بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


پاییز  95  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



گیاه دارویی مرزنجوش بستانی Origanum majorana
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : شنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢۸

مرزنجوش بستانی

مرزنجوش بُستانی (مرزنگوش بستانی – مرزنگوش تر)

Origanum majorana

Syn: Majorana hortensis

Majoram

Lamiaceae

معرفی و گیاهشناسی
مرزنجوش بُستانی یکی از گیاهان دارویی قدیمی جهان است که مردمان مصر و یونان باستان این گیاه را می شناخته اند و از آن به عنوان ادویه استفاده می کرده اند. مرزنجوش بستانی گیاهی علفی و چندساله است که ارتفاع آن گاها به 50 سانتی متر نیز می رسد. برگ های تخم مرغی شکل و گل های سفید آن که توسط 4 ردیف براکته پوشیده هستند، از علائم مشخص برای شناسایی این گیاه محسوب می شوند. بوی بسیار زیبای این گیاه چنان انسان را به خود جلب می کند که یکی از اساتیدم نام این گیاه را ادکلن طبیعی گذاشته بودند.

برگ های تخم مرغی شکل

گل های سفید رنگ و براکته های اطرافشان

پراکنش و نیازهای اکولوژیکی
مرزنجوش بستانی بومی جنوب غربی آسیا است و در کشورمان در مناطق جنگلی شمال بصورت خودرو یافت می شود. مرزنجوش بستانی در طول رویش به هوای گرم، نور کافی و رطوبت متوسط نیاز دارد.

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر این گیاه معمولا توسط بذر و به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم انجام می گیرد. کشت مستقیم بذور در نیمه ی دوم اسفند ماه در زمین اصلی انجام می گیرد و در این مورد انتخاب بذور دارای قوه نامیه بالا اهمیت فراوانی دارد.

برداشت در زمان گل دهی گیاه صورت می گیرد که بصورت قطع اندام رویشی گیاه از فاصله ی 5 سانتی متری خاک است. عمل برداشت در شرایط مناسب محیطی تا 4 مرتبه در طول فصل رویش می تواند انجام گیرد.

 

فرآوری
سرشاخ های گلدار و برگ های این گیاه دارای اهمیت دارویی می باشند و دارای ترکیباتی چون اسانس، تانن، رزین، فلاونوئید و ... هستند. میزان اسانس در برگ های این گیاه بیشتر از سایر قسمت ها است و مهمترین اجزای اسانس شامل گاماترپینن، لینالول، آلفاترپینول و ... می باشند.

یک مرکز فروش گیاهان دارویی

خواص درمانی و کاربرد
برگ ها و سرشاخه های گلدار این گیاه دارای خواص درمانی چون ضد نفخ، آرام بخش، مقوی معده و خلط آور هستند و در استعمال خارجی برای التیام زخم ها کاربرد دارند.
احتیاطات مصرف: هیچ موردی گزارش نشده است.
نحوه ی مصرف: 5 تا 10 گرم از اندام خشک شده ی گیاه را به صورت دمکرده به تعداد سه مرتبه در طول روز مصرف نمائید.

گیاهان دارویی و معطر

گیاه دارویی شیرین بیان Glycyrrhiza glabra
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : شنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢۸

شیرین بیان

شیرین بیان

Glycyrrhiza glabra

Licorice

Fabaceae (Leguminosae)

مشخصات کامل گیاهشناسی

معرفی و گیاهشناسی
شیرین بیان گیاهی است چندساله و از خانواده ی بقولات Fabaceae که ارتفاع آن گاها به 1 تا 2 متر می رسد. برگ های آن به فرم شانه ای مرکب فرد می باشند که برگچه های آن دارای حالت چسبناکی هستند. گل های شیرین بیان به رنگ های آبی یا آبی متمایل به ارغوانی و گاها زرد دیده می شوند. میوه ی این گیاه از نوع نیام است که معمولا هر میوه دارای 3 تا 6 عدد دانه ی لوبیایی شکل می باشد. ریشه ها و ریزوم های این گیاه دارای پوستی قهوه ای رنگ هستند که پس از جدا کردن این پوسته ی خارجی به سایر قسمت های ریشه می رسیم که به رنگ زرد دیده می شوند و دارای طعم شیرینی می باشند.

برگ ها

پراکنش و نیازهای اکولوژیکی
شیرین بیان در اکثر مناطق جهان بخصوص میان دو عرض جغرافیایی 30 و 45 درجه در نیمکره شمالی زمین  می روید. این گیاه در کشورمان نیز پراکنش بسیار وسیعی دارد و در استان هایی چون خراسان (شمالی و رضوی)، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، گلستان، کردستان، فارس، اصفهان، تهران و ... مشاهده می شود. شیرین بیان بطور کلی گیاهی نورپسند است که در طول رویش به هوای گرم و رطوبت متوسط نیاز دارد.

گل ها و برگ ها

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر رویشی (تقسیم ریزوم و ریشه) روش تجاری تکثیر شیرین بیان می باشد اما این گیاه را بوسیله ی بذر نیز می توان تکثیر نمود که در اینجا به تکثیر رویشی این گیاه می پردازیم. در فصل پائیز (آبان ماه) ریزوم گیاهان 3 تا 4 ساله را پس از خروج از خاک به قطعات 15 تا 25 سانتی متری تقسیم می کنند. این قطعات را در ردیف هایی با فاصله ی 60 تا 80 سانتی متر و با فاصله ی30 تا 40 سانتی متر از یکدیگر کشت می نمایند. پس از کاشت بایست به سرعت آبیاری صورت بگیرد. شیرین بیان یکی از گیاهان دارویی است که بیشتر بصورت بهره برداری از طبیعت به بازار مصرف می رسد و کمتر مورد کشت و کار قرار می گیرد و جالب است که بدانیم ریشه ی این گیاه بصورت خشک شده یا عصاره، یکی از مهمترین اقلام صادراتی کشورمان در بخش گیاهان دارویی است و در بسیاری از کشورهای اروپایی نظیر انگلیس،  بلژیک، فرانسه و ... مورد کشت وسیع قرار می گیرد.
برداشت ریشه های این گیاه در فصل پائیز سال سوم یا چهارم صورت می گیرد. این عمل در سطوح کوچک با استفاده از بیل و در سطوح وسیع توسط ماشین های مخصوص انجام می شود.

دمکرده و جوشانده

فرآوری
قسمت مورد استفاده ی این ریشه های این گیاه هستند که دارای ترکیبات مختلفی می باشند. مهمترین ترکیب موجود در ریشه های این گیاه اسید گلیسریزیک است که 50 بار از شکر شیرین تر می باشد و مقدار آن با توجه به شرایط محیطی و واریته ی گیاه بین 5 تا 20 درصد می باشد.

خواص درمانی و کاربرد
مهمترین خواص درمانی ریشه های این گیاه عبارتند از: ملین،خلط آور، مدر، درمان کننده ی زخم معده و اثنی عشر، موثر در درمان بیماری های دستگاه تنفس مانند برونشیت و التهاب نای و ... . در داروسازی از عصاره ی ریشه ها برای شیرین کردن طعم داروها بصورت گسترده استفاده می شود.


احتیاطات مصرف: مصرف بی رویه ی ریشه های این گیاه بدلیل تحریک غدد فوق کلیوی و ترشح بیش از اندازه ی هورمون آلدسترون ممنوع اعلام گردیده است. این حالت سبب عوارضی چون اختلال در فعالیت های متابولیسمی، بالا رفتن فشار خون  و ... می گردد. مصرف این گیاه در دوران بارداری و شیردهی منع شده است.
نحوه ی مصرف: 1 تا 4 گرم از پودر ریشه ها را بصورت دمکرده و یا جوشانده به تعداد سه مرتبه در طول روز استفاده می کنیم.

محصولات

کامتون شیرین با شیرین بیان !!

 

تصاویر این گیاه

گیاه دارویی مریم گلی Salvia officinalis
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : جمعه ۱۳۸٧/۱٠/٢٧

مریم گلی

مریم گلی

Salvia officinalis

Sage – Purple Sage

Lamiaceae

مشخصات کامل گیاهشناسی

معرفی و گیاهشناسی
مریم گلی یک گیاه دارویی علفی و چندساله است که ارتفاع اش به 40 تا 80 سانتی متر می رسد. قسمت های مختلف این گیاه دارای کرک های خاکستری رنگ است و برگ های این گونه ی مریم گلی برخلاف گونه های دیگر بلند و نیزه ای شکل می باشد. گل های این گیاه به رنگ آبی مایل به بنفش هستند.

