بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی
بانک مقالات کشاورزی و باغبانی و گیاه پزشکی فارسی انگلیسی ترجمه
موضوعات مطالب
آمار و امكانات
:
:

دانلود ديكشنري كشاورزي مخصوص بابيلون

پشتیبانی سایت

 

لینک عضویت در کانال تلگرامی ما ضمنا برخی مقالات فقط در کانال ما موجود هستند حتما بازدید کنید.


پاییز  95  برشما عزیزان  تبریک و تهنیت باد



کاربرد های کامپیوتر در مسائل مربوط به زهکشی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : جمعه ۱۳۸٥/٩/۱٧

 

امروزه کامپیوتر در تمام ابعاد و جنبه های مختلف سیستم ها زهکشی وارد شده است. با استفاده از کامپیوتر و مدل های کامپیوتر حتی نیاز به کارهای موسوم آزمایشگاهی نیز نمی باشد. ورود کامپیوتر به مباحث زهکشی مفاهیم و روش های جدیدی را باعث شده است. با این وجود گرچه روش های کامپیوتری جایگزین روش های قدیمی محاسباتی قدیمی شده اند اما برنامه های کامپیوتری نمی توانند درک صحیحی از فرایندها را به مهندسین القا نمایند. لذا توصیه می شود مهندسان طراح سیستم های زهکشی به روش های محاسبات دستی هم آسنا باشند و نیز قادر باشند از برنامه های کامپیتری استفاده کنند.

 

 

 

1- کاربردهای کامپیوتری در طراحی زهکش

 

برخی از برنامه های کامپیوتری فقط برای محاسبا طراحی به کار برده می شوند. مثلا قادرند معادلات هوخهات، مانینگ و استریکلر را حل نمایند. این برنامه ها ممکن است عملیات رسم نقشه ها یا تهیه جدول طراحی را نیز انجام دهند. از جمله این نرم افزارها می توان به بسته نرم افزاری CAD (طراحی به کمک کامپیوتر، Computer Aided Design) اشاره کرد. اکثر برنامه های کامپیوتری که در طراحی سیستم های زهکشی به کار گرفته می شود توسط افراد یا شرکت های خصوصی و برای مصارف داخلی تهیه شده و در بازار موجود نمی باشد. با این وجود تعدادی نرم افزار تجارتی نیز ساخته شده است که دسترسی عموم به آن آزاد است.

 

 

 

1-1سیستم های مزرعه 

 

فائو و برخی موسسات دیگر نرم افزارهایی را برای طراحی زهکش های مزرعه تهیه و ارائه نموده اند. این نرم افزارها در دو حالت ماندگار و غیر ماندگار کاربرد دارند. در این نرم افزارها برای شرایط ماندگار از روش توکسوز- کرکهام استفاده شده و با داشتن قطر لوله فاصله زهکش ها محاسبه می شود.

 

یکی از نرم افزارهای موجود DrainCAD می باشد که توسط مرکز مهندسی آبیاری در دانشگاه لوون بلژیک تهیه شده است. برای استفاده از این نرم افزار لازم است نقشه زمین مورد نظر در اتوکد دیجیت شده تا نرم افزار فاصله زهکش ها را مطابق با شرایط زمین از طریق فرمول های هوخهات و گلوور- دام محاسبه نماید. این برنامه قادر است به سیستم اطلاعات جغرافیایی مانند ARC/INFO نیز اتصال پیدا کند.

 

سازمان طرح های زهکشی وابسته به وزارت منابع آب مصر نیز نرم افزاری با عنوان DrainGIS ارئه نموده است که محاسبات طراحی سیستم های مرکب لوله های زهکش را با استفاده از اطلاعات صحرایی و نقشه های دیجیت شده انجام و نقشه سازه های وابسته به سیستم را نیز تولید می کند. مهندسان مشاور آمریکایی و کانادایی نرم افزارهای مختلفی را برای طراحی در مقیاس بزرگ تهیه و در پروژه هایی مانند طرح ISAWIP در مصر یا طرح RAJAD در هندوستان با موفقیت به کار برده اند.

 

 

 

1-2سیستم های کانال

 

از کامپیوتر به خوبی می توان در محاسبات طراحی کانال ها استفاده کرد. در روش های محاسبات دستی غالبا از جداول و گراف ها استفاده به عمل می آید که دارای دقت کافی نمی باشند. علاوه بر این کامپیوتر این امکان را فراهم می سازد کهمحاسبات را برای شرایط مختلف و در مدت بسیار کوتاه تکرار کرد. برنامه های موجود در بازار، طراحی کانال ها را در دو وضعیت ماندگار و غیر ماندگار انجام می دهند. از جمله این نرم افزارها می توان به HEC-2 اشاره کرد که توسط مهندسان مشاور ارتش آمریکا تهیه شده و در اختیار عموم قرار دارد. نرم افزار دیگری که قادر است طراحی را در وضعیت غیر ماندگار انجام دهد HEC-RAS می باشد که توسط سازمان حفاظت منابع آمریکا (NRCS) تهیه شده است. از برنامه های موجود دیگر نرم افزار موسوم به DUFLOW می باشد که معادلات سنت و نان را برای کانال ها در وضعیت غیر ماندگار به صورت عددی حل می کند. برخی از این برنامه ها دارای امکانات لازم به منظور لحاظ کردن وضعیت کیفی آب نیزمی باشند.

 

 

 

1-3تهیه نقشه ها و فهرست اقلام

 

برای تهیه نقشه های سیستم زهکشی و پروفیل طولی و عرضی خطوط لوله و کانال ها و نیز تهیه لیست اقلام مورد نیاز طرح و فهرست قیمت ها نیز نرم افزارهای متعددی در بازار موجود است که می توان از آنها استفاده کرد.

 

 

 

2- مدل های رواناب- دبی

 

تعداد زیادی مدل های کامپیوتری وجود دارند که با آنها می توان رواناب حاصله از بارندگی را شبیه سازی کرد. با استفاده از این مدل ها می توان نیاز های زهکشی را در حوضه های آبریز کوچک و بزرگ و یا قطعات اراضی کشاورزی به دست آورد. مدل های موسوم به TR-20 و HEC-1 و DUFLOW دراین موارد بسیار به کار گرفته می شوند.

 

 

 

2-1 مدل TR-20

 

نشریه فنی شماره 20 (TR-20) سازمان حفاظت منابع آمریکا در مورد این مدل بوده و با اجرای آن می توان هیدروگراف سیل حاصله از انواع بارش را به دست آورد. این مدل عملیات روند سازی سیل در رودخانه یا مخازن را نیز انجام می دهد. با وارد شدن سیل از شاخه های مختلف و ملحق شدن به آبراهه اصلی، با یکدیگر ارکیب شده و در نهایت هیدروگراف نهایی محاسبه می گردد. گرچه نرم افزار TR-20 ابتدا در سال 1964 و به زبان فرترن نوشته شده اما بعدا نسخه PC آن و بعد از آن در سال 1992 نسخه قابل استفاده با ویندوز نیز تهیه گردید.

 

 

 

2-2 مدل HEC-1

 

این مدل در دهه 1980 میلادی توسط مهندسان مشاور ارتش آمریکا تهیه گردید. این نرم افزار قادر است هیدروگراف حاصله از باران های غیر یکنواخت را تهیه و بر اساس مخازن و مسیر رودخانه ها روند سازی نماید.

 

 

 

2-3 مدل DUFLOW

 

مدل DUFLOW نیز یکی از مدل های شبیه سازی رواناب در مقابل بارندگی است. این مدل مناسب اراضی مسطح با زهکش های زیر سطحی است که شرایطی مانند هلند را تداعی می کند. در این مدل جزء رواناب- بارندگی با علامت RAM از آن ذکر می شود و لذا مدل به نام DUFLOW/RAM نیز مشهور است. با این مدل می توان دبی زهکشی را در اراضی کشاورزی و یا پارک ها پیش بینی نمود. عملیات روند سازی نیز توسط این مدل انجام می شود. در سال 2003 نسخه جدید این مدل به نام DUFLOW/DMS ارائه گردید که بخش طراحی سازه های کنترل آب مانند سرریز و آبگذر و غیره به آن افزوده شده است.

 

 

 

3- مدل های جریان آب زیرزمینی

 

این مدل ها برای مسایل پیچیده آب زیرمینی که امکان حل تحلیلی آنها وجود ندارد به کار می رود. روشی که در اکثر این مدل ها برای حل معادلات لاپلاس به کار می رود روش موسوم به شبکه جریان (flow net method) یا روش مربع ها (squares method) و یا relaxation method می باشد. تمام این روش ها در واقع به صورت عددی اجزاء محدود یا عناصر محدود می باشند. اگر روش های قبلی بر اساس حل معادلات دو بعدی در وضعیت ماندگار استوار بود در مدل های کامپیوتری وضعیت غیر ماندگار و حالت غیر همروند و چند لایه ای آبخان نیز لحاظ شده است.

 

 

 

3-1 مدل های صفحه گسترده

 

این مدل ها که نسخه صفه گسترده مدل ها MODFLOW می باشد به سرعت جایگزین سایر مدل های کامپیوتری می گردد. در صفحات گسترده نیاز به نرم افزار خاصی نبوده و می توان با آن زهکش های حائل را در وضعیت ماندگار و جریان دو بعدی طراحی کرد. در صفحات گسترده غالبا استفاده از فرمول هوخهات کفایت کرده و برای محاسبه فاصله زهکش های زیر سطحی این معادله جایگزین معادلات دیگر شده است. 

 

 

 

3-2 مدل MUDFLOW

 

این مدل از نوع سه بعدی جریان آب زیر زمینی است که توسط سازمان زمین شناسی آمریکا (USGS) تهیه گردیده و روشی که در آن به کار گرفته شده روش تفاضل های محدود است. از زما ارائه اولیه مدل، تغییرات و اصلاحات زیادی روی آن انجام شده است. در نسخه های جدید این مدل استفاده از GIS و یا لحاظ کردن شوری و کیفیت آب و حمل آلاینده ها نیز به آن اضافه شده است. از جمله نسخه های جدید را می توان MODFLOW/GMS و یا MS-VMS-SURFACE را نام برد. در سایت www.scisoftware.com می توان نسخه نمایشی این مدل را مشاهده کرد.

 

 

 

3-3 مدل SGMP 

 

با مدل استاندارد آب های زیر زمینی که با نام SGMP معروف است می توان تاثیر انسان از طریق طرح های آبیاری و زهکشی، تغذیه مصنوعی و استخراج آب از چاه را تحلیل کرد. در این مدل منطقه مورد نظر به تعدادی چند ضلعی (پلی گن) که هر کدام از آنها در داخل منطقه در نقش یک چاه و در خارج از منطقه نقش مرزها را بازی می کنند تقسیم می شود. از این مدل به خوبی برای طراحی سیستم های زهکشی لوله ای در پاکستان و هندوستان استفاده شده است.

 

 

 

4- مدل های اگروهیدرولوژیکی

 

مدل هایی نیز وجود دارد که با استفاده از آنها می توان وضعیت شوری خاک، رطوبت خاک و رژیم سطح ایستابی را در اثر استفاده ها و مدیریت های مختلفی که صورت می گیرد مشخص نمود. برخی از این مدل ها رشد گیاه را نیز در نظر می گیرند. برای واسنجی این مدل ها غالبا از داده های گذشته و یا آزمایشی استفاده می گردد. دو مدل عمده اگروهیدرولوژیک عبارتند از مدل DRAINMOD و SWAP . مدل DRAINMOD در سال های دهه 1960 میلادی در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی در آمریکا توسعه یافت و مدل SWAP در سال های دهه 1970 در دانشگاه واگنینگن هلند تهیه گردید. مدل DRAINMOD بر اساس توازن آب و روابط تجربی استوار می باشد در حالی که در مدل SWAP رژیم آب- خاک بر اساس حرکت آب در خاک  و سرعت تبخیر- تعرق استوار می باشد. گرچه استفاده های کاربردی زیادی از اینها برده شده است اما هنوز می توان گفت که مدل های فوق بیشتر خاص پروژه های تحقیقاتی می باشند.

