بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


پاییز  95  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



زیره سبز Cuminum cyminum
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : جمعه ۱۳۸٧/٩/۱٥

گل آذین از نوع چتر مرکب می باشد و هر چتر مرکب به سه تا شش چترک ختم می شود. و هر چترک دارای سه تا چهار گل می باشد. براکته های گشیده و خطی در زیر چتر مرکب به صورت حلقه ای مجتمع شده و گریبان نامیده می شود.

● مقدمه
زیره سبز با نام علمی L. Cuminum cyminum گیاهی است از خانواده apiaceae ، یکساله ، معطر ، بدون کرک (جز میوه) ساقه علفی با انشعابات دو تایی و گاهی سه تایی می باشد. ساقه گیاه شیار دار بوده و دارا ی بافت کلانشیم محیطی است .همچنین گیاهی است یکساله کوچک و علفی که ارتفاع آن ۶۰ سانتیمتر است ریشه آن دراز و باریک برنگ سفید ، ساقه آن راست و برگهایش به شکل نوار باریک و نخی شکل و برنگ سبز می باشد (۴و۶).
گل آذین از نوع چتر مرکب می باشد و هر چتر مرکب به سه تا شش چترک ختم می شود. و هر چترک دارای سه تا چهار گل می باشد. براکته های گشیده و خطی در زیر چتر مرکب به صورت حلقه ای مجتمع شده و گریبان نامیده می شود. براکته های قاعده هر گل نیز در قاعده چترک ها به صورت حلقوی وجود داشته و گریبانک نامیده می شود. میوه دوکی شکل بوده و در دو سر باریک می باشد و از نوع دو فندقه شیزوکارپ است که شامل دو مریکارپ میباشد . جنین دانه کوچک بوده و در البومین محصور است و به شدت به جدار مریکارپ فشرده است.
بخش شکمی جدار مریکارپ مسطح و بخش پشتی آن محدب است و دارای ۵ ضلع برجسته یا خطوط پره مانند طولی است که این پره ها یکی در پشت ، دو تا در طرفین و دو تا در حاشیه مریکارپ قرار دارند.
از هر پره یک دسته آوندی عبور می کند که آوند های چوبی در داخل و آوند های آبکش در داخل قرار دارند.گرده افشانی در این گیاه توسط باد و به ندرت حشرات انجام می گیرد . چتر ها از پائین بو ته به سمت بالا و از اطراف به مر کز تولید بذر می کنند که نشان دهنده گل اذین نامحدود آن است(۲).
● شرح گیاه
گیاهی کوچک، علفی به ارتفاع ۱۵ تا ۵۰ سانتی متر و دارای ریشه دراز باریک به رنگ سفید و ساقه ای راست و منشعب به تقسیمات دو تایی است منشأ اولیه آن ناحیه علیای مصر و سواحل نیل بوده است ولی امروزه به حالت نیمه وحشی در منطقه وسیعی از مدیترانه ، عربستان ، ایران، و نواحی مختلف می روید و یا در این نواحی پرورش می یابد.
برگهای آن متناوب، شفاف، بی کرک، منقسم به بریدگیهای بسیار نازک و ظریف ولی دراز و نخی شکل است. گلهائی کوچک ، سفید یا صورتی رنگ و مجتمع به صورت چتر مرکب دارد. میوه آن بیضوی کشیده، باریک در دو انتها، بسیار معطر ، به طول ۶ میلی متر، به قطر ۵/۱ میلی متر و پوشیده از تارهای خشن است.بعضی از واریته های این گیاه میوه های عاری از تار دارند.رنگ میوه بر حسب واریته های مختلف گیاه ممکن است زرد تیره یا خرمائی مایل به سبز و یا خاکستری باشد(۴).
● نیاز اکولوژیکی
چون زیره سبز گیاهی مدیترانه ای است، لذا در طول رویش به حرارت مناسب و نور کافی نیاز دارد مقدار اسانس گیاهان که در مناطق گرم با نور فراوان می رویند بیش از مناطق دیگر است. این گیاه در مرحله گل دهی و تشکیل میوه به رطوبت کمتری نیاز دارد. خاکهای با بافت متوسط و خاکهای لوم شنی، خاکهای مناسبی برای تولید زیره سبز هستند. کشت در خاکهای سبک شنی و تهی از مواد و عناصر غذایی مناسب نیست چون این خاکها شرایط را برای ابتلای گیاهان به بیماریهای قارچی آماده می کنند. PH خاک برای کشت زیره سبز ۵/۴ تا ۲/۸ مناسب است(۲).
● آماده سازی خاک
در اوایل پائیز ۱۵ تا ۲۰ تن در هکتار کودهای حیوانی کاملاً پوسیده به زمین اضافه نموده و سپس شخم زده می شود و در ادامه زمین را باید تسطیح نمود. خاک باید نرم باشد وسله تولید نکند قبل از کشت زمین را آماده و آنرا کرت بندی می کنند (۱).
● تاریخ و فواصل کاشت
از تناوب کاشت زیره با گیاهان تیره جعفری باید خوداری نمود. زیرا زیره سبز به بیماریهای قارچی بسیار حساس بوده و بیماریهای گیاهان تیره جعفری کم و بیش مشابه هستند.
تکثیر گیاه توسط بذر صورت می گیرد. تاریخ کشت به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد. بطوریکه در مناطق معتدل یک محصول پائیزه در مناطق سرد به صورت یک محصول بهاره کشت می شود اواسط پائیز (آبان ماه) زمان مناسبی برای کشت پائیزه است. در حالیکه کشت بهاره در اسفند انجام می گیرد.
اگر زیره سبز ردیفی کشت شود،فاصله ردیف ها ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر مناسب است.هر هکتار زمین به ۱۲ تا ۱۵ کیلوگرم بذر با کیفیت نیاز دارد. عمق بذر به تناسب بافت خاک بین ۵/۱ تا ۲ سانتی متر مناسب است. پس از کشت از انجام هر گونه عملی که سبب جابجائی بذر شود باید خودداری نمود (۲).
● کاشت
کشت زیره سبز توسط بذر و مستقیماً در زمین اصلی صورت می گیرد. مدتی قبل از کاشت زمین را باید آبیاری نمود. بذرها را می توان پس از مخلوط کردن با ماسه نرم به صورت دست پاش در سطح زمین پاشید در بعضی نقاط زیره سبز را به صورت ردیفی کشت می کنند.برای افزایش قوه رویشی بذرها را باید به مدت ۲۴ تا ۳۶ ساعت در آب خیس نمود.
پس از کاشت بلافاصله باید زمین را آبیاری کرد. آبیاری نباید شدید باشد تا بذرها شسته شود و در مرکز کرتها متراکم شود.دومین آبیاری باید ۸ تا ۱۰ روز پس از اولین آبیاری انجام گیرد. رویش بذرها پس از دومین آبیاری آغاز می شود. چنانچه منطقه کشت از دمای بالایی برخوردار باشد باید ۵ تا ۶ روز پس از دومین آبیاری مجدداً گیاهان را آبیاری نمود. این آبیاری سبب می شود تا رویش بذرها تکمیل شود گیاهان را باید هر ۱۲ تا ۲۰ روز (بسته به شرایط آب و هوائی) آبیاری کرد. اضافه کردن ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم در هکتار ازت ۴۰ تا ۵۰ روز پس از کشت به همراه آبیاری سبب افزایش عملکرد می شود (۲) .
● داشت
چون زیره سبز ارتفاع کمی دارد و اگر امکان رویش به علفهای هرز داده شود،نه تنها می تواند بر زیره سبز غلبه کند و جذب آب و کسب نور را دچار اشکال سازند، بلکه سبب انتشار و گسترش آفتها و بیماریها نیز می شوند لذا وجین علف های هرز ضروری است. هنگامیکه ارتفاع بوته ها به پنج سانتی متر رسید باید وجین علف های هرز را آغاز و در طول رویش زیره سبز علفهای هرز را باید دو تا سه مرتبه وجین کرد. برگرداندن خاک بین ردیفها نیز نقش عمده ای در افزایش عملکرد دارد. آبیاری باید با دقت انجام گیرد. هنگام گل دهی و تشکیل میوه، گیاهان به حداقل آبیاری نیاز دارند. آبیاری زیاد نه تنها سبب کاهش عملکرد می شود بلکه شرایط را برای ابتلاء به بیماریهای قارچی آماده می کند.
بیماریهای قارچی زیره سبز یکی سفیدک سطحی است که برای مبارزه با آن باید از قارچ کش های سولفوره و تابل به مقدار یک کیلوگرم در هکتار یا از کاراتان به مقدار ۵/۰ لیتر در هکتار به صورت محلول پاشی استفاده کرد.از دیگر بیماری قارچی بلایت زیره است که در مرحله گل دهی به گیاهان آسیب می رساند.وجود لکه های قهوه ای رنگ بر روی ساقه،برگها از علائم این بیماری است برای مبارزه با آن از قارچ کش های حاوی ترکیبات مس نظیر دیتان، بلیتوکس (Blitox ۵۰)، کوپرومار (Cupromar) به مقدار ۶/۰ تا ۱ کیلوگرم در هکتار می توان استفاده نمود پوسیدگی ریشه نیز از بیماریهای دیگر زیره است که در تمام مراحل رویش زیره سبز را تهدید می کند که جهت کنترل از مخلوط کاراتان و دیتان می توان استفاده نمود (۲).
● برداشت
محصول معمولاً ۱۰۰ تا ۱۲۰ روز پس از کشت آماده برداشت میشود از اردیبهشت تا اوایل خرداد می توان زیره سبز را برداشت نمود. عمل برداشت معمولاً با دست انجام می گیرد. گیاهان را با دست از ریشه بیرون کشیده یا با داس برداشت می کنند. سپس آنها را باید خشک نمود. پس از بوجاری باید بذرها را از سایر اندام ها جدا و با استفاده از جریان هوا آنها را تمیز و بسته بندی کرد.
عملکرد بذر بسیار متفاوت است و به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد. از هر هکتار ۸/۰ تا ۱ تن بذر تولید می شود (۲).
● دامنه انتشار
▪ خراسان:
سبزوار ، علی آباد، مشهد ،صالح آباد تهران ، بین تهران و سمنان در ناحیه ای بنام کیش لک در ارتفاعات ۹۰۰ متری به حالت خودرو و نیمه خودرو سمنان ، دامغان ، سرخه در ۱۱۰۰ متری پرورش آن در غالب نواحی مساعد صورت می گیرد.
● ترکیبات شیمیایی
زیره دارای تانن ، روغن زرین و اسانس است . اسانس زیره را از تقطیر میوه له شده تحت اثر بخار آب بدست می آورند . این اسانس مایعی است بیرنگ که در اثر ماندن ابتدا برنگ زرد و سپس قهو ه ای رنگ می شود .
بوی زیره مربوط به آلدئیدی بنام کومینول است . مقدر کومینول در زیره بسته به محل کشت آن بین ۳۰ تا ۵۰ درصد است .
ضد تشنج است . برای برطرف کردن بیماری صرع مفید است. در دفع گاز معده موثر است . قاعده آور است . عرق آور است. برای رفع برونشیت از دم کرده زیره استفاده کنید . برای برطرف کردن سوءهاضمه مفید است. ترشحات زنانگی را برطرف می کند. برای تحریک اشتها زیره سبزه را با سرکه و آب مخلوط کرده و قبل از غذا بخورید . برای برطرف کردن قطره قطره ادرار کردن زیره را تفت داده و سرخ کنید سپس با آب بخورید . برای رفع نفخ روده و معده می توانید دم کرده زیره را تنقیه کنید . برای التیام زخم چشم ، دانه های له شده زیره سبز را در آب برنج خام خیس کرده و سپس مایع بدست آمده را قطره قطره روی زخم چشم بریزید. هنگامیکه اطفال شیر خوار دل درد دارند و نفخ در شکم شان پیچیده چند قطره اسانس زیره را با روغن بادام مخلوط کرده و با آن شکم آنها را ماساژ دهید . و بالاخره زیره را در غذاهایی که نفاخ هستند مخصوصا حبوبات استفاده کنید(۱).
● سرما و مقاومت به آن در گیاهان:
▪ تنش دمای پایین
یکی از مهمترین عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان، دمای پایین می باشد. گونه های مختلف گیاهی از نظر قابلیت تحمل به تنش دمای پایین، بسیار متفاوتند. گیاهان گرمسیری حساس به سرما، حتی در دمای بالاتر از دمای انجماد بافتها، بطور جبران ناپذیری آسیب می بینند. گیاه بواسطه اختلال در فرآیندهای متابولیکی، تغییر در خواص غشاءهای سلولی و اندامکی، تغییر در ساختمان پروتیینها و اثرات متقابل میان ماکروملکولها، و نیز توقف واکنشهای آنزیمی دچار صدمه میگردد. گیاهانی که به یخبندان حساس ولی به سرما متحمل هستند، در دمای اندکی زیر صفر قادر به ادامه حیات بوده، ولی بمحض تشکیل کریستالهای یخ در بافتها، بشدت آسیب می بینند(۵و۳). این در حالی است که گیاهان متحمل به یخبندان قادر به ادامه حیات در سطوح متفاوتی از دماهای یخبندان هستند، البته درجه واقعی تحمل بستگی به گونه گیاهی، مرحله نمو گیاه و مدت زمان تنش دارد(۳).