یک بوته ی کشت شده


پراکنش و نیازهای اکولوژیکی
مریم گلی بومی مناطق شمال مدیترانه است و این گیاه بومی کشورمان نیست ولی بخاطر اهمیت دارویی اش در کشورمان کشت و کار می شود. مریم گلی گیاهی است که به گرما و هوای خشک برای رشد مطلوب نیاز دارد.

کشت بوسیله ی بذر

کاشت، داشت و برداشت
تکثیر این گیاه بوسیله ی بذر یا از طریق تقسیم بوته امکان پذیر است و برای این کار معمولا در روش کشت مستقیم بذور را در اواخر آبان ماه در ردیف هایی با فاصله ی 50 سانتی متر و با فاصله ی 50 سانتی متر از هم کشت می نمایند. کشت غیر مستقیم بذور در اوایل بهار با استفاده از خزانه هوای آزاد صورت می گیرد. نشاهای حاصل را در اوایل پائیز به زمین اصلی منتقل می نماییم. تکثیر این گیاه از طریق تقسیم بوته در مورد گیاهان 3 تا 4 ساله در فصل پائیز قابل انجام می باشد.

تقسیم بوته

برداشت شامل چیدن برگ ها یا قطع پیکر رویشی گیاه است که از سال دوم به بعد می توان 2 تا 3 مرتبه این عمل را انجام داد.

برگ های خشک شده

فرآوری
برگ ها و سرشاخه های مریم گلی دارای اسانس، موسیلاژ، ترکیبی به نام سالوین، فلاونوئید، ساپونین و .. هستند. اسانس این گیاه دارای ترکیباتی چون تویون، سینئول، کامفور، پینن و .. است و به رنگ زرد بسیار کمرنگ می باشد.

 


خواص درمانی و کاربرد
برگ ها و سرشاخه های گلدار مریم گلی خواص درمانی متعددی دارند که مهمترین آنها عبارتند از: ضدعفونی کننده (در صورت استفاده ی خارجی)، ضدتشنج، کمک کننده به هضم غذا، کاهش دهنده ی قند خون، ضدنفخ و ... .

احتیاطات مصرف: مصرف این گیاه در دوران بارداری منع شده است و فرآورده های حاصل از این گیاه سبب کاهش ترشح غدد شیری در مادران می شوند.
نحوه ی مصرف: 2 تا 3 گرم برگ خشک شده را بصورت دمکرده سه بار در طول روز مصرف نمائید.

بدون توضیح !!

 

 تصاویر این گیاه

زهکشی Drainage
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٦

زهکشی Drainage

 به زبان ساده میتوان گفت زهکشی خارج کردن آب و املاح اضافی از بستر و یا عمق خاک است .در کشاورزی هدف از زهکشی ، بیشتر فراهم کردن محیطی مناسب برای رشد ریشه گیاه است ( از نظر تهویه و شوری)  در تعریفی جامع تر میتوان گفت زهکشی به معنی خارج شدن طبیعی یا مصنوعی آب مازاد از یک منطقه بوده و از مباحث بنیادی هیدرولوژی مهندسی است .  

اهمیت زهکشی : هر وقت زمین را آبیاری میکنیم سطح آب سفره زیرزمینی بالا می آید و امر تهویه در منطقه ریشه با مشکل مواجه میشود ضمنا تجمع املاح نیز باعث ایجاد شوری در خاک میگردد .

 مسائلی که به خاطر عدم تهویه در خاک بوجود می آیند :

 

1-کاهش تنفس ریشه و موجودات زنده

2-کاهش نفوذپذیری و حرکت کند املاح در خاک

3- تشکیل ترکیبات سمی در خاک ( انجام عملیات احیا به جای اکسیداسیون)

4-کاهش تولید مواد غذایی در خاک

 بعضی از زمینها بصورت طبیعی زهکشی شده اند ( به علت وجود شیب و با کمک نیروی ثقل )و در بعضی از موارد زهکشی بصورت مصنوعی انجام میشود مانند کانال یا لوله .

نگاهی به مقایسه درصد مصرف آب در کشورهای مختلف جهان میتواند اهمیت زهکشی را برای ما نمایان تر سازد.


 

تاریخچه زهکشی

 زهکشی کشاورزی،‌ بنا به عقیده سازمان خواربار و کشاورزی جهانی، نه هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد. در آن هنگام لوله به کار برده نمی‌شده بلکه به احتمال زیاد از سنگ و سنگ‌ریزه و شاخ و برگ گیاهان بهره‌گیری می‌شد. اولین لوله‌های زهکشی حدود چهار هزار سال قدمت دارند. در اروپا، اولین زهکشی زیرزمینی حدود دو هزار سال پیش نصب شده‌است.  

در کتابی که در حدود سه هزار سال پیش در چین نگاشته شده، نقشه‌هایی از سیستم زهکشی مشاهده می‌شود. هرودت،‌ در حدود 2400 سال قبل،‌اشاره‌هایی به کاربرد زهکشی در درّه نیل دارد.

 اولین مدارک ثبت شده زهکشی بوسیله شخصی به نام کاتو در دو سال ق . م .ثبت شده است .  یک سال ق. م . شخصی به نام پلینگ، سیستم زهکشی خندقی را پیشنهاد کرد که از ریگ و شاخ و برگ پر شده بود و به عنوان یک زهکش زیرزمینی عمل میکرد.البته قنات که ابداع آن در حدود سه هزار سال قبل توسط ایرانیان صورت گرفته است یکی از قدیمیترین سیتمهای زهکشی محسوب میشود و در اینجا بد نیست اشاره ای نیز به سیستم زهکشی تخت جمشید کرد که این سیستم در نوع خود در جهان از نظر تاریخی بی نظیر است .  زهکشی مدتی در جهان به فراموشی سپرده شد تا اینکه در 1544 میلادی در انگلستان دوباره زندگی جدیدی یافت. اولین تنبوشه ساز سفالی در 1840 در انگلستان به کار گرفته شد. در امریکا زهکشی لوله‌ای در دو سدة پیش آغاز شد..  

زهکشی در ایران :

احداث اولین شبکه‌های نوین آبیاری و زهکشی در دهه 1310 در جنوب کشور صورت گرفت و اولین زهکش روباز با استفاده از ماشین در حوالی سال 1335 در شاوور خوزستان ساخته شد. در سال‌های 1341 و 1342 اولین شبکه زهکشی زیرزمینی با استفاده از لوله‌های سفالی در دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور (شهید چمران) واقع در ملّاثانی (رامین) اهواز در وسعتی حدود 500 هکتار با نیروی کارگری به اجرا در آمد. در همین سال‌ها بود که اولین ماشین زهکشی وارد کشور شد. اولین طرح بزرگ زهکشی به وسعت 11000 هکتار در هفت تپه به اجرا درآمد. سپس زهکشی اراضی شرکت کشت و صنعت کارون و همزمان با آن زهکشی اراضی آبخور سد وشمگیر در گرگان آغاز شد. دشت‌های مغان، دالکی در بوشهر،‌ زابل، میان‌آب، بهبهان، طرح‌های هفت‌گانه توسعه نیشکر در خوزستان از جمله طرح‌های بزرگ دیگری هستند که اجرای آنها به اتمام رسیده است.

 اهداف زهکشی :  

1-جمع آوری و خارج کردن املاح اضافی 2-جمع آوری آبهای سطحی ناشی از روان آب ،که این مساله بیشتر در مناطق مرطوب کاربرد دارد و لازم به ذکر است در مناطق مرطوب کانالهای سطحی زهکش را بصورت عریض میسازند.3-ایجاد تهویه مناسب در محیط خاک ریشه 4-بهبود کارایی ماشین آلات ( مخصوصا کشاورزی ) 5 -استحکام بخشیدن به ساختمان خاک و ...

 فواید زهکشی :  

از فواید زهکشی میتوان جلوگیری از وقوع سیل ، به زیر کشت بردن اراضی جدید، زودتر گرم شدن خاک در فصل بهار ، شروع زودتر عملیات کشاورزی ، کیفیت و کمیت بهتر محصولات ، شستشوی املاح اضافی و بهتر شدن وضعیت مسائل بهداشتی را نام برد .در تعریفی جامع تر از این فواید میتوان گفت فواید زهکشی به شرح زیر است .

