بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


پاییز  95  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



Auxin-responsive gene expression: genes, promoters and regulatory
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : جمعه ۱۳۸٧/۸/٢٤

نقش تنظیمی هورمن اکسین در رشد

        

       

دریافت فایل اصل مقاله شماره ٨

                                                                                                         

  

این مقاله مناسب برای ارائه در دروس : بیو تکنولوژی  - باغبانی- بیو شیمی گیاهی- زنتیک- اصلاح نباتات میباشد

  

درجه کیفی مقاله ١ است

  

برای دریافت متن ترجمه مقاله با مدیریت تماس بگیرید

      

     

Auxin-responsive gene expression: genes, promoters and regulatory

factors

 

 

 

 

 

 

 

 

Abstract

A molecular approach to investigate auxin signaling in plants has led to the identification of several classes of early/primary auxin response genes. Within the promoters of these genes, 

cis  elements that confer auxin responsiveness referred to as auxin-response elements or AuxREs) have been defined, and a family of  trans-acting transcription factors (auxin-response factors or ARFs) that bind with specificity to AuxREs has been characterized. A family of auxin regulated proteins referred to as Aux/IAA proteins also play a key role in regulating these auxinresponse genes. Auxin may regulate transcription on early response genes by influencing the types of interactions between ARFs and Aux/IAAs.

 

             

بقیه متن در ادامه مطلب

                   

 

اثرات سو علف کش ها
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۸/٢۳

در طی پنجاه سال گذشته، آفتکشها جزء ضروری دنیای کشاورزی بوده اند. گرچه تقاضا برای تولید و توزیع آفتکش که باعث افزایش بهبود کیفیت و کارایی کشاورزی می شود محرز است. ولی احتمال بکارگیری نابجا و غیر معقول، بسیار زیاد می باشد. یکی از مهمترین نکات سازمان بهداشت جهانی، مسئله آفتکشها می باشد. افزایش جمعیت و بدنبال آن افزایش مصرف مواد غذایی، بویژه محصولات کشاورزی، کشاورزان را بر آن داشته است که میزان محصولات خود را افزایش دهند. افزایش کشت محصولات متعاقباٌ افزایش سموم آفتکش را به همراه داشته است. به دلیل بی توجهی کشاورزان در مصرف سموم، ریزشهای جوی و چندین عامل دیگر سموم کشاورزی وارد آب رودخانه ها و دریاها می شوند. در این خصوص افزایش آگاهی متخصصین و به طور کلی عموم مردم از خطرات ناشی از تماس کوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزایی، بیماریهای سیستم عصبی ، تنفسی و زادآوری و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگی محیط زیست به صورت یک مسئله جهانی درآمده است. برای مثال آب یکی از اجزاء تشکیل دهنده مهم در چرخه زندگی محسوب می شود. اهمیت کیفیت، نگهداری و توسعه آن به طور پیوسته در حال افزایش می باشد و سموم دفع آفات نباتی یکی از اصلی ترین آلاینده های آب به حساب می آید.

 

با توجه به اینکه هرساله زراعت‌های بهاره ودرسال های اخیر جالیز وصیفی جات (خربزه ،هندوانه،گوجه فرنگی و خیار ......) در منطقه مغان بویژه حوزه پارس‌آباد در سطح وسیعی بطور شخصی یا غیرشخصی کشت میگردد و همگان به هرنحو ممکن سعی دارند در این کوتاه مدت سودکلانی از فعالیت برمحصولشان مخصوصاً در اراضی اجاره‌ای داشته باشند، دراستفاده بیشتر از هرنهاده‌ای بویژه کود‌های شیمیایی و علی الخصوص انواع سموم شیمیائی دریغ نمی ورزند وبه جرأت می‌توان گفت،شاید کمترزارعی آن هم به جهت عدم توان مالی از سموم استفاده نکند بلکه به وفور وبا شدت تمام مغان در بهار و تابستان بصورت زمینی و هوایی جالیز ، صیفی جات، باغات و زمین های زراعی‌اش سم باران میشود.

 

بدون اطلاع ازعواقب کار چه ازلحاظ آلودگی محیط زیست وتأثیرآن برانسانی که تمام تلاشش این است سالم بماند، شدیداً در مصرف سموم شیمیائی از همدیگر پیشی می‌گیرند. شاید بهتر است به خصوصیات شیمیائی سموم واثرات خطرناک آن از گفته بزرگان شروع بکنیم.

 

دکتر فرانسیس ری از دانشگاه فلوریدا اظهار میدارد که ما باافزودن موادشیمیائی به غذاهای خودمان امکان بروز سرطان را افزایش می دهیم.

 

دکتر هاریوگریوز نظر براین دارد که بین سموم سیمیائی و سرطان خون ، سرطان های دستگاه گوارشی یا دیگر اختلالات خونی رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

 

تا دیروز زندگی بشر مملو از ترس از بلایایی جهان گستر چون وبا، حصبه ، تیفوس و طاعون بود ، اکنون خوشبختانه این بیماریهای مهلک که روزی همه جاگیر بودند با پیشرفت دانش پزشکی و رعایت اصول بهداشتی دیگر موجب نگرانی نیستند،امروزمانگران صدمات متفاوتی هستیم که در محیط زیست ما در کمین نشسته‌اند صدماتی که محصول پیدایش و تکوین شیوه زندگی جدید خود بشر هستند، نمونه‌اش پیدایش همین آفت کش‌های قوی است.درست است که هدف از کاربرد سموم شیمیائی نابودی حشره آفت یا کنترل بیماری گیاهی است ولی می‌توان گفت که این همه سموم خطرناک که در حال حاضر مصرف می شوند تنها آفت کش نیستند بلکه زندگی کش و زیست کش هستند.

 

این همه خطر کردن پس به خاطرچیست ؟

 

درست است که مصرف موادشیمیائی آفت کش را مجاز شمرده‌ایم ولی بدون آنکه پیشاپیش تحقیقی دقیق از تأثیر آن بر جامعه اکولوژیک و زیستی بشر داشته باشیم و آموزش ها ، هشدارهای زیستی ،خطرات و مضرات جانبی مصرف سموم را گوشزد نموده و آگاهی داده باشیم ، بی مهابا نسبت به توصیه مصرف وفروش سموم تأکید داریم و قوانین و مقررات کنترلی در مصرف سموم و مجازبودن آن چندان محکم و استوار نیستند.ایمنی وبهداشت در کارخانه و حتی زمان سمپاشی به نحومطلوب و سختگیرانه اعمال می‌شود ولی در زمان سمپاشی و بعدازسمپاشی هیچ کنترل و آزمایشی در خصوص مضرات سموم برای جوامع اکولوژیکی و زیست محیطی انجام نمی گیرد و شاید تنها به کم خطر بودن سموم خود را راضی می کنیم چون چیزی بطور آنی مشاهده نمی گردد.

 

آموزش زارعین منطقه از ماندگاری سموم در خاک ، محصولات صیفی و جالیز،فاصله سمپاشی تا برداشت محصول (دوره کارنس ) ودرصد خطر سموم ضروری است ،همه سعی بر این دارند از بهترین و قویترین حشره‌کش ها و قارچ کش‌ها در کنترل آفات و بیماریهای محصولاتشان استفاده نمایند تا سرمایه ریالی افزایش یابد ، ولی ازآنچه که سموم شیمیائی بطور نهفته با جان و روان بشر میکند چندان خبر ندارند و تنها علائم حاد مسمومیت را مسموم شدن و حالت تهوع می دانند و دیگر هیچ........ .

 

محصولات کشاورزی وبخصوص صیفی جات و میوه‌جات، بدون اطلاع از تأثیر نهایی سمپاشی ها مکرراً سم باران می شوند در یک دوره بهره برداری از جالیز یا صیفی جات یا مزارع ذرت تا 15 بار سمپاشی صورت می گیرد وبرای حصول اطمینان از مؤثربودن سمپاشی و گریز از هزینه اضافی دز مصرفی سم را گاه تا چندین برابر حد مجاز مصرف بالا می برند و بین زمان آخرین نوبت سمپاشی و برداشت محصول فاصله زمانی مجاز را رعایت نمی کنند ، بعنوان مثال ؛ در مورد محصولاتی مثل خیار که رشد سریع و محصول پیوسته دارد گاهاً بلافاصله پس از سمپاشی( بویژه سموم قارچکش) محصول را جمع آوری و بدون آزاد گذاردن در هوای آزاد درون کیسه‌های پلاستیکی کرده و روانه بازار و مورد مصرف عموم قرار می دهند که مصرف کننده نیز همیشه به دنبال محصول تازه است آن را مورد تغذیه قرار میدهد که زمانی کمتر از 12 ساعت را شامل میشود،ودر این مورد برای سنجش وجود باقی مانده سم نیازی به استفاده از دستگاه‌های حساس و پیچیده نیست  حس چشایی مصرف کننده خود به طعم سم در محصول گواهی می‌دهد.

 

تجمع مواد سمی در غذا ، آب ، زمین و هوا یکی از بحث‌های روز  وخطرناک سموم برای سلامتی محیط زیست و بشر است ، براساس گزارشات آماری از سراسر جهان تعداد مسمومیت با عوامل آفت کش بیشتر ازپانصد هزارمورد در سال و همراه با بیش ازبیست هزار مورد مرگ می‌رسد. با توجه به اینکه اثرات خطرناک زیستی سموم در درازمدت بطور تجمعی در بدن انباشته می‌شود و صدمات وارده بر فرد ممکن است متناسب با جمع مقدار سم دریافت شده در طول عمر باشد به همین دلیل است که خطر نادیده گرفته می‌شود.

 

به قول دکتر رنه بوس : انسانها طبیعتاً بیشتر متوجه بیماریهایی هستند که علائم آشکار دارند در حالی که بعضی از بدترین دشمنان ما آهسته و بی خبر به سویمان می خزند.

 

فاکتور مهم در مسمومیت مزمن آفت کش ها دارابودن تجمع طولانی مدت در بدن است و این تجمع مواد سمی در بدن در تمامی افراد به واسطه تماس مستقیم وحتی بطور غیرمستقیم از طریق غذا ، تنفس یا جذب پوستی به چشم می‌خورد.