قرار گرفتن گیاهان در معرض دمای زیر صفر منتج به تشکیل کریستالهای یخ در فضای بین سلولی، خروج آب از سلولها و از دست رفتن آب سلول (پسابیدگی) میگردد. بنابراین، تحمل به یخبندان با تحمل به پسابیدگی (که در اثر خشکی یا شوری زیاد بوجود می آید)، همبستگی شدیدی دارد(۵). پسابیدگی ناشی از یخبندان سبب اختلالات گوناگونی در ساختمانهای غشایی از جمله بهم چسبیدن غشاءها میگردد. اگرچه پسابیدگی سلولی ناشی از یخبندان، علت اصلی صدمات ایجاد شده در اثر یخبندان می باشد، ولی عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند. کریستالهای در حال رشد یخ سبب وارد آمدن خسارات مکانیکی به سلولها و بافتها میشود. دمای بسیار پایین حاکم در شرایط وقوع یخبندان فی نفسه و پسابیدگی ناشی از آن سبب واسرشتگی پروتیینها و تخریب کمپلکس های ماکروملکول میگردد. وجه مشترک همه تنشهای پیچیده ای نظیر دمای پایین، تولید گونه های اکسیژن فعال (ROS) می باشد، که میتواند سبب صدمه دیدن ماکروملکولهای مختلف درون سلول گردد(۵). دمای پایین بخصوص وقتی با یخبندان همراه باشد، با سیستمهای موثر جلوگیری کننده از تولید اکسیژن فعال که عامل وقوع تنش اکسیداتیو است، همبستگی دارد(۵و۳).
گیاهان نواحی معتدله با فعال نمودن مکانیزم سازگاری به سرما که منتج به افزایش تحمل به یخبندان میگردد، به دمای پایین واکنش نشان میدهند. این فرآیند سازگاری با تغییر نحوه ابراز برخی ژنهای مسوول واکنش به تنش همراه است. این ژنها تولید پروتیینها و متابولیتهای نگهدارنده ساختمانهای سلولی و حافظ نقش آنها در مقابل اثرات منفی یخبندان و پسابیدگی ناشی از آن را کنترل می نمایند. تغییر در ابراز ژتهای عامل واکنش به سرما توسط مجموعه ای از فاکتورهای رونوشت برداری که به محرکهای دمایی واکنش نشان میدهند، کنترل میگردد(۳).
در اثر سرما تغییرات وسیعی در رفتار غشاها ، چربی ها آنزیم ها رنگیزه ها و اسکلت سلولی گیاهان گرمسیری بوجود می آید. برخی از این تغییرات می توانند به عنوان اثرات اولیه ای تلقی شوند که منجر به عدم تعادل متابولیکی ، تلفات آب نشت یون ، از دست رفتن جایگزینی سلولی و نهایتا مرگ سلول می شوند(۳و۵).
مکانیزم هایی که گیاهان مقاوم به سرما بدان وسیله از تغییرات جلوگیری می کنند به خوب شناخته نشده است و تحقیقات بسیار زیادی برای درک اینکه چگونه غشاها و پروتئین ها به نحوی تغییر می یابند که می توانند در مقابل سرما پایدار بمانند ، لازم است. مقاومت به سرمازدگی یک صفت چند ژنی است و بنا بر این اصلاح گران در اتقال صفت مقاومت به سرما به گیاهان حساس به سرما با مساله پیچیده ای روبرو هستند(۵).
سرما و یخ زدگی همه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه تولید کشورتحمیل می کند. بنابر این برای مقاومت گیاهان به سرماویخ زدگی لازم است تا مدیریت تنش رعایت شود.
به گزارش خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) سعید ترکش اصفهانی_کارشناس ارشد اصلاح نباتات در مقاله ای به بررسی اثرات سرما بر گیاهان پرداخته است.
در این مقاله آمده است: سرما و یخ زدگی ازمهمترین عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه تولیدکشور تحمیل می کند.
سهم عامل تنش سرما و یخبندان نسبت به سایر عوامل تهدید کننده در زیربخشهای زراعی و باغی از وزن بسیار بالایی برخوردار است و پهنه وسیعی از حاصلخیزترین مناطق تولیدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهدید تنش سرما و یخزدگی قرار دارند.
این مقاله در خصوص تعریف تنش و عوامل تنش زا می افزاید: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرایط بهینه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغییر و اختلال در فرایندهای فیزیولوژیکی گیاهی می شوند واز این طریق تولید گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرار می دهند(۵) .
تنش‌های محیطی عبارتند از:عوامل بیماری‌زا،علف‌های هرز،آفات ،آسیب هایمکانیکی،درجه حرارت،آب،خاک و ...
همچنین انواع یخبندانها که باعث خسارتهای زیادی می شوند عبارتند از: یخبندانهای تشعشعی و یخبندانهای انتقالی.
این مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و یخبندان می افزاید: روشهای فعال (کوتاه مدت) و روشهای غیرفعال (درازمدت) برخی از این روشها هستند.
همچنین آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و یخبندان انجام می شود, حفاظت در برابر یخبندانهای تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با یخبندانهای انتقالی ندارد.
بخاریها- سیستمهای آبیاری و ماشینهای باد از مهمترین روشهای حفاظتی کوتاه مدت هستند.
خصوصیات استفاده از بخاریها عبارتند از: بالا بودن هزینه سوخت ،کارآیی بیشتر در باغهای میوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآیی در شرایط وارونگی دمایی، مزیت تعداد زیاد بخاریهای کوچک بر تعداد اندک بخاریهای بزرگ.
همچنین اساس استفاده از سیستمهای آبیاری، افزایش ظرفیت و هدایت گرمایی خاک و آزادسازی گرمای نهان آب در هنگام یخ زدن را باعث می شود،که انواع ان عبارت است از:
▪ آبیاری سطحی (غرقابی و شیاری)، آبیاری بارانی ، سیستمهای آبپاش(رودرختی و زیردرختی) و آبیاری قطره ای.
▪ استفاده از روش ماشینهای بادنیز، تنها در صورت وجود وارونگی دمایی کارآیی استفاده دارند تا به صورت ترکیبی با سایر سیستمهای حفاظتی مورد استفاده قرار گیرند و میزان کارآیی انها به شدت وارونگی دما بستگی دارد .
سایر روشهای حفاظتی فعال نیزعبارت است از:
ـ استفاده از بالگرد،
ـ دستگاههای مولد مه،
ـ پوشاندن گیاه با پوششهای مخصوص،
ـ مالچ پاشی،
ـ استفاده ازپوشش کف یا فوم،
ـ استفاده از سیستم ) SIS Inverted Sink (Selected ،
ـ استفاده از سیستمهای تلفیقی،
ـ استفاده از بالگرد سبک در نقاط تجمع هوای سرد در سطح مزارع، پرواز بالگرد در ارتفاع پایین جهت بر هم زدن لایه های وارونگی و پوشش خاک با استفاده از مالچ جهت جلوگیری از هدر رفت گرمای خاک(۳).
انواع سیستم های SIS نیز عبارتند از:
▪ دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمین،
▪ دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمین.
مهمترین روشهای حفاظتی غیرفعال نیز عبارتند از: انتخاب مکان مناسب، انتخاب محصول، انتخاب واریته، پوشش زمین، عملیات به زراعی(کوددهی, هرس, شخم,آبیاری, تاریخ کاشت, عمق کاشت, و....)، به کارگیری سیتمهای نظارتی جامع مجهز به حسگرهای دمایی و زنگ اخبار(Monitoring)و استفاده از مواد شیمیایی است.
بنابراین: اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ سرما و اصلاح‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ یخ‌زدگی‌ (از نظر تئوری‌، عملی‌ و مفهومی)از یکدیگر متفاوت است، منظور ازسرما، کاهش دما به حدود صفر درجه سانتیگراد ویا چند درجه بالاتراست که می تواند برحسب نوع گیاه ودرجه مقاومت آن، به اندامهای مختلف(گل، برگ، میوه، جوانه وشاخه) خسارت وارد کند(۵).
این مقاله گیاهان را از نظر طبقه‌بندی انها‌ براساس‌ واکنش‌ آنها به‌ دماهای‌ پایین‌ ، به گیاهان: حساس‌ به‌ سرما، حساس‌ به‌ دماهای‌ سرد بالای‌ صفر، حساس‌، حساس‌ به‌ درجه‌ حرارتهای‌ یخبندان‌ کم‌ یا دماهای‌ نزدیک‌ به‌ صفر درجه‌ سانتی‌گراد، کمی‌ مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد تا -۵ درجه‌ سانتی‌گراد، نیمه‌مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -۵ تا -۱۰ درجه‌ سانتی‌گراد، بسیار مقاوم‌، زنده‌ماندن‌ در دماهای‌ انجماد در محدوده‌ -۱۰ تا -۲۰ درجه‌ سانتی‌گراد، خیلی‌ زیاد مقاوم‌، گونه‌های‌ با حداکثر مقاومت‌ به‌ یخ‌زدگی‌ که‌ توانایی‌ تحمل‌ سرماهای‌ بسیار شدید(فراسردی‌) را دارند.
‌اساس ژنتیکی تحمل به‌ سرما عبارت است از: پلی ژن بودن وراثت اکثر صفات مهم اقتصادی از جمله مقاومت به سرما و یخبندان، تحت تاثیر محیط بودن این صفات و دشواری اندازه گیری آنها، متکی بودن مطالعه این صفات بر روشهای آماری پیچیده و شاخصهای آماری مانند میانگین, واریانس, کوواریانس, شاخصهای چندمتغیره و.....
استراتژی های بهنژادی برای‌ افزایش‌ مقاومت‌ گیاهان‌ به‌ سرمانیز عبارتند از: اصلاح تدریجی گیاهان برای مقاومت به سرما و یخبندان از طریق کاربرد روشهای مرسوم اصلاحی و انتخاب، انجام هیبریداسیون بین گیاهان زراعی و خویشاوندان وحشی آنها که دارای صفت مقاومت به سرما و یخبندان هستند، اهلی‌کردن‌ گونه‌ های‌ وحشی‌ که‌ در محیطهای‌ سرد به‌ خوبی‌ رشد می‌کنند از طریق‌ اصلاح‌ و انتخاب‌ برای‌ بهبود صفات ‌زراعی‌ آنها، شناسایی‌ ژن‌های‌ مقاومت‌ به‌ سرما و یخ‌زدگی‌، کلون‌کردن‌ آنها و دست‌ورزی‌ ژنتیکی‌ آنها با استفاده‌ از روش‌های‌ بیولوژی‌ مولکولی، معرفی‌ ژنی‌ خالص و نو به‌ محیطهای‌ سرد به‌ منظور وسعت‌ بخشیدن‌ به‌ منابع‌ پایه‌ ژنی، مثال‌های‌ کمی‌ در مورد هیبریداسیون‌ بین‌گونه‌ای‌ شامل‌ گوجه‌فرنگی‌ و گندم‌ وجود دارد(۳و۵).
در جمعیتهای‌ اصلاح‌ شده‌ و سازگار گیاهان‌ مختلفی‌ مانند ذرت‌، تنوع‌ ژنتیکی‌ فراوانی‌ برای‌ مقاومت‌ به‌ تنش‌ سرما دیده‌ شده‌ است اما استفاده‌ از نژادهای‌ خارجی‌ مقاوم‌ نیز موقعیتهای‌ مناسبی‌ را جهت‌ اصلاح‌ مقاومت‌ به‌تنش‌ سرما در این‌ گیاهان‌ فراهم‌ می کند .
‌به عنوان مثال در اصلاح‌ سیب‌ زمینی‌ می‌توان‌ از منابع‌ ژنتیکی‌ وحشی‌ مانند گونه‌های‌ وحشی‌ سیب‌ زمینی‌ مقاوم ‌به‌ یخ‌زدگی‌ به‌ عنوان‌ والد در تلاقی‌ها استفاده‌ کرد.
این مقاله در پایان می افزاید: در هر گیاه‌ زراعی‌ عملکرد نتیجه‌ نهایی‌ تمامی‌ فرآیندهای‌ بیوشیمیایی‌ و فیزیولوژیکی‌، از زمان‌ سبزشدن‌ تا بلوغ‌ فیزیولوژیکی‌ و تأثیرات‌ متقابل‌ این‌ فرایندها با محیط است، اختلاف‌ بین‌ عملکرد ثبت‌ شده‌ و میانگین‌ عملکردها، به‌ عواملی‌ که‌ از بروز کامل‌ پتانسیل‌ ژنتیکی‌ گیاهان‌ جلوگیری‌ می‌کنند مربوط می‌شود، برای‌ تعدادی‌ از مؤلفه‌ های‌ صفات‌ مقاومت‌ به‌ سرما، تنوع‌ ژنتیکی‌ وجود دارد. ترکیبی‌ از مقادیر کمی‌ از این‌ تنوع‌، با برخی‌ ازتکنولوژی‌های‌ دقیق‌ اصلاحی‌ که‌ در اینجا بحث‌ شد، می‌تواند زمینه‌ را برای‌ دستکاری‌ ژنهایی‌ در زمینه‌های‌ ژنتیکی‌ خالص‌ فراهم‌ سازد.
در مناطقی‌ که‌ گیاهان‌ حساس‌ به‌ سرما کشت‌ می‌شود، هر جا که‌ دماهای‌ سرد درطول‌ فصل‌ رویش‌ غالب‌ است‌، اصلاح‌ مقاومت‌ به‌ سرما که‌ منجر به‌ تولید بهتر در مزرعه‌ می‌شود، می‌تواند قسمتی‌ از تفاوت‌ بین‌عملکردهای‌ بهینه‌ و عملکرد واقعی‌ را کاهش‌ دهد.