 

داده های ورودی در مدل DRAINMOD که در حال حاضر نسخه 5 آن در بازار موجود است عناصر هواشناسی، خصوصیات خاک و گیاه و مختصات جغرافیایی محل می باشد. مدل DRAINMOD اصولا مدل یک بعدی است ولی مسایل مربوط به حرکت جانبی و نشت در دامنه تپه ها را نیز می توان با آن حل کرد.

 

مدل موسوم به SWAP یا سیستم آب، خاک، گیاه، اتمسفر نسخه تکامل یافته مدل های SWATRER و SWACROP می باشد. در این مدل بخش جریان عمودی و غیر اشباع با استفاده از معادلات ریچاردز شبیه سازی شده است و جذب آب توسط ریشه با استفاده از توازن تعرق گیاه محاسبه می گردد. محاسبات کنترل سطح ایستابی در این مدل با معادله های ارنست و هوخهات انجام شده است و این امکان وجود دارد که تغییرات موضعی خصوصیات فیزیکی خاک و یا لایه ای بودن آن نیز در نظر گرفته شود. در محاسبات تبخیر- تعرق از روش پنمن- مونتیت سود جسته است. در سال های دهه 1980 بخش مربوط به شوری آب و خاک نیز به این مدل افزوده شد.

 

 

 

5- مدل های پیش بینی شوری

 

این گروه از مدل ها برای پیش بینی رژیم شوری خاک تحت شرایط مدیریتی مختلف به کار برده می شوند. مدل های DRAINMOD و SWAP در نسخه های جدید خود این امکان را فراهم می سازند تا کاربر بتواند درجه شور شدن خاک را نیز پیش بینی نماید. علاوه بر آن مدل خاص بررسی شوری خاک نیز وجود دارد که از آن جمله می توان به DRAINSAL ، SALTMOD و WATSUIT اشاره کرد. مدل DRAINSAL توسط مرکز تحقیقات شوری هندوستان (CSSRI) ارائه گردیده است که برای کسب اطلاعات بیشتر می توان به سایت www.icar.org.inlcssri/cssri.html مراجعه نمود. مدل DRAINMOD در هلند توسعه داده شد و می توان آن را از سایت http://www.ilri.nl دریافت کرد. مدلWATSUIT در مرکز تحقیقات شوری آمریکا تهیه گردیده و اطلاعات مربوط به آن از سایت http://www.ussl.ars.usda.gov/models/watsuit.htm قابل دریافت است.

 

 

 

مرجع:

 

زهکشی جدید- ترجمه و تدوین دکتر امین علیزاده

عکس هفته۰۰۱
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : جمعه ۱۳۸٥/٩/۱٧
 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٦

درزیرآدرس سایتی راگذاشتم که میتونید عکس تمام گیاهان دارویی وعلف هرزراببینیددرضمن درقسمت پیوندهانیزباکلیک برروی پیوندعکس گیاهان به همین آدرس بروید

توجه:

جستجودراین سایت براساس اسم علمی میباشد

http://pharm1.pharmazie.uni-greifswald.de/gallery/yamasaki.htm

علف هفت بند
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٦

علف هفت بند  Polygonium aviculare

#علف_هفت_بند

 

 

تیره :Polygonaceae

 

علف هفت بند گیاهی است یکساله و دارای ساقه خوابیده که طول آن به 50 سانتیمتر می رسد . برگهای آن ریز ، نوک تیز و گلهای آن ریز و کوچک و برنگ صورتی است . این گیاه در اکثر نواحی آسیا ،‌اروپا و آفریقا و آمریکا می روید و در مقابل عوامل خارجی بسیار مقاوم است . بطوریکه حتی اگر لگدمال شود باز هم از بین نرفته است .

 

علف هفت بند در چمنزارها ،‌کنار جاده ها ، اراضی متروک و خرابه ها ،‌مناطق سایه در و بین تخته سنگ ها می روید . این گیاه در اکثر نقاط ایران نیز وجود دارد .

 

ترکیبات شیمیایی:

 

علف هفت بند دریا اسید پوگیلونیک ، اسید اگزالیک ، آرابینوسید ، اسانس ، مواد رزینی ، مواد قندی و موسیلاژ می باشد

 

خواص داروئی:

 

گیاه هفت بند از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است ، قابض است و برای رفع اسهال و اسهال خونی بکار می رود ، در بند آوردن خونریزی مفید است ، آسم و برونشیت را درمان می کند ، تب را پائین می آورد ، برای برطرف کردن اگزما بکار می رود ، ورم روده بزرگ را برطرف می کند ، سنگ کلیه و مثانه را خارج می سازد

Polygonum is a genus of about 220 species of flowering plant in the buckwheat and knotweed family Polygonaceae. Common names include knotweed, knotgrass, bistort, tearthumb, mile-a-minute, smartweed and several others. In the Middle English glossary of herbs Alphita (c. 1400-1425), it was known as ars-smerte.[1] There have been various opinions about how broadly the genus should be defined. For example, Buckwheat (Fagopyrum esculentum) has sometimes been included in the genus as Polygonum fagopyrum. The genus primarily grows in northern temperate regions. The species are very diverse, ranging from prostrate herbaceous annual plants under 5 cm (2 in) high to erect herbaceous perennial plants growing up to 3–4 m (10–13 ft) tall to perennial woody vines growing up to 20–30 m (66–98 ft) high in trees. Several are aquatic, growing as floating plants in ponds. The smooth-edged leaves range from 1–30 cm (0.39–11.81 in) long, and vary in shape between species from narrow lanceolate to oval, broad triangular, heart-shaped, or arrowhead forms. The stems are often reddish or red-speckled. The small flowers are, pink, white, or greenish, forming in summer in dense clusters from the leaf joints or stem apices. The genus name is from the Greek poly = "many" and gonu = "knee" or "joint", in reference to the swollen jointed stem. Polygonum species are occasionally eaten by humans, and are used as food plants by the larvae of some Lepidoptera species - see list. Most species are considered weedy, especially in moist soils in the USA.

قارچکشها و نحوه تاثیر
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٦
 
بازدارنده های ایزومراز8٫7∆و روکتاز14∆

طیف کنترل کنندگی بیماری به وسیله بازدارنده هایایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز14∆ نسبت به بازدارنده های دمتیلاسیون 14 محدودتر است و استفاده عمده آنها علیه سفیدکهای پودری (Erysiphales) است.

فقط هفت قارچ کش تجاری وجود دارد که ایزومرهای 7٫8∆و مرحله ردوکتاز 14∆ بیوسنتز استرول را بازداری می نماید که عبارت از:فن پروپیمورف،فن پروپیدین، تری دمورف(کالکسین)، دودمورف، آلدیمورف، پیپرالین(قدیمی ترین عضو این گروه) و اسپیرو کسامین (جدیدترین عضو این گروه) می باشند.

استفاده بسیار زیاد DMIs علیه سفیدک پودری غلات باعث ایجاد مقاومت و کاهش کنترل به سطحی پایین تر از سطح قابل قبول تجاری شده است موفقیت اخیر بازدارنده های ایزومراز 7٫8∆ و ردوکتاز 14∆ مرهون جمیع تحقیقات انجام شده برای کنترل عوامل سفیدکهای پودری می باشد. با وجودی که بازداری ایزومراز و ردوکتاز در مطالعات آزمایشگاهی به اثبات رسیده است ، اهمیت نسبی این دو مرحله هدف، هنوز به خوبی مشخص نشده است. درE.graminis ، مهمترین پاتوژن هدف برای این گروه، تری دیمورف(کالکسین) یک بازدارنده بسیار فعال واکنش ایزومراز است، در صورتی که فن پروپیدین فعالیت ضعیفی دارد. فن پروپیمورف هر دو آنزیم را بازداری می کند. به علاوه بعضی مطالعات نشان داده اند که در مخمر Saccharomyces cerevisiae اثرات فن پروپیمورف روی میزان استرول و سلامت غشاء می باشد. مطالعات دیگر اثرات غیر وابسته به فعالیت ایزومراز 7٫8∆ را نشان داده اند. بازداری مورفولینی ردوکتاز 24(28)∆ ترانس متیلاسیون 24∆ و مرحله حلقوی شدن اسکوآلین (Squalene cyclization) نیز به عنوان نحوه عمل احتمالی ذکر شده اند، که تشابه ساختمانی نزدیکتری بین ماده اولیه در این جایگاههای هدف در نظر گرفته می شود.

نحوه عمل، از همکنش جایگاه آنزیمی(دارای بار منفی) و اتم هیدروژن(دارای بار مثبت) در مولکول قارچ کش ناشی می شود.این فعالیت با تغییر ساختمانی و انتخاب استریو ایزومر ممکن می شود. در اسپیروکتال(Spiroketal) و اسپیروکسامین (Spiroxamine) شکل سیس (Cis) فعالتر از ایزومر ترانس (Trans) می باشد
.

فنیل آمیدها(Phenylamides)

این ترکیبات شامل اسیل آلانین ها(Acylalanines) ، بوتیرولاکتین ها(Butyrolactones) و یک عضو از اکسازولید یونها(Oxazolidinones) می باشند که دارای فعالیت اختصاصی علیه قارچ های اامیست هستند. علت اختصاصی بودن آنها ناشناخته مانده است. بیشترین مطالعات روی اسیل آلانین متالاکسیل، از اعضای این گروه صورت گرفته است. متالاکسیل به وسیله ممانعت از سنتزRNA ریبوزومی از طریقه مجموعه الگویRNAپلی مرازI (RNA polymerase I-template complex) که نتیجه آن تخریب سنتز پروتئین می باشد، عمل می کند. متالاکسیل ام(CGA32935) از دو انانتیومر(Enantiomers) دیگر فعالتر است.

فنیل آمید ها در مراحل خاصی از پروسه آلوده سازی گروه اامیست عمل می کنند. مراحل آزادسازی زئوسپرها از اسپورانجیوم ها، حرکت،سیست شدن و متعاقباً جوانه زنی آنها و همچنین نفوذ اولیه و تشکیل هاستوریوم نسبتاً غیرحساس هستند.

این ممانعت دیرولی اختصاصی از پیشرفت قارچ ممکن است به وسیله نحوه اثر بیوشیمیایی بیان شود. در چرخه زندگی قارچهای پست،اسپورانجیوم ها و زئوسپورها دارای ریبوزوم کافی برای تشکیل زئوسپور، جوانه زنی، نفوذ و تشکیل اولیه هستوریوم دارند و در نتیجه حتی در حضور قارچ کشهای فنیل آمید هم پیشرفت می کنند. در مراحل بعدی، ممانعت از مجموعه الگوی RNA پلی مرازI ادامه می یابد و باعث ضخامت دیواره های سلولی ریسه و در نهایت مرگ سلولی می شود. علائم مذکور ضمن تجمع پیش ماده هایrRNA نوکلئوتید تری فسفات ها که فعالیت بتا1و3 گلوکان سنتتازβ(1.3)glucan synthetase قارچ را زیاد میکند و اجزای اصلی دیواره سلولی را می سازد زیاد می شود.

