بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


پاییز  95  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



سپتوریای سنبله گندم ( Septoria glum blotch )
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : جمعه ۱۳۸٧/۱٠/۱۳

به این بیـــماری، سوختگی گلوم یا سوختگی سنبله گندم نیز گفته می‌شود . به نقل از ارشاد (1374)، ابراهیمی و میناسیان در سال 1352 قارچ Stagonospora nodorum را از خوزستان گزارش نموده‌اند. از آن سال تا بهار 1381 گزارشی از این بیماری در کشور وجود نداشته است. در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد 1381، نمونه‌هایی از گندم‌های مزارع استان گلستان با علایم سوختگی در سنبله و تیره‌شدن ساقه در ناحیه زیر محور سنبله، ‌جمع‌آوری و در آزمایشگاه اقدام به بررسی روی آنها شد. طی این بررسیها پیکنیدیوم‌ها و پرتیسیوم‌های قارچ عامل بیماری روی سنبله گندم مشاهده و از بافتهای آلوده‌ جداسازی گردید. با توجه به مشاهدات میکروسکوپی‌، ‌مشخصات مراحل غیرجنسی و جنسی قارچ به شرح زیر بود: پیکنیدیوم‌ها به صورت فرو رفته در بافت (زیراپیدرمی )، ‌کروی شکل و به رنگ قهوه‌ای روشن (عسلی) بوده که در سطح فوقانی گلوم‌ها تشکیل‌شده و اندازه‌آنها 210-160 میکرومتر بود. پیکنیدیوسپورها بی‌رنگ، استوانه‌ای، مستقیم گاهی با خمیدگیهای نامنظم، اغلب با سه بند و با نوک و انتهای گرد بوده و اندازه آنها 4-2 * 32-15 میکرومتر بود. تحت شرایط مرطوب این اسپورها بصورت رشته‌های صورتی رنگ از دهانه پیکنیدیوم خارج می‌شدند. پریتسیوم‌ها بصورت فرورفته دربافت، کروی شکل و به رنگ قهوه‌ای تا سیاه بود و اندازه آنها 200-120 میکرومتر بود. در دهانه هر یک پاپیل کوچکی وجود داشت که از اپیدرم خارج گردیده و اندازه آن حدود 15 میکرومتر بود. آسک‌ها چماقی شکل، استوانه‌ای یا خمیده، برخی پایه‌دار، با دیواره دو جداره ضخیم که در هر یک هشت  آسکوسپور وجود داشت. اندازه آسک‌ها 10-8 * 64-48 میکرومتر بود. آسکورسپورها تا حدودی دوکی ‌شکل، بیرنگ تا کهربایی، با سه بند که در محل بند فشردگی داشته، سلول ما قبل آخر متورم و اندازه آسکوسپورها 6-4 * 32-23 میکرومتربود. براساس مشخصات مرفولوژیک، قارچ عامل بیماری در مرحله غیر جنسی Stagonospora nodorum (Berk.)E.Castellni and (syn. Septoria nodorum (Berk.)Berk. aupd Berk . and E.G.Germano phaeosphaeria  و Broome)و در مرحل جنسی nodorum ( E.Muller) Hedjaroude می‌باشد.

بنا بر آنچه که شرح داده شد، این نخستین گزارش تفضیلی از بیماری سپتوریای سنبله گندم نان در کشور می‌باشد (آقاجانی، کاظمی، دهقان، صلاتی وارشاد؛ منتشر نشده).

به دلیل بذرزاد بودن عامل بیماری، وجود این بیماری در استان گلستان میتواند از اهمیت اقتصادی قابل توجهی برخوردار باشد. از سوی دیگر، عامل بیماری علاوه برگلوم، پهنک و غلاف برگ و جوانه‌ها را نیز مورد حمله قرار می‌دهد.