 

امروزه هیچ کس به کارآیی آفت‌کش‌ها در حفاظت از محصولات زراعی شکی ندارد ،موضوع قابل بحث این است که اهمیتی که به افزایش عملکرد وسود تولید داده می شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحیط زیست اعمال گردد جلوی بسیاری از خطرات اجباری ،ارادی و غیرارادی گرفته می‌شود.استفاده گسترده ، روزافزون ونابجا از آفت‌کش های سمی بابروز بیماری‌های خطرناکی چون سرطان خون ،سرطانهای دستگاه گوارش و سایر اختلالات فیزیولوژیکی در بدن انسان در ارتباط می باشد وبه عناوین مختلف به ثبوت رسیده است و موضوع از حرف و حدیث گذشته و ضرورت توجه عام و خاص را به اهمیت حیاتی وزیستی مسمومیت های ناشی از سموم را دوچندان کرده است،همه آفت‌کشها بدون استثناء وبا نسبت های متفاوت روی تعدای از ارگانیسم ها ، اندام‌ها و فرآیندهای حیاتی انسان اثرات سمی و مضر دارند که با رعایت اصول بهداشتی شاید بتوان حداقل از کم خطرترین آنها به نحوی مصون و ایمن ماند.

 

واقعیت این است که تقریباً 90 درصد کلیه قارچ‌کشهای مورد مصرف در کشاورزی در مدلهای حیوانی سرطانزا می‌باشند هنوز این مسئله بزرگ توجه عمومی را بخود جلب نکرده است ،یک بررسی روی یازده نوع از قارچ‌کشها نشان داده است که هرچند این موادتنها10 درصد از موادشیمیائی مورد استفاده به عنوان آفت کش را در سال تشکیل می دهند ولی در کل عامل 60 درصد از سرطانهای شایع دستگاه گوارش هستند ،دربعضی از محصولات کشاورزی  سمومی مثل کاپتان ،مانکوزب، بنومیل ، کالکسین ، تیلت ،آلتو و..... هرچندمسمومیتی که قابل دیدن باشند را دارا نیستند ولی درکل در درازمدت سرطانزا هستند وخطرات زیست محیطی زیادی دارند.

 

برای ایجاد مسمومیت در بدن لارم است میزا ن سم در بدن حداقل به یک غلظت خاصی برسد تا علائم مسمومست در بدن ظاهرشود اما برای مواد مسموم کننده ژنتیکی و مختل کننده هورمونها یک آستانه واقعی که هیچگونه خطری پائین تر از آن نباشد وجود ندارد.

 

دانشمندان بر اساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک دز خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی میتواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول بدخیم بشود.

 

اندازه گیری وسنجش ریسک سرطان در انسان ناشی از سموم شیمیائی بدلیل طولانی بودن دوره تکمیل فرآیند سرطانی شدن و ناشناخته بودن دوره کمون و ظهور تومور به صورت بالینی و همچنین تفاوت استعدادهای ژنتیکی افراد گوناگون با یکدیگر معمولاً دشوار است عملاً این طولانی بودن و عدم ظهور زودهنگام بیماری یک امنیت کاذب ونسبی به حضور بیشتر در محیط سمی و منطقه سمی کشاورزی و مزرعه می دهد ، واقعاً ذخیره سموم در بدن حتی به مقدار کم ،تجمع تدریجی آن ودر نتیجه اختلالات وارده  بر جگردیگر غیر قابل انکار است که مشکلات ونارساییهای خونی را سبب گردیده و امکان بروز سرطان های شایع را تسهیل می سازد.

 

شاید بهتر است بطور اجمال به علائم مسمومیت های مزمن و حاد تأثیرگرفته از تمامی گروه‌های سموم شیمیایی مورد مصرف در کشاورزی را خاطر نشان گردم تا به سرانجام این طوفان مصرف سم واستفاده نامعقول آن اندکی بیشتر اندیشه کنیم وهمه چیز را به قضای الهی نسبت ندهیم.

 

با عنایت به این مورد که میزان وقوع مسمومیت ناشی از درمعرض قرارگرفتن با سموم شیمیائی در کشورهای درحال توسعه 13 برابر از مورد کشورهای کالاً صنعتی می باشد که خود 85 درصد از تولید جهانی آفت‌کش ها را مصرف می کنند. دلیل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهی دادن به جمعیت وافراد مشغول در حوزه فعالیت های کشاورزی و سموم شیمیائی.

 

مسمومیت ها بیشتر از راه تنفس، تغذیه محصولات گیاهی با باقیمانده مجاز سم بالا واستنشاق بخارات سم  می باشد وبه حالت آلودگی نیز بیشتر منشاء پوستی دارد البته این مسمومیت‌ها ارادی و به اختیار انسان نمی باشد به نحوی است که خواسته یا نا خواسته در معرض سموم شیمیایی بوده و می باشد در اینجا برای تفهیم بهتر به علائم کلی مسمومیت ها اشاره می گردد.

 

علائم عمومی وخصوصی مسمومیت های حاد و مزمن  ناشی از درمعرض قرارگرفتن باآفت کشهای مورد مصرف در کشاورزی ؛

 

افزایش ترشحات وبزاق دهان،انقباض برونشها،اختلالات گوارشی ،اسهال،لرزش، رعشه،ضعف عضلانی ، بی قراری ،عدم تعادل ، تیرگی دید ، فقدان حافظه ،افزایش ادرار ،ضعف عمومی ،تشنج ،صدادادن گوش ،تب ، اختلال در تکلم ، بی خوابی ،سستی ،هیجان ،افسردگی ،پریشانی ،سقط جنین ،احساس سوزش پوست ،خشکیدگی دهان ولب ،تهوع ،استفراغ ، خارش ،گرفتگی عضلات ،درد در ناحیه شکم ،اختلالات ژنتیکی و جنسی وده ها عنوان علائم دیگر ودر سطح پیشرفته با انجام آزمایش های ویژه خونی مثلاً افزایش یا کاهش آنزیم های کبدی و مواد آلکالاین .....

بقیه در ادامه مطلب

اللوپاتی گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۸/٢۳

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد (7).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).

در آزمایش سه ساله ای که ریزوی و همکاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

2. آللوپاتی بقایای گندم برای توقف رشد علف هرز:

گندم به صورت موفقیت آمیزی همچون یک گیاه پوششی برای کنترل علف هرز در سیستم های مختلف کشت مورد استفاده قرار می گیرد. گیاهان پوششی مثل گندم، چاودار، سورگوم یا جو تا ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر رشد می کنند و سپس با یک علف کش تماسی خشک می شوند.Putnam و همکارانش در سال 1983 گزارش دادند که باقی گذاشتن بقایای گیاهان زراعی در سطح خاک باعث کنترل بیش از 95 درصد علف های هرز در مدت 30 تا 60 روز پس از خشک شدن گیاهان پوششی می شود. در بین 9 گیاه زراعی پوششی چچم پر گل (Italian ryegrass)، چچم پایدار (perennialryegrass)،علف بره قرمز (Festuca rubra L. spp.) Commutata،علف بره نی مانند (Festuca arundinacea Schreb)، شبدر سفید، چچم، گندم، جو و یولاف، گندم با کنترل شیمیایی ساده، موجب جلوگیری از رشد علف های هرز می شود، و اثرات بازدارندگی بسیار کمی بر روی جوانه های ایجاد شده خیار، سویا، لوبیا، نخود و ذرت دارد(7).

آزمایشات نشان می دهد که عصاره آبی بقایای گندم بروی تعدادی از علف های هرز اثر آللوپاتیک دارد و باعث کاهش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود. در شرایط آزمایشگاهی، عصاره استخراج شده از کاه و کلش گندم اثرات آللوپاتیک را بروی طیف وسیعی از گونه های علف هرز نشان داد.

Steinsiek و همکارانش در سالهای 1980 و 1982 گزارش کردند که گونه های علف هرز پاسخهای متفاوتی به عصاره آبی از خود نشان می دهند، درIpomoea hederacea L. و گاو پنبه بیشترین بازدارندگی و سوروف، Ipomoea lacunose L. و Cassia obtusifolia L. کمترین اثر بازدارندگی دیده شده است. این نتایج نشان می دهد که آللوکمیکال های موجود در کاه و کلش گندم، در خاک تحت اثر شستشو و باعث بروز اثرات انتخابی روی رشد علف های هرز مشخص در مجاورت خود شود(7).

آللوپاتی بقایای گندم در بین واریته ها متفاوت است. در استرالیا، 38 توده گندم برای ارزیابی توانایی آللوپاتی بقایا بروی چچم یکساله توسط عصاره استخراج شده از کلش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که جوانه زنی و رشد ریشه چچم یکساله بطور معنی داری توسط عصاره آبی استخراج شده از بقایای گندم کاهش می یابد و بین توده های گندم اثر بازدارندگی بطور معنی داری متفاوت است.میزان بازدارندگی رشد ریشه در حدود 19.2درصد تا 98.7 درصد و برای جوانه زنی بذرها از 4.2 درصد تا 73.2 درصد متغییر می باشد. برای آزمایش توده های مختلف گندم برضد گونه های مقاوم چچم یکساله به علف کشهای (گروه A) بازدارنده های استیل COA کربوکسیلاز، (گروه B) بازدارنده های استولاکتات سنتتاز، (گروه C) بازدارنده های فتوسیستم 2 و (گروهD ) بازدارندهای تشکیل توبولین (tubulin)، بکار رفتند. نتایج نشان داد که عصاره آبی گندم بطور معنی داری باعث بازدارندگی جوانه زنی و رشد ریشه این گونه های زیستی مقاوم، می شود، میزان بازدارندگی جوانه زنی از 3.3 درصد تا 100 درصد بود که میزان آن بسته به توده ها متغیر بود. در مقایسه با شاهد میزان تغییر رشد ریشه در اثر مواد آللوپاتیک روی چچم از 12 دزصد تحریک کنندگی تا 100 درصد بازدارندگی متغیر بود. این نتایج نشان میدهد که آللوپاتی گندم می تواند توانایی کنترل گونه های مختلف مقاوم به علف کش ها را داشته باشد (8).