قارچ کش های فنیل آمیدی به عنوان حفاظت کننده و معالجه کننده در تیمار بذر ، اندام های هوایی و ریشه استفاده می شوند. این ترکیبات عمدتاً حرکت آپوپلاستیک دارند لیکن، گزارش شده که متالاکسیل مقدار محدودی حرکت سیمپلاستی نیز دارد.




بنزیمیدازول ها(Benzimidazole)

معروفیت بنزیمیدازول ها در فروشگاه های سموم دفع آفات نباتی بر اساس نقش عملی در کنترل طیف وسیعی از آسکومیست ها، بازیدیومیست ها و قارچ های ناقص می باشد؛ هر چند، علیه اامیست ها کاربرد ندارند.

توسعه قارچ کشهای سیستمیک در دهه 1960 شامل بنزیمیدازول ها، از جمله بنومیل(Benomyl) ، کاربندازیم(Carbendazim) ، تیوفانات متیل(Thiophanate methyl) فوبریدازول(Fuberidazole) و تیابندازول(Thiabendazole) بود.

بنومیل در گیاهان، جانوران و خاک به متیل 2- ایل- کاربامات کاربندازیمMethyl-2-yl carbamate carbendazim تبدیل می شود. کاربندازیم هم همچون هیدروکلرید، هیپوفسفیت و فسفات برای کنترل بیماری مرگ نارونCeratocystis ulmi استفاده می شود.

تیابندازول اصالتاً در سال1961 بوسیله شرکت مرک(Merck) به عنوان ضد انگل روده(Antihelminthic) ساخته شد. خصوصیات سیستمیکی و قارچ کشی آن در سال 1964 به اثبات رسید و در کنترلCeratocystis, Botrytis ,Aspergillus, Fusarium, Diaporthe, Colletotrichum, Cercospora, Phoma, Penicillium, Oospora, Gloeosporium, Gibberella, Septoria , Sclerotinia, Rhizoctonia و Verticillium در سبزیجات،محصولات زراعی، درختان میوه، گیاهان حاشیه ای(Row crops) ، چمن، گیاهان حفاظتی(Protected crops) و غلات استفاده می شود.

نحوه اثر بنزیمیدازول ها به خوبی تحقیق شده و مشخص شده است که بر اساس تاثیراتشان بر توبولین می باشد.در میکروتوبولها به طور متناوب مارپیچ های آلفا و بتا توبولین وجود دارد که یک بخش ضروری ازاسکلت سلولی را تشکیل می دهند و در تشکیل دوک و جدا شدن کروموزوم ها در تقسیم سلولی فعال هستند. بنزیمیدازول ها تقسیم میتوز را در مرحله متافاز قطع می کنند. دوک میتوزی از فرم طبیعی خارج شده و هسته های دختری از هم جدا نمی شوند، در نتیجه سلول می میرد. این تغییرات در قارچ های تیمار شده با مطالعات بیوشیمیایی همراه شده تا وابستگی بنزیمیدازول ها به پروتئینهای توبولین در قارچهای حساس را به اثبات برساند.

تکنیک های بیولوژی مولکولی ،بتا توبولین را به عنوان جایگاه هدف تایید کرده است. تغییر تنها یک اسید آمینه(از فنیل آلانین به تیروزین) در نتیجه تغییرات موتاسیون زا دربتا توبولین علت مقاومت به کاربندازیم درNeurospora spp می باشد. درSaccharomyces spp ، مقاومت با یک تغییر مشابه، از آرژین به هیستیدین، کنترل می شود.

علیرغم وجود مقدار زیاد بتا توبولین در همه موجودات یوکاریوت،بنزیمیدازول ها دارای خاصیت انتخابی بالایی می باشند.قارچ های اامیست و همه گیاهان نسبت به بنزیمیدازول ها غیر حساس هستند. اساس انتخابی بودن آنها ناشناخته می باشد ولی ممکن است بستگی به تفاوتهای ساختمانی در جایگاه های ترکیبی(باند شدن) میکروتوبول ها باشد. تغییرات جزئی در اسیدآمینه مکمل که ممکن است زمینه انتخابی بودن بین گونه ها باشد نیز می تواند دلیل حساسیت درون یک گونه باشد.




فنیل کارباماتها(Phenyl carbamates)

فنیل کارباماتها علیه قارچ های مقاوم به بنزیمیدازول فعال هستند. فعالیت زیاد آنها در تخریب میتوز مشابه بنزیمیدازول هاست، و مطالعات اشاره دارند به وجود یک منطقه ترکیبی همانند روی پروتئین بتا توبولین. یک موتاسیون که در نتیجه آن فقط تغییر در یک اسید آمینه می شود با مقاومت به کاربندازیم در ارتباط بوده و ممکن است اساس مقاومت تقاطعی منفی بین کاربندازیم و فنیل کاربامات ها باشد.



بلاستیسیدین

بلاستیسیدین اس (Blasticidin S) که به عنوان یک محصول تخمیری از کشتهای Streptomyces griseochromogenes جدا شده است، علیه بلاست برنج به صورت انتخابی عمل میکند. این قارچ کش فعالیت سیستمیک خفیفی دارد. بلاستیسیدین اس با زیر واحد های ریبوزومی بزرگ برهمکنش نموده و جایگاه اتصال برای ورود مولکول های آمینو اسیل –tRNA را مسدود می کند و در نتیجه از طویل شدن زنجیره پروتئین جلوگیری می کند.

کازوگامایسین(Kasugamycin) یک متابولیت ثانویه S. kasugaensis است که مانند بلاستیسیدین اس تنها استفاده آن کنترل P. grisea می باشد. کازو گامایسین بر خلاف بلاستیسیدین اس به زیر واحد ریبوزومی 30s (زیر واحد کوچک) متصل می شود و مانع طویل شدن پروتئین میگردد. این قارچ کش سیستمیک بوده و دارای فعالیت حفاظتی و معالجه کنندگی می باشد، ولی ممکن است برای گیاهان و جانوران سمی باشد.


تری سیکلازول

سنتز پیگمان ملانین در بیماری زایی قارچها مهم است. تشکیل ملانین در دیواره های آپرسوریوم برای توسعه ریسه آلوده کننده و نفوذ به اپیدرم میزبان ضروری است. موتانهای P. grisea که ملانین ندارند بیماریزا نیستند. کشف تری سیکلازول توسعه مواد شیمیایی (برای مثال پیروکوئیلون(Pyroquilon) و کلوبنتیازون(Chlobenthiazone) ) را که نحوه اثر جدیدی در آسکومیست ها و قارچهای ناقص پیگمان دار بازی میکنند،آغاز کرد. ممانعت از سنتز ملانین کنترل شدید بلاست برنج را مهیا می کند.

در برنج تیمار شده با تری سیکلازول، مراحل اولیه آلودگی P. grisea (جوانه زنی کنیدیوم ها و تشکیل آپرسوریوم) تحت تاثیر قرار نمی گیرند ولی تشکیل ملانین در آپرسوریوم ها و متعاقبا تشکیل میخ نفوذ جلوگیری می شود، در نتیجه گیاه از صدمه بیماری حفاظت می شود.. نتایج مشابهی در استفاده علیه دیگر قارچ های پیگمان دار مثل Colletotrichum lagenarium و C. lindemuthianum به دست آمده است.

تری سیکلازول به راحتی به وسیله برگها و ریشه های گیاهان برنج جذب شده و عمدتاً به سمت بالای گیاه حرکت می کند.KTV3616 ، درسال1994 به عنوان ترکیبی با توانایی استفاده مخصوصاً علیه P. grisea معرفی شده بود. تجزیه کروماتوگرافیکی محیط کشت قارچ مذکور روشن می کند که تیمار با این قارچ کش باعث تجمع سیتالون (Scytalone) ، یک ماده حد واسط در بیوسنتز ملانین میگردد.




مشتقات نیتروفنیل

دینوکاپ(Dinocap) اولین قارچ کش آلی با پتانسیل تجاری کنترل سفیدک های پودری بود. این ترکیب دو ایزومر دارد.2،6-دی نیترو-4- اکتیل فنیل کروتونات، که تقریبا70٪ محصول تمام شده می باشد، اصلی ترین ترکیب فعال قارچ کش است. دینوکاپ دارای خاصیت حفاظتی و معالجه کنندگی و همچنین کنه کشی می باشد.

بیناپاکریل(Binapacryl) تشابهات ساختمانی با دینو کاپ نشان می دهد ولی خاصیت حفاظتی آن بیشتر از معالجه کنندگی اش می باشد.

نیتروتال-ایزوپروپیل (Nitrothal-isopropyl) یک ترکیب حفاظتی است و در ترکیب با دیگر قارچ کش ها از قبیل سولفور و مورفولین ها(Morpholines) علیه سفیدک های پودری استفاده می شود.

ترکیبات والد نسبت به تجزیه شیمیایی ناپایدار بوده و پس از نفوذ به درون قارچ، تحت تاثیر تجزیه آنزیمی به دی نیتروفنل های سمی تبدیل می شوند و سپس به عنوان ممانعت کننده و نه جدا کننده فسفوریلاسیون اکسیداتیو میتوکندریایی عمل می کنند.


درازوکسولون(Drazoxolon)

درازوکسولون به عنوان ضدعفونی کننده خاک برای کنترل بیماری های مرگ گیاهچه در گیاهان زینتی ، ضدعفونی بذر در بقولات، چمن و ذرت علیه Fusarium spp وPythium spp و به صورت محلول پاشی شاخ و برگ در درختان میوه و گیاهان زینتی برای کنترل سفیدک های پودری کاربرد دارد.

کاربوکسامیدها

ک
اربوکسین واکسی کاربوکسین علیه قارچ های بازیدیومیست فعال هستند. این قارچ کش ها سیستمیک بوده و عمدتاً به صورت ضد عفونی بذر مصرف می شوند و Sphaerotheca reiliana, Helminthosporium spp, Rhizoctonia spp, Ustilago spp, و T. caries را در غلات ، ذرت، پنبه، دانه های روغنی و بقولات کنترل می کنند. بررسی ساختمان کاربوکسامید و جایگزینی بعضی از بخش ها منجر به تولید ترکیبات فعال زیادی شده است. فن فورام(Fenfuram) و مت فوروکسام(Methfuroxam) ،که با تعویض حلقه1و4-اکساتیین با یک بخش فوران تولید شده است، هنوز برای کنترل پاتوژن های بذر زاد در غلات استفاده می شوند. متشابها، مپ رونیل(Mepronil) برای کنترلR. Solani در برنج وPuccinia recondita و Typhula incarnate در گندم به کار می رود.

تفاوت جذب کاربوکسامید ها ممکن است نقشی در انتخابی بودن آنها داشته باشند. جذب این قارچ کش ها بوسیله U. maydis و R. Solani ، دو هدف عمده کاربوکسامیدها، به طور معنی داری بیش از گونه های غیرحساس از قبیل S. Cerevisiaeو F. oxysporum f.sp. lycopersici می باشد. با اینحال، اختلاف در جذب بین گونه های قارچی حساس و غیر حساس به طور دقیق تایید نشده است. متابولیسم گیاه میزبان نیز ممکن است در انتخابی بودن دخالت داشته باشد.

تیفلوزامید(Thifluzamide(MON24000)) ، یک تیازول کاربوکسانیلید آزمایشی، فعالیت وسیعی علیه پاتوژن های شاخ و برگ و بذر زاد دارد. از موارد جالب،فعالیت آن علیه Gaeumannomyces graminis f.sp. tritici می باشد، که به صورت محلول پاشی شاخ و برگ است و این گواهی بر درجه ای ازحرکت قارچ کش در آوند آبکش است.




