بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


پاییز  95  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



سیاست غذای ارزان
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٩

سیاست غذای ارزان:حقیقت دارد یا خالی از محتواست؟

  
مقدمه
آمریکایی ها در سال 2002 بیش از ده درصد درآمد قابل تصرفشان را برای غذا خرج کردند.این مقدار برابراست با پایین ترین سطح ثبت شده از سال 1929, وخیلی کوچکتر ازحداکثر سطح2/25درصدی آزموده شده در سال 1933.درصد درآمد قابل تصرفی که آمریکایی ها برای خرید غذا می پردازند,از سال 1947پیوسته افت کرده است,و از سال 1999 حول و حوش ده درصد می پلکد.شیوه ی پایین آمدن آن در طول زمان,در شکل 1 قابل مشاهده است.این مقاله روی منبعی تمرکز می کند که مدعی است درصد درآمد قابل تصرفی که مصرف کننده برای غذا در ایالات متحده اختصاص داده, نسبتاً پایین است,سیاست کالای کشاورزی. برای چندین دهه سیاست مزرعه ایالات متحده به عنوان سیاست"غذای ارزان"توصیف شده---درمعنای کلی نتیجه ی فعالیت های اخذ شده توسط دولت فدرال شامل پایین تر آمدن قیمت غذای خرده فروشی برای مصرف کنندگان میشود.ناتسون, پن, وفیلینچباف(1998) در کتاب درسی شان,سیاست کشاورزی و غذا بیان کردند,"یک سیاست غذای ارزان ,این را در بر می گیرد که دولت به طور آشکارا درحال دنبال کردن سیاست هایی است که قیمت غذا را پایین نگه دارد,پایین تر از قیمت تعادلی قابل رقابت."سیاست غذای ارزان در محیط(اجتماعی و فرهنگی)مناظره ی پیرامون پرداخت های برنامه ی مزرعه ی فدرال باقی است.برای مثال نماینده ایالات متحده,در نشست مربوط به سران حزب سویا لوبیا ,اخیراً درسرمقاله نشریه مزرعه نوشت,"اگر ما می توانستیم15میلیارد دلار بپردازیم و ارزانترین انرژ ی را درجهان داشته باشیم,ما آن را دریک چشم بهم زدن انجام میدادیم.امّا به طور شگفت آور,مخالفان برنامه ی مزرعه به نوعی معتقدند که غذای ارزان و فراوان سیاست عمومی بدی است"(بری(2005.
سیاست غدای ارزان همچنین راهی را داخل مناظره اخیر حول و حوش مسئله ی چاقی ناشی شده ی ملت ها ساخته است.بر طبق مرکز بین المللی آمار سلامتی(2004),نسبت افراد بالغ چاق درایالات متحده از 6/14 درصد در سال 1971به1/31درصد درسال 2002 افزایش یافته است.بسیاری از مقالات در انتشار عمومی در طی 24-18ماه گذشته,آن دسته ازسیاست های کشاورزی ایالات متحده را که نویسنده هایشان مدعی هستند تاثیرات زیان آور آن مربوط به چاقی است ,بسیار بحرانی دانستند.پلان درسال 2003 اظهار کرد,"بطورمحال,زمانی که یکی از دست های دولت در حال مبارزه با چاقی همه گیر است,دست دیگر آنرا تشویق میکند,بوسیله ی نوشتن یک چک برای مزرعه داران بابت هر پیمانه ی 36 لیتری غلّه که آنها میتوانند تولید کنند."جیمز تیلوتسن(2003),پروفسور سیاست غذا و تجارت بین الملل در دانشگاه تافتس ,شاید بهترین چکیده های بحث را برای سیاست توام با چاقی کالادارد:
بله, حمایت عمومی خیلی فعال به شدت از لحاظ سیاسی آن دسته از سیاست های کشاورزی که یک نقش اساسی را درترکیب عرضه ی کالاهای کم هزینه ی ما بازی میکند راپشتیبانی میکند.با صنعت تبدیلات غذایی بسیارکارآمدمان ترکیب شده,این کمک میکند تا هزینه های غذای مصرف کننده ی ما پایین تر بیایید. این اوضاع به طور ناخواسته و غیر مترقبه یک سری شرایط محیطی را ایجاد میکند که اجازه میدهد بسیاری از ما به واسطه ی غذای ارزان چاق شویم.
ایده ی یک چنین رابطه ای قابل پذیرش است وبه طوری که دانشجویان پزشکی 4 سال اول اخیراً در دیلی استنفورد(2004)خاتمه دادند که,"به خصوص ایالات متحده باید حمایت کنند تا به تدریج وجود کمک مالی دولت به مزرعه کنار گذاشته بشود و به یک بازار آزاد انتقال پیدا کند...به عنوان یک راه حل بالقوه برای افزایش چاقی همه گیر."
   
