در سالهای 1980 و 1982 گزارش کردند که گونه های علف هرز پاسخهای متفاوتی به عصاره آبی از خود نشان می دهند، درIpomoea hederacea L. و گاو پنبه بیشترین بازدارندگی و سوروف، Ipomoea lacunose L. و Cassia obtusifolia L. کمترین اثر بازدارندگی دیده شده است. این نتایج نشان می دهد که آللوکمیکال های موجود در کاه و کلش گندم، در خاک تحت اثر شستشو و باعث بروز اثرات انتخابی روی رشد علف های هرز مشخص در مجاورت خود شود(7).

آللوپاتی بقایای گندم در بین واریته ها متفاوت است. در استرالیا، 38 توده گندم برای ارزیابی توانایی آللوپاتی بقایا بروی چچم یکساله توسط عصاره استخراج شده از کلش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که جوانه زنی و رشد ریشه چچم یکساله بطور معنی داری توسط عصاره آبی استخراج شده از بقایای گندم کاهش می یابد و بین توده های گندم اثر بازدارندگی بطور معنی داری متفاوت است.میزان بازدارندگی رشد ریشه در حدود 19.2درصد تا 98.7 درصد و برای جوانه زنی بذرها از 4.2 درصد تا 73.2 درصد متغییر می باشد. برای آزمایش توده های مختلف گندم برضد گونه های مقاوم چچم یکساله به علف کشهای (گروه A) بازدارنده های استیل COA کربوکسیلاز، (گروه B) بازدارنده های استولاکتات سنتتاز، (گروه C) بازدارنده های فتوسیستم 2 و (گروهD ) بازدارندهای تشکیل توبولین (tubulin)، بکار رفتند. نتایج نشان داد که عصاره آبی گندم بطور معنی داری باعث بازدارندگی جوانه زنی و رشد ریشه این گونه های زیستی مقاوم، می شود، میزان بازدارندگی جوانه زنی از 3.3 درصد تا 100 درصد بود که میزان آن بسته به توده ها متغیر بود. در مقایسه با شاهد میزان تغییر رشد ریشه در اثر مواد آللوپاتیک روی چچم از 12 دزصد تحریک کنندگی تا 100 درصد بازدارندگی متغیر بود. این نتایج نشان میدهد که آللوپاتی گندم می تواند توانایی کنترل گونه های مختلف مقاوم به علف کش ها را داشته باشد (8).

Murray و Thilsted دریافتند که بازدارندگی تاج خروس در کرتهای پوشیده با کاه و کلش گندم بطور تقریبی با نتایج حاصل از کرتهای بدون مالچ با مصرف علف کش مشابه است. Banks و robinsonهمچنین گزارش دادند که مالچ کاه و کلش گندم باعث توقف رشد علف های هرز Amaranthus spinosus L. و Ipomoea purpurea L. می شود، و وجود گندم در زمینهای بدون پوشش بیش از مصرف علف کش ها موثر است. Shilling و همکارانش نشان دادند که مالچ گندم دارای اثرات بازدارنده آللوپاتیک بر برخی علف های هرز پهن برگ می باشد. آللوکمیکال های موجود در بقایای گندم در سیستم های بدون شخم بعنوان مالچ باقیمانده می تواند علف های هرز را در گیاه زراعی بعدی کنترل کند. همچنین استفاده از کاه و کلش گندم برای توقف علف هرز در جنگل زراعی ها هم گسترش یافته است. Jobidon نشان داد که عصاره آبی کاه و کلش گندم از رشد علف هرز معمول جنگل به نام Rubus idaeus L. تا 44 درصد جلو گیری می کند. این اثرات آللو پاتیک مجددا در مزرعه تائید شد (7).

Guenzi و همکاران دریافتند که بقایای گندم بعد از گذشت 8 هفته در شرایط مزرعه دیگر حاوی ترکیبات سمی محلول در آب نیستند. بنابراین مواد سمی می توانند، مخصوصا در خاکهای با زهکش ضعیف توسط باران از بقایای کاه و کلش گندم به درون خاک، آبشویی شوند.

Banks و Robinson همچنین نشان دادند که مالچ کاه و کلش از رشد تاج خروس و Ipomoea purpurea L. جلوگیری می کند و گندم ناخواسته نسبت به علف کشهای استفاده شده در مناطق بدون مالچ باعث بروز اثرات موثرتری می شود.

بقیه در ادامه مطلب

مفهوم کشاورزی پایدار
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ

 

مفهوم کشاورزی پایدار پاسخ نسبتا جدیدی است به کاهش در کیفیت منبع طبیعی پایه که وابسته به کشاورزی مدرن می باشد . امروزه ، تواید محصولات کشاورزی از یک موضوع کاملا فنی ( تخصصی) به مجموعه ای با خصوصیات اجتماعی ، فرهنگی ، بعد های سیاسی و اقتصادی مشخص تکامل یافته است . مفهوم پایداری اگرچه بحث انگیز است و با تعریف های متضاد با یکدیگر توصیف شده است . و معنی تفسیر های آن سودمند می باشد زیرا آن یک مجموعه ای از وابستگی هایی راجع به کشاورزی است . چنان که از نتیجه تکامل مشترک بین سیستم های اجتماعی – اقتصادی و سیستم های طبیعی مطرح شده است .

برای درک وسیع تری در این زمینه به مطالعه مابین کشاورزی ، محیط زیست و نظام های اجتماعی نیاز می باشد . نتایج پیشرفت کشاورزی از مجموعه واکنش متقابل تعدادی از عوامل بوده است . و آن به واسطه درک عمیق تر از اکولوژی سیستم های کشاورزی است که درهایی را به سوی اختیارات بیشتر مدیریت با اهداف درست کشاورزی پایدار باز خواهد کرد .

چندین راه حل ممکن برای حل مشکلات زیست محیطی وجود دارد . که بوسیله سرمایه و سیستم های کشاورزی فشرده ( مکانیزه) پیشنهاد شده است . هدف اصلی کاهش یا حذف نهاده های شیمیایی به واسطه تغییرات در مدیریت تغذیه کافی گیاه و حفاظت گیاه بوسیله منابع غذایی آلی و مدیریت آفات و … می باشد. همچنین صدها پروژه تحقیقی زیست محیطی با اهداف پیشرفت تکنولوژی انجام شده است . فشار زیاد تکنولوژیکی هنوز به کاهش عوامل بازدارنده و یا پوشش علایم خطرناک اکوسیستم زراعی تاکید دارد .

فلسفه رایج آن است که آفات ، کمبود های مواد مغذی یا عوامل دیگر علت قابلیت تولید پایین می باشند . به طوری که عقیده مخالف این است که آفات یا مواد مغذی ، اگر تنها عامل محدود کننده بشوند ، شرایط در اکوسیستم زراعی در تعادل نمی باشند . برای همین هنوز دید باریک شایع وجود دارد که تاثیر علت های ویژه تولید و غلبه یافتن عامل محدود کننده وجود دارد . که از طریق تکنولوژی های جدید و ادامه دادن برای هدف اصلی محیا می شود .

این عقیده ،کشاورزان را از درک کردن این مطلب که عوامل بازدارنده فقط نشانه های از بیماری های ذاتی برای بهم زدن تعادل اکوسیستم زراعی ، و پیشرفت تدریجی اکولوژی کشاورزی ، بدین معنی که ناچیز پنداشتن ریشه و اساس علت های محدودیت های کشاورزی را نشان می دهند را باز می دارد . از طرف دیگر ، علم اکولوژی کشاورزی به معنی کاربرد مفاهیم اکولوژیکی و اصولی برای طراحی و مدیریت اکوسیستم های زراعی پایدار ، آماده کردن قالب ( چهارچوب ) برای ارزیابی کردن پیچیدگی های اکوسیستم های زراعی تعریف شده است .

هدف اکولوژی کشاورزی فراتر پا نهادن از کاربرد شیوه های متناوب و توسعه و گسترش اکوسیستم های کشاورزی ، با حداقل وابستگی به کشاورزی شیمیایی و نهاده های انرژی ، اهمیت دادن به مجموعه سیستم های کشاورزی در کنش متقابل اکواوژیکی و همکاری های ما بین اجزای سازنده بیولوژیکی و مکانیزم ها را در اختیار سیستم ها قرار دادن برای ضمانت حاصل خیزی خاک هایشان و قابلیت تولید و حفاظت گیاه می باشد .

 

اصول اکولوژی کشاورزی :

در جستجو برای برقرار کردن مجدد بیشتر اساس و بنیاد اکولوژیکی در تولید کشاورزی ، دانشمندان و توسعه دهندگان موضوع کلیدی را در گسترش کافی و پشتیبانی کشاورزی را نادیده گرفته اند . درک عمیق از ماهیت اکوسیستم های زراعی و اصول ، وظیفه هر کدام از آن ها می باشد .

با فرض مسلم این محدودیت ، اکولوژی کشاورزی پدیدار شده است . به طوری که برای آن کسی که مطالعه ، طراحی و اکوسیستم زراعی را مدیریت می کند باید وظیفه اش تهیه اصول اکولوژیکی باشد .

اکولوژی زراعی به سویی فراتر از دید یک بعدی اکوسیستم های زراعی می رود . در عوض تمرکز در روی یک جزء ویژه از اکوسیستم زراعی و اهمیت دادن به اکولوژی زراعی و عدم وابستگی همه اجزای سازنده اکوسیستم زراعی و پویایی مراحل مختلف اکولوژیکی می باشد .

اکوسیستم های زراعی جوامعی از گیاهان و حیوانات هستند که با اثر متقابل آنها با محیط فیزیکی و شیمیایشان که توسط انسان اهلی شده اند تا برای تولید غذا ، فیبر ، سوخت و محصولات دیگر برای مصرف انسان از آنها استفاده شود .

اکولوژی زراعی مطالعه کامل و همه جانبه اکوسیستم های زراعی شامل همه محیط و عناصر انسانی است. که تمرکز آن بر روی شکل ( ریخت ) ، حرکت پویا و عمل یا فعالیت ، رابطه متقابلشان و جریان هایی که در آن ها مورد بحث هستند ، می باشد . از یک ناحیه برای تولید کشاورزی استفاده شده است . و مزرعه مانند یک مجموعه سیستم مشاهده شده است. که در آن مراحل مختلف اکولوژیکی تحت شرایط طبیعی ایجاد شده است . همچنین چرخه مواد مغذی ، کنش متقابل شکار – شکارچی ، رقابت ، همزیستی و تغییرات پی در پی در آن اتفاق می افتد .

ملزمی که در تحقیقات اکولوژی کشاورزی است ، نظری است که بوسیله درک کردن این روابط اکولوژیکی و مراحل مختلف آن ، اکوسیستم های زراعی می توانند با مهارت برای بهبود بهتر تولید و ایجاد تداوم بیشتر ، با کمترین محیط منفی یا فشار گروهی و کمترین نهاده های خارجی ایجاد شوند . طراحی این چنین سیستم هایی بر اساس پیروی از کاربرد اصول اکولوژیکی ، مستقر شده است . (جدول 1)

1 – افزایش چرخه بیوماس و بهینه ساختن قابلیت استفاده از مواد مغذی و بالانس کردن جریان ماده مغذی

2 – تامین شرایط مناسب خاک برای رشد گیاه مخصوصا با مدیریت ماده آلی و افزایش فعالیت حیاتی خاک

3 – حداقل رساندن تلفات ناشی از جریان های تشعشع خورشیدی

4 – تنوع گونه و ژنتیک اکوسیستم زراعی در زمان و مکان

5 – افزایش سود مندی اثرات متقابل بیولوژیکی و همکاری میان اجزای تشکیل دهنده و تنوع زیستی کشاورزی ، بدین گونه که نتیجه در ترقی مراحل مختلف اکولوژیکی کلیدی باشد .

این اصول می توانند بوسیله راه هی مختلف تکنیکی استراتژی ، کاربردی باشند . هر یک از این ها ، تاثیرات مختلفی بر روی قابلیت تولید و پایداری و استقامت در داخل سیستم مزرعه خواهد داشت . با اتکا به فرمت های محلی ، محدودیت های منبع و طراحی اکولوژی کشاورزی ، جمع آوری اجزای سازنده است . به طوری که کارایی بیولوژیکی بهبود یافته است . تنوع زیستی ، قابلیت تولید اکوسیستم زراعی و ظرفیت پایداری آن حفظ شده است . هدف طراحی پوشش اکوسیستم زراعی در داخل لند اسکپ واحد است که هر یک مقلد ساختار و وظایف اکوسیستم های طبیعی است .

تنوع زیستی اکوسیستم های کشاورزی :

از لحاظ مدیریتی هدف اکولوژی زراعی تهیه محیط های بالانس شده ، عملکرد های ثابت ، حاصلخیزی بیولوژیکی و تنظیم طبیعی آفات به واسطه ایجاد اکوسیستم های زراعی متنوع شده و مصرف حداقل نهاده تکنولوژیکی می باشد . محققان اکولوژی زراعی در حال حاضر کشت مخلوط و دیگر روش های تنوع یافتن و تقلید طبیعی مراحل مختلف اکولوژیکی و مجموعه اکوسیستم های زراعی قابل پایدار نادرس را در مدل های اکولوژیکی را که آن ها دنبال می کنند ، می شناسند .

مدیریت اکولوژی زراعی ، مدیریت را باید به سوی باز سازی مطلوب مواد مغذی و مواد آلی برگشت پذیر ، جریان مسدود شده انرژی ، حفاظت آب و خاک و تعادل جمعیت دشمنان طبیعی آفات و ... هدایت کند . بهره وری های استراتزی مکمل ها و همکاری ها که در نتیجه آمیزش های مختلف گیاهان ، درختان ، و حیوانات در فواصل زمانی ایجاد شده است . در حقیقت وضعیت مطلوب اکوسیستم های زراعی به سطح اثرات متقابل بین جانوران گوناگون و اجزاء غیر زنده وابسته می باشد . با یک تنوع زیستی عملی ، می توان هم افزایی را شروع کرد . که با ارائه خدمات اکولوژیکی مثل فعال سازی بیولوژی خاک ، بازیافت مواد غذایی ، افزایش تولید بندپایان سودمند و ..... به پروسه های اکوسیستم کشاورزی کمک می کند .

امروزه ، روش ها و تکنولوژیهای متعدد و متنوعی در دست ما قرار دارند که از لحاظ کارایی و ارزش استراتژیکی متفاوتند . روش های کلیدی ، آنهایی هستند که خاصیت بازدارنده دارند و با اجرای 111 اکوسیستم کشاورزی از طریق یک سرس مکانیزم ها اجرا می شوند . استراتژی های مربوط به احیاء تنوع کشاورزی از لحاظ زمان و مکان عبارتند از : تناوب محصول ، گیاهان پوششی ، کشت مخلوط ، ترکیب محصول و دام در کنار هم و غیره. که مشخصات اکولوژیکی زیر را نشان می دهند :

1- تناوب محصول : تنوع موقتی که در سیستم های کاشت ایجاد می شوند ، مواد غذایی مورد نیاز محصول را فراهم می آورد . چرخه زندگی آفتها ، حشرات و بیماری های مربوط به محصول و چرخه زندگی علف های هرز را می شکند .

2- کشت های چند تایی : سیستم های کشت مرکب که در آن دو یا سه محصول در فضای کافی کشت می شوند . تا یکدیگر را تکمیل نموده و میزان محصول و بازدهی را افزایش می دهند.

3 – سیستم های کشاورزی – جنگل داری : سیستم کشاورزی است که در آن درختان به همراه محصولات کشاورزی دیگر یا حیوانات ، پرورش داده می شوند . تا روابط مکمل بین اجزایی که کاربرد چندگانه اکوسیستم را افزایش می دهند ، بهبود یافته و بیشتر گردد.

4 – محصولات پوششی : کاشت گونه های مرکب یا خالص حبوبات یا سایر گونه های گیاهی یکساله زیر درختان میوه به منظور افزایش حاصلخیزی خاک ، افزایش کنترل بیولوژیکی آفت ها و تغییر آب و هوای باغچه یا باغ ، در این گروه از استراتژی ها قرار می گیرد .

5 – پرورش حیوانات در اکوسیستم های کشاورزی : بازدهی محیط را افزایش داده و چرخه کشاورزی را بهبود می بخشد .

تمامی فرم های متعدد اکوسیستم های کشاورزی که ذکر شدند ، از لحاظ ویژهگیهای زیر مشترک هستند :

1 – پوشش گیاهی را با حفظ آب و خاک ، حفظ می کنند . این هدف با استفاده از روش های نامحدود زمانی ، استفاده از کود های حاصل از برگ های درختان و استفاده از محصولات پوششی و سایر روش های مناسب ، حاصل می گردد .

2 – منبع جاری از مواد ارگانیک را از طریق افزودن آن فراهم می کنند. ( مواد ارگانیک اضافی از قبیل کود حیوانی ، کومپوست یا کود مرکب حیوانی و گیاهی وافزایش فعالیت بیوتیک خاک )

3 – مکانیزم های چرخه مواد غذایی را از طریق استفاده از سیستم های پرورش دام مبتنی از استفاده از حبوبات ، ارتقاء می بخشند .

 

تحقیق در مورد سیستم های متنوع کاشت ، اهمیت تنوع در محیط کشاورزی رت کم جلوه می دهد . تنوع به چند دلیل در اکوسیستم های کشاورزی حائز اهمیت است :

1 – با افزایش تنوع ، فرصت های همزیستی و تعامل سودمند میان گونه هایی که می توانند بقای اکوسیستم کشاورزی را افزایش دهند نیز افزایش می یابد .

2 – تنوع بیشتر ، اغلب باعث کارایی منابع موجود در اکوسیستم کشاورزی و استفده بهینه از آنها می گردد .

3 – سطح سیستم با ایمنی محل سکونت گونه ها ، تطبیق بهتری یافته ، نیاز های گونه های مختلف محصول را بر طرف ساخته ، مکان ها را متنوع کرده و محل زندگی گونه ها مشترک شده و منابع از هم جدا شده اند

4 – اکوسیستم هایی که در آنها گونه های گیاهی در هم می آمیزند ، در برابر گیاهخواران مقاومت مشترک و بهتری دارند . چون در سیستمهای متفاوت و متنوع ، فراوانی و تنوع دشمنان طبیعی حشرات آفتی که جمعیت گونه های گیاهخوار را کنترل می کنند نیز بیشتر است .

5 – مجموعه گیاهان متنوع ، انواع گونه های دیگری را بین سیستم کاشت که ارگانیزم های غیر محصولی آن را اشغال می کنند ، خلق می نمایند . مثل حیوانات شکارچی مفید ، انگلها ، پرندگان و حشراتی که گرده افشانی می کنند ، جانوران خاک زی و حیوانات وحشی که کل سیستم به آن ها نیاز دارد.

6 – تنوع در زمین های کشاورزی به حفظ تنوع زیست محیطی اکوسیستم های طبیعی اطراف کمک می کند .