زراعت باقلا (Vicia faba)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٢

زراعت باقلا (Vicia faba)

   

 توصیف :باقلا گیاه یک ساله دارای ساقه صاف ,عمودی و سفت و بدون پیچک می باشد و ارتفاع آن بین 30تا190 سانتمتر است و تعداد یک یا بیشتر شاخه پایه دارد.بسیار پر برگ است که هر برگ تعداد یک تا 3 جفت برگچه های صاف دارد. تعداد 2تا6 گل در محور های برگ  تولید می کند. غلاف ها بزرگ  و ضخیم هستند و بین 4تا30 سانتیمتر طول آنها می باشد و به طور کلی در هر غلاف 2تا6 دانه دارد.اندازه دانه بسیار متغیر است و در هر کیلو دانه بین 1100 تا 6500 دانه وجود دارد. این گیاه ریشه عمودی اصلی با انشعابات جانبی زیاد دارد, اما خاک را در حد متوسط و محدود اشغال می کند که نشان دهنده طبیعت قوی رشد اندام هوایی می باشد.موارد مصرف : سبز و خشک باقلا جهت مصرف انسان کاشته می شود. باقلا خشک ممکن است در تغذیه دام ازجمله نشخوار کننده گان ,طیور و حتی ماهی مصرف گردد.



باقلا یک گیاه اصلاح کننده خاک  در ابتدا به دلیل افزایش مقدار ازت بجا مانده از این گیاه لگوم مورد توجه می باشد.ریشه های باقلا ,همانند بسیاری از بقولات ,تعداد زیادی گره تولید می کنند اگر با نژاد مناسب باکتری رایزوبیوم تلقیح گردد. این گیاه نه تنها تمام ازت مورد نیاز خود برای رشد را از این طریق دریافت می کند بلکه به مقدار زیاد ازت در خاک از خود بجا می گذارد.اگر اندام هوایی گیاه با شخم به خاک برگردانده شود موجب افزایش ازت و ماده آلی خاک نیز می شود.اصلاح حاصلخیزی خاک با کشت باقلا موجب کاهش مصرف کود ازته در زراعت بعدی می شود.

    

اقلیم :باقلا به دماهای بالا به خصوص در زمان گلدهی حساس است ,که سبب ریزش گل و عدم تشکیل دانه در غلاف می شود.دماهای بالا می توانند موجب افزایش شدت بیماری گردند.این گیاه زراعی در آب و هوای خنک ماه های زمستان و بهار  مناطق گرمسیری رشد خوبی دارد و به بارندگی معتدل (یا آبیاری ) پاسخ می دهد. گیاه زراعی باقلا بایستی قبل از تخلیه رطوبت خاک رشد خوبی داشته باشد,اما آب و هوای خشک تر در طی مراحل نهایی نمو دانه و رسیدن  مطلوب می باشد.تولید موفق باقلا مستلزم تنظیم دقیق کشت با شرایط اقلیمی می باشد.

     

خاک ها :گیاه زراعی باقلا خاک های داری حاصلخیزی متوسط تا خوب ,زهکشی بسیار خوب و بافت متوسط را ترجیح می دهد.مقاومت این گیاه به شوری متوسط است , که صفت مطلوب در بیشتر مناطقی که بارندگی محدود دارند.

      

تناوب زراعی :باقلا را نبایستی بعد از هر نوع  لوبیا های دیگر در تناوب قرار گیرد, اما سازگاری بسیار خوب در قبل یا بعد از کشت غلات دارد.این چنین تناوب به کنترل نماتد ها و بیماری ها کمک می کند و موجب کاهش علف های هرز می شود و برای کشت غله بعدی ازت فراهم می کند.

      

کود دهی :به طور کلی تولید باقلا به کود های ازته نیازی ندارد ,بهر حال کاربرد بین 10 تا 30 کیلوگرم ازت درهکتار به عنوان ازت آغازگر  گاهی به کار می رود. باقلا به کود های فسفاته  واکنش نشان می دهد اگر به طور موثر در خاک قرار داده شوند.هنگام پخش کود فسفاته یا اختلاط آن با سطح خاک  واکنش کمی در باقلا مشاهده می شود. موثر ترین روش کاربرد فسفات قراردادن آن به صورت نواری زیر و حدود 7 سانتیمتری به طرف ردیف قبل از کاشت  می باشد.کود های دامی را نیز به همین طریف در خاک قرار می دهند. روش موثر قرار دادن کود یا کود حیوانی در شیار کم عمق , پوشاندن آن با 5سانتیمتر خاک ,قراردادن بذر , وسپس پوشاندن بذز با 3تا5 سانتیمتر خاک می باشد.به طور کلی در مناطقی که  آزمون خاک یا آزمایش های تعیین نیازی کودی وجود ندارد , مصرف کود فسفات به صورت P2O5   به مقدار 50تا100 کیلوگرم در هکتار توصیه می شود . کود پتاسه نیز به مقدار 25تا50 کیلوگرم  K2O مصرف می شود.