مرور نوشته ها
اصطلاح"سیاست غذای ارزان "در طی سالها توسط اعضای فرهنگستان,سیاستمداران,ویک اجتماع وکلا به کار گرفته میشود.مفهوم عمومی ازمعانی متعددی در طول زمان گرفته شده ,اگرچه نتیجه ی غذای کم قیمت برای مصرف کنندگان یک ملّت ذاتاً همان معنی را به یاد می آورد. درکتاب بعد ازجنگ مزرعه دار و بقیه ی ما , برای مثال,ورود محصولات غذایی کم قیمت از آمریکای جنوبی که توسعه صنعتی را در ایالات متحده حمایت میکند به عنوان شکلی از سیاست غذای ارزان توصیف شده است(مور(,1945.یک مثال دیگر, پیترسون(1979)بحث میکند در مورداستفاده از مالیات صادرات ,بیش ازاندازه بها دادن به پول, وکنتر ل های دولتی توسط دولت های کشورهای کم توسعه یافته تر قیمت واقعی غذا را برای جمعیت بومی شان به عنوان سیاست غذای ارزان کساد میکند.هنوزهردوی این تواصیف به نسبت زیادی از تحلیل های ما در مورد تاثیر برنامه های کالا روی قابلیت تهیه ی غذا برای مصرف کنندگان متفاوت است.علی رغم این اختلاف درنوشته ها شماری از مراجع میتوانند پیدا شود جایی که سیاست غذای ارزان با تعریف کتاب درسی ناتسون , پن , وفیلینچباف سازگار است.
در یک مرجع نسبتاً قدیمی,اجرت(1947)ذکر کرد که چگونه مزرعه داران ممکن است با دریافت پرداخت های مستقیم در جایگاه حمایت های قیمتی مقابله کنند زیرا آنان توانستندآنها را به عنوان یک سیاست غذای ارزان ببینند؛در موقع دریافت چنین پرداخت هایی شکلی از آسودگی دیده میشد.
پارلبرگ(1982),آنچه را که او"سندروم کمیابی"نامیده را توصیف می کند که خارج از حوادث اواسط 1970 رخ داده است,سه شکل از فعالیت های دولت که قیمت غذا را پایین نگه میدارد را نقد میکند : بازداشت تجارت,کنترل های قیمتی مستقیم,و مدیریت سهام. بازداشت اعتبار ملتها را کم میکند,نتیجه ی کنترل های قیمتی در قیمت مشخص شده برداشت هایشان(تغییر مکان) را افزایش می دهد, وتصفیه ی ذخیره های غذایی به منظورکاهش قیمت میتواند منجر به کمبود های غیر عمدی شود. پارلبرگ چندین نتیجه ی این سیاست غذای ارزان را در زمینه ی سندروم کمیابی فهرست میکند:1)قیمت ها و درآمدهای پایین برای مزرعه داران به دلیل عدم تحرک برای تولید,2)کاهش دست آوردهای صادرات,3)فقدان بازارهای صادراتی,و4)خسارت به اعتبار ایلات متحده به عنوان یک تاجر جهانی.
مور(1987) در بحث توجیهی اش و نقص سیاست های مزرعه,بیان میکند که کمک های مالی دولت به عنوان راهی برای پایین تر آوردن قیمت غذا برای مصرف کنندگان به خاطر افزایش در تولید ذکر شده است.به هر حال, او اظهار کرد که"مصرف کنندگان بهای تولید افزوده یا ذخایر غذایی را به دلیل مالیات بیشتر میپردازند."بعلاوه,اوصریحاً بیان کرد برنامه ها,قیمت غذا را برای مصرف کنندگان کاهش نمیدهد.

TWEETEn (1995) در نقدش از معمولترین توجیهات برای برنامه های کالا,کمک هایشان به بهبود کارایی اقتصادی را مجزا کرد.او ادعا میکند دلایل کاهش نسبت درآمد مصرف کننده که برای غذا هزینه میشود طی شش دهه گذشته شامل افزایش در درآمد واقعی مصرف کننده و بهبود در بهره وری کشاورزی میشود---و به طور ابتدایی توسط "سرمایه گذاری های عمومی و خصوصی در تحقیقات,تحصیلات,گسترش, و زیربنا" تحت تاثیر قرار می گیرد.