7 – تنوع خاک ، منافع اکولوژیکی گوناگونی همچون بازیافت مواد مغذی ، سم زدایی مواد شیمیایی مضر و تنظیم رشد گیاه دارد .

8 – تنوع ، کشاورزان را کمتر با ریسک مواجه می سازد . مخصوصا در مناطق حاشیه ای که شرایط محیطی غیر قابل پیش بینی دارند . در این شرایط اگر یک محصول خوب نباشد ، محصول دیگر حتما آنرا جبران می کند .

اکولوژی کشاورزی و طراحی اکوسیستم های کشاورزی پایدار :

بیشتر افراد کشاورز در ارتقاء هدف کشاورزی در خلق فرمی از کشاورزی که باروری را در طولانی مدت حفظ می کند ، شرکت داشتند . این هدف از طریق موارد زیر حاصل می شود :

بقیه در ادامه مطلب

چگونه سیب زمینی رشد میکند How to Grow Potatoes
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ

چگونه سیب زمینی رشد میکند

How to Grow Potatoes

Growing Potatoes

Potatoes may be planted as soon as the ground can be worked in the early spring, but you must use good judgment. Potato plants will not begin to grow until the soil temperature has reached 45 degrees F. The soil should be evenly moist, but not wet or soggy. If the soil is water logged when you dig, not only will you risk "caking" the soil, your seed potatoes will probably rot before they even get started. Potatoes can tolerate a light frost, but you should provide some frost-protection for the plants when they are young. This can be a loose covering of straw, or a temporary plastic tent. (Be sure to remove or ventilate the plastic on sunny days!) If you plan to store potatoes through the winter, you can plant a second crop as late as June 15.

Use only certified seed potatoes

Potatoes are susceptible to several serious diseases. Even though the potatoes you saved from the previous year, or the potatoes you see in the supermarket may appear healthy, they should not be used for your seed. Certified seed potatoes are disease free, and have been selected to give you the best results with the highest yields. Certified seed potatoes are available at most quality nurseries and garden centers. There are several different varieties of potatoes to choose from, each with it's own characteristics and qualities. The most popular types are listed here.

Planting potatoes


A week or two before your planned potato planting date, set your seed potatoes somewhere where they will be exposed to some warmth (between 60 and 70 degrees F.) and lots of light. This will induce them to begin sprouting.
A day or two before planting, use a sharp, clean knife to slice the larger seed potatoes into "seeds". Each seed should be approximately 1 1/2-2inches square, and must contain at least 1 or 2 "eyes" or buds. Smaller potatoes may be planted whole. In the next day or so, your seed will form a thick callous over the cuts, which will help to prevent it from rotting once planted.

Potatoes in the Home Garden

Traditionally potatoes are grown in rows. The potato seeds are planted every 15 in., with the rows spaced 2 1/2 to 3 ft. apart.
If space is limited or if you would only like to grow a small crop of potatoes, you may prefer to plant one or two potato mounds. Each 3-4 foot diameter mound can support 6 to 8 potato plants.
With either method, the first step is to cultivate and turn the soil one last time before planting, removing any weeds, rocks or debris. This will loosen the soil and allow the plants to become established more quickly. Your potato plants will benefit from the addition of compost, well composted manure, and other organic matter to the soil. HOWEVER, too much organic material can increase the chances of potato scab. (Potato scab is a bacterial infection which doesn't affect the usability of your potatoes, but it makes them look pretty ugly!) To lessen the likelihood of this, mix the organic matter into the soil below the potato seed, where it will feed the roots, but not contact the newly forming potatoes.

Planting in rows

Dig a shallow trench about 4 inches wide and 6-8 inches deep. The spacing at which you place the seed pieces will determine the harvested potato size. For most household uses, you will want to plant your potato seeds 15 inches apart in this trench. If you'd like a quick crop of "baby" potatoes for soups and stews, you can plant the seeds 4 inches apart, and begin harvesting them as soon as they reach the desired size.
Place the potato seeds into the trench (cut side down) and then cover them with 3-4 inches of soil. (Do not fill the trench in completely!) Depending on the soil temperature, the sprouts will begin to emerge in about 2 weeks. At this time add another 3-4 inches of soil.
Your crop of potatoes will form between the seed piece and the surface of the soil. For this reason, when the stems are about 8 inches high, you once again add enough soil to bring the level half way up the stem of the plant. Another hilling will be needed 2-3 weeks later, at which time you again add soil half way up the stem of the plant. After these initial hillings, it is only necessary to add an inch or two of soil to the hill each week or so, to ensure there is enough soil above the forming potatoes that they don't push out of the hill and get exposed to light. (If the new potatoes are exposed to sunlight while they are developing, they will turn green. This green portion may be toxic!)
This hilling process is necessary to create sufficient space for the potatoes to develop large tubers, and an abundant crop. Don't get carried away with hilling though... If you cover up too much of the foliage, you may end up reducing your final crop yield.

Mound planting

The basic procedure for planting potatoes in mounds is the same as for planting in rows. The difference here is that you can grow your crop in a more confined area, or take advantage of an otherwise unused area of the garden.
Cultivate and loosen the soil where your potato mound will be. Designate the approximate perimeter of your planting circle (3-4 feet diameter). Space 6-8 potato seeds evenly around your circle, and cover with the initial 4 inches of soil. Continue the same procedures as you would for planting in rows

 

بقیه در ادامه مطلب

بیماریهای مهم سیب زمینی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ

اهداف

1- زارعین سیب زمینی کار با آفات و بیماریهای مهم سیب زمینی آشنا می شوند.

2- زارعین سیب زمینی کار با روشهای مختلف مبارزه وکنترل آفات و بیماریهای سیب زمینی آشنا می شوند.

بیماریهای مهم سیب زمینی

پوسیدگی ریشه

 

علائم بیماری:

 

 علائم بیماری در روی غده سیب زمینی نیز به صورت تشکیل اسکلروت های سیاه رنگی است که سطحی بوده و با آب شسته نمی شوند. زمانی که غده های آلوده به اسکلروت در خاکهای مرطوب کاشته شوند جوانه های روی غده می میرند و یا در رشد آنها وقفه ایجاد می شود. در روی ساقه هایی که از غده آلوده می رویند زخم ایجاد می شود. علائم این بیماری در مزرعه به صورت کوتولگی بوته، ارغوانی شدن برگها، پیچیدگی و زردی برگها در بوته های آلوده دیده می شوند. مناسبترین حرارت برای جوانه زنی اسکلروت ها 23 درجه میلی گراد است. این بیماری علاوه بر سیب زمینی بسیاری از گیاهان زراعی دیگر از جمله حبوبات، گیاهان روغنی، پنبه و کلم را نیز آلوده می کند.

 

 

 

عامل بیماری: عامل بیماری قارچ  Rhizoctonia solani  می باشد.

 

مبارزه:

 

الف) کاشت غده های سالم و عاری از اسکلروت

 

ب) ضد عفونی غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش

 

ج) عدم کشت سیب زمینی به مدت 3 تا 4 سال در زمینهای آلوده

 

 

 

پوسیدگی خشک سیب زمینی

 

 

 

علائم بیماری:

 

علائم معمولا یک ماه بعد از انبار کردن غده ها به صورت لکه های قهوه ای بر روی غده ها به ویژه در محل زخمها دیده می شوند. به تدریج پوست روی لکه فرورفته و چروکیده شده و غده ها به حالت مومیایی در می آیند. غده ها در طول دوره انبار کردن به این بیماری حساس تر می باشند. توسعه بیماری در رطوبت نسبی بالای 70 درصد و حرارت 15 تا 20 درجه سریعتر صورت می گیرد. استفاده ازکودهای فسفره از پیشرفت بیماری می کاهد ولی استفاده بی رویه از کودهای پتاسه و ازته در مزرعه باعث حساسیت غده ها می گردد. این بیماری یکی از بیماریهای مهم سیب زمینی بوده و بیش از 20 درصد سیب زمینی هایی که در بازار به فروش می رسند به صورت پنهان و آشکار به این بیماری مبتلا هستند.

 

 

 

عامل بیماری:

 

 این بیماری توسط دو گونه قارچی Fusarium solani  و Fusarium roseum ایجاد می شود.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) جلوگیری از زخم شدن غده ها در زمان برداشت

 

ب) ضد عفونی غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش

 

ج) جداکردن غده های آلوده و سالم در انبار

 

ج) ضد عفونی انبار

 

د) تهویه مناسب و حفظ دمای  انبار در درجه حرارت 4 تا 7 درجه سانتی گراد

 

 

 

لکه موجی سیب زمینی

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

بر روی برگها علائم به صورت لکه های قهوه ای رنگ با دوایر متحدالمرکز موجی و با حواشی کلروتیک دیده می شوند. لکه ها به  سرعت توسعه پیدا کرده و ممکن است تمام اندامهای هوایی گیاه حالت سوخته به خود گیرند. در غده ها  علائم به صورت لکه های سیاه فرورفته و با حواشی مشخص دیده می شوند. بافت زیر لکه ها قهوه ای رنگ شده و به حالت اسفنجی در می آید.

 

 

 

عامل بیماری:

 

عامل بیماری قارچ Alternaria solani  می باشد.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) کاشت بذر سالم و ضد عفونی شده 

 

ب) برقراری تناوب 2 تا 3 ساله

 

ج) جمع آوری بقایا و انهدام آنها

 

د) سمپاشی بوته های دارای علائم با استفاده از سموم قارچکش مسی

 

 

 

پژمردگی بوته سیب زمینی

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

 علائم معمولا از اواسط تا اواخر فصل بر روی بوته های سیب زمینی ظاهر می شوند. علائم بیماری به صورت پژمردگی و پیچیدگی برگها در یک طرف بوته و زردی بافتهای بین رگبرگی دیده می شوند. زردی برگها معمولا از پائین بوته شروع شده وبه طرف بالا پیشرفت می کند. برگهای بوته آلوده به تدریج خشک شده و به ساقه آویزان باقی می مانند. آوندهای چوبی در ریشه، ساقه و علی الخصوص در طوقه تغییر رنگ داده و به رنگ قهوه ای در می آیند.

 

 

 

عامل بیماری: این بیماری توسط سه گونه قارچی Fusarium eumarti٬Fusarium oxysporum   و  Fusarium avenaceum ایجاد می شود.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) برقراری تناوب زراعی با استفاده از غلات

 

ب) جلوگیری از زخم شدن غده ها در زمان برداشت

 

ج) جمع آوری بقایا و انهدام آنها

 

د) کاشت بذر سالم و ضد عفونی شده 

 

ه) تنظیم دوره های آبیاری

 

جرب معمولی سیب زمینی

 

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

 دو نوع علائم از این بیماری به نامهای جرب سطحی و  جرب عمیق بر روی غده های سیب زمینی دیده می شوند. در جرب سطحی ابتدا اندازه لکه ها کوچک است ولی بعد لکه ها به هم متصل شده و به رنگ قهوه ای و چوب پنبه ای در آمده و سطح زیادی از پوست غده را می پوشانند. در جرب عمیق زخمهای فرورفته ای در غده ها ایجاد می شوند. ارقام پوست نازک به این بیماری حساس تر هستند. عامل بیماری بر روی چغندر، کلم، هویج، بادمجان، پیاز، ترب، شلغم و اسفناج نیز بیماریزا می باشد.

 

 

 

عامل بیماری:

 

عامل بیماری باکتری Streptomyces scabies می باشد. عامل بیماری زا مدتهای طولانی در خاک زنده مانده و از طریق غده های آلوده، آب، باد و ادوات کشاورزی آلوده به سایر نقاط انتقال می یابد.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) کاشت بذر سالم در زمینهای غیر آلوده

 

ب) برقراری تناوب زراعی با استفاده از سویا و یونجه  

 

ج) تنظیم pH خاک بین 5 تا 3/5

 

د) تنظیم دوره های آبیاری

 

ه) کاشت ارقام مقاوم

 

 

 

 پژمردگی باکتریائی سیب زمینی

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

علائم این بیماری به صورت پژمردگی و سبز خشک شدن کل بوته ظاهر می شود. گاهی در اندامهای هوایی هیچگونه علائمی دیده نمی شود ولی در غده ها آثار بیماری به صورت سیاه شدن آوندها مشاهده می گردد. چنانچه غده آلوده برش داده شود ترشحات باکتری به صورت قطرات سفید رنگی از آوندها خارج می شوند. غالبا در ناحیه چشم غده ها مواد چسبنده ای خارج می شود که باعث چسبیدن خاک به محل آلودگی می شود. عامل بیماری زا در گیاهان گوجه فرنگی، توتون و بادمجان نیز ایجاد بیماری می کند.

 

 

 

عامل بیماری: عامل بیماری باکتری Ralstonia solanacearum  می باشد. عامل بیماری زا در غده های آلوده سیب زمینی و علف های هرز مزرعه سیب زمینی زمستان گذرانی می کند.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) کاشت بذر سالم در زمینهای غیر آلوده

 

ب) برقراری تناوب زراعی 5 ساله با استفاده ازگیاهان غیر میزبان

 

ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سیب زمینی  

 

 

 

 

 

 

پوسیدگی نرم سیب زمینی

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

علائم این بیماری در اندامهای هوایی به صورت کوتولگی، پژمردگی و مرگ اندامهای هوائی دیده می شوند. علائم بر روی غده ها ابتدا به صورت لکه های کوچکی دیده می شوند که به تدریج بزرگ شده تاول زده به نظر می رسند. سطح خارجی غده های آلوده ممکن است سالم به نظر برسد ولی داخل آن به توده ای نرم و لزج تبدیل می گردد. اگر پوست غده شکافته شود مایع لزجی بیرون می آید. معمولا بعد از مدتی از غده های آلوده بوی بدی به مشام می رسد. در هوای خشک غده های آلوده خشک و چروکیده می شوند. عامل بیماری زا در گیاهان گوجه فرنگی، بادمجان، خیار، کدو، هویج، پیاز، ترب،کرفس، کاهو، اسفناج و کلم نیز ایجاد بیماری می کند.

 

 

 

عامل بیماری: عامل بیماری باکتری Pectobacterium carotovorum  می باشد. باکتری عامل بیماری در غده های آلوده سیب زمینی باقی مانده در انبار و خاک زمستان گذرانی می کند.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) رعایت بهداشت زراعی به صورت جمع آوری غده های باقی مانده در خاک و انهدام آنها

 

ب) اجرای تناوب زراعی با استفاده از غلات و سایر گیاهان غیر حساس

 

ج) تنظیم دوره های آبیاری و عدم آبیاری زیاد

 

 

 

سیب زمینی:  Y ویروس

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

دامنه انتشار این ویروس در ایران بیشتر از سایر ویروسهای سیب زمینی است. علائم این بیماری به صورت زردی برگها، موزائیک خفیف، ریزش برگها، کوتولگی بوته و لوله ای شدن برگها ظاهر می شوند. در دماهای زیر 10 درجه وبالای 25 درجه علائم محو می گردند.

 

 

 

عامل بیماری:

 

عامل این بیماری ویروس Y سیب زمینی (PVY) می باشد. عامل بیماری توسط شته ها انتقال می یابد. این ویروس به آسانی توسط شیره گیاهان آلوده و ادوات کشاورزی آلوده نیز منتقل می شود.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) کاشت بذر سالم

 

ب) مبارزه با شته ها با استفاده از سموم سیستمیک به محض مشاهده آغاز آلودگی شته ای

 

ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سیب زمینی 

 

 

 

   ویروس پیچیدگی برگ سیب زمینی:

 

 

 

 

علائم بیماری:

 

علائم این بیماری معمولا بر روی برگهای جوان ظاهر می شوند. در بوته های آلوده برگها ایستاده، پیچیده و کمرنگ شده و به تریج به حالت ترد، خشک و چرمی درآمده و صدای کاغذ می دهند. در برخی از ارقام برگهای مسن نیز به رنگ ارغوانی درمی آیند. علائم این بیماری در اواخر فصل رشد ناپدید می گردند. 

 

 

 

عامل بیماری:

 

عامل بیماری، ویروس پیچیدگی برگ سیب زمینی (PLRV) می باشد. ویروس عامل بیماری توسط شته ها، پیوند و غده های آلوده انتقال می یابد ولی توسط شیره گیاهان آلوده و ادوات کشاورزی قابل انتقال نمی باشد.

 

 

 

مبارزه:

 

الف) کاشت بذر سالم

 

ب) مبارزه با شته ها با سموم سیستمیک به محض مشاهده آغاز آلودگی شته ای

کوددهی در برنج
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ

 نیتریت ها موادی هستند که از کود اوره تولید و مستقیما وارد آب شده و زندگی انسانی را تهدید می نمایند. اوره به نیترات تجزیه می گردد و نیترات نیر سپس به نیتریت تبدیل و از طریق مصرف غذایی انسانی وارد بدن وی می گردد. اگر مقدار نیتریت در آب شرب بیش از 1000 پی پی ام باشد، در زندگی انسان مشکلاتی از قبیل نابینایی اطفال، سرطان کبد، سرطان رحم و ریه، بیماری مغز استخوان و سیروز کبدی را به وجود می آورد. تصور نشود، تنها سموم هستند که محیط زیست را آلوده می کنند، بلکه تمام موادشیمیایی کشاورزی ممکن است، آب های آشامیدنی را در شهر و روستا آلوده سازند و به ویژه افراد فقیر جامعه را که پروتیین کم تری وارد بدنشان می شود، با انواع مشکلات روبرو گردند. 

سازگان غذایی خاک

      بهم زدن خاک وآب را با پیشکاول، پیش از نشاء کاری باتلاقی کردن گویند. باتلاقی کردن خاک در وضعیت عناصر غذایی خاک تأثیر زیادی برجای می گذارد. دست رسی بعضی از عناصر غذایی در اثر این عمل افزایش می یابد و بعضی از عناصر در ذرات خاک تثبیت می گردند و یا از طریق محلول خاک از دست می روند. تغییر در دست رسی مواد غذایی به دلیل فرآیند های اکسیداسیون – احیاء زیست شناختی خاک است که از اکسیژن خاک باتلاقی پدید می آید.

عناصر غذایی پرمصرف

 

     عمل نیتروژن در خاک باتلاقی به طور محسوسی از عمل آن در خاک های با زهکشی خوب که از اکسیژن هوا استفاده می کند، متفاوت است. یون های آمونیوم (NH4+ ) در سطح منطقه اکسیده شده وجود دارد. این یون با کود دهی وارد خاک می شود و به وسیله باکتری ها  به نیتریت و نیترات، اکسید می گردد. این رادیکال های نیترات دارای بار منفی هستند. بنابراین، آن ها نمی توانند کلوئید های کمپلکس خاک را به وجود آورند و در اثر خاک شویی از بین می روند. رادیکال های نیترات به دلیل تحرّک بسیار بالایشان، به منطقه احیاء شده پایین تراوش می کند، پس از احیاء شدن به نیتریت، به وسیله باکتری های تجزیه کننده نیتراتی به اکسید نیترو و عنصر N تجزیه شده و به اتمسفر فرستاده می شود و ازاین طریق از دست رس گیاه خارج می گردد.