 

ّبقیه در ادامه طلب

 

چکیده :

یک روش جدید در پرورش گیاهان استفاده از پلیمرهای مصنوعی ژل شکل برای نگهداری آب در خاک ، به ویژه در خاک های ماسه ای است . به تازگی یک سری از این پلیمرها ، که شامل فرمول های جدید اصلاح کننده خاک می باشند ، برای تولید محصولات کشاورزی به خصوص برای استفاده در شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک گسترش یافته است . نقش این مواد افزایش ظرفیت نگهداری آب ، خاک است مه به وسیله آزمایش های مزرعه ای و گلخانه ای به اثبات رسیده است (جانسون ، 1984) . تولید محصول در خاک های درشت بافت بیشتر به دلیل ظرفیت نگهداری کم آب و تلفات آب به عمق ( به علت نفوذ زیاد ) محدودیت پیدا می کند که سبب کاهش بهره دهی مصرف آب و کود به کار برده شده ، توسط گیاهان می گردد ( سیواپالان ، 2001 ) . هیدروژل های معمول در کشاورزی و باغبانی ذرات جامدی بوده که دارای ظرفیت 1500 - 400 گرم آب در هر گرم هیدروژل می باشد ( بومن و اونز ، 1991 پتروسون ، 2002 ) از این رو در مناطق خشک و نیمه خشک به دلیل کمی بارندگی و روبه رو بودن با مشک کم آبی حفظ و نگهداری آب خاک از اهمیت ویژه ای برخودار است ، تحقیقات برای استفاده از این اصلاح کننده های خاک مورد توجه واقع شده است .