 

بقیه در ادامه مطلب

  

جو
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٢

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.

جو در احادیث ‌و روایات‌. درباره‌ جو روایات ‌بسیاری‌ آورده‌اند، از جمله‌ مجلسی‌ در بِحار الانوار از امام‌صادق‌ علیه‌السلام ‌نقل ‌کرده‌است‌: «اگر خدا چیزی‌ را شفابخش‌تر از جو می‌دانست ‌آن‌ را غذای ‌پیامبران ‌قرار می‌داد» (ج‌63، ص‌255، نیز رجوع کنید به ج‌59، ص‌279). در منابع ‌فقهی‌، آشامیدن ‌آب‌جو یا فقّاع ‌که‌ از جو به ‌دست‌می‌آید و سُکرآور است‌، حرام‌است ‌و این ‌غیر از ماءالشعیر است ‌که ‌از جوشاندن‌جو حاصل‌ می‌شود و مُسکر نیست‌(رجوع کنید به توضیح المسائل‌ مراجع‌، ج‌1، ص‌89 ـ 90؛ فقاع‌*).

کاشت‌ جو در ایران‌. طبق ‌آمار وزارت‌ جهاد کشاورزی ‌در سال ‌زراعی‌1380ـ1381 ش‌، سطح‌ زیر کشت‌جو در ایران‌، حدود 67ر1 میلیون‌هکتار و میزان ‌تولید جو حدود 08ر3 میلیون ‌تُن ‌برآورد شده‌است‌(ایران‌. وزارت‌جهاد کشاورزی‌، ج‌1، ص‌23). میزان ‌واردات ‌این ‌محصول‌ نیز، در 1380 ش‌ طبق‌ آمار گمرک‌ جمهوری‌ اسلامی ‌ایران‌(ص‌18) 63ر260 ، 924 تن ‌بوده ‌است.

  

بقیه در ادامه مطلب

  


میتوکندری Mitochondrion
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٢

 

 میتوکندری      Mitochondrion

 

In cell biology, a mitochondrion (plural mitochondria) is a membrane-enclosed organelle found in most eukaryotic cells.[1] These organelles range from 1–10 micrometers (μm) in size. Mitochondria are sometimes described as "cellular power plants" because they generate most of the cell's supply of adenosine triphosphate (ATP), used as a source of chemical energy. In addition to supplying cellular energy, mitochondria are involved in a range of other processes, such as signaling, cellular differentiation, cell death, as well as the control of the cell cycle and cell growth.[2] Mitochondria have been implicated in several human diseases, including mental disorders[3] and cardiac dysfunction,[4] and may play a role in the aging process. The word mitochondrion comes from the Greek μίτος or mitos, thread + χονδρίον or khondrion, granule. Their ancestry is not fully understood, but, according to the endosymbiotic theory, mitochondria are descended from ancient bacteria, which were engulfed by the ancestors of eukaryotic cells more than a billion years ago.

Several characteristics make mitochondria unique. The number of mitochondria in a cell varies widely by organism and tissue type. Many cells have only a single mitochondrion, whereas others can contain several thousand mitochondria.[5][6] The organelle is composed of compartments that carry out specialized functions. These compartments or regions include the outer membrane, the intermembrane space, the inner membrane, and the cristae and matrix. Mitochondrial proteins vary depending on the tissues and species. In human, 615 distinct types of proteins were identified from cardiac mitochondria;[7] whereas in murinae (rats), 940 proteins encoded by distinct genes were reported.[8] The mitochondrial proteome is thought to be dynamically regulated.[9] Although most of a cell's DNA is contained in the cell nucleus, the mitochondrion has its own independent genome. Further, its DNA shows substantial similarity to bacterial genomes.[10]

     

ساختار      Structure

A mitochondrion contains outer and inner membranes composed of phospholipid bilayers and proteins.[5] The two membranes, however, have different properties. Because of this double-membraned organization, there are five distinct compartments within the mitochondrion. There is the outer mitochondrial membrane, the intermembrane space (the space between the outer and inner membranes), the inner mitochondrial membrane, the cristae space (formed by infoldings of the inner membrane), and the matrix

  