 1-کنترل و جلوگیری از ماندابی شدن ، ۲.کنترل و جلوگیری از شورشدن اراضی ، ۳.کنترل فرسایش ، ۴.کنترل سیل ، ۵.حفاظت محیط زیست ، ۶.سلامت عمومی و بهداشت ، ۷.جلوگیری از راکد شدن آب و ایجاد بوی تعفن و نامطبوع در محیط مزرعه ،۸.حفاظت از ابنیه و تاسیسات عمومی و ۹.توسعه روستایی و امنیت غذایی  

معایب زهکشی :

 1-شستن و خروج بعضی از املاح مفید خاک به همراه املاح مضر 2- هزینه بر بودن مطالعه و اجرا 3-ازبین بردن اکوسیستم طبیعی منطقه به علت کم کردن رطوبت و نتیجتا غیر قابل زیست شدن آن منطقه برای بعضی از موجودات مانند پرندگان به علت کم شدن رطوبت 4- ازبین رفتن علفهای طبیعی منطقه 5- اشغال بخشی از زمین زراعی و تقسیم زمین به قطعات جداگانه 6- افزایش خطر آتش سوزی  

منشاء زه آب:  

 

 زه آب ممکن است ناشی از بارندگی ، ذوب برف ، آب آبیاری ، جریانات سطحی و نشت زیر سطحی از اراضی مجاور ، سریز و طغیان رودخانه ها، نشت از کانالهای آبیاری و صعود سطح ایستابی باشد.

 در نواحی مرطوب بارندگی های مداوم ؛ در نواحی سردسیرتغذیه ناشی از ذوب برف و در نواحی سردسیر تغذیه ناشی از ذوب برف و در نواحی خشک ونیمه خشک ، آبیاری طغیانهای فصلی ، آبشویی اراضی و صعود سطح ایستابی ، منشآ اصلی زه آبها به دشمار میروند.با توجه به موارد ذکر شده ، عواملی چون روش آبیاری ( ثقلی - تحت فشار)، فیزیوگرافی (توپوگرافی، شکل زمین)، شبکه آبراهه ، عمق لایه نفوذ ناپذیر ،لایه بندی خاک، ویژگیهای هیدرودینامیکی خاک (نفوذ پذیری سطحی ، هدایت هیدرولیکی) و خصوصیات شیمیایی خاک( شوری ،کسر آبشویی ، قلیائیت)بطور غیر مستقیم بر زهدار شدن اراضی موثرند.  

انواع سیستم های زهکشی :

 از دیدگاههای متفاوت ، زهکشها را به انواع مختلفی تقسیم بندی می نمایند .در صورتی که نوع زه آب از نظر سطحی یا زیر سطحی مورد توجه باشد ، زهکشها را به دو دسته زهکشهای سطحی و زیر سطحی تقسیم بندی می نمایند . در شرایطی که سازه های زهکشی مورد توجه باشند ،زهکشها را به دو دسته زهکشهای روباز و زهکشهای لوله ای(زیر زمینی) تقسیم بندی می نمایند که در مورد اخیر زهکشی قائم ( چاه زهکش )را نیز در بر میگیرد. توجه به این نکته ضروری است که زهکشهای روباز علاوه بر زه آبهای سطحی ،پروفیل خاک را نیز زهکشی می نمایند.هر سیستم زهکشی دارای اجزایی است که بسته به نوع سیستم ،ابنیه ابی متفاوتی را شامل میشود.  

سیستم زهکشی سطحی : برای مناطق مرطوب بیشترین کاربرد را دارد و به خاطر اینکه بارندگی در سطح زمین تجمع پیدا میکند ، این سیستم بصورت کانالهای عریض و کم عمق( شبکه نهرهای قابل گذر) بکار میرود بطوریکه ماشین آلات هم میتوانند براحتی از روی آن حرکت کنند .

 

 سیستم زهکشی زیرزمینی: بصورت کانال روباز عمیق تا عمق حدود 2 متر و یا لوله گذاری زیرزمینی است . زهکشی زیر زمینی بصورت عمودی نیز میتواند باشد ( حفر چاه )  لوله های زهکش زیر زمینی بصورت قطعه قطعه می باشند که یا بصورت ساده است و یا بصورت نرو مادگی .  

انواع زهکش:

    

بقیه متن در ادامه مطلب

  

سپتوریای برگ گندم ( Septoria leaf blotch
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٥

                                     

به این بیماری، سوختگی خالدار برگ گندم نیز گفته می‌شود و نخستین بار در کشور در سال 1320 توسط پتراک و سپس در سال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. هم اکنون نیز در برخی استانهای کشور از جمله ؛ گلستان، مازندران، خوزستان، فارس و ایلام مشاهده شده و خسارت می‌زند.

نشانه‌های بیماری

 ابتدا به صورت لکه‌های کوچک نامنظم به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز ظاهر می‌شود. لکه‌ها بوسیله رگبرگها محدود شده و بصورت طولی توسعه می‌یابند. به تدریج که لکه‌ها پیشرفت می‌کنند، از مرکز تغییر رنگ داده و خاکستری می‌شوند و به مرور تمام سطح برگ را فرا می‌گیرند و در نهایت خالهای سیاه ریز (پیکنیدیومها ) در روی لکه‌ها ظاهر می‌شوند. در اغلب موارد زردی و خشکیدگی برگ نیز اتفاق می‌افتد.

عامل بیماری

 در مرحله غیر جنسی قارچ Septoria tritici Rob.in Desm. (ایجاد پیکنیدیوم و پیکنیدیوسیپور می‌کند ) و در مرحله جنسی قارچ . Mycosphaerella graminicola (Fuckel ) Schroeter‌ ( ایجاد پرتیسیوم‌ها، آسک و آسکوسپور می‌کند ) می‌باشد.

پیکنیدیوسپورها شفاف، رشته‌ای باریک و اندازه آنها 4/3-7/1 * 86-39 میکرومتر می‌باشد. آسکوسپورها شفاف، بیضوی و 6- 5/2  * 16-9 میکرومتر با دو سلول مساوی است.

در سیکل بیماری، کاه و بقایای گندم منبع اینوکلوم اولیه هستند. پیکنیدیوسپورها برای ماهها در دمای 10-2 درجه سانتی‌گراد زنده باقی می‌مانند. مایعی که در آن اسپورها تراوش می‌شود، آنها را از تاثیر تابش نور خورشید و خشک کردن حفظ کرده و جوانه‌زدن آنها را تحریک میکند. در شرایط مرطوب این اسپورها بوجود آمده و در اثر باران انتشار یافته و در فصل زراعی آلودگیهای اولیه را سبب می‌شوند. آسکوسپورها در تابستان و پاییز ایجاد شده و لوله تندش حاصل از دو نوع اسپور، گندمها را بطور مستقیم یا از راه روزنه آلوده می‌کنند. حرارت مناسب برای جوانه‌زدن و ایجاد آلودگی 15 تا 25 درجه سانتی‌گراد و محدوده آن 5 تا 35 درجه سانتی‌گراد است.

حقدل و بنی‌هاشمی (1381) نحوه بقا و تعیین دامنه میزبانی S.tritici  را مورد بررسی قرار دادند. در مطالعه بقا قارچ، برگهای آلوده حاوی پیکنیدیوم در اعماق مختلف خاک (0-10-20-30 و 40 سانتی متری) قرار داده شدند. پیکنیدیوسپورها در سطح خاک قدرت جوانه‌زنی خود را بعد از گذشت 8 ماه کاملاً ‌از دست داده، در صورتیکه در دمای 5-4 درجه سانتی‌گراد قدرت جوانه ‌زنی اسپورهای قارچ بعد از 25 ماه به 18 تا 20 درصد رسید. در اعماق مختلف خاک با کلونیزه شدن برگها توسط قارچهای پوده‌زنی (ساپروفیت)، پیکنیدیوم‌ها در مدت کمتر از دو ماه از بین رفتند. جهت تشکیل فرم جنسی در شرایط طبیعی، بوته‌های گندم آلوده به سپتوریوز بعد از برداشت در هوای آزاد قرار داده شد. مشخصات مورفولوژیکی فرم جنسی تولید شده با مشخصات  M.graminicolaگزارش شده توسط محققین دیگر مطابقت داشت، ولی به علت عدم تندش آسکوسپورها اثبات بیماریزایی انجام نگردید. تلاش برای تشکیل فرم جنسی در آزمایشگاه موفقیت آمیز نبود، همچنین از بذور جمع‌آوری شده از مزارع گندم آلوده به سپتوریوز، قارچ عامل بیماری جداسازی نشد. جهت بررسی دامنه میزبانی قارچ به منظور تعیین نقش علفهای هرز در بقا و ازدیاد عامل بیماری، در شرایط گلخانه گیاهان مختلفی که تعدادی از آنها علفهای هرز مزارع گندم می‌باشند، با جدایه‌های پاتوژن مایه‌زنی شدند. چهل تا چهل و پنج روز بعد از مایه‌زنی، در برگهای خشک و پیر دو گیاه Lolium rigidum  و Secale cereale پیکنیدیوم‌های قهوه‌ای و ریز مشاهده گردید که با اثبات بیماریزایی روی گیاه گندم، دو گونه فوق میزبان ثانوی برای قارچ تعیین گردیدند. در شرایط مزرعه در هیچ یک از علفهای هرز بررسی شده علایم سپتوریوز مشاهده نگردید.