     غرقابی کردن مداوم خاک منجر به افزایش فسفات های نامحلول و قابل استخراج خاک می گردد. معمولا  به صورت فسفات فریک تا فرّو محلول و هیدرولیز ترکیبات P انتشار می یابد. علاوه بر استفاده از همه منابع فسفری مورد بهره برداری در محصولات دیم، برنج باتلاقی دارای قابلیت استفاده از فسفات های فریک است که برای محصولات دیم ارزش اندکی دارند. با باتلاقی کردن خاک پتاسیم کم تر از نیتروژن و فسفر تحت تأثیر قرار می گیرد. در نتیجه عمل زیر آب رفتن، شرایط احیائی باعث می شود، جزء بیش تری از یون پتاسیم از حالت کمپلکس به محلول خاک انتقال یابد. مقدار زیادی از یون های فرّو، منگنز دو ظرفیتی و آمونیوم در نتیجه جابجایی یون های پتاسیم از کمپلکس در محلول خاک به وجود آید.

 عناصر کم مصرف

 

در ضمن عمل باتلاقی کردن خاک، بعضی از عناصر غذایی مانند: کلسیم، منیزیم تنها به مقدار محدودی به تغییر می کنند. ترکیبا فرّیک و منگنیک در شرایط بی هوازی احیاء می شوند و در زیر آب بیش تر در دسترس گیاه برنج قرار می گیرند. غلظت مولیبدن محلول در آب در نتیجه احیاء اکسید های فرّیک در خاک باتلاقی افزایش می یابد. این عمل برای ایجاد لایه ای از جلبک تثبیت کننده N می تواند سودمتد باشد. باکتری های بی هوازی در خاک احیائی و باکتری های هوازی در ریشه فعّال هستند. شرایط باتلاقی نیز غلظت عناصر روی و مس قابل حل در آب را کاهش داده و موجب کمبود این ریز مغذی ها در گیاه برنج می گردد.

مدیریت کود های پر مصرف

 در تولید برنج، کود نیتروژنی مهم ترین و ضروری ترین نقش را برعهده دارد.

 بازدهی مصرف کود نیتروژنی

    

     بازدهی استفاده از هرگونه کودی به معنی مقدار افزایش محصول برداشت شده بر واحد کود به کار رفته است. اگر گیاه برنج به 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نیاز داشته باشد و برنج کار 120 کیلوگرم بر هکتار در مزرعه به پاشد، و گیاه 100 کیلوگرم را به تواند جذب کند، بازدهی تولید بسیار عالی خواهد بود. این به ندرت پیش می آید. درصورتی که برنج کار 100 کیلوگرم برهکتار از این کود را به کار ببرد و گیاه 30 کیلوگرم را جذب کند، بازدهی کم خواهد شد. برنج در مزرعه آبیاری بارانی غیر بازده ترین مصرف نیتروژن را دارد، به طوری که، بازدهی مصرف نیتروژن در شرایط چنین مزرعه ای بیش تر از 30 – 20 درصد نخواهد بود. یعنی، یاگر برنج کار چهار کیسه کود اوره را در مزرعه بپاشد، تنها یک کیسه توسط گیاه جذب می گردد و سه کیسه دیگر ازدست خواهد رفت.

 

راه های اتلاف کودهای نیتروژنی

 

     بخش بزرگی از کودهای نیتروژنی، ممکن است از راه تبخیر، آبشویی، تجزیه و تثبیت در خاک ازدست رود. شدت یا درجه این اتلاف به عوامل متعددی مانند خاک، آب و هوا و شرایط زراعت بستگی دارد.

 

اتلاف ار راه تبخر

           آمونیاک که برای برنج کاری مورد استفاده قرار می گیرد، اگر در محوطه باز قرار گیرد، ممکن است تبخیر شود. این نوع اتلاف با افزایش pH آب جاری، زیاد خواهد شد. جلبک های آب در تنظیم pH آب جاری نقش مهمی برعهده دارند. درطول روز، جلبک ها فتوسنتز کرده و میزان دی اکسید کربن آب را کم می کند. درنتیجه، pH آن ممکن است افزایش یابد. افزایش pH تبخیر شدن آمونیاک را فعّال تر می سازد. می توان تخمین زد، 5 تا 6 درصد نیتروژن به کار رفته از راه چنین فرآیندی تلف شود. در درجه حرارت بالا و تابش خورشیدی زیاد، اتلاف از راه تبخر در هوا بیش تر رخ می دهد. برای به حداقل رساندن این اتلاف، بایستی کود آمونیاک را در داخل خاک یا در لایه های احیائی آن به عمق 10 سانتی متر تزریق کرد. به کار بردن کود های پوشش دار مانند اوره پوشش داده شده با گوگرد و گچ نیز مانع

اتلاف کود نیتروژنی از راه تخلیه آب مزرعه

      در یک دوره زراعی 1000 تا 2000 میلی متر آب ممکن است از راه زهکش از مزرعه تخلیه شود. نیتروژن حل شده در آب نیز همراه آن از مزرعه خارج می گردد. هنگامی که کود نیتروژنی به عنوان کود سرک پاشیده شود، نیتروژن از راه آبشویی نیز ممکن است از دسترس گیاه خارج گردد. نزدیک به 15 درصد نیتروژن به کار رفته، ممکن است از راه آبشویی خارج شود. برای جلوگیری از اتلاف آبشویی، برنج بایستی در خاک های با بافت خوب کشت شود. خلل و و فرج خاک دیکس خورده کاهش می یابد. مترجم: درعمل شخم زنی با گاوآهن کلوخه های درشت ایجاد می شود. این کلوخه با دیکس پشت تراکتوری خرد می گردد. در زبان فارسی به هردو عمل شخم گفته می شود. اما در گیلکی به اولی شخم و به دومی دیکس یا دیکس خورده می گویند. مانند این را می ماند که در دامداری به بچه تازه به دنیا آمده گاو می گویند، مانده ( گیلکی ) و کمی که بزرگ شد می گویند گوساله و بازهم بزرگ تر شد، مثلا یک ساله شد، اگر نر باشد می گویند، گودرو اگر ماده باشد می گویند، لیشه  و وقتی خیلی بزرگ شد و به بلوغ جنسی برای تکثیر رسید نر را می گویند، ورزا و ماده را میگویند گاو. اما در فارسی بدبختانه این جوری نیست و در همه این مراحل رشد و نموّ این حیوان می گویند گاو. کندوکاو خاک در مراحل مختلف نیزنام هایی دارد که با هم متفاوت است و آن ها را بایستی در زبان های محلی جستجو کرد. در زبان فارسی تا زمین را بکنی می گویند، زمین را شخم زدی، و مشخص نیست چه هدفی داشته ای و یا حتی چه عملی انجام داده ای. همیشه کود به شکل آمونیاکی را در عمق خاک به کار می برند. از آبگیری زیاد خاک مزارع برنج، خود داری می شود. مترجم: وقتی که کود با خاک مزرعه باتلاقی به خوبی مخلوط شود، قابلیت آبشویی خود را از دست خواهد داد. من عادت داشتم، کود اوره را پیش از وجین در مزرعه شخصی خودم بپاشم. متوجه بودم، پس از عمل وجین حتی نیم متر کود در مزرعه جابجا نمی شود. کود در اثر وجین در خاک دفن می شود.  

 تثبیت کردن کود نیتروژنی در خاک

 

     تثبیت نیتروژن درخاک به وسیله جمعیت های میکروبی انجام می شود. این موجودات ریز نیتروژن را به مصرف رسانده و آن را در بدن خود به شکل مواد آلی ذخیره می کنند. این عمل، مقدار نیتروژن در دسترس گیاه برنج را کاهش می دهد. کود در مزارع خشک بیش از باتلاقی تثبیت می شود. نتایج تحقیقات نشان می دهد، 20 درصد نیتروژن ممکن است در خاک حبس شود. در کنار میکروب ها، ذرات رسی نیز یون های آمونیاکی می توانند جذب کرده و آن ها را بین صفحات سیلیکاتی شان درگیر سازند. در صورتی که از کود سبز یا کود آلی حیوانی استفاده می شود، یک هفته قبل از کشت بایستی به خاک اضافه گردد. این عمل باعث تجزیه کامل آن ها می شود و مواد غذایی به سهولت در دسترس گیاه برنج قرار می گیرد.

نیتروژن زدایی خاک

      هرجسمی که وارد مزرعه برنج کاری شود، خروج گازهای هوا مانندی به شکل حباب را از سطح خاک باتلاقی آزاد می کند. 10 تا 95 درصد حجم گازهای آزاد شده از مزرعه به صورت نیتروژن است. نیترات های موجود درخاک به وسیله باکتری های معروف به نیتروژن زا، در خاک زیر آب به گاز آزاد N تبدیل می شوند. ازدست رفتن نیتروژن از طریق نیتروژن زدایی خاک، در خاک های فاقد زهکش مناسب، 68 درصد تخمین زده می شود. البته، حرارت و مواد آلی خاک عمل باکتری های نیتروژن زا را تشدید می نمایند. گاهی اوقات، حدود 30 تا 40 درصد نیتروژن پاشیده شده در سطح مزرعه در مدت زمان یک هفته پس از نشاء کاری، ممکن است به هوا آزاد گردند. حتی اگر کودهای آمونیاکی پاشیده شوند، در مجاورت اکسیژن قرار گرفته و به شکل نیترات در می آیند. این نیترات ها به طرف پایین باتلاق حرکت کرده و پس از رسیدن به خاک احیائی ، نیتروژن آزاد شده و به صورت گاز به فضا انتقال می یابند. برای کاهش نیتروژن زدایی، کودهای اوره یا آمونیاک بایستی در منطقه ریشه و درمحلی که فاقد اکسیژن است، قرارداده شود. اوره پوشش داده شده با مواد مشابه کودها یا اوره آز مسدود کننده اوره نیز به آهستگی حل شده و فعالیت نیتروژن زدایی را کاهش می دهد. اوره دانه درشت را مستقیما می توان درداخل خاک فروبرد. این دانه های اوره، در یک محل جمع می شوند و فعالیت اوره آز مسدود کننده، مقدار آنزیم تولید شده به وسیله باکتری نیتروژن زا را کاهش می دهند. همراه با رخ دادهای بالا، اتلاف تبخیری به طور چشمگیری نیز کاهش می یابد.

 راه های ارتقاء اثر کودهای نیتروژنی زیاد

  1 – ارقامی را کشت کنید که به کود پاسخ مثبت می دهند. یعنی با افزایش کود رشد و نموّ آن بیش تر شود و محصول بیش تری دهد.

2 – کودها رشد علف های هرز را زیاد می کنند. بنابراین، برای حداکثر تأثیر کود بایستی با علف هرز مبارزه کرد.

3 – به مزارع باتلاقی دایمی کود نیتروژنی زیادی بدهید.

4 – اگر مزرعه به طور متناوب و با فاصله زمانی باتلاقی گردد، نیتروژن به طور کامل نمی تواند مورد استفاده گیاه برنج قرار گیرد.

5 – از کودهای نیتروژنی پوشش دار مختلف زیر استفاده کنید. مترجم:ممکن است، چنین کودهایی در ایران یافت نشوند:

الف – با لایه پوششی اورهآز

     اوره بالایه پوششی Neem

     اوره با لایه پوششی Mahua

     اوره با لایه پوششی نیجر

     اوره با لایه پوششی هندی

ب – پوشش مصنوعی

     اوره با پوشش پلاستیکی یا پلی مری

     اوره با پوشش لاک

     اوره با پوشش موم

     اوره با پوشش لاستیک

ج – پوشش شیمیایی

     اوره با پوشش گوگردی

     اوره با پوشش فسفات معدنی

     اوره با پوشش گچ

د – بازدارنده های اوره آز

     استات فنیل مرکوریک

     هیدروکینون

     بنزوکینون

     فسفو فنیل دی آمیدات

ه – بازدارنده های آزاد سازی نیتروژن

     N – serve

     AM

     ST

     Thiurea

     Potassium azide

     Powder of citrullus

     Colosynthis

 تقش نیتروژن در افزایش تولید برنج

 

1 – تولید 5/6 تن محصول برنج برهکتار، حدود 95 کیلوگرم نیتروژن، 25 کیلوگرم P2O5  و 140 کیلوگرم K2O را از خاک خارج می کند و لازم است در فصل زراعی بعدی این مقدار مواد به خاک برگشت داده شود.

2 – در تشکیل کلروفیل و ایجاد رنگ سبز تیره به گیاه کمک می کند.

3 – تعداد پنجه ها، ارتفاع گیاه و تعداد دانه های خوشه که از اجزاء سازنده میزان محصول هستند را افزایش می دهد.

4 – افزایش سطح برگ و اندازه دانه.

5 – کمک به تجزیه و فساد مواد آلی خاک با تحریک رشد میکربی

 میزان مصرف کود های نیتروژنی

 

     عوامل متعددی مانند خاک، اوضاع جوّی و نوع رقم برنج در میزان مصرف کودهای نیتروژنی تأثیر دارد. در اغلب نواحی کشت برنج مقدار نیتروژن لازم نباید از 100 کیلوگرم (معادل 154 کیلوگرم اوره ) بر هکتار کم تر باشد. اگر تمام کود اوره پاشیده شده به مصرف گیاه برسد و تلف نشده باشد، این مقدار کافی است. اما عملا چنین چیزی امکان ندارد، بنا به شناخت برنج کار از میزان اتلاف و توانایی پیشگیری از آن بایستی بر مقدار فوق افزوده شود. این حداقل نیتروژن لازم برای برداشت 5/6 تن محصول برهکتار است. اما به دلیل کاهش و یا افزایش کود پذیری گیاه برنج در مقابل افزایش تابش خورشید و کاهش درجه حرارت هوا، مقدار نیتروژن لازم گیاه 100 تا 150 کیلوگرم برهکتار می رسد. درجه مرغوبیت خاک نیز شاخص مهمی در تعیین میزان کود نیتروژنی است.

 

شاخص دسترسی کود نیتروژنی خاک

 

     هرچه خاک از نظر نیتروژن فقیر تر باشد، مقدار نیتروژن افزوده شده بیش تر خواهد بود. ارقام برنج دیررس، به نیتروژن کم تری نیاز دارد. زیر آن ها وقت کافی برای دریافت نیتروژن تثبیت شده خاک را دارند. اما ارقام برنج زودرس که دوره رشد و نموّ آن ها کوتاه است، به مقادیر زیادتر نیتروژن پاسخ مثبت می دهند. اثر نیتروژن در مراحل اویله کم و در مراحل آخر زیاد است. برنج کاران، خاک مزرعه خود را خوب می شناسند. اما تعاونی های توزیع کود مطابق گزارش آزمایشگاه ها سهمیه کود را تعیین می کنند. مجهز ترین آزمایشگاه های خاک فقط می توانند به کشاورزان کمک کنند، اما قادر نیستند، خاک اورا شناسایی نمایند. برنج کار خودش بایستی میزان کود نیتروژنی را تعیین کند. بعضی از خاک ها به کود نیتروژنی نیاز ندارند و بعضی دیگر به مقدار خیلی زیادی احتیاج دارند.

 زمان کود پاشی نیتروژنی خاک

 

     به طور کلی، در خاک های معمولی، نیتروژن در 3 مرحله با مقادیر برابر پاشیده می شود. یعنی، یک سوم در مرحله اول ( در زمان دیکس زنی )، یک سوم در مرحله پنجه زنی فعال و یک سوم باقی مانده در مرحله تشکیل گل، پاشیده می شود. مرحله اول کودزنی را مرحله اصلی و مرحله آخری را سرک می گویند. مراحل بالا عومی است و کشاورزان، دو مرحله ای عمل می کنند و دو سوم را در مرحله اصلی و یک سوم باقیمانده را در مرحله پنجه زنی می پاشند و کود سرک را حذف می نمایند. تا کنون در ایران تحقیقی در باره کود سرک انجام نشده است. مدیریت وبلاگ در مزرعه شخصی خود در مراحل اول و دوم از کود اوره استفاده کرد و از انجام مرحله سوم ترسید. کود سرک مرحله خطر ناک کود دهی به ویژه با کود اوره است. زیرا کود اوره به سرعت جذب می شود. اگر برنج کاران تجربه مرحله سوم را ندارند، در مورد ارقام محلی نباید اجراء کنند، و در مورد ارقام خزر و سپیدرود حتما از کود سرک به مقدارخیلی کم تراز یک سوم بر اساس تجربه خودشان و پیش از تشکیل شدن گل می توانند بپاشند.

     1 – کودپاشی نیتروژنی خاک پیش از نشاء کاری در استقرار نشاء و بهبود نیتروژن گیاه برای آغاز فوری پنجه زنی کمک می کند.

     2 – به کار بردن کود نیتروژنی در مرحله پنجه زنی، فعالیت این مرحله را تسریع کرده و تولید تعداد پنجه را به حداکثر می رساند.

     3 – کود سرک در مرحله تشکیل گل افزایش طول خوشه و تعداد خوشه چه در خوشه را موجب می گردد.

 روش پاشیدن کودهای نیتروژنی

 

     پاشیدن سطحی کودهای نیتروژنی در خاک های باتلاقی، مقدار بسیار اندکی از این کودها را در دسترس گیاه قرار می دهد. کودپاشی سطحی خاک باعث تسریع عمل نیتریفیکاسیون شده و در نتیجه از طریق جریان آب تلف می گردد. هنگام کودپاشی سرک از یک روز پیش بایستی آب مزرعه را خالی کرد و کود را به حالت اشباع پاشید. پس از 48 ساعت کود اوره هیدرولیز شده و کربنات آمونیوم تشکیل می گردد. دو روز پس از کودپاشی اوره، مجددا مزرعه را آبیاری کنید، به این طریق یون آمونیوم در میسل های خاک تثبیت می گردد.

      دفن کردن اوره در منطقه سطح خاک زیرآب به علت فقدان اکسیژن در این لایه است. در لایه احیائی هیچ گونه عمل نیتریفیکاسیونی وقوع نمی یابد و نیتروژن آمونیومی به مدت زمان طولانی در دسترس ریشه گیاه برنج باقی می ماند.

     اگر عمق آب مزرعه را در 2 سانتی متری لایه خاک نگهدارید، پس از نشاء کاری، کود نیتروژنی را مستقیما می توان در آب پاشید. دفن کردن کود آمونیوم به وسیله وجین کن دورانی کارآیی مصرف کود نیتروژنی را بهبود می بخشد، به ویژه برای مرحله اول کود سرک پاشی مناسب است. در جا هایی که لم کردن آب زیاد است و امکان تخلیه آن وجود ندارد، بهتر است اوره را پیش از وجین پاشید و در حین عمل وجین در خاک دفن خواهد شد. دفن کردن اوره بین هرچهار بهترین نتیجه را دارد، اما کاری خیلی پر زحمتی است.