 غشا خارجی       Outer membrane

The outer mitochondrial membrane, which encloses the entire organelle, has a protein-to-phospholipid ratio similar to that of the eukaryotic plasma membrane (about 1:1 by weight). It contains large numbers of integral proteins called porins. These porins form channels that allow molecules 5000 Daltons or less in molecular weight to freely diffuse from one side of the membrane to the other.[5] Larger proteins can also enter the mitochondrion if a signaling sequence at their N-terminus binds to a large multisubunit protein called translocase of the outer membrane, which then actively moves them across the membrane.[11] Disruption of the outer membrane permits proteins in the intermembrane space to leak into the cytosol, leading to certain cell death.[12]

        

 فضای بین غشا    Intermembrane space

The intermembrane space is basically the space between the outer membrane and the inner membrane. Because the outer membrane is freely permeable to small molecules, the concentrations of small molecules such as ions and sugars in the intermembrane space is the same as the cytosol.[5] However, as large proteins must have a specific signaling sequence to be transported across the outer membrane, the protein composition of this space is different than the protein composition of the cytosol. One protein that is localized to the intermembrane space in this way is cytochrome c.[12

  

 غشا داخلی         Inner membrane

The inner mitochondrial membrane contains proteins with four types of functions:[5]

  1. Those that perform the redox reactions of oxidative phosphorylation
  2. ATP synthase, which generates ATP in the matrix
  3. Specific transport proteins that regulate metabolite passage into and out of the matrix
  4. Protein import machinery.

It contains more than 100 different polypeptides, and has a very high protein-to-phospholipid ratio (more than 3:1 by weight, which is about 1 protein for 15 phospholipids). The inner membrane is home to around 1/5 of the total protein in a mitochondrion.[5] In addition, the inner membrane is rich in an unusual phospholipid, cardiolipin. This phospholipid was originally discovered in beef hearts in 1942

   

  دانلود بقیه متن  و  دانلود ترجمه متن   درادامه مطلب

   .

.

آنتوریوم Anthurium
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٩

● نام علمی:Anthurium Andreanum
● نام انگلیسی: Tailflower

    
آنتوریوم دارای انبوهی از ریشه های آبدار، گوشتی و سست می باشد که به نظر می رسد گیاه از داخل گلدان به خارج هل می دهد و گیاه را می توان با دقت و مراقبت توسط جداکردن توده ریشه ها در جایی که گیاهان کوچک مجزا در کنار گیاه مادری مشاهده می شوند تکثیر نمود.
البته بسیار مهم این است که اول خاک را خیس نمائید و هرگز ریشه ها را با زور جدا نکنید، سعی کنید گیاهانی را جدا نمایید که رشد فعال داشته و برگهای جدید تئلید می کنند.
بهترین زمان برای تکثیر از اواسط بهار تا اواسط تابستان که گیاهچه های جدید آزادانه رشد می کنند، می باشد.
پس از جدا کردن ریشه ها، ابتدا ریشه های کهنه، صدمه دیده و بیمار را جدا کنید و سپس آنها را درگلدانی متوسط حاوی کمپوست گلدانی یا خاک سبک همراه با ماسه بکارید. زمانی که گیاهچه ها را در گلدان می کارید، مراقب باشید که به زیر خاک فرونرفته و بالاتر از سطح خاک قرار گیرند.
گیاهچه ها در دمای ۲۴ درجه سانتی گراد در رطوبت بالا نگاه دارید. برای بالا بردن رطوبت می توانید آنها را با کیسه پلاستیکی بپوشانید و یا بصورت منظم و مرتب مه پاشی کنید.
آنتوریوم را می توانید از طریق کاشت بذر در خاک و دمای مشابه نیز کاشت. تکثیر A.sherzerianum کمی آسانتراست. زیرا این نوع آنتوریوم بافت برگی محکم و چرمی دارد و آب را با سرعت کمتری از دست می دهد. در صورتی که انواع دیگر آن نظیر A.crystallinum به میزان بالاتری از رطوبت نیاز دارد و تکثیر آن کمی مشکل است.
گیاه آنتوریوم حداقل ۲۶ گونه زینتی دارد و بخش اسپات رنگی آن اصطلاحاً بنام گل شناخته شده است و دوام بسیار طولانی بصورت شاخه بریده دارد. برای نگهداری آنتوریوم از گلخانه‌هایی با تهویه مناسب استفاده می‌شود که رکود هوا یا کمبود اکسیژن نداشته باشد. برای نگهداری آنتوریوم خاک سبک با PH اسیدی و غنی از مواد غذایی مناسب است. در سال‌های اخیر با گسترش کشت و کار آنتوریوم و در حقیقت ارزشی که این گیاه در بازار جهانی گل و گیاه دارد برای آن کمتر از بستر خاک استفاده می‌شود، و صرفاً در محیط فاقد خاک و در محیط هیدروپونیک به کمک مواد غذایی خاص پرورش می‌یابد.
آنتوریوم ،Anthurium جنسی از خانواده آراسه ها Aracees است که اقسامی از آن بواسطه برگهای پهن و فلزی رنگ با رگهای سفید و نیز گلهایش جالب توجه بوده و در گرمخانه ها می کارند . این گیاهان بوسیله پا جوش تقسیم می‌شوند و رشد ساقه‌ای ندارند بلندی این گیاه به ۳۰ الی ۸۰ سانتیمتر می رسد .
دو رقم از این گل که تاکنون شناخته شده است عبارتند از :