بیچ,بوید,و یوری(1997),درارزیانی شان ازارزش زمین در غیاب پرداخت های مستقیم, یک الگوی تعادل کلی حسابگر گسترش میدهند که تولید کل که 18/0درصد سالیانه کاهش مییابد را پیدا می کند.تولید محصولات برنامه 14درصد کاهش خواهد می یافت, و روی هم رفته تولید 39/4درصد افت خواهد می کرد.کاهش در تولید کل,کاهشی در تولید بخش غذا و تنباکو به میزان 55/0 درصد منعکس میکند زیرا قیمتهای بالاتر با حذف پرداخت های مستقیم وابسته اند.
ناتسون, پن, و فیلینچباف(1998)موردی را برای یک سیاست غذای ارزان اظهار کردند که میتوانست در تمام مدت دوره ی USDA هدفش را برنامه ی پرداخت قیمت کمبود نگه دارد زیرا برنامه تولید را تحریک میکند,هدایت در جهت افزایش عرضه که باعث میشود قیمت کالا پایین تر بیاید به هر حال, USDA همچنین کنترل های تولید را برای بسیاری ازیک چنین دوره هایی بنا نهاد, به طور میانگین, اینها سعی میکنند تقریباً 20درصد از زمینهای قابل کشت ایالات متحده را در پنج دهه ی بعد از جنگ جهانی دوم بدون تولید نگه دارند(اردن,پالبرگ, و رو,1999).ناتسون, پن, و فیلینچباف همچنین بیان کردند هر رابطه ی بین برنامه های مزرعه و قیمت های غذا که درسال 1996 توسط یک لایحه ی مزرعه که پرداختهای ناکارآمد را حذف کرد و آنها را با یک سیستم پرداخت های مجزا جایگزین کرد به طور ضروری شکسته شد. هنوز نه لایحه ی مزرعه 1996 و نه لایحه ی مزرعه 2002 سیستم پرداختهای نا کارآمد وام USDA و سود های وام بازاریابی خاتمه نداده که ضرورتاً تولید کننده ها را با یک مینیمم قیمتی برای همه ی تولیدات محصولات برنامه شان ضمانت میکند.
جدیداً موریسون پال و مکدونالد (2003)دریافتند در طی دوره ای که آنها امتحان کردند, 1992-1972,کالاهای کشاورزی به عنوان بخشی از ارزش های تکمیل کننده کاهش یافتند به دلیل حساسیت قیمت غذا به قیمت مزرعه. بعلاوه آنها دریافتند یک افزایش کل در تبدیلات غذایی 17/4 درصد از 1992-1982به طور ذاتی و نه به کمک کالاهای کشاورزی ارزش پیدا کرد.این اتفاق در نتیجه ی کاهش هزینه ی کالاهای کشاورزی به عنوان بخشی از هزینه های کل و یک افزایش قابل انتقال در تورم به وقوع افتاده است.علاوه بر این,باب کوک تحلیل های منتشر نشده اش را بیان کرد که اثبات میکند قیمت غلّه و سویا لوبیا بدون کمکهای مالی دولت افزایش یافته است ولی نه بیشتر از 5 تا 7 درصد(فیلد ز2004).بعلاوه ,باب کوک بیان کرد , "5 تا 7 درصد افزایش در قیمت غلّه اغلب منجر میشد به افزایش یک درصدی در قیمت گوشت."
   
چارچوب ذهنی
وجود سیاست غذای ارزان بارها و به طور پیوسته توسط طرفداران برنامه های کالا به عنوان یک سود عمده و در نتیجه یک توجیه ترویج یافته است. برنامه های کالا منابع تولید در کشاورزی را حفظ میکند , در نتیجه تولید مازاد و بی نتیجه بودن (شومیکر, آندرسون, و روبوکاک,1990). به علاوه,این منابع نه تنها مانع از تحرک به بخش های دیگر اقتصاد میشوند , بلکه آنها به تولید محصولات تحت پوشش برنامه های کالا متعهد می مانند.به منظور روشن شدن بازار تولید مازاد, قیمت های تعادلی برای این کالا ها باید افت کند. یک سیاست غذای ارزان موثر معنی میدهد پایین تر آوردن سطح قیمت در مزرعه برای این کالا های خام, در نتیجه غذای گران در سطح خرده فروشی برای فروش به مصرف کنندگان کمتر تولید میشود.
به هرحال سیاست غذای ارزان مبارزه طلبی در سطح مزرعه را در بلند مدّت ارائه میکند.شومیکر, آندرسون , روبوکاک(1990) بیان کردند که سود رساندن به مزرعه داران در کوتاه مدت پرداختها را متعادل میکند زیرا بخش های کشاورزی توسط جمع آوری سرمایه, سودهای برنامه های مورد انتظارنهفته درارزش زمین رامتعادل میکنند.آنها ذکر کردند دلیل ارزش زمین برا ی اکثر بخش ها, روی درآمدی که آن میتواند تولید کند,افزایش پرداخت های دولت که درآمد ارزش زمین را افزایش میدهد و ثروت صاحب ملک بنا شده است. مور(1987) همچنین بیان کرد آنهایی که واقعاً در طولانی مدّت سود میکنند کسانی هستند که قبل از تصویب یک برنامه ی مزرعه یا افزایش یک برنامه ی موجود صاحب زمین مزرعه اند. (شومیکر, آندرسون, و روبوکاک,1990)ارزش زمین را 15 تا 20 درصد پایینتر تخمین میزنند بدون برنامه های دولت .الگوی cge توسط بیچ,بوید,و یوری(1997)برای سال 1988 دریافتند بدون پرداخت های مستقیم, قیمت زمین حدود 14 درصد افت خواهد کرد .طی لایحه ی مزرعه ی 1996,قیمت زمین تورم یافته تخمین زده شده بود به بزرگی 20 درصد (بارنارد,2001).بنابراین در بلند مدت همچنان که قیمت زمین بالا میرود ارزش کل تولید افزایش می یابد.داوطلبان جدید با قیمت های بالاتری برای زمین روبرو شدند,وجود مستاجرها منجر به اجاره های بیشتر شده است,و متصدیان مالک با فرصت های ارزشمند بیشتری برای زمین هایشان روبرو شده اند .