استروبیلورین ها(Strobilorins)

در سال1983، باسف(BASF) برنامه ای از مطالعه با یک متابولیت ثانویه به نام استروبیلورین آ که از قارچ Strobilurus tenacellus به دست آمده بود را شروع کرد و نزدیک به 10 سال بعد قارچ کش های490F(کرزوکسیم-متیل(Kersoxim-methyl)) وICIA5504 (azoxy strobin) را به عنوان جدیدترین کلاس قارچ کش ها به نام استروبیلورین ها و یا بتا-متوکسی آکریلات ها(β-methoxyacrylates) معرفی کرد.

استروبیلورین ها از حرکت الکترون در مجموعهIII (مجموعهbc1) در زنجیره انتقال الکترون میتوکندریایی ممانعت می کنند و جوانه زنی اسپور حساس ترین مرحله قارچ به استروبیلورین هاست، و طیف فعالیت آن اغلب وسیع است. قارچ های حساس عبارتند ازP. grisea, R. solani, C. beticola, Alternaria spp, P. infestans, P. viticola, E. graminis, Erysiphe betae, Septoria spp, P. teres, Venturia inaequalis, P. leucotricha, U. necator وS. Fuliginea بعلاوه ، استروبیلورین ها فعالیت ریشه کن کنندگی وسیعی غلیه سفیدک های پودری دارند.

معمولا این ترکیبات حرکت سیستمیک کندی دارند و می توانند بیماری را برای مدت طولانی کنترل کنند. توزیع مجدد آنها ضمن مکانیزم جذب پیوسته(دائمی) از لایه کوتیکولی برگ ها به درون گیاه و ضمن حرکت به صورت فاز گازی(بخار) و جذب مجدد به داخل کوتیکول حاصل می شود
.

آنیلینوپیریمیدین ها (Anilinopyrimidines)

مپانی پیریم(Mepanipyrim) ،پیریمتانیل(Pyrimethanil) و سیپرودانیل(Cyprodanil) که به عنوان پیریمیدین شناخته شده اند، قارچ کش هایی با طیف وسیع بوده و توانایی استفاده در محصولات مختلفی را دارا هستند. مپانی پیریم و پیریمتانیل علیهB. Cinerea روی انگور و دیگر میوه ها و علیهV. Inaequalis روی سیب فعال می باشد. سیپرودانیل فعالیتی اضافه علیهP. Teres , E. graminis, R. secalis, Helminthosporium gramineum و S. nodorum روی غلات دارد.

تاثیر عمده آنیلینوپیریمدین ها با کاهش بیوسنتز آنزیم های لیتیک قارچی که در لیز کردن دیواره سلولی نقش دارند یا کاهش تراوش آنها در نقطه نفوذ قارچ اعمال می شود. این آنزیم ها شامل پکتینازها، سلولازها، پروتئینازها و لاکازها می باشند.

با اینحال، در مطالعاتی روی آنزیم های تجزیه کننده دیواره سلولی، تیمارهای مپانی پریم و پیریمتانیل نتوانستند از فعالیت پروتئیناز، سلولاز یا پلی گلاکتورناز در B.cinerea جلوگیری کنند. در مطالعات مشابهی کاهش ترشح اینورتاز(Invertase) و پکتیناز همراه با افزایش تجمع درون سلولی آنها ثابت شده بود. حدس زده می شود که این روش مکانیزم کلیدی اثر آنیلینوپیریمیدین ها باشد ولی اساس بیو شیمیایی اثر شناخته نشده است. شواهدی وجود دارد که دخالت ممانعت از بیوسنتز متیونین(Methionine) را پیشنهاد می کند.


فوزتیل(Fosetyl)

ف
وزتیل یا فوزتیل آلومینیوم دارای فعالیت اختصاصی علیه قارچ های اامیست، از جمله P. viticola در انگور ،P. humuli در رازک و Phytophthora spp در درختان میوه مثلا مرکبات می باشد.

فوزتیل مثالی کمیاب از محصولاتی است که در اوندهای آبکشی حرکت دارند، که علت آن احتمالا تجزیه شدن فوزتیل وتولید اسید فسفونیک(Phosphonic acid) است.

این ترکیب از تشکیل اسپورانجیوم و آزاد سازی زئوسپور درP. Citrophthora, P. parasitica, P. cactorum وP. Citricola ممانعت می کند، در حالی که تولید ااسپور و کلامیدسپور (Chlamydospore) درP. Citricola, P. cinnamomi, P. megasperma وP. Infestans نسبتا غیر حساس می باشند.

تغییرات ایجاد شده در دیواره سلولی و مورفولوژی قارچ ها به وسیله تیمار با فزتیل ممکن است در اثر یک نحوه اثر مستقیم روی سلامت غشاء باشد ولی نحوه اثر بیوشیمیایی اولیه مشخص نشده است
.

پروتیوکارب و پروپاموکارب(Prothiocarb and propamocarb)

پروتیوکارب و پروکاموکارب قارچ کش های اامیستی هستند که برای کنترل گونه هایPsedoperonospora, Aphanimyces, Phytophthora, Peronospora, Bermia وPythium روی گیاهان زینتی، توتون، درختان میوه و سیب زمینی استفاده می شوند.

حدس زده می شود که اثر پروپاموکارب وابسته به عمل غشاء است. پروپاموکارب باعث ترشح محتویات سلولی از قبیل فسفات، کربوهیدرات و پروتئین ازPythium ultimum می شود، ولی ترشح این مواد بعد از رشد میسیلیوم متوقف می شود. با اضافه نمودن استرول ها به محیط کشت نیز ترشح مواد متوقف می شود.


سیموکسانیل (Cymoxanil)

سیموکسانیل یک قارچ کش سیستمیک بسیار موثر با فعالیت حفاظتی و معالجه کنندگی مخصوصا علیه قارچ های اامیست می باشد. این قارچ کش علیهP. Viticola روی انگور و P. infestans (لایت بلایت سیب زمینی) مورد استفاده های زیادی دارد که به صورت مخلوط با قارچ کش های غیر اختصاصی مثل مانکوزب مصرف می شود. این روش به عنوان بخشی از استرا تژی ضد مقاومت برای بهینه سازی فعالیت طولانی مدت و افزایش فاصله بین سمپاشی ها محسوب می شود.

سیموکسانیل علیه مراحل رشدی ریسه موثرتر از مراحل اولیه رشد( آزادسازی زئوسپورها از اسپورانجیوم و جوانه زنی آنها) می باشد. این ترکیب از بیوسنتز پروتئین و اسید نوکلئیک درP. Cinnamomi و B. cinerea ممانعت میکند و جالب است که فعالیت آن ضمن همکنش با پروسه های متابولیسمی میزبان تحریک می شود.


کوئین اکسی فن (Quinoxyfen(DE-795))

کوئین اکسی فن یک سفیدک پودری کش اختصاصی است که استفاده عمده آن علیهE. Graminis می باشد. تاثیر این قارچ کش غیر معمول است زیرا یک حفاظت کننده سیستمیک است که کنترل طولانی مدت سفیدک پودری غلات را باعث می شود.

کوئین اکسی فن از تشکیل آپرسوریوم جلوگیری می کند ولی اساس بیوشیمیایی فعالیت آن ناشناخته است. همچنین مکانیزم کنترل طولانی مدت سفیدک پودری غلات نامشخص است و با فقدان خواص فیزیکو شیمیایی که منجر به تحرک معنی دار در درون گیاه شود بغرنج شده است. حرکت کوئین اکسی فن از غلاف برگ ها به سمت مریستم انتهایی در حال رشد و در نتیجه برگها باعث می شود که جاهای محلول پاشی نشده خم تیمار شوند. روش دیگر توزیع مجدد قارچ کش به روش بخار می باشد.
__________________
Matricaria chemmomillaبابونه آلمانی
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٦

نام : بابونه آلمانی Matricaria chemmomilla
خانواده : مرکبان Astraceae
گیاهی است یکساله از تیره ی مرکبان Astraceae به ارتفاع حداکثر ۶۰ سانتیمتر
نحوه مصرف

بابونه مصارف زیادی دارد. تحریک ناشی از سرماخوردگیها، زخمهای دیرخوب شونده، دمل (آبسه ها)، ورم لثه هاپسوریازیس، اگزما، ناراحتیهای کودکان مانند آبله مرغان، سوختگی در اثر کهنة بچه ها و قولنج در زمره دلایل متعارف مصرف چای بابونه، شستشو با آن یا انواع تنتورهای این گیاه محسوب میشود.

بابونه معمولاً موقعی مورد مصرف قرار می گیرد که عارضه آشکار شده باشد. اگر برای درمان زخم، آفتابزدگی یا هر نوع موقعیت جدی از بابونه استفاده می کنید ولی علایم بیماری رفع نمی شود یا بدتر میشود، در اسرع وقت با پزشک معالج خود مشورت کنید.

برای درمان قولنج. زخم، درد معده، سوزش سردل و گاز از دو تا سه گرم این گیاه که در آب داغ خیس خورده باشد، چای تهیه کنید و روزانه سه تا چهار بار بین غذا از آن میل کنید، یا اینکه 5 میلی لیتر از تنتور 1:5 بابونه را روزانه سه بار مصرف کنید.

برای غرغره کردن و شستشوی زخمهای دهان یا بیماری لثه ها، از دو تا سه گرم این گیاه که در آب داغ خیس خورده باشد، چای تهیه کنید سپس بگذارید سرد شود و تا هر چند بار که می خواهید از آن استفاده کنید.

برای تسکین ریه ها به هنگام سرما یا درمان سرفه چندین قطره از روغن اصیل این گیاه را در داخل آب در حال تبخیر بریزید و سپس بخار مزبور را استنشاق کنید یا چای آنرا تهیه و بخار را استنشاق نمایید.

برای تسکین درد بواسیر، بریدگیها، اگزما یا گزش حشرات 1/4 پوند از گلهای خشک بابونه را در هر بار شستشو مصرف کنید، یا از عصاره الکلی گلهای بابونه در وان حمام استفاده کنید.

برای استفاده از بابونه، به عنوان داروی شستشو از محلول 3 تا 10 درصد آن استفاده کنید (گیاه مزبور در آب جوشانیده باشد که به این حالت چای بابونه نیز گفته میشود).

برای درمان پسوریازیس، اگزما یا پوست خشک و فلسی، از کرم بابونه حاوی 3 تا 10 درصد محتوای داروی خالص بابونه استفاده کنید.

نکات احتیاطی

استفاده از بابونه عموماً بی خطر است. لیکن چای غلیظ این گیاه می تواند سبب استفراغ گردد. اگر به "ابروسیا" حساسیت دارید باید از مصرف بابونه بپرهیزید چون این دو از یک تیره گیاهی هستند. از مصرف زیاد آن در دوران بارداری یا شیردهی اجتناب ورزید. اگر باردار هستید موضوع مصرف آن را با پزشک معالج خود در میان بگذارید.

داخل های احتمالی

هیچگونه گزارشی مبنی بر تأثیر و تأثر دو جانبه بابونه با سایر داروها وجود ندارد. اما احتمالاً، بهتر است از مصرف بابوبه به هنگامی که فرد تحت درمان با داروهای ضد انعقاد است، پرهیز شود.