طرح توجیه فنی ، مالی و اقتصادی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ

موضوع طرح :پرورش گل و گیاهان زینتی
ظرفیت :
900 هزار شاخه گل بریده و 20 هزار گلدان گیاه آپارتمانی
محل اجرای طرح :
قابل اجرا در سراسر کشور
سرمایه گذاری کـل:
53/635 میلیون ریال
سهم آوردة متقاضی:
53/65 میلیون ریال
سهم تسهیلات:
570 میلیون ریال
دورة بازگشـت سرمایه:
25 ماه

   مقدمـه :
توجه و علاقه انسان ها به گل و نقش گیاهان در زندگی بشر موضوعی کاملا شناخته شده است. گل از دیر باز به عنوان نمادی برای ابراز عشق و محبت و همچنین ابزاری برای ادای احترام شناخته شده است. چنانکه در اوایل قرن بیستم ، بقایای دسته ای از گل های بریده در مقبره فرعون کشف شد که متعلق به هزار سال پیش از میلاد مسیح بود.

   هر بخش از اندام های مختلف گیاهان زیبایی خاص خود را داراست . به این جهت استفاده از گل های بریده به موازات توجه به انواع گیاهان آپارتمانی دارای رونق فراوان است. همچنین به دلیل افزایش روزافزون شهر نشینی و خصوصا آپارتمان نشینی و دوری هر چه بیشتر افراد از طبیعت ، میل به نگهداری از گیاهان در محیط آپارتمان افزایش بیش از پیشی یافته است.

    علاوه بر تقاضای بازار داخلی برای انواع گل ها و گیاهان زینتی با در نظر داشتن حجم زیاد تقاضا در عرصه بین‌المللی و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی مناسب ایران برای کشت انواع گیاهان ، پرورش و صادرات انواع گل و گیاهان زینتی می‌تواند سهم کشور را در بازار تجارت این محصولات ارتقا بخشیده و موجب عاید شدن درآمد ارزی مناسبی برای اقتصاد کشور گردد.

*          *          *

   اجرای این طرح به عنوان یک فعالیت تولیدی ، ضمن اینکه گامی به سوی افزایش توان تولیــد ( و صادرات ) کشور  در بخش محصولات کشاورزی به شمار می‌رود، می‌تواند بســــترساز اشتغال به کار نیروهای متخصص ( خصوصا در علوم کشاورزی ) و فاقد تخصص گردد. ضمن اینکه بانوان کارآفرین نیز می‌توانند با پیاده سازی این طرح، گامی در جهت توسعه میهن بردارند.

   توجیه اقتصادی طرح :

   الف – سرمایه گذاری ثابت :

   الف – 1 ) زمیـن :

  

متـراژ ( متر مربع )

هزینه واحد ( هزارریال )

هزینه کل ( میلیون ریال )

20000

5/1

30

   الف – 2 ) محوطه سازی :

ردیف

شــرح

مقدار

هزینه واحد ( هزارریال)

هزینه کل (میلیون ریال )

1

2

3

محوطه سازی

حصارکشی

جدول کشی

400مترمربع

 600مترمربع

-

10

20

-

4

12

9

      جـــمـــع

25

   الف – 3 ) ساختمانها:

ردیف

شــرح

زیربنا(m2)

هزینه واحد ( هزارریال)

هزینه کل (میلیون ریال )

1

2

3

4

5

انبار

موتورخانه

سرویس بهداشتی

اداری و نگهبانی

گلخانه شیشه ای

36

20

12

40

2000

400

400

500

450

120

4/14

8

6

18

240

   جــــــمـــع

4/286

    الف – 4 ) ماشین‌آلات و تجهیزات:

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شــرح

تعداد

هزینه واحد

هزینه کل

1

2

3

4

5

سمپاش پشتی موتوری

وسایل باغبانی

فرغون

هواکش

وسایل ایمنی

2

3سری

8

12

1سری

3

2/1

15/0

1

1

6

6/3

2/1

12

1

      جـــمـــع

8/23

    الف – 5 ) تاسیسات:

ردیف

شــرح

تعداد

هزینه واحد(هزارریال)

هزینه کل(میلیون ریال)

1

2

3

4

5

حق انشعاب برق سه فاز

کابل کشی ونصب تابلوی برق

موتور پمپ آب و لوله کشی

کوره هوای گرم و ضمایم

تاسیسات حرارت مرکزی

-

-

1

6عدد

-

-

-

20000

800

-

40

10

20

8/4

40

      جـــمـــع

8/114

    الف – 6 ) وسایل نقلیه :

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شــرح

تعداد

هزینه واحد

هزینه کل

1

وانت نیـــسان

1

78

78

   جــــــمـــع

78

    الف – 7 ) تاسیسات اداری:

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شـــرح

هزینه کل

1

2

3

4

تلفـن

میز و صندلی اداری

وسایل آشپزخانه

وسایل رفاهی کارکنان

3

1

1

2

      جــــــمـــــع

7

   الف – 8 ) هزینه‌های قبل از بهره‌برداری :

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شـــرح

هزینه کل

1

2

هزینه تهیه طرح، مشاوره، اخذ مجوزها و ثبت تسهیلات

آمــوزش

5/2

5/1

      جــــــمـــــع

4

جمع کل سرمایه گذاری ثابت

شـــرح

هزینه ( میلیون ریال )

زمـین

محوطه سازی و ساختمان ها

ماشین آلات

وسایل نقلیه

تاسیسات

تاسیسات اداری

هزینه های قبل از بهره‌برداری

30

4/311

8/23

78

8/114

7

4

جــــمــــع

569

پیش بینی نشــده ( معادل 5 % اقلام فوق )

45/28

جمـــــع کل

45/597

   ب- هزینه های جاری :

   ب – 1 ) مواد اولیه و نهاده های تولید :

ردیف

شـرح

مصرف سالانه

هزینه واحد (هزارریال)

هزینه کل(میلیون‌ریال)

1

2

3

4

5

6

7

سموم ضدعفونی کننده

سموم قارچ کش

سموم حشره کش

کود شیمیایی

کوددامی و خاک

گلدان پلاستیکی

جعبه و کیسه پلاستیکی

بوته‌های مادری

300کیلوگرم

8کیلوگرم

8لیتر

400کیلوگرم

8تن

20000

5000

-

50

60

60

65/0

50

1/0

5/0

-

5/1

48/0

48/0

26/0

4/0

2

5/2

5/2

    جــــمــــع

12/10

  ب – 2 ) حقوق و دستمزد :

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شــرح

تعداد - نفر

حقوق ماهانه

حقوق کل

1

2

3

4

مدیر طرح

کارگر دائم

راننده

نگهبان و موتورچی

1

4

1

2

2/1

8/0

9/0

9/0

8/16

8/44

6/12

2/25

23% سهم حـق بـیمه کارفـرما

6/19

  جـــمــــع کل

8

-

119

    ب – 3 )هزینه نگهداری و تعمیرات :

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شـــرح

ارزش دارایی

نرخ

هزینه کل

1

2

3

4

5

ساختمان و محوطه سازی

تاسیسات

ماشین‌آلات

وسایل نقلیه

تاسیسات اداری

4/311

8/114

8/23

78

7

2%

4%

4%

10%

10%

2/6

6/4

9/0

8/7

7/0

   جــــــمـــــــع

2/20

   ب- 4 ) هزینه استهلاک :

ارقام به میلیون ریال

ردیف

شـــرح

ارزش دارایی

نرخ

هزینه کل

1

2

3

4

5

ساختمان و محوطه سازی

تاسیسات

ماشین‌آلات

وسایل نقلیه

تاسیسات اداری

4/311

8/114

8/23

78

7

10%

12%

10%

20%

10%

14/31

77/13

38/2

6/15

7/0

   جــــــمـــــــع

59/63

   ب- 5 ) سوخت و انرژی :

شـــرح

واحد

مصرف سالانه

هزینه واحد (ریال)

هزینه کل(میلیون ریال)

برق

بنزیـن

گازوئیل

تلفـن

کیلووات ساعت

لیتر

لیتر

-

20000

6000

20000

-

250

650

160

-

5

9/3

2/3

1

   جــــــمـــــــع

1/13

جمـع هزینه های جاری طرح

شـــرح

هزینه ( میلیون ریال )

مواد اولیه و نهاده های تولید

حقوق و دستمزد

نگهداری و تعمیرات

استهلاک

سوخت و انرژی

12/10

119

2/20

59/63

1/13

جــــمــــع

01/226

پیش بینی نشــده ( معادل 5 % اقلام فوق )

3/11

جمـــــع کل

31/237

سرمایه در گردش

شـــرح

هزینه ( میلیون ریال )

مواد اولیه ( برای یک دوره – شش ماهه )

حقوق و دستمزد ( سه ماهه )

سوخت و انرژی ( سه ماهه )

06/5

75/29

27/3

جمـــــع کل

08/38

جمع کل سرمایه گذاری طرح

شـــرح

هزینه ( میلیون ریال )

سرمایه ثابت

سرمایه در گردش

45/597

08/38

جمـــــع کل

53/635

    ج – فروش:

ردیف

شرح

ارزش واحد (ریال)

میزان تولید

ارزش کل(میلیون ریال)

1

گل بریده (رز، میخک، شب‌بو)

گیاهان زینتی گلدانی

450

2000

900 هزار

20 هزار

405

40

   جــــــــمـــــــــع

445

برآورد هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی

ردیف

شــرح

هزینه ( میلیون ریال )

1

2

استهلاک هزینه های قبل از بهره برداری ( 4 ساله )

هزینه فروش و اداری ( معادل 2% فروش سالانه)

1

9/8

   جــمـــع

9/9

پیش بینی مالی طرح

شــرح

میلیون ریال

درآمد ( فروش )

445

  کسر می شود : قیمت تمام شده

31/237

سود ناویژه

69/207

  کسر می شود : هزینه های اداری و فروش

9/8

سود عملیاتی

79/198

  کسر می‌شود : استهلاک هزینه های قبل از بهره برداری

1

سود ویژه قبل از کسر مالیات

79/197

محاسبه دوره برگشت سرمایه:

دوره بازگشت سرمایه = 05/2 سال ( تقریبا 25 ماه )

   محاسبه نقطه سر به سر ( در 100% تولید )

( ارقام به میلیون ریال )

شــرح

هزینة متغیر

هزینة ثابت

هزینة کــل

مبلغ

درصد

مبلغ

درصد

مواداولیه

12/10

100

0

-

12/10

حقوق و دستمزد

65/41

35

35/77

65

119

سوخت و انرژی

48/10

80

62/2

20

1/13

تعمیر و نگهداری

16/16

80

04/4

20

2/20

استـهلاک

0

-

59/63

100

59/63

توزیع و فروش

9/8

100

0

-

9/8

استهلاک قبل ازبهره برداری

0

-

1

100

1

پیش بینی نشده

6/9

85

7/1

15

3/11

جمـــع

91/96

-

3/150

-

21/247

بر اساس محاسبات مبتنی بر اطلاعات جدول فوق نقطة سر به سر تولید معادل17/43%می باشد.

محاسبة کارمزد وام

1 - عقد مشارکت مدنی:

         مبلغ قرارداد:

        مدت قرارداد

         کارمزد

         کارمزد عقد مشارکت مدنی:            

570 میلیون ریال

شش ماه

13%

05/37 میلیون ریال

2 – عقد فروش اقساطی:

         مبلغ قرارداد

         مدت قرارداد

         کارمزد تسهیلات

         کارمزد عقد فروش اقساطی

         کل کارمزد تسهیلات

         کارمزد سالانه

         اصل تسهیلات سالانه

05/607میلیون ریال

54 ماه

13%

56/177 میلیون ریال

61/214 میلیون ریال

69/47 میلیون ریال

67/126 میلیون ریال

جدول بازپرداخت اصل و کارمزد تسهیلات :

  ارقام به میلیون ریال

شرح

سال 1

سال 2

سال 3

سال 4

سال 5

اصل بازپرداخت تسهیلات

33/63

67/126

67/126

67/126

67/126

کارمزد تسهیلات

84/23

69/47

69/47

69/47

69/47

جمــع

17/87

36/174

36/174

36/174

36/174

مختصری در مورد زراعت لوبیا (( Phaseolus sp .
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ

 

دسته مقاله : زراعت حبوبات- غلات

مقدمه

 

لوبیابا نام انگلیسی Common Bean  از راسته   Rosales خانواده Leguminosae زیر خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae  زیر شاخه Phaseoliae  و جنس Phaseolus میباشد . بیش از پنجاه گونه از جنس Phaseolus  وجود دارد . لوبیا سازش خوبی با ارتفاعات  و مناطق مختلف در جهان دارد . و در 7 – 5/5 = PH می تواند کشت و زراعت شود .

 

الف -کاشت لوبیا 

 

در ایران کاشت لوبیا معمولا در بهار و با تراکم ده سانتی متری و فواصل ردیف کاشت 50 سانتی متر انجام می گیرد .  

 

ب‌-         تناوب زراعی لوبیا

 

در سیستم زراعی بهترین تناوب زراعی لوبیا با غلات مانند گندم وجو می باشد. لوبیا ازت هوا را در خاک توسط باکتریهای مخصوص بنام Rhizobium phaseolie تثبیت می نماید که باعث حاصلخیزی خاک می شود . باید توجه نمود که لوبیا نباید با گیاهان غده ای و ریشه ای از جمله پیاز و سیب زمینی کشت شود زیرا احتمالآلودگی قارچی برای لوبیا زیاد خواهد شد .    

 

ت‌-         علف های هرز و کنترل آن 

 

کنترل علف های هرز در لوبیا بسیار حائز اهمیت است و از سموم مختلف مانند ترفلان به میزان 5/1 در هزار قب از کاشت وی توان استفاده نمود از سموم علف کش بعد از کاشت در لوبیا هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست .   

 

ث‌-         روش های آبیاری

 

1-     آبیاری غرقابی  : این نوع آبیاری در مناطقی که کشت بصورت سنتی انجام می گیرد , متداول است  برای انجام این روش آبیاری ابتدا مزرعه به قطعات کوچکی تقسیم و کرت بندی می گردد و سپس کرتها پر آب و غرقاب می شوند .  

 

2-     آبیاری نشتی : این نوع آبیاری در مزارعی که کشت به صورت ردیفی و خطی انجام می گیرد مورد استفاده است  . در این روش از جوی و پشته استفاده شده که باعث می شود آب بطور یکنواخت جریان یابد و از سله خاک جلوگیری گردد . 

 

3-     آبیاری تحت فشار : بهترین روش آبیاری تحت فشار آبیاری بطری  Sprinkler می باشد که آب بصورت قطراتی به روی زمین پاشیده می شود البته آبیاری های دیگر این روش مانند   Wheel Move و غیره تحت بررسی می باشد به هر صورت در این نوع آبیاری آب تحت فشار قرار گرفته و از نازل ها بصورت باران یا قطرات به روی مزرعه پاشیده می شود . روش بسیار مفیدی است و هزینه های کارگری را کاهش داده بخصوص از اتلاف آب جلوگیری می گردد .   

 

ج‌-          داشت و برداشت لوبیا 

 

داشت لوبیا :

 

یکی از مهمترین عوامل تولید , داشت لوبیا است آبیار به موقع,  مراقبت های زراعی مانند سمپاشی , کوددهی و کولتیواتور می تواند نقش بسزایی در افزایش عملکرد ایفاء کند . در خصوص تعیین حساسترین مراحل رشد لوبیا نسبت به تنش خشکی تحقیقات بسیاری انجام گردیده است از آنجمله مککیو ریوز (1962) در یافتند که لوبیا در مرحله قبل از گلدهی به خشگی حساس هست و سنگ کارا (1994) بیان نمود که با افزایش تنش خشکی, نقصان رشد رقم های خوابیده بیش از رقم های ایستاده است و تنش قبل از گلدهی نسبت به بعد از گلدهی عملکرد را بیشتر کاهش می دهد. اساسا مبارزه با علف های هرز و, سله شکنی زمین , سمپاشی و کود پاشی به موقع در افزایش کیفیت و کمیت محصول لوبیا اثر دارد و در مزارعی که این اعمال انجام نمی گیرد عملکرد کمی و کیفی محصول پائئن می آید . معمولا بر علیه آفات , مانندشته و تریپس از سم متاسیتوکس به میزان 5/1 در هزار استفاده می شود و بر علیه کنه ها از سم کلتان می توان استفاده نمود .

 

برداشت لوبیا : 

 

 برداشت لوبیا زمانی انجام می گیرد که حدود 80 % غلاف ها تغییر رنگ داده و زرد شده باشند . برداشت لوبیا به دو صورت برداشت سنتی و برداشت مکانیزه صورت می گیرد .

 

منابع مورد استفاده

 

1-       آمار نامه fao – 1992

 

2-       آمار نامه وزارت کشاورزی سال 1373 

 

3-       گزارشات طرحهای تحقیقاتی حبوبات در استان مرکزی

 

4-       موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال و بذر بخش تحقیات حبوبات   

 

 

بررسی کاهش ضایعات بذر مصرفی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ

دسته مقاله : زراعت

گروه : زراعت غلات-مبانی کشاورزی پایدار

 

 

 

 

چکیـده

 

گندم به عنوان مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی کشور بطور متوسط 5/6 میلیون هکتار از اراضی کشور را بخود اختصاص داده و بالغ بر 5/10 میلیون تن تولید دارد. عملکرد پائین گندم در ایران در مقایسه با جهان عمدتاً بواسطه سطوح پائین نهاده ها (بویژه آب) و ضعف مدیریت زراعی است. تکیه بر افزایش عملکرد بعنوان کلیدی ترین راه حل افزایش تولید گندم، توسعه تحقیقات در       زمینه های کاهش ضایعات و ساماندهی بذر را بعنوان راهکاری مناسب طلب می نماید. بررسی منابع مختلف نشان می دهد که میزان بذر کافی و اقتصادی بطور معنی داری کمتـر از میـزان بـذری اسـت که در حال حاضـر اکثر گندمکاران کشور مصرف مـی نمایند. علت عمده این مصرف اضافی عدم اطمینانی است که زارعین از استقرار گیاه (تراکم بوته) در مزرعه دارند.

 

به منظور بررسی تراکم بوته بر عملکرد دانه و اجزاء عملکرد ارقام مختلف گندم دو آزمایش در سال های 1380 و 1381 در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران (کرج) بصورت طرح کرتهای خرد شده در قالب فاکتـوریـل با چهـار تکرار به اجـرا درآمد. فاکتورها شامل 4 رقم تجارتی گندم (مهدوی، قدس، مرودشت و M75-7)، تراکم بوته در پنج سطح (200،250، 300، 350 و 400 بوته در متر مربع) و دو تیمار ضد عفونی و عدم ضد عفونی بذر پیش از کاشت بودند. نتایج تجزیه مرکب دو ساله نشان داد که با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته) برخی مؤلفه های عملکرد گندم مثل تعداد پنجه و سنبله در متر مربع افزایش یافت، اما در مقادیر بالاتر بذر مصرفی این روند افزایش کمتری داشت. به طوری که با دو برابر کردن میزان بذر مصرفی، از 200 به 400 دانه در متر مربع، تعداد پنجه و سنبله در واحد سطح به ترتیب 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند و در مقابل، عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش نشان داد. در بین ارقام مورد بررسی، رقم M75-7 با افزایش بذر مصرفی در واحد سطح عملکرد دانه بیشتری تولید نمود درحالیکه، ارقام مرودشت، مهدوی و قدس بیشترین عملکرد دانه را به ترتیب در تراکم های 200، 250 و 300 عدد بذر در متر مربع داشتند. تیمار ضدعفونی بذر در مقابل عدم ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه بیشتری تولید نمود، اما تفاوت آنها معنی دار نبود.