 

مبارزه

میزان کاهش عملکرد ناشی از آلودگی سپتوریوز برگی در ارقام تجاری گندم با مقاومت‌های متفاوت در خوزستان بررسی شد. به جز رقم چمران که نسبت به بیماری نیمه مقاوم ارزیابی گردید، تقریباً تمامی ارقام گندم نان توصیه شده یا در حال کشت استان نسبت به آن حساس می‌باشند. در این مطالعه درصد کاهش عملکرد چمران به عنوان یک رقم نیمه مقاوم، نسبت به ارقام حساس و نیمه حساس توصیه شده استان در مزارع آلوده بررسی شد. نتایج نشان داد که میزان کاهش عملکرد رقم چمران در زمانهای مختلف آلودگی نسبت به شاهد محافظت شده (با قارچکش) 3 تا 11 درصد بود. حداکثر کاهش عملکرد ارقام حساس فلات، اترک و داراب2 به ترتیب 44، 42 و 31 درصد تعیین شد. بیشترین خسارت در ارقام حساس مربوط به وزن هزار دانه و تعداد دانه در سنبله بود. کاهش عملکرد چمران نسبت به ارقام حساس بطور معنی‌داری، کمتر بود (‌دادرضایی و همکاران ، 1381).

مقاومت لاین‌های پیشرفته گندم دیم در برابر بیماری سپتوریا برگی در مراحل گیاهچه‌ای و گیاه کامل در نقاط مختلف ایران، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. به منظور تعیین مقاومت 200 ژنوتیپ پیشرفته گندم دیم سردسیری و گرمسیری، جدایه‌های عامل بیماری از مناطق مختلف کشور جمع‌آوری و پس از جداسازی از بافت میزبان، روی محیط کشت مصنوعی YMSA‌ خالص‌سازی و ‌تکثیر شدند. مخلوط جدایه‌ها در شرایط دمایی 18 درجه سانتی‌گراد و رطوبت 85% در فیتوترون، روی گیاهچه‌ها مایه‌زنی گردید و در دومین و سومین هفته پس از تلقیح از سطح نکروز برگ یادداشت برداری به عمل آمد. برای ارزیابی مقاومت در شرایط مزرعه‌ای، لاین‌ها در خطوط یک متری و فواصل 30 سانتی‌متر از هم کشت شدند و تلقیح طبیعی و مصنوعی با استفاده از جدایه‌های همان محل در شرایط مناسب و زیر سیستم افشانه انجام گرفت. یادداشت برداری پس از توسعه کافی بیماری روی رقم حساس انجام شد. نتایج مبین این بودند که بین تیپ‌های آلودگی گیاهچه‌ای و گیاه کامل ارتباط معنی‌داری وجود ندارد و نیز ارتباط بین تیپ‌های آلودگی گیاه کامل بین دو محل اجرا به ویژه برای لاین‌های سردسیر معنی‌دار نیست. همچنین بر مبنای تیپ آلودگی گیاه کامل ارتباط معنی‌داری وجود ندارد و نیز ارتباط بین تیپ‌های آلودگی گیاه کامل بین دو محل اجرا به ویژه برای لاین‌های سردسیر معنی‌دار نیست. همچنین بر مبنای تیپ آلودگی گیاه کامل 8%‌ لاین‌ها بدون هیچگونه آلودگی، 9% مقاوم، 15% نیمه حساس و بقیه کاملاً حساس بودند (ترابی و همکاران ، 1381).

  

بقیه در ادامه مطلب

Fusarium Head Blight فوزاریوم سنبله گندم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٥

                        

این بیماری به اسامی مختلفی از جمله ؛ بلایت فوزاریومی سنبله، بلایت سنبله، سفید شدن سنبله، اسکب گندم (Wheat Scab) ، کپک صورتی یا اسکب صورتی، بیماری Tombstone و بیماری Fusarium glume spot شناخته شده و نامگذاری گردیده است.

 

نشانه‌های بیماری

نخستین نشانه آلودگی سنبله‌ها، ایجاد یک لکه کوچک آبسوخته و کم و بیش قهوه‌ای رنگ، در قاعده یا وسط گلوم یا روی محور سنبله است. سپس این آبسوختگی و بیرنگ شدن از نقطه آلودگی در تمام جهات گسترش می‌یابد. آلودگی ممکن است فقط سنبلچه‌های منفرد یا کل سنبله را در برگیرد. در امتداد لبه گلومها و یا در قاعده سنبلچه‌ها رشد میسلیومی صورتی تا قرمز رنگ به حالت کرکی بوضوح دیده می‌شود. دانه‌های گندم سنبلچه‌های آلوده اغلب چروکیده، تیره رنگ ، پوک و لاغر می‌باشند. سنبلچه‌های آلوده قبل از بلوغ سفید رنگ می‌شوند. در صورتی که هوای گرم و مرطوب ادامه یابد، سنبلچه‌های روی سنبله‌هایی که زود آلوده شده‌اند هنگام برداشت محصول با ظهور پریتسیوم‌های آبی - سیاه، خالدار می‌شوند( شکل 4).

عامل بیماری و ویژگیهای فیزیولوژیکی آن

هرچند گونه‌هایی از جنس Fusarium بعنوان عامل این بیماری معرفی گردیده‌اند، ولی گونه F.graminearum Schwabe یکی از مهمترین آنها شناخته شده است. این گونه در سال 1977 توسط ارشاد (1374) از گندمهای منطقه مازندران گزارش گردید. گونه اخیر دارای دو گروه است، گروه I آن به ریشه و طوقه و گروه II آن به سنبله گندم حمله می‌کند. فرم جنسی قارچ عامل بیماری بنام Giberella zeae(schw.)Petch می‌باشد که ایجاد پریتسیوم می‌کند.

کاظمی (1376) از مزارع آلوده گرگان و گنبد، تعداد 32 نمونه بطور مجزا جمع‌آوری نمود. در این مزارع سنبله‌های آلوده، به لحاظ وجود پوشش صورتی - نارنجی رنگ قارچ، از سنبله‌های سالم قابل تشخیص بودند. در آزمایشگاه از نمونه‌های جمع‌آوری شده، 18 جدایه  فوزاریوم جداسازی و خالص شده و گونه تمامی جدایه‌ها، F.graminearum تشخیص داده شد. همچنین به منظور انتخاب بیماریزاترین جدایه‌ها، از توانایی آنها در بروز (incidence) بیماری در سنبله‌ها استفاده شد که با توجه به نتایج بدست آمده تعداد 5 جدایه با 87 تا 100 درصد آلوده‌سازی خوشه‌ها، برای مطالعات و بررسیهای بعدی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین می‌توان دریافت، این گونه می‌تواند عامل اصلی بیماری در منطقه باشد.

مهمترین ویژگی گونه F.graminearum تولید مایکوتوکسین‌های مختلف ، با توجه به شرایط محیطی و نوع میزبان می‌باشد، که عامل مایکوتوکسیکوزهای شدید در انسان و حیوانات است و از علایم آنها بی‌اشتهایی، تهوع و گرفتگی ماهیچه‌ها می‌باشد. در بررسی 37 نمونه دانه گندم از مزارع آلوده به این بیماری در مازندران، غلظت زیرالنون (ZON) بین 6/42-3 و داکسی نیوالنول (DON) تا 5/10 میلی‌گرم در کیلوگرم برآورد شده و تأثیر بیولوژیکی این مایکوتوکسین‌ها در غلظت‌های متعارف، روی لاروهای خرچنگ دریایی آب شور تا 85 درصد تعیین گردید (زمانی‌زاده و خورسندی، 1374).

همچنین به منظور ارزیابی آلودگی مزارع شمال کشور به مایکوتوکسین‌های فوزاریوم در سال 1375، 35 نمونه از گندمهای تازه درو شده شمال ایران (مناطق گنبد و گرگان) جمع‌آوری شده و وجود و میزان 8 مایکوتوکسین؛ نیوالنول، داکسی نیوالنول، فوزارنون ـ ایکس، دی استوکسی سیرپنول، نیوسولانیول، تی-توکسین، اچ تی- 2 توکسین و زیرالنون، بطور همزمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که از مجموع 35 نمونه حاوی مقادیر بسیار بالایی زیرالنون بودند. میانگین مقادیر نیوالنول ppm 6/577 ، نیوسولانیول ppm 2/476 و زیرالنون ppm 3/3464 بود. در ضمن سایر توکسین‌ها در هیچ یک از نمونه‌های مورد بررسی یافت نشدند (یزدان پناه و همکاران، 1377).