اطلاعات و روشها
ما محک میزنیم که آیا پرداخت های مستقیم به طور معنی دار به نسبت درآمد قابل تصرفی که برای هزینه های غذا اختصاص می یابد کمک میکند.دلیل درصد درآمد قابل تصرفی که برای غذا پرداخته میشود به طور ابتدایی در مطالعه ی ما متغیر سود است به واسطه ی رجحان آن به عنوان معیار ارزش غذا,همچنان که در جهان صنعتی, ایالات متحده اغلب ذکر شده که پایین ترین سطح را دارد (تیلوتسن,2003). متغیر به عنوان نسبت دلار هزینه های غذا به درآمد قابل تصرف ساخته شده است,بنابراین متغیر وابسته تابعی ازعرضه و تقاضا است برای غذا و درآمد قابل تصرف .اطلاعات مربوط به نسبت درآمد قابل تصرف پرداخت شده برای غذا, از سرویس تحقیقاتی اقتصادی usdaبدست آمده است.چهل و دو مشاهده در مجموعه اطلاعات از سال 1961 تا 2002 بکار گرفته شده است.این اطلاعات شامل خرید غذا از مغازه های خواروبار و بازارهای خرده فروشی است , به خوبی غذای تولید شده و مصرف شده روی مزرعه, زیرا این ارزش در درآمد شخصی منعکس میشود. غذاها و خوراک های مختصر که بیرون از خانه خریداری می شوند را نیز شامل میشود. تعریف usdaاز درآمد شخصی قابل تصرف,شامل ارزش غذای تولید شده و مصرف شده روی مزرعه است به طوری که ذکر شد,به خوبی پرداخت های انتقالی دولت همچون نشان ها و مکمل های غذا به دستمزدها و حقوق ها شامل سهام کارفرما به تامین اجتماعی و درمان.
ما عامل کلی بهره وری را در کشاورزی در ا لگو به عنوان معیار تغییرات تکنولوژی به کار می گیریم ,متغیر مهم دیگه که انتظار میرود روی قابلیت تهیه ی غذا تاثیربگذارد زیرا آن هزینه های تولید و قیمت تعادلی را پایین تر می آورد.به همین صورت ما انتظار داریم پیشرفت در تکنولوژی,فشار منفی روی درصد درآمد قابل تصرفی که برای غذا پرداخته میشود داشته باشد, این اصلاحات باید بیشتر غذا را قابل تهیه کند به وسیله ی انتقال منحنی عرضه به سمت راست. اطلاعات در مورد این معیار بهره وری کشاورزی ازERSنیز بدست آمده است.شاخص نماینده ی عامل کلی بهره وری از سال 1948 بیشتر از دو ونیم بار افزایش یافته است.
سطح کل درآمد مصرف کننده درالگو شامل میشود زیرا ما انتظار داریم آن,روی نسبت درآمدی که برای غذا پرداخته میشود تاثیر بگذارد.متغیر بدست آمده است همانند متغیر درآمد قابل تصرف سرانه, و به طوری که درآمد در طول زمان بالا میرود,نسبت هزینه ی غذا بایدتحت شرایط ثابت پایین بیاید. بنابراین این متغیر فرض میشود که منفی باشد.اطلاعات مربوط به درآمد قابل تصرف بدست آمده ازUSDA,در اطلاعات جمعیتی دفتر آمار ایالات متحده تقسیم شده تا متغیر ایجاد کنند.این اطلاعات تورم را به 2000 دلار تعدیل کرده برای استفاده ی شاخص قیمت مصرف کننده برای تمام بخش ها,که دوره ی پایه ی84-1982 استفاده می شود.
الگو, محاسبه ی سالیانه وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه ازUSDA را شامل میشود زیراکالاهای کشاورزی را که توسط مصرف کننده گان در سطح خرده فروشی خریداری میشود,ارزش افزوده ی کالاهای خام را منعکس می کند.انتظار میرود که وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه مثبت باشد زیرا افزایش تبدیلات غذایی,نسبت درآمد قابل تصرفی که برای غذا خرج میشود را افزایش میدهد(گاردنر,1975).اطلاعات وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه که از ERSبدست آمده است,روی محاسبه ی USDAاز سبد غذای بازارش که در مزرعه تولید شده,بنا شده است,که برطبق مقدار خریداری شده توسط مصرف کننده گان در طول دوره ی پایه ی84-1982 وزن شده است.ERS این پراکندگی را به یک شاخص تبدیل کرده است زیرا اطلاعات قیمت رایج توسط مقادیر دوره ی پایه فزاینده شده اند درعوض مقادیر رایج. بنابراین با درآمد قابل تصرف سرانه,این اطلاعات توسط شاخص قیمت مصرف کننده 2000 به عنوان سال پایه تعدیل شده اند.
سرانجام,الگو ,پرداخت های مستقیم را به عنوان متغیر مستقل در بر میگیرد تا فرض سیاست غذای ارزان را محک بزنیم.اگر پرداخت های مستقیم به مزرعه داران در حقیقت, غذای ارزان تر تولید کند,پس آنها باید روی درصد درآمد قابل تصرفی که برای غذا پرداخته می شود,تاثیر منفی داشته باشد.پرداخت های مستقیم باید تولید را تحریک کند,انتقال منحنی عرضه به سمت راست,در نهایت پایین تر آوردن هزینه ی واقعی غذا برای مصرف کننده.اطلاعات سا لیانه روی پرداخت های مستقیم به مزرعه داران نیز ازERSدست آمده است.این اطلاعات پرداخت های مربوط به محصولات برنامه را به خوبی پرداخت های حمایتی در بر میگیرد؛به هر حال,اطلاعات مربوط به پرداخت های حمایتی,از اطلاعات پرداخت استفاده شده در الگو عزل شده است.بعلاوه, پرداخت ها برای پنبه و پشم از1995-1961 حذف شده اند.از سال 2002-1996,هیچ پرداختی برای دفع دیگر پرداخت های حمایتی نتوانسته شناخته شود.به طوری که اطلاعات دیگر پولی استفاده شده ,این پرداخت های سالیانه نیز در2000دلار با استفاده از شاخص قیمت تولید کننده ی تولیدات مزرعه تسریع شده اند.