 

بـررسـی ارتبـاط اجزاء عملکرد نشـان داد که صفـات مـاده خشک (** 84/0=r)، شـاخص بـرداشـت (** 62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) همبستگی مثبت و معنی دار با عملکرد دانه داشتند. صفات دیگر نظیر، تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی و معنی داری با عملکرد دانه نشان دادند به نحوی که با افزایش میزان بذر مصرفی افزایش عملکرد دانه از طریق کاهش این صفات میسر نگردید. بطور کلی، اثرات متقابل میزان بذر×رقم و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای مورد بررسی نشان داد که عامل نوع بذر (رقم) یا اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. اما، چنانچه کاهش ضایعات بذر مصرفی (کاهش هزینه های تولید گندم) مورد نظر باشد تراکم 200 بذر درمتر مربع با تولید حداکثر عملکرد دانه کفایت خواهد نمود، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب امکان پذیر خواهد شد.

 

واژه های کلیدی: کاهش ضایعات، بذر گندم، تراکم بوته، عملکرد و اجزاء عملکرد.

 

 

مقدمه

 

عمده ترین بخش مصرف گندم در ایران مربوط به تولید نان است (90% عرضه گندم را شامل می شود)، و بخشی نیز به مصرف بذری و مصرف دامی می رسد. مصرف بذر مورد نیاز کشت سالانه در کشور بالغ بر000/000/1 تن برآورد گردیده که در شرایط معمول کشت گندم از 60 کیلوگرم در زراعت دیم لغایت200 کیلوگرم در هکتار در زراعتهای پاییزه آبی متغیر است. در زراعتهای پاییزه گندم آبی نسبت بذر مصرفی به تولید یک به بیست است. میزان بذر کمتر و یا بیشتر از معمول در برخی مواقع و به دلایل متعددی به شرح زیر توسط کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جمله: واریته های بذر درشت (اندازه بذر) واریته هائی با پتانسیل (توانائی) پنجه زنی کم، کشت بهاره، کشت دیر (در پائیز یا بهار)، روش دستپاش، اراضی سنگین، درصد جوانه زنی پائین و غیره.       خسارت های وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخی عوامل بیماری زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزایش ضایعات بذر گندم می شود. متوسط رطوبت موجود در خاک نیز از عوامل اصلی تعیین کننده میزان بذر مصرفی است. به طوری که در مناطق کم باران میزان متوسط بذر کمتر و در مناطق نیمه مرطوب و مرطوب بذر بیشتری مصرف می شود.

 

بنابر این، جلوگیری از ضایعات گندم با توجه به مشکلات و محدودیت های موجود از نقطه نظر افزایش عملکرد در واحد سطح، افزایش سطح زیر کشت، تامین نهاده های مورد نیاز، محدودیت واردات به لحاظ تنگناهای حمل و نقل و بندری اهمیت زیادی پیدا کرده است و تأثیر آن بر درآمد زارعین و نهایتاًٌ میزان عرضه محصول قابل توجه می باشد (وزارت کشاورزی، 1362). لذا، طرح حاضر برای دستیابی به امکان کاهش میزان بذر مصرفی در هکتار به عنوان راهکاری برای کاهش ضایعات بذر جهت کشت گندم پائیزه آبی می باشد،

 

کاهش میزان بذر مصرفی بطور قطع در هزینه های نهاده ها کاهش معنی داری بر جای         می گذارد، اما بایستی دقت شود که استقرار بوته ها در شرایط های مختلف اقلیمی در نظر گرفته شود. بعبارت دیگر، بهترین بررسی آن است که آزمایش یا مطالعه منطقه ای (site by site) بوده و براساس نوع خاک، ساختمان بستر بذر، رطوبت موجود در خاک، آب و هوای زمان کاشت، در نظر داشتن خسارت مربوط به آفات و غیره باشد. همچنین برای استقرار مناسب بوته ها در مزرعه بهتر است بجای مقدار بذر، براساس تعداد بذر در واحد سطح عمل شود زیرا که اندازه بذور برای        واریته های مختلف تفاوت دارند. میزان بذر در متر مربع به طور شاخص بایستی 25 تا 50 درصد بیشتر از تعداد بوته لازم در واحد سطح باشد تا هر نقصانی را جبران نماید. بر اساس مطالعات سازمان تحقیقاتی HGCA (2000) میزان بذر در کشت های مطلوب می تواند تا حدود 70%، بدون هیچگونه کاهشی درعملکرد ارقام مختلف، کمتر شود. کاهش میزان بذر ممکن است خطر فضای خالی در مزرعه را افزایش دهد اما، در مقادیر بالای مصرف بذر خطر خوابیدگی ساقه، احتمال وقوع بیماریهای گیاهی و افزایش هزینه نهاده بذر وجود دارد. در تراکم بوته مناسب میزان بذر مصرفی آن قدر پائین خواهد بود که احتمال وقوع ریسک های یاد شده بطور اساسی کاهش می یابد.

 

میزان بذر مصرفی و توزیع بوته ها در یک مزرعه تاثیرات مشخصی را بر اجزاء عملکرد گندم خواهد داشت. افزایش میزان بذر مصرفی می تواند تعداد سنبله در واحد سطح را زیادتر کند اما، دو جزء دیگر عملکرد یعنی، تعداد بذر در سنبله و وزن دانه کاهش می یابند. خاصیت جبران کنندگی نسبی در بین اجزاء عملکرد گندم می تواند نقصان عملکرد را وقتی که یک جزء کاهش می یابد، به حداقل برساند اما چنین جبرانی ممکن است کامل نباشد (4). پیتر و همکاران (1373) گزارش نمودند که بین ژنوتیپ ها از نظر توانائی کلی جبران و توانائی هر یک از اجزاء عملکرد تفاوت وجود دارد. بعضی ژنوتیپها قادرند که تولید ناکافی اجزاء عملکرد را جبران کنند ولی برخی این توانائی را ندارند. همچنین با کوتاه شدن فصل رویش، توانائی جبران کم می شود. بنابراین، در مطالعات مربوط به مقادیر بذر و تعداد بوته، همه اجزاء عملکرد دانه بجای فرد فرد اجزاء می بایست مورد توجه قرار داشته باشند. تعداد سنبله در واحد سطح به تعداد پنجه های اصلی و تعداد پنجه های بارور در بوته بستگی دارد (7). وقتی تراکم بوته (مقادیر بذر) افزایش می یابد حداکثر تعداد پنجه در واحد سطح در یک شرایط ویژه به سرعت تشکیل می شود. ولی ، درصد پنجه هائی که باقی مانده و تولید سنبله  می کنند پائین خواهد بود البته، در تراکم پایین بوته نیز 100 درصد پنجه ها زنده باقی             نمی مانند ‌(8).

 

قبادی و همکاران (1379) در بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم نان به این نتیجه رسیدند که اثرات رقم و تراکم بوته بر تعداد سنبله در متر مربع، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه در سطح یک درصد معنی دار بودند، ولی اثر متقابل فقط برای تعداد سنبله در متر مربع و وزن هزار دانه معنی دار شد. در هر چهار رقم، با افزایش تراکم بوته، تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که افزایش نشان داد و اجزاء دیگر از قبیل تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه کاهش یافتند.

 

لازم به ذکر است در طرح هائی که بر روی تراکم بوته در واحد سطح انجام گرفته نتیجه بدست آمده به طور قطع مطلوب ترین تراکم بوته نبوده است. چون ممکن است تراکمی خارج از تراکم به کار برده شده وجود داشته باشد که در آن تراکم عملکرد دانه حداکثر شود. لذا، هالیدی (1960) و سالازار و همکاران (1994) برای به دست آوردن تراکم مطلوب بوته استفاده از معادلات درجه دوم (رگرسیونی) را مورد تاکید قرار داده اند، و بدین صورت مشخص شده است که عملکرد دانه با تراکم بوته در واحد سطح رابطه سهمی دارد و بالاتر از حد مطلوبی از تراکم بوته، عملکرد دانه کاهش خواهد یافت. بعبارت دیگر، با افزایش تراکم بوته، فرایند خود تنظیمی  وارد عمل شده و وابستگی عملکرد به تراکم روند مجانبی خواهد داشت.

 

بطور خلاصه، دستیابی به حداکثر عملکرد یا بوسیله افزایش تراکم گیاهی و یا با افزایش عملکرد تک بوته امکان پذیر است. ولی چون اثرات فرایندهای تشکیل دهنده عملکرد در رابطه با رقم، عملیات کاشت و شرایط اقلیمی روند ثابتی ندارد، درنتیجه تراکم کاشت می بایست براساس هر مورد تعیین شود و به دنبال مشخص شدن تحقیقاتی این چنین است که می توان مقدار بذر مصرفی در واحد سطح را توصیه نمود.

 

 

مواد و روش ها

 

    این بررسی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، با طول 50 درجه و 57 دقیقه شرقی و عرض جغرافیائی 35 درجه و 48 دقیقه شمالی و ارتفاع 1313 متر از سطح دریا، در سالهای 1381 و 1382 اجرا شد. طرح آزمایشی مورد استفاده فاکتوریل در قالب کرتهای خرد شده در چهار تکرار بود. در کرتهای اصلی ارقام گندم (مهدوی، مرودشت، قدس و M75-7) در چهار سطح و در کرتهای فرعی تراکم بوته در پنج سطح (200، 250، 300، 350 و 400 بذر درمتر مربع) به همراه دو تیمار ضد عفونی (با قارچکش ویتاواکس تیرام به میزان 3-2 در هزار) و عدم ضد عفونی بذر بصورت فاکتوریل قرار داده شدند. میزان بذر مصرفی براساس وزن هزار دانه ارقام مورد بررسی محاسبه و منظور گردید.

 

    هر کرت آزمایشی مشتمل بر چهار خط به طول 6 متر و با فاصله خطوط 20 سانتی متر کشت گردید. علمیات تهیه زمین و مصرف کود پایه و سرک به نسبت 50- 50-250 کیلوگرم در هکتار (سولفات پتاسیم – سوپر فسفات- اوره) در کلیه کرت ها یکنواخت انجام گرفت. تاریخ کاشت در طی دو سال 23 آبان ماه بود و مزرعه با توجه به شرایط آب و هوائی یک یا دو نوبت در فصل پایِیز و در طول فصل بهار تا موقع برداشت آبیاری شد. علفهای هرز با استفاده از علفکش توفوردی کنترل شدند.

 

    یادداشت برداری صفات در طول دوره رویش گیاه از ردیفهای وسط بکمک کوادرات 25×25 سانتی متر برای تعداد پنجه، تعداد سنبله بارور با خارج ساختن بوته ها از خاک انجام گرفت. محاسبات کل ماده خشک، عملکرد دانه براساس بوته های برداشت شده از 3 متر مربع پس از حذف بوته های حاشیه و دوطرف انجام گرفت. ارتفاع بوته و اجزاء عملکرد از میانگین داده های مربوط به 10 بوته محاسبه گردید. تجزیه واریانس و تحلیل آماری داده ها بکمک نرم افزارهای رایانه ای Mstatc و Excel انجام گرفت و میانگین داده ها به روش مقایسه چند دامنه ای دانکن بدست آمد.

 

نتایج و بحث

 

    نتایج تجزیه مرکب انجام شده بر روی میانگین داده ها طی دوسال نشان داد که گندم قدس با وجود دارا بودن تعداد پنجه و سنبله درمتر مربع (شکل های 4 و 5)، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله نسبتاً زیادتر در مقایسه با سایر ارقام، از عملکرد دانه (شکل 6)، کل ماده خشک، وزن هزار دانه و شاخص برداشت کمتری برخوردار بود. این صفات بجز تعداد پنجه و وزن هزار دانه تفاوت    معنی داری نداشتند. رقم M75-7 بیشتری عملکرد دانه (6976 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت را تولید نمود (شکل 6). با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته در واحد سطح) تعداد پنجه و سنبله در متر مربع روند افزایشی نشان داد (شکل های 1 و 2)، لیکن در مقادیر بالاتر بطور مثال با دو برابر نمودن میزان بذر مصرفی از 200 به 400 دانه در متر مربع تعداد پنجه و سنبله در متر مربع به ترتیب فقط 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند، در مقابل عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش یافت (شکل3). اثر متقابل رقم× تراکم بوته معنی دار نبود. تیمار ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه و اجزاء عملکرد بیشتری را نسبت به تیمار عدم ضد عفونی تولید نمود (P>0.5).

 

    رابطه تراکم بوته با افزایش تعداد پنجه درمتر مربع (شکل 1) و تعداد سنبله در مترمربع (شکل 2) مثبت و معنی دار بود، به طوری که درتراکم 400 بوته در متر مربع بیشترین مقادیر این صفات بدست آمد اما تفاوت معنی داری با تراکم 200 بوته در متر مربع برای صفات مشاهده نگردید. بین عملکرد دانه و تعداد پنجه در متر مربع همبستگی معنی دار ولی منفی وجود داشت. (** 22/0-=r). به عبارت دیگر تولید پنجه زیادتر در واحد سطح منجر به تولید سنبله های غیر بارور بیشتر و درنتیجه کاهش عملکرد دانه در تراکم زیادتر گردید. برخی محققین (1 و 4 ) عقیده دارند که گندم به دلیل داشتن خاصیت پنجه زنی، دارای انعطاف پذیری بالائی از نظر تراکم  می باشد، و در ارقامی که         پنجه های بیشتری هستند ممکن است تعداد سنبله بارور در متر مربع افزایش یابد ولی تعداد دانه در سنبله و وزن دانه کمتر خواهد شـد. در بررسی حاضر، تعداد پنجه (شکل 1) و سنبله (شکل 2) در متر مربع تنها اجزائی بودند که با افزایش میزان بذر مصرفی در واحد سطح افزایش نشان دادند. قبادی و همکاران (1379) نیز گزارش نمودند که تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که در ارقام مختلف گندم تحت تأثیر افزایش تراکم قرار داشت.

 

    بـررسی ارتباط سایر اجزاء عملکرد نشان داد که صفات ماده خشک(**84/0=r)، شاخـص بـرداشـت (**62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) بیشترین ارتباط را با عملکرد دانه داشتند. خباز صابری و همکاران (1372) بیشترین ارتباط عملکرد دانه را با وزن هزار دانه          (**72/0=r) گزارش نموده است. در حالیکه، صفاتی نظیر تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی با عملکرد دانه داشته اند، به نحوی که افزایش بذر مصرفی از طریق کاهش این صفات افزایش عملکرد دانه را میسر نگردید.

 

    بطور کلی، دراین بررسی با وجود اثرات متقابل رقم× میزان بذر مصرفی و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای متفاوت می توان اظهار داشت که عامل نوع بذر (رقم) با اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. چنانچه کاهش میزان ضایعات بذر گندم (کاهش هزینه های تولید) در نظر گرفته شود تراکم 200 بذر در متر مربع به لحاظ تولید عملکرد دانه و شاخص برداشت بالاتر توصیه می گردد، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب نقش با اهمیتی درافزایش عملکرد خواهد داشت.

 

 

منابع

 

1- پیتر، ج.، و. سرنی و ل. روسکا. 1373. فیزیولوژی عملکرد گیاهان زراعی. ترجمه کوچکی، ع. و م. بنایان اول. انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد. 380 ص.

 

2- قبادی، م.، ع. کاشانی و ر. مامقانی. 1379. بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم در منطقه اهواز. مجله علوم زراعی ایران. جلد دوم (1): 57-48.

 

3- وزارت کشاورزی، 1362. گزارش کمیته برنامه ریزی غلات، 14ص.

 

4-      Darwinkel, A., B. A. Ten- Hag, and Kuizenga. 1977. Effect of sowing date and seed rate on crop development and grain production of winter wheat. Neth. J. Agric. Sci.     25: 83-94.

 

5-      HGCA. 2000. http:// www. hgca. Com/Research/.

 

6-      Holliday, R. 1960. Plant  population and crop yield. Field crop Abst. 13: 159-167.

 

7-      Power, J. F., and J. Alessi. 1978. Tiller development on yield of standard and semidwarf spring wheat varieties as affected by nitrogen fertilizer. J. Agric. Sci. 90:97-108.

 

8-      Puckeridge, D. W., and C. M. Donald. 1967. Competition among wheat plants sown at a wide range of densities. Aust. J. Agric. Res. 18: 193-211.

 

9-      Salazar, G. M., R. O. Moreno, and G. R. Salazar. 1994. Response of wheat with a low plant population density to nitrogen fertilization. Terra (Mixico), 12 (2): 259-263.

 

 

 

 

 

 

 

 

غلات
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ
تعریف :
غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.
گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.

تاریخچه:
هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است. بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.
همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.

انواع غلات :
گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.
برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.
ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.
جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.
ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.
جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.
چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.

اهمیت امروزی غلات:
در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.
امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد. همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند.
برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود. گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد. ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید.

ارزش غذایی غلات :
غلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.
دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد.
البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود.
امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند.
غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می رود. از انواع غلات آرد شده در تهیه ی نان، پاستا، دسر، پیراشکی، کلوچه و... استفاده می کنند. البته آرد را گاهی از سیب زمینی، شاه بلوط، حبوبات و... هم تهیه می کنند.

آب و هوای مناسب برای رشد غلات
عوامل مختلف آب و هوایی قادرند طرز رشد، میزان عملکرد و همچنین کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین تولید اقتصادی هر نوع غله در هر ناحیه، کاملاً تابع شرایط آب و هوایی می باشد. گندم، جو و چاودار که به دلیل کوچک بودن بوته شان، غلات کوچک نام می گیرند، به بارندگی سالیانه 300 تا 1300 میلیمتر نیاز دارند و به صورت دیم هم کشت می شوند.
برنج به حرارت و بارندگی کافی (یا آبیاری کافی) نیاز دارد. معمولاً برنج در نواحی که سالانه نزدیک به 1000 میلیمتر یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد.
جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است. معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند.
غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند.

ساختمان دانه غلات
دانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.