گلزار و همکاران (1379) ارتباط بین تولید توکسین داکسی نیوالنول و بیماریزایی جدایه‌های قارچ F.graminearum ، عامل بلایت سنبله گندم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور هشت جدایه قارچ عامل بیماری با توانایی تولید مقادیر متفاوت توکسین DON شامل؛ دو جدایه با حداکثر میزان تولید (mg/g 4/2156 و 2/1969) ، دو جدایه با توکسن زایی متوسط (mg/g 5/580 و 539) ، دو جدایه با توکسین زایی پایین (mg/g 52/269 و 2/176) و دو جدایه نیز بدون توانایی تولید توکسین DON ، بطور تصادفی از جدایه‌های گونه مزبور انتخاب شدند. مایه‌زنی گندم رقم فلات در مرحله گلدهی، با سوسپانسیون 20-15 ماکروکنیدی، در 10 میکرو لیتر آب مقطر استریل، در یک سنبلچه میانی هر سنبله انجام شد. پیشرفت بیماری در سه مرحله 10، 15 و 20 روز بعد از مایه‌زنی با شمارش تعداد سنبلچه آلوده ارزیابی گردید. از نتایج بدست آمده چنین استنباط گردید؛ در جدایه‌هایی که دارای توانایی تولید بالای توکسین DON می‌باشند، این عامل موجب افزایش ویرولانس قارچ عامل بیماری می‌گردد.

تاثیر فیتوتوکسین‌های نیمه خالص F.graminearum ، روی بذور در حال جوانه‌زنی و بافت گندم در رابطه با مقاومت گندم به بلایت فوزایومی خوشه مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار 26 لاین گندم نان، از نقطه نظر تحمل بالقوه بذور در حال جوانه‌زنی به فیتوتوکسین‌ها با استفاده از فیتوتوکسین‌های نیمه خالص قارچ عامل بیماری بررسی شده و همبستگی تحمل آنها به عصاره فیتوتوکسیک و مقاومت مزرعه‌ای آنها نیز محاسبه گردید. با تیمار قطعات کولئوپتیل در حال رشد همان ارقام، بوسیله فیتوتوکسین‌های نیمه خالص، نتایج نشان داد که اگر چه تنوع پذیری زیادی بین لاین‌های متفاوت گندم از نظر تحمل آنها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص وجود داشت، لیکن هیچ همبستگی میان تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه‌خالص و شاخص بیماری (ns 08/0R=) و بین تحمل لاین‌ها به فیتوتوکسین‌های نیمه خالص و حدوث بیماری (ns 08/0- R=) وجود نداشت (پاکدامن و همکاران، 1379) .

 

چرخه بیماری

عامل بیماری زمستان را در بقایای میزبان می‌گذارند، بقایان گندمیان، ساقه ذرت و کلش گندم از منابع اولیه آلودگی بحساب می‌آیند و در عین حال در بذور گندم نیز باقی می‌مانند. کنیدیها یا آسکوسپورهای حـاصل از این منـابع آلـودگی بـه وسیلـه بـاد انتشـار یـافته و در مـرحله گلـدهی (Anthesis) که حساسترین مرحله گندم به بیماری است، موجب آلوده‌سازی گیاه می‌شوند. در این مرحله سطوح بالایی از اسید آمینه‌های کولین (choline) و بتیین (betaine) درون بساکهای بیرون زده از گل، تولید شده و این مواد باعث تحریک رشد قارچ F.graminearum گردیده و به دنبال آن آلودگی سنبله توسط این پاتوژن شدت می‌یابد. از آنجایی که دوره اصلی آسیب‌پذیری گندم به بیماری در طول مرحله گرده‌افشانی است، قارچ عموماً به یک سیکل آلودگی در فصل محدود می‌شود. فراوانی اینوکلوم اولیه و شرایط آب و هوایی در طور مرحله گرده‌افشانی، از عوامل تعیین کننده شدت این بیماری است. تنش‌های تغذیه‌ای نیز ممکن است حساسیت گیاه را به آلودگی افزایش دهند. درجه حرارت مناسب برای آلودگی و توسعه بیماری 25 درجه سانتیگراد است، در دمای 15 درجه سانتیگراد آلودگی کم بوده یا اصلاً اتفاق نمی‌افتد و بروز بیماری در درجه حرارت 20 تا 30 درجه سانتیگراد شدت می‌یابد. دوره‌های رطوبتی مورد نیاز برای آلودگی بسته به دما و مرحله رشدی گیاه از 36 تا 72  ساعت متغیر است و این دوره‌ها بخصوص در مرحله گلدهی برای آلودگی اهمیت دارد.

 ملیحی پور (1376) بیماری بلایت خوشه گندم و نقش چند عامل محیطی در توسعه آن در مناطق گرگان و مازندران را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور داده‌های مربوط به یک سری از عوامل جوی که احتمال می‌رفت، مساعد بودن آنها در دوره گلدهی ارقام مختلف مربوط به یک سری از بیماری بلایت فوزاریومی خوشه را افزایش دهد، برای سالهای 76-1371 از ایستگاههای هواشناسی هاشم آباد (گرگان) و قراخیل (مازندران) تهیه شده و جهت مطالعات مربوط در نظر گرفته شدند. برای هریکی از سالهای مذکور درصد وقوع بیماری در گندم رقم فلات نشان داد که از بین عوامل جوی مورد بررسی، دو عامل میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی، با وقوع بیماری در این رقم همبستگی بالایی دارند. بعبارت دیگر رابطه خطی معنی‌داری بین میزان بارندگی و تعداد روزهای بارانی در دوره گلدهی با میزان بیماری در گندم رقم فلات وجود دارد.

 

مبارزه

در ارزیابی مقاومت ارقام و لاین‌های گندم به بیماری بلایت فوزایومی سنبله، مقاومت نسبی 64 رقم و لاین با استفاده از سه روش؛ مایه زنی مصنوعی (تست درون شیشه‌ای, سنبله‌های جدا شده و متصل به گیاه) طی سالهای 1374 و 1375 تعیین گردید. برای این منظور مخلوطی از هشت جدایه قارچ عامل بیماری، باغلظت 20 اسپور در پنج میکرولیتر تهیه شد و سپس ارقام و لاین های مورد نظر به ترتیب در مراحل گیاهچه (آزمایش درون شیشه ای) و گیاه بالغ (سنبله های جدا شده و متصل به گیاه) مایه‌زنی گردیدند. نتایج حاصل نشان داد، ارقام Sumai#3, Sara/Jup/Biy, Pavon, Pasa و Wang Shui-bai نسبت به بیماری متحمل بودند (ممرآبادی و همکاران، 1379).

یکی از مباحث جالب توجه در بیماری شناسی گیاهی، القای مقاومت می‌باشد. در یک پژوهش، امکان القای مقاومت در ارقام حساس گندم به بیماری فوزاریومی خوشه بررسی شد. بدین منظور همزمان با شروع گلدهی در رقم فلات، سنبله‌ها بطور جداگانه با فعال کننده‌های گیاهی همچون اسید سالسیلیک، عصاره مخمر و میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری، بوسیله اتوکلاو (1درصد وزن به حجم) دو بار به فاصله 24 ساعت از هم تیمار شده و سپس مایه‌زنی سنبله‌ها با اسپورهای F.graminearum انجام پذیرفت. برای هر محرک 100 سنبله و دو سری شاهد در نظر گرفته شد که یک سری از آنان با آب مقطر استریل و سری دیگر فقط با قارچ عامل بیماری تیمار شدند. نتایج نشان داد که فقط میسلیوم کشته شده قارچ عامل بیماری قادر به جلوگیری از پیشرفت بیماری بر روی سنبله می‌باشد. زیرا پاتوژن پس از تزریق در سنبلچه میانی، موفق به گسترش و آلوده‌سازی تمام سنبله نشد. این نتایج حاکی از این بود که می توان از ترکیبات خاصی، بعنوان فعال‌کننده‌های مکانیزم دفاع در گیاهان علیه پاتوژنها استفاده نمود(کاظمی و همکاران، 1377).