Murray و Thilsted دریافتند که بازدارندگی تاج خروس در کرتهای پوشیده با کاه و کلش گندم بطور تقریبی با نتایج حاصل از کرتهای بدون مالچ با مصرف علف کش مشابه است. Banks و robinsonهمچنین گزارش دادند که مالچ کاه و کلش گندم باعث توقف رشد علف های هرز Amaranthus spinosus L. و Ipomoea purpurea L. می شود، و وجود گندم در زمینهای بدون پوشش بیش از مصرف علف کش ها موثر است. Shilling و همکارانش نشان دادند که مالچ گندم دارای اثرات بازدارنده آللوپاتیک بر برخی علف های هرز پهن برگ می باشد. آللوکمیکال های موجود در بقایای گندم در سیستم های بدون شخم بعنوان مالچ باقیمانده می تواند علف های هرز را در گیاه زراعی بعدی کنترل کند. همچنین استفاده از کاه و کلش گندم برای توقف علف هرز در جنگل زراعی ها هم گسترش یافته است. Jobidon نشان داد که عصاره آبی کاه و کلش گندم از رشد علف هرز معمول جنگل به نام Rubus idaeus L. تا 44 درصد جلو گیری می کند. این اثرات آللو پاتیک مجددا در مزرعه تائید شد (7).

Guenzi و همکاران دریافتند که بقایای گندم بعد از گذشت 8 هفته در شرایط مزرعه دیگر حاوی ترکیبات سمی محلول در آب نیستند. بنابراین مواد سمی می توانند، مخصوصا در خاکهای با زهکش ضعیف توسط باران از بقایای کاه و کلش گندم به درون خاک، آبشویی شوند.

Banks و Robinson همچنین نشان دادند که مالچ کاه و کلش از رشد تاج خروس و Ipomoea purpurea L. جلوگیری می کند و گندم ناخواسته نسبت به علف کشهای استفاده شده در مناطق بدون مالچ باعث بروز اثرات موثرتری می شود.

بقیه در ادامه مطلب

مدیریت اسید شویی در سیستمهای آبیاری قطره ای
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۸/٢۳



امروزه با توجه به بحثهای جدی شکل گرفته در زمینه توسعه روشهای آبیاری نوین به منظور استفاده بهینه و موثر از منابع آبی و مقابله با محدودیتهای آبی بوجود آمده در دنیا، موضوع مدیریت و نگهداری این نوع سیستمها نیز مطرح می شود. اعمال صحیح این نوع مدیریت در تداوم بکار گیری این نوع سیستمها و حفاظت از منابع آبی نسبت مستقیم داشته و فرهنگ گسترش صحیح این نوع سیستمها را بهمراه خواهد داشت.
عدم رعایت رفتار صحیح در نگهداری و بهره برداری از این سیستمها عواقب ناگواری در بسیاری از مناطق دنیا بهمراه داشته به طوری که علی رقم سرمایه گذاریهای سنگین در این بخش نه تنها فرهنگ استفاده و گسترش بکارگیری سیستمهای آبیاری رشدی نشان نداده بلکه تاثیر منفی در اذهان و تفکرکشاورزان آن مناطق را بهمراه داشته است.
از این رو متن حاضر قدمی است هر چند کوچک در شناساندن رفتار های عملی در نحوه نگهداری و مدیریت بهره برداری از اینگونه سیستمها. در متن حاضر نخست به مدیریت اسید شویی به منظور پیشگیری از انسداد اجزای سیستمهای آبیاری قطره ای پرداخته شده است، امید است در آینده نزدیک به دیگر ارکان مدیریت بهره برداری و نگهداری سیستمهای آبیاری تحت فشار پرداخته شود.
اسید شویی
اسید در سیستمهای آبیاری به منظور شستشوی رسوبات تثبیت شده درون لوله ها و قطره چکانها که ناشی از مواد شیمیایی محلول در آب آبیاری می باشد کاربردهای فراوانی دارد. این نوع رسوبات یا از آب آبیاری ناشی شده(به دلیل وجود بی کربنات و کربنات کلسیم به میزان بالاتر از حد مجاز 200 ppm ) و یا به دلیل بکار گیری و تزریق کودهای محلول نا مرغوب در آب آبیاری بوجود می آید. جهت تزریق کود به درون سیستم آبیاری می بایست از کودهای اسیدی که خود به دلیل داشتن pH بسیار پایین موجب نگهداری مناسب سیستم می شوند استفاده نمود.
البته از اسید علاوه بر بر طرف نمودن انسداد در قطره چکانها ، جهت ارتقای مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک مزرعه نیز استفاده می گردد که در این مورد پس از آزمایش خاک با کارشناس خاکشناسی خبره می بایست مشورت شود.
نحوه اسید شویی
جهت اجرای موثر اسید شویی می بایست pH آب آبیاری هنگام کار در سیستم بین 2 الی 3 پایین آورده شود در این حالت آب آبیاری قادر خواهد بود ذرات رسوب درون قطره چکانها و لوله ها را حل کرده و به بیرون هدایت کند.
همگام تزریق اسید دقت شود به ریشه های حساس گیاهان صدمه ای وارد نشود. در صورت رعایت موارد زیر میزان خسارت احتمالی به ریشه گیاهان به حداقل خواهد رسید:
1- قبل از تزریق اسید با آبیاری میزان آب موجود در خاک را به ظرفیت مزرعه برسانید(در این حالت اسید به محض ورود به خاک رقیق شده و میزان خسارت به حداقل می رسد)
2- مدت تزریق اسید در شبکه به دقت محاسبه شود.
3- پس از تزریق اسید به شبکه سیستم به مدت حداقل 1 ساعت به حالت خاموش در آید تا اسید به صورت کامل رسوبات را حل نماید. با انجام این عمل خاصیت اسیدیته محلول خروجی نیز
کاهش می یابد.
4- پس از خروج اسید از سیستم، شبکه حداقل برابر مدت تزریق اسید با آب شستشو داده شود.
5- جهت اطمینان بیشتر از خروج اسید از محیط رشد ریشه بهتر است به مدت 2 ساعت خاک زراعی تحت آبیاری قطره ای قرارگیرد.
توجه نمایید در هنگام کار با انواع اسید تمامی نکات ایمنی لازم در هنگام بکار گیری و تزریق آن را رعایت نموده و هنگام رقیق نمودن اسید همواره اسید را به آب اضافه نمایید. از آنجایی که برخی از فلزات مانند آهن در برابر اسید مقاوم نیستند بنابر این قبل از تزریق اسید به درون سیستم از جنس کلیه قطعات نصب شده بر روی سیستم خود آگاه شوید. لوازم ساخته شده از جنس پلی اتیلن و پی وی سی معمولا در برابر اسید مقاوم هستند.
اسیدهای مناسب جهت شستشوی سیستم به شرح زیر می باشد:
- اسید هیدروکلریک
- اسید سولفوریک
- اسید فسفریک

محاسبه زمان تزریق اسید درون سیستم
جهت تزریق اسید درون سیستم می بایست اسید درون کل سیستم نفوذ کرده و کل بخشهای آن را از رسوب شستشو دهد. به همین دلیل باید اطلاعاتی نظیر فاصله محل تزریق تا دورترین عضوسیستم (L) و حداقل سرعت حرکت آب درون لوله آبیاری (V) دراختیار باشد.
با داشتن اطلاعات فوق و با استفاده از فرمول زیر می توانزمان مناسب جهت تزریق اسید به درون سیستم را به نحوی که اثر حل کنندگی اسید در کل سیستم بروز کند بدست می آید:
T=L / V
که در آن: v حداقل سرعت آب درون لوله بر حسب متر بر ثانیه (m/s) ، L فاصله محل تزریق از دورترین خروجی دریپر بر حسب متر (m) و T زمان لازم جهت تزریق اسید درون سیستم
بر حسب ثانیه (s) می باشد.
بدین ترتیب با تزریق اسید در مدت زمان بدست آمده مطمئن خواهیم بود که اسید به تمام بخشهای سیستم راه یافته است.

بقیه در ادامه مطلب

 

بیماری ریزوکتونیایی حبوبات Rizoctonia solani
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۸/٢۳

بیماری ریزوکتونیایی حبوبات Rizoctonia solani



ریزوکتونیا به انواع حبوبات خسارت میزند منتهی در هر کدام بیماری خاصی ایجاد می کند. اصولاً این قارچ بیشتر نباتات کوچک و جوان را از بین میبرد. در بعضی حبوبات مثل لوبیا سبز و باقلا. ریزوکتونیا دربلوغ هم بیماری ایجاد میکند. این قارچ همچنین قادر به تولید پوسیدگی بذر هم میباشد.

در مورد عدس آلودگی ریزوکتونیا سبب تولید رنگ بنفش در برگ میشود. روی ساقه، طوقه و کوتیلدونها نیز زخم (شانکر )ایجاد میشود. ریزوکتونیا به قسمتهای هوایی هم حمله میکند و تولید حالت تار عنکبوتی (Web blight ) مینماید که بیشتر در مناطق دارای بارندگی زیاد دیده میشود. گروه آناستو موزی ریزوکتونیاهای حبوبا ت AGl می باشد.

مبارزه:

1- ارقام مقاوم

2- ضد عفونی بذر با کاپتان (آسانترین ،مطمئن ترین وبی خطر ترین است). قبلاً سموم تراکوت وDexanole هم درایران بوده ومصرف می شده است. PCNB هم مًوثراست ولی روی پی تیوم اثر ندارد.