بابونه آلمانی

German Chamomile

مادر پیتر رابیت پس از بازگشت پیتر در یک روز پرمخاطره از باغ آقای مک گرگور یک لیوان بابونه به ایشان داد تا ناراحتی معده وی را تسکین بخشد و او را بخواباند. لیکن مصرف دارویی و طبی بابونه قبل از داستان پیتر رابیت آغاز شده بود. مصریها، رومیها و یونانیان باستان از گلهای بابونه برای درمان آفتابزدگی، تب ها و قولنج استفاده می کردند. آلمانیها برای توصیف بابونه از عبارتی به نام "alles zutraut" استفاده می کنند که مفهوم این عبارت این است: "بابونه هر دردی را درمان می کند".

مصرف چای یا عصاره مایع بابونه آلمانی
می تواند در تسکین دردهای ناشی از گاز، سوزش سردل و زخم ها مفید واقع شود. مصرف کرم یا پماد بابونه به عنوان داروی موضعی روی پوست می تواند در کاهش علایمی نظیر پسوریازیس، اگزما یا سوختگیهای پرتو درمانی سرطان مفید واقع شود. پماد بابونه در ترمیم زخمهایی که بهبود آنها مستلزم مدت زمان طولانی است، مؤثر واقع میشود. می توانید گلهای بابونه خیس خورده یا تنتورهای این گیاه (محلولهای تهیه شده از گیاه مزبور، الکل و آب) را در داخل وان حمام بریزید و سپس در آن فرو روید. اینکار به درمان یکسری از بیماریهای پوست از جمله بواسیر کمک می کند. برای درمان سرماخوردگی بخور چای بابونه را که در داخل یک کتری ریخته یا چندین قطره از روغن بابونه را که در آب جوش ریخته شده است، استنشاق کنید. پس از سرد شدن چای، می توانید از آن برای شستشوی دهان یا غرغره به منظور کاهش درد ناشی از بیماری لثه ها یا زخمهای دهان استفاده کنید.


معرفی گیاه

گلهای کوچک مروارید گونه بابونه آلمانی میتواند معده،ریه ها و پوست تحریک شده را درمان کند. گلهای این گیاه دارای طوقه های سفیدی است و به صورت چرخشی، قیفی شکل وبا مرکز زردرنگ بزرگ میشود. پهنای آنها کمتر از یک اینچ است و روی ساقه های بلند، و نازک سبز رنگ
می رویند. گاهی اوقات بابونه وحشی نیز می روید که ارتفاع آن از زمین چندان فاصله نمی گیرد و می توان آن را در کنار مزارع و باغهای گیاهان دارویی مشاده کرد. ارتفاع این گیاه به سه پا می رسد. بابونه شامل انواع بابونه اعم از بابونه آلمانی یا بابونه رومی (انگلیسی) است. .

ترکیبات گیاه

برای تهیه چای بابونه گلهای آنرا در داخل کیسه های چای بسته بندی می کنند، یا آنها را کوبیده و بخار می دهند که محتوای روغن آن که آبی رنگ است به طور جداگانه قابل استخراج و بسته بندی باشد. روغن بابونه حاوی ترکیباتی است که از ورم اعضای بدن جلوگیری می کند و در کاهش روند رشد باکتریها، ویروسها و حتی قارچها مؤثر است.

اشکال موجود

بابونه آلمانی به صورت سرگل خشک، چای، عصاره مایع و پماد موضعی یافت میشود
عناب: ziziphus jujuba
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : پنجشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٦





عناب یکی از گونه های بی شمار ziziphus[rhamnaceae] است که میوه آن خوراکی است ، با این حال تنها گونه دیگر ازziziphus ،عناب هندی حساس به سرما [z.mauritiana] نیزبه خاطر میوه اش بسیار کشت میشود . پراکنش طبیعی کنونی عناب از اروپای جنوب شرقی تا چین را در برمیگیرد وبه طور متناوبی در جنوب شرقی ایالات متحده کشت می شود . محاسبات، تنوع دامنه کشت آن را نشان میدهد ولی بشر آن را از خاور میانه به روم انتقال داده که در آنجا به وسیله پلینی شناخته شده است .به مدت چهار هزار سال درخت عناب در چیت کشت می شده است .

تولید سالانه این میوه در چین 450 هزار تن است که درمیزان آن در باغات 290 هزار هکتار عناب در چین به میزان هکتار مرکبات در فلوریدا محاسبه میشود

کاربرد های دارویی این گیاه

عناب هم میوه ای خوشمزه است وهم دارویی گیاهی موثری به شمار میرود . این میوه به افزایش وزن بدن کمک میکند ، قدرت ماهیچه ها را زیاد نموده و بنیه بدن را افزایش میدهد .

در داروهای چینی این میوه به عنوان ماده ای مقوی در فعال ساختن جگر استفاده میشود .

در یک آزمایش پزشکی در چین به 12 بیمار که از ناراحتی جگر شکایت داشتند عناب تجویز شد و به همراه آن بادام زمینی وشکر سرخ،شبانه خورانده شد ، عملکرد جگر این افراد طی 4 هفته بهبود یافت .

از عناب به عنوان پادزهر، زیاد کننده ادرار ،داروی ملین و خلط آور استفاده میشود.برگهای آن بند آورنده خون وتب بر هستند . گفته میشود که این برگ ها رشد موها را تسریع مینمایند.انها به شکل ضماد در درمان ادرار بندی به کار گرفته میشود. میوه های خشک شده آرامبخش ،ضد سرطان ،ضر بیماری های تنفسی ،تب بر ،مسکن ، اشتها آور ، بند آورنده خون ومقوی هستند . تصفیه کننده خون بوده و به هضم غذا کمک میکند .آنها در درمان نامرتب بودن ضربان قلب ،بیخوابی ،خستگی اعصاب ،عرق شبانه وتعرق زیاد بدن استفاده میشوند . ریشه گیاه در درمان سوء هاضمه مفید است . جوشانده ریشه به پودر تبدیل می شود وبرای زخم ها ودمل های کهنه مفید هستند گیاه درمانی برای کم خونی، کشیدگی عضلات ، تورم کلیه وبیماری های عصبی محسوب میشود این گیاه به طور گسترده در چین برای درمان سوختگی به کار میرود.

استفاده های بیشتر

گیاهان کمی هستند که مانند عناب چند منظوره باشند . اول اینکه خود چوب آن ارزشمند است چوب درخت که محکم ، بادوام وصاف است در کارخانجات سازنده آلات موسیقی کاربرد دارد وبه کار ،کارهای هنری {نجاری، کشتی سازی و اقلام متفرقه } می آید . همچنین این چوب با کمی انجام کار هنری روی آن روی آن به دسته دنده اتومبیل وکلاه کاسکت تبدیل می شود

کشت ونگهداری این گیاه

اگر چه این گیاه در مناطق خشک بهتر با شرایط کنار می آید با این حال هر نوع وضعیت آب وهوایی تحمل می نماید . عناب در هر نوع خاکی پرورش می یابد ونسبت به قلیایی بودن ونمکدار بودن زمین مقاوم است . نیاز به خنکی کمتری دارد اگر چه سرمای شدید را تحمل میکند .

دوره خفتگی به آن اجازه میدهد که یخبندان های دیر هنگام بهاری و دوره زیاد خفتگی را تحمل کند وفایده زیادی برای زنبورداران دارد .

بعضی از گونه ها همه ساله فراوان میوه میدهند .ازسوی دیگر کشت عناب کاملا بی نیاز ازمراقبت نیست :

1- درخت بالقوه باعث بروز علفهای هرز میشود ، چون پاجوش ریشه ایی آن زیاد است .

2- در بعضی ازمناطق آب وهوایی بعضی ازمیوه ها شکاف برمیدارند و بعلاوه قسمتی ازمیوه ها قبل از رسیدن می پوسند

3- میوه عناب میزبان بسیاری ازمگس های کارائیبی میباشد که در بخشهای محدوده ایالات متحده زندگی میکنند

به طور خلاصه عناب نسبت به همه مشکلات خود ایمن نیست با این حال گیاهی است که بی توجهی تحمل میکند ونیازبه مراقبت اندکی دارد
حشره
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٥
حشره
حشره موجودی است که بدن آن از سه قسمت سر، قفسه سینه و شکم تشکیل شده است. در قسمت سر حشرات، چشمهای ساده و مرکب، شاخک‌ها و قطعات دهانی از اهمیت زیادی برخوردارند. در قسمت قفسه سینه پاها و بال‌ها قرار دارند و در قسمت شکم تخم ریز، سرسی‌ها و آلت جفت‌گیری مشاهده می‌شود.

شکم (Abdomen)
- تخم ریز
- سر سی‌ها
- آلت جفت‌گیری

بدن حشرات
- سر (Head)
- قفسه سینه (Thorax)
- شکم (Abdomen)
قفسه سینه (Thorax)
- پاها
- بال‌ها
سر (Head)
- چشم‌های مرکب و ساده
- شاخک‌ها
- قطعات دهانی
سر در حشرات از درزها و نواحی مختلفی تشکیل شده که مهمترین این درزها عبارتند از :
درزی که بین پیشانی و لب بالا قرار گرفته است که به آن درز اپیستومال (Epistomal ) گفته میشود. طرفین این درز، درزهای زیر گونه‌ای (Subgenal suture ) هستند. در قسمت بالای پیشانی و در قسمت زیر چشم‌های مرکب، گونه (Gena ) دیده می‌شود. فرق سر و لب بالا و ناحیه‌ای که بین پیشانی و لب بالا قرار دارد کلیپئوس (Clypeus) گفته می‌شود.

از نظر طرز اتصال سر به بدن در حشرات سه وضعیت دیده می‌شود :
1- اورتوگناتوس (Orthognathous ) حشراتی هستند که جهت سر به سمت پائین بوده و دارای یک زاویه ۹۰ درجه با بدن است؛
2- پروگناتوس (Prognathous ) حشراتی هستند که قطعات دهانی‌شان در امتداد محور طولی بدن قرار دارد مثل سوسک‌های زمینی خانواده کارابیده (Carabidae)؛
3- اوپیستوگناتوس (Opisthognathous ) حشراتی هستند که قطعات دهانی به سمت زیرین سر قرار دارد و یک زاویه حاده‌ بین این قطعات دهانی سر، با محور طولی بدن وجود دارد. از جمله اجزای حسی مهم در قسمت سر شاخک بوده که در حشرات دارای انواع مختلف است مثلاً شاخک‌ها ممکن است مویی باشد که به آن‌ها ستاسئوس (Cetaceous ) گفته می‌شود نظیر شاخک در آسیابک‌ها .
شاخک ممکن است نخی یا فیلی‌فرم (Filiform ) باشد مثل سوسک‌های خانواده کارابیده (Carabidae) شاخک تسبیحی در موریانه‌ها، شاخک چماقی در کفش‌دوزک‌ها، شاخک اره‌ای و شآن‌های و پروش و شاخک آریستایی در گروه‌های مختلف حشرات دیده می‌شوند.
قطعات دهانی در حشرات عبارتند از :
- یک لب بالا (Labrum)
- دو آرواره بالا (Mandibles)
- دو آرواره پائین (Maxillae)
- یک لب پائین (Labium)
- یک عضو چشایی (Hypopharynx)

قطعات دهانی نشان دهنده نحوه تغذیه در گروههای مختلف حشرات است و بر اساس نوع تغذیه قطعات دهانی دچار تغییراتی می‌شوند. در حشراتی که دارای قطعات دهانی سائیده هستند مثل ملخ‌ها آرواره‌های بالا کاملاً رشد کرده و حالت سائیده دارند. آرواره‌های پائین و قسمت‌هایی که مربوط به لب پائین هستند رشد چندانی نکرده‌اند. در حالیکه در حشراتی مثل سن‌ها که دارای قطعات دهانی زننده و مکنده هستند و از شیره گیاهان تغذیه می‌کنند، و همچنین در پشه‌های خانواده کولیسیده (Culicidae) مشاهده می‌شود که آرواره‌های بالا و پائین تبدیل به زایده‌های سوزن مانندی شده که وارد پوست بدن می‌شود و از طریق مجاری که در کابین‌های فانیکس قرار دارد عمل مکیدن صورت می‌گیرد.
در پروانه‌ها که دارای قطعات دهانی مکنده هستند بخشی از لب پائین بنام گالئا (Galea) تبدیل به خرطوم شده و سایر قسمت‌های قطعات دهانی مثل آرواره‌های بالا و پائین در اکثر پروانه‌ها از بین رفته و تنها بخشی از لب پائین تبدیل به زایده خرطوم مانندی شده که به وسیله آن شهد گیاهان را می‌مکند. در حشرات لیسَنده مثل دیپ ترا (Diptera) بخشی از لب پائین تبدیل به یک عضو اسفنج مانندی می‌شود که در سطح آن شیارهایی وجود دارد. آب در داخل لوله‌های مویین جریان پیدا می‌کند و از طریق این مجرا، وارد مجرای غذایی می‌شود. در قسمت قفسه سینه پاها قرار دارند.