مراحل رشد غلات
دوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:

جوانه زنی: این مرحله با نفوذ ریشه در پوست دانه و غشای تخمدان آغاز می شود. ریشه ی اولیه چندان پر پشت نیست، اما ریشه های ثانویه که شامل ریشه های نا بجا هم می شود، در مراحل اولیه رشد به وجود خواهند آمد که این ریشه های ثانویه قوی تر بوده و قدرت کافی برای نگه داشتن گیاه در خاک را دارند.
پنجه زنی: پس از آن که اولین برگ های گیاه سطح خاک را شکافت و ساقه اصلی شروع به رشد نمود، مرحله پنجه زنی آغاز می گردد؛ یعنی جوانه های موجود در محل اتصال برگ های پایینی به ساقه، فعال شده و شروع به رشد می کنند.
تشکیل روزت: برگ های گیاه در فاصله ی دو مرحله پنجه زنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند می شوند و مجموعه ای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد می کنند. این مرحله را تشکیل روزت می نامند.
ساقه رفتن: در این مرحله ساقه طویل می شود. در اوایل این مرحله، گل آذین هم تشکیل می شود.
تشکیل گل آذین: در این مرحله گل آذین بوته از داخل غلاف خارج می شود. گل کردن غلات معمولاً زمانی که گل آذین داخل غلاف است یا بلافاصله پس از تشکیل گل آذین صورت می گیرد. گل های گیاهان خانواده گرامینه، به صورت گروهی به وجود می آیند. منظور از گل آذین، آرایش گل یا طرز قرار گرفتن گل روی ساقه است. مجموع چند گلچه که روی محور گل آذین است را سنبلچه می گویند.
میوه: زمانی که میوه می رسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه می چسبد. این گونه میوه ها را گندمه گویند، مثل دانه گندم، ذرت و چاودار. دانه بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی می ماند، مثل برنج و جو.

برداشت محصول
برداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.
وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد. در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند.
کاشت و تکثیر گیاهان زینتی (بخش اول)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ

گلکاری، آشنایی با مفاهیم
جایگاه گلکاری در ایران
اهمیت تاریخی: قدمت کشت و کار و نگهداری گل‌ها در ایران شاید همزمان با شروع کشاورزی بوده است. با نگاهی به تاریخ و فرهنگ ایران بنظر می‌آید که همواره ایرانیان در زمینه موضوعات مرتبط با گل‌ها جایگاه خوب و ارزنده‌ای داشته‌اند. اهمیت اقتصادی: شاید قدیمی‌ترین گلخانه‌های موجود در ایران که در حال حاضر هم فعال هستند قدمتی در حدود 75 – 70 سال دارند. در حقیقت اهمیت اقتصادی این رشته، سابقه طولانی در ایران دارد. زمانی که بسیاری از کشورها نامی در زمینه پرورش گل و گیاه نداشته اند کشور ما با داشتن گلخانه‌های خوب و قابل قبول در زمان خود وضعیتی مناسب داشته است. کشت و کار پرورش گل‌های زینتی در ایران بعنوان یک رشته اقتصادی سابقه‌ای به قدمت احداث گلخانه‌ها ندارد اما از زمان‌های گذشته، گلخانه‌دارها کار تکثیر و پرورش گیاهان را برای سرگرمی، و گذران اوقات فراغت انجام می‌دادند. در سال‌های اخیر بدلیل نیاز روز افزون بازار و خواست افراد جامعه و بدلیل محدود شدن فضای زندگی مردم این وضعیت کاملاً تغییر کرده است. بطوری که در سال‌های اخیر احداث گلخانه‌های نسبتاً مجهز و کارآمد بمنظور کشت و پرورش و تکثیر گیاهان زینتی و نیز توسعه اقتصادی پیشرفت زیادی داشته است. ایران یکی از خواستگاه‌ها و زادگاه‌های طبیعی گیاهان زینتی از جمله لاله، سنبل، زنبق، سیکلمه و برخی از درختچه‌ها و تعداد زیادی از درختان میوه بشمار می‌آید، و در منابع علمی دنیا اسناد و مدارک مربوط به این موضوع موجود است. ولی از نظر اقتصادی و صادرات گل و گیاه هنوز موقعیت مناسبی در سطح دنیا ندارد.
جایگاه ایران از نظر جغرافیایی
موقعیت جغرافیایی ایران از دو نظر قابل ارزش است :
- از نظر آب و هوایی
- موقعیت نسبت به کشورهای همسایه.

1- ایران در یک منطقه پر رود با طول روز بلند و روشنایی کامل آفتاب قراردارد و از این نظر می‌تواند در بسیاری از هزینه‌های مربوط به گرم کردن و روشن نگه داشتن گلخانه‌ها که برای کاشت و تکثیر گیاهان زینتی اهمیت زیادی دارد، صرفه جویی کند.
2- موقعیت ایران بدلیل قرار داشتن در کنار کشورهای پر مصرف گل و گیاه از نظر اقتصادی حائز اهمیت است. همسایه‌های شمالی و جنوبی ایران از خریداران بسیار خوب گیاهان زینتی هستند. ایران با داشتن یک بازار متعادل و نسبتاً ثابت و دائمی قادر است جایگاه واقعی خود را در این عرصه پیدا کند.
کشورهای مهم تولید کننده و مصرف کننده گل و گیاه
1- هلند  2- ایتالیا  3- آلمان  4- سوئیس  5- دانمارک  6- بلژیک 7 - سوئد  8- ژاپن  9 - انگلستان 10-  استرالیا  11- فرانسه  12- اسپانیا  13- آمریکا
همانطور که  مشاهده می‌کنید هلند مقام اول در بین همه کشورها را دارد و بقیه کشورها در رتبه بعدی قرار گرفته‌اند. از لحاظ موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی و هم‌چنین وضعیت نیروی کار، ایران در مقایسه با هلند از موقعیت مناسب‌تر و ارزان‌تری برخوردار است. ارز آوری گل و گیاه برای ایران یک موقعیت انحصاری است. در کشور ما گاهی ارز آوری گل‌های شاخه بریده با ارز آوری نفت مقایسه می‌شود. بطوری که فروش 2 تا 3 شاخه گل (از بعضی انواع گل‌ها) می‌تواند ارز‌آوری معادل یک بشکه نفت را داشته باشد و صادرات گل‌ها و گیاهان زینتی می‌تواند جانشین صادرات نفت شود. اما پارامترهای لازم و شاخص‌های قابل قبول بازار جهانی برای پرورش گل و گیاه را باید مهیا کرد.
رشته‌ها و زیر شاخه‌های متعددی در رابطه با گلکاری یا Flowery culture وجود دارد. یکی از این موارد استفاده از اندام‌های گیاهان زینتی می‌باشد. از لحاظ موقعیت مصرفی گیاهان زینتی را به سه دسته تقسیم می‌کنند :
گیاهان یک ساله یاAnnual Plants ؛ گیاهان زینتی که بعنوان گل‌های فضای سبز استفاده می‌شوند. این گیاهان معمولاً مقاوم به سرما نیستند و دوره زندگی نسبتاً کوتاهی دارند. مانند گل اطلسی و آحار.
گل‌های دائمی یا Perennial Plants؛ گیاهانی که بیش از یک سال در فضای آزاد قابلیت رشد و نمو دارند. مانند گل تاج‌الملوک، داودی و زنبق‌های دائمی.
گیاهان آپارتمانی یا Indoor Plants؛ گیاهانی که فقط در فضای محدود آپارتمان‌ها و گلخانه‌ها قابل نگهداری هستند. مانند برگ انجیلی و فوتوس.
انجام تحقیقات برای صادرات گل‌ها و گیاهان زینتی یک امر مسلم و ضروری است. هم‌چنین مجموعه عواملی که در این راستا باید مد نظر قرار گیرند عبارتند از :
نوع خاک و بستر مورد پرورش گیاهان؛
نوع محصول ارائه شده؛
تداوم تولید در طی یک زمان معین.
انواع گلکاری یا Flowery culture
گیاهان گلدار گلدانی یا Pot Plant؛ گیاهانی که در فضای مستور آپارتمان رشد و نمو می‌کنند و بخش زینتی آن‌ها همان گل است. مانند گل حنا، سیکلامن ایرانی، آزالیا و ...
گل‌های شاخه بریده یا Cut Flowers؛ گروه بسیار بزرگی از گیاهان زینتی در این رده هستند. تعداد زیادی از گیاهان زینتی بعنوان بخش‌های بریده شده و جدا از پایه مادری قابل عرضه به بازار هستند. نظیر انواع میخک، ژربرا، رز و ارکیده.
بسته به نوع بازار و سلیقه خریداران تقریباً همه گیاهان Cut Flowers شبیه بهم عرضه می‌شوند. اینطور که برآورد نشان می‌دهد معمولاً میخک، رز و ژربرا سه محصول رده اول تا سوم گل‌ها شناخته شده‌اند.

 درختان، درختچه‌ها و پیچ‌های زینتی یا Trees, Shrubs and Climbers؛ این مجموعه در کشت و کار گیاهان زینتی جایگاه ارزنده‌ای دارد و ایران می‌تواند در این قسمت موقعیت خوبی کسب کند.

تاسیسات گلکاری
تعریف گل­خانه: گل­خانه یاGreen house به فضای محدودی اطلاق می­شود که قابلیت کنترل شرایط محیطی مناسب را برای رشد گیاهان از نواحی مختلف در طی فصول مختلف یک سال داشته باشد. طبق این تعریف از جمله عملکرد گل­خانه، فراهم کردن شرایط محیطی لازم و مورد نیاز محصولی معین است.
گل­خانه­ها بر حسب اینکه چه نوع مصالح ساختمانی در آن‌ها بکار برده شده است به نوع ثابت و متحرک تقسیم‌بندی می­شوند. گل­خانه­های ثابت و متحرک بنا ­بر نیاز در موقعیت معین، در جایی که مدنظر ما است احداث می­شوند.
گل­خانه­های ثابت، به گل­خانه­هایی گفته می‌شود که مصالح ساختمانی بکار رفته در آن‌ها از جنس پایدار و با دوام باشد. پس باید سالیان سال از آن‌ها استفاده کرد. بنابراین نکاتی در ساخت گلخانه‌های ثابت باید در نظر گرفته شود.

نکات مهم در احداث گلخانه­های ثابت
1. فاصله گلخانه تا بازار مصرف؛
2. کیفیت آب از نظر سختی؛
3. وجود بازارهای فروش محلی؛
4. دسترسی به کارگران متخصص.

انواع گلخانه های ثابت
گلخانه یکطرفه: از یک جهت از نور کامل آفتاب بر ­خوردار است و از جهت دیگر از مصالح ساختمانی پوشیده شده است. این نحوه ساخت و ساز گل­خانه برای مناطقی با شرایط محیطی نسبتاً دشوار بسیار مطلوب است. در مناطقی که سرمای شدید یا یخبندان‌های طولانی وجود دارد، ساخت این گلخانه‌ها به صرفه می‌باشد.

گلخانه دو طرفه: از دو جهت بطور کامل از نور آفتاب بهره­مند است. این گلخانه برای کشت و پرورش بسیاری از محصولات، ایده­آل و مناسب است. زیرا از جهت نور و درجه‌ی حرارت بطور کامل از نور خورشید بهره می‌برد.
گلخانه نیمه دو طرفه: از یک جهت بطور کامل از نور آفتاب برخوردار است و از جهت مقابل تا نیمه از مصالح ساختمانی پر شده و نیمه دیگر از جنس شفاف (شیشه) است.
گلخانه های سه گانه هر کدام برای یک اقلیم معین مناسب می‌باشند. اما بطور کلی برای مناطق مختلف ایران گلخانه­های دو طرفه بسیار مناسب و مطلوب هستند. چرا که در کشور ما، به علت برخورداری از نور فراوان مخصوصاً در زمستان می‌توان در مصرف سوخت صرفه جویی بسیار خوب و با ­ارزشی داشت.
عوامل قابل کنترل در گلخانه­ها
1.درجه حرارت؛
2.نور؛
3.رطوبت؛
4. مقدار گاز کربنیک(Co2).

هر کدام از عوامل قابل کنترل در گل­خانه­ها جداگانه توضیح داده می‌شوند.
درجه حرارت در گل خانه ها
تنظیم درجه حرارت در گل­خانه­ها شرط اولیه برای رشد و نمو بسیاری از گیاهان است. نیاز گیاهان به درجه حرارت دامنه­های مختلفی دارد. بعضی از گیاهان درجه حرارت­های بالاتری نیاز دارند مثل گیاهان مناطق گرمسیری. بعضی دیگر در درجه حرارت­های کمتر از 20 درجه سانتیگراد هم بخوبی رشد و نمو می­کنند، مانند گیاهانی که از مناطق سردسیری منقل شده‌اند نظیر پامچال که در جنگل‌های شمال دیده می‌شود.
اما چگونگی تنظیم درجه حرارت در گلخانه­ها بستگی به سیستم گرمایی دارد. انواع بخاری‌ها یا سیستم‌های گازی و ... می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. اما دو شرط اولیه موجود در عامل گرم ‌کننده عبارتند از:
1- توان توزیع یکنواخت دما در سطح گلخانه را دارا باشد؛
2- فاقد اثرات مخرب زیست محیطی باشد.

نیاز نوری گیاهان
همه گیاهان به یک اندازه به نور نیازمند نیستند. بعضی از گیاهان نیاز به نور فراوانی دارند و بعضی دیگر به نور کمتری نیاز دارند. بنابراین گیاهان را از نظر نیاز نوری به سه گروه بزرگ تقسیم می­کنیم:
گیاهان روز بلندLDP : Long Day Plants برای به گل رفتن بین 10 تا 14 ساعت به نور نیاز دارند، مانند گیاهان فصلی تابستانه نظیر آحار، اطلسی، ناز و میمون.
گیاهان روز کوتاه SDP: Short Day Plants برای به گل رفتن نیاز نوری کمتر از 12 ساعت دارند. که در نقطه مقابل گیاهان روز بلند قرار می‌گیرند، مثل گل داودی.
گیاهان بی تفاوت به طول روز NDP: Neutral Day Plants برای نگهداری در منزل بسیار مناسب و مطلوب هستند. مثل گل حنا یا بگونیا که حساسیتی نسبت به طول روز ندارند و در تمام طول سال گل دارند.
به گل بردن گیاهان روز کوتاه در طی ساعات روشنایی، طولانی به موضوع کنترل نور بر می­گردد. در کشور ما با توجه به اینکه روزهای آفتابی خیلی زیاد است باید نیاز نوری گیاه شناخته شود تا گیاه در طی روزهای بلند بخوبی از رشد رویشی برخوردار باشد. لذا گیاهان روز کوتاه را به وسیله‌ی پایین آوردن ساعات روشنایی، بوسیله یک پرده تیره رنگ، و اصطلاحاً ایجاد شب­های طولانی به گل می­بریم.
نور در گلخانه ها
در گلخانه­ها مقدار نور را به وسیله‌ی پوشاندن شیشه­ها با حصیر، پاشیدن گِل و یا رنگ‌های قابل شست و شو و یا با استفاده از چادر­های الکترونیکی، کنترل می‌کنیم.
کنترل رطوبت در گلخانه­ها
تأ­مین رطوبت یکی از پارامترهای مهم در گلخانه­ها است. برای رشد و نمو گیاهان، البته باید نیازهای رطوبتی گیاهان را بشناسیم. بعضی از گیاهان به رطوبت‌های خیلی بالا نیاز دارند و بعضی دیگر به رطوبت کمتری نیاز دارند، مثل گل کاغذی. بعد از شناخت نیاز رطوبتی گیاهان، آن‌ها را در گلخانه­های خاص خود جایگزین می­کنیم یعنی همه گیاهان در یک نوع گلخانه نگهداری نمی‌شوند. در سطوح تخصصی و بزرگ، هر گلخانه برای یک محصول و یا تعدادی محصول مشابه با نیاز­های یکسان در نظر گرفته می‌شود.
راه‌ها و روش‌های مختلفی برای تأمین رطوبت گل‌خانه‌ها وجود دارد که عبارتست از:
1. آبیاری؛
2. پاشیدن آب به سقف و کف و جدار گلخانه؛
3.کاربرد دستگاه‌های بخار ساز.

گاز کربنیک در گلخانه­ها
کاربرد Co2 تقریباً معادل استفاده از مواد غذایی، کاربرد پیدا کرده است. در کشور ما که گیاهان از لحاظ نوری در وضعیت مناسبی قرار دارند می‌توان با بالا بردن مصرف Co2 راندمان محصول را نیز بالاتر برد.
وجود Co2برای انجام عمل فتوسنتز ضروری است. این واکنش شیمیایی منجر به تولید محصول سبز یا عملکرد گیاه می­شود . در این واکنشCo2 عامل بسیار مهمی تلقی می­شود.
فرمول فتوسنتز
6 CO2 + 6 H2O à C6H12O6 + 6 O2
گلخانه­های ایزوله و با شرایط استاندارد دارای Co2هستند. لذا گلخانه­هایی که ارتباط کمتری با فضای خارج دارند و یا گلخانه­هایی که تبادل گازی کمی دارند و در معرض رفت و آمد‌های مکرر و متوالی نیستند برای مصرفCo2 مناسب­تر هستند.
عوامل مؤثر در میزان مصرف Co2
1. فصل و موقعیت زمانی: در فصل‌های گرم و پر نور سال مقدار مصرف Co2 بیشتر است؛
2.نوع محصول: بسته به نوع محصول نیاز به Co2 نیز متفاوت است؛
سن گیاه: گیاهان مختلف در سنین مختلف نیازهای متفاوتی به Co23.دارند.
بسترهای کشت، تکثیر و پرورش گیاهان زینتی
انواع محیط‌های کشت برای ریشه‌زایی
- ماسه؛
- پرلایت؛
- ورمیکولایت؛
- مخلوط ماسه و پرلایت.