3- عمق بذر در کاشت مهم است. چون قارچ بیشتر به بافت جوان میزند. اگر بافت جوان کمتر در معرض قارچ واقع شود بیماری کمتر است. بنابراین هر چه عمق کمتر باشد بهتر است

پوسیدگی خشک ریشه حبوبات (پوسیدگی فوزاریومی)

بیماری مهمی است که متاًسفانه کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. عامل این بیماری Fusarium solani است که دارای فرمهای تخصص یافته میباشد:

روی لوبیا F.solani f .sp .phaseoli روی نخود فرنگی F.solani f.sp. pisi

و روی باقلاF.solani f.sp. fabae البته در استان فارس بیشتر پوسیدگی های ریشه مربوط بهF.oxysporum میباشد. تشخیص این دو گونه از یکدیگر به راحتی انجام میگیرد: کلنی F.oxysporum روی محیط کشت حالت گلی رنگ دارد ولی F.solani بیشتر خاکستری یا مایل به آبی است. جدار ماکروکنیدی درF.oxysporum خیلی نازک ولی در F.solani خیلی ضخیم است. در F.oxysporum ماکروکنیدی داسی شکل است ولی درF.solani دیواره دو طرف ماکروکنیدی تقریبا حالت موازی دارد و قسمت وسط حالت استوانه ای است. F.solani در محیط کشت اکثرا ماکروکنیدی تولید میکند و به ندرت میکروکنیدی میدهد ولی F.oxysporum به ندرت تولید ماکروکنیدی میکند.

فوزاریوم بر روی ریشه پوسیدگی خشک ایجاد میکند که حالت یکنواخت دارد و بر خلاف ریزوکتونیا شانکر ایجاد نمیکند. در مورد F.solani تمام ریشه های اصلی تغییر رنگ داده وقهوه ای ،خشک و پوک میشود و ریشه های فرعی هم قهوه ای میشوند. هر دو گونه تولید کلامیدوسپور میکنند که هم بین ریسه ای وهم انتهای ریسه ایست که در بقایای گیاهی باقی مانده و باعث بقای قارچ می شود.

چون قارچهای عامل این بیماری دارای نژادهای اختصاصی میباشند مهمترین روش کنترل ، از تناوب زراعی می باشد. تهیه بستر مناسب کاشت که باعث تسهیل رشد ریشه گردد نیز در کاهش میزان بیماری مًوثر است. منبع ازت نیز بسیار مهم است. بهتر است که کود ازته را به صورت سولفات و نیترات آمونیوم استفاده کنیم. چون نیترات و سولفات روی ریشه دهی، PH خاک و مبارزه بیولوژیکی اثر کرده و باعث فعالتر شدن قارچ در مبارزه میشود

بیماری برق زد گی نخود سفید chic-pea Ascochyta blight

این بیماری در بیشترنقاط ایران از روی نخود ایرانی و باقلا گزارش شده است که در باقلا به آن آسکوکیتای باقلا گویند. عامل بیماری در برق زدگی نخودAscochyta rabiei و در برق زدگی باقلا Ascochyta fabae میباشد. فرم جنسی قارچ Didymella rabieiiبا نام قدیمی Mycosphaerella rabie است. این قارچ یک آسکومیست است که در مرحله غیر جنسی تولید پیکنیدیوم و در فرم جنسی تولید آسکوکارپ از نوع پریتسیوم کاذب مینماید که البته فرم جنسی در شرایط ایران چندان مهم نیست. پیکنیدیوم وپیکنیدیوسپورهای دو سلولی شفاف آن در اپیدمیولوژی بیماری خیلی مهم هستند. این بیماری در مناطق نخودکاری ایران و از جمله استان فارس وجود دارد.

این بیماری در مناطق معتدل وگرمتر بیشتر دیده میشود. علایم بیماری خیلی واضح است. در مزرعه نخود قسمتی مثل این است که صاعقه زده باشد و زرد وخشک شده بنظرمی رسد. این بیماری در مزرعه بصورت لکه ای دیده می شود. بارندگی شدید سبب پخش اسپور قارچ و شیوع شدید آلودگی میشود. شرایط مساعد جهت گسترش بیماری بارندگی شدید همراه با باد میباشد.

روی برگچه وکپسول ها لکه های گرد و روی ساقه لکه های کشیده سفید رنگ که بعداً قهوه ای شده و درآنها نقاط ریز سیاهرنگی که پیکنید یوم ها هستند، تشکیل میشود. چون به کپسول میزند سبب آلودگی بذر می شود. بذرهای به شدت آلوده، لاغروچروکیده می شوند و روی آنها پیکنیدیوم تشکیل میشود. اگر بذر آلوده کشت شود و رطوبت هم بالا باشد اولین علایم آلودگی روی طوقه نباتات کوچک دیده میشود که در شرایط گرم ومرطوب قارچ از روی طوقه به قسمتهای بالایی رفته وبرگچه ها را آلوده میکند و آلودگی شیوع می یابد.

بقای قارچ در روی بقایای گیاهی وبذر انجام می گیرد . این قارچ هتروتا لیک است. احتمال دارد زمستانگذرانی قارچ در فارس بصورت آسکو کارپ در کاه وکلش باشد چون درفارس هر دو تیپ قارچ مشاهده شده است. آسکوسپورها نیز شبیه پیکنید یوسپورها هستند. مهمترین کانون آلودگی بذر آلوده است. گاهی تا 2% آلودگی بذردیده شده است. برای این قارچ 1% آلودگی بذر بسیار بالاست و کافی است که تمام مزرعه را آلوده کند. بهنیه دما 20 درجه سانتیگراد و هوای مرطوب برای اپیدمی لازم است. در آمریکا قارچ را از علفها ی هرزی مثل تاج خروس ،پیچک و حتی نوعی عدس ، یونجه و تاجریزی جدا کرده اند.

کنترل:

1- تناوب وشخم عمیق. چون سالیان دراز در خاک نمی ماند تناوب دو ساله کافی است.

2- بذر سالم. بذررا باید از جاهایی که بیماری نیست تهیه کرد.

3- آبیاری بصورت کرتی یا بارانی نباشد.

4- تنظیم تاریخ کاشت ، طوری که به بارندگی نخورد. بخصوص در زمان تشکیل غلاف.

5- سمپاشی. هم ضد عفونی بذر میتوان انجام داد وهم سمپاشی بعد از هر بارندگی موًثر بوده است. اکسی کلرورمس باعث سوختگی گیاه میشود وحتی برای ضد عفونی بذر هم مناسب نیست چون باعث مرگ جوانه میشود. دراستان فارس 3-2 سمپاشی کافی است.

6- ارقام مقاوم استفاده شود. نخودهای سیاه (لپه) تا حدود زیادی مقاومند

ویروس موزائیک یونجه Alfalfa mosaic virus

دامنه میزبانی این ویروس خیلی زیاد است. در یونجه تولید حالت موزائیک و گاهی چروکیدگی برگ و کوتولگی بوته ها میکند. در لوبیا چشم بلبلی حالت ابلقی در برگها ایجاد میکند. در لوبیا تولید نقاط زرد در متن برگها میکند. در نخود ایرانی موجب قهوه ای شدن آوندهای آبکشی و ایجاد پژمردگی میشود. این ویروس چند پیکره ای می باشد و ژنوم تقسیم شده دارد و بعضی از پیکره ها ایزومتریک و بعضی کشیده می باشند. قطر این پیکره ها 18nmولی طول آنها متغییر از 18-58 nmاست. ژنوم در بین این پیکره ها، بجز پیکره ایزومتریک تقسیم شده است. این ویروس در لوبیا و یونجه بذرزاد میشود و همچنین به راحتی از طریق انتقال مکانیکی منتقل میشود و به علت داشتن دامنه میزبانی خیلی وسیع به راحتی قابل کنترل نیست

زنگ لوبیا و زنگ باقلا bean rust & broad bean

عامل زنگ لوبیا Uromyces appendiculatus است وعامل زنگ باقلاU. viciae -fabae میباشد. بیماری به صورت جوشهای قهوه ای مایل به قرمز با حاشیه کمرنگ ظاهر می شود. جوشها غالباًً روی برگ و گاهاً روی ساقه و غلاف دیده می شود.

تلیو سپورها و یورید یو سپورهای این زنگ یک سلولی هستند. یورید یو سپور در سیکل بیماری خیلی مهم است، چون در بیشتر مناطق بازیدیوسپور، پکنیوسپور وایسیدیوسپور تولید نمیشود. این زنگ یک میزبان و ماکروسیکلیک است. قارچ عامل این بیماری ممکن است در برخی علفهای هرز نیز میزبانها داشته باشد که عامل بقای قارچ هستند.اگر میزبان علف هرز در منطقه نباشد، بقا بصورت تلیوسپوردر خاک صورت میگیرد. تلیوسپور برای جوانه زنی احتیاج به دوره سرما و شکسته شدن دوره رکود دارد یعنی بلافاصله بعد از تشکیل قادر به جوانه زنی نیست. این در شرایط آب وهوایی معتدل و مرطوب حداکثر خسارت را میزند. زنگ لوبیا با بذر انتقال می یابد و دارای250نژاد فیزیولوژیکی میباشد که براساس آنها ارقام مقاوم به بیماری را مشخص میکنند.

کنترل:

1-ارقام مقاوم راه بسیار مطمئن و خوبی است.

2- با توجه به اینکه زنگ یک میزبانه است تناوب مهم است. که معمولا تناوب 3 ساله اعمال میشود.

3- کاشت حبوبات دور از زمین آلوده سال قبل.

4- شخم عمیق تا بقایا ازبین برود.

5- سمپاشی با قارچ کشهای سیستمیک و غیرسیستمیک(تیلت،....)

بیماری پوسیدگی ذغالی

عامل بیماری قارچ Macrophomina phaseolina میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوندکه سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند.

این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.

کنترل:

1- استفاده ازارقام مقاوم.

2- تقویت کودی وآبی نبات.

3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد میشود.