   
۱ ) آنتوریوم شزریانوم A.Schezerianum: که یکی از زیباترین گلها با برگهای پهن جالب است .

۲) آنتوریوم آندرآنوم A.Andreanum: با شاخه های عمودی و رنگهای عالی و برگهای بسیار پهن و شاخه های گل زیبا .

    
شاخه های گل آن بسیار مورد توجه است و مدتها در آب دوام می آورد .
این نوع گل بخصوص برای پرورش در گلخانه مناسب است .
زیرا در این مکان است که مقدار رطوبت ، درجه حرارت و آبیاری به راحتی قابل کنترل می باشد.
نوع آنتوریوم شزریانوم A.Schezerianum برای پرورش در آپارتمان ، یک گل بسیار مناسب است .
این گیاه در شرایط مناسب مرتبا گل داده و برگهای بسیار زیبای آن به رنگهای قرمز درخشان یک ماه و حتی بیشتر دوام می آورد .


● مواظبت های زراعی :


▪ نور : نور ملایم در درجه اول .
▪ حرارت : محیط گرم .
▪ رطوبت : خاک را باید مرطوب نگاه داشت .
▪ جابجا کردن : در زمان جابجا کردن گیاه ( تعویض گلدان ) خاک گلدان باید از مخلوط زیر تهیه شود :
۱ ) خزه ، در حال پوسیدن یا تورب ( پیت) دو قسمت .
۲ ) ورمیکولیت ( از سنگهای معدنی است که بعدا به رُس تبدیل می شود ) یک قسمت .
۳ ) پرلیت ( این هم از سنگهای معدنی است که به رُس تبدیل می شود منتها ذرات آن درشت تر است ) یک قسمت . سپس آن را بطور یکنواخت مخلوط کرده و در گلدان مصرف کنید .
▪ کود : هر ماه یکبار باید از کودهای قابل حل در آب برای آنتوریوم شزریانوم A.Schezerianumاستفاده کرد و برای نوع آنتوریوم آندرآنوم A.Andreanum ماهی دو بار .
▪ تکثیر : ازدیاد این گیاه از طریق قلمه زدن ساقه انجام می شود

راهنمای کاشت گیاهان بدون استفاده از خاک (هیدروپونیک)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٩

بر اساس یک رسم 2500 ساله ایرانیان در عید نوروز ، گندم یا گیاهان دیگری را در مقداری آب می کاشتند و با آن سبزه برای سفره هفت سین تهیه می کردند این شاید اولین کشت هیدروپونیک در جهان بوده که ایرانیان انجام می دادند. تولید روزانه یک تن علوفه در فضای 33 متر مربع : با استفاده از این تکنولوژی در فضای 33 متر مربع ، هر روز می توان یک تن علوفه تازه تولید کرد.این مقدار می تواند خوراک روزانه یک دامداری 300 راسی گوسفند، یک گله 55 راسی گاو شیری یا گوشتی و یک گله 100 راسی اسب را تامین کند.

 مزایای کشت هیدروپونیک :

 1- در جاییکه خاک مناسب ندارد یا خاک دچار بعضی بیماریها است قابل استفاده است.

 2- شخم، آبیاری، مبارزه با آفات خاک، مبارزه با علف های هرز را ندارد و بقیه عملیات های زراعی نیز ساده تر است.

3- برای مناطقی که زمین گران قیمت است برای بدست آوردن بیشترین محصول با تراکم بالا کاربرد دارد.

 4- در این طرح آلودگی خاک وجود ندارد و آلودگی آب هم کمتر است.