قسمت‌های مختلف پا در حشرات
- پیش‌ران (Coxa)
- پی‌ران (Trochanter)
- ران (Femur)
- ساق (Tibia)
- پنجه (Tarsus)
- ناخن‌ها (Claws)
اختلاف بین بندپایان و حشرات در اینست که در بعضی از بندپایان مثل کنه‌ها یک عضو دیگر به نام پاته‌لا که در واقع دومین قسمت پی‌ران است، وجود دارد ولی در حشرات این قسمت مشاهده نمی‌شود.
رگبالهای طولی بال حشرات
- رگبال کناری (Costa)
- رگبال زیر کناری (Subcosta)
- رگبال شعاعی (Radius)
- رگبال میانی (Media)
- رگبال بازویی (Cubitus)
رگبال آنال (Anal veins)
- رگبال ژوگال (Jugal veins)
البته ممکن است در همه گروه‌های مختلف حشرات، رگ‌بال‌ها را نبینیم، ولی بر اساس تفاوت‌هایی که در رگ‌بال‌های حشرات وجود دارد آن‌ها را گروه‌بندی می‌کنیم.
آیا پا در حشرات گیاه خوار یا شکارگر تفاوت دارد؟
پا در حشرات دارای انواع مختلفی است. پاهای رونده، پاهای دونده و یا پاهای شکاری. حشراتی مانند مانتیدها دارای پاهای شکاری هستند که در این پاها ران و ساق رشد بسیار زیادی کرده است که زوائد خار مانندی در سطح درونی خود دارد که بوسیله آن می‌تواند میزبان‌های خود را که عموماً گونه‌های آفت هستند را شکار بکنند. در حالیکه در حشرات آفت، پاها از نوع رونده و دونده هستند.
طبقه بندی سموم
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٥
کاربامات‌ها
ترکیبات کاربامات گروه دیگری از سموم هستند که نخستین آن‌ها سمی بنام (Physostigmine) است که از گیاهی با نام (Physostigma venenosum) که محل رویش آن در آفریقای جنوبی می‌باشد استخراج می‌شود.
ترکیبات کاربامات سمومی هستند که هسته مرکزی آن‌ها اسید کاربامیک (COONH2) است و شامل دو گروه اصلی می‌باشند.

ترکیبات کاربامات
1- دی متیل کاربامات‌ها (پیرولان، ایزولان، دی متیلان، پریمیکارب). برای مبارزه با مگس‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند اما امروزه کاربرد آن‌ها محدودتر شده است؛

2- متیل کاربامات‌ها که دارای استفاده وسیعی هستند و به چندین گروه تقسیم می‌شوند:
الف) نفتیل کاربامات‌ها (کاربایل)
مهم‌ترین ترکیب این گروه کاربایل است که علیه حشرات، نرمتنان و کنه‌های دامی موثر است؛
ب) متیل کاربامات‌های هتروسیکلیک (کاربوفوران، بندیوکارب)
یکی از مهم‌ترین ترکیبات این گروه کاربوفوران است که دارای خاصیت سیستمیک بوده و علیه آفات خاک‌زی، برگ‌خوار و ساقه‌خوار و نماتدها موثر است. کاربوفوران سمی بسیار قوی است که به دلیل اثر فوق‌العاده قوی بصورت گرانول ساخته می‌شود و در داخل خاک برای مبارزه با آفات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سم سیستمیک بوده و از طریق ریشه گیاهان جذب می شود و حشراتی را که در روی گیاهان جمع می‌شوند را از بین می‌برد

ج) فنیل کاربامات‌ها (مگزاکاربات، پروپوکسور، میتو کارب)
پروپوکسور سمی با دو نوع فرمولاسیون می‌باشد که یک نوع آن برای مبارزه با حشرات خانگی (به صورت حشره‌کش) و نوع دیگر برای شته‌ها و کنه‌ها در گلخانه‌ها و مزارع استفاده می‌شود؛
میتوکارب دارای طیف وسیعی بوده و علیه گروه‌های مختلفی از حشرات، کنه‌ها و نرمتنان و حتی سخت بالپوشان، دوبالان، پروانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد؛
د) اُگزایم‌ها (آلدیکارب، متومیل و تیودیکارب)
همه جزء سموم سیستمیک هستند و علیه طیف وسیعی از آفات در مزارع و گلخانه‌ها استفاده می‌شوند.

کنه‌کش‌ها
گروه دیگری از آفت‌کش‌ها، کنه کش‌ها هستند که طیف وسیعی از سموم را شامل می‌شوند. کنه‌ها مخصوصاً کنه‌های خانواده (Tetranychidae) از جمله آفات بسیار مهم گیاهان زینتی و محصولات گلخانه‌ای به شمار می‌آیند. برای مبارزه با این آفات، تعدادی از سموم فسفره، کلره و کاربامات مورد استفاده قرار می‌گیرند و در عین حال تعدادی کنه‌کش اختصاصی نیز وجود دارند.

کنه‌کش‌ها
- سموم گوگردی؛
- گوگرد معدنی؛
- سموم گوگرد آلی؛
-سولفون‌ها (تترادیفون)؛
- سولفونات‌ها (فنزون، کلرفنزون)؛
- سولفیت‌ها (پروپارژیت)؛
- سولفیدها (تتراسول، کلرفن سولفید).
سموم گوگرد آلی دارای ساختمان شیمیایی شبیه به ساختمان شیمیایی (D.D.T) هستند اما با این تفاوت که به جای اتم کلر مرکزی، اتم گوگرد قرار گرفته است. این ترکیبات، همه مراحل مختلف سنی کنه‌ها، از جمله تخم آن‌ها را از بین می‌برند.
گروه دیگر از کنه‌کش‌ها، آنالوگ‌های د .د .ت هستند- کلروفنتول - دیکلوفول - کلروپروپیلات - کلروبنزیلات - بروموبروپیلات .
نیتروفنول‌ها گروه دیگر از کنه‌کش‌ها هستند.
- دینوبوتون، بیناپاکریل؛
- این ترکیبات علاوه بر خاصیت کنه‌کشی، خاصیت قارچ کشی نیز دارند.
آخرین گروه کنه‌کش‌ها اُرگانوتین‌ها هستند.
- سی هگزاتین، آزوسیکلوتین، فن بوتاتین اکساید؛
- در ساختمان شیمیایی آن‌ها اتم قلع (Sn) وجود دارد؛
- همه مراحل متحرک کنه‌ها را از بین می‌برند؛
- بعضی از آن‌ها علاوه بر خاصیت کنه‌کشی، خاصیت دور کنندگی و ضد تغذیه‌ای نیز دارند.

حلزون‌کش‌ها
گروه دیگر از آفت‌کش‌ها حلزون‌کش‌ها هستند، حلزون‌ها گاهی اوقات و تحت شرایط خاصی با عنوان آفات نسبتاً مهم محصولات گلخانه‌ای و گیاهان زینتی در می‌آیند.
برای مبارزه با حلزون‌ها سمومی که مورد استفاده قرار می‌گیرند محدود هستند.
- مهم‌ترین ترکیب مورد استفاده در مبارزه با نرمتنان متالدئید است؛
- بعضی از حشره‌کش‌ها نظیر کاربایل، میتوکارب و مگزاکاربات خاصیت نرم‌تن‌کشی نیز دارند.
متالدئید سمی تماسی و گوارشی است و همانند سایر سموم بصورت محلول‌پاش مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای تولید یک طعمه‌ی مسموم برای حشرات، سبوس را با گرد متالدئید مخلوط می‌کنیم و بتدریج مقداری آب به آن اضافه می‌کنیم، البته نباید آب به مقداری باشد که سبوس خمیر گردد. بعد از اضافه کردن آب طعمه را بصورت یکنواخت یا بصورت کپه در محیط‌هایی که با نرمتنان مبارزه می‌کنیم قرار می‌دهیم.
سموم گازی
گروه دیگری از سموم، سموم گازی هستند. تعدادی از سموم وقتی در شرایط مناسب محیطی قرار می‌گیرند تبدیل به گاز شده و از راه تنفس انواع حشرات و موجودات را از بین می‌برند.