پژمردگی اسکلر شیومی یا بادزدگی جنوبی

بقیه در ادامه مطلب

سیاهک آشکار Ustilaga tritici
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : سه‌شنبه ۱۳۸٧/۸/٢۱

دریافت مقاله شماره ۷  فایل پاور پوینت

 

    سیاهک آشکار
                                                    

مقدمه
گندم از اولین گیاهانی است که به دست بشر کشت شده و دانه آن غذای اصلی اغلب مردم جهان می باشد. در ایران مصرف  سرانه گندم حدود 150کیلوگرم می باشد و50% پروتئین مورد نیاز هر فرد ایرانی از آن تأمین می شود و از اینجا اهمیت زراعت گندم در تأمین غذای مردم و
ضرورت حمایت از تولید این محصول پرارزش مشخص می گردد.
بیماری قارچی موسوم به سیاهک آشکار
یکی از بیماریهای عمده در نواحی مرطوب یا نسبتا مرطوب می باشد ولی خسارت آن نسبت به سیاهک پنهان گندم در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

تاریخچه
سیاهک آشکار گندم یکی از بیماریهای عمده در نواحی مرطوب و یا نسبتا مرطوب می باشد. اولین گزارش کتبی در مورد سیاهک های غلات مربوط به تئوفراستوس 332 تا 387 سال قبل از میلاد مسیح است. سیاهک برای رومیان باستان شناخته شده بود و آن را اوستیلاگو می نامیدند. این نام از کلمه لاتین سوزاندن مشتق شده است. به کارگیری این واژه بعدها در بسیاری از زبان های دنیا برای سیاهک متداول شد (مثلا carbon, carbone, sot, brand
). شرح نشانه ها با نظریه های اولیه در مورد عامل بیماری سیاهک آشکار غلات مغایرت دارد. نظریه هایی مانند: تخمیر و خشک شدن شیره گیاهی زیاد که تصور می شد در بعضی خاک ها با شرایط آب و هوایی خاص افزایش می یابد، خشم خدایان یا عوامل شیطانی، نفرین همسایگان بدخواه، شومی ستارگان ماه و خورشید و فرضیه به وجود آوردن خود به خود بیماری در بافت گیاهی را می توان نام برد. این نظریه ها تا سال 1800 یعنی تا زمانی که علل واقعی بیماری غلات شناخته شد با ارزش بود ولی از آن به بعد ارزش و اعتبار خود را از دست داد. در سال 1890 ثابت شد که سه گونه مشخص قارچ باعث سیاهک های آشکار گندم، جو و یولاف می شوند و به زودی معلوم شد که از طریق تخمدان آلوده می شود. در ایران این بیماری ابتدا در سال 1326 گزارش و تشریح شد. 

 
اهمیت و انتشار بیماری: 
این بیماری در تمام مناطق کشور وجود دارد ولی خسارت آن نسبت به سیاهک پنهان گندم در درجه دوم اهمیت قرار دارد، در حالیکه هر گیاه مبتلا از نظر محصول دهی بی ارزش به حساب می آید، لذا در صورت شیوع بیماری خسارت وارده به محصول بسیار شدید می باشد.
سیاهک آشکار گندم ustilago tritici(persoon) Rostrup  هرجا که گندم Triticum.aestivum وTriticum.turgidum   کشت شود وجود دارد.
عامل بیماری بذرزاد است. به همین دلیل بشر آن را از یک منطقه به منطقه دیگر انتشار می دهد و به ندرت از طریق هوا در فواصل دور منتشر می شود.(Ustilago.Tritici)سیاهک آشکار
 قبلا در آمریکا، استرالیا و جنوب آفریقا وجود نداشت ولی بعدها مهاجران اروپا آن را همراه با بذر گندم با خود به این مناطق بردند.
سیاهک آشکار هرگز مخرب و ویرانگر نبوده است و همه ساله باعث کاهش مقدار کمی از محصول می شود و بیشتر در مناطقی متداول است که آب و هوای سرد و مرطوب در زمان گلدهی داشته باشند، هرچند در آب و هوای گرم و خشک نیز خسارت آن اهمیت اقتصادی دارد. درصد آلودگی با میزان کاهش محصول مساوی است و درآمد حاصل از هر مزرعه ای به قیمت تولید مربوط می شود، از اینرو حتی یک تا دو درصد آلودگی می تواند بیست تا پنجاه درصد درآمد کشاورز را کاهش دهد.

میزبان ها:
گونه های گندم، میزبان های عمده سیاهک آشکار هستند و در تمام گونه های Triticum به جز T.timopheevi  یافت شده اند. سیاهک آشکار در گونه های Aegilops  دیده می شود و احتمال می رود قبل از تکامل گندم معمولی Aegilops  را آلوده کرده است. قارچ سیاهک آشکار روی چاودار (Secale cereal l.
)بیماریزاست و زمانی روی این گیاه اهمیت اقتصادی داشت.
ن
ژادهایی که مخصوص گندم دوروم و گندم نان هستند می توانند به چاودار حمله کنند اما سطح آلودگی پایین است، میزان مقاومت در چاودار از گندم خیلی بیشتر است. ارقامی از تریتیکاله (Triticosecale
) به هر نژادی از پاتوژن که به گندم یا چاودار مادری حمله می کند، می تواند حساس باشد.
در طبیعت سیاهک آشکار به غیر از گونه های Aegilops
  روی گرامینه های وحشی به ندرت دیده می شود. علائم ثانویه مثل واکنش نازساگاری و کوتاه ماندن گیاهان در تمام گونه های میزبان پیدا می شود. گونه هایی از گندم مورد حمله این عوامل بیماری قرار می گیرند عبارتند از:
T. aestivum
 
T. durum
T. dicoccum
T. momococcum
T. Polonicum
T. turgidum
گندمهای دوروم اغلب نسبت به این بیماری مقاوم هستند.

عامل بیماری ( گونه های یوستیلاگو ): 
سه
گونه قارچ مشابه از جنس یوستیلاگو به عنوان عوامل ایجاد کننده سیاهک آشکار در غلات شناخته شده اند که عبادتند از:
Ustilago . nuda
  ( عامل سیاهک آشکار گندم و جو )
Ustilago . nigra
  ( عامل سیاهک آشکار جو و یولاف )
Ustilago . hordei
  ( عامل سیاهک پوشیده جو )
هر یک از این گونه ها دارای نژادهای فیزیولوژیک مختلفی هستند که بر اساس عکس العمل ارقام مختلف میزبان، مورد شناسایی قرار می گیرند. در بعضی موارد وقوع تلاقی میان بعضی از فرمهای این سه گروه قارچی گزارش شده است. متخصصان معتقدند که هیبریدهای حاصل از این تلاقی ها بهتر است " واریانت" تلقی شوند تا گونه مستقل. گونه های مختلف یوستیلاگو ممکن است جو، یولاف و گندم و بسیاری در غلات دیگر را مورد حمله قرار دهد.
عامل بیماری سیاهک آشکار Ustilago tritic( persoon ) Rostrup  است. از هتروبازیدیومایست هاست. عامل بیماری سیاهک آشکار جو Ustilago nuda
  است از آنجا که زیست شناسی و شکل اسپورهای این دو مشابه همدیگر است ادعا می شود که این دو بیماری بر اثر یک عامل بیماریزا ایجاد می شود. این شیوه طبقه بندی که فقط بر اساس شکل طاهری اسپورهاست منطقی نیست زیرا در این روش تفاوت های مهم زیر نادیده گرفته می شود. 
-
شکل پرومیسیلیوم و شکل هیف های مونوکاریوتیک و دی کاریوتیک بعد از جوانه زدن تلیوسپورهای در دو قارچ متفاوت است.
-
در U . nuda  تمام ایزوله های هاپلوئید مونوکاریوتیک از تیپ MAT-2 هستند و از پرولین تغذیه می کنند و تیپ MAT-1  به دما حساس است. در حالی که این خصوصیت ها در جدایه های U. tritici  یافت نمی شوند.
-
سورهای U . nuda  به هنگام ظاهر شدن خوشه های آلوده دارای غشایی نازک هستند در صورتی که سورهای U . tritici  این غشا راندارند و عریان اند.
-
بین دو گونه، از نظر ایزوزایم ها و پلی پپتیدها که نشانگر تفاوت های ژنتیکی است تفاوت بارزی وجود دارد.
-تنها
نژادهای خاصی از دو موجود توانایی تلاقی و هیبرید شدن دارند اما نتاج آنها زنده نخواهند ماند این تفاوت ها، متفاوت بودن U . nuda  و U . tritici   را، اگر چه دو گونه با همدیگر مرتبط هستند، ثابت می کند  هر چند که احتمال می رود U . nuda  از U . tritici
  تکامل یافته باشد. 

 

 

زیست شناسی:
قارچ عامل سیاهک آشکار زمستان را بصورت ریسه غیر فعال در لپه دانه های آلوده گندم و یا جو می گذراند پس از کاشت دانه های آلوده ریسه جوانه زده و فعالیت قارچ از نو آغاز می شود و ریسه حاصل بطریق بین سلولی در بافتهای جنین و گیاهچه جوان رشد می کند تا به نقطه رویشی انتهای گیاه برسد از آن پس رشد قارچ بموازاترشد گیاه درست بدنبال جوانه انهایی انجام می گیرد. در همین حال هیف هایی که در بافت های پایین ساقه قرار دارند مرده و اغلب ناپدید می شوند. وقتی که گیاه تشکیل خوشه می دهد و حتی قبل از آنکه خوشه ظاهر شود ریسه به تمام سنبله جوان حمله کرده و با رشد داخل سلولی بیشتر بافتهای خوشه بجز محور آنرا نابود می کند در این مواقع بیشتر گیاهان آلوده بلندتر از گیاهان سالم خستند و این احتمالا در اثر عوامل تحریک آمیز قارچ است. ریسه در دانه های آلوده به سرعت تبدیل به تلیوسپورهایی می شود که فقط بوسیله غشاء نازک خارجی بافت میزبان پوشانده شده اند. این غشاء پس از رسیدن تلیوسپورها پاره شده و اسپورها آزاد می گردد و با جریان هوا به گیاهان سالم مجاور منتقل می شوند. آزاد شدن اسپورهای همزمان با باز شدن گلهای گیاهان سالم انجام می گیرد. اسپورها پس از جفت شدن هیف های هاپلوئیدی که از نظر جنسی سازگارند ریسه دیکاریوتیکی بوجود می آیند که از طریق کلاله یا از طریق دیواره های تخمدان جوان به داخل گل رخنه کرده و در پریکارپ و در بافتهای لپه و غیره قبل از آنکه دانه برسد در بافت های جنینی جایگزین می شود. ریسه قارچ سپس غیرفعال شده و به حالت دورمانت یا خواب باقی می ماند تا دانه آلوده جوانه بزند.
عامل این بیماری از راه اعضای تناسلی گیاه وارد تخمدان سالم می شود هنگام برداشت سنبله های آلوده با سنبله های سالم درو می گردند سال آینده منشأ سرایت می شوند. قارچ وارد شده در تخمدان تا سال بعد همراه با جوانه زدن دانه گندم در درون دانه رشد می کند و موجب آلودگی دانه های بوته تولید شده می گردد و بالاخره فضای داخل دانه را از اسپورهای قارچ پر می کند.
رنگ طبیعی توده اسپورهای U . tritici  زیتونی تیره متمایل به قهوه ای است اسپورهای انفرادی در آب و در زیر میکروسکوپ زیتونی متمایل به قهوه ای و یک طرف آن روشن تر است زیرا دیواره این قسمت نازک تر است و مواد رنگی کمتری دارد.
اسپورهای رسیده و خشک به شکل تمشک هستند. قطر اسپور 5-10 میکرون است. سطح خارجی اسپور خارهای ریز دارد.
تلیوسپورها در حرارت بین 5-35 درجه و اپتی مم در جو 18-20 درجه و در گندم 20-25 درجه سانتی گراد جوانه می زنند.
اغلب گیاهانی که دیر کشت می شوند کمتر از گیاهانی که پیش از موقع کشت می گردند از بیماری خسارت می بینند. در کشت های دیرکاشت حرارت پایین اجازه جوانه زدن به دانه گندم را داده در حالی که قارچ در این درجه حرارت نمی تواند جوانه بزند.