محمدی و کاظمی (Mohammadi and Kazemi 2002) برای اولین بار میزان فعالیت و نقش آنزیمهای پلی فنل اکسیداز و پراکسیداز در سنبله‌های ارقام حساس و مقاوم گندم به بیماری فوزاریومی خوشه و القای مقاومت را مورد بررسی قرار دادند. آنزیم اکسیدکننده پلی فنل اکسیداز (PPO) یکی از مهمترین آنزیمهای دفاعی گیاهان علیه عوامل بیماریزا و آفات محسوب می شود. این آنزیم در اکسیده کردن فنل های گیاهی به کینون ها (ترکیبات سمی ضدمیکروبی) و لیگنین کردن دیواره سلولی گیاه میزبان در برهم کنش ناسازگار نقش بسزایی دارد. در این پژوهش، میزان فعالیت اختصاصی این آنزیم به روش اسپکتروفتومتری، در ارقام متحملWang Shui-bai و  Sumai#3 و حساس فلات و گلستان در چهار مرحله تکامل سنبله شامل گلدهی، شیری، خمیری و رسیدن کامل دانه، مورد سنجش قرار گرفت. خصوصیات بیوشیمیایی بدست آمده از بهینه سازی فعالیت PPO سنبله گندم شامل؛ سرعت خطی واکنش (Kinetics) در 30 ثانیه حداکثر جذب در 515 نانومتر، مطلوبترین pH برابر 4/6 ، مناسبترین غلظت سوبستریت پایروکتکول 20 میلی مول و کمک آنزیم ال - پرولین 5 میلی مول بود. فعالیت این آنزیم براساس پروتئین خام محلول، در سنبله تلقیح شده ارقام متحمل، در مرحله شیری به حداکثر میزان رسید و متعاقباً کاهش یافت ، این میزان در مقایسه با شاهدهای مربوطه، به بیش از سه برابر رسید. در ارقام حساس فلات و گلستان میزان فعالیت PPO تا نصف آن در ارقام متحمل کاهش یافت. رنگ آمیزی فعالیت این آنزیم در ژل بومی پلی‌اکریل آمید، تعداد یک آیزوزایم بازی و 6 تا 8 آیزوزایم اسیدی را آشکار ساخت. همچنین تراکم و ضخامت باندهای اسیدی PPO در نمونه‌های مایه‌زنی شده، به مراتب بیشتر از نمونه‌های شاهد بود. عصاره F.graminearum تنها یک باند بازی را در ژل متراکم‌کننده نشان داد. فعـالیت PPO خـوشه گنـدم، در اثر تیمـار ژل، درمحلول سدیـم آزاید (NaN3) و

  

بقیه در ادامه مطلب

   

سفیدک پودری (‍Powdery Mildew )
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٤

                                                           

سفیدک‌های پودری (‌سطحی یا حقیقی ) روی گندم، جو و بسیاری از گندمیان علایمی تولید می کند که قرن‌ها است شناخته شده‌اند. سفیدک‌های پودری غلات بوسیله قارچهای انگل اجباری و دارای میزبان اختصاصی از گونه Erysiphe graminis ایجاد می‌شوند. طی سالهای متمادی این قارچها در همراهی طولانی با میزبان خود تکامل یافته و فرمهای اختصاصی به وجود آمده است. فرم گونه‌ای که به گندم حمله می‌کند و فقط به گندم اختصاص دارد (‌به جز در موارد خاص ) ، Erysiphe graminis F.sp.tritici نامیده می‌شود. این فرم گونه در نواحی مرطوب و نیمه خشک جهان انتشار گسترده‌تری دارد. خسارت ناشی از آن 12 تا 34 درصد و در مواردی تا 45 درصد محصول گندم گزارش شده است. با توجه به آلودگی نسبتاً زیاد بعضی از مزارع گندم استان گلستان به بیماری سفیدک پودری که در سال زراعی 80-1379 مشاهده شد، نیاز بررسی هر چه بیشتر و همه جانبه این بیماری جهت دستیابی به روش‌هایی برای کنترل بهینه واصولی آن، ضروری به نظر میرسد ( کاظمی ، 1380).

 

نشانه‌ها و عامل بیماری

نشانه‌های سفیدک پودری روی گندم، جو و سایر گندمیان بطور کامل مشابه است. قارچ عامل بیماری Erysiphe graminis Dc . F.sp.tritici Marshal  می‌باشد که به آن Blumeria graminis (Dc.Ex.Merat)E.O.Speer F.sp.tritici Marshal نیز اطلاق می‌شود. این قارچ قادر است تمام قسمت‌های هوایی گیاه میزبان را آلوده سازد، ولی بیشتر در سطح بالایی برگهای پایینی بوته‌ها دیده می‌شود. عامل بیماری در هر زمان بعد از خارج شدن گیاهچه‌ها از خاک می‌تواند گیاه میزبان را مورد حمله قرار دهد. علایم بیماری کاملاً ‌سطحی است و عامل بیماری درسطح قسمت‌های آلوده گیاه مستقرر می‌شود (بجز مکینه‌ها که در سلولهای اپیدرمی نفوذ میکند)، بنابراین نشانه‌های بیماری که روی گیاه دیده می‌شود کلنی های عامل بیماری است که به شکل‌ لکه‌های پهن متشکل از میسلیوم‌های پنبه‌ای در هم رفته و کنیدیوم‌ها هستند. اندامهای زایشی جنسی قارچ (آسکوکارپ cleistothecium‌) که با چشم غیرمسلح نیز قابل رویت هستند. بصورت نقطه‌های قهوه‌ای یا سیاه‌رنگ روی کلنی‌های مسن‌ قارچ در مرحله رسیدن محصول ظاهر می‌شوند. درون آسکوکارپ‌ها، آسک‌ها و آسکوسپورها به وجود می‌آیند. مرحله غیرجنسی (کنیدیوم) عامل بیماری  Oidium monilioides Desm. می‌باشد(شکل 7).

 

چرخه بیماری

عامل بیماری زمستان را بصورت کلیستوتسیوم روی کاه و کلش و در شرایط آب و هوایی ملایم به فرم میسلیوم  و کنیدیوم طی میکند. آسکوسپورها و کنیدیهایی که بوسیله باد پراکنده می‌شوند، مایه آلوده کننده اولیه (‌اینوکلوم) هستند. آسکوسپورها در اواسط فصل گرما تولید شده و کنیدیها دربهار به کرات تشکیل می‌شوند. پس از جوانه‌زنی، لوله‌های تندشی هر دو نوع اسپور به طور مستقیم به گیاه گندم نفوذ کرده و در داخل سلولها مکینه را تشکیل داده و کلنی‌های سطحی اسپورزا را در سطح میزبان به وجود می‌آورند. کنیدی‌های تولید شده به وسیله باد منتشر می‌شوند و آلودگی‌های ثانوی را ایجاد میکنند. با افزایش سن کلنی‌ها، تولید کنیدیومی کاهش، کلیستوتسیوم‌ها تشکیل می‌شوند. بوته‌های گندم ‌های خودرو که در اثر ریزش کمباین و یا موارد دیگر در مزارع باقی می‌مانند، میزبانهایی هستند که عامل بیماری را از تابستان برای زراعت زمستانه حفظ می‌کنند. کنیدی‌ها به تعداد زیاد تشکیل میشوند و از لحاظ اپیدمی بیماری بیشترین اهمیت را دارند. کنید‌ی‌ها در دامنه دمایی وسیع، یعنی از 1 تا 30 درجه سانتی‌گراد و بدون نیاز به آب آزاد، جوانه می‌زنند. در شرایط مناسب مزرعه جوانه‌زدن، ایجاد آلودگی و اسپورزایی ثانوی در مدت 7 تا 10 روز کامل می‌شود. بــهترین دما برای رشد قارچ و توسعه بیماری 22- 15 درجه سانتی‌گراد می‌باشد. در مازندران قارچ عامل بیماری به طور عمده به صورت میسلیوم‌های غیر فعال روی گندمهای خودرو، زمستان گذرانی کرده و در اول بهار کنیدی‌ها تشکیل شده و سبب آلودگی مزارع مجاور می‌شود. علفهای هرز گرامینه شامل ؛ اژیلوپس،‌فالاریس و لولیوم می‌توانند به عنوان میزبان ثانویه در ایجاد آلودگی نقش داشته باشند . قارچ عامل بیماری می‌تواند به فرمهای جنسی وغیرجنسی بر روی این علفهای هرز تابستان و زمستان گذرانی کرده و بیماری را ایجاد و منتشر کند.

 

مبارزه

عامل بیماری سفیدک پودری یک قارچ هتروتالیک است و نژادهای متعددی دارد. بین نژادهایی که از لحاظ ژنتیکی نامشابه‌اند هیبریداسیون ‌رخ می‌دهد. در اثر این فرایند که معمولاً درون کلیستوتسیوم‌ها انجام می‌شود، فاکتورهای بیماریزایی و نژادهای فیزیولوژیک جدید به وجود می‌آید که از روی واکنش‌های متفاوت لاینهای تک‌ژنی یا ارقام استاندارد (متمایز کننده)، این نژادها قابل تشخیص هستند. برای تولید ارقام مقاوم، شناسایی نژادهای عامل بیماری به  منظور تعیین فاکتورهای بیماریزایی و ژنهای مقاومت موثر درمناطق مختلف کشور ضروری می‌باشد.