سموم گازی
- کلروپیکرین، اتیلن دی بروماید، متیل بروماید، اتیلن اکساید و فسفین؛
- سموم گازی عموماً بر روی همه مراحل رشد حشرات و سایر بندپایان موثر هستند؛
- از سموم گازی برای ضدعفونی خاک و از بین بردن آفات محصولات انباری استفاده می‌شود.
سموم گازی برای انسان فوق‌العاده خطرناک هستند علی‌الخصوص سم متیل بروماید که باعث بی‌هوشی و حتی مرگ می‌شود، به همین خاطر در کاربرد این سم حتماً از افراد متخصص استفاده شود.
منبع:
___
پروانه­ها (Lepidoptera)
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٥
پروانه­ها (Lepidoptera)
پروانه­ها حشراتي هستند كه تقريباً همه مردم آ‌ن‌ها را مي­شناسند و داراي چهار بال هستند كه سطح بال­ها بوسيله پولك پوشيده شده است. لارو همه گونه­هاي پروانه­ها به استثنا چند گونه محدود از گياهان مختلف تغذيه مي­كنند. تعدادي از گونه­ها در اين راسته از آفات بسيار مهم درختان ميوه و تعداد معدود ديگر در شرايط گلخانه­اي جزء آفات گياهان زينتي به شمار مي­روند.
براي شناسايي و تفكيك گروه‌هاي مختلف پروانه­ها، دو ويژگي مهم الف) رگ­بندي بال و ب) مكانيسم جفت­شدن بال­هاي جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است. رگ­بندي بال در پروانه­ها نسبتاً ساده و تعداد رگ­هاي عرضي و طولي كم است.
در پروانه­ها چهار مكانيسم براي جفت­ شدن بال­هاي جلو و عقب به هنگام پرواز وجود دارد كه عبارتند از:
1- فيبولا (Fibula)
2- ژوگوم (Jugum)
3- فرنيلوم (Frenulum)
4- هيمورال اَنگِل (Humeral angle)
عمده پروانه­هاي روز پروازي كه در طبيعت مشاهده مي­شوند داراي مكانيسم هيمورال انگل هستند. لارو پروانه­ها بصورت­هاي مختلفي از گياهان تغذيه مي­كنند. تعدادي از آن‌ها آزادانه از قسمت­هاي مختلف گياه مانند برگ، ميوه يا گل تغذيه مي‌كنند و يا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبي گياه را استفاده مي‌كنند. تعداد معدودي از گونه­ها هم جزء آفات انباري هستند و در شرايط انباري از انواع خشكبار تغذيه مي­كنند.
راسته لپيدوپترا به پنج زير راسته تقسيم مي­شود كه عبارتند از:
1. زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانه­هايي هستند كه داراي آرواره بالا مي‌باشند. بنابراين توانايي تغذيه از مواد جامد مثل گرده گل‌ها را دارند و اين ويژگي در ساير پـروانـه­هـا ديــده نمي­شـود. در ايـن زيـر راستــه خـانـواده ميـكروپـتريـژيـده (Micropterygidae) حائز اهميت است.
2. زير راسته داكنونيفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات كامل داراي آرواره هستند ولي آرواره­هايشان غيرفعال است. در واقع گاله­هاي مربوط به هر يك از آرواره­هاي پايين بهم متصل ­شده و خرطوم را بوجود ­آورده‌اند كه بوسيله آن از مواد مايع تغذيه مي­كنند.
3. زير راسته اكسوپوريا (Exoporia) ؛ در اين راسته خانواده­اي به نام هيپاليده (Hepialidae) وجود دارد كه از نظر شكل ظاهري شباهت به پروانه­هاي اسفينژيده (Sphingidae) دارد ولي لاروهاي آن‌ها عموماً از ريشه گياهان تغذيه مي­كنند.
4. مونوتريزيا (Monotrysia)؛ تعدادي از گونه­هاي مونوتريزيا بصورت مي‌نوز فعاليت
مي­كنند. مهم‌ترين خانواده اين زير راسته استيگمليده (Stigmellidae) است كه لارو­هاي آن از پارانشيم برگ­هاي گياهان تغذيه ميكنند.
5. بزرگترين زير راسته ديتريسيا (Ditrysia)است؛ عمده پروانه­ها در اين زير راسته تقسيم‌بندي مي­شوند كه به تعدادي از خانواده­هاي آن اشاره مي­كنيم:
خانواده تينيئيده (Tineidae) يكي از خانواده­هاي زير راسته ديتريسيا است كه عموماً لارو آن‌ها از منسوجات تغذيه مي­كنند.
- ليونيتيده(Lyonetidae) و گراسي­لاريده (Gracillaridae) نيز مي‌نوز هستند كه لاروهايشان در بين اپيدرم فوقاني و زيرين برگ از پارانشيم برگ گياهان تغذيه مي­كنند.
- خانواده پيه­ريده (Pieridae) كه در واقع روز پرواز بوده و جزء آ‌فات مهم كَلَم هستند. اين خانواده داراي دامنه ميزباني نسبتاً وسيعي هستند و امكان فعاليت آن‌ها در شرايط گلخانه­اي روي محصولات گلخانه­اي وجود دارد.
- خانواده ليكينيده (Lycaenidae)؛ تعدادي از لاروهاي گونه­­هاي اين خانواده در لانه مورچه‌ها زندگي مي­كنند. در واقع مورچه­ها تعدادي از جمعيت خودشان را در اختيار لارو اين پروانه­ها قرار مي­دهند و اين‌ها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچه­ها تغذيه مي­كنند و توليد عسلك كرده كه مورچه­ها از عسلك توليد شده توسط اين لارو پروانه­ها تغذيه مي­كنند.
* پروانه­هاي باتر فلاي (Butterfly) يا پروانه­هاي روز
1- اسفينجيده (Sphingidae) تعدادي از گونه­هاي اين خانواده در داخل كندو­هاي زنبــور عســل زندگي مي­كنـند. گـونـه­اي بـه نــام اكـرونتيـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos) جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار مي­رود. گونه­هاي ديگر اين خانواده از گياهان تغذيه مي­كنند. ويژگي بارز لاروها داشتن شاخي در انتهاي بدن مي‌باشد كه به شناسايي آن‌ها كمك مي‌كند.
2- خانواده ساتورنيده (Saturnidae) شامل بزرگترين پروانه­هاي موجود در ايران مي­باشد. گونه پر طاووسي گلابي بزرگترين پروانه­اي است كه در ايران وجود دارد.
3- نيمفاليده (Nymphalidae)
4- ساتي­ رئيده (Satyridae)
5- پاپيليونيده (Papilionidae)
6- دانائيده(Danaidae)
و تعدادي ديگر از خانواده­ها كه لاروشان عموماً در روي گياهان مرتعي و يا درختان ميوه از برگ گياهان تغذيه مي­كنند. اين پروانه‌ها جزء آفات هم محسوب نمي­شوند و تحت كنترل دشمنان طبيعي هستند.
بسياري از پروانه­هاي روز پرواز جزء آفات مهم نيستند ولي تعدادي از پروانه­هاي شب پرواز تحت نام موس (Moths)در خانواده­هاي نوكتوئيده (Noctuidae) و پيراليده(Pyralidae) از آفات بسيار مهم محصولات زراعي و گياهي مختلف هستند
بطور كلي جمعيت موجودات بوسيله دو دسته از عوامل كنترل مي‌شوند.
الف) عوامل طبيعي مثل سرما؛
ب) دشمنان طبيعي.
به همين دليل در گذشته كشاورزان در زمستان زمين‌هايشان را آب مي­دادند تا زمين يخ ببندد و بسياري از شفيره آفات مهم كه در داخل خاك زندگي مي­كردند به اين طريق از بين بروند.
از عوامل كنترل كننده دشمنان طبيعي لارو پروانه­ها عمدتاً زنبورهاي براكلونيده (Braclonidae) و مگس‌هاي خانواده تاكي نيده (Tachinidae) مي­باشند كه از اهميت زيادي برخوردارند.
__________________
تريپس توتون
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٥

معرفي آفت

گونه اي پلي فاژ بوده كه به گياهان مختلفي نظير توتون، پنبه، لوبيا، چغندرقند، گوجه فرنگي، سيب زميني،‌ نخود و انواع كدوئيان خسارت مي زند. اين حشره در گياه پنبه به جوانه ها، برگها و قوزه هاي نورس بوته حمله نموده و در اطراف رگبرگهاي زير برگ لكه هاي فرو رفته براقي ايجاد مي كند كه به تدريج به رنگ نقره اي در مي آيند. در اثر حمله آفت رشد بوته كم شده و علاوه بر به تعويق افتادن برداشت مقدار محصول پنبه نيز تقليل مي يابد. راستة Thysanoptera به دو زير راسته تقسيم مي شود كه خصوصيات هر دو زير راسته و تفاوتهاي مرفولوژيكي و بيولوژيكي آنها در بخش اول در تريپس گندم مفصلاً‌ شرح داده شده است.

زيست شناسي:

زمستان را به صورت حشره كامل و پوره روي گياهان و علفهاي هرز و زير كلوخه ها و شكافهاي زمين بسر مي برد. حشرات كامل ماده پس از خروج از اماكن زمستانه ابتدا 3-2 روز تغذيه و سپس تخمگذاري مي كنند. حشرات ماده به صورت بكرزائي توليد مثل مي كنند و تخمها را به صورت انفرادي در زير اپيدرم برگ قرار مي دهد. طول دوران يك نسل بين 26-16 روز متغير است و تا 10 نسل ممكن است ايجاد كند.

کنترل:

1- از بين بردن علفهاي هرز مزارع وضد عفونی بذور با سم گاچو.

2- سم متاسیستوکس در هنگام بروز مشکل می توان استفاده کرد.




کنترل بیولوژیک
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : چهارشنبه ۱۳۸٥/٩/۱٥

کنترل بیولوژیک
- طبیعی؛
- کاربردی.
کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.

کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:
1– انواع موجودات آفت هدف؛
2– انواع دشمنان طبیعی؛
3– روش‌های بکارگیری دشمنان طبیعی

1- انواع موجودات آفت هدف
الف) بطور کلی حشرات مهم‌ترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بوده‌اند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترل‌شان ایجاد کرده‌اند.
اما مهم‌ترین راسته‌ای که تعدادی از گونه‌های آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفته‌اند راسته (Hemiptera) می‌باشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گیرنده شته‌ها، شپشک‌ها، سفیدبالک‌ها و پسیل‌ها می‌باشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب می‌شوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونه‌های راسته (Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولات کشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آن‌ها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشک‌ها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آن‌ها فراهم است.
ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامه‌های کنترل بیولوژیک کنه‌ها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهم‌ترین کنه‌های گیاهخوار هستند که بر علیه آن‌ها کنترل بیولوژیک انجام شده است.
ج) دسته دیگر این حشرات، حلزون‌ها و راب‌ها هستند که به آن‌ها لیسَک نیز گفته می‌شود. برای کنترل بیولوژیک حلزون‌ها و راب‌ها کوشش‌هایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.
د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علف‌های هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علف‌های هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامه‌های کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بوده‌اند که ۵۰ درصد آن‌ها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.
ذ) علاوه بر این‌ها، بیماری‌های گیاهی و مهره‌داران هم می‌توانند از اهداف برنامه‌های کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان می‌تواند در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.

2- انواع دشمنان طبیعی
مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
الف) حشرات پارازیتوئید از عمومی‌ترین دشمنان طبیعی آفات به شمار می‌آیند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به روش‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. برنامه‌های کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر درباره‌ی دو راسته (Hymenoptera) یا بال‌غشائیان و زنبورها یا (Diptera) می‌باشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونه‌های زیر خانواده‌ی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشک‌ها هستند و در برنامه‌های کنترل بیولوژیک آفات گلخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند.
از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانواده‌های (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوق‌العاده حائز اهمیت هستند.
ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونه‌های گیاهخوار تغذیه می‌کنند. مهم‌ترین شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آن‌ها کفشدوزک‌ها اطلاق می‌شود و تعدادی دیگر از خانواده‌ها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بال‌توری‌ها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بال‌توری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانواده‌های(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
ج) گروه دیگر از عوامل بیماری‌زا، بندپایان هستند. مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای بندپایان مربوط به ویروس‌ها، نماتدها، تک سلولی‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌ها هستند.
در بین باکتری‌ها، باکتری‌های گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتری‌هایی هستند که برای کنترل گروه‌های مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در گروه ویروس‌ها، شانزده خانواده از ویروس‌ها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرد.
اما دلیل اینکه ویروس‌ها مانند باکتری‌ها براحتی تولید نمی‌شوند چیست؟
ویروس‌ها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آن‌ها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا می‌کنند در حالیکه باکتری‌ها براحتی بر روی مخمرها تکثیر می‌شوند. به همین دلیل استفاده از باکتری‌ها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.
د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچ‌ها هستند بخصوص قارچ‌های خانواده (Entomophthoraceae) و زیر گروه‌های (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که برای کنترل حشرات و گیاهان زینتی مخصوصاً گونه‌ای به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ذ) دسته دیگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلولی‌ها هستند، شاخه‌های (Apicomplexa) و (Microspora) از مهم‌ترین تک سلولی‌ها هستند که بر روی حشرات ایجاد بیماری می‌کنند. مخصوصاً تک سلولی‌های جنس (Nosema) از اهمیت بیشتری برخوردارند. تعدادی از گونه‌های این جنس بصورت تجارتی تولید شده‌اند و برای کنترل ملخ‌ها و آبدزدک‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
ر) گروه دیگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بیولوژیک، حشراتی هستند که از علف‌های هرز تغذیه می‌کنند. در این بین خانواده‌های (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهمیت زیادی برخوردارند

 
ارسال شده توسط سیدمهدی شمس تاریخ ارسال : دوشنبه ۱۳۸٥/٩/۱۳

معضل عمده كشاورزي امروز آن است كه چگونه مي توان به توليد پايدار در محصولات كشاورزي و دامي رسيد. براي اين كار لازم است تا در زمينه توليد غذا يك رويكرد بوم شناختي در پيش گرٿته شود. تا چندي پيش مردم كشورهاي توسعه ياٿته گمان مي كردند كه قحطي چيزي است مربوط به گذشته اما امروز معلوم شده كه قحطي يك مسئله جهاني است و تا مدت ها در آينده نيز چنين خواهد بود. علت اين امر تا حدودي زيست محيطي است ...