علائم: 
سیاهک آشکار معمولا تا زمانی که بوته ها به خوشه روند هیچ نوع نشانه ای ایجاد نمی کند. بونه های سیاهک زده بطور کلی زودتر از بوته های سالم به خوشه می روند و خوشه های سیاهک زده سریعا بلند شده و از خوشه گیاهان سالم بالاتر می روند.
زمانی که خوشه از غلاف بیرون می آیند تمام بافت های خوشچه ها آلوده می شوند و توده ای از اسپورهای زیتونی تیره متمایل به سیاه دیده می شود.
تنها محور خوشه سالم باقی می ماند در حالی که ممکن است طول آن از طول محور خوشه گیاه سالم کوتاهتر باشد. چند روز قبل از خوشه دهی، رنگ تیره توده اسپور از میان دیواره شکم قابل رویت است. 

باران و شبنم سنگین باعث می شود که

 

بقیه متن در ادامه مطلب

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/۸/٢٠

فوزاریوم سنبله گندم (Fusarium Head Blight)

این بیماری به اسامی مختلفی از جمله ؛ بلایت فوزاریومی سنبله، بلایت سنبله، سفید شدن سنبله، اسکب گندم (Wheat Scab) ، کپک صورتی یا اسکب صورتی، بیماری Tombstone و بیماری Fusarium glume spot شناخته شده و نامگذاری گردیده است.
 
نشانه‌های بیماری

نخستین نشانه آلودگی سنبله‌ها، ایجاد یک لکه کوچک آبسوخته و کم و بیش قهوه‌ای رنگ، در قاعده یا وسط گلوم یا روی محور سنبله است. سپس این آبسوختگی و بیرنگ شدن از نقطه آلودگی در تمام جهات گسترش می‌یابد. آلودگی ممکن است فقط سنبلچه‌های منفرد یا کل سنبله را در برگیرد. در امتداد لبه گلومها و یا در قاعده سنبلچه‌ها رشد میسلیومی صورتی تا قرمز رنگ به حالت کرکی بوضوح دیده می‌شود. دانه‌های گندم سنبلچه‌های آلوده اغلب چروکیده، تیره رنگ ، پوک و لاغر می‌باشند. سنبلچه‌های آلوده قبل از بلوغ سفید رنگ می‌شوند. در صورتی که هوای گرم و مرطوب ادامه یابد، سنبلچه‌های روی سنبله‌هایی که زود آلوده شده‌اند هنگام برداشت محصول با ظهور پریتسیوم‌های آبی - سیاه، خالدار می‌شوند( شکل 4).

  

 

شکل 4=sp. Fusarium

) شکل از کتاب Compendium of Wheat Diseases,1987, M. V. Wiese

 

 
عامل بیماری و ویژگیهای فیزیولوژیکی آن

هرچند گونه‌هایی از جنس Fusarium بعنوان عامل این بیماری معرفی گردیده‌اند، ولی گونه F.graminearum Schwabe یکی از مهمترین آنها شناخته شده است. این گونه در سال 1977 توسط ارشاد (1374) از گندمهای منطقه مازندران گزارش گردید. گونه اخیر دارای دو گروه است، گروه I آن به ریشه و طوقه و گروه II آن به سنبله گندم حمله می‌کند. فرم جنسی قارچ عامل بیماری بنام Giberella zeae(schw.)Petch می‌باشد که ایجاد پریتسیوم می‌کند.

کاظمی (1376) از مزارع آلوده گرگان و گنبد، تعداد 32 نمونه بطور مجزا جمع‌آوری نمود. در این مزارع سنبله‌های آلوده، به لحاظ وجود پوشش صورتی - نارنجی رنگ قارچ، از سنبله‌های سالم قابل تشخیص بودند. در آزمایشگاه از نمونه‌های جمع‌آوری شده، 18 جدایه فوزاریوم جداسازی و خالص شده و گونه تمامی جدایه‌ها، F.graminearum تشخیص داده شد. همچنین به منظور انتخاب بیماریزاترین جدایه‌ها، از توانایی آنها در بروز (incidence) بیماری در سنبله‌ها استفاده شد که با توجه به نتایج بدست آمده تعداد 5 جدایه با 87 تا 100 درصد آلوده‌سازی خوشه‌ها، برای مطالعات و بررسیهای بعدی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین می‌توان دریافت، این گونه می‌تواند عامل اصلی بیماری در منطقه باشد.

مهمترین ویژگی گونه F.graminearum تولید مایکوتوکسین‌های مختلف ، با توجه به شرایط محیطی و نوع میزبان می‌باشد، که عامل مایکوتوکسیکوزهای شدید در انسان و حیوانات است و از علایم آنها بی‌اشتهایی، تهوع و گرفتگی ماهیچه‌ها می‌باشد. در بررسی 37 نمونه دانه گندم از مزارع آلوده به این بیماری در مازندران، غلظت زیرالنون (ZON) بین 6/42-3 و داکسی نیوالنول (DON) تا 5/10 میلی‌گرم در کیلوگرم برآورد شده و تأثیر بیولوژیکی این مایکوتوکسین‌ها در غلظت‌های متعارف، روی لاروهای خرچنگ دریایی آب شور تا 85 درصد تعیین گردید (زمانی‌زاده و خورسندی، 1374).

همچنین به منظور ارزیابی آلودگی مزارع شمال کشور به مایکوتوکسین‌های فوزاریوم در سال 1375، 35 نمونه از گندمهای تازه درو شده شمال ایران (مناطق گنبد و گرگان) جمع‌آوری شده و وجود و میزان 8 مایکوتوکسین؛ نیوالنول، داکسی نیوالنول، فوزارنون ـ ایکس، دی استوکسی سیرپنول، نیوسولانیول، تی-توکسین، اچ تی- 2 توکسین و زیرالنون، بطور همزمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که از مجموع 35 نمونه حاوی مقادیر بسیار بالایی زیرالنون بودند. میانگین مقادیر نیوالنول ppm 6/577 ، نیوسولانیول ppm 2/476 و زیرالنون ppm 3/3464 بود. در ضمن سایر توکسین‌ها در هیچ یک از نمونه‌های مورد بررسی یافت نشدند (یزدان پناه و همکاران، 1377).

گلزار و همکاران (1379) ارتباط بین تولید توکسین داکسی نیوالنول و بیماریزایی جدایه‌های قارچ F.graminearum ، عامل بلایت سنبله گندم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور هشت جدایه قارچ عامل بیماری با توانایی تولید مقادیر متفاوت توکسین DON شامل؛ دو جدایه با حداکثر میزان تولید (mg/g 4/2156 و 2/1969) ، دو جدایه با توکسن زایی متوسط (mg/g 5/580 و 539) ، دو جدایه با توکسین زایی پایین (mg/g 52/269 و 2/176) و دو جدایه نیز بدون توانایی تولید توکسین DON ، بطور تصادفی از جدایه‌های گونه مزبور انتخاب شدند. مایه‌زنی گندم رقم فلات در مرحله گلدهی، با سوسپانسیون 20-15 ماکروکنیدی، در 10 میکرو لیتر آب مقطر استریل، در یک سنبلچه میانی هر سنبله انجام شد. پیشرفت بیماری در سه مرحله 10، 15 و 20 روز بعد از مایه‌زنی با شمارش تعداد سنبلچه آلوده ارزیابی گردید. از نتایج بدست آمده چنین استنباط گردید؛ در جدایه‌هایی که دارای توانایی تولید بالای توکسین DON می‌باشند، این عامل موجب افزایش ویرولانس قارچ عامل بیماری می‌گردد.

تاثیر فیتوتوکسین‌های نیمه خالص F.graminearum ، روی بذور در حال جوانه‌زنی و بافت گندم در رابطه با مقاومت گندم به بلایت فوزایومی خوشه مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار 26 لاین گندم نان، از نقطه نظر تحمل بالقوه بذور در حال جوانه‌زنی به فیتوتوکسین‌ها با استفاده از فیتوتوکسین‌های نیمه خالص قارچ عامل بیماری بررسی شده و همبستگی تحمل آنها به عصاره فیتوتوکسیک و مقاومت مزرعه‌ای آنها نیز محاسبه گردید. با تیمار قطعات کولئوپتیل در حال رشد همان ارقام، بوسیله فیتوتوکسین‌های نیمه خالص، نتایج نشان داد که اگر چه تنوع پذیری زیادی بین لاین‌های متفاوت گندم از نظر تحمل آنها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص وجود داشت، لیکن هیچ همبستگی میان تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه‌خالص و شاخص بیماری (ns 08/0R=) و بین تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص و حدوث بیماری (ns 08/0- R=) وجود نداشت (پاکدامن و همکاران، 1379) .
 