 

بقیه در ادامه مطلب

   

عنوان مقاله :  تولید ارقام متحمل به کم آبی ، راهکاری موثر در کاهش معضلات پدیده خشکسالی در گیاهان زراعی

    

دانلود مقاله شماره 16

    

نوع مقاله : فارسی

   

درجه کیفی : 1

   

مخصوص ارائه در دروس : ابیاری - رابطه اب و خاک - خاکشناسی  طرح و ابیاری  دیمکاری 

  تنش های محیطی

     

تعداد صفحات : 20

   

دانلود در  ٢ دقیقه با اینترنت دایال آپ

 

زنگ قهوه ای Puccinia recondita
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : یکشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٢

                                                                                                          

 در ایران این بیماری، ابتدا در سال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. زنگ قهوه‌ای علاوه بر گندم به جو، چاودار و بعضی از گندمیان وحشی نیز حمله می‌کند.

نام علمی قارچ عامل بیماری Puccinia recondita Rob. Ex Desm. f.sP.tritici(P.triticina Eriks) است.

نشانه‌های بیماری به صورت جوش‌های اوردیا با بیش از 5/1 میلیمتر قطر، روی سطح بالایی پهنک برگها ظاهر می‌شود. این جوش‌ها قهوه‌ای و نارنجی رنگ و شکوفا می‌باشند. جوش‌های تلیال که در زیر اپیدرم بخصوص برگ و غلاف تشکیل می‌شوند، به اندازه اوردیاها و سیاه براق می‌باشند و شکوفا نیستند. زنگ برگ دارای سیکل کامل و دومیزبانه است، میزبان واسط آن گونه‌هایی از جنس Anchusa, Isopyrum, Thalictrum و Anemonella می‌باشد. تولید مثل و تکثیر قارچ در بهار ابتدا بوسیله اوردیوسپور و میسلیومی که زمستان گذرانی نموده شروع می‌شود.

به منظور تعیین نژادهای فیزیولوژیک قارچ عامل بیماری روی گندم، در استانهای آذربایجان‌شرقی و اردبیل، تعداد 21 نمونه برگ گندم آلوده به زنگ قهوه‌ای از مناطق مختلف این دو استان جمع‌آوری و در گلخانه، قارچ عامل از کلیه نمونه‌ها خالص و سپس تکثیر گردید. هر نمونه خالص شده روی هشت رقم گندم استاندارد، مایه‌زنی و براساس تیپ آلودگی ایجاد شده و با استفاده از جدول تعیین نژاد زنگ قهوه‌ای گندم، نژاد هر نمونه تعیین گردید. نتایج این بررسی نشان داد که نژادهای 12، 45، 54، 57، 84، 176 و بیوتیپ 84A در منطقه حضور دارند. نژادهای 12، 45، 84 و 176 برای ایران جدید بودند که نژاد 45 با 57/28% و نژاد 84 با 8/23% بیشترین فراوانی را داشتند (مهدیان و همکاران، 1376) .

زنگ قهوه ای در دمای بین 15 تا 22 درجه سانتی گراد, همراه با رطوبت کافی به سرعت توسعه می یابد.

دهقان (1376) در بررسی اجزای مقاومت نسبی (Partial resistance) در ارقام پیشرفته گندم نسبت به زنگ قهوه‌ای در گلخانه و مزرعه، در دشت گرگان نتیجه‌گیری نمود که بیشترین بیماریزایی مربوط به جدایه 48/75 و کمترین آن متعلق به جدایه 46/74 بود. در بین ارقام مورد مطالعه نیز ارقام پاستور و تجن بالاترین مقاومت نسبی را داشتند.

در بررس منابع مقاومت به زنگ قهوه‌ای در گندمهای بانک ژن گیاهی ملی ایران، تعداد 15 نمونه گندم که قبلا در شرایط آلودگی طبیعی در آزمایشات مشاهده‌ای ، منطقه با آلودگی بالا (قراخیل ساری) مقاومت نشان داده بودند، از میان 1024 توده انتخاب گردیدند. برای ارزیابی مقاومت در مرحله گیاه کامل نمونه‌های مذکور در منطقه Hot Spot اهواز کشت گردیدند. آلوده سازی مصنوعی با یک ایزوله قوی در طول دوره رشدی، در دو مرحله انجام شد. در فصل زراعی، صفات زراعی و مرفولوژیکی برای جداسازی مرفوتیپ‌های احتمالی انجام گردیده و یادداشت برداری از تیپ و شدت آلودگی در مزرعه و در مرحله برگ پرچم انجام شد. برای ارزیابی گلخانه‌ای، چهار نژاد غالب و مطرح با ویرولانس بالا از مناطق اهواز، کرج و عراقی محله گرگان انتخاب شده و تحت شرایط مناسب روی رقم حساس بولانی تکثیر گردید و واکنش گیاهچه‌ها 14 روز بعد از تلقیح، با استفاده از سیستم نمره‌دهی 4-0 یادداشت برداری شد. ارزیابی‌های مرفولوژیک نشان داد؛ یکی از نمونه‌ها دارای دو مرفوتیپ کاملا مشخص است. واکنش این مرفوتیپ ها به زنگ قهوه‌ای، هم در مرحله گیاه کامل و هم در مرحله گیاهچه‌ای متفاوت بود. مرفوتیپ 1 که در آزمایشات مزرعه‌ای مقاوم بود، در آزمایشهای گلخانه ای نیز به هر چهار نژاد زنگ مقاوم بود، در حالیکه واکنش مرفوتیپ 2 نسبت به نژادهای مختلف متفاوت بود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که واکنش نمونه‌ها نه تنها در بین توده‌ها متفاوت است، بلکه در داخل هر توده نیز بدلیل مرفوتیپ‌های احتمالی می‌تواند متفاوت باشد، حدود 50% از توده‌هایی که در قراخیل ساری در مرحله گیاه کامل مقاومت یا مصونیت نشان داده بودند، در اهواز در مرحله گیاه کامل حساس یا نیمه حساس تشخیص داده شدند. نتایج حاصله نشان داد که تعدادی از نمونه‌ها نسبت به زنگ قهوه‌ای در مرحله گیاه بالغ مقاوم بوده، اما در مرحله گیاهچه‌ای حساس می‌باشند که نشان می‌دهد تعدادی از ژنهای مقاومت فقط در مرحله گیاه کامل بیان می‌شوند (مهرابی و همکاران، 1381) (شکل 2

زنگ زرد Puccinia striiformis f.sp.tritici West
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : شنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢۱

سه نوع بیماری زنگ شامل زنگ‌های سیاه ( زنگ ساقه یا سیاه ساقه)، زرد (زنگ خطی یا گلوم و قهوه‌ای (زنگ برگ یا نارنجی) روی گندم بوقوع می‌پیوندد.

                                                                                                           

 این بیماری یکی از خطرناکترین بیماریهای غلات در ایران است، که اولین بار در کشور در سال 1326 بوسیله اسفندیاری گزارش شده است و در حال حاضر در بسیاری از نقاط کشور شیوع دارد. اپیدمی‌های آن هر 4 تا 5 سال یک با خسارتهای شدیدی ایجاد می‌کند.

در بهار سال 1372، این بیماری در مزارع گندم مناطق مختلف کشور به صورت اپیدمی نسبتاً شدید ظاهر شده و خسارات قابل توجهی به محصول وارد نمود. خوشبختانه از آن سال تا کنون، بدلیل توسعه کاشت ارقام مقاوم و نیز کانون کوبی‌هایی که بوسیله برخی سموم قارچکش مؤثر انجام گرفته است، این بیماری نتوانسته بصورت همه‌گیر بروز نماید. از سوی دیگر باید توجه داشت که عامل بیماری قادر به ایجاد نژادهای فیزیولوژیک متعدد می‌باشد، که براساس بیماریزایی آن روی میزبانهای مختلف و برهمکنش ژنی هر نژاد و میزبان شناسایی می‌شوند. بنابراین کار تهیه ارقام مقاوم باید دایمی باشد.

عامل بیماری زنگ زرد قارچی است با نام علمی

Puccinia striiformis f.sp.tritici West.(syn. Puccinia glumarum Erikson & Henning) که میزبان واسط برای آن شناخته نشده است. این قارچ علاوه بر گندم و جو به چاودار، یولاف و بیش از 320 گونه متعلق به 18 جنس از گیاهان خانواده گندمیان حمله می‌کند.