ا لگو و نتایج
بدنبال منفعتمان در درصد درآمد قابل تصرفی که برای غذا خرج می شود(XF),ما این محاسبه را به عنوان متغیر وابسته در یک ا لگوی خود برگشتی AR(1)استفاده می کنیم,که روش یول-والکر را برای تصحیح وجود خود ارتباطی بکار می گیرد:
(1)

سود استفاده از روش یول-والکر نگهداری مشاهده ی اول اطلاعات است.بطور ابتدایی روش حداقل مربعات تعمیم یافته بکار گرفته می شود,امّا نتایج تست دوربین-واتسون,استفاده از الگوی(1)AR سرعت یافت.چهار متغیر مستقل در E.(1)دربرمی گیرد,درست,فاکتور کلی بهره وری,درآمد قابل تصرف سالیانه,وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه,و پرداخت های مستقیم به مزرعه داران.این متغیر ها همه برای سال مقرر اند.
همان طور که درجدول 1 دیده می شود,همه ی متغیرهای مستقل در الگو علامت موردانتظاری دارند,انعکاس فشارهای فرضی شان روی درصد درآمد قابل تصرفی که برای غذا پرداخته می شود.هر متغیر مستقلی با رد پرداخت های مستقیم معنی دار است .این دلالت میکند زمانی که ضریب برای متغیر پرداخت های مستقیم,علامت فرضی است,این تاثیر به طور آماری نمیتواند متمایز از صفر باشد.
متغیر درآمد قابل تصرف سرانه, تنها متغیر مستقلی است که در سطح یک درصدی معنی دار است.این غیر منتظره نبود زمانی که درآمدهای مصرف کننده بطور مداوم به عنوان استاندارهای زندگی در ایالات متحده,به طور قابل ملاحظه در سال های بعد از جنگ جهانی دوم بهبود یافت.در حقیقت متغیر وسعت خرده فروشی مثبت و معنی دار است و نیز ترقی ارزش افزوده ی مولفه ی غذای خرد شگفت انگیز نیست. معنی دار بودن فاکتور کلی بهره وری در کشاورزی به عنوان یک متغیر مستقل پیش بینی شده بود زیرا افزایش در کارایی کشاورزی در طی چندین دهه ی گذشته هزینه ی هر واحد تولید را کاهش داده است.
کشش های محاسبه شده از الگو برای هر متغیر مستقل نیز در جدول 1 آمده است. باکشش ترین متغیر در آمد قابل تصرف باارزش خالص 658/0است,نه تنها تاثیرش را در الگو نمایان میسازد امّا چقدر افزایش درآمد مصرف کننده در افزایش قابلیت تهیه ی غذا طی 4 دهه ی گذشته نقش داشته است.کشش پذیرترین بعدی با ارزش خالص 344/0, متغیر وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه است.افزایش ارزش افزوده ی مولفه ی تولیدات غذا به میزان حساسیت ارتباط بین وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه و متغیر وابسته کمک میکند,مانند ارزش مزرعه درصد ارزش کل تولیدات غذا کوچکتر میشود. ارزش کشش فاکتور کلی بهره وری کشش پذیرترین بعدی است با ارزش خالص111/0,انعکاس اهمیت تغییرات تکنولوژی,عرضه ی غذا را افزایش میدهد.ممکن است این متغیر انتظار برود که ارزش کشش بیشتری داشته باشد امّا ارتباط بین تکنولوژی و تولید و قابلیت غذا به صراحتی متغیرهای بحث شده ی پیشین نیست.به هر حال ,تغییرات تکنولوژی یک فاکتور مهم را به یاد میآورد به علت فشار آن روی عرضه ی کالاهای کشاورزی.سرانجام,ما ملاحظه میکنیم متغیر پرداخت مستقیم ,که در الگوی ar(1) معنی دار نیست , کشش خیلی کوچکی با ارزش خالص 0032/0دارد.
   

بقیه متن  مقاله در ادامه مطلب

    


زمانی که الگوی ar(1) پیدا نشود پرداخت های مستقیم به طور معنی دار فشار میآورند روی قابلیت تهیه ی غذا درانبوه,آن فشار های بالقوه روی انواع غذا ها یا گروه های غذایی خاص عنوان نمیکند.اگر پرداخت های مستقیم به مزرعه داران قابلیت تهیه ی بعضی از انواع تولیدات غذایی را افزایش دهد و قابلیت تهیه ی بقیه را کاهش دهد , این موقعیت بوسیله ی یک الگوی انبوه ضرورتاً کشف نشده است.کارشناسان که درمورد برنامه های کالا بحث میکنند به انتشار چاقی در ایالات متحده به وسیله ی در دسترس ساختن مقدار بیشتری غذای کم هزینه کمک میکنند, در نتیجه ی این برنامه ها,غذا های پر چرب در کمترین انواع غذاها ,قابل تهیه تر می شوند.بدین منظور تماماً رابطه بالقوه ی بین پرداخت های مستقیم به مزرعه داران و قابلیت تهیه ی گروه های غذایی خاص ارزیابی می شود,یک الگوی ثانویه برای استفاده ی شاخص های هزینه های خرده فروشی توسط ers برای سبد بازار گروه های غذایی ساخته شده است. یک مزیت این شاخصها این است که سبد بازار مجموعه مقادیر ثابت را در بر میگیرد,تغییرات در ارزش شاخص تنها تغییرات در قیمت های خرده فروشی را منعکس میکند.در هر حال سبد بازار استفاده شده در این شاخص ها ,غذاهای استفاده شده ی دور از خانه و همچنین غذاهای وارداتی,نوشیدنی های غیر الکلی و غذاهای مرکب از جانوران دریایی را شامل نمی شود.