چرخه بیماری

عامل بیماری زمستان را در بقایای میزبان می‌گذارند، بقایان گندمیان، ساقه ذرت و کلش گندم از منابع اولیه آلودگی بحساب می‌آیند و در عین حال در بذور گندم نیز باقی می‌مانند. کنیدیها یا آسکوسپورهای حـاصل از این منـابع آلـودگی بـه وسیلـه بـاد انتشـار یـافته و در مـرحله گلـدهی (Anthesis) که حساسترین مرحله گندم به بیماری است، موجب آلوده‌سازی گیاه می‌شوند. در این مرحله سطوح بالایی از اسید آمینه‌های کولین (choline) و بتیین (betaine) درون بساکهای بیرون زده از گل، تولید شده و این مواد باعث تحریک رشد قارچ F.graminearum گردیده و به دنبال آن آلودگی سنبله توسط این پاتوژن شدت می‌یابد. از آنجایی که دوره اصلی آسیب‌پذیری گندم به بیماری در طول مرحله گرده‌افشانی است، قارچ عموماً به یک سیکل آلودگی در فصل محدود می‌شود. فراوانی اینوکلوم اولیه و شرایط آب و هوایی در طور مرحله گرده‌افشانی، از عوامل تعیین کننده شدت این بیماری است. تنش‌های تغذیه‌ای نیز ممکن است حساسیت گیاه را به آلودگی افزایش دهند. درجه حرارت مناسب برای آلودگی و توسعه بیماری 25 درجه سانتیگراد است، در دمای 15 درجه سانتیگراد آلودگی کم بوده یا اصلاً اتفاق نمی‌افتد و بروز بیماری در درجه حرارت 20 تا 30 درجه سانتیگراد شدت می‌یابد. دوره‌های رطوبتی مورد نیاز برای آلودگی بسته به دما و مرحله رشدی گیاه از 36 تا 72 ساعت متغیر است و این دوره‌ها بخصوص در مرحله گلدهی برای آلودگی اهمیت دارد.

 ملیحی پور (1376) بیماری بلایت خوشه گندم و نقش چند عامل محیطی در توسعه آن در مناطق گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور داده‌های مربوط به یک سری از عوامل جوی که احتمال می‌رفت، مساعد بودن آنها در دوره گلدهی ارقام مختلف مربوط به یک سری از بیماری بلایت فوزاریومی خوشه را افزایش دهد، برای سالهای 76-1371 از ایستگاههای هواشناسی هاشم آباد (گرگان) و قراخیل (مازندران) تهیه شده و جهت مطالعات مربوط در نظر گرفته شدند. برای هریکی از سالهای مذکور درصد وقوع بیماری در گندم رقم فلات نشان داد که از بین عوامل جوی مورد بررسی، دو عامل میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی، با وقوع بیماری در این رقم همبستگی بالایی دارند. بعبارت دیگر رابطه خطی معنی‌داری بین میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی با میزان بیماری در گندم رقم فلات وجود دارد.

 

مبارزه

در ارزیابی مقاومت ارقام و لاین‌های گندم به بیماری بلایت فوزایومی سنبله، مقاومت نسبی 64 رقم و لاین با استفاده از سه روش؛ مایه زنی مصنوعی (تست درون شیشه‌ای, سنبله‌های جدا شده و متصل به گیاه) طی سالهای 1374 و 1375 تعیین گردید. برای این منظور مخلوطی از هشت جدایه قارچ عامل بیماری، باغلظت 20 اسپور در پنج میکرولیتر تهیه شد و سپس ارقام و لاین های مورد نظر به ترتیب در مراحل گیاهچه (آزمایش درون شیشه ای) و گیاه بالغ (سنبله های جدا شده و متصل به گیاه) مایه‌زنی گردیدند. نتایج حاصل نشان داد، ارقام Sumai#3, Sara/Jup/Biy, Pavon, Pasa و Wang Shui-bai نسبت به بیماری متحمل بودند (ممرآبادی و همکاران، 1379).

بقیه در ادامه مطلب

black spot (leaf, stem, or pod spots
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/۸/٢٠

 

تاثیر تفاله گوجه فرنگی بر عملکرد گاوهای شیرده هلشتاین
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/۸/٢٠

مقدمه

گوجه فرنگی از محصولات عمده باغی دراستان خراسان رضوی است و میزان تولید آن در این استان به حدود یک میلیون تن می رسد. بخش عمده این محصول (حدود80%) برای تولیدات مهمی چون رب ،سس گوجه فرنگی وچاشنی های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. پس از استخراج عصاره از گوجه تازه آنچه باقی می ماند تحت عنوان تفاله گوجه فرنگی حاوی آب، دانه و پوسته است و معادل یک پنجم وزن گوجه تازه (160000تن) است(7). تفاله گوجه فرنگی به علت تولید در ماه های گرم سال و رطوبت بالا و غنی بودن از مواد مغذی مختلف به سرعت کپک می زند و از بین می رود. بنا بر این جهت استفاده بهینه آن در تغذیه دام باید به روش های مختلف از جمله خشک نمودن و سیلو کردن آن را حفظ کرد (2، 5، 9) .وضعیت تولید علوفه و خوراک دام در کشورکه نسبت به  جمعیت دامی کمبود بارزی دارد ایجاب می کندتا از هر ماده خوراکی و فرعی که قابلیت استفاده در تغذیه دام را دارد استفاده شود یکی از این تولیدات تفاله گوجه فرنگی است. استفاده از این ماده علاوه بر کاهش هزینه تغذیه از بروز مشکلات زیست محیطی نیز جلوگیری می کند. هرچند تفاله گوجه در تغذیه گاو های شیری در استان خراسان مورد استفاده قرار می گیرد ولی اطلاعات پژوهشی تعیین کننده و راهگشا ئی در این زمینه کمتر در دسترس است. هدف ازاین مطالعه شناخت بهتر خصوصیات شیمیایی وتغذیه ای تفاله گوجه فرنگی و تعیین بهترین نوع مصرف آن (سیلو شده یا خشک شده) در رابطه با عملکرد گاو های شیری بود. 

مواد و روش ها

تفاله گوجه فرنگی مورد نیاز از 3 کارخانه تولید رب در استان خراسان رضوی  تهیه شد. ارزیابی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی تفاله بر روی نمونه های تصادفی انجام شد AOAC(1995). بخشی از تفاله گوجه جهت نگهداری آفتاب خشک و ماده خشک آن به93 درصد رسید و بخشی برای تهیه سیلوی تفاله با استفاده از آفتاب مقدار ماده خشک آن به 34% رسانده شد.

  تعداد 9 راس گاو هلشتاین با روز های شیردهی 10 ±  70  و وزن  زنده    20  ± 600  کیلوگرم با توجه به تعداد شکم و میزان تولید در قالب طرح مربع لاتین 3× 3 به سه تیماردر سه دوره آزمایشی 21 روزه شامل 14 روز عادت پذیری و 7 روز نمونه گیری اختصاص داده شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) تیمار شاهد 2)تیمار حاوی 10%  تفاله خشک گوجه 3) تیمار حاوی 10%  سیلوی گوجه فرنگی بودند. جیره ها به صورت کاملا مخلوط و در سه وعده در اختیار گاو ها قرار گرفت. گاوها در شبانه روز سه بار ( در ساعات 6:00، 14:00 و22:00) دوشیده شدند. نمونه گیری از شیر در سه روز آخر هر دوره در زمان شیر دوشی انجام شد و ترکیبات شیر (پروتتین خام، چربی، لاکتوز، مواد جامد غیر چربی)  با استفاده از دستگاه میلکواسکن (Foss Electric, Conveyor 4000)تعیین شد. داده های حاصل از آزمایش با استفاده از رویه GLM برنامه آماری SAS آنالیز آماری شد.

 نتایج وبحث

تفاله خشک گوجه فرنگی شامل 3/3 ± 5/57% پوسته و 6/3 ± 5/42% دانه بود. وزن متوسط هر دانه 2/ 3 میلی گرم  به دست آمد.  وزن بخش پوسته حدوداًًًًًً 15% بیشتر از بخش دانه بود اگرچه گزارشی دراین رابطه از منابع موجود به دست نیامد اما می توان گفت درصد هر یک از این بخش ها به واریته گوجه وفرایند های انجام شده در کارخانه بستگی دارد (3). ترکیب شیمیایی تفاله گوجه فرنگی و اجزاء آن در جدول 3 نشان داده شده است. تفاله گوجه فرنگی مورد استفاده حاوی مقادیر بالای پروتئین خام ، NDF،  ADFو مقدارمناسبی چربی بود که در تطابق با مقادیر ارائه شده توسط استاندارد NRC (2001) می باشد. اما مقادیر پروتئین خام و چربی آن  بالا تر از مقادیر گزارش شده به وسیله کالویا و سایر1990 است. مقدارپروتئین خام دانه گوجه فرنگی بیشتر از کنجاله تخم پنبه محلی بود. میزان پروتئین خام پوسته  قابل مقایسه با یونجه خشک بود. بنا براین این محصول جانبی می تواند به عنوان یک منبع پروتئینی مورد توجه قرار گیرد.

مصرف ماده خشک (DMI ) ، تولید شیر و ترکیبات آن در جدول 4 آورده شده است. مصرف ماده خشک تحت تاثیر افزودن تفاله گوجه خشک و سیلوی آن قرار نگرفت ((P>0/05.