 

کلمات کلیدی : پلیمر جاذب رطوبت شبکه ای ، ذخیره رطوبت ، رشد

ساختمان شیمیایی عمومی پلیمرهای جاذب
اختلاف در اثرگذاری هیدروژل ها به ساختمان شیمیایی آن ها بستگی دارد . دو کلاس معمول هیدروژل هایی که امروزه به کار برده می شوند شامل پلیمرهای طبیعی و مصنوعی است . پلی ساکاریدها ، هوموس ها ، پلی یورونیدها و آلجینیک اسیدها نمونه هایی از پلیمرهای طبیعی هستند . هیدروژل های مصنوعی نوع اصلی برای مقاصد باغبانی و زراعی هستند . پلیمرهای مصنوعی شامل دو گروه پلیمرهای قابل حل و غیرقابل حل در آب هستند . پلیمرهای مصنوعی را برای جلوگیری از انحلال آن ها در آب به صورت شبکه ای تبدیل می کنند . پلیمرهای جاذب رطوبت پلیمرهای شبکه ای غیرقابل حل در آب هستند .

علت قدرت بالای جذب آب به وسیله این مواد قرار داشتن گروه های قطبی در داخل زنجیره و در ساختمان پلیمر است ( والیس و تری ، 1998 ) . پلیمرهای هیدروژلی که در کشاورزی به کار برده می شوند ، شامل موارد زیر هستند .
کوپلیمر گرافت استارچ پلی اکریلونیتریل [1] .
کوپلیمر وینیل الکل اکریلیک اسید ( پلی وینیل الکل ها ) [2](CH20HOH-)n .
کوپلیمر اکریلات نمک های اکریل آمید (CH2CHCONH2)n یا پلی اکریل آمیدهای شبکه ای [3] ( پترسون ، 2002 : جانسون ، 1994 ) .

همه این هیدروژل ها در شرایط مناسب که به طور کامل منبسط شوند ، حداقل 95 درصد ذخیره آب قابل دسترس برای جذب گیاه خواهند داشت که در 4-2 = PF ذخیره می شود ( جانسون و ولتکامپ ، 1985 ) . پلیمرهای طبیعی در کمتر از دو ساعت به طور کامل هیدراته می شوند در حالی که پلیمرهای مصنوعی ( PVA ,PAM ) در حدود شش ساعت و یا بیشتر به طور کامل می توانند هیدراته شوند . پلیمرهای مصنوعی به دلیل این که کمتر در خاک تجزیه بیولوژیکی می شوند ، بیشتر از پلیمرهای طبیعی به کاربرده می شوند ( پترسون ، 2002 ) . مطالعات مربوط به PAM ها نشان می دهد که این مواد سمی نبوده و بی خطر هستند ( سیبولد ، 1994 ) .

     تحقیقات نشان می دهد که پلی اکریل آمیدها به اکریل آمیدها شکسته نمی شوند ، اما به نسبت به مولکول های اکریلونیتریل ، دی اکسیدکربن ، منوکسیدکربن ، سیانیدهیدروژن ، نیترات و نیتریت شکسته می شوند ( پترسون ، 2002 ) . ده ها نوع هیدروژل وجود دارد . هیدروژل ها به مدت چندین سال در خاک باقی می مانند ( پترسون ، 2002 ) .  عکسبرداری الکتریکی ( شکل 1 ) نشان می دهد که این مواد در شرایط منبسط شده دارای یک ساختمان سلولی ، با قابلیت ذخیره رطوبت قابل دسترس گیاهان ، در مخازن احاطه شده به  وسیله پل های شش گوشه می باشد . این پل ها به عنوان پایه ساختمانی و سطح انتشاری است که برای آب و بیشتر کاتیون های یک و دو ظرفیتی نفوذپذیر است . این پل ها در ذخیره آب برای فراهم کردن مقاومت فیزیکی در برابر خروج آب از ژل شرکت می کنند . ذخیره آب قابل دسترس به دو روش است . حدود 85-80 درصد در حفره های ریز ذخیره شده و باقیمانده در داخل روزنه های بسیار ریزتری است که البته آن هم قابل دسترس گیاه بوده و تامکش 98 کیلو پاسکال یعنی نقطه ای که حفره ای بزرگتر از هوا پر شوند ، در برابر از دست دادن آب مقاومت می کند ( جانسون و ولتکامپ ، 1985 ) .

ظرفیت نگهداری آب خاک

     وکلمار و چانج (1994) افزایش ظرفیت نگهداری آب را با استفاده از مواد پلیمری جاذب آب در خاک لومی ماسه ای گزارش دادند . جانسون و لا (1990) مشاهده کردند که با مصرف 2/0 و 5/0 درصد از پلیمر جاذب آب در خاک ماسه ای ، ظرفیت نگهداری آب خاک 150 تا 590 درصد افزایش می یابد . العمران ، مصطفی و شلبی ( 1987) بیان کردند که استفاده از مواد جاذب جالما سبب افزایش ذخیره رطوبت در سه نوع خاک ماسه ای ، لوم ماسه ای و رسی می گردد و اثرگذاری آن در خاک سبک بیشتر است . الحربی ، العمران ، شلبی و چادوری ( 1999 ) گزارش دادند که اضافه کردن پلیمر جاذب آب به خاک لومی ماسه ای در محیط کشت خیار ، ظرفیت نگهداری آب به خاک و راندمان مصرف آن را افزایش می دهد که با گذشت زمان این اثر افزایش می یابد . هاترمن ، ریس . زمردی (1999) با اضافه کردن هیدروژل  به خاک های ماسه ای در مقادیر 4/0 ، 2/0 ، 12/0 ، 08/0 ، 04/0 درصد وزنی ، افزایش نگهداری آب را به ویژه با افزایش مقدار هیدروژل در خاک مشاهده کردند . هیدروژل منبسط شده وقتی که به وسیله دستگاه پرژریلیت تحت فشار 15 بار قرار گرفت ، 99 درصد از آب ذخیره شده خود را رها ساخت .

     در حالی که با روش دیگری با استفاده از ماده گلیکول پلی اتیلن و دیالیز کردن پلیمز دارای آب در فشار اسمزی با 4 = PF تنها 50 درصد از آب ذخیره شده در پلیمر رها گردید . تفاوت بین رها سازی آب ذخیره شده در شرایط مختلف هنوز مشخص نشده است . تولید محصول در خاک های درشت بافت اغلب به دلیل ظرفیت کم نگهداری آب خاک و تلفات آب به عمق خاک محدودیت پیدا می کند که سبب کاهش راندمان مصرف آب و کود می گردد . استفاده از مواد جاذب رطوبت سبب می شود مشکل بالا بر طرف شود ( سیواپالان ، 2002 ) .

وزن مخصوص ظاهری خاک

     پترسون به نقل از آزارم در سال 2002 بیان کرد که پلی اکریل آمید وزن مخصوص ظاهری خاک ماسه ای را از 616/1 به 585/1 گرم در مترمکعب و خاک رسی ماسه ای را از 331/1 به 203/1 گرم در مترمکعب کاهش داد ( پترسون ، 2002 ) .وزن مخصوص ظاهری یک خاک آهکی لومی ماسه ای زمانی که با 4/0 درصد هیدروژل تیمار شده بود ، 4/38 - 8/6 درصد کاهش یافت . برآورد شده است که تغییرات هیدروژل ها بر وزن مخصوص ظاهری به دلیل کاهش ظرفیت هیدروژل ها هر سال 15 - 10 درصد کاهش پیدا می کند ( الحربی و همکاران ، 1999 ) . در کل اثرگذاری هیدروژل ها با گذشت زمان کم می شود ( میلر ، 1979 ) .

تغییر ویژگی های شیمیایی خاک

     سیلبربوش ، آدار و دمالاچ ( 1992 ) با استفاده از هیدروژل آگروسک در کشت ذرت مزرعه بیان داشتند که این ماده سبب رهاسازی سدیم به داخل خاک می شود . آزمایش ها نشان داده است ، گیاهانی که به شوری مقاوم هستند ، به این مواد جواب بهتری می دهند . آن ها علت رهاسازی سدیم به وسیله این مواد را وجود این عنصر در ساختمان هیدروژل بیان کردند . به دلیل این که پلیمریزاسیون این ماده در اسیدیته بالا و در حضور یک اسید قوی رخ می دهد ، بنابراین در پایان باید با یک بازخنثی شود که برای رسیدن به این مقصود از سود استفاده می گردد . پیشنهاد می شود که به جای سود از پتاس استفاده شود . با گذشت زمان از مقدار رهاسازی سدیم به وسیله این ماده کاسته می شود .