  
یک مجموعه ای از متغیر های وابسته از این شاخص ها برای پنج گروه غذایی ایجاد شده اند:تولیدات غذایی,میوه ی تازه,سبزیجات تازه,میوه و سبزیجات تبدیل شده,و نانوایی و تولیدات غله.سبد بازاری که ERSبرای هر شاخص استفاده می کند,یک دوره ی پایه ای 84-1982دارد,واین اطلاعات از2002-1967در دسترس است.به منظور ادامه بطورسازگار توان سیاست غذای ارزان را مانند بحث های قبلی ارزیابی می کنیم—که همانند هزینه های غذا راجع به درآمد کل است—مجموعه نسبت ها برای استفاده ی هر شاخص و درآمد قابل تصرف ساخته شده است.اول,هر شاخص به یک دوره ی پایه ی2000 برای سازگاری با اطلاعات پولی دیگر استفاده شده در الگو تبدیل شده بود.بعد,یک شاخص با همین دوره ی پایه از اطلاعات درآمد شخصی قابل تصرف انبوه بدست آمده از ERSایجاد شد.سرانجام مجموعه ای از متغیر های وابسته بوسیله ی بدست آوردن نسبت این دو متغیر برای پنج گروه غذایی ایجاد شد.با استفاده از همین متغیرهای مستقل مانند الگوی قبلی,پنج معادله از فرم ذیل ساخته شده اند:
جایی که IR نسبت شاخص خرده فروشی به شاخص مجموع درآمدشخصی قابل تصرف برای گدوه غذایی خاص در دوره ی است. گروه های غذایی 5-1علامت گذاری شده اند, تولیدات گوشت=1؛میوه ی تازه=2,سبزیجات تازه=3,میوه و سبزیجات تبدیل یافته=4,و کالای غله و نانوایی=5.متغیرهای وابسته در (2)E . مانند تعاریف (1)E . برای گروه های غذایی مربوطه 5-1 هستند.
مجموعه ی پنج معادله در فرم (2)E ., ما نند یک واپس روی ظا هراً بی ارتباطSUR)) تخمین زده شده بود.نتایج ا لگوی SURدر جدول2آمده است و بطور کلی با آنهای ا لگوی (1)ARدر جدول2سازگار است.متغیرهای مستقل برای عامل کلی بهره وری , درآمد شخصی قابل تصرف سرانه ,و وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه ,در سطح پنج درصدی درهرپنج معادله با رد عامل کلی بهروری در معادله برای سبزیجات تازه معنی دار هستند .متغیرهای درآمد قابل تصرف سرانه و وسعت خرده فروشی در سطح مزرعه در سطح یک درصدی در همه معادلات معنی دارهستند زمانی که متغیر برای عامل کلی بهره وری درسطح یک درصدی تنها در معادله ی تولیدات گوشت معنی دار هست .هرکدام از این متغیرها به جز عامل کلی بهره وری علامت مورد انتظارشان در معادله میوه تازه مثبت است .
متغیر برای پرداخت مستقیم ,در چهار تا از پنج معادله معنی دار نیست . معادله برای میوه تازه استثناء است . هرکدام از متغیرهای پرداختهای مستقیم علامت موردانتظاری در همه معادلات گروه های غذایی مربوط به خود دارند . متغیر در معادله برای تولیدات گوشت و تولیدات غله ونانوایی منفی است,همان طور که انتظار می رفت پرداخت های!Unexpected End of Formula مستقیم,با افزایش در عرضه ی غله ی دردسترس برای مصرف دام و برای فرآیند بخشهای غذایی تمام شده ,هزینه ی این غذاها را کاهش دهد. در سه معادله ی میوه ها و سبزیجات متغیر مثبت است,انعکاس افزایش مورد انتظار در هزینه ی این غذاها بواسطه ی تاثیرات پرداخت های مستقیم است.انتظار می رود پرداخت های مستقیم عرضه ی میوه جات و سبزیجات را کاهش دهد چرا که محصولاتی که پرداخت ها را دریافت میکنند در کمترین تعداد .............به تولید میوه جات و سبزیجات اختصاص یافته است.