جدول3- ترکیب شیمیایی تفاله خشک گوجه فرنگی و بخش های آن

بخش پوسته

بخش دانه

تفاله گوجه فرنگی

ترکیب%

17/93 ± 78/0

05/93 57/0±

60/0± 36/93

ماده خشک

31/17 ± 95/0

38/31 ± 18/1

29/0±29/22

پروتئین خام

33/3± 58/0

56/15± 58/0

67/9 ± 58/0

چربی

5/65 ± 25/0

63/5 ± 62/0

60/5 ± 28/0

خاکستر

40/56 ± 40/1

50/50 ± 50/0

00/59 ± 00/2

NDF

00/55 ± 00/1

67/40 ± 10/2

25/49 ± 40/1

ADF

تولید شیر نیز تحت تاثیر افزودن تفاله گوجه خشک و سیلو گوجه قرار نگرفت ((P>0/05 که نتایج به دست آمده تایید کننده نتایج حاصله به وسیله بلیبساکیس 1990  است. درصد پروتئین شیر، چربی شیر، لاکتوز شیر و SNF بین تیمارها اختلاف معنی داری نداشت  ((P>0/05. این نتایج همانند نتایج به دست آمده به وسیله ویس و همکاران 1997 بود.

 

جدول3- ماده خشک مصرفی، تولید و ترکیبات شیر گاو های مورد آزمایش

 

تیمار

اثر جیره

 

شاهد

تیمار10%تفاله خشک گوجه فرنگی

تیمار10%سیلو گوجه فرنگی

 

ماده خشک مصرفی (کیلو گرم در روز)

56/25

50/26

77/24

n.s1

تولید شیر (کیلو گرم در روز)

33/41

12/41

31/41

n.s

شیر تصحیح شده برای 4%چربی (کیلو گرم در روز)

01/34

04/33

88/32

n.s

ترکیبات شیر%

 

 

 

 

پروتئین

09/3

14/3

11/3

n.s

لاکتوز

63/4

72/4

63/4

n.s

چربی

82/2

69/2

64/2

n.s

SNF

43/8

56/8

50/8

n.s

1 از نظر آماری در سطح احتمال 05/0 معنی دار نیست

نتیجه گیری

  نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که جایگزینی تفاله گوجه فرنگی خشک ویا سیلوی تفاله گوجه فرنگی به جای بخشی از علوفه جیره و بخشی از پروتئین جیره تاثیر معنی داری بر عملکرد دام ندارد. بنابراین می توان این محصول فرعی صنایع غذایی را جهت تامین بخشی از نیازمندی NDF وCP دام ها استفاده کرد بدون اینکه تاثیر منفی بر عملکرد تولیدی دام داشته باشد که با توجه به ارزان بودن این محصول فرعی استفاده از آن می تواند هزینه شیر تولیدی را بدون اثرات جانبی بر عملکرد حیوان کاهش داد .

وانیل vanille
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/۸/٢٠

به فرانسویLa vanille و به انگلیسی vanillaگفته می شود،به عربی نیز ان را «وانیلا»گویند.میوه گیاهی است به نام وانیل.این گیاه که به فرانسوی Vanilierو به انگلیسیVanilla گفته می شود گیاهی است از خانواده ثعلب هاOrchidaceae،دارای گونه های متعددی است که معروف ترین آن برای تولید وانیل،به نام علمیVanilla planifolia Andr. نامیده می شود که سابقا ان را Vanilla fragransمی گفتند.


● مشخصات
درخت وانیل گیاهی است پایا خزنده یا بالا رونده ،دارای ساقه سبز دراز، برگهای متناوب، پهن، نرم، ضخیم، بیضی شکل و نوک تیز سبز و تعداد زیادی ریشه های هوایی که از کنار هر برگی بیرون می اید که با کمک آنهابه تنه درختان مجاور می چسبد و بالا می رود.


این گیاه بومی مناطق مرطوب و حاره و در جنگلهای مرطوب جنوب شرقی مکزیک و آمریکای مرکزی و هند غربی و آمریکای جنوبی می روید و ساقه های پیچیده ان تا ارتفاع حتی ۱۰۰ متر نیز ممکن است برسند و تا بالاترین ارتفاع درختان بزرگ جنگلی نیز بالا می رود. ماده معطر وانیل از میوه این گیاه گرفته می شود.میوه آن به شکل غلاف لوبیا است و قبل از اینکه کاملا برسد آن را می چینند و خشک می کنند در موقع چیدن ،میوه ها عطری ندارند ولی پس از اینکه چیده شد در دوران خشک کردن و عمل آوردن ان ،عطر مطبوع وانیل در آن ایجاد می شود.گلهای آن به شکل خوشه و تعداد ۲۰-۱۵ گل در هر گروه و تلقیح گلها به طور طبیعی انجام نمی گیردو گلها را یکی یکی باید کمک کرد که تلقیح شوند،زیرا استیگماتهای گلها از یک تیغه ای پوشیده شده که تلقیح فقط به کمک حشراتی انجام می گیرد که به قدر کافی برای تلقیح گلها وجود ندارند به این علت است که برای داشتن ثمر کافی باید تلقیح مصنوعی نمود.به همین دلیل معمولا با هرس کردن وانیل ترتیبی می دهند که ارتفاع گیاه ۳-۲ متر بیشتر نشده است و گلها در دسترس انسان باشد.بهترین وانیل از غلافهایی به دست می آید که طول آنها ۲۵-۱۵ سانتی متر و قطر آنها ۱۲-۱۰ میلی متر است.در موقع برداشت محصول سبز رنگ است ولی بعدا تیره رنگ می شود.پس از برداشت معمولا غلافها را برای مدت ۳-۲ دقیقه در آب جوش ۶۵-۶۰ درجه فرو می برند ،بعد آنها را در داخل جعبه ای دو جداره که مابین دو جدار پشم گذارده شده می گذارند و مدت ۲۴ ساعت داخل این جعبه سربسته نگهداری می شود و این یک گرم خانه طبیعی است که دراین مدت ۲۴ ساعت نوعی تخمیر در آن انجام می گیرد.پس از آن غلاف ها را بیرون آورده در محلی که به ارتفاع یک متر از سطح زمین باشد در مقابل نور خورشید آویزان می کنند که ضمن تهویه کامل با حرارت آفتاب خشک شود.این دوران خشک شدن تا یک هفته طول می کشد و در این مدت رنگ غلافها از سبزی به قهوه ای و قهواه ای تیره و سیاه تبدیل می شود و همین که کاملا نرم شد و شروع به پژمرده شدن نمود ،آنها را برای خشک شدن داخل گرم خانه می کنند که مدت ۳-۲ ماه می ماند وپس از اینکه رسوبت ان به ۴۰-۳۰ درصد می رسد آنها را از گرم خانه بیرون می آورند.

 

 

اموزش روش های اصلاح نباتات National Plant breeding study
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : یکشنبه ۱۳۸٧/۸/۱٩

  پژوهش های جهانی اصلاح نباتات              National Plant breeding study

 

دانلود متن مقاله شماره ۶

 

 

 


 

 

درجه کیفی مقاله  ۲  است در ۲۵ صفحه

 

این مقاله مناسب برای ارائه در دروس  :  اصلاح نباتات - اصلاح خصوصی - ژنتیک - بیو تکنولوژی - طرح و پروژه  و... میباشد

 

برای دریافت ترجمه مقاله توسط  ایمیل  یا  فایل  یا  پرینت شده  با مدیریت تماس بگیرید

 

هزینه هر صفحه ترجمه  تخصصی ۹۰۰ محاسبه شده

 

 


 

 

  خلاصه               SUMMARY

A survey was conducted to determine the number of science person years (SY) thatwere devoted to plant breeding research and development (R&D) in the United States public and private sectors. Also, via estimates of cost per SY, annual dollar expenditures for plant breeding were estimated. Data were collected on plant breeding R&D activities defined as (a) basic plant breeding research (PBR), (b) genetic enhancement (GE), and cultivar development (CD), and on SY input per crop and crop group The primary findings were:

 

1  The total number of SYs devoted to plant breeding R&D in the United States is

2,241. The distribution of SYs is 1,499 in private companies, 529 in state and

territorial agricultural experiment stations (SAES), 177 in the Agricultural Research

Service of the U.S. Department of Agriculture (ARS/USDA), and 36 in the Plant

Materials Centers/USDA (PMC/USDA).

. Over the 5-year period 1990-94, the net loss of plant breeding SYs in SAES was

estimated to be 12.5 or 2.5 SYs per year. For the same period, private industry was estimated to have a net growth of 160 SYs or 32 SYs per year. Over public and private sectors, 372 SYs were devoted to PBR, 403 SYs to GE, and 1,430 SYs to CD. Proportions of SYs devoted to these 3 R&D activities vary by employment category. In SAES, percentages of SYs devoted to PBR, GE, and CD were 30, 29, and 41, respectively; in ARS/USDA they were 40, 48, and 12, respectively; and in private industry they were 9, 11, and 80, respectively.

4Crop groups with more than 100 SYs were cereal grains with 892, fruit vegetables

with 213, grain legumes with 207, fiber crops with 136, forages with 122, temperate

fruit and nut crops with 105, and oilseed crops with 104.

5. More than 25 SYs are devoted to each of 16 U.S. crops. Field corn led with 545

SYs or 25% of all plant breeding SYs in the United States. Next were soybean with

156 SYs, cotton with 134 SYs, and wheat with 131 SYs. Crops with 50 to 100 plant

breeding SYs are tomato, alfalfa, sorghum, and potato.

6. Private industry emphasizes the breeding of crops that use hybrid cultivars in agricultural production. Of the 16 crops to w1jich private industry devotes 20 or more plant breeding SYs, 6-com, sorghum, sunflower, sweet corn, sugar beet, and muskmelon-with entirely hybrid cultivars account for 654 SYs. Three crops with both hybrid and pure line cultivars-tomato, pepper, and onion-account for 119 breeding SYs in private industry. Six crops with pure line cultivars-cotton, wheat,

soybean, canola, rice, and lettuce-account for 328 SYs.

In contrast, the public sector has 11 crops with 15 or more breeding SYs, and 7 are

dominated by pure line cultivars.

7. Private industry is estimated to spend $338 million on plant breeding R&D annually or 61% of the U.S. annual expenditure whereas the public sector is estimated to spend $213 million or 39%.

 

 http://www.uplod.ir/download.php?file=309723

بقیه متن در ادامه مطلب

-- -