 5- کنترل شرایط محیطی از جمله نور، دما، رطوبت و ترکیب هوا بسیار ساده تر است.

 6- در مناطقی که آب شور دارد کاربرد دارد حتی اگر نمکهای محلول در آب به مقدار 500ppm با شد می توان با یک شستشوی محیط آن را بکار برد.

محیط کشت :

 طبقه بندی سیستمهای کشت هیدروپونیک توسط دکتر جان لارسن انواع سیستمها غیر آلی آلی مخلوط 1-ایستاده (معلق) گراول پیت موس پیت موس و پرلیت 2-تکنیک فیلم غذایی ماسه پین بارک پرلیت و پین بارک 3-آئروپونیک پرلیت خاک اره پیت موس و پرلیت 4-هواکشت راک وول ظروف کشت : در حال حاضر ظروفی که یک گالن و یا دو گالن نامیده می شوند بیشتر عمومیت دارند. امروزه تولید کنندگان از یک کیسه پلاستیکی به عنوان محیط رشد استفاده می کنند. توجه :

 1- برای همه ظروف رشد، عمق باید 2/3 تا 2 برابر قطر سایه گیاه در زمانی که به حداکثر رشد برسد در نظر گرفته شود.مثلا اگر سطح سایه گیاهی 12 سانتی متر است عمق ظرف باید بین 18 تا 24 سانتی متر باشد.

 2- گیا هانی که سایه بزرگتر و زمان رشد بیشتری دارند و گیاهانی که در کنار ظروف کشت هستند باید عمق بیشتری داشته باشند.

محلول غذایی :

مهمترین مسئله در کشت هیدروپونیک مدیریت محلول غذایی آن است که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.شما باید خواص و آثار عناصر مختلف را بر رشد گیاه بدانید تا در صورت بروز عوارض کمبود یا ازدیاد یک عنصر بتوانید عنصر مورد نظر را شناسایی کنید و آن را به محلول اضافه کنید. عناصر اصلی و مهم : 9 تا از 16 عنصر ضروری را جزو عناصر مهم طبقه بندی کرده اند: کربن، هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، و گوگرد عناصر کم مصرف(ریز مغزها) گیا هان به طور قابل ملاحضه ای به غلظت کمی از ریز مغزها که از عناصر اصلی هستند احتیاج دارند.این عناصر عبارتند از : بر، کلر، مس، آهن، منگنز، مولیبدن، و روی سیستمهای کشت هیدروپونیک: در اینجا تعدادی از روشهای کشت هیدروپونیک را نام می بریم. شما می توانید بر اساس طرحی که در ذهن خود دارید نیز اقدام به این کار کنید ولی این روشها آزمایش شده است .

 الف)سیستمهای هیدروپونیکی خالص (واقعی)

 1- سیستم ایستا محلول غذایی این یک تکنیک قدیمی هیدروپونیک است ولی هنوز برای مطالعات غذایی انواع مختلف گیاهان بکار می رود. برای این روش مواد زیر لازم است 1- محلول غذایی

 2 – تلمبه هوا

 3- شبکه ای از تارهای ریشه ای مناسب تلمبه، هوا را دائما به داخل محلول پمپ می کند.حباب های هوا هم اکسیژن محلول غذایی را فراهم می کنند و هم محلول را به جریان در می آورند.یک نوع ساده آن به نحوی است که یک درپوش که نور از آن عبور نکند را برداشته و یک سوراخ برای عبور ریشه در آن ایجاد می کنیم و یک لوله هوا که به پمپ متصل است را در ظرف کشت قرار می دهیم محلول غذایی را در ظرف می ریزم و درپوش را گذاشته و گیاه را در آن قرار می دهیم. در این سیستم محلول غذایی هر 7 الی 14 روز یکبار عوض می شود همچنین تلفات آب را باید روزانه جبران کرد حجم محلول غذایی برای یک گیاه (2 تا 4 گالن)9 تا 18 لیتر است

 2- روش کلارک

این تکنیک برای مطالعه عناصر مورد نیاز ذرت و سورگوم بکار رفته ولی روشهای مدیریت محلول غذایی آن را می توان برای گیاهان دیگر نیز بکار برد. در این سیستم ریشه گیاهان را به حالت ایستاده در محلول غذایی قرار می دهند .کاهو و دیگر سبزیجات علفی رشد خوبی در این سیستم دارند.