  
ضریب برای پرداخت های مستقیم در معادله برای نسبت شاخص هزینه ی میوه ی تازه مثبت و معنی دار است , تعیین پرداخت های مستقیم به مزرعه داران قابلیت تهیه ی میوه ی تازه را کاهش میدهد . در هرحال ضریب روی متغیر پرداخت های مستقیم در معادله برای سبزیجات تازه و میوه و سبزیجات تبدیل یافته معنی دار نیست.تشابه هایی به این گروه های غذایی داده شده است,میوه ی تازه انتظار می رود که نتایج مشابهی دلشته باشد.بعلاوه علامت ضریب برای عامل کلی بهره وری در معادله ی میوه ی تازه مثبت است,که مورد انتظار نیست,و تنها معادله در این الگو است که ضریب برای عامل کلی بهره وری منفی نیست.ازاین رو آیا نتایج برای میوه تازه در حقیقت از آن چهار گروه غذایی دیگرکه تماماًواضح نیست متفاوت است.بطور مهمتر فرض باطل یک آزمایش مجزای.........سرتاسر سیستم معادلات نمی تواند طرد شود—بدین معنی که ضریب متغیر پرداخت های مستقیم در هر یک از معادلات نمیتواند بطور آماری متمایز از صفر باشد.
در فهم نتایج دو الگوی ارائه شده در این بخش ,یک دلیل اضافی پرداخت های مستقیم نباید انتظار رود که بطور معنی دار روی هزینه های غذای مصرف کننده ها تاثیر بگذارد در ارتباط با اندازه ی کمک های مالی مزرعه مقایسه شده به دلار us که مصرف کننده ها هر ساله برای غذا می پردازند. شکل 2 پرداخت های مستقیم به مزرعه داران و هزینه های غذا از سال 1960 در2000 دلار را ترسیم میکند .ازسال1960,این سطح 1/1 درصد میانگین زده شده و از 8/2 درصدتجاوز نکرده است.درسال2003 پرداخت های مستقیم تقریباً7/1 درصد هزینه های غذای مصرف کننده بود,که تقریباً 950 میلیارد دلار در دلار غیر واقعی جمع زده شده بود.

  
در حقیقت در الگو ها ی که ما بکار می گیریم مدرک جالب توجهی از سیاست غذای ارزان از سال 1960پیدا نشد که با گسترش تاریخی برنامه های مزرعه u.sسازگار است.اولین برنامه هایی که درطول کسادی بزرگ راه انداخته شده بود تا کمک به مزرعه داران را فراهم کند آنهایی که درآمد نابود نیازمند ترکشان کرد.شمار مزرعه داران در آن زمان و حتی
در1960 زمانی که...............برای رژیم سیاست مزرعهu.s مدرن بنا شده بود از امروز بیشتر بود.برنامه هایی که برای افزایش درآمد مزرعه داران طراحی شده بود, هزینه های تولیدات غذای خرده را برای مصرف کننده گان کاهش نداد . وجود کنترل های عرضه از همه جهت برخی از تاریخ سیاست مزرعه u.s را مفهوم سیاست غذای ارزان می شمارد,آنچنانکه این مکانیزم ها کوشش کردند اختلاف بین قیمت بازار برای کالاهای مزرعه و حمایت های قیمتی فدرال را کاهش دهند.این فعالیت های سیاسی که تغییر شکل ایجاد شده توسط برنامه های کالا را کاهش می دهد , با هدف کاهش قیمت غذای خرده سازگار نیست.

  
این گرایش روبه پایین در تولید درآمد قابل تصرفی که مصرف کننده برای غذا می پردازد از سال 1996 ادامه پیدا کرده است, زمانی که تجزیه ی برنامه های مزرعه شروع شد. این حادثه تنها توجیه وجود سیاست غذای ارزان را مشکل تر ساخت, همچنانکه که ناتسون, پن, و فلینچباف(1998)ذکر کردند.در هر حال نگهداری برنامه های وام بازاریابی ,به تولید کنندگان اجازه میدهد برای دریافت یک قیمت موثر نه بیشتر از نرخ وام برای یک محصول خاص که میتواند برای تمام تولید در سال جاری فراهم شود شرکت کنند.
tweeten(1995)ذکر کرد چگونه نیمی از تولید کشاورزی از برنامه های کالا ی مزرعه ,کمک دریافت نمیکنند(دام,علوفه,میوه جات,سبزیجات),هنوز فراوان و موثرباقی اند مانند محصولات برنامه.او بیان کرد,"مصرف کنندگان بابت کمبود گوجه فرنگی,سیب زمینی,تخم مرغ,کبابی ها و کالای دیگر که تحت کنترل دولت نیست,نگران نیستند."نتایج ما با این مشاجره سازگار است.