     فلتا و العمران ( 1995 ) طی یک آزمایش گلخانه ای ،اثر دو فاصله آبیاری ( 5 و 10 روزه ) را بر عمل یک اصلاح کننده جاذب آب در مقادیر مختلف و در خاک های آهکی لومی ماسه ای بر روی ویژگی های شیمیایی خاک بررسی کردند . فاصله آبیاری اثری بر روی ویژگی های شیمیایی خاک نداشت . مصرف این ماده اسیدیته خاک را در دو عمق 10 - 0 و 20 - 10 سانتی متری خاک در مقایسه با شاهد به طور معنی داری افزایش داد . هدایت الکتریکی در لایه بالایی خاک تیمار شده بالاتر از شاهد بوده و در عمق پایین تر تفاوت معنی داری با شاهد نداشت . مصرف این ماده سبب افزایش استخراج روی و کاهش آهن و منگنز قابلاستخراج لایه بالایی خاک گردید . استخراج مس و پتاسیم تحت تأثیر این ماده قرار نگرفت .

پاسخ پلیمرهای جاذب آب به نمک ها و کودها

     ظرفیت حمل آب به وسیله هیدروژل اغلب موقع اضافه شدن عناصر غذایی به آب و یا محلول هیدروژل ها کاهش می یابد ( بومن و اونز ، 1991 ) . در شرایط آزمایشگاهی ظرفیت حمل آب هیدروژل ها به وسیله مصرف آب دیونیزه شده تعین می شود . محلول های کودی دارای پتاسیم و آمونیوم ( کاتیون ها یک ظرفیتی ) مقدار جاذب آب هیدروژل PAM را تا 75 درصد کاهش می دهد . مصرف کلسیم ، منیزیم ، آهن و غیره ( کاتیون های دو ظرفیتی ) مقدار جذب آب را تا 90 درصد کاهش می دهد ( پترسون ، 2002 ) .

در تحقیقی که به وسیله بومن و اونز در سال 1991 انجام شد ، کاربرد کلسیم به فرم نیترات کلسیم مقدار آبی را که هیدروژل پلی اکریل آمید می توانست نگهداری کند ، به طور معنی داری کاهش داد . واکنش آب گریزی این هیدروژل که با نیترات کلسیم مخلوط شده بود ، به وسیله مصرفی پی در پی پتاسیم ( شستن پی در پی با نیترات پتاسیم ) کاهش یافت . هیدروژل ها دارای تعداد گروه k-coo+ هستند که ممکن است به صورت نمک رفتار کرده و سبب افزایش جذب آب به وسیله آن ها شود . ممکن است کاتیون های چند ظرفیتی به طور فعال مولکول های آب را در مکان های باردار اطراف و داخل پلیمر از جا کنده و جانشین آن شوند ( وانگ و گریک ، 1990 ) .

در تحقیقی دیگر ، هر سه نوع هیدروژل بیان شده ( PAM , PVA , SCP ) کاهش مقدار جذب آب را نشان دادند اما SCP کمتر تحت تأثیر اضافه کردن ترکیب های کودی قرار گرفت . با این حال SCP ها نمی توانند به اندازه گروه هیدروژل پلی اکریل آمید آب را جذب کنند . با بررسی سه گروه هیدروژل معلوم شده است که گروه PAM ها بزرگ ترین ظرفیت بافری را در خاک دارند و بنابراین آن ها به طور معنی داری قادر به نگهداری مقدار بیشتری از آب در شرایط مختلف هستند ( جانسون ، 1984 ) . در برخی موارد یک عنصر مانند نیتروژن با یک فرمول به وسیله هیدروژل نگهداری شده ، ولی با فرمول دیگر نگهداری نمی شود .

هنگام استفاده از این مواد در کشت گوجه فرنگی مشاهده کردند که آمونیوم CNH4+ نگهداشته شده در سطح خاک در مقایسه با شاهد افزایش پیدا کرد اما زمانی که نیترات به هیدروژل اضافه شد ، مقدار آبشویی نیترات در همه تیمارها یکسان بود . اختلاف پاسخ به دو فرمول از نیتروژن می تواند به اختلاف بار ، یون مربوط باشد و در نتیجه اختلاف انحلال را به وجود آورد . پترسون در سال 2002 به نقل از هندرسون و هنسلی بیان کرد که پلیمرها هنگامی که دهیدارته می شوند مقدار بیشتری از کاتیون ها را نگهداری می کنند و زمانی که دوباره هیدراته می شوند ، نسبت به قبل آب کمتری را در خود نگه می دارند . بیشتر هیدروژل ها PH بالا دارند . PH بالا رشد برخی از گیاهان را کاهش می دهد ( وفورد ، 1989 ) . نگهداری نیترات و آمونیوم در واسطه کشت گوجه فرنگی با افزایش مقدار مصرف هیدروژل افزایش می یابد . غلظت نیتروژن نیز در برگ های گوجه فرنگی نسبت به شاهد افزایش می یابد ( برس و وستون ، 1993 ) . استفاده از هیدروژل ها در خاک های ماسه ای درشت بهترین نتیجه را در مقایسه با خاک های دیگر خواهد داشت که می تواند به دلیل ظرفیت نگهداری کاتیونی کمتر این خاک ها نسبت به خاک های دیگر باشد . به طور کلی هیدروژل PAM بیشترین قابلیت را در جهت کاربرد وسیع دارا است و توانایی بالایی برای ایفای نقش خود در شرایط شور دارد ( پترسون ، 2002 ) .

گرفتن و رهاسازی عناصر غذایی

     زمانی که عناصر غذایی همراه با پلیمرهای جاذب آب مصرف شوند ، قادر به افزایش دادن رشد گیاه هستند و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه را آزاد می کنند . مک گردی و کوتر در سال 1987 ، با اضافه کردن فسفر به هیدروژل ، افزایش رشد نهال را در فلفل مشاهده کردند . پترسون در سال 2002 به نقل از فینچ ساویج ، بیان کرد که با اضافه کردن فسفات سدیم به هیدروژل افزایش رشد در گیاه کاهو و پیاز مشاهده شد .اندازه پیاز بالغ افزایش پیدا نکرد اما متوسط اندازه کاهو افزایش یافت پترسون در سال 2002 به نقل از وانگ گزارش داد که هدایت هیدرولیکی آب شسته شده از یک واسطه بدون خاک مخلوط شده با هیدروژل کاهش یافت که بیانگر این مطلب بود که هیدروژل بیشتر کودها و نمک های اضافه شده را در خود نگه داشته است .

     گل چینی ( Lygustrum lucidum ) زمانی که در یک واسطه مخلوط شده با هیدروژل کشت شد توانست بدون آبیاری به مدت طولانی دوام پیدا کند . همچنین سطح نیتروژن و پتاسیم در بافت گیاه افزایش یافت ولی کمبود کلسیم و منیزیم و آهن در مقایسه با واسطه ای که هیچ هیدروژلی نداشت مشاهده شد ، فقدان کاتیون های دو ظرفیتی در بافت گیاه به این دلیل بود که آن ها به وسیله هیدروژل نگهداشته شده و قابل وصول برای گیاه نبودند ( تایلور و هالفیس ، 1986 ) . طول عمر و اثرگذاری هیدروژل ها زمانی که با ستون عمیق تری از خاک مخلوط گردند کاهش می یابد . به دلیل این که کاتیون ها در قسمت عمیق تر پروفیل خاک وجود دارند . هیدروژل ها اندازه خاک دانه ها را افزایش می دهند(پترسون، 2002).

تأثیر پلیمرهای آب دوست بر روی جوانه زنی

     در برخی موارد ، سرعت جوانه زنی در زمانی که پلیمرهای آب دوست به خاک اضافه شوند به دلیل افزایش آب قابل دسترس افزایش می یابد . با آزمایش هایی که بر روی نخودفرنگی و نخود انجام گردیده ، دیده شده است که در صورتی که مقدار آب خاک کاهش پیدا کند ( در نواحی خشک و نیمه خشک ) جوانی زنی کم می شود . در یک سری آزمایش ها دیده شد که هیدروژل مخلوط شده با خاک به جوانه زنی جو و گندم و کاهو کمک می کند اما مصرف سطوح بالای هیدروژل مخلوط شده با خاک ( 5/0 درصد ) از جوانه زنی کاهو می کاهد ( پترسون ، 2002 ) . در تحقیقات دیگری اضافه کردن هیدروژل به دانه چغندر ، جوانه زنی و رشد ریشه را در خاک های ماسه ای بهبود بخشید ( دسکترو میاموتو ، 1959 ) .

     اضافه کردن هیدروژل ها به خاک سبب کم کردن مدت زمان جوانه زدن بذر می شود . کاهش زمان جوانه زدن بذر می شود . کاهش زمان جوانه زدن بذر رشد ذرت را در خاک های سردی که سرعت جوانه زدن پایین است ( کمتر از 10 درجه سانتی گراد ) سرعت می بخشد . استفاده از این مواد برای بقاء دانه های جوانه زده و جلوگیری از خشکی گیاه مفید است . در تحقیقی دیگر دیده شده است که بذر گوجه فرنگی در اختلاط با هیدروژل با سرعت بیشتری جوانه می زند . اضافه کردن هیدروژل ها به خاک سرعت جوانه زنی درختان کاشته شده در سودان را افزایش نداد اما به طور معنی داری بقاء درختان جوانه زده را ( 40 درصد ) افزایش داد . در تحقیقی دیگر مشاهده شد که فرم پلی اکریل آمید در جوانه زدن یونجه اهمیت دارد . هیدروژل دانه ای اثری در کاهش جوانه زنی نداشت در حالی که هیدروژل پودری سبب کاهش جوانه زنی آن شد . هیدروژل ها می توانند با فراهم کردن آب زیاد به بذرها آسیب برسانند . سود حاصل از زیاد بودن آب قابل دسترس ممکن است با خطر خفگی حاصل از عدم انتقال اکسیژن بین بذر و خاک مقابله کند ( پترسون ، 2002 ) . در برخی موارد این مواد سرعت جوانه زنی را در بعضی از گیاهان کاهش داده و یا هیچ اثری بر روی جوانه زنی بذر نداشته اند ( هندرسون وهنسلی ، 1986) . بردال و براکر (1980) اثر هیدروژل ها را روی جوانه زنی Russian widlrye آزمایش کرده و هیچ اختلاف معنی داری بین تیمار و شاهد مشاهده نکردند .