ماسه
- محیط کشت معروف؛
- فاقد هر گونه عناصر؛
- ارزش آن به واسطه وجود تخلخل کافی، وجود اکسیژن و حفظ رطوبت.
اولین محیط کشت ماسه است که برای ریشه‌دار کردن گیاهان ارزشی خاص دارد، زیرا قلمه‌های جدا شده از پایه‌های مادری ذخیره غذایی به اندازه کافی دارند. اندازه ذرات ماسه و تخلخل بین این ذرات بسته به نوع قلمه‌ها متفاوت است پس بهتر است که برای قلمه‌های مختلف اندازه معینی از محیط کشت را استفاده کنیم.
پرلایت
- منشا آتشفشانی؛
- سفید رنگ؛
- فاقد هرگونه ذخیره غذایی؛
- ارزش آن به واسطه ذخیره آب تا 4 برابر وزن خود.
دومین محیط کشت که برای تکثیر قلمه‌ها استفاده می‌کنیم پرلایت است. و به دلیل خصوصیات ذکر شده، در ریشه‌دار شدن قلمه‌ها یا گیاهانی که در غیر محیط خاک پرورش می‌یابند بسیار مفید و مناسب است. اندازه ذرات پرلایت بین 4- 2/1 میلی‌متر است و بسته به نوع مصرف و نوع قلمه برای تکثیر از پرلایت‌های نرم و نسبتاً درشت استفاده می‌کنیم. معمولاً مخلوطی از پرلایت‌های خیلی نرم و نسبتاً درشت به نسبت مساوی ترکیب می‌کنیم و بعنوان یک بستر ریشه‌زایی از آن استفاده می‌شود.
ورمیکولایت
- ماده معدنی از نوع میکا؛
- حاوی سیلیکات منیزیم، آلومینیم و آهن است.
در حقیقت یک رس حرارت دیده است که می‌تواند مقدار زیادی آب را جذب کند. ورمیکولایت بدلیل قیمت نسبتاً بالایی که دارد مصرف چندانی ندارد. بعلاوه بعلت جذب آب حجمش زیاد می‌شود و نباید تحت فشار قرار گیرد، زیرا تخلخلش را از دست می‌دهد. فقط در موارد خاص برای سازگاری دادن یک گیاه حاصل از کشت بافت در محیط جدید از این ماده استفاده می‌شود. بنابر این برای تکثیر معمول و متداول گیاهان عمدتاً ماده مورد مصرف پرلایت یا ماسه است.
مخلوط ماسه و پرلایت
- به نسبت مساوی مخلوط می‌شوند؛
- در سطح کاربردی مصرف زیادی دارد.
چهارمین محیط کشت، مخلوط ماسه و پرلایت است. به نسبت مساوی یک حجمی از پرلایت و ماسه نرم (همان چیزی که در اصطلاح باغبانی ماسه بادی می‌گویند) را با هم مخلوط می‌کنند و قلمه‌ها را در آن قرار می‌دهند. بعد از ریشه‌دار شدن قلمه‌ها و اطمینان از حجم ریشه، قلمه‌ها به محل مناسب دیگر انتقال می‌یابند.
محیط‌های کشت قلمه‌ها فاقد هر گونه ذخیره غذایی بوده و بدلیل آنکه فوق‌العاده سبک هستند تخلخل زیادی دارند و نمی‌توانند مواد غذایی را به مدت زیادی در خود نگه دارند. بعد از ریشه‌دار شدن گیاهان چون نیاز به عناصر معدنی در گیاه خیلی بالا می‌رود، در یک خاک مناسب که ذخیره کافی این مواد را دارند کشت می‌شوند.
محیط‌های پرورشی گیاهان – کشت خاکی
- متداولترین محیط کشت شناخته شده خاک یا Soilاست. تعریف خاک و انتظاری که از خاک برای نگهداری طولانی یک گیاه می‌رود، بسته به نوع گیاه و نیاز خاص غذایی آن گیاه متفاوت است. گیاهان علفی و آپارتمانی نیاز به یک بافت بسیار سبک دارند، بافتی که تخلخل کافی دارد و آب را به اندازه مناسب در خود نگهداری می‌کند و ریشه‌ها در آن بخوبی تنفس می‌کنند.
- ترکیبی با نسبت مساوی از خاک برگ، ماسه بادی و خاک زارعی و دارای یک بافت خوب و مناسب برای پرورش گیاهان آپارتمانی اصطلاحاً خاک سبک نامیده می‌شود.
- خاک سنگین در باغبانی کاربرد خیلی زیادی ندارد، فقط گیاهانی که ساختمان ریشه‌ای بسیار قطور و قوی دارند مثل گل کاغذی و هم‌چنین شاه‌پسند درختی و درختچه ختمی چینی در خاک‌های سنگین بهتر رشد و نمو می‌کنند.
- غیر از خاک ترکیبات مصنوعی دیگر مثل پیت هم استفاده می‌شود. Peatخاکی است که از بقایای در حال تخمیر اندام‌های مختلف گیاهی بوجود آمده است. پیت‌های طبیعی حاصل تخمیر خزه‌ها هستند. دو خزه معروف بنام‌های Sphagnum و Hyponum در اروپای شمالی به وفور یافت می‌شوند و معادنی که از این خزه‌ها در اروپای شمالی بدست آمده تحت عنوان تورب یا پیت خالص به بازار عرضه می‌شوند. پیتPH بسیار پایینی دارد و برای گیاهان اسید پسند و آن‌هایی که نیاز به PH پایین دارند بسیار مناسب و ایده‌آل است.
هیدروپونیک – کشت بدون خاک گیاهان
- پرلایت؛
- ورمیکولایت؛
- پشم سنگ؛
- پوکه معدنی.
البته این مواد فاقد هر گونه ذخیره غذایی هستند و مواد غذایی بطور مصنوعی به این سیستم‌ها باید اضافه شوند. پرلایتی که مواد غذایی لازم به آن اضافه شده باشد بحث محیط کشت هیدروپونیک Hydroponic را به میان می‌آورد. معادن خاک پیت در چند ناحیه (عمدتاً در شمال ایران) شناسایی شده‌اند ولی این معادن دقیقاً حاصل تخمیر دو خزه معروف هاپونوم Hyponum و اسفاگنوم Sphagnum نیستند. پیت یا تورب ایران رنگ روشن‌تری دارد در حالیکه پیت اروپا دارای رنگ قهوه‌ای بسیار تیره است. PH پیت در معادن ایران خیلی زیاد و گاهی بیش از 7 می‌باشد (یعنی از حد خنثی کمی بالاتر است) ولی PH پیت‌های اروپایی حدود 5/4 است. هم‌چنین معادن کشف شده در ایران قابل توسعه در سطح وسیع نمی‌باشند.
رشد و نمو
مهم‌ترین عامل بعد از بستر رشد، عوامل موثر در رشد و نمو گیاه می‌باشند. ابتدا تفاوت بین رشد و نمو را یادآور می‌شویم (البته این تفاوت در فرهنگ نامه انگلیسی بیشتر نمایان است).
رشد یا Growthبزرگ شدن سلول‌ها و افزایش تعداد سلول‌ها را گویند. به عبارت دیگر منظور از رشد افزایش تعداد و حجم سلول‌هاست.
نمو یا Developmentبه مفهوم اختصاصی شدن و تمایز سلول‌هاست. ممکن است سلولی رشد زیادی داشته باشد ولی نمو نکرده باشد. هر وقت گیاه از مرحله‌ای وارد مرحله‌ی دیگر شود نمو یافته است. مثلاً گیاه گلخانه‌ای را در نظر بگیرید که چند سالی رشد رویشی داشته ولی تا زمانی که وارد فاز گل‌دهی نشده باشد نمو نداشته است. به معنای دیگر نمو پدیده‌ی تخصصی شدن سلول‌هاست.
عوامل موثر بر رشد و نمو
داخلی:
الف) عوامل ژنتیکی،
ب) هورمون‌های نباتی.
خارجی:
الف) حرارت،
ب) رطوبت،
ج) نور،
د) گازها.
ابتدا به تعریف عوامل داخلی می‌پردازیم. خصوصیاتی را که عوامل خارجی بر آن بی‌تاثیرند را عوامل ژنتیکی می‌گویند. وقتی خصوصیات، صفر ذاتی هستند طوری که عوامل خارجی بر آن‌ها بی‌تاثیرند، برای مثال اگر گیاهی گل‌های صورتی دارد عوامل خارجی نمی‌توانند رنگ گل‌های آن را تغییر بدهند.
کنترل اعمال فیزیولوژی گیاهان در مبحث هورمون‌ها گنجانده شده است.

روشهای کشت قارچ صدفی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ

کشت در کیسه: یکی از رایج ترین روش ها در کشت قارچ در اکثر نقاط جهان است. بعضی از مزایای آن به شرح زیر است.
1- ریسک کمتری نسبت به روشهای دیگر کشت دارد.
2- کنترل آسان آفات و بیماریها
3- امکان کشت در تمام طول سال
4- بازگشت سریع سرمایه
5- سرمایه گذاری اولیه کم
6- امکان کشت در خانه
روش کار : ابتدا بستر خود را انتخاب نمایید در مورد بستر در درس قبلی توضیح داده شده است .
اگر از کاه استفاده می کنید بهتر است ابتدا کاه ها را  خرد کنید ( کاه های خرد نشده نیز قابل کاشت می باش
ند). برای ضدعفونی کردن کاه ها باید آنها را بجوشانید. برای این کار بهتر است کاه ها را درون کیسه های پلاستیکی ریخته و آنها را به مدت 45 دقیقه در آب جوش قرا دهید ( 45 دقیقه از زمانی که آب به جوش می آید). کاه ها را به مکان تمیز برده و 24 ساعت منتظر بمانید تا آب اضافی آن خارج گردد . 

 


رطوبت مطلوب به نحوی است که وقتی یک مشت کاه را در دست فشار می
 دهید چند قطره آب از آن بچکد. قبل از ریختن  کاه ها (بستر ) در پلاستیک ( پلاستیک های خیاری) بهتر است چند سوراخ در کف پلاستیک ایجاد نمایید.
کاههای ضد عفونی شده را تا ارتفاع حدود 20 – 30 سانتیمتر در داخل کیسه های پلاستیکی ریخته و با دست خوب فشرده نمایید، سپس بر روی آن یک لایه بذر بپاشید
و
این عمل را تا پر شدن کامل پلاستیک انجام دهید. برای فشرده شدن کاه ها بهتر است یک سوراخ در وسط کیسه ایجاد نماییم  و در نهایت درب پلاستیک را ببندید. میزان بذر هر کیسه بستگی به مقدار کاه و اندازه کیسه  حدود 200-500 گرم می باشد . میزان رطوبت  دما نور و دیگر شرایط در دوره های رشد بسیار مهم است برای آگاهی می توانید به درس قبلی مراجعه نمایید .

کیسه های آماده شده را به مکانی تمیز و فاقد آلودگی با حرارت 20-30 درجه سانتیگراد برده .میزان دما در هفته اول بسیار مهم می باشد .
بعد از سفید شدن کامل پلاستیکها با میسلیومها ( 20 تا 30 روز بعد از کاشت ) پلاستیکها را با تیغ برش دهید و یا آنها را به طور کامل از بسته جدا نمایید تا قارچها فضای مناسب برای رشد داشته باشند. تامین رطوبت در این دوره بسیار اهمیت دارد. مناسبترین رطوبت هوا 85 تا 90 درصد می باشد .
حداکثر تا یک هفته بعد از برش پلاستیکها قارچهای کوچک در بدنه بستر ظاهر و پس از چند روز بزرگ و قابل برداشت خواهند شد. بهترین زمان برداشت زمانی است که لبه های قارچ به سمت بالا بر نگردد . برای برداشت قارچ می توانید ساقه قارچ را با دست گرفته و بپیچانید. در صورت رعایت کامل شرایط  و حفظ دما، نور، رطوبت و غیره  با روش فوق می توانید 3-4 هفته قارچ برداشت نمایید. فاصله کیسه ها  از یکدیگر حدود 30 سانتیمتر باید باشد تا از تداخل کلاهکهای قارچ با یکدیگر جلوگیری گردد .

 


در مکان های کوچک برای حفظ رطوبت می توانید  با اسپری نمودن بدنه بستر از خشک شدن آن جلوگیری کنید و اگر چنانچه بدنه بستر خشک شد می توان نسبت به آبیاری آن اقدام نمود. برای بالا بردن میزان رطوبت می توانید کف اطاق  را دائما با آب خیس نمایید، بهتر است از دستگاه بخار ساز یا در صورت امکان از کتری آب جوش استفاده کنید. برای تشکیل کلاهک و تغییر رنگ آن نور کافی لازم است. (مراجعه به درس قبل)
نور طبیعی اطاق، برای کشت کافی است. از ورود حشارت، بیماری ها و آلودگی ها  به داخل مکان پرورش حتما ممانعت گردد و در صورت مشاهده مگسهای ریز ( مگس سرکه ) نسبت به مبارزه با آنها اقدام گنید.
در صورتی که بذر آماده استفاده می کنید به چند نکته باید توجه کنید:
1- کیسه نایلونی حاوی بذر (اسپان) قارچ سالم بوده و فاقد پارگی یا چسب خوردگی می باشد.
2- دانه های اسپان(بذر) قارچ فقط به رنگ قهوه ای(رنگ غلات) یا سفید(ناشی از رشد ریسه ها یا میسلیوم قارچ خوراکی) بوده و فاقد رنگ سبز یا سیاه یا نارنجی( بیماری کپکی) می باشد.
3- داخل نایلون بذر(اسپان) قارچ فاقد هرگونه قطرات آب می باشد.
4- دانه های بذر (اسپان) قارچ حالت دانه بندی داشته و در صورت چسبیدگی با فشار دست به راحتی دانه دانه شود.
5- پنبه درب نایلون بذر(اسپان) قارچ سالم بوده و آلوده و کثیف نباشد.
در صورت تهیه بذر (اسپان) قارچ مناسب، امکان نگهداری آن در یخچال (دمای 4- 6 درجه بالای صفر) تا 21 روز میسر می باشد.


کشت در قفسه یا تاقچه: (کشت در قفسه در یک نگاه) مرحله قبل از تخمیر و آماده کردن بستر، پاستوریزه و پر کردن، بذر زنی، دوره نهفتگی، میوه دهی، برداشت محصول، تخلیه

کشت در بطری: در این روش بطری ها را از بستر پر کرده و آن را استرلیزه کرده. آنها را در دمای 17-18 درجه سانتی گراد و رطوت 65-70 درصد قرار می دهند. حدود 25-20 روز طول می کشد که به مرحله میوه دهی برسد.

کشت روی کنده درخت: (درمناطق معتدل) دو روش اساسی برای کشت قارچ روی قطعات درخت وجود دارد. کشت روی قطعات بزرگ چوب، کشت روی قطعات کوچک چوب در این روش اسپان را روی قطعات درخت می ریزند و در شرایط مناسب رشد می دهند

قارچکشها و نحوه تاثیر
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس در ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ
 
بازدارنده های ایزومراز8٫7∆و روکتاز14∆

طیف کنترل کنندگی بیماری به وسیله بازدارنده هایایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز14∆ نسبت به بازدارنده های دمتیلاسیون 14 محدودتر است و استفاده عمده آنها علیه سفیدکهای پودری (Erysiphales) است.

فقط هفت قارچ کش تجاری وجود دارد که ایزومرهای 7٫8∆و مرحله ردوکتاز 14∆ بیوسنتز استرول را بازداری می نماید که عبارت از:فن پروپیمورف،فن پروپیدین، تری دمورف(کالکسین)، دودمورف، آلدیمورف، پیپرالین(قدیمی ترین عضو این گروه) و اسپیرو کسامین (جدیدترین عضو این گروه) می باشند.

استفاده بسیار زیاد DMIs علیه سفیدک پودری غلات باعث ایجاد مقاومت و کاهش کنترل به سطحی پایین تر از سطح قابل قبول تجاری شده است موفقیت اخیر بازدارنده های ایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز 14∆ مرهون جمیع تحقیقات انجام شده برای کنترل عوامل سفیدکهای پودری می باشد. با وجودی که بازداری ایزومراز و ردوکتاز در مطالعات آزمایشگاهی به اثبات رسیده است ، اهمیت نسبی این دو مرحله هدف، هنوز به خوبی مشخص نشده است. درE.graminis ، مهمترین پاتوژن هدف برای این گروه، تری دیمورف(کالکسین) یک بازدارنده بسیار فعال واکنش ایزومراز است، در صورتی که فن پروپیدین فعالیت ضعیفی دارد. فن پروپیمورف هر دو آنزیم را بازداری می کند. به علاوه بعضی مطالعات نشان داده اند که در مخمر Saccharomyces cerevisiae اثرات فن پروپیمورف روی میزان استرول و سلامت غشاء می باشد. مطالعات دیگر اثرات غیر وابسته به فعالیت ایزومراز 7٫8∆ را نشان داده اند. بازداری مورفولینی ردوکتاز 24(28)∆ ترانس متیلاسیون 24∆ و مرحله حلقوی شدن اسکوآلین (Squalene cyclization) نیز به عنوان نحوه عمل احتمالی ذکر شده اند، که تشابه ساختمانی نزدیکتری بین ماده اولیه در این جایگاههای هدف در نظر گرفته می شود.

نحوه عمل، از همکنش جایگاه آنزیمی(دارای بار منفی) و اتم هیدروژن(دارای بار مثبت) در مولکول قارچ کش ناشی می شود.این فعالیت با تغییر ساختمانی و انتخاب استریو ایزومر ممکن می شود. در اسپیروکتال(Spiroketal) و اسپیروکسامین (Spiroxamine) شکل سیس (Cis) فعالتر از ایزومر ترانس (Trans) می باشد
.

فنیل آمیدها(Phenylamides)

این ترکیبات شامل اسیل آلانین ها(Acylalanines) ، بوتیرولاکتین ها(Butyrolactones) و یک عضو از اکسازولید یونها(Oxazolidinones) می باشند که دارای فعالیت اختصاصی علیه قارچ های اامیست هستند. علت اختصاصی بودن آنها ناشناخته مانده است. بیشترین مطالعات روی اسیل آلانین متالاکسیل، از اعضای این گروه صورت گرفته است. متالاکسیل به وسیله ممانعت از سنتزRNA ریبوزومی از طریقه مجموعه الگویRNAپلی مرازI (RNA polymerase I-template complex) که نتیجه آن تخریب سنتز پروتئین می باشد، عمل می کند. متالاکسیل ام(CGA32935) از دو انانتیومر(Enantiomers) دیگر فعالتر است.

فنیل آمید ها در مراحل خاصی از پروسه آلوده سازی گروه اامیست عمل می کنند. مراحل آزادسازی زئوسپرها از اسپورانجیوم ها، حرکت،سیست شدن و متعاقباً جوانه زنی آنها و همچنین نفوذ اولیه و تشکیل هاستوریوم نسبتاً غیرحساس هستند.

این ممانعت دیرولی اختصاصی از پیشرفت قارچ ممکن است به وسیله نحوه اثر بیوشیمیایی بیان شود. در چرخه زندگی قارچهای پست،اسپورانجیوم ها و زئوسپورها دارای ریبوزوم کافی برای تشکیل زئوسپور، جوانه زنی، نفوذ و تشکیل اولیه هستوریوم دارند و در نتیجه حتی در حضور قارچ کشهای فنیل آمید هم پیشرفت می کنند. در مراحل بعدی، ممانعت از مجموعه الگوی RNA پلی مرازI ادامه می یابد و باعث ضخامت دیواره های سلولی ریسه و در نهایت مرگ سلولی می شود. علائم مذکور ضمن تجمع پیش ماده هایrRNA نوکلئوتید تری فسفات ها که فعالیت بتا1و3 گلوکان سنتتازβ(1.3)glucan synthetase قارچ را زیاد میکند و اجزای اصلی دیواره سلولی را می سازد زیاد می شود.

قارچ کش های فنیل آمیدی به عنوان حفاظت کننده و معالجه کننده در تیمار بذر ، اندام های هوایی و ریشه استفاده می شوند. این ترکیبات عمدتاً حرکت آپوپلاستیک دارند لیکن، گزارش شده که متالاکسیل مقدار محدودی حرکت سیمپلاستی نیز دارد.