 3- تکنیک فیلم غذایی مهمترین روش هیدروپونیک یک پیشرفت مهم در زمینه هیدرو پونیک در سال 1970 با ابداع تکنیک فیلم غذایی توسط آلن کوپر اتفاق افتاد از این روش اغلب با عنوان NFT یاد می شود. در این روش ریشه گیاهان به حالت معلق در یک آبشخور یا کانالی از محلول غذایی در یک سیستم بسته قرار می گیرند و محلول غذایی در محیط گردش می کند

 4- آئروپونیک یک از تکنیک های خوش آتیه هیدروپونیک آئروپونیک است. در این روش توزیع آب و عناصر ضروری به ریشه گیاه توسط و سائل ریز کننده مثل مه پاش و میست(یک نوع ریز کننده آب و محلول غذایی )انجام می شود. مزیت این روش تهویه مناسب ریشه ها است .در این روش ریشه ها در هوا رشد می کنند .این روش به صورتی طراحی شده است که امکان استفاده مناسب از آب و عناصر ضروری را فراهم می کند . ریشه ها در این روش باید مرتبا در معرض ارسال محلول غذایی قرار گیرند.در اکثر سیستمهای آئروپونیک در انتهای ریشه ها یک مخزن کوچک آب قرار داده می شود که ریشه ها همیشه به آب دسترسی داشته با شند ب)سیستمهای جذر و مد (فروکش – جریان ) محلول غذایی از این نوع سیستمهای رشد هیدروپونیک سالیان سال استفاده می کردند . هر چند که امروزه آنها به صورت اقتصادی بکار نمی روند و بیشتر کاربرد خانگی و مشغولیتی دارند.ترکیب این ساختار عبارت است از یک محیط ریشه ای خنثی از قبیل گراول، ماسه و پوکه معدنی و ظروف رشد که حجم های یکسانی از محلول غذایی در داخل آنها وجود دارد و لوله های تغذیه کننده و دریچه ها و پمپ های مورد نیاز

 ج)سیستمهای قطره چکان، گلدانی یا کیسه ای/آبشخور کانالی

 محلول غذایی این سیستم رشد هیدروپونیک امروزه کاربرد معمول پیدا کرده است که به صورت تجاری در کشت گیاهان در یک محیط کیسه ای یا گلدانی بکار می رود در این زمینه پرلیت بیشترین کاربرد را دارد.در اطراف کیسه های بکار رفته سوراخهایی برای حرکت پرلیت ایجاد می کنند همچنین برای اینکه به آب و محلول غذایی اضافی اجازه بدهند که از محیط خارج شود و تهویه مناسب صورت بگیرد آب چکان هایی بر لبه کیسه ها قرار می دهند .البته بعضا اصلاحاتی در این سیستم برای تطبیق با محصولات مختلف بوجود آمده .برای مثال کیسه های عمودی آویزان برای کاهو و یا گیاهانی که در کناره کیسه ها قرار می گیرند. برای مثال گیاه توت فرنگی را در سوراخهای کناره کیسه های پرلیت قرار می دهند و محلول غذایی از بالای کیسه ها توسط قطره چکانهای و یا آبشخور های نصب شده به طرف پایین سرازیر می شود د)سیستم مستقیم قطره ای، محلول غذایی راک وول امروزه راک وول در مناطق مختلف جهان برای تولید گوجه فرنگی، خیار و فلفل کاربرد بیشتری دارد. راک وول از یک ماده خنثی که از مخلوط سنگ های آتشفشانی است درست شده .این سنگها را با سنگ آهک مخلوط کرده و تا دمای 1500 تا 2000 درجه سانتی گراد گداخته می کنند الیاف نرمی آزاد می شود که آنها را به هم می پیچند.سپس آنها را به صورت صفحات فشرده در می اورند وآنها را در داخل صفحات پشم سنگ قرار می دهند. صفحات را به صورت یکنواخت بر روی یک سطح قرار می دهند همچنین باید راه هایی برای عبور جریان محلول غذایی و آب در نظر گرفته شود و محلول غذایی بوسیله قطره چکان توزیع می شود. تکنیک های کشت محیط کشت هیدروپونیک با یک محیط خارجی احاطه می شود که می تواند گلدان یا کیسه نیز باشد. آب، شامل کودهای افزودنی با توجه به تقاضای اتمسفری گیاه بکار می رود. در سیستم هایی که گراول و ماسه در آن وجود دارد برای جمع آوری نمک های تجمع یافته احتیاج به یک شستشو بوسیله آب است.