     هندرسون و هنسلی (1987) مشاهده کردند جوانه زنی بذرهای اقاقیا و درخت قهوه با پوشش هیدروژل واکنش منفی از خود نشان داد . کاهش جوانه زنی به فقدان انتقال اکسیژن بین خاک و دانه مربوط می شد . در باقلا هنگامی که بذر با هیدروژل پوشیده شده بود سرعت جوانه زنی کاهش پیدا کرد . مقدار معین از هیدروژل سرعت جوانه زنی را افزایش می دهد در حالی که با افزایش مقدار هیدروژل جوانه زنی متوقف می شود ( پترسون ، 2002 ) .

   

بقیه در ادامه مطلب

     

لیست سموم رایج در ایران و مقدار مصرف آنها
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/٩/۱۱

 

لیست سموم رایج در ایران و مقدار مصرف آنها

قدار مصرف سموم زیر کلی می باشد بنابراین دوز مصرفی صحیح را با توجه به برچسب و نظر کارشناس استفاده نمایید

 

نام عمومی قارچ کش

 

نام تجاری قارچ کش

 

فرمولاسیون

 

مقدار مصرف

 

موارد توصیه

 

ادیفنفوس

 

هینوزان

 

EC 50%

 

 

1لیتر

 

بلاست برنج

 

 

 

 

 

 

 

اکسی کلرورمس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوپراویت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

WP 35%

 

 

 

 

 

 

5-2درهزار

 

 

 

 

 

 

 

 

1-2 Kg درهکتار

 

 

ü            آتشک سیب و گلابی

ü            لب شتری هلو

ü            بلایت گردو

ü            بیماری دارخور

ü            غربالی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی هسته دارها

ü            لکه آجری بادام

ü            آنتراکنوز گردو

ü            سفیدک دروغی سیب زمینی و گوجه فرنگی

ü            سفیدک پودری گوجه فرنگی

ü            ناتراسیا مرکبات(سرخشکیدگی)

ü            گموز پسته

ü            پوسیدگی گل آذین خرما

ü            سفیدک داخلی جالیز وسبزی

 

ایپرودیون+کاربندازیم

 

رورال- تی اس

 

WP 52.5%

یک در هزار

1 کیلو گرم در هکتار

دو در هزار

ü            لکه قهوه ای نواری جــــــو

ü            شیت بلایت

ü            زردی نخود

 

ایمازالیل

 

فونگافلور

 

LS 5%

 

یک در هزار

 

لکه قهوه ای نواری جــــــــــو

 

 

 

 

بنومیل

 

 

 

 

 

بنلیت

 

 

 

 

 

WP 50%

 

 

 

نیم تا یک در هزار

 

 

 

 

 

1 Kg

1-1.5 Kg

ü            لکه قهوه ای برنج

ü            پوسیدگی ژیبرلای طوقه برنج

ü            لکه سیاه سیب

ü            سفیدک پودری سیب و هلو

ü            شانکر سیتوسپورایی

ü            پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه

ü            پوسیدگی سفید ریشه

ü            زردی نخود

ü            خشکیدگی سرشاخه توت

ü            سفیدک سطحی چغندر قند

ü            لکه برگی سکوسپورایی چغندر

 

بیترتانول

 

بایکور

 

WP 25%

 

.75 در هزار

 

لکه سیاه سیب

 

پروپیکنازول

 

تیلت

 

EC 25%

 

0.5 - 1

لیتر در هکتار

ü            سیاهک هندی

ü            زنگهای غلات

ü            فوزاریم ریشه و خوشه غلات

ü            سپتوریوز گندم

ü            شیت بلایت برنج

ü            سیاهک آشکار نیشکر

 

پنکونازول

 

توپاز

 

EW 20%

 

0.125 درهزار

 

سفیدک حقیقی مــــــو

 

تبوکونازول

 

فولیکور

 

EW 25%

 

یک لیتر در هکتار

 

سیاهک هندی و زنگهای غلات

 

تبوکونازول

 

راکسیل

 

DS 2%

 

یک و نیم در هزار

 

سیاهک آشکار گندم و جـــــــو

 

تبوکونازول

 

راکسیل

 

FS 6%

 

نیم در هزار

 

سیاهک پنهان گنــــــــدم

 

تریادیمنول

 

بایتان

 

DS 7.5%

 

دو در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

تری تیکونازول

 

رئال

 

FS 20%

 

 

0.2 درهزار

 

سیاهک پنهان گنــدم

 

تری دیمورف

 

کالکسین

 

EC 75%

 

0.75 لیتر

 

سفیدک حقیقی چغندر قند

 

تری سیکلازول

 

بیم

 

WP 75%

 

نیم کیلوگرم

 

بلاست برنــــج

 

تیابندازول

 

تکتو

 

WP 60%

 

 

2 در هزار

ü            مرگ گیاهچه سیب زمینی

ü            سیاهک پاکوتاه گندم

ü            مرگ گیاهچه حبوبات

ü            برق زدگی نخود

 

تیابندازول+فلوتریافول

 

وینسیت پی

 

DS 5%

 

2 در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

تیوفانات متیل

 

توپسین ام

 

WP 70%

 

نیم در هزار

ü            شانکر سیتوسپورایی

ü            پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه

ü            پوسیدگی سفید ریشه

 

تیوفانات متیل تیرام

 

همای کت

 

WP 80%

 

3 در هزار

 

پوسیدگی طوقه و ریشه برنج (ژیبرلا)

 

دودین

 

ملپرکس

 

WP 65%

 

1در هزار

 

لکه سیاه سیــب

 

دیفنوکونازول

 

دیویدند

 

DS 3%

 

1-2 در هزار

 

ü            سیاهک پنهان گندم

ü            سیاهک پاکوتاه گندم

 

دیفنوکونازول

 

دیویدند

 

FS 3%

 

1 در هزار

 

سیاهک پنهان گندم

 

دینوکاپ

 

کاراتانLC

 

EC 35%

 

یک در هزار

ü            سفیدک حقیقی هلو

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک سطحی رز

 

 

 

 

دینوکاپ

 

 

 

 

کاراتانFN-57

 

 

 

 

Wp18.25%

 

 

 

 

یک الی دو در هزار

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک حقیقی هلو

ü            سفیدک حقیقی مـــو

ü            سفیدک حقیقی جالیز

ü            سفیدک سطحی یونجه

ü            سفیدک پــــودری توتون

ü            سفیدک پودری انبـــه

ü            سفیدک سطحی چغندر

ü            کنه حنایـی گوجه فرنگی

 

 

دینیکونازول

 

سومی ایت

 

WP 2%

 

دو در هزار

 

سیاهک پنهان و آشکار گندم

 

دینیکونازول

 

سومی ایت

 

FS 2%

 

یک در هزار

 

سیاهک پنهان گندم

 

 

زینب

 

 

 

دیتانZ-78

 

 

 

WP 80%

 

 

 

2 - 3 در هزار

ü            آنتراکنوز گردو

ü            لکه شکلاتی باقلا

ü            سفیدک داخلی مــو

ü            سفیدک دروغی چغندر

ü            سفیدک دروغی توتون

ü            کنه نقره ای مرکبات

 

سایپروکونازول

 

آلتو

 

SL 10%

 

0.5 - 1 لیتر در هکتار

ü            سیاهک هندی

ü            زنگهای غلات

ü            سپتوریوز گندم

ü            سرکوسپورای برگ چغندر

 

سایپروکونازول+کاربندازیم

 

آلتوکمبی

 

SC 46%

 

0.6 لیتر

 

ü            پوسیدگی فوزاریمی ریشه گندم

ü            فوزاریم خوشه گندم

 

سولفور

 

گل گوگرد

 

پودر میکرونیزه

 

60 - 90 Kg

ü            سفیدک پودری مــــو

ü            انواع کنه های تارتن

 

 

سولفور

 

 

 

الوزان- کوزان

 

 

 

Wp 80-90%

 

 

 

 

1.5 -3در هزار

ü            سفیدک حقیقی مـــــو

ü            سفیدک حقیقی سیب

ü            سفیدک پودری  جـــالیز

ü            سفیدک سطحی یونجه

ü            سفیدک سطحی رز

ü            کنه اریوفید پستـــه

ü            کنه های تارتن سبزی و جالیز

 

سولفور

 

الوزان- کوزان

 

DF 80%

 

3 در هزار

 

سفیدک حقیقی مـــــــو

 

 

 

 

سولفات مس+آب آهک

 

 

 

 

 

ترکیب بردو

 

 

 

 

 

---------

 

 

 

 

 

 

با نظر کارشناس

0.5 _10 درصد

 

ü            آتشک درختان میوه دانه دار

ü            فتیله نارنجی درختان میوه

ü            پیچیدگی برگ هلو

ü            بیماری غربالی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی هسته دارها