بنزیمیدازول ها(Benzimidazole)

معروفیت بنزیمیدازول ها در فروشگاه های سموم دفع آفات نباتی بر اساس نقش عملی در کنترل طیف وسیعی از آسکومیست ها، بازیدیومیست ها و قارچ های ناقص می باشد؛ هر چند، علیه اامیست ها کاربرد ندارند.

توسعه قارچ کشهای سیستمیک در دهه 1960 شامل بنزیمیدازول ها، از جمله بنومیل(Benomyl) ، کاربندازیم(Carbendazim) ، تیوفانات متیل(Thiophanate methyl) فوبریدازول(Fuberidazole) و تیابندازول(Thiabendazole) بود.

بنومیل در گیاهان، جانوران و خاک به متیل 2- ایل- کاربامات کاربندازیمMethyl-2-yl carbamate carbendazim تبدیل می شود. کاربندازیم هم همچون هیدروکلرید، هیپوفسفیت و فسفات برای کنترل بیماری مرگ نارونCeratocystis ulmi استفاده می شود.

تیابندازول اصالتاً در سال1961 بوسیله شرکت مرک(Merck) به عنوان ضد انگل روده(Antihelminthic) ساخته شد. خصوصیات سیستمیکی و قارچ کشی آن در سال 1964 به اثبات رسید و در کنترلCeratocystis, Botrytis ,Aspergillus, Fusarium, Diaporthe, Colletotrichum, Cercospora, Phoma, Penicillium, Oospora, Gloeosporium, Gibberella, Septoria , Sclerotinia, Rhizoctonia و Verticillium در سبزیجات،محصولات زراعی، درختان میوه، گیاهان حاشیه ای(Row crops) ، چمن، گیاهان حفاظتی(Protected crops) و غلات استفاده می شود.

نحوه اثر بنزیمیدازول ها به خوبی تحقیق شده و مشخص شده است که بر اساس تاثیراتشان بر توبولین می باشد.در میکروتوبولها به طور متناوب مارپیچ های آلفا و بتا توبولین وجود دارد که یک بخش ضروری ازاسکلت سلولی را تشکیل می دهند و در تشکیل دوک و جدا شدن کروموزوم ها در تقسیم سلولی فعال هستند. بنزیمیدازول ها تقسیم میتوز را در مرحله متافاز قطع می کنند. دوک میتوزی از فرم طبیعی خارج شده و هسته های دختری از هم جدا نمی شوند، در نتیجه سلول می میرد. این تغییرات در قارچ های تیمار شده با مطالعات بیوشیمیایی همراه شده تا وابستگی بنزیمیدازول ها به پروتئینهای توبولین در قارچهای حساس را به اثبات برساند.

تکنیک های بیولوژی مولکولی ،بتا توبولین را به عنوان جایگاه هدف تایید کرده است. تغییر تنها یک اسید آمینه(از فنیل آلانین به تیروزین) در نتیجه تغییرات موتاسیون زا دربتا توبولین علت مقاومت به کاربندازیم درNeurospora spp می باشد. درSaccharomyces spp ، مقاومت با یک تغییر مشابه، از آرژین به هیستیدین، کنترل می شود.

علیرغم وجود مقدار زیاد بتا توبولین در همه موجودات یوکاریوت،بنزیمیدازول ها دارای خاصیت انتخابی بالایی می باشند.قارچ های اامیست و همه گیاهان نسبت به بنزیمیدازول ها غیر حساس هستند. اساس انتخابی بودن آنها ناشناخته می باشد ولی ممکن است بستگی به تفاوتهای ساختمانی در جایگاه های ترکیبی(باند شدن) میکروتوبول ها باشد. تغییرات جزئی در اسیدآمینه مکمل که ممکن است زمینه انتخابی بودن بین گونه ها باشد نیز می تواند دلیل حساسیت درون یک گونه باشد.




فنیل کارباماتها(Phenyl carbamates)

فنیل کارباماتها علیه قارچ های مقاوم به بنزیمیدازول فعال هستند. فعالیت زیاد آنها در تخریب میتوز مشابه بنزیمیدازول هاست، و مطالعات اشاره دارند به وجود یک منطقه ترکیبی همانند روی پروتئین بتا توبولین. یک موتاسیون که در نتیجه آن فقط تغییر در یک اسید آمینه می شود با مقاومت به کاربندازیم در ارتباط بوده و ممکن است اساس مقاومت تقاطعی منفی بین کاربندازیم و فنیل کاربامات ها باشد.



بلاستیسیدین

بلاستیسیدین اس (Blasticidin S) که به عنوان یک محصول تخمیری از کشتهای Streptomyces griseochromogenes جدا شده است، علیه بلاست برنج به صورت انتخابی عمل میکند. این قارچ کش فعالیت سیستمیک خفیفی دارد. بلاستیسیدین اس با زیر واحد های ریبوزومی بزرگ برهمکنش نموده و جایگاه اتصال برای ورود مولکول های آمینو اسیل –tRNA را مسدود می کند و در نتیجه از طویل شدن زنجیره پروتئین جلوگیری می کند.

کازوگامایسین(Kasugamycin) یک متابولیت ثانویه S. kasugaensis است که مانند بلاستیسیدین اس تنها استفاده آن کنترل P. grisea می باشد. کازو گامایسین بر خلاف بلاستیسیدین اس به زیر واحد ریبوزومی 30s (زیر واحد کوچک) متصل می شود و مانع طویل شدن پروتئین میگردد. این قارچ کش سیستمیک بوده و دارای فعالیت حفاظتی و معالجه کنندگی می باشد، ولی ممکن است برای گیاهان و جانوران سمی باشد.


تری سیکلازول

سنتز پیگمان ملانین در بیماری زایی قارچها مهم است. تشکیل ملانین در دیواره های آپرسوریوم برای توسعه ریسه آلوده کننده و نفوذ به اپیدرم میزبان ضروری است. موتانهای P. grisea که ملانین ندارند بیماریزا نیستند. کشف تری سیکلازول توسعه مواد شیمیایی (برای مثال پیروکوئیلون(Pyroquilon) و کلوبنتیازون(Chlobenthiazone) ) را که نحوه اثر جدیدی در آسکومیست ها و قارچهای ناقص پیگمان دار بازی میکنند،آغاز کرد. ممانعت از سنتز ملانین کنترل شدید بلاست برنج را مهیا می کند.

در برنج تیمار شده با تری سیکلازول، مراحل اولیه آلودگی P. grisea (جوانه زنی کنیدیوم ها و تشکیل آپرسوریوم) تحت تاثیر قرار نمی گیرند ولی تشکیل ملانین در آپرسوریوم ها و متعاقبا تشکیل میخ نفوذ جلوگیری می شود، در نتیجه گیاه از صدمه بیماری حفاظت می شود.. نتایج مشابهی در استفاده علیه دیگر قارچ های پیگمان دار مثل Colletotrichum lagenarium و C. lindemuthianum به دست آمده است.

تری سیکلازول به راحتی به وسیله برگها و ریشه های گیاهان برنج جذب شده و عمدتاً به سمت بالای گیاه حرکت می کند.KTV3616 ، درسال1994 به عنوان ترکیبی با توانایی استفاده مخصوصاً علیه P. grisea معرفی شده بود. تجزیه کروماتوگرافیکی محیط کشت قارچ مذکور روشن می کند که تیمار با این قارچ کش باعث تجمع سیتالون (Scytalone) ، یک ماده حد واسط در بیوسنتز ملانین میگردد.




مشتقات نیتروفنیل

دینوکاپ(Dinocap) اولین قارچ کش آلی با پتانسیل تجاری کنترل سفیدک های پودری بود. این ترکیب دو ایزومر دارد.2،6-دی نیترو-4- اکتیل فنیل کروتونات، که تقریبا70٪ محصول تمام شده می باشد، اصلی ترین ترکیب فعال قارچ کش است. دینوکاپ دارای خاصیت حفاظتی و معالجه کنندگی و همچنین کنه کشی می باشد.

بیناپاکریل(Binapacryl) تشابهات ساختمانی با دینو کاپ نشان می دهد ولی خاصیت حفاظتی آن بیشتر از معالجه کنندگی اش می باشد.

نیتروتال-ایزوپروپیل (Nitrothal-isopropyl) یک ترکیب حفاظتی است و در ترکیب با دیگر قارچ کش ها از قبیل سولفور و مورفولین ها(Morpholines) علیه سفیدک های پودری استفاده می شود.

ترکیبات والد نسبت به تجزیه شیمیایی ناپایدار بوده و پس از نفوذ به درون قارچ، تحت تاثیر تجزیه آنزیمی به دی نیتروفنل های سمی تبدیل می شوند و سپس به عنوان ممانعت کننده و نه جدا کننده فسفوریلاسیون اکسیداتیو میتوکندریایی عمل می کنند.


درازوکسولون(Drazoxolon)

درازوکسولون به عنوان ضدعفونی کننده خاک برای کنترل بیماری های مرگ گیاهچه در گیاهان زینتی ، ضدعفونی بذر در بقولات، چمن و ذرت علیه Fusarium spp وPythium spp و به صورت محلول پاشی شاخ و برگ در درختان میوه و گیاهان زینتی برای کنترل سفیدک های پودری کاربرد دارد.

کاربوکسامیدها

ک
اربوکسین واکسی کاربوکسین علیه قارچ های بازیدیومیست فعال هستند. این قارچ کش ها سیستمیک بوده و عمدتاً به صورت ضد عفونی بذر مصرف می شوند و Sphaerotheca reiliana, Helminthosporium spp, Rhizoctonia spp, Ustilago spp, و T. caries را در غلات ، ذرت، پنبه، دانه های روغنی و بقولات کنترل می کنند. بررسی ساختمان کاربوکسامید و جایگزینی بعضی از بخش ها منجر به تولید ترکیبات فعال زیادی شده است. فن فورام(Fenfuram) و مت فوروکسام(Methfuroxam) ،که با تعویض حلقه1و4-اکساتیین با یک بخش فوران تولید شده است، هنوز برای کنترل پاتوژن های بذر زاد در غلات استفاده می شوند. متشابها، مپ رونیل(Mepronil) برای کنترلR. Solani در برنج وPuccinia recondita و Typhula incarnate در گندم به کار می رود.

تفاوت جذب کاربوکسامید ها ممکن است نقشی در انتخابی بودن آنها داشته باشند. جذب این قارچ کش ها بوسیله U. maydis و R. Solani ، دو هدف عمده کاربوکسامیدها، به طور معنی داری بیش از گونه های غیرحساس از قبیل S. Cerevisiaeو F. oxysporum f.sp. lycopersici می باشد. با اینحال، اختلاف در جذب بین گونه های قارچی حساس و غیر حساس به طور دقیق تایید نشده است. متابولیسم گیاه میزبان نیز ممکن است در انتخابی بودن دخالت داشته باشد.

تیفلوزامید(Thifluzamide(MON24000)) ، یک تیازول کاربوکسانیلید آزمایشی، فعالیت وسیعی علیه پاتوژن های شاخ و برگ و بذر زاد دارد. از موارد جالب،فعالیت آن علیه Gaeumannomyces graminis f.sp. tritici می باشد، که به صورت محلول پاشی شاخ و برگ است و این گواهی بر درجه ای ازحرکت قارچ کش در آوند آبکش است.




استروبیلورین ها(Strobilorins)

در سال1983، باسف(BASF) برنامه ای از مطالعه با یک متابولیت ثانویه به نام استروبیلورین آ که از قارچ Strobilurus tenacellus به دست آمده بود را شروع کرد و نزدیک به 10 سال بعد قارچ کش های490F(کرزوکسیم-متیل(Kersoxim-methyl)) وICIA5504 (azoxy strobin) را به عنوان جدیدترین کلاس قارچ کش ها به نام استروبیلورین ها و یا بتا-متوکسی آکریلات ها(β-methoxyacrylates) معرفی کرد.

استروبیلورین ها از حرکت الکترون در مجموعهIII (مجموعهbc1) در زنجیره انتقال الکترون میتوکندریایی ممانعت می کنند و جوانه زنی اسپور حساس ترین مرحله قارچ به استروبیلورین هاست، و طیف فعالیت آن اغلب وسیع است. قارچ های حساس عبارتند ازP. grisea, R. solani, C. beticola, Alternaria spp, P. infestans, P. viticola, E. graminis, Erysiphe betae, Septoria spp, P. teres, Venturia inaequalis, P. leucotricha, U. necator وS. Fuliginea بعلاوه ، استروبیلورین ها فعالیت ریشه کن کنندگی وسیعی غلیه سفیدک های پودری دارند.

معمولا این ترکیبات حرکت سیستمیک کندی دارند و می توانند بیماری را برای مدت طولانی کنترل کنند. توزیع مجدد آنها ضمن مکانیزم جذب پیوسته(دائمی) از لایه کوتیکولی برگ ها به درون گیاه و ضمن حرکت به صورت فاز گازی(بخار) و جذب مجدد به داخل کوتیکول حاصل می شود
.

آنیلینوپیریمیدین ها (Anilinopyrimidines)

مپانی پیریم(Mepanipyrim) ،پیریمتانیل(Pyrimethanil) و سیپرودانیل(Cyprodanil) که به عنوان پیریمیدین شناخته شده اند، قارچ کش هایی با طیف وسیع بوده و توانایی استفاده در محصولات مختلفی را دارا هستند. مپانی پیریم و پیریمتانیل علیهB. Cinerea روی انگور و دیگر میوه ها و علیهV. Inaequalis روی سیب فعال می باشد. سیپرودانیل فعالیتی اضافه علیهP. Teres , E. graminis, R. secalis, Helminthosporium gramineum و S. nodorum روی غلات دارد.

تاثیر عمده آنیلینوپیریمدین ها با کاهش بیوسنتز آنزیم های لیتیک قارچی که در لیز کردن دیواره سلولی نقش دارند یا کاهش تراوش آنها در نقطه نفوذ قارچ اعمال می شود. این آنزیم ها شامل پکتینازها، سلولازها، پروتئینازها و لاکازها می باشند.

با اینحال، در مطالعاتی روی آنزیم های تجزیه کننده دیواره سلولی، تیمارهای مپانی پریم و پیریمتانیل نتوانستند از فعالیت پروتئیناز، سلولاز یا پلی گلاکتورناز در B.cinerea جلوگیری کنند. در مطالعات مشابهی کاهش ترشح اینورتاز(Invertase) و پکتیناز همراه با افزایش تجمع درون سلولی آنها ثابت شده بود. حدس زده می شود که این روش مکانیزم کلیدی اثر آنیلینوپیریمیدین ها باشد ولی اساس بیو شیمیایی اثر شناخته نشده است. شواهدی وجود دارد که دخالت ممانعت از بیوسنتز متیونین(Methionine) را پیشنهاد می کند.


فوزتیل(Fosetyl)

ف
وزتیل یا فوزتیل آلومینیوم دارای فعالیت اختصاصی علیه قارچ های اامیست، از جمله P. viticola در انگور ،P. humuli در رازک و Phytophthora spp در درختان میوه مثلا مرکبات می باشد.

فوزتیل مثالی کمیاب از محصولاتی است که در اوندهای آبکشی حرکت دارند، که علت آن احتمالا تجزیه شدن فوزتیل وتولید اسید فسفونیک(Phosphonic acid) است.

این ترکیب از تشکیل اسپورانجیوم و آزاد سازی زئوسپور درP. Citrophthora, P. parasitica, P. cactorum وP. Citricola ممانعت می کند، در حالی که تولید ااسپور و کلامیدسپور (Chlamydospore) درP. Citricola, P. cinnamomi, P. megasperma وP. Infestans نسبتا غیر حساس می باشند.

تغییرات ایجاد شده در دیواره سلولی و مورفولوژی قارچ ها به وسیله تیمار با فزتیل ممکن است در اثر یک نحوه اثر مستقیم روی سلامت غشاء باشد ولی نحوه اثر بیوشیمیایی اولیه مشخص نشده است
.

پروتیوکارب و پروپاموکارب(Prothiocarb and propamocarb)

پروتیوکارب و پروکاموکارب قارچ کش های اامیستی هستند که برای کنترل گونه هایPsedoperonospora, Aphanimyces, Phytophthora, Peronospora, Bermia وPythium روی گیاهان زینتی، توتون، درختان میوه و سیب زمینی استفاده می شوند.

حدس زده می شود که اثر پروپاموکارب وابسته به عمل غشاء است. پروپاموکارب باعث ترشح محتویات سلولی از قبیل فسفات، کربوهیدرات و پروتئین ازPythium ultimum می شود، ولی ترشح این مواد بعد از رشد میسیلیوم متوقف می شود. با اضافه نمودن استرول ها به محیط کشت نیز ترشح مواد متوقف می شود.


سیموکسانیل (Cymoxanil)

سیموکسانیل یک قارچ کش سیستمیک بسیار موثر با فعالیت حفاظتی و معالجه کنندگی مخصوصا علیه قارچ های اامیست می باشد. این قارچ کش علیهP. Viticola روی انگور و P. infestans (لایت بلایت سیب زمینی) مورد استفاده های زیادی دارد که به صورت مخلوط با قارچ کش های غیر اختصاصی مثل مانکوزب مصرف می شود. این روش به عنوان بخشی از استرا تژی ضد مقاومت برای بهینه سازی فعالیت طولانی مدت و افزایش فاصله بین سمپاشی ها محسوب می شود.

سیموکسانیل علیه مراحل رشدی ریسه موثرتر از مراحل اولیه رشد( آزادسازی زئوسپورها از اسپورانجیوم و جوانه زنی آنها) می باشد. این ترکیب از بیوسنتز پروتئین و اسید نوکلئیک درP. Cinnamomi و B. cinerea ممانعت میکند و جالب است که فعالیت آن ضمن همکنش با پروسه های متابولیسمی میزبان تحریک می شود.


کوئین اکسی فن (Quinoxyfen(DE-795))

کوئین اکسی فن یک سفیدک پودری کش اختصاصی است که استفاده عمده آن علیهE. Graminis می باشد. تاثیر این قارچ کش غیر معمول است زیرا یک حفاظت کننده سیستمیک است که کنترل طولانی مدت سفیدک پودری غلات را باعث می شود.

کوئین اکسی فن از تشکیل آپرسوریوم جلوگیری می کند ولی اساس بیوشیمیایی فعالیت آن ناشناخته است. همچنین مکانیزم کنترل طولانی مدت سفیدک پودری غلات نامشخص است و با فقدان خواص فیزیکو شیمیایی که منجر به تحرک معنی دار در درون گیاه شود بغرنج شده است. حرکت کوئین اکسی فن از غلاف برگ ها به سمت مریستم انتهایی در حال رشد و در نتیجه برگها باعث می شود که جاهای محلول پاشی نشده خم تیمار شوند. روش دیگر توزیع مجدد قارچ کش به روش بخار می باشد.
__________________
-