پروکسیلین pyroxylin (سلولز نیترات )
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : شنبه ۱۳۸٧/۱٠/٧

pyroxylin, partially nitrated cellulose (see nitrocellulose ). It is used in lacquers, plastics, and artificial leathers. Pyroxylin lacquers are made by dissolving pyroxylin in a mixture of volatile solvents and adding a plasticizer and a pigment or dye. Pyroxylin plastics are made by colloiding pyroxylin with large amounts of a plasticizer such as camphor; such plastics (e.g., celluloid) are highly flammable. Collodion is a solution of pyroxylin in ether and ethanol.

IIenri Braconnot

discovered in 1832 that nitric acid, when combined with starch or wood fibers, would produce a lightweight combustible explosive material, which he named xyloidine. A few years later in 1838 another French chemist Theophile-Jules Pelouze (teacher of Ascanio Sobrero and Alfred Nobel) treated paper and cardboard in the same way. He obtained a similar material he called nitramidine. Both of these substances were highly unstable, and were not practical explosives.

However, Christian Friedrich Schonbein, a German-Swiss chemist, discovered a more practical solution around 1846. As he was working in the kitchen of his home in BasIc, he spilled a bottle of concentrated nitric acid on the kitchen table. He reached for the nearest cloth, a cotton apron, and wiped it up. He hung the apron on the stove door to dry, and, as soon as it was dry, there was a flash as the apron exploded. His preparation method was the first to be widely imitated - one part of fine cotton wool to be immersed in fifteen parts of an equal blend of sulfuric and nitric acids. After two minutes, the cotton was removed and washed in cold water to set the esterification level and remove all acid residue. It was then slowly dried at a temperature below

1 aacc. Schonbein collaborated with the Frankfurt professor Rudolf Bottger, who had discovered the process independently in the same year. By a strange coincidence, there was even a third chemist, the Braunschweig professor F. J. Otto, who had also produced guncotton in 1846 and was the first to publish the process, much to the disappointment of Schon be in and Bottger. (Itzehoer Wochenblatt, 29 October 1846, columns 1626 f.)

The process uses the nitric acid to convert the cellulose into cellulose nitrite and water:

The sulfuric acid is present, as a catalyst, to protonate the nitric acid to form the nitronium ion.

The power of guncotton made it suitable for blasting. As a projectile driver, it has around six times the gas generation of an equal volume of black powder and produces less smoke and less heating. However the sensitivity of the material during production led the British, Prussians and French to discontinue manufacture within a year.

Jules Verne

viewed the development of guncotton with optimism. He referred to the substance several times in his novels. His adventurers carried firearms employing this substance. The most noteworthy reference is in his From the Earth to the 1\4oon, in which guncotton was used to launch a projectile into space.

Further research indicated that the key was the very careful preparation of the cotton:

Unless it was very well cleaned and dried, it was likely to explode spontaneously. The 

British, led by Frederick Augustus Abel, also developed a much lengthier manufacturing process at the Waltham Abbev Royal Gunpowder Mills, patented in 1865, with the washing and drying times each extended to 48 hours and repeated eight times over. The acid mixture was also changed to two parts sulfuric acid to one part nitric.

Guncotton remained useful only for limited applications. For firearms, a more stable and slower burning mixture would be needed. Guncotton-like preparations were eventually prepared for this role, known at the time as smokeless powder.

Guncotton, dissolved at approximately 25% in acetone, forms a lacquer used in

+ preliminary stages of wood finishing to develop a hard finish with a deep luster. It is normally the first coat applied, sanded, and followed by other coatings that bond to it.

Production

 

Nitrocellulose is made using either concentrated sulfur~/nitric acid or sulfuric acid/potassium nitrate. In general, cotton is used as the cellulose. The cellulose is added to the acid mix to nitrate. After the cellulose has finished nitrating, it is washed and dried. Nitrocellulose is stored wet so it cannot be accidentally lit or explode.

Nitrate film

 

Nitrocellulose was used as the first flexible fi 1m base, beginning with Eastman Kodak products in August, 1889. Camphor is used as plasticizer for nitrocellulose film. It was used until 1933 for X-ray films (where its flammability hazard was most acute) and for motion picture film until 1951. It was replaced by safety fi 1m with an acetate base

    

دانلود ترجمه متن در ادامه مطلب

-- -