ü            شانکر باکتریایی مرکبات

ü            لکه آجری بادام

ü            پوسیدگی فیتوفتورایی درختان

ü            آنتراکنوز گردو

ü            گوموز مرکبات

ü            انگومک پسته

 

فلوتریافول

 

ایمپکت

 

SC 12.5%

 

یک لیتر در هکتار

 

سیاهک هندی و زنگهای غلات

 

فلودیوکسونیل

 

سلست

 

FS 2.5%

 

دو در هزار

 

پوسیدگی طوقه و ریشه برنج (ژیبرلا)

 

 

کاپتان

 

 

 

اورتوساید- کاپتان

 

 

 

WP 50%

 

 

 

3 در هزار

ü            لکه سیاه سیب

ü            لب شتری هلو

ü            غربالی درختان میوه

ü            مومیایی درختان میوه

ü            بوته میری نخود

ü            لکه قهوه ای باقلا

ü            لکه برگی آلترناریایی پسته

ü            سفیدک داخلی چغندر قند

 

کاربندازیم

 

باویستین- دروزال

 

Wp 50-60%

 

دو در هزار

ü            لکه برگی سرکوسپورائی چغندر قند

ü            سیاهک آشکار جــو و گندم

 

کاربوکسین

 

ویتاواکس

 

Wp 75%

 

2 - 2.5 در هزار

ü      سیاهک آشکار جــو و گندم

ü      مرگ گیاهچه حبوبات

ü      مرگ گیاهچه و بذر پنبه

 

 

 

 

      

کاربوکسین تیرام

 

 

 

 

 

 

 

ویتاواکس- تیرام

 

 

 

 

 

 

WP 75%

 

 

 

 

 

 

 

1-3 در هزار

ü      پوسیدگی طوقه و ریشه برنج

ü      مرگ گیاهچه چغندر قنـــــــد

ü      سیاهک دروغـــــــــی برنج

ü      بیماریهای بذر و گیاهچه پنبه

ü      انواع سیاهکهای ذرت

ü      لکه قهـــــــوه ای برگ ذرت

ü      سیاهک پنهان و آشکار گندم

ü      سیاهک آشکار و پنهان جــو

ü      لکه قهوه ای نواری جــــــــو

ü      پوسیدگی فوزاریمی ریشه گندم

ü      لکه قهــــــــوه ای برنج

 

کاربوکسین تیرام

 

ویتاواکسFF

 

FL 40 %

 

2.5 در هزار

ü            سیاهک پنهان و آشکار گندم

ü            سیاهک آشکار جــــــــــو

 

کلروتالونیل

 

داکونیل

 

WP 75%

 

1.5 Kg  در هکتار

 

آلترناریای گوجه فرنگی

 

 

مانب

 

 

 

دیتان M-22

 

 

 

WP 80%

 

 

 

1- 3 در هزار

 

ü            سفیدک دروغی مـــــــــو

ü            لکه شکلاتی باقلا

ü            سفیدک سبزی و جالیز

ü            لکه قهوه ای برگ یونجه

ü            سفیدک داخلی چغندر قند

ü            سفیدک دروغی توتون

 

 

 

 

مانکوزب

 

 

 

 

 

دیتان M-45

 

 

 

 

 

WP 80%

 

 

 

 

 

 

 

معمولاً محلول

 1 -2 در هزار

ü            آلترناریای گوجه و سیب زمینی

ü            سفیدک دروغی سیب زمینی و گوجه فرنگی

ü            سفیدک داخلی یونجه

ü            سیاهک سخت جــــو

ü            مومیای میوه

ü            لکه آجری بادام

ü            برق زدگی نخود

ü            سفیدک داخلی و بوته میری جالیز

ü            کنـــه زنگ مـــرکــبـات

 

متالاکسیل

 

ریدومیل

 

G 5 %

 

20 -25 Kg

ü                    سفیدک داخلی سبزی و جالیز

ü            بوته میری سبزی و جالیز

 

 

نوآریمول

 

تریمیدال

 

EC 9 %

ü        0.75 در هزار

ü        0.2 در هزار

ü                    سفیدک حقیقی سیب

ü                    سفیدک پودری مـــــو

 

هگزاکونازول

 

انویل

 

SC 5 %

 

0.25 در هزار

 

سفیدک حقیقی مــــو

 

 

تذکر: قابل توجه استفاده کنندگان از این صفحه می باشد برای استفاده صحیح از سموم قارچ کش فوق می توان به برچسب سموم برای دریافت سایر اطلاعات مراجعه شود.

 

 

چکیده :
چالشی بزرگ در بخش کشاورزی، تولید غذای بیشتر از آب کمتر است که می تواند با افزایش بهره وری آب گیاهان (CWP) بدست می آید. بر اساس مرور چندین منبع علمی همراه با نتایج تحقیقاتی که قدمت آنها بیش از 30 سال نیست، مشخص شد که دامنه ای برای CWP گندم، برنج ، پنبه و ذرت که قبلاً توسط FAO گزارش شده بود، وجود دارد. کلاً میانگین ارزش CWP اندازه گیری شده در هر واحد کاهش آب به ترتیب عبارتست از 09/1 ، 09/1، 65/0، 23/0 ، 80/1 برای گندم، برنج ، پنبه دانه ، پنبه (Lint) و ذرت. دامنه CWP بسیار گسترده است ( گندم ، 6/0 تا 7/1 ؛ برنج 6/0 تا 6/1 ؛ پنبه دانه 41/0 تا 95/0 ؛ پنبه (Lint) 14/0 تا 33/0 و ذرت 1/1 تا 7/2 ) و بنابراین فرصت های فوق العاده ای برای حفظ یا افزایش تولیدات کشاورزی با 20-40% منابع آبی کمتر را بدست می دهد . تنوع CWP را می توان به :
(1) آب و هوا
(2) مدیریت آب در آبیاری
(3) مدیریت خاک ( مواد معدنی ) نسبت داد.
کمبود فشار بخار آب با CWP رابطه معکوس دارد . کمبود فشار بخار ، همراه با عرض جغرافیایی ، کاهش می یابد و بنابراین نواحی مناسب برای کشاورزی با آبیاری مدبرانه ، در عرضهای جغرافیایی بالاتر قرار می گیرند . نتیجۀ بسیار مهم آنست که CWP ممکن است به طرز چشمگیری افزایش یابد اگر آبیاری کاهش و مخصوصاً کمبود آب زراعی مرتفع گردد.
لغات کلیدی : بهره وری آب زراعی ، کمبود آب ، گندم ، برنج ، پنبه و ذرت

1- مقدمه :
با افزایش سریع جمعیت جهان ، فشار بر منابع محدود آب شیرین ، افزایش می یابد . کشت آبی ، بزرگترین بخش مصرف کنندۀ آب است و با نیازهای متناقص دیگر بخشها مانند بخش های صنعتی و خانگی ، مواجه می شود. با جمعیت فزاینده و آب کمتری که برای تولیدات کشاورزی در دسترس است ، تضمین امنیت غذایی برای نسل های آینده ، مبهم است.
بخش کشاورزی با چالشهایی برای تولید بیش غذا با آب کمتر بواسطه افزایش بهره وری آب زراعی (CWP) مواجه است (Kijneetal .2003a) . CWP بالاتر ، هم از تولیدات با منابع آب کمتر یا از تولیدات بیشتر با منابع آب یکسان ناشی می شود و این بخاطر برخورداری مستقیم برای سایر استفاده کنندگان از منابع آب می باشد.
CWP معمولاً در منابع به کارآیی مصرف آب (WUE) منسوب است . اما در این بحث بعنوان عملکرد محصولات تجاری که عمدتاً تحت تاثیر تبخیر و تعرق می باشد، تعریف می گردد.
(1)
در اینجا Yact عملکرد واقعی محصول تجاری است و Etact میزان آب زراعتی است که بصورت تبخیر و تعرق مصرف می شود . هنگام بررسی این رابطه ، از نقطه نظرفیزیکی ، باید صرفاً تعرق را بررسی کرد.
جدا سازی فرآیند تبخیر- تعرق به تبخیر و تعرق در آزمایشات مزرعه ای ، مشکل است و بنابراین راه حل عملی نیست . علاوه بر این ،تبخیر ، مولفه ای است که همیشه به رشد اختصاصی محصول ، زمین زیر کشت و شیوه های مدیریت آب وابسته است و این آب مدت زیادی برای سایر مصرف کنندگان یا استفاده مجدد ، در دسترس نیست . تا زمانیکه تبخیر و تعرق بر مبنای جذب آب از ریشه، جذب از طریق بارش باران ، آبیاری و خاصیت مویینگی باشد در هماهنگی هستند. علی رغم اینکه CWP عامل کلیدی در برنامه ریزی دراز مدت و استراتژیک منابع آب است ، عناصر عمده و ممکن از نظر عملی ، به ندرت شناخته شده اند. کاملترین کار بین المللی ، خیلی پیش تر توسط Doorenbos و Kassam (1979) که فاکتورهای واکنش عملکرد گیاه زراعی (ky) برای نسبت ETact به Yact را استفاده کردند ، گرد آوری شد. مشکل موجود در روش کار این است که بایستی عملکرد ماکزیمم مشخص شود , که با روشهای کشت و زرع موجود در تضاد است.
(2003b)Kijnetal ، استراتژیهای متعددی برای افزایش CWP از طریق یکسان سازی ( هماهنگ کردن ) اصلاح نژاد و مدیریت بهتر منابع در سطح گیاه ، سطح مزرعه و سطح agro-climatic ارائه دادند . مثالهایی از راهها و شیوه های انجام شده عبارتست از: افزایش شاخص برداشت ، بهبود مقاومت به خشکی و شوری ( سطح گیاه ), بکار بردن کم آبیاری ، تنظیم تاریخ های کاشت و شخم حداقل برای کاهش تبخیر و افزایش نفوذ ( سطح مزرعه ) ، استفاده مجدد آب و آنالیز فضایی برای تولید ماکزیمم و ETact مینیمم ( سطح agro-ecological).
با افزایش تحقیقات در زمینۀ زراعت محصولات مختلف و شیوه های بهبود یافته مدیریت زمین و آب ، CWP در طی سالها ، افزایش یافته است . بعنوان مثال ، Grismer (2002) تحقیقی بر روی ارزش CWP برای پنبه آبیاری شده در آریزونا و کالیفرنیا انجام داد و نتیجه گرفت که دامنه CWP از دامنه ای که توسط Doorenbos و Kassam (1979) ارائه شده بود ، در بسیاری موارد فراتر می رود. در تولید برنج ، CWP در اثر دوره های کوتاهتر رشد (TUong, 1999) و در اثر افزایش نسبت فتوسنتز به تعرق (Pengetal , 1998) افزایش دارد . این امیدوار کننده است که CWP برای سایر محصولات به صورت بسیار معنی داری تغییر کرده است . تحقیقات متنوعی ، رابطه بین کاربرد آب و عملکرد را در محصولات و غیره در شرایط مشخص با شیوه های مدیریت آبی و کشت ویژه بررسی کرده اند . بحث حاضر ، نتایج آزمایشات مزرعه ای که در چند سال اخیر اجرا شده است را جمع آوری نموده و سعی دارد که دامنه ای قابل قبول برای چهار محصول عمده اصلی :
گندم (Triticum aestivum L.) ، برنج (oryza sativa L.) ، پنبه (Gossypium spp) و ذرت (zea mays L.) را پیدا کند.