معضل عمده كشاورزي امروز آن است كه چگونه مي توان به توليد پايدار در محصولات كشاورزي و دامي رسيد. براي اين كار لازم است تا در زمينه توليد غذا يك رويكرد بوم شناختي در پيش گرٿته شود. تا چندي پيش مردم كشورهاي توسعه ياٿته گمان مي كردند كه قحطي چيزي است مربوط به گذشته اما امروز معلوم شده كه قحطي يك مسئله جهاني است و تا مدت ها در آينده نيز چنين خواهد بود. علت اين امر تا حدودي زيست محيطي است از آن جا كه كشاورزي موجب آثار زيست محيطي عمده مي شود تغييرات انجام شده در توليد و ذخاير آن، آثار زيست محيطي عمده اي در بردارد.
مسئله قحطي برزيل، آٿريقا و جاهاي ديگر، بسياري از مسايل زيست محيطي مرتبط با غذا را روشن مي كند.
چهار جنبه از ارتباط بين ذخاير جهاني غذا و محيط زيست را مي توان برشمرد.
اول آن كه مشكل جديد غذايي بشر نتيجه اٿزايش شديد جمعيت است كه از منابع غذايي و سيستم توزيع ناكاٿي محلي پيشي مي گيرد.
دوم آن كه توليد غذا در گرو محيط زيست است. وقتي خشكسالي يا كمبود منابع ضروري پيش آيد توليد غذا كاهش مي يابد. به علت نوسانات محيطي، سال هاي خوب و سال هاي بد وجود دارد و كشاورز بايد خود را با اين تغييرات زيست محيطي سازش دهد.
سوم آن كه كشاورزي موجب تغيير محيط زيست مي شود. هرجا كه تغييرات حاصله آسيب زننده باشد مردم بسياري از آن صدمه مي بينند. تاريخ كشاورزي را مي توان به صورت زنجيره اي از كوشش ها براي غلبه بر محدوديت ها و مشكلات زيست محيطي ديد. اما هريك از اين راه حل هاي جديد مشكلات زيست محيطي تازه اي به وجود آورده كه خود نيز نيازمند راه حل هاي جديد ديگري بوده است. وقتي به دنبال بهبود نظام هاي كشاورزي هستيم بايد منتظر آثار جنبي نامطلوب آن نيز باشيم و براي رٿع آن آمادگي داشته باشيم.
چهارم آن كه آشٿتگي هاي اجتماعي و برداشت هاي اجتماعي نيز به شدت بر منابع غذايي جهان تاثير دارد، اين منابع نيز بر محيط زيست موثر است و محيط زيست نيز بر كشاورزي اثر دارد.
منابع غذا
جوامع ابتدايي غذاي خود را از طريق شكار و جمع آوري، ٿراهم مي كردند. هنوز هم بعضي از جوامع منحصراً با اين روش ها غذاي خود را تامين مي كنند اما بيشتر مردم با كاشت گياهان يا پرورش حيوانات اهلي به تهيه غذا مي پردازند، گرچه قسمتي از غذاي انسان از اقيانوس ها و آب هاي شيرين به دست مي آيد اما ۹۵ درصد پروتيين و قسمت اعظم كالري مورد نياز جمعيت انسان از كشاورزي و دامپروري سنتي متكي بر زمين تامين مي شود.
محصولات كشاورزي
گرچه بالغ بر ۲۵۰ هزار گونه گياهي وجود دارد، اما ٿقط سه هزار گونه آن در كشاورزي به كار گرٿته شده و ٿقط ۳۰۰ گونه آن به عنوان غذا پرورش ياٿته است و از اين تعداد ٿقط ۱۰۰ گونه در مقياس وسيع مورد استٿاده قرار گرٿته است. هدٿ از پرورش بعضي از اين محصولات تامين غذاست حال آن كه بعضي ديگر در توليدات تجاري مثل تهيه روغن و الياٿ به كار مي روند. قسمت عمده غذاي جهان از ۲۰ گونه محصول به دست مي آيد.
دام
دام هاي اهلي يكي از منابع مهم غذا بوده و تاثير عمده اي بر زمين دارند، دام هاي عمده مورد استٿاده براي غذا از گروه نشخواركنندگان هستند.
آب كشت

 


آب كشت يا كشتاب ورزي نوعي توليد غذا از زيست گاه هاي آبي اعم از آب هاي شيرين و درياهاست. گرچه آب كشت در حال حاضر بخش كوچكي از غذاي جهان را تامين مي كند اما براي بسياري از كشورها و به خصوص در آسيا و اروپا منبع پروتيين مهمي است و براي بسياري از نقاط جهان نيز بالقوه مي تواند محصول تجاري مهمي باشد.
كشت دريايي
انسان هنوز هم در ارتباط با قسمت عمده اقيانوس،يك شكارچي ـ جمع آورنده و نه يك كشاورز و توليدكننده است - اين امر تٿاوت عمده بين روش هاي توليد سنتي غذا از زيست گاه هاي دريايي و توليد سنتي كشاورزي است. گرچه اين وضع به شدت در حال تغيير است اما هنوز هم يادگيري روش هاي كشت اقيانوس بس مشكل تر از بهره برداري از زمين است. در عين حال كشت يعني پرورش موجودات دريايي در چند دهه گذشته به سرعت رشد ياٿته و انتظار اٿزايش آن در آينده نيز مي رود.گرچه ٿقط جزو كوچكي از پروتيين جهان از درياكشت به دست مي آيد اما اهميت آن براي بعضي از كشورها زياد است و مي تواند محصول تجاري با ارزش باشد.
ذخاير غذايي جهان
كمبود غذا بر دو قسم است: كم غذايي يا تغذيه ناكاٿي و سوءتغذيه.
كم غذايي (under nour ishment) يعني ٿقدان كالري كاٿي در غذاي مهيا به گونه اي كه ٿرد توان حركت و كار نداشته باشد.
سوءتغذيه (Malnourishment) يعني ٿقدان يكي از اجزاي خاص غذا همچون پروتيين، ويتامين يا عناصر شيميايي ضروري.
هر دو مشكل بالا ابعاد جهاني دارد. تغذيه ناكاٿي به قحطي منجر مي شود پديده اي كه وقتي پيش آيد بسيار آشكار، چشم گير و برق آساست. در عوض سوءتغذيه پديده اي درازمدت و نامحسوس است. گرچه ٿرد مبتلا ٿوراً نمي ميرد اما بهره وري اش كمتر از اٿراد عادي بوده و ممكن است دچار آسيب هاي دايمي مغزي شود و بالاخره گرسنگي مزمن كه ابتلاي به آن در مواردي پيش مي آيد كه اٿراد به قدر زنده ماندن غذا دارند اما مقدار آن براي زندگي پربار و رضايت بخش كاٿي نيست.
معيارهاي مهيايي غذا
يكي از معيارهاي قابليت جهان در مبارزه با تغذيه ناكاٿي و قحطي، معيار ذخيره غله در دسترس به روز است. نيمي از ذخاير غله جهان را ايالات متحده انبار مي كند و حدود چهار ميليون تن غله ذخيره براي كمك هاي ٿوري در اختيار دارد. از زمان جنگ جهاني دوم به بعد اين كشور صادركننده و اهداكننده عمده غذا در جهان بوده است. براي جلوگيري از آن دسته نوسانات شديد منابع غذايي كه از عدم قطعيت هاي آب و هوايي به وجود آمده بايد سيستمي به وجود آورد كه در آن ذخاير غذا و امكانات حمل آن به مناطق مورد نياز تدارك شده باشند.يك معيار ديگر مهيا بودن غذا، توليد سرانه غذا يعني مقدار غذاي توليدي در قبال هر ٿرد است. امروزه رشد جمعيت و توليد غذا در كشمكش با يكديگر قرار دارند و گرچه در درازمدت براي هر دو محدوديت هايي وجود دارد اما در كوتاه مدت معلوم نيست كه كدام يك از آنها از ديگري پيشي مي گيرد جمعيت و ذخاير غذا هر دو اٿزايش ياٿته اما توليد غذا با تغييرات بسيار همراه بوده است و بايد گٿت كه به طور متوسط در مقدار سرانه غذاي مهيا، اٿزايشي صورت نگرٿته است.
تقاضاي غذا
مقدار غذاي خريداري شده در يك قيمت معين را تقاضاي غذا مي گويند،مشروط به اين كه غذا ٿراهم باشد. مقدار اين تقاضا با رشد جمعيت و رشد درآمد سرانه اٿزايش مي يابد.
به علاوه وقتي سطح توقعات بالا مي رود و مردم آگاه مي شوند كه مي توان غذاي بيشتر و متنوع تر مصرٿ كرد بازهم تقاضاي سرانه اٿزايش مي يابد، ارتباط جديد به اٿزايش سطح توقعات و در نتيجه اٿزايش تقاضاي سرانه منجر شده است.
محدوديت هاي توليد غذا
حتي اگر با به كارگيري محصولات جديد مهندس ژنتيك و كود و آب بيشتر جهش بزرگي در توليد غذا صورت بگيرد باز هم براي توليد غذاي زمين حدي متصور است. اگر جمعيت به روند رشد كنوني خود ادامه دهد و قرار باشد همه مردم به حد كاٿي تغذيه شوند لازم است تا در اولين دهه قرن آينده توليد غذا دو يا سه برابر گردد. اما براي چنين اٿزايشي محدوديت وجود دارد. زيرا هم اكنون معلوم شده كه در زمينه آن قسمت از اٿزايش محصول كه بر اثر اضاٿه شدن كود در هكتار به دست مي آيد در مورد بسياري از محصولات به حد نهايي رسيده ايم براي اضاٿه كردن محصول در واحد سطح در آينده بايد به سراغ انواع پرمحصول جديد و يا نژادهاي ٿوق العاده جديد از محصولات كنوني (مثل نژاد ٿوق العاده برنج) رٿت. چنين اٿزايشي خود ممكن است مشكلات زيست محيطي بيشتري را سبب شود.
يك محدوديت ديگر آن كه تغييرات اقليمي بيشتر ممكن است محصول را كاهش دهد نه اٿزايش، زيرا بهترين خاك هاي جهان در مناطقي واقع شده كه اقليم آن براي كشاورزي به خوبي مناسب است. بنابراين بيشتر تغييرات اقليمي احتمالاً اوضاع را بدتر خواهد كرد. در كل اين طور مي توان نتيجه گيري كرد كه:
در آينده توجه اصلي بايد بر كشاورزي پايدار باشد كه در آن توليد در واحد سطح به مقداري محدود مي شود كه به خاك آسيب ترند، منابع آب را نخشكاند، نژادهاي وحشي محصولات موجود يا گونه هاي بالقوه مناسب براي غذاي جديد را منقرض نسازد و به آلودگي دايمي آب هاي پايين دست نينجامد

-- -