 

نشانه‌های بیماری

زنگ زرد گندم در بهار ، معمولاً زودتر از سایر زنگ‌های غلات ظاهر می‌شود. ابتدا روی برگهای جوان پوستول‌ها (Pustules) یا جوش‌های اوردیا (Uredia) زرد رنگ تشکیل می‌شوند. اندازه هر جوش حدود 1-5/0×5/0-3/0 میلیمتر بوده که بتدریج به هم متصل و بصورت خطی یا نواری به موازات رگبرگها، هردو سطح برگ را فرا می‌گیرند. این جوشها همچنین می‌توانند روی غلات و سنبله نیز ظاهر شوند. دانه‌های سنبله آلوده بسیار کوچک، چروکیده و غیرقابل استفاده است. در اواخر دوره رشد گندم، مرحله تلیوم قارچ شروع می‌شود که بصورت جوش‌های سیاه رنگ بوده و بیشتر در سطح تحتانی برگ‌ها روی خطوط کوتاهی تشکیل می‌شود(شکل 1).

 

چرخه بیماری

از آنجایی که برای زنگ خطی گندم، میزبان واسطی شناخته نشده است، احتمال می‌رود که قارچ عامل بیماری، زمستان را بصورت اوردیوسپور و یا میسلیوم در بافت برگها سپری کند. بنابراین شروع آلودگی مزارع از همین میسلیوم‌ها و اوردیوسپورها و یا از اوردیوسپورهایی است که در منطقه باقی مانده‌اند و یا از میزبانهای دیگر بوسیله باد منتقل شده‌اند.

با توجه به اینکه میسلیوم‌ها تا دمای 5 درجه سانتی گراد زیر صفر نیز زنده می‌مانند، آلودگی‌ها می‌توانند در پاییز و زمستان ایجاد شوند. مناسبترین دما برای جوانه زنی اوردیوسپورها بین 4 تا 15 درجه سانتی گراد است و توانایی تندش این اسپورها در دماهای بالاتر از 15 درجه سانتی گراد کاهش یافته و یا از بین می‌رود. بیماری در دماهای بین 10 تا 15 درجه سانتی گراد همراه با شبنم یا بارندگی متناوب گسترش سریعتری دارد.

به منظور تعیین نژاد و بررسی فاکتورهای بیماریزایی قارچ عامل این بیماری در مناطق مختلف کشور، تعداد 53 نمونه از 24 منطقه جمع‌آوری شد. برای اسپوردهی مجدد، خالص سازی و زنده نگهداشتن قارچ، نمونه‌های مزبور روی رقم حساس بولانی در مرحله برگ اول گیاهچه‌ای تلقیح گردیدند. گیاهچه‌های تلقیح شده زیر سرپوشهای شفاف پلاستیکی بطور جداگانه نگهداری شدند. مرحله گیاهچه‌ای ارقام متمایزکننده نژادهای زنگ زرد گندم، همراه با ارقام تکمیلی با یوردینیوسپورهای قارچ P.striiformis مخلوط شده با پودر تالک تلقیح گردیدند. بعد از نگهداری در دمای 10 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 100 % در شرایط تاریکی به مدت 48 ساعت، گیاهچه‌های مایه زنی شده، به شرایط گلخانه‌ای با دمای 15 درجه سانتی گراد به مدت 18 ساعت و 10 درجه سانتی گراد به مدت 6 ساعت انتقال داده شدند. سپس تعیین نژاد براساس روشهای معتبر جهانی انجام گرفت و براساس نتایج بدست آمده ویرولانس برای ژنهای مقاومت  Kalyanson, Gaby , Selkirk, Yr9, Yr8,Yr10,Yr4,Yr3,Yr6.Yr7, Fed 4/ Kavkaz/ Suwon/omar, Anza مشاهده شد. ولی برای ژنهای مقاوت Yr Yr1, Yr5, Caresten V ویرولانسی مشاهده نشد (ترابی و همکاران، 1374).

نظر به اینکه اپیدمی بیماری زنگ زرد گندم، ارتباط مستقیم با شرایط آب و هوایی، حساسیت ارقام، بقا و میزان مایه تلقیح (Inoculum) در هر منطقه دارد، جهت بررسی این ارتباط و تعیین هر یک از فاکتورهای یاد شده، بررسی اپیدمیولوژی این بیماری در استان گلستان به اجرا درآمد. به این منظور چند مزرعه بصورت پراکنده ، در اقلیمهای متفاوت که دارای ارقام حساس تجارتی عمده در منطقه بودند، جهت بررسی وضعیت آلودگی آنها به زنگ زرد انتخاب شدند. با یادداشت برداریهای هفتگی از این مزارع منحنی پیشرفت بیماری برای هر اقلیم و ارتباط آن با شرایط جوی هر منطقه ترسیم شد. همچنین بررسی تابستان گذرانی عامل بیماری در ارقام دیررس، علفهای هرز و باقیمانده‌های گندم در زراعتهای دیگر (Volunteer wheat) و برررسی سیکل بیماری، از اهداف دیگر این تحقیق بوده است. نتایج چهارساله اجرای این تحقیق در استان، مشخص نمود که در اکثر موارد اولین علایم آلودگی در این منطقه در نیمه دوم اسفندماه تا فروردین ماه بوده است. همچنین اولین آلودگیها و بیشترین اپیدمی در مناطق شرقی استان که رطوبت نسبی هوا در ماههای اسفند، فروردین و اردیبهشت بطور متوسط 75 درصد و میانگین درجه حرارت در این ماهها 15 درجه سانتی گراد و میانگین بارندگی بالای 60 میلیمتر بوده، رخ داده است. علاوه براین با توجه به منحنی پیشرفت بیماری و ارتباط آن با شرایط محیطی، مشخص گردید که میزان بارندگی و رطوبت نسبی هوا نسبت به سایر فاکتورهای مورد بررسی، نقش مهمتری را در اپیدمی بیماری ایفا می‌کنند. در بررسی سیکل بیماری نیز مشخص شد که علفهای هرز میزبان عامل بیماری واقع در حاشیه مزارع و ارتفاعات منطقه از جمله Aegilops sp. ,Agropyron sp. ,Bromus sp. و Hordeum sp. ، از منابع اولیه آلودگی و میزبانهای تابستان گذران و زمستان گذران قارچ عامل بیماری در این منطقه می‌باشند (دهقان و ترابی، 1377).

 

مبارزه

بهترین روش مبارزه با زنگهای غلات، کشت ارقام مقاوم می‌باشد. به منظور ارزیابی مقاوت تعداد صد لاین پیشرفته گندم دیم، در مراحل گیاهچه‌ای و گیاه کامل، در برابر تعدادی از نژادهای زنگ زرد، گیاهچه‌ها در مرحله‌ای که برگ اول بطور کامل باز شده و برگ دوم ظاهر شده بود، با مخلوط اسپور و پودر تالک نژادهای E182A+6EOA172,+E150A142,+E134A134. - بطور مجزا مایه‌زنی شده و تحت شرایط مناسب قرار گرفتند. یادداشت برداری از تیپ آلودگی، 15 و 17 روز پس از مایه‌زنی انجام گرفت. تجزیه کلاستر باعث تفکیک ارقام به 66%  دارای ژن بزرگ اثر و 34% دارای ژن کوچک اثر گردید. آزمایش‌های گیاه کامل در ایستگاه تحقیقات کشاورزی میاندوآب و با نژاد +E150A142 انجام شد که در آن یادداشت برداری از تیپ و شدت آلودگی برگ پرچم، پس از توسعه کافی بیماری روی رقم حساس بولانی، سه بار به فاصله یک هفته در میان انجام شد و از روی این داده‌ها میزان سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری نسبی(rAUDPC) و شدت نهایی بیماری (FDS) محاسبه شد. تجزیه کلاستر تیپ آلودگی برگ اول با rAUDPC در برابر نژاد +E150A142 نشان داد که 62% لاین‌ها دارای حساسیت در مرحله گیاهچه‌ای و مقاوت گیاه کامل، 29% در هر دو مرحله مقاوم، 6% در هر دو مرحله حساس و 3% دارای مقاوت گیاهچه‌ای و حساسیت در مرحله گیاه کامل می‌باشند. بین تیپ آلودگی برگ اول و  rAUDPC برگ پرچم، همبستگی معنی‌داری دیده شد که مقدار آن وابسته به لاین‌هایی عنوان شده که عکس العمل‌های یکسانی را در هر دو مرحله گیاهچه‌ای و گیاه کامل بروز داده بودند (پورعلی بابا و همکاران، 1381)

همچنین در مورد انتقال ژنهای مقاومت به زنگ از گونه‌های Aegilops به گندم و مشخصه سازی نتایج مقاوم بوسیله مارکرهای مولکولی، بررسیهایی توسط آقایی سربرزه و همکاران (1381) انجام گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داده است که در برخی از بوته‌ها، بین کروموزومهای گونه زراعی و قطعه کروموزومی گونه وحشی، حامل ژن مقاومت تبادل قطعات کروموزومی صورت گرفته و ژن(های) مقاومت به زنگ منتقل شده‌اند.

  

بقیه در ادامه مطلب 

 

-- -