2- پایگاه داده ها و کاربرد اصطلاحات
پایگاه داده ها توسط اطلاعات CWP جمع آوری شده از آزمایشات مزرعه ای گزارش شده در مقالات بین المللی ، صورتجلسات همایش ها و گزارشات فنی حاصل می شود . اکثر آزمایشات مزرعه ای ، در ایستگاههای آزمایشی تحت شرایط متنوع رشد ، شامل تنوع در آب و هوا ، آبیاری ، حاصلخیزی ، خاکها ، شیوه های کشت و غیره اجرا شده است . از آنجا که هدف این بحث ، یافتن دامنه های قابل قبول CWP طبق شرایط مدیریت کشاورزی است ، تمام ارزشهای CWP اندازه گیری شده در آزمایشات در پایگاه داده گنجانده شده است . برای آنکه داده ها در پایگاه گنجانده شوند ، نتایج آزمایشات بایستی به طور مختصر تبخیر – تعرق واقعی اندازه گیری شده فصلی (ETact) و روشهای بکار رفته در تعیین (ETpot) و عملکرد محصول Yact را ارائه دهند. اغلب مطالعات، ETact را اندازه گیری نمی کنند و بجای آن تبخیر – تعرق بالقوه (ETpot) را بکار می برند.این مطالعات معمولاً در پایگاه داده ها ثبت نمی شود و به این دلیل ، در این بحث استفاده نمی شود. نتایج حاصل از آزمایشات گلخانه ای ، آزمایشات گلدانی و مدلهای شبیه سازی بالانس آب ، در نظر گرفته نشد. همچنین آزمایشاتی که بر مبنای روشهای تبخیر – تعرق (Allen et al , 1998) بود ، در این بررسی ، مناسب تشخیص داده نشد؛ در واقع تبخیر – تعرق اندازه گیری نشد, اما تخمین زده شد. لیزیمتر یک ابزار مناسب و متداول در تعیین ETact است. روشهای متوازن کردن آب خاک که محتوی آب خاک را در هنگام فصل رشد از طریق تعیین رطوبت خاک تعیین می کند یا از طریق دستگاههای شکافت هسته ( کاوش هسته ای ) یاتوسط روش (TDR) ,
Time – domain – reflectometry اغلب کاربرد دارد . تکنیکهای اندازه گیری میکروهواشناسی ، مثل ضریب Bowen و روشهای eddy – correlation اغلب در اینگونه مطالعات معمول نیست ( آنها عمدتاً برای مطالعات میکروهواشناسی و اقلیمی کاربرد دارد و گزارشی از نقش آنها در عملکرد محصولات گزارش نشده است ) . عملکرد ، بعنوان بخش تجاری تولید بیوماس نهایی در سطح زمین تعیین می شود ، برای گندم ، ذرت و برنج ، مجموع عملکرد دانه و برای پنبه مجموع عملکرد Lint و یا مجموع عملکرد بذر آن بررسی شده است .
متاسفانه منابع بسیار کمی محتوی رطوبتی را که در آن عملکرد اندازه گیری شده باشد را ارائه می دهند ، که بصورت مشخصی ، نشانۀ وجود خطا در نتایج نهایی است . siddique et al (1990) ، CWP واریته های قدیمی و جدید گندم را بررسی کرد و نشان داد که واریته های قدیمی تر ، بعلت شاخص برداشت پایین تر ، ارزش CWP کمتری دارند.
در واقع تفاوت معنی داری در مجموع بیوماس تولیدی بین واریته های قدیمی و جدید گندم پیدا کرد. بعنوان مثال در تولید برنج، CWP بعلت تکامل در انواع گیاهان جدید با ضریب بالای نسبت فتوسنتز به تعرق و بعلت کاهش دورۀ رشد ، افزایش یافت Peng et al . 1998; Tung , 1999) . بدین منظور از نتایج آزمایشات خیلی قدیمی به منظور کم کردن تاثیر واریته های قدیمی تر با شاخص برداشت پایین تر و دورۀ رشد بالاتر استفاده نمی شود . در واقع نتایج آزمایشات ، برای پایگاه داده های گیاهان سازماندهی شدند که شامل طول و عرض جغرافیایی کشور منطقه ETact و Yact تولید بیوماس ، شاخص برداشت ، سالهای آزمایشات و منابع می شوند . برخی منابع که به آن استفاده شده ، نتایج هر یک از آزمایشات مزرعه ای را ارائه می دهند ، در حالی که سایر آنها میانگین ارائه می کنند ، در واقع استراتژی مدیریتی اعمال شده در آن سال آزمایش را بیان می کند.
در واقع هر نتیجه ای چه بعنوان میانگین آزمایشات یا یک نتیجه مجزا برای آزمایش گزارش شده باشد، در پایگاه داده ها ، بعنوان یک نتیجه ارزشمند در نظر گرفته می شود.

3- نتایج
1-3- پایگاه داده ها
محتوای پایگاه داده ها بصورت اجمالی ، در جدول (1) نشان داده شده است . اما در ضمیمۀ A تمام نتایج را با محصول و منبع نشان می دهد . در این مطالعه 84 مقاله معتبر از لحاظ علمی مد نظر قرار گرفت. برای گندم ، 28 منبع اطلاعاتی از 13 کشور در 5 قاره آنالیز شد . داده ها در مورد برنج با 13 منبع معتبر در 8 کشور بررسی شد. مطالعات بسیاری روی تولید برنج و استفاده آب ، برای تمرکز بر روی میزان آب ورودی به سیستم وجود دارد ، در حالیکه تعداد کمی از مطالعات ، تبخیر – تعرق واقعی (ETact) را بررسی می کنند. در مورد پنبه ، 16 آزمایش انجام شده در 9 کشور متفاوت و برای ذرت 27 منبع در 10 کشور مختلف در 4 قاره بررسی گردید. بررسی روی CWP ذرت ، به طور عمده در آمریکا ( 9 منبع ) و چین ( 7 منبع ) متمرکز شده است . اکثر منابع علمی در این مورد به زبانهای فرانسوی و اسپانیولی می باشد. بیشترین منابع چاپ شده که حداقل نیازهای اطلاعاتی را در مورد این 4 محصول

ارائه دهند در قاره های آفریقا ، آمریکای لاتین و اروپا یافت می شوند. متاسفانه بسیاری از منابع چاپ شده ، روی تعیین کارآیی آب محصولات یا عملکرد محصولات متمرکز هستند ، در حالیکه بقیه ، صرفاً کاربرد آب آبیاری را بررسی می کنند.

2-3- بهره وری آب زراعی (CWP)
شکل d-a1 : هیستوگرامهای توزیع فراوانی گندم، برنج، پنبه و ذرت را نشان می دهد . به منظور صرف نظر از افزایش افراطی ارزشها ، دامنۀ CWP توسط گرفتن ملاکهای 5 و 95 توزیع فراوانی فزاینده ، تخمین زده شد . نتایج در جدول 2 ارائه شده اند . گندم ، بیشترین تعداد نقاط تحقیقاتی را دارد (412 = n) و دامنه CWP آن بین 6/0 و 7/1 است.
Kassam , Doorenbos (1979) دامنۀ پایین تری از 8/0 تا 0/1 را ارائه می دهند.
    

بقیه در ادامه مطلب
   

Fusarium diseases of wheat
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : یکشنبه ۱۳۸٧/٩/۱٠

 

Fusarium diseases of wheat

fusarium

fusarium

-- -