 
دلالت ها و نتایج
نتایج این مطالعه شاید قابل اجراترین برای مذاکرات پارلمانی پیرامون آینده ی سیاست کالای فدرال است.همان طور که در مقدمه ذکر شد,اصطلاح سیاست غذای ارزان ادامه می یابد تا توسط مدافعان وجود برنامه های مزرعه,شامل مزرعه داران,گروه های علاقه مند,و اعضای مجلس منطقه مزرعه بکار گرفته شود.در هر حال یافته های ما نشان می دهد مصرف کنندگان و مالیات پردازها باید از این اعلامیه های رسمی احتیاط احتیاط کنند. بعلاوه یافته های آماری ما نشان می دهد کنار زدن مقدار هزینه های مصرف کننده برای غذا در ارتباط است با پرداخت های مستقیم به مزرعه داران که نشان میدهد چگونه مقدار کم این پرداخت ها باید مورد انتظار باشد که روی قابلیت تهیه ی غذا تاثیر میگذارد.
نتایج ما ممکن است همچنین اغلب استدلال های ضد و نقیض حول و حوش مسئله ی چاقی ملت را روشن کند . مانند بحث قبلی, تعدادی از وکلا مخالف دلالت برنامه های کالای مزرعه اند چنانکه برای این مخمصه کمترین طرفداری را دارند بدلیل اینکه با ایجاد هزینه ی پایین ,تولیدات غذای پر چرب به آسانی برای مصرف کنندگان در دسترس است. .بسیاری از این کارشناسان معتقدند حذف این برنامه ها بسیاری از مسئله های چاقی را کاهش می دهد. در هر حال یافته های ما نشان می دهد که پرداخت ها به مزرعه داران تاثیرات معنی داری روی قابلیت تهیه ی تولیدات غذای خرده ندارد, بطور خاص معیاری توسط تعدادی وکلای سلامتی عمومی پیشنهاد نشده است. علاوه بر این ,این نتیجه سراسر گرو ه های غذایی سازگار است,همچنانکه نتایج ما پیشنهاد می کند آمیختن کالاها ی دریافتی بطور معنی دار قابلیت تهیه ی تولیدات غذای خرده را از این کالا ها یا آن در کمتر از یکی از این کالاها بعنوان یک تولید عمده استفاده می شود –تولیدات اغلب . یافته های ما همچنین پرداخت هایی برای این کالاها نتیجه نمی دهد در هزینه های غذای بیشتر معنی دار برای محصولاتی که این حمایت را دریافت نمی کند,به همین صورت میوه جات و سبزیجات . نتایج همچنین با کار اخیر روی ارتباط بین تغییر تکنولوژیکی و آهنگ ترقی چاقی سازگار است,هر دو روی کناره ی عرضه و کناره ی تقاضا اند به خاطر کاهش در استخدام شدید نیروی کار بیشتر (لاکداوالا و فیلیپسون,2002؛فیلیپسون و پسنر,1999).از این رو توانایی جابه جایی برنامه های از بحث مسئله ی چاقی u.sبرای همه ی حزب ها سودمند به نظر میرسد.
در ادامه ی مذاکرات پارلمانی عمومی پیرامون طراحی سیاست مزرعه,طرفداران برنامه های کالا بیشمار توجیه مشخص کردند(دیدن tweeten)بطور مشابه ,چندین منبع توسط کارشناسان نقد شده اند مانند اعانه دهنده ها به محیط زیست که بطور معنی دار برنامه های کالا درمیان آنهابه جمعیت چاق هدایت میکند, فقدان مدرک در این مطالعه نقش مهمی را برای پرداخت های مستقیم پیدا کرد که نمایان می سازد بسیاری از بحث ها جا گذاشته شده است.پرداخت های مستقیم نشان می دهند که تولیدات غذای خرده ی بازار فاکتور ناچیزی در قابل تهیه تر کردن غذا باشد.بلکه, افزایش در درآمد مصرف کننده و پیشرفت ها در تکنولوژی که بهره وری در کشاورزی را بهبود می بخشد نشان داده شده اند که اهمیت بیشتری در تاثیراتشان روی قابلیت تهیه ی تولیدات غذا خرده دارند. مذاکره پیرامون سرمایه گذاری های عمومی جهت بهبود بخشدن همچون تکنولوژی ها و زیربناها بنظر می رسند که مناسب تر باشند.

 
نکته های آخر
1"پرداخت های مستقیم" در این مقاله برای اشاره به همه ی پرداخت هایی که مستقیماً توسط مزرعه داران دریافت میشد استفاده شده اند برای آن اطلاعاتی که usda برای بسیاری دهه هاجمع آوری کرده است. این به سیستم ثابتی اشاره نمی کند,پرداخت های به مزرعه داران بطور مجزا بنا شده توسط لایحه ی مزرعه 2002 بعنوان پرداخت های مستقیم یا مستقیم ثابت.تنها بخش کوچکی از این پرداخت ها در اطلاعات 2002 شامل می شود.
2 این اطلاعات تاریخی درباره ی پرداخت های مستقیم, از ersبدست آمده است,هیچ پرداختی بعد از سال 1995 نتوانست پیدا شودکه به بعنوان کالای خاص شناخته شود. .صرف نظر از این ,بعد از 1995 ما تنها قادر بودیم پرداخت های حمایتی را از اطلاعات برگردانیم و نه, برای مثال ,پرداخت های کمبود وام و سود وام بازاریابی برای کتان .
3تغییرات الگوی ar(1)نیز تخمین زده شد. متغیر پرداخت های مستقیم اصلاح شده بود به یکی کردن میانگین جابجایی سه ساله,اجازه برای یک مشی متناوب به اندازه ی مورد انتظار پرداخت های مستقیم.در هر حال ,نتایج تخمین زده شده مدل با این متغیر خیلی شبیه به آنها در جدول1 است.درحقیقت,پرداخت های مستقیم با تضمن میانگین جابجایی سه ساله کم اهمیت شدند.الگو همچنین با استفاه ازتخمین های حمایتی تولید کننده ,تخمین زده شد.(pse ),یک اندازه ی مرزی تاثیرات برنامه ی دولت ,در عوض پرداخت های مستقیم.در هر حال ,از2002-1986 تنها این اطلاعات در دسترس است ,یک نمونه ی خیلی محدود,نهpses نه پرداخت های مستقیم پیدا نشدند که بطور آماری روی این دوره ی زمانی معنی دار باشد.
4گروه های غذایی دیگر برای ersیک شاخص را نگه می دارد امادر این مطالعه استفاده نشده که در بر می گیرد ماکیان,تخم مرغ,محصولات لبنیاتی,و چربی ها و روغن ها.